سرآغاز

پیر بوردیو

سخرانی بوردیو در دانشکده علوم سیاسی شهر بوردو

روز 15 مارس 2002 (اسفند 1382) پیر بوردیو در تالار بزرگ دانشکده علوم سیاسی شهر بوردو در فرانسه یک سخنرانی ایراد کرد که گزارش آن به نقل از روزنامه «جنوب غربی» فرانسه در زیر می آید.

تالار دانشکده، آکنده از دانشجویانی است که تا راهرو ها را پر کرده اند تا سخنرانی دوساعته پیر بوردیو را که به وسیله دوربین های داخلی پخش می شود ، مشاهده کنند. سخنرانی ای که همگان از مدتها پیش در موسسه مطالعات سیاسی بوردو، انتظار ش را می کشیدند. در این سخنرانی بوردیو مروری گسترده بر سیر حرفه ای خود دارد و در زیر بخش هایی از سخنان او را می خوانیم.

واژه نامه بوردیو (11) هنرمند (L'Artiste)

« هنرمند فردی حرفه ای است که امر ضمنی را به امر عینی بدل می کند، کار او عینی کردن است یعنی سلیقه را به شیئی تبدیل می کند. او فردی است که امکان ها را به تحقق در می آورد: معنی عملی امر زیبا جز با به تحقق در آمدن قابل شناخت نیست. در واقع معنی ملی امر زیبا به گونه ای ناب، امری منفی است و تقریبا صرفا از «سرپیچی» ساخته شده است.

واژه نامه بوردیو 8: میدان سیاسی(Champs politique)

میدان سیاسی عرصه ای است که در آن رقابت میان کنشگران متعهد بر سر کالاهای سیاسی درگیر می شود، کالاهایی همچون مسائل، برنامه ها، تحلیل ها، تفسیر ها، مفاهیم، وقایع، یعنی کالاهایی که شهروندان متعارف می توانند نسبت به آنها تنها در موقعیت «مصرف کننده» قرار می گیرند و فقط می تودانند دست به انتخاب میان آنها بزنند و این در حالی که هر اندازه فاصله انها با مکان تولید این کالاها بیشتر باشد امکان اشتباهشان در انتخاب نیز بیشتر می شود(...)

واژه نامه بوردیو (12) دولت (دست چپ) ((Main gauche de l`Etat

” (...) تمام کسانی که آنها را کارکنان اجتماعی (travailleurs sociaux) می نامند – نظیر مددکاران اجتماعی‏ مسئولان پرورشی‏ قضات پایه‏ و همچنین هر چه بیش از پیش اسایتد و معلمان - کسانی هستند که من آنها را ” دست چپ دولت “ نام داده ام‏ تمام ماموران وزارت خانه های معروف به پر هزینه بودن که می توان رد پای آنها را در تاریخ دولت‏، در تاریخ مبارزات اجتماعی گذتشه دنبال کرد. این دست چپ‏ در مقابل دست راست دولت‏ یعنی آموزش یافتگان مدرسه ملی مدیریت دولتی (9 در وزراتخانه های مالی قرار می گیرند.“

واژه نامه بوردیو 5 : عشق

« نوعی حالت آرامش معجزه آسا که در آن ظاهرا سلطه، خود زیر سلطه می آید(...) بی شک عشق را بسیار به ندرت می توان در کامل ترین شکل آن یعنی آنچه عشق «مجنون وار» یا «دیوانه وار» نامیده اند و مرزی تقریبا هرگز دست نایافتنی است، به دست آورد، عشق پدیده ای ذاتا شکننده است زیرا همواره با خواسته هایی مبالغه آمیز همراه است : با برخی «دیوانگی ها» ( و شاید به همین دلیل که «ازدواج از سر عشق» را چنین برجسته و پر بار کرده ایم باشد که آن را به شدت در معرض خطر طلاق نیر قرار داده ایم) . عشق در عین حال ، همواره زیر تهدید بحرانی است که می توان حاصل بازگشت به حسابگری های خودخواهانه و یا صرفا بدل شدن آن به یک عادت روزمره باشد.»
La Domination masculine, Seuil, 1958, pp. 117-118.

سلطه مردانه، صص. 117-118.

واژه نامه پیر بوردیو 5 : سارتر (ژان پل) ، روشنفکر تام

چگونه وجود کسی همچون سارتر، روشنفکری (فرانسوی) در عالی ترین معنای آن، می توانست ممکن باشد؟ شرایط اجتماعی امکان یافتن یک روشنفکر تام، روشنفکری که بر همه جبهه ها اعم از جبهه های اندیشه، فلسفه، نقد، رمان، تئاتر حضور دارد، کدامند؟ این یک پرسش کامل است: سارتر، خالق روشنفکر، همچون خالقی ذاتی بود و هرگز از خلال خود-تحلیل هایی که پیوسته از سر می گرفت، قابلیت خود را در تا به انتها بردن شناخت خویش از حقیقت خود از دست نداد. چه به مثابه یک شخص فردی و چه به مثابه یک روشنفکر، به همین دلیل نیز او پیش دستی می کرد و از قبل هر گونه تلاش برای محدود کردن آنچه محدود ناپذیر می دانست، آن را به مثابه نوعی تقلیل گرایی رد می کرد، هر گونه تلاشی را برای طبقه بندی طبقه بندی ناپذیرها، برای اندیشیدن عینی به هرگونه اندیشمند، هر گونه اندیشه عینی کننده را .

واژه نامه بوردیو2 : معرفی تهیه کنندگان فرانسوی واژه‌نامه

واژه نامه بوردیو به صورتی که در این پایگاه خواهد آمد در واقع ترجمه ای است تدریجی و بدون رعایت نظم الفبایی، از کاری که اصل آن به زبان فرانسوی انجام شده و بر روی پایگاه اینترنتی پیر بوردیو در دسترس است. متن زیر، مقدمه ای است که تهیه کنندگان اصلی واژه نامه بر آن نوشته اند:

عینی کردن (Objectivation )

معنای نگاه کردن از بیرون، همچون به یک شیئی چیست؟ یا به قول دورکیم شیئی کردن پدیده ها چه معنایی دارد؟ چیزهای زندگی و یا بهتر بگوئیم چیزهای زندگی روشنفکری که ما خودمان هم به آن تعلق داریم و در آن مشارکت می کنیم چه معنایی دارند؟ در این کار ما پیوند و همدستی ضمنی ای را که با آن چیزها داریم از میان می بریم و سبب شورش آدم هایی می شویم که به این ترتیب شیئی ای یا عینی شده اند و همچنین آدم هایی که خود را در آنها باز می شناسند. چنین عملی یعنی آشکار کردن آنچه ناپیداست اما پیشتر از این دیده شده و رسوا قلمداد کردن چیزهایی که هر روز می توان در روزنامه ها دید و خواند، به چه معناست؟
A Propos de Karl Kraus et du journalisme, Actes de la recherché en sciences socials no. 131-132, 2000, p. 124.
درباره کارل کراوس وروزنامه نگاری، اسناد پژوهشی علوم اجتماعی، ش. 131-132، 2000، ص. 124.

زبان (Langue)

زبان را باید حاصل کار مولفانی دانست که دارای اقتدار برای نوشتن هستند، و دستور زبان نویسان و اساتیدی که قواعد آن و نحوه قرار گرفتن آن قواعد را در زبان مشخص می کنند و بدین ترتیب زبان یک رمز (کد) است به معنای اعدادی که امکان می دهند میان صداها و معانی توازن ایجاد شود، ولی همین طور به معنای نظامی از هنجارهایی که به رفتار های زبانی نظم می بخشند.

Ce que parler veut dire, fayard 1995, p.27

آنچه گفتن معنا می دهد، ص. 27

واژه نامه بوردیو 9: خودزندگی نامه (Autobiographie)

یک خود زندگی نامه اغلب به نوعی ساختن بنای یادبود، مقبره ای با شکوه برای خود می ماند.

Interventions – Sciences Sociales , Action politique, Agone, 2002, p. 194

نوشته های پراکنده، علوم اجتماعی و کنش سیاسی، 2002، ص. 194

خانواده(Famille)

واقعیتی خصوصی با منشاء عمومی.
Raison pratique, Seuil, 1994, p.144

عقل عملی ، 1994، ص. 144

تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.