050. فرهنگ و اسطوره

گزارش پنجاهمین نشست «یکشنبه‌های انسان‌شناسی و فرهنگ»:«فرهنگ و اسطوره»

نشست پنجاهم«یکشنبه‌های انسان‌شناسی وفرهنگ»، روزیکشنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۳، درمرکز مشارکت‌های فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار شد. درابتدای این نشست فیلم مستند «نوروز پارسی» ساخته آقای حسن نقاشی به نمایش درآمد و در ادامه آقای دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور نویسنده اسطوره شناس واستاد دانشگاه شهید بهشتی با عنوان «اسطوره­های مانوی» سخنان و مباحث خود را ارائه نمودند. در بخش دوم آقای دکتر محمد شکری فومشی، استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب ، نویسنده و محقق باموضوع «آثار ادبی و هنری مانی»  سخنرانی خود را ارائه کردند. در پنل پایانی جلسه پرسش وپاسخ با حضور آقایان دکتر فکوهی، دکتراسماعیل پور، دکتر شکری فومشی برگزار گردید و به پرسش های حاضرین پاسخ داده شد.

 

مستند: «نوروز پارسی»

مستند نوروزپارسی کاری از حسن نقاشی بود که در تخت­ جمشید تصویربرداری شده است. این مستند به رابطه نوروز، جشن کهن ایرانی و تخت جمشید می پردازد. در اثر می بینیم که در 520 پیش از میلاد مسیح داریوش شهریاری از دست رفته هخامنشی را باز ستاند و بر آن شد که در دامنه کوه رحمت معبدی آئینی بر پا نماید و اینگونه شده که پارسه بر پا شد. داریوش خود تشریفات آئینی را به جا می آورد و نوادگانش نیز بر او تاسی می نمودند. با یورش اسکندر مقدونی پارسه ویران شد و از رونق افتاد. ساسانیان در ویرانه های پارسه که آن را صد ستون می خواندند آئین­هایی به جا می آوردند. نقوش حک شده ساسانی در کنار نقوش هخامنشی در دیواره های پارسه به چشم می خورد. نقوشی چون پیروزی شاپورساسانی بر والرین امپراطورروم، اشاره ای ظریف بر شکست نوادگان اسکندر دارد. با نفوذ اسلام پارسه به 40 منار شهرت یافت؛ که بعدها به آن هزار ستون، قصرآئینه و تخت بلقیس هم می گفتند. مستند بیان می کند که نخستین بار کتاب عجایب نامه در قرن هفتم هجری پارسه، تخت جمشید نامیده شد . عجایب نامه پارسه را به جمشید پادشاه اساطیری ایران نسبت داده که دیوان را به بند کشیده و به بنای این عمارت پرداخته است. جمشید در اولین روز از فروردین بر تخت نشست و آن روز را نوروز نام نهاد. رمزگشایی خطوط میخی موجود در تخت جمشید و هم چنین حفاری های به عمل آمده و نتایج بررسی ها به وضوح حکایت از برگزاری مراسم نوروزدر تخت جمشید دارد. کارگردان بیان می کند که این باغ سنگی سخن از هم بستگی و دوستی دارد و تمام نقوش و از ستایش و تبرج گیتی و از نو شدن و نوروز حکایت دارد. بیان برخی از رسوم و توصیف نقوش حک شده بر دیواره های تخت جمشید و شرح آئین  های کهن نوروز از سایر مباحث بیان شده در مستند «نوروز پارسی» بود.

سخنرانی دکتر ابوالقاسم اسماعیل پور: «اسطوره­های مانوی»

اقای دکتر اسماعیل پور با نشان دادن تصویری از مانی سخنان خود از آغازکرد و گفت این تصویر متعلق به جوانی مانی است. تاریخ تولد و مرگ مانی AD274-216 است. وی گفت مانی فقط به عنوان پیامبر یا پیام آور و مروج کیش گنوسی یا مانوی نبوده، بلکه او در وهله اول یک هنرمند و یک نقاش برجسته بود که همه ایرانیان می­توانند به او افتخارکنند به عنوان بنیان­گذار مینیاتور و هنر تصویری. چنان که آیین و کیش خود را عمدتاً با زبان تصویر بیان کرده است.او یک نقاش،خوشنویس و ابداع کننده خط مانوی است.خط مانوی الهامی از خط سریانی است. مانی فیلسوف،عارف، نویسنده و شاعر است.او متصف به صفات دیگری هم هست و مروج کیشی است که از شرقی­ترین نقطه، چین تا غربی­ترین نقطه آسیای صغیر تا روم گسترش پیدا کرده است. دکتر اسماعیل پور به طور خلاصه زندگی مانی را گونه بیان کرد، مانی در قرن سوم میلادی تیسفون که پایتخت اشکانیان بود در بابل متولد شده و در جندی شاپور فوت کرده است. مانی در12سالگی و 24سالگی نبوغ خود را نشان داد. در12سالگی خوابی می بیند که در آن فرشته همزاد مانی پیام هایی را به او می­رساند.در 24 سالگی دربابل و بین النهرین سخنرانی بسیار جذابی  می­کند که بسیاری را تحت تاثیر قرار می دهد و پیروان بسیاری را گرد هم می آورد.در آن مکان کشتی­بانی حضور داشت که عازم سفر هند بود و مانی را در24سالگی با خود همراه می­کند. در بخشی از هند که در آن زمان حدود پاکستان بود. مانی در هند با هندوها و بودایی ها آشنامی­شود.مانویت تلفیقی از کیش گنوسی، زرتشتی، مسیحی و بودایی است. دکتر اسماعیل پور در ادامه سخنان خود تصویری از گسترش و ترویج اندیشه های مانی را نشان داد و گفت، مانویان از شرق هند تا آسیای مرکزی، یونان و آسیای صغیر در دوره شاپور اول بسیار فعال بودند.تصاویری که از مانی مشاهده می کنید،تصاویری خیالی است و این تصویر با موهای بلند به سبب آن است که با تصویر حضرت مسیح تطابق پیدا کند.مانی خود را فارقلیط مسیح قلمداد می­کند؛ کسی که بعد از او خواهد آمد. کیش مانوی از مسیحیت بسیار وام گرفته و همان طوری که از کیش گنوسی و گنوستیسیسم یا زرتشتی گری تاثیر پذیرفته است.او در دوره کرتیر زندانی و کشته می شود. دکتر اسماعیل پور در ادامه تصویری نشان داد و اشاره کرد این چشم انداز مانویت است.از طرف دیگر خواهرزاده قیصر روم فردی به نام نفشا به کیش مانوی گرایش می یابد. مانی مبلغان قوی داشته هم درشرق و هم درغرب، در شرق این کیش در چین هم گسترده شده بود.ایشان نگاره ای را نشان داد که مربوط به آیین مانوی بود و افرود در همه جاآثار مانوی یافت شده به جز خود ایران. پدر مانی متولد همدان و مادرش از خاندان اشکانی و خراسانی بود. البته قطعه­ای در شیراز پیداشده که آقای دکتر شکری ارتباط آن را باعصر مانی مطرح کرده است و البته محل تردید است. هرآنچه در اینجا بوده یا نابودشده یا آتش زده شده حال آنکه در تورفان چین،آسیای صغیر آثاری از آن زمان پیداشد.در ادامه، او تصویری از اعدام مانی در قالب نقاشی مینیاتور نشان داد و گفت تصویری تراژیک است در مورد نابغه ای که همه صفات هنر و ادب و شعر را دارا بود. وقتی سخن از شعر به میان می­آید منظور زبور مانوی است که منسوب به مانی است،مانی اشعاری به فارسی میانه داشته است.شاپورگان مانی و کتابهای متعدد از او در این زمینه وجود دارد. دکتر اسماعیل پور تصویری از جشن«بِما» را نشان دادکه مقارن با تاریخ مرگ مانی برگزار می شد و شادی می­کردند زیرا اعتقاد داشتند او به آسمان پیوست و به بهشت نور. «بما» یعنی تخت یا کرسی، روی این میزتمثالی از مانی گذاشته می­شد و میوه­های گوناگون مخصوص این آئین، و هرسال در آن جشن گرفته می­شد.دکتر اسماعیل پور تصویری ازجشن آئین «بما» در شرق دور را نشان داد و گفت این جدیدترین تصویری است که پیدا کرده ام.در معبدی در چین در استان فوجیان اگر چه پیروان مانی وجود ندارند اما این آیین به شکل نمادین در حال انجام است.در ادامه عکسی از تاج معنوی یا روحانی نشان دادتاجی که بالای سر مانی است. از تصاویر مانوی است و تصویر دیگری که هاله ماه دورسر مانی قراردارد که واقعی تر از تصاویردیگر است. دکتراسماعیل پور در ادامه مباحث خود به تعالیم مانی و اسطوره های مانوی پرداخت و افزود،اگربخواهیم اسطوره های مانوی را به زبان ساده بیان کنیم می توان گفت این اسطوره ها به زبان ساده دوبن و سه دوره است.زیرا مانی به سبب هنرمندبودنش ذهن بسیارپیچیده ای داشته است.اگربخواهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم بیان کنیم باید گفت مانوییت بسیار با آیین رزتشتی متفاوت است، از این منظرکه آئین زرتشت آیین پرستش جهان مادی هم هست علاوه براینکه پرستش مینو و جهان مینوی و علّیه است. زمین،گیاه،انسان و همه مظاهر مادی درکیش زرتشت هستند لذا مقدس و محبوب هستند. در حالیکه در کیش مانی جهان مادی پست و خوار و حقیر است و جنبه اهورای ندارد.این نخستین تفاوتی است که بین اسطورهای مانوی و زرتشتی می توان قائل شد. هرچند خاستگاه مانی ایران است و همدانی است. اودرکودکی به همراه پدر مهاجرت می­کند و به بابل در بین النهرین می­رود بابل در آن زمان پایتخت فرهنگی جهان بوده،لذا می بینیم کیش مانی شباهت زیادی به ادیان ایرانی که جهان مادی در آن تقدس دارد شبیه نیست، در کیش های ایرانی جهان مادی را باید دوست داشت درحالی که مانویت جهان مادی پست و اهریمنی است و اساساً انسان اهریمنی است.نکته  مهم  آن است که چون مانی در قلمرو سامی و بین­النهرین که محل برخورد فرهنگ های شرقی و غربی بوده (خاستگاه گنوسی­ها که در سوریه،مصر و بابل بود) مانی تحت تاثیر آن فرهنگ قرار می­گیرد. بنابراین دوئالیسم منظور ثنویت نور و ظلمت است.اولین جمله که در خصوص اسطورهای مانوی می توان گفت این است که اسطورهای مانوی بیانگر نور و ظلمت است.ظلمت همین دنیای مادی است و نور پدربزرگی یا زئوس مانوی یا پدر عظمت معادل زروان ایرانی است.این خدای نور به قدری عظمت دارد که دور از شان اوست که به این جهان مادی نظر کند.جهان مادی را خدای دیگری می آفریند که روح زنده نام دارد و نام ایرانی او مهر ایزد است. چشم انداز کلی تعالیم کلی را اینگونه بیان می­کند که کیش مانی،کیش دوبن و سه دوره است.دوین (نورظلمت ومانوی است) یعنی جهان به دو بخش کاملاً مجزا از نور و ظلمت تقسیم می شود و سه دوره عبارتند از:

-دوره زرین جدابودگی نور از ظلمت(اغاز و بدو آفرینش)

نور و ظلمت  هیچ کار باهم ندارند جهان آکنده از نور مطلق است و آغاز آفرینش با نور و زیبای است، این بهشت مانوی یا کیهان شناسی مانوی است.بهشت معنوی جایگاه خدای عظمت یا خدایگان نور است،بعداز خدای بزرگ مانوی ما حدود 30 ایزد دیگرنیز داریم، این دوره نخست است.دوره اول دوره پاک و اهورابی و نورانی است.

-دوره دوم دوره حمله اهریمن­ها و دیوها به جهان نور است و دوره آمیختگی نور و ظلمت یا دوره آمیزش است.که همان دوره زندگانی ما است.

-دوره سوم مجدد دوره جدای نور وظلمت،دوره پایانی و رستگاری است که طی فرایندهایی نور جدا

شده و رها می گردد. مانی آن را دوره گنوس یا معرفت نام می نهد، در این دوره  است که میوه معرفت باعث رهای نور می شود، در ادامه تصویری از جهانشناسی مانوی نشان داده شد که در آن تضاد میان نور وظلمت و خیروشر مشاهده می شد. دکتر اسماعیل پور در خصوص سایر عناصر نمادین اندیشه مانوی گفت درخت سه شاخه بیانگر سه دوره کیهان شناختی در اساطیر مانوی است درختی سه شاخه،سه تنه که میوه های آن میوه های نور و زیبای است.درخت زندگی شجره الحیاة. مانوی ها با تصویر حرفهای خود را بیان می­کردند نگارگری آنها در خدمت کیش مانی بوده که این اسطوره های پیچیده را به زبان مردم در آورده و برایند خدایان و کیهان شناخت را تببین کنند.ارژنگ مانی که تصویرگر اسطورهای مانوی بوده به روایتی تاقرن پنجم هجری وجود داشته است.ابوالمعالی در قرن پنجم می نویسد تصاویر ارژنگ درخزائن غزنین هست، یعنی تا قرن پنجم وجود داشته اما بعداز ان دوره توسط غزنویان به آتش کشیده شده است.اگرچه برخی اساساً منکر وجود تصاویر مانوی می شوند اما این قابل انکار نیست زیرا در تورفان چین حدود 4500 قطعه ایرانی وجود دارد، نوشته ها و مینیاتورهای زیبای ایرانی روی چرم و حریر که بخشی از آن در موزه برلین نگهداری می­شود نمونه هایی از این موارد است. دکتر اسماعیل پور در ادامه افزود من خودم معتقدم که سنت پرده خوانی که بعدها شاهنامه شامل حال آن شد بازمانده سنت مانوی است.زیرا در بسیاری از متون مانوی داریم که می گوید «نگر به این نگارکه چه می­گوید»،یعنی کسی که از روی نقاشی برای مردم پرده خوانی می­کند.اگر چه در این زمینه پژوهش زیادی نشده و برای اثبات آن باید بیشترتحقیق شود. بنابر آنچه گفته شد در اسطوره آفرینش، سه مرحله آفرینش وجود دارد که با سه دوره قبل متفاوت است.مانویان برای توضیح فرایند رهایی نور به سه آفرینش قائل شده اند.

-آفرینش اول، خیر و شر کاملاً مستقل از هم هستند. در آفرینش نخست بدون ورود در جزئیات باید گفت مادرزندگی، ام الحیاة از سوی پدر زندگی فرا خوانده می شود. یعنی ایزدان دیگر را نمی آفریند  بلکه فرا می خوانند. همان گونه که در مسیحیت کلمه واژه با معنایی است در اندیشه مانوی نیز فرا خواندن چیزی را به کلام آوردن است. در آفرینش اول مادر زندگی، مادرحیات یا مادر هستی است. او ایزدی دیگری به نام انسان قدیم یا انسان ازلی را فرا می­خوانند و این همان نخستین مرحله آفرینش است.به بیانی این مادر و فرزندی را فرا می­خواند البته باید توجه داشت که اینها ایزد هستند که اسم او انسان است اما در حقیقت یک ایزد است.او انسانی ازلی است و مادی نیست،در این مرحله انسان مادی هنوز آفریده نشده است.انسان قدیمی چند فرزند دارد که به آنها امه­اسنپدان می­گویند که در اینجا مجال گفنگو درمورد آنها نیست. همانگونه که گفته شد مادر زندگی انسان نخستین را که نماد اسارت روح است فرا می­خواند،او نماد اسارت نور است،زیرا در آخر دوره آفرینش اول که جهان نور تاریکی پدید می آید انسان قدیم (The Primordial Man) توسط نیروهای اهریمنی و ظلمت دستگیر و زندانی می­شود.اسارت او نماد اسارت روح انسان است. به طور بسیارگذرا باید اشاره کردکه عرفان مانوی باعرفان صدر مسیحی و عرفان اسلامی که عبارت است از هبوط روح شباهت دارد، عرفان ایران ریشه در دوران ساسانیان دارد در قرن سوم میلادی. در آن زمان اسارت روح، هبوط روح، نجات و رستگاری و بازگشت به جهان علوی مطرح بود.دیوان انسان قدیم را به اسارت گرفته و اورا بی هوش در سرزمین ظلمت رها می­کنند.

آفرینش مرحله دوم مرحله مهمتری است که روح زنده همان میترا که نام ایرانی آن مهر ایزد یا همان میترا است، انسان قدیم را از اسارت نجات می­دهد. توجه داشته باشید که این نبردی میان خدایان است و جنبه زمینی ندارد، در نهایت رهایی انسان قدیم به دست روح زنده صورت می­گیرد.روح زنده نیز پنج فرزند داشت که در این بستر مجال گفتگو در خصوص آنها نیست، ششمین فرزند او ایزدی است که در اثر فریاد انسان قدیم هنگام زندانی شدن در انتهای ظلمت و به هوش آمدن او پدید آمد.نام این ایزد «خروشتک­یزد» یعنی ایزد خروش است. فرزند ششم مهرایزد به آن فریاد پاسخ می­دهد و در اثر پاسخ او ایزدی دیگر پدید می آید که «پدوا ختک­یزد» نام دارد یعنی ایزد پاسخ.

مهرایزد دست راست خود را از بالای آسمان به انتهای ظلمت فرو می­کند و انسان نخستین را نجات می دهد و بیرون می­آورد.دست راست در میترائیسم معنا دارد و در برگیرنده معانی سمبلیک است. در این فرایند اسارت انسان نخستین اتفاق مهمی رخ می­دهد و آن این است که پنج فرزند او توسط دیوان بلعیده می­شوند دیوان موفق به خوردن پاره های نورتن این فرزندان می­شوند،آمیزش نور و ضلمت در اینجا رخ می­دهد.در ستیز ایزدان و دیوان پار­ه­های نور دنیای آرمانی و نورانی توسط دیوان بلعیده می­شوند.دیوان در اینجا برنده هستند اما مهر ایزدمبارزه خود را ادامه می­دهد و به جنگ عظیمی می­رود. می­دانید که در اسطورهای میترایی هم، میترا جنگ آور است.به همین سبب است که مانویت کیش بابلی و سامی تصور می­شود نه آریایی، اما از عناصر آریایی خیلی بهره گرفته است.از اینکه میترا جنگ اور است وقتی بهرام می­آیدحکایت از جنگ آوری روح زنده میترایی دارد، که دیوان را شکست می­دهد اما پارهای تن بلعیده می­شود.در این مرحله (آفرینش دوم) جهان مادی آفریده می­شود، اول آفرینش مینوی بود اینجا آفرینش جهان مادی می­شود.جهان مادی از کشته تن دیوان پدید می آید، یعنی زمین از تن دیوان پدید آمده است. این اندیشه بسیار بدبینانه است، یعنی مهر ایزد جهان رااز تن دیوان کشته شده ساخته است به این معنی است که این جهان پست است و دنیا دنی است. زیرا در دنیای سامی جهان پست است و اهورایی نیست.این تفاوت جهان بینی زرتشتی و آریای باجهان بینی سامی است.جهان پست در مانویت هم همین­طور است زیرا جهان مادی از بقایای تن دیوان پدیدآمده وآسمان از پوست تن دیوان. اما در اثربلعیده شدن پارهای نور توسط دیوان اتفاق جالبی رخ می­دهد واینکه پارهای نور بلعیده شده توسط مهرایزدنجات می­یابد و از آن پارهای آزادشده خورشید و ماه تشکیل می­گردد، از پاره­های نورکمی آلوده شده، ستارگان را تشکیل می­گردد.لذاستارگان نیمه نورانی و نیمه اهورایی هستند در اینجا دو ایزد دیگر داریم که لازم است نکاتی درخصوص آنها بیان شود یکی ایزدی به نام «دهبد»،اولاً وقتی این جهان مادی را می آفریند ده آسمان و هشت زمین پدید می آورد. البته اینها جنبه نجومی هم داشته شاید طبقات افلاک مراد باشد، بعداً خواهیم دید که آسمان یازدهم هم داریم. باید توجه داشت اسطوره­ها چون تخیل محض هستند منطق  داشت اسطورهته شاید طبقات افلاک مراد باشد. البته بعداً خواهیم دید که آسمان یازدهم هم داریم. البته ندارند و بی منطق و بی زمان و بی مکان هستند و گاه غیر منطقی و غیر ریاضی می شوند. این «دهبد»، ده آسمان را از بالا نگاه می دارد. ایزد دیگری داریم به نام «مانبد» که در هشت زمین بر فراز زمین پنجم ایستاده و سه زمین دیگر را بر دوش و شانه های خود نگهداری می کند(مثل اطلس یونانی). در این دوره جهان بی حرکت و بی زمان است. می رسیم به آخرین مرحله آفرینش که آفرینش سوم است در این مرحله نام ایزد پیامبر سوم است و دوشیزه روشنی (باکره روشنی). به طور خلاصه می توان گفت آفرینش سوم دوره رهایی است آن دوره ای که به هر حال پاره های آفریده شده نور در بند دیوان هست. در آفرینش انسان خواهیم گفت که دیوان با نوری که بلعیده اند نور را زندان ابدی بشریت نموده اند. آفرینش سوم آفرینش رهایی است. زمان، خورشید و ماه حرکت می کند و سه ایزد مهم داریم نریسه ایزد ، آفرینش نخستین زن و مرد ، عیسی درخشان ، راهنمایی جهان، آتش بزرگ، ظهور مانی،ظهور روح القدس و ارواح مقدس که در برابر پدر بزرگی می ایستد. تفسیر این مرحله آفرینش اینگونه است که در این آفرینش اتفاقات مهمی افتد و آن رهایی انسان است. عیسی درخشان بصورت ایزد است. عیسی سه شخصیت در کیش مانی دارد و در این دوره می آید تا انسان را نجات بدهد و آن روحی که در انسان در بند است رهایی ببخشد. در ادامه دکتر اسماعیل پور به آفرینش انسان در اندیشه مانی اشاره کرد و گفت آفرینش انسان یک فرآیند خیلی پیچیده ای است و به بیان دیگر تصویر گری آفرینش زن و مرد به صورت ذیل از ذهنی بسیار پیچیده بیرون می آید، به این صورت که، دیوان که نورها را بلعیده بودند یکدیگر را می خورند و به دو سر دیو یا دیو بزرگ تبدیل می شوند. اشقلون و نمرائیل، (دو دیو نر و ماده) از آمیزش اینها نخستین زن و مرد پدید می آید یعنی انسان در باور مانوی بن دیوی دارد، بن اهریمنی دارد خیلی پست است. این انسان فقط یک ویژگی دارد و آن امتیاز این است که نوری که دیوان بلعیده بودند در تن انسان وارد می شود. روح در بند در عرفان اسلامی، همین نور ازلی است. انسان کاملاً پست و مادی است فقط یک پاره نور دارد. رسالت انسان رها کردن این روح در بند است. انسان برای این آفریده شده که این روح در اسارت را نجات بدهد، و به منشا اصلی و دنیای علوی برساند. اگر اینکار را کرد رستگار می شود وگرنه به جهان مادی بازمی گردد. برگشتن او به جهان مادی نوعی از تناسخ است که مانی در سفر خود به هند از بودائیان گرفته است. تناسخ را مانی از بودیسم می گیرد و بازگشت دوباره در اثر آزاد نشدن نور در بند، رخ خواهد داد و این دور و تسلسل ادامه خواهد داشت. نخستین مرد و زن یکی «گهمرد» که نام او شبیه کیومرث است ، گیومرد یا گیومره تن به معنای جان میرا یا فانی، و نام زن «مردیانه» است که شبیه مشیانه است.این عیسی درخشان و نریسه ایزد و سایرین که می خواهند انسان را نجات دهند، در گام نخست «گهمرد» را نجات می دهند و او رستگار می شود، اما مردیانه با دیوان همراه می شود. و با این شیوه تصور منفی موجود به زن در اندیشه باستان را که در اسطوره های مانوی تجلی پیدا کرده می­توان لمس کرد. نخستین زن در اندیشه­ها اساطیری مانوی (مردیانه) بسیار پست است که انسان­های مانوی از او نشأت می گیرند روح اهریمنی دارد و با دیوان همراه شده است. فقط یک بار با مردیانه آمیزش صحیح رخ می دهد که از او شیث پدید می آید که رستگار می شود. چون «مردیانه» نخستین زن نور کمتری در وجود خود دارد تلقی اینگونه بوده است. لذا در اسطوره های مانوی شخصیت او نسبتاً منفی است، بخصوص که زن جایگاه بالایی در مانویت ندارد.اگر چه بعدها در جامعه مانوی زنها هم حضور پیدا کرده و به جایگاه­های بلند پایه ای مانوی رسیدند، ولی آن چهره منفی که از زن در اسطوره های مانوی نشان داده شده دلیل آن این است که زن باعث تکثیر (توالد و تناسل) می شود. هرگونه توالد و تناسل سبب بیشتر در بند شدن آن نور می شود لذا در میان برگزیدگان مانوی حق ازدواج وجود نداشت مانند شاخه ای از مسیحیان که حق ازدواج ندارند چون اعتقاد داشتند با ازدواج و توالد و تناسل بیشتر این نور بیشتر زندانی می شود لذا ازدواج را جایز نمی دانستند. ولی روایات چینی نشان می دهد(روایات موجود از اندیشه مانی در زبان چینی که یک محقق مستقیماً آنها را به زبان فارسی برگردانده است تحت عنوان روابط چین و ایران از دوره اشکانی تا شاهرخ تیموری در آنجا داریم) که مانوی­ها در چین برای زن خیلی ارزش قائل بودند و شاهزادگان چینی مانوی شده بودند و به یک نوع ارتباط آزاد (زیرا در بین خواص ارتباط ممنوع بود) وجود داشته است. ولی عوام مانوی حق ازدواج داشتند، اما برای خواص ازدواج و خوردن گوشت ممنوع بوده است. عوام می توانستند اما در چرخه های بعدی در دنیا باید می توانستند نور را آزاد کنند و به خواص تبدیل شوند.لذا در آفرینش سوم که ایزدان نام مشخص دارند (عیسی درخشان، نریسه ایزد و …) همه رهایی بخش هستند، در اینجا ماه سمبل مهمی در اسطوره های مانوی است. اینها ماه را به صورت کشتی نور تصویر می­کردند. اول هر ماه، کشتی خالی است مسافری ندارد اما هرچه کشتی جلو می رود روح های آزادشده از انسان های رستگار شده به ماه می رود و آن را پر از نورهای آزاد شده مانوی می کند و در چهاردهم پر از نور رستگار شده می شود، از 15 ماه به بعد نور را تخلیه می کند ابتدا از طریق ستون روشنی و راه شیری به خورشید می رود و در آخر ماه، کشتی خالی می شود و مجدد نورها را سوار کرده به خورشید می رساند و از خورشید به «بهشت نو» می رود. بهشت نو بهشتی موقتی است و جایگاه نورهای آزاد شده است که تا پایان جهان نگهداشته می شوند. تا همه این نورها به بهشت نور یا بهشت برین بپیوندند. ایشان در ادامه گفت پایان جهان را در بخش پایانی صحبتهای خود توضیح می دهم (آقای دکتر اسماعیل پور در ادامه تصاویری از کشتی ماه را که ایزد نور در آن سوار است و نماد روح های آزاد شده است. هم چنین تصویر روح پس از مرگ را نیز نشان داد).پایان جهان در کیش مانوی محل سنجش روح ها و روان های آزاد شده است و ایزد دیگری از 30 ایزد به نام داور دادگر که روانهای انسانها را به سنجش می کشد.اگر روان درستکاری باشد از طریق کشتی به بهشت نو می رود. اگر میانه باشد یعنی نور و ظلمت برابر داشته باشد به دنیا پرتاب می شود تا اصلاح گردد و اگر روح بدکار باشد در آتش سوزی پایان جهان سوزانده می شود.زیرا در اسطوره های مانوی در پایان جهان آتش بزرگی شعله ور می شود و جهان را در برمی­گیرد که 1468 سال طول می کشد. و ایزدی که مانند اطلس سه زمین بالا را بر دوش خود نگهمیدارد این زمین­ها را رها می کند و هشت زمین و همه آسمان­ها و کل جهان فرو می شکند. همه بدی ها و ظلمت ها در این آتش سوزانده می شود و در آخر تصویری از روح پس از مرگ را داوری می کند. موقعی که روان ها آزاد می شوند توسط سه فرشته که یکی کوزه آب، یکی جامه و یکی دیهیم نور (تاج نور) دارند، پیش پدربزرگی برده می شوند و همه یکپارچه می شوند و دوران زرین یک جابودگی نور و ظلمت آغاز می گردد. اما ظلمت نابود نمی شود بلکه او را در ته چاهی دفن می کنند و تخته سنگ بزرگی بر دهانه آن چاه می گذارند. این بیانگر این مطلب است که همیشه خطر شر وجود دارد. این اسطوره نشان می دهد ذهنیت بدبینانه ایران در قرن سوم میلادی که اسطوره های بین النهرینی یا بابلی بیانگر آن است، در اسطوره های زرتشتی و شاهنامه هم به همین گونه است و در آنجا داریم که ضحاک هم کشته نشده و از بین نمی رود بلکه در کوه دماوند به بند کشیده می شود، لذا همیشه خطر شر و خطر اهریمن و ظلمت وجود دارد. دکتر اسماعیل پور در ادامه آخرین معبد مانی در فوجیان چین را نشان داد و افزود این تندیس مانی را در قرن 14 میلادی ساخته اند. مانی خود در قرن سوم میلادی بود، کیش مانویت بعدها در چین تا قرن 14 میلادی حیات زنده دارد. در قرن 14 میلادی یک راهب مانوی این تندیس را به شرقی ترین نقطه چین می برد که از تورفان که در غرب  واقع شده بسیار دور است و از دسترس حمله تاتارها و مغول­ها در امان بوده است آنها به شهری به نام زیتون می گریزند، که نام ایرانی دارد. شهری که در آن مانوی ها، بودایی ها، یهودی ها و مسیحی ها در کنار هم زندگی می کنند شهری که گفتگوی تمدن ها در آن وجود داشت. تندیس قرن 14 از بین رفت اما از روی آن بازسازی صورت پذیرفت. از این سو در غرب نیز می بینم که کیش مانوی در بلغارستان، کاتارهای فرانسه،بوگومیل­ها به کیش مانوی هستند.

 

 

سخنرانی دکتر محمد شکری فومشی: «آثار ادبی و هنری مانی»

دکتر شکری فومشی سخنان خود را با شرح آثار ادبی و هنری مانی آغاز نمود و گفت قصد دارم روی آثار شخص مانی سخن بگویم و کاری به آثار پدید آمده توسط مانویان پس از مرگ او ندارم. آثار مانی را به طور کلی می توان به دو دسته تقسیم کرد. این تقسیم بندی در مورد آثار دنیای مانوی نیز قابل ذکر است. دسته اول به آثار کانونیِ مانوی معروف است؛ آثار اصلی و آثاری که مقدس محسوب شده و همه جوامع مانوی آنها را به عنوان کتب اصلی مانی پذیرفته اند. تعداد این کتاب‌ها 7 است که این عدد، عدد مهمی است. غربی ها و شرقی ها همه این اتفاق را دارند. از جوامع غربیِ مانوی کتاب مواعظ مانوی و کفالایا را داریم که هر دو به زبان و خط قبطی در مصر نوشته شده و از گروه شرقی مانوی مثلاً رساله چینیِ کومپندیوم را. اینها از 7 اثر مانی یاد کرده اند که در آغاز همه اینها انجیل مانی قرار می گیرد. این که مانی کتابی به نام انجیل دارد عجیب به نظر میرسد. دکتر شکری گفت همواره برایم سوال بوده که چرا مانی کتابی تحت عنوان اوستا ننوشت ولی یکی از مهمترین آثارش را انجیل نامید. همین سوال بود که موضوع رساله دکتری بنده شد. کلمه انجیل اصل یونانی دارد: اِوَنگِلیون، به معنای مژده و خبر خوش است.

سایر کتابها به ترتیب عبارت بودند از: گنج زندگان، پرَگماتیا، کتاب رازان، کتاب غولان، رسالات / دیوان، و زبور. منابع شرقی و غربیِ مانوی نشان می دهند که از بین این هفت اثر از همه مشهورتر در جامعه شرقی و غربی آن دوران، انجیل و گنج زندگان بوده است. اگر آثار مانی را در یک دسته بندی روایی طبقه بندی کنیم، مانی در یکی از منابع اصیل خود یعنی در یکی از فصل های کتاب کفالایا اشاره می کند که او پنج کتاب از جانب خداوند به صورت وحی یکجا دریافت کرده. این کتابها منشاء ایزدی دارند و مستقیماً از آسمان آمده اند. مانی می گوید کتاب انجیل را پیامبر سوم یا همان نریسه ایزد در منابع ایرانی به من هدیه داده و من چیزی به آن نیفزودم. مانی به مومنانش می گوید البته من هم نوشته های شخصی خود را به شما هدیه می دهم که آنها هدیه های من به شما هستند. بنابراین آثار شخص خود مانی شامل پنج اثر است که بصورت وحی یکجا دریافت گردیده و دو اثر دیگر او (دیوان و زبور) سنت و گفتار مانی هستند. به جز یک اثرِ نیمه کانونی مانی، یعنی شاپورگان که به فارسی میانه است، تمام آثار او در اصل به زبان آرامی شرقی بوده است، چرا که زبان مادری مانی سریانی بوده است. البته تاکنون هیچ برگی از آثار خود مانی کشف نشده است. آقای دکتر شکری در ادامه با جزئیات بیشتر به شرح انجیل مانی پرداخت و گفت: همانطوری که عرض کردم،  اِوَنگلیون (انجیل به معنی «مژده») واژه ای یونانی است. این لغت وارد زبان فارسی میانه، پارتی و سغدی نیز می شود. این کتاب مشهور به «انجیل زنده» و «انجیل بزرگ» است. واژه «زنده» در مدارک مانوی استفاده گسترده دارد و ریشه گنوسیتکی دارد. انجیل مانی تنها اثر اوست که به طور عجیبی به 22 باب تقسیم شده، بر اساس 22 حروف الفبای آرامی. نکته جالب است که ترتیب فصول آن ابجدی است. مثلاً فصل یکم آن به «فصل الف» نامبردار بوده، فصل دوم به «فصل ب»، الخ. و ترتیب آن نیز ابجدی بوده است (به صورت ابجد، هوز، حطی و …). ما هیچ اثر دیگری در دنیا نداریم که چنین ویژگی داشته باشد. علت نوشتن انجیل توسط مانی را این گونه می توان بیان کرد: مانی همه انجیل ها نوشته شده قبل از خودش را (لوقا، متّی، یوحنا، انجیل فیلیپ، انجیل مرقیون، و دیگر انجیلهای رسمی و غیررسمی) را قبول نداشت و معتقد بود نگارندگان آن متون سخنان حقیقی عیسی مسیح را درست درنیافته­اند. علت تعدد انجیل در دنیای آن زمان بدان سبب بوده که هر یک از نگارندگان آنها مدعی بودند که فقط آنها سخنان مسیح را درست دریافته اند و از آن رو انجیلی نوشته اند انجیلهای پیشین را باطل کنند. انجیل مانی به نظر او تفسیر درست و حقیقی سخنان عیسی مسیح است. از نام این اثر پیداست که انجیل مانی بهترین اثر مانی برای تبلیغ مانویان در غرب بوده است، به ویژه در روم. متن M2 با این جمله شروع می شود که مانی مانویان را به روم اعزام می کند به همراه انجیل خود. بخش کوچکی از نسخه فارسی میانه انجیل مانی در تورفانِ چین کشف شده. البته فقط چند برگ از آن باقی مانده است، یعنی فقط دیباچه ای کوتاه مشتمل بر ستایش خدایان و ایزدان مانوی و همین طور دو سه بند اول باب الف. نسخه­ای یونانی از قسمت کوتاهی از همین باب الف باقی مانده. یک متن قبطی بسیار آسیب دیده معروف به Synaxeis نیز که هنوز به طور کامل منتشر نشده مربوط به انجیل مانی است. صفحات نانوشته و سفید زیادی دارد که ظاهراً کاتب بعداً قرار بود آن را بنویسد ولی موفق به انجام آن نشد. دکتر شکری صفحات M17 و M172/I/ از بقایای انجیل کشف شده را نشان داد و گفت اینها در تورفان کشف شده اند. قطعه دو به دو زبان فارسی میانه و سغدی است. در واقع، متن سغدی ترجمه عبارات فارسی میانه است که این ترجمه ها اطلاعات خوبی از فنون ترجمه های قدیم برای ما به ارمغان می آورند. فرشتگان و ایزدانی که در دیباچه انجیل مورد ستایش قرار گرفتند، عبارتند از: پدربزرگی، مادر زندگی، انسان قدیم، دوشیزه روشنی و روح القدس. در اینجا آشکارا نشانه هایی از مسیحیت را می بینید. به یاد داشته باشیم که این نسخه در چین کشف شده نه در غرب. دکتر شکری در ادامه بخشهایی از این متن را خواند: «ستوده است و ستوده شود دین مقدس به نیروی پدر به آفرین مادر و خرَد پسر. درود و آفرین بر فرزندان درودی (درستی) و بر گویندگان و شنوندگان سخن باوری (ایمان)». شکری در ادامه با خواندن جمله ای دیگر از آن فراز انجیل مانی بر تثلیث آشکار مورد استناد مانی تاکید کرد و گفت، تثلیث آشکار مورد نظر مانی را در کنار نام کتاب خود مانی در این متن مشاهده می کنیم: «ستایش و افتخار بر پدر و بر پسر و بر روح القدس و بر کتاب مقدس. گفتار انجیل زنده که چشم و گوش را تعلیم دهد و با راستی آموزد.» این جملات، کل دیباچه باقی مانده از انجیل مانی است. او در ادامه بخشهایی از دو بند نخست باب الف را خواند: «من مانی فرستاده عیسی اَریامَن (دوست)، به کام پدر بغ باوری (راستین)، آن که من از او بودم … پیش از همه بود و پس از همه هست و هرچه بود و بَواد به نیروی او ایستد (قائم شود).» دکتر شکری در ادامه، از مُهر مانی یاد کرد و گفت که این تصویرِ مهر مانی است که اکنون در موزه لوور پاریس نگه داری می شود. بر لبه آن نوشته شده: «من، مانی فرستاده عیسی مسیح». دکترشکری اشاره کرد که محتوای انجیل، قلمرو روشنی و تاریکی، کیهان شناسی و اسطوره آفرینش، نشانه های نبوت مانی و حقانیت دین او، نماز، نجات ذرات روشنی از کالبد ماده ، مجادلات کلامی با برخی از متفکران گنوسی پیش از خود مانند مرقیون و مجادلات با مسیحیان در باب جسم عیسی مسیح است. کتاب دوم گنج زندگان است که از آن هیچ برگی به جا نمانده است. ولی این کتاب از طرف مخالفان مانوی در غرب به عنوان مخوف ترین و بدترین کتابی یاد شده که مانویان در غرب تبلیغ می کردند. مسیحیان شدیداً به این کتاب تاخته اند و آن را بدترین کتاب ضاله علیه مسیحیان دانشته اند. ما از محتوای این کتاب تقریباً هیچ چیز نمی دانیم. اسم فارسی میانه این اثر مانی نیان ­زندگان است. این اثر در منابع عربی کنزالحیات و کنزالاحیاء نامیده شده است. نام این کتاب در قطعه سغدی M915 به صورت «سمیتیها» (Smtyh و Smttyx) آمده. در ادبیات غربی مانوی این اثر بیشتر به صورت «گنج زندگی» نامیده می شود نه «گنج زندگان». از میان نویسندگان مسلمان،  بیرونی میگوید که بخشی از این کتاب در باب فرشتگان بوده. مسعودی در خصوص مجادلات مانی در این کتاب با مرقیون سخن می­گوید و یعقوبی هم در گزارش خود در خصوص گنج زندگان در مورد زندانی شدن ذرات نور در زندان ظلمت در این کتاب توضیح می دهد که با این قانون ذرات نور چگونه رها می شوند. دکتر شکری در ادامه در خصوص کتاب پرَگماتیا دیگر اثر مانی توضیح داد و گفت که هیچ برگی از این کتاب کشف نشده است و برعکس آنچه که از گنج زندگان می دانیم که چند نویسنده مسلمان در خصوص آن ارائه کرده اند از محتوای پراگماتیا هیچ گزارشی در اختیار نداریم و تنها نام آن در لیست کتابهای مانی آمده است. پراگماتیا کلمه ای یونانی است به معنای رساله. کتاب دیگر مانی کتاب رازان است. در هیچ یک از متون ایرانی نام این کتاب درج نشده. این نام بازسازی شده است. کتابی با همین نام از بدعت گذار قبل از مانی به نام  ابن دیصان وجود داشت. ابن دیصان دو دهه قبل از مانی می زیست. در زمان مانی پیروان او در منطقه فعال بودند. او کتابی داشت به نام رازه یا رازین، این کتاب هم به معنی «راز» است. ظاهراً اصل کتاب رازان مانی به آرامی نیز رازه یا رازین بوده به معنای سرّ. در منابع عربی از آن تحت عنوان کنز الاسرار یاد شده. در مدارک غربی، مانند منابع قطبی و مسیحی هم به نام مسیتریوس از آن نام برده شده که ترجمه واژه رازه سریانی است. مانی ظاهراً این کتاب را می نویسد که کتاب بدعت گذار قبل از خودش را باطل کند. اِفریم نویسنده سریانی که دشمن اوست، می گوید: مانی هیچ ایده جدیدی برای خلق دین جدید نداشت، او از دروازه ای گذشت که قبل از او ابن­دیصان آن را گشوده بود. خیلی عبارت تندی است. یعقوبی، ابن ندیم و مسعودی گزارش می دهند که مانی در مورد تکذیب پیامبران خودش اطلاعاتی در این کتاب ارائه کرده است، بحث بیشتر مجادلاتی و کلامی بوده است. بیرونی نیز اشاره می کند در خصوص تناسخ مانوی هم مانی در این کتاب سخن گفته است. اما کتاب زیبا و جنجال برانگیز مانی به نام کتاب غولان مشهور است. فرم پارتی این کتاب، کَوان است. اسم یونانی آن گیگاس است. در منابع قبطی هم گیگاس آمده که دخیل از یونانی است. در عربی آن را «سفر الجبابره» نامیده اند. خوشبختانه از این کتاب قطعاتی به زبان فارسی میانه و سغدی باقی مانده است. والتر برونو هنینگ قطعات باقیماندة کتاب غولان را چاپ کرده است. موضوع کتاب در خصوص فرشتگانی است که در آغاز آفرینش و نبرد ایزدان با دیوها از فرار دیوهای مغلوب شده جلوگیری می کنند. همزمان با آغاز آفرینش در جنگ کیهانی که دیوها مغلوب شده توسط نیروهای ایزدی به بند کشیده می شوند، دیوها تلاش می کنند بگریزند و خود را نجات بدهند اما توسط چهار ملک مورد تعقیب قرار می گیرند و همه آنها  بجز حدود 200 تا دستگیر می­شوند، آن 200 دیو فرار کرده، روی زمین می آیند و بین مردم موجبات فسق و فجور را سبب می گردند. آن چهار ملک رافائیل، میخائیل، سرائیل و روفائیل هستند. در کنار اینها فرشته بزرگ دیگری به نام یاکوب (یعقوب) وجود دارد که شمشیرزن اعظم آنهاست (در اینجا فرشته است نه پیامبر). این اسامی در مدارک تورفان آمده و صحبت از غرب نیست. بن مایه این کتاب مانی از کتاب حنوخ/ اخنوخ عبری گرفته شده است. لذا اسامی فرشتگان در اصل یهودی هستند، اما نسخه ای از کتاب غولان که در تورفان کشف شده اسامی همه ایرانی است. سام، نریمان، وشتاسب (گشتاسب)، زرئیل (زریر) ، خذوس (هوتوس همسر گشتاسب) و آریان ویژن (ایرانویچ) جایگزین اسامی سامی می شوند. فقط به خاطر اینکه اسامی خاص با روح ایرانی عجین باشد و فهم آن برای ایرانی ها آسانتر باشد و واکنش مردم ایران را به همراه نداشته باشد. یکی از دلایل تغییرات اسامی در منابع ایرانی همین است. رسائل یا دیوان در لغت به معنای نامه­ها می باشد و منظور نامه های مانی است، نامه های پولس را در انجیل داریم که رسائل پولس جزء عهد جدید پذیرفته شده است، در کنار اناجیل اربعه. مانی شدیداً به پولس اقتدا می کند. وقتی در ابتدای انجیل خود می گوید «من مانی فرستاده عیسی مسیح» ما را به یاد جمله ای از نامه های پولس می اندازد. ما از نام رساله ای از مجموعه نسخ خطی تورفان خبر داریم که مانویان آن را در باب پولس تألیف کرده اند. کتاب دیوان (مجموعه نامه­های مانی) مشتمل بر گزارش­هایی در مورد دستورالعمل های او بوده، رسائل پولس هم همین گونه است. هفتاد و هفت نامه (77) را ابن ندیم از مانی نقل می کند، اسامی نامه ها در الفهرست ذکر شده است. در یافته­های تورفان نیز مقداری از این نامه­ها کشف شده که بعضی از اینها قابل تطبیق با آن چیزی است که ابن ندیم می گوید، این نشان می دهد که ابن ندیم تا چه اندازه در ارائه گزارش دقیق بوده است. به عنوان مثال «فروده مهستگان، نامه بزرگان» همان «رساله الکبری» ابن ندیم (نامه شماره 2 ) است. یا «فرورده هتا» در مدارک تورفان همان رساله حطا ابن ندیم (نامه شماره 66) است. ظاهراً «مُهر دیب» (نامه مُهر) هم یکی از نامه های مانی است. دکتر شکری در ادامه به صحبت در خصوص کتاب دیگر مانی یعنی زبور پرداخت. این کتاب تنها اثر شعری مانی است. قبل از مانی ابن دیصان شعرهای زیادی سروده و این اشعار در سوریه بسیار رایج بوده. در میان پیروان مرقیون هم همین طور، یعنی ترانه های مرقیون به گوش مانی رسیده بود و او می دانست که شعر چقدر می تواند بر مومنان و تازه مومنان موثر باشد. لذا کتاب زبور را تنصنیف می کند. او مردی عجیب و نابغه بود؛ شاعر، هنرمند و دین آور بزرگی بود. احتمال داده اند کلمه پارتی آفریوَن و فارسی میانة آفْرین ترجمه واژه سریانی مزمور (جمع مزامیر) است. آفرین­های زیادی در تورفان کشف شده که به دو گروه اصلی تقسیم می شوند. همه اینها پارتی هستند. دو نیایش از این گروه، «آفریون بزرگان» و «آفریون کشودگان» (قدیسان) نام دارد. در متن دوم، هر نیایش با کلمه کادوش یا قدوس شروع می شود. ما از مانویان تورفان ترانه هایی کلیسایی داریم که مومنان مانوی آنها را در مانستانها (دیرهای مانوی) به صورت آواز می خواندند. بعضی از آنها چاپ شده. این ترانه ها بر اساس نت به نگارش درآمده. در کنار این برگه های بریده بریده نت نویسی شده، از وجود سازهایی چون چنگ و عود و بربط هم در میان مانویان خبر داریم. این ترانه ها در کلیسا سروده می شدند. اگر تصاویر مرتبط را ملاحظه کنید خواهید دید فردی بالای کلیسا ایستاده و بیتی را قرائت می کند و مومنان مانوی بیت بعدی را می خوانند. بنابراین، می بینیم که موسیقی در سنت کلیسایی مانوی بسیار باب بوده. در میان این مباحث، او تصویری از دو زن مانوی نشان داد و گفت که در میان مانویان زنان به درجات بالا می رسیدند و ما زنان مشهوری را می شناسیم مانند مریم، تئونا و سالومه که شهدای صدر مانوی هستند. دسته دومِ آثار، آثار نیمه کانونی می باشند. این دسته آثار، آثاری هستند که همه جوامع مانوی آن را نپذیرفته است. به عنوان نمونه، شاپورگان که به زبان فارسی میانه است در هیچ لیستی از مدارک مانوی نام آن ذکر نشده است، تنها استثناء، یکی از قطعات مانوی است که جدیداً چاپ شده و در آن کلمه شاپورگان دیده می شود. علت نام برده نشدن نام کتاب شاپورگان در مدارک مانوی، به سبب درگیری مانویان با امپراتوران ساسانی بوده است. این درگیری که منجر به مرگ مانی، کشتار دسته جمعی مانویان و رانده شدن آنها به شرق و غرب عالم شد، سبب گردید مانویان نام این کتاب مهم را از لیست آثار خود حذف کنند. قطعاتی از این کتاب در تورفان کشف شده است، این کتاب تنها اثر مانی است که به زبان مادری او نیست. کسانی که با متون فارسی میانه سر و کار دارند می دانند کتاب شاپورگان اشکالات گرامری دارد؛ یا نگارنده متن به زبان فارسی میانه تسلط نداشته یا اگر از زبان مادری مانی یعنی سریانی ترجمه شده، مترجم به فارسی میانه تسلط کافی نداشته است. تنها قسمت باقیماندة این کتاب مربوط به روز پسین، آخرالزمان و قیامت است. منجی و داور دادگر این اثر «خردیشهریزد» نام دارد. یعنی «ایزد جهان خرد»، یا «ایزد خرد جهان». در منابع غربی مانوی به جای این نام عیسی مسیح ذکر شده. آن داور با کلمه خرد عجین شده است. متن آن در خصوص پیامبران دروغین یا آخرالزمان حرف می زند، لازم است بیان شود که منجی زردشتی یعنی سوشیانس هیچ نقشی در مانویت ایفا نمی کند. به جای سوشیانس، مانی از مسیح کمک می­گیرد. آقای شکری در ادامه بخشهایی از کتاب شاپورگان را خوانده و توضیحاتی در خصوص آن ارائه کرد و گفت: عبارات زیر، پیامبران دروغین را تکذیب می کند:

«… پیامبران دروغین به دیوان خواهند گفت؛ ما فرستاده ایزدانیم باشد که به کیش ما بیائید. بیشتر مردم فریفته شوند و اینان به بدکرداری، کام خواهند برد، و دینوری که دین خویش را باور ندارد، او نیز به آنان بپیوندد، و آنگاه که در جهان چیزها اینگونه باشد در زمین و آسمان خورشید و ماه و اختران «نشان بزرگ» پیدا خواهند شد. پس خردیشهریزد، همان که خرد و دانش به انسان قدیم داد، خرد و دانشی را برای مردمان پیوسته همی فرستد …». شکری در ادامه با استناد به متن شاپورگان، اشاره کرد که عیسی مردمنان را کناردست خود می نشاند، مومنان را در سوی راست و بدکاران را دست چپ (اصحاب یمین و یسار)، همانند جدا کردن میش از بز در مدارک گنوسی و مسیحی. خردیشهریزد در شاپورگان به مومنان می­گوید: خوش آمدید، زمانی که من گرسنه و تشنه بودم شما خوار و بارم دادید و تشنه بودم، سیرابم کردید و الخ. اینها را به بهشت می فرستد. اما به بدکاران می گوید: من از شما گله مندم ، شما آزمند و بدکار بودید، گرسنه و تشنه بودم خوار و بارم ندادید و … عیناً این متن در انجیل متی باب 25 آمده است.

در ادامه دکتر شکری در خصوص ارژنگ توضیحات بسیار خلاصه ای ارائه نمود و گفت: ارژنگ واژه پارتی آردهنگ است. ما می دانیم که مانی اثری به نام ارژنگ داشته. در منابع غربی مانوی مانند کفالایا و مواعظ که قبطی هستند واژه eikon به معنای نگاره یا تصویر به کار رفته. فرضیه دیگری نیز وجود داشته و گاهی هنوز هم شنیده می شود که ارژنگ همان تصویر مانی بوده که در مراسم «بما» بر تخت خالی مراسم (بما) می گذاشتند. دلایل روشنی هست که «تصویر و نگاره» (ایکون قبطی) همان تصویری نبود که بر تخت بما میگذاشتند. بعد از اینکه اشمیت و پولتسکی در سال 1933 متن قبطی کفالایا و مواعظ را چاپ می کنند و در آنجا مانی می­گوید که هیچیک از پیامبران پیش از من خرد و دانش خود را ننوشتند و هیچ پیامبری پیش از من از طریق تصویر و نگاره آموزشی نداد اما من این ابداع را انجام می دهم و با نگاره های خود می خواهم بیاموزانم، میفهمیم که ایکون همان ارژنگ نزد مانویان شرق است. همین طور، ما در یک قطعه تورفانی می بینیم که مانی زمانی که در زندان بوده، بعد از مرگش یکی از صحابه اش به نام سیسنیوس که بعد از مرگش جانشنین او نیز شد، کتاب انجیل زنده و ارژنگ او را که تا آخرین لحظات زندگی مانی نزدش بود، برمی­دارد و با خود می­برد. فصل کوچکی از کفالایای قبطی به ما می­گوید که مانی در آخرین لحظه قبل از مرگ گفته «بر نگاره های خویش می­گریم». در اینجا منظور فقط یک عکس نیست، نگاره هاست. تا قرن پنجم ارژنگ وجود داشت. گزارش ابوالمعالی محمد الحسینی العلوی در کتاب بیان الادیان موید این نکته است: «گویند مانی بر پاره حریری سپید خطی فروکشید، چنان که آن یک تار حریر بیرون کشیدند و آن خط ناپدید گشت و کتابی کرد به انواع تصاویر که آن را ارژنگ مانی خواندند و در خزائن غزنین هست»، این گفته گزارشی است از وجود ارژنگ. حال ببینیم چه چیزهایی در ارژنگ وجود داشت و مانی چه تصاویری در آن در گذاشته بود. پاسخ این سوال را دقیقاً نمی­دانیم. اما کفالایا گزارش داده تصویر خوبان، بدان و آتش بزرگ در ایکون وجود داشته. در این متن قبطی، یک نیوشا به مانی می گوید چرا در ارژنگ تصویری از نیوشایان نیامده؟ مانی پاسخ می دهد «نگاره نیوشایان را نمی توان تصویر کرد و این بدان روست که نیوشایان نخست  باید بر طریقت­گزیدگان روند و نمی توانند مستقیماً بر سرزمین حیات راه یابند.» دکتر شکری توضیح داد، یعنی چرا تصویر عامه مردم را در ارژنگ نداریم، مانی پاسخ داد، عامه مردم ابتدا باید مراحل تصفیه روح و تصفیه نور را که لازمه عروج و سعادت است طی بکنند و بعد وارد سرزمین نور شوند؛ از این روست که در ایکون (ارژنگ) تصویری از عوام یا نیوشایان نیامده است. جدیداً در ژاپن دستنویسی کشف شده که یوتاکا یوشیدا، تشخیص داده که این طومار، ارژنگ است. دکتر شکری تصویری از ارژنگ و ماه و خورشید را که همانند کشتی پارو دارند را نشان داد و گفت در هر کدام از کشتی خورشید و کشتی ماه، سه نفر نشسته اند. در کتاب «هنر مانوی» نوشته کلیمکایت که ترجمه آقای دکتر اسماعیل پور است متن زیر را داریم، «خورشید و ماه از آن جهت وسیله انتقال ارواح هستند،کشتی یا گردونه نام دارند، پیامبر سوم، مادر زندگی و روح زندگان که در خورشید قرار دارند، و جایگاه عیسی درخشان، دوشیزه روشنی و انسان قدیم در ماه قرار گرفته است.» لذا ما از طریق متن ها می توانیم تصاویر را تفسیر کنیم. در تصویر موجود از ارژنگ، ما تصاویر درخت زندگی و پدربزرگی با 12 ائون در دور خود که بر عرش اعلی قرار گرفته، جنگ بزرگ، مارهای درهم تنیده که آدمها را می بلعند و …را می بینیم.

 

بخش چهارم : پنل پرسش و پاسخ با حضور (آقایان دکترفکوهی، دکتراسماعیل پور، دکتر شکری فومشی)

دراین بخش ابتدا دکتر فکوهی در خصوص رابطه مطالب بیان شده با انسان شناسی نکاتی را بیان نمود و گفت؛ در انسان شناسی تاریخی حوزه ای که مانی به آن تعلق دارد قرن سوم میلادی در ایران است این دوران در ایران از لحاظ سیاسی و فرهنگی دوره بسیار مهمی است در این دوره اشتقاق معروف در دین زرتشت پدید می آید و ما وارد دوره ای می­شویم که از آن به دین زرتشت متاخر یاد می شود. در حقیقت شخصیتی کلیدی وجود دارد بین شاپور اول و دوم که کرتیر است، او موبدان موبد شاپوردوم است. پیش از این دوره دولت دارای دین است اگر به مری بویس و دین زرتشتی مرجع بدهیم خواهیم دید که دولتهای ایرانی دارای دین هستند اما دین را به مردم تحمیل نمی کنند. ایران یک پهنه وسیع امپراطوری است از نظر سیاسی بسیار متمرکز است و قدرتمند است اما در داخل این پهنه آزادی کامل دینی وجود دارد به همین سبب است که چنین خلاقیتی را در ادیان مشاهده می کنیم نکاتی که در خصوص مانی گفته شد در مورد مسیحیان، یهودیان هم هست. قدیمی ترین کلیساها در این دوره در ایران تاسیس شدند تبلیغ دینی ابداً ممنوعیت نداشت. در آن دوره مسیحیت در روم به دین رسمی مبدل می شود که تا ابتدای قرن چهارم طول می کشد در آن  زمان کنستانتین فرمانی صادر می کند که این فرمان مانع سرکوب مسیحیان می شود. چند سال بعد مسیحیت به دین رسمی مبدل می گردد از سوی دیگر در ایران یکی از ساتراپی های بزرگ ایران (ساتراپی ارمنستان) مسیحیت را می پذیرد. لذا در ایران خطری احساس می شود که از طریق  این پذیرش دین مسیحیت ار ارمنستان، دشمن نسل در نسل ایران (یونان و بعد روم) در داخل امپراطوری ایران دارای حامیان و طرفدارانی می شود. به همین دلیل کرتیر  موبدان موبد دین دولتی را سامان می­دهد و برای این کار مذهب زرتشت را باید رفرم می­کرد، زیرا مذهب زرتشت باستانی قابلیت تبدیل شدن به دین دولتی را نداشت. کریتر اولین دین دولتی را می سازد و سپس آن را تعمیم می دهد این دوره سرکوب تقریباً تا پایان امپراطوری ساسانی ادامه می یابد و یکی از دلایل سقوط امپراطوری ساسانی همین نکته می باشد که تلاش می کند از طریق قتل عام های بسیار گسترده در خوزستان، ارمنستان و … ادیان از بین بروند. این سیاست موفق نمی شود اما دولت مرکزی را ساقط می کند، این دوره در تاریخ ایران بسیار مهم است و تعیین کننده برای بعد از ایران می باشد. بسیاری اعتقاد دارند اگر در آن زمان روم به سوی مسیحیت نمی رفت  احتمال وقوع دو اتفاق وجود داشت، یکی اینکه ایران به سوی مسیحیت برود و احتمال دوم اینکه مذهب پایگاه امروز را نداشته باشد. مهاجرت مانویان به اروپا و غیره به سبب رهایی از فشار حکومت ایران، سبب کشتارهای وسیع آنها توسط مسیحیان می شود، زیرا آنها را رقیب خود می دانستند و مانویت جایگاه شیطانی می یابد. مثلاً واژه مانیکین یعنی کسی که سیاه و سفید می بیند و قدرت دیدن ظرافت های مختلف مسائل را ندارد واژه با بار منفی است که از نگاه نشات گرفته است. حوزه دیگری که ارتباط میان مباحث بیان شده و انسان شناسی را نشان می دهد حوزه ای است که نماینده اصلی آن لوی اشتراوس است در انسان شناسی ساختاری او از یک سنت زبان شناسی حرکت می کند زبان شناسی ساختاری که از سوئیس آمده و قبل از آن از روسیه نشات گرفته است. زبان شناسی شکل گرا یا فرمالیسم که از رابطه دال و مدلول سخن می گوید رابطه شکل و محتوی. در نهایت رابطه ای که در مانویت و پیش از آن می رسیم رابطه خیر و شر  بدون اینکه دارای ارزشی باشند. یعنی از سیستم ارزش خارج شده و به یک نگاه دوگانه مبدل شده اند. نکته رابطه با حساب است، اینکه آیا اول خط بوده یا عدد. اغلب معتقد هستند عدد قبل از خط وجود داشته است. علت آن است که در سیستم کشاورزی لازم بود چیزها شمرده شوند. بنابراین ما وارد سیستم عددی می شویم که این سیستم را بسیاری، شروع تقدس می دانند زیرا ما رقابت میان اعداد را داریم که در انتها عدد یک، پیروز می شود زیرا یک مونوتئیسم و تک خدایی بودن است. دو شکست می خورد زیرا دوئالیسم است، دوگرایی و ثنویت در دین زرتشت است سه همان ترینیتی است تثلیث مسیحیت. چهار سیستم تقدس دیگری است که در ایران باستان وجود داشته چهار یکی از اعداد مقدس است. پنج و شش که عدد بین النهرینی است که به رغم از بین رفتن تمام آثارآن هنوز، شش ماه و دوازده ماه می گوئیم و …، ساعت را هم بر اساس عدد شش می سنجیم. انسان شناسان این را به سیستم های بیولوژیکی متصل کرده اند، چیزی که انسان شناسان بر آن تاکید دارند رابطه میان این اسطوره ها با سیستم های بیولوژیک است. در واقع رابطه ای که ما امروز بین خیر و شر می بینیم همان رابطه بسته شدن (انقباض) و باز شدن (انبساط)در طپش است. این رابطه در روانکاوی به لذت (باز شدن یا انبساط)و درد (بسته شدن یا انقباض) مبدل می­گردد. بویژه پالوآنتروپولیک ها معتقد هستند بشر از زمان بسیار دور به رابطه بین درد و لذت پی می برند و از آن دو گانه خیر و شر پدید می آید این دوگانه در برخی جاها به صورت شکل دوئالیته خود را نشان می دهد و در برخی جاها بهم پیوند خورد و شکل مونوتئیستی پیدا می کند. مونوتئیسم بزرگترین تحول بشری است که با یهودیت شروع می شود و قبل از آن (حدود 1000 قبل از میلاد) با زروانیسم در ایران پدید می آید. ما می بینیم که دوگانه ماده و روح اساس دوگانه ای را می سازد که بعدا لوی استروس بر آن مطالع کرد.ه و دوگانه خود را تعریف می کند که هر چیز بر اساس چیزی که نیست تعریف می شود و بر عکس، شکل بر اساس محتوا و محتوا بر اساس شکل. انسان شناسان بر تبعات این نکات که بعضاً تا امروز رسیده مطالعه کرده اند. به عنوان نمونه مسئله تخریب بدن که در برخی سیستم های اسلامی داریم نمی تواند ریشه اسلامی داشته باشد بلکه ریشه مسیحی و مانوی دارد. به عنوان مثال عملیات انتحاری تخریب بدن برای رها کردن روح است.

دکتر اسماعیل پور در ادامه سخنان دکتر فکوهی در خصوص اسطوره شناسی و ارتباط آن با انسان شناسی افزود،اسطوره شناسی یکی از شاخه های انسان شناسی  فرهنگی است. در خانواده بسیار گسترده انسان شناسی. همانطور که باستان شناسان داده ها را از زیر خاک بیرون می آورند این اسطوره شناسان و مورخان هستند که باید بر پایه آن داده ها تحلیل کنند. او افزود مبحث دوره ساسانیان نکته مهمی است در آغز قرن سوم میلادی ، تولد مانی 214 میلادی است در سی سالگی او هنوز مسیحیت کلیسایی در خود اروپا هم شکل نگرفته است در چنین بستری مانی در بین النهرین کیش ارائه می کند. مانی آزادانه در دوره شاپور اول تبلیغ می کند. شاپور کتاب شاپورگان را هدیه  می گیرد  از مانی و تحت تاثیر کیش او قرار می گیرد و او را برای تبلیغ آزاد می گذارد آن دوران،دوران تسامح و تساهل است زیرا شاپور اول در جنگ با رومی ها ست و چون مسیحیت دینی را با کتاب ارائه کرده و با  توجه به شعارهای مانی که دین خود را جهانی می دانست (بعدها اینگونه شد) شاپور فکر می کرد با این آئین در برابر رومیها قد علم می کنند در آ ندئوره آئین زرتشتی، آئینی بومی بود حال آنکه مبلغان مانی در قسطنتیه، مصر، روم و ... گسترده شدند. ثنویت دین مانی در مسیحیت نبود مسیحیت کلیسایی از قرن شکل می گیرد و در دو سه قرن اول پیروان  گنوستیک، یعنی مسیحیانی هستند که به نوعی ثنویت را وارد مسیحیت می کنند از ابن دیصان گرفته تا والنتیاین و مرقیون و ... . مانی اوج گنوستیسیم بین النهرین است او ثنویت را به اوج می رساند اما گنوستیک های سوری به هبوط روح اتقاد دارند اما مانی به جدا بودن کامل روح اعتقاد دارد. اوج ثنویت که در جامعه  مسیحی  پذیرفته نیست لذا مانی در شرق و غرب مورد هجمه قرار می گیرد. در دوره شاپور دوم و بهرام سختگیری دینی شروع می شود. گنوستیسیم که همان عرفان مسیحی که ریشه یهودی دارد تقابل روح و ماده را دادیم. این اندیشه صد در صد ثنوی است. تمام مدعیان این دوره هم انجیل دارند ( انجیل حقیقت، انجیل مرقیون، و ...)آنها هر یک خود را مسیح دیگری می دانند. اینها مروج عرفان مسیحی هستند.

فکوهی: اسطوره شناسی میترایی و مانوی در مطالعات مسیحی قابل یافتن است و منابع کمتر به زبان ایرانی است این رشته ها بسیار پیچیده هستند. مطالعه در این زمینه نیازمند مطالعات گسترده زبانی است. در حوزه مانویت مسئله از یک سو در اروپا و از سوی دیگر در چین است.

 

پرسش و پاسخ :‌

سوال: جایگاه ارژنگ در بین آثار هنری چیست؟ آیا نقش در راستای تبلیغ داشته است؟ و آیا آثار مانوی آثار پروپاگاندا دینی به معنای مصطلح امروز هستند یا نه ؟

آقای دکتر شکری: نام کتاب ارژنگ به عنوان یکی از منابع اصلی مانوی بعد از کتابهای هفتگانه آمده و در منابع غربی و شرقی مانوی از آن به عنوان یکی از کتابهای مهم مانی یاد شده. هیچ گزارش مستند و قابل اتکا نداریم که آیا از ارژنگ در تبلیغات بهره گرفته می شد یا نه. اما هیچ بعید نیست. البته این نکته به طور مستند معلوم نیست. ویژگی این اثر آن است که قابلیت آن را دارد که اسطوره های پیچیده مانوی را برای مبتدیان و تازه مومنان تفسیر کند.

دکتر اسماعیل پور:  ارژنگ مانی به معنایی که دکتر فکوهی اشاره کردند برای تبلیغ و پروپاگاندا به معنای امروزی نبوده است. و لیکن یک یاز ابزار های تبلیغی مانوی ها نقاشی و تذهیب بوده است. این واژه عبارت فارسی دارد. ملیگان نگاری همان تذهیب است. مانوی ها هنر تذهیب و نقاشی را به اوج رساندند. این عمل مسیحیان را به چشم آورده بود. آگوستین قدیس خود 9 سال مانوی بود بعد از عدول ار اعتقادات خود اعتراف می کند که مانوی ها در نقاشی و خوش نویسی و تذهیب و کتاب نگاری از همه جهان برتر هستند. در موردارژنگ یک سند بیشتر نداریم آن هم تفسیر ارژنگ یا آردهنگ ویفراس است. ارژنگ در مورد کیهان شناخت مانوی است.

سوال: در خصوص منشا آغازین دین مانی سئوال شده و اینکه چرا بعداً این به عنوان یک آیین هندی مطرح نشده است

سوال: دکتر ستاری مانویت را در اصل ریشه آن را غیر ایرانی دانسته اند.شما منشا به چه چیزی می گویید؟ اینکه چون مانی متولد ایران است؟ یا اینکه متاثر از هند است؟

دکتر اسماعیل پور: اشاره دکتر ستاری درست است زیرا بین النهرین است زبان او زبان فارسی نبود و تفکر او هم آریایی یا اندیشه میترایستی است تفکر او به مسیحیت بیشتر نزدیک است تا زرتشتی. تفکر او همان ععرفان مسیحی است  او حتی در مناظرات با بودائیان کم می آورد  اما از بودائیان تناسخ را می گیرد و از دین زرتشتی هم المان گرفته و بیشتر شبیه مسیحیت است. مانویت اندیشه التقاطی نیست و از همه اینها تاثیر گرفته است او حرف خود را می زند و یک گنوستیک است. بزرگترین اشتباه مانی آن است که یک آیین عرفانی را به دین مبدل می کند. پیشکسوتان گنوستیک قبل از مانی ادعای پیامبری نمی کنند آنها خود از عرفان مسیحیت سخن می گویند. مانی از ایران نور و ظلمت را می گیرد. مانی مبلغان بسیار قوی داشته است و به هر جا می رفتند تلاش می کردند خود را به  آن فرهنگ نزدیک کنند. وقتی مانی می میرد لقب نیروانا را به او می دهند.

در پایان کتاب اسطوره های آفرینش در هنر مانی به قلم دکتر اسماعیل پور به عنوان منبعی که به بسیار از سوالات در زمینه کیش مانی پاسخ می دهد به مخاطبان معرفی شد. زبور مانی، ادبیات گنوسی نیز جز آثار معرفی شده از مانی بود که به کوشش دکتر اسماعیل پور تنظیم شده است.

در حاشیه مراسم

جلسه در ساعت 19 بعد از ظهر به پایان رسید و حاضران درحین پذیرایی، فرصتی برای آشنایی بیشتر و گپ و گفت پیدا کردند.

برای مشاهده پاورپوینت سخنرانان، متن آوانگاری شده دکتر شکری و گزارش به همراه تصاویر به فایلهای پیوست مراجعه کنید

 

برای مشاهده گزارش‌‌ یکشنبه‌های قبلی می‌توانید از لینک‌های زیر، اقدام کنید:

گزارش نشست نخست: سکونتگاه های غیر رسمی در ایران (21 مهر 1392(
http://www.anthropology.ir/node/19994
گزارش نشست دوم: کردارشناسی جانوری و شهر (28 مهر 1392(
http://www.anthropology.ir/node/20060
 گزارش نشست سوم: نقد نظریه فرهنگ فقر و مطالعه ای بر فقر و همبستگی (5 آبان 1392(
http://anthropology.ir/node/20170
گزارش نشست چهارم: دین، شهر و هویت (12 آبان 1392(
http://www.anthropology.ir/node/20271
گزارش نشست پنجم: کالایی شدن، سرمایه مالی و هنر(19 آبان 1392(
http://anthropology.ir/node/20376
گزارش نشست ششم: نشانه شناسی و معنا ( 26 آبان 1392(
http://www.anthropology.ir/node/20472
گزارش نشست هفتم: پیامدهای اجتماعی طرح‌های توسعه‌ای ( 3 آذر 1392(
http://anthropology.ir/node/20470
تقدیر از استاد محمد تهامی نژاد در هشتمین نشست یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/20668
گزارش نشست هشتم: نگاهی به تاریخ فیلم مستند (10 آذر 1392(
http://anthropology.ir/node/20704
گزارش نشست نهم: فرهنگ و محیط زیست (17 آذر 1392(
http://www.anthropology.ir/node/20798
 گزارش نشست دهم: هنـر و شهـر (24 آذر 1392(
http://anthropology.ir/node/20934
گزارش نشست یازدهم: تهران، هنر مفهومی (1 دی 1392(
http://anthropology.ir/node/21013
گزارش نشست دوازدهم: چالش های باستان شناسی معاصر (8 دی 1392(
http://anthropology.ir/node/21094
گزارش نشست سیزدهم: نشانه شناسی و فرهنگ (15 دی 1392(
http://anthropology.ir/node/21218
گزارش نشست چهاردهم: زبان و شهر (22 دی 1392(
http://anthropology.ir/node/21327
گزارش نشست پانزدهم: اولوهیت زن و تندیسکهای پیشاتاریخ (6 بهمن 1392(
http://anthropology.ir/node/21559
گزارش نشست شانزدهم: فضایی شدن مفهوم جهان سوم و مسائل آن؛ مورد ایران(13 بهمن 1392(
http://anthropology.ir/node/21749
گزارش نشست هفدهم: تاریخ فرهنگی ایران معاصر(20 بهمن 1392(
http://anthropology.ir/node/21855
گزارش نشست هجدهم: خانواده و مصرف فرهنگی (27 بهمن 1392(
http://anthropology.ir/node/21857
گزارش نشست نوزدهم: جامعه و فرهنگ بلوچ؛ ساختارها و چشم اندازها (4 اسفند 1392(
http://www.anthropology.ir/node/22152
گزارش نشست بیستم: نگاهی به تاریخ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (11 اسفند 1392(
http://www.anthropology.ir/node/22211

گزارش نشست بیست و یکم: «آیین‌های نوروزی» و تقدیر از علی بلوک‌باشی (17 فروردین 1393(

http://anthropology.ir/node/22487
گزارش بیست و دومین یکشنبه انسان‌شناسی و فرهنگ: ترویج علم در ایران (24 فروردین 1393(
http:/anthropology.ir/node/22587
گزارش نشست بیست و سوم: «اپرای عروسکی» (31 فروردین 1393(
http://anthropology.ir/node/22673
گزارش نشست بیست و چهارم: «تعریف و نوع شناسی رابطه اجتماعی و تقدیر از عبدالحسین نیک گهر» (7 اردیبهشت 1393(
http://anthropology.ir/node/22839
گزارش نشست بیست و پنجم: «اقتصاد و فرهنگ» (14 اردیبهشت 1393(
http://anthropology.ir/node/22941
گزارش نشست بیست و ششم: «معنویت در شهر» (21 اردیبهشت 1393(
http://anthropology.ir/node/23130
گزارش نشست بیست و هفتم: «مرمت شهری» (28 اردیبهشت 1393(
http://anthropology.ir/node/23253
گزارش نشست بیست و هشتم: «انسان شناسی بدن» (4 خرداد 1393(
http://anthropology.ir/node/23357
گزارش نشست بیست و نهم: فرهنگ گیلان (11 خرداد 1393(
http://anthropology.ir/node/23216
گزارش نشست سی‌‌ام: ساز و فرهنگ (18 خرداد 1393(
http://anthropology.ir/node/23319
گزارش نشست سی‌‌ و یکم: خانه و فرهنگ (25 خرداد 1393(
http://anthropology.ir/node/23736
گزارش نشست سی و دوم: انسان‌شناسی خانه و فضاهای درونی (4 آبان 1393(
http://anthropology.ir/node/25463
گزارش نشست سی و سوم: انسان‌شناسی تصویری و امر مناسکی (11 آبان 1393(
http://anthropology.ir/node/25632
 گزارش نشست سی و چهارم: پخش سه مستند با موضوع تاریخ (18 آبان ۱۳۹۳(
http://anthropology.ir/node/25678
 گزارش نشست سی و پنجم: پخش سه مستند با موضوع شهر (25 آبان 1393(
http://anthropology.ir/node/25792
گزارش نشست سی و ششم: سه نسل مستندسازان ایران، در گفتگوی محمد تهامی‌نژاد، ناصر فکوهی و یاسر خیر ( ۲ آذر ۱۳۹۳(
http://anthropology.ir/node/25948

گزارش نشست سی و هفتم: بحران‌های طبیعی و شهر (9 آذر 1393(
http://anthropology.ir/node/26187

گزارش نشست سی و هشتم: نشانه، جنسیت و شهر (16 آذر 1393(
http://anthropology.ir/node/26309

گزارش نشست سی و نهم: فرهنگ و مصرف آب (۲۳ آذر ۱۳۹۳(
http://anthropology.ir/node/26385

گزارش نشست چهلم: زبان و قدرت (۷ دی) ۱۳۹۳
http://anthropology.ir/node/26485

گزارش نشست چهل و یکم:  شهر و فضا (۱۴ دی ۱۳۹۳)
http://anthropology.ir/node/26760

گزارش نشست چهل و دوم: انسان شناسی زیستی (۲۱ دی ۱۳۹۳(
http://anthropology.ir/node/26798

گزارش نشست چهل و پنجم: شهر و سلامت زنان (12 بهمن 1393(
http://anthropology.ir/node/271

گزارش نشست چهل و ششم: شهر و آموزش (19 بهمن) 1393
http://anthropology.ir/node/27329

 گزارش نشست چهل و هفتم: فرهنگ و فناوری اطلاعات (26 بهمن) 1393
http://www.anthropology.ir/node/27476

گزارش نشست چهل و هشتم: صدا در شهر (3 اسفند) 1393
http://www.anthropology.ir/node/27599

گزارش نشست چهل و نهم: جامعه‌شناسی تاریخی (10 اسفند 1393)
http://www.anthropology.ir/node/27783

 

 

 

 

 

شاخه اصلی

نظریه
اشتراک در RSS - 050. فرهنگ و اسطوره