041. شهر و فضا

تجربه ی ناب شهروندی: پدیدار شناسی قدم زدن در مسیر چهار راه- شریعتی شهر اردبیل

فرهنگ شهر، دارای تجارب شهروندی متنوعی است و یکی از این تجارب، قدم زدن در خیابان های شهر است که احتمالا ناشی از حضوری بدون مقصد در خیابان باشد. حضوری که خود همان خیابان یا راه رفتن در پیاده روهایش، مقصد اصلی ان است. اگرچه بازار، خود مقصدی برای مبادله خلق می کند، اما خیابانهای شلوغ شهر از سالها پیش، به همراه جمعیت مردم افزایش پیدا کرده و تبدیل به عرصه ای عمومی از تعامل نمادین مردم شده است. تعامل نمادینی که بیشتر بصری بوده و کمتر از تعامل ارتباطی بهره می برد، اما با این حال، تجربه ای از شهروندی است که در وضعیت فعلی یکی از تجارب مشهود مردم اردبیل به شمار می رود. بیش از جمعیتی که به تئاتر، سینما و حتی بازار می روند، در شهر قدم می زنند و شناختن این موضوع خود مسئله ای مهم برای شهود معنای شهروندی امروز این شهر است.

مرکز شهر جایی برای حضور مردم

چهارراه امام خمینی(ره) تقریبا نقطه ی تقاطع همه ی مردم اردبیل است. همه که نه، اما از همه ی اقشار و گروه های ساکن در اردبیل به این نقطه سرازیر و در آن جا تقسیم می شوند. پیشتر بازار شهر، این وظیفه را در سطح مردم شهرستان داشت و امروز در بخش شهری مردم به همین چهارراه که خیابان هایش پر از مغازه هستند بسنده می کنند. از هر چیزی که در بازار باشد در ان وجود دارد از مواد غذایی، آجیل، لباس و حتی لوازم التحریر. عموماً هم مردم ظروف و یا چیزی مثل گاو صندوق را به ندرت خرید می کنند اما اغلب به قصد تهیه ی مواد غذایی یا نیازهای روزمره به وکیل، پزشک و حتی تعمیرگر کفش به چهارراه امام خمینی(ره) می آیند و از همان جا تقسیم می شوند به بازار و مراکز خدمات. به این صورت تقاطع چهارراه امام خمینی(ره) مرکز اصلی شهر اردبیل می باشد.

اینجا، مدت ها قلب مدارس شهر نیز بوده، فضایی که جوانان شهر به قصد دیدن همدیگر و قرار گذاشتن در آن گرد می آمدند. عمدتاً همه مردم آن جا همدیگر را ملاقات کرده و یواش یواش به سمت قرارهای عمیق تر در کافه ها و مراکز تفریح می روند. تقریبا از پیش چنین رسمی بوده و امروزه ماشین ها بسیاری از قرارهای ملاقات را به نقاطی حاشیه ای تر اختصاص می دهند و همان طور ملاقات های طولانی شان به حاشیه های شهر می پردازد که امروزه به ساخته شدن کافه و رستوران در حاشیه شهر انجامیده است. اما چهارراه، از گذشته مرکز ملاقات عمومی مردم شهر بوده و برای پرداختن به این موضوع، بسیاری از افراد از نقاط مختلف شهر به صورت پیاده به ان نقطه سرازیر شده و پس از ملاقات هم به صورت دو یا سه نفری در مسیرهای میان عالی قاپو، شریعتی، بازار و بالیغلوچایی در جریان هستند. اما به خاطر اهمیت میدان شریعتی، بیشتر ملاقات ها در مسیر میان چهارراه امام و میدان شریعتی رخ می دهد. قرار های چهارراه- شریعتی یک رسم قدیمی میان جوانان امروز و جوانان قدیمی برای گشت و قدم زدن بوده و به نوعی دیدن این نوع تجربه می تواند معرف بخشی از فرهنگ مردم شهر اردبیل باشد.

نمی توان گفت این منطقه در داخل شهر است و معرف فرهنگ داخل شهر است. بسیاری از مردم حاضر در آن، هر روز از گوشه و کنار شهر در آن حاضر می شوند و به این ترتیب این مسیر، یعنی چهارراه – شریعتی، بازنمودی از فرهنگ قومی، طبقاتی و فکری شهر اردبیل است. مردم فردی و دو یا سه نفری، به آن جا آمده و پیاده روی می کنند و این واقعیت که این مسیر، مانند بازاری بوده و قلب تجاری شهر است را به بازی می گیرند تا همدیگر را ملاقات کرده و در این نقطه سرگردان شوند و مدت ها مسیر را رفت و برگشت نمایند تا بالاخره در مسیرهای فرعی افتاده و پس از دقائقی ایستادن در یک نقطه، با خداحافظی از هم، در رگهای شهر پخش شوند. آری این نقطه همچون سیاهرگ شهر، مردم خسته از زندگی روزمره را پررنگ و با فشار فرا می خواند و پس از جابجا شدن در رگ های مرکزی شهر و تصفیه ی روحیه، آن ها را به سوی سلول های شهر می فرستد تا دوباره به بازسازی زندگی روزمره خود بپردازند.

به سوی معنای آن چه مردم در خیابان می پیمایند ...

- نوئما یا عینیت متظاهر،

برای معنا کردن، به سبک پدیدارشناسی، باید نخست به نوئما یا ان چیزی که در این میدان به وضوح مشاهده می شود را بیان کرد. باید گفت چه پدیدار هایی در مسیر چهارراه به شریعنی و سپس در مسیر برگشت آن دیده می شود؟ نخستین عینیت، تشخص های فردی است. افراد به صورت منِ عینیت یافته در این مکان حاضر می شوند و حضور خود را اثبات می کنند اما حضوری در جمع و نه حضور فردی. هر فردی از این موضع که در جمع حاضر است و مورد دید جمع است، نمود می یابد. در میدان های قدیمی که شاهان برای همآورد تشکیل می دادند، مردم جمع می شدند و گروهی در درون میدان به جنگاوری و قدرت نمایی می پرداختند و مردم خاصه آنان که اهالی مرکزی قدرت بودند، به دیدن این صحنه ها می پرداختند(نظیر صحنه هایی که در کشتی باستانی و نمایش تعزیه دیده می شود). اما در فضای شهری، کسی تماشا نمی کند و خود مردم در میدان حاضر شده و بدون این که کار خاصی انجام دهند،فقط راه می روند و همدیگر را می بینند. آن چه به برخورد و رزم می پردازد، چشم های مردم است که قبلا بیشتر با مفهوم چشم چرانی توصیف می شد یا همان چیزی که با اصطلاح نگاه خیره بیان می شود. اما مردم در این خصوص، نگاه خیره ای ندارند و نگاه خیره ی ان ها بیشار متوجه فضا است تا همدیگر. مردم این خیابان بیشتر متوجه حضور خود هستند تا دیگری. آن ها دیگری را در کنار خود میبینند و همراه خود، اگرچه از روبرو، ولی چنان که همگی احساس هماورد بودن دارند و در سطح شهر قدم می زنند. در مسیر چهارراه- شریعتی، هر فردی می گوید کسی که روبروی من است، مثل خود من است، با شباهتها و تمایزهایش.

به این صورت از خلال این فرم همآوردی یا جمع بودن، فرم های دیگری بیرون می ریزد که به تفکیک آدم ها می پردازد. نخستین فرم جنسیت است که در معنای زیبا شناسانه ی ان، در صحنه حاضر شده و به تفکیک زن و مرد می پردازد و حضور و همراهی زن و مرد را در فضای عمومی شهر به عرصه می آورد. زنان، جنسیت خود را در معرض دید گذاشته و آرایش می کنند و به خود میرسند و مردان نیز چنین، خود را می آرایند اما هر یک به نسبت ان چه که صنعت آرایش برایشان تأمین کره است، به این امر می پردازند. در خلال همین موضوع نیز طبقات به گونه های متفاوت و در حد وفور می توانند به خود رسیده و خود را متمایز کنند. طبیعی است زنان طبقات بالاتر، رفته رفته وضع خوبی داشته و رفاه و توانایی اقتصادی موجب افزایش زیبایی قابل مشاهده ایشان می شود. در مردان نیز این طور است و دست کمی از زنان ندارند، چه این که تمایز اقتصادی در آنان شاید به ساخته شدن زوایای پنهان بیشتری بیانجامد.

از سویی خود حرکت و فضا هم فرم های این صحنه هستند. حرکت، به صورت فردی و گروهی صورت می گیرد و روابط دوستانه و یا قومیتی را نمایان می کند. مردم با سرعت های کم و زیاد می روند و هیچ انسجام و نظمی در رفت و آمد ایشان وجود ندارد. آن سان که این رفت و آمد در زندگی روزمره شهری بیشتر به یک نظم شهری شبیه است. هر روز در این فضا، جریان انسانی برقرار بوده و مردم جمع می شوند برای رفت و آمد و گاه انجام کاری در خلال این رفت و آمد و همآورد شهری. فضا، ساخته ی وضع اقتصادی شهر است و به شکل گرفتن مردم در چنین مکانی می انجامد. اصلا چرا باید این مسیر بهترین باشد؟ به خاطر وجود قدیمی ترین ساختمان بانک، سینما و فرمانداری؟ این مکان از فضاهای مدرنی است که در شهر ساخته شده و بعد از دوران قاجاریه و با ویرانی قلعه ی مشهور اردبیل موسوم به "نارین قلعه" شکل گرفته و میدانی که به مجسمه شاه مشهور بوده و ورودی شهر از سوی تبریز (جنوب غربی) بود. بعد از انقلاب اسلامی، این میدان توسط آقای بیدار به عنوان شریعتی نامیده شده و به قلب تحول شهری اردبیل در هویت انقلابی آن تبدیل شده است. از این رو این فضا، دروازه ی ورود مردم شهر به مدرنیسم بوده و به خلق همآورد عمومی آنان طی استفاده از ابزارهای مدرن فردیتی مانند لباسهای تولید انبوه، دگرگونی در ظاهر، نوع حضور در شهر و ... می انجامد. چهارراه امام و پیرامون آن نیز در بیست سال اخیر شاهد ظهور چند پاساژ و تجربه ی روزافزون قیمت زمین های آن بوده است.

- گذار به شهود معناهای فردی:

بیان معنی از طریق فهم درونی تجربه ی زیسته میسر است. تجربه ی عمومی مردم از حضور در این مکان چیست؟ راه رفتن چگونه صورت میگیرد و آن حضور اجتماعی در فضای داخل شهر از کجا نشأت میگیرد؟ راه رفتن خود فعلی در خلال تجربه ی روزمره ی زندگی میان تمام طبقات و فرصت های مبادله ای (عینی) و فرهنگی زندگی است. میان همه ی مردمی که حضور دارند، یک ایده ی مشترک و به تعداد افراد، ایده های فردی وجود دارد. حضور در این فضا، به اشتراک گذاشتن تجربه های فردی و در کنار دیگر مردم قرار گرفتن است. آن جمله ی عمومی از همآوردی در فضای عمومی موجب می شود، تجاربی فردی رخ داده، انسان ها را در این نقطه حاضر کند. به این نکات در قالب کنشگران شهری از زبان خودشان می توان اشاره نمود:

« خوب دلمان تنگ می شود و می گوئیم برویم خیابان قدمی بزنیم سر حال بیاییم ... تنها همین خیابان است دیگر کجا برویم؟ البته گاهی می رویم سفر و بیرو ن از شهر، خیابانهای دیگر هم میرویم ... اینجا خوب دم دست است و دوستان را هم میبینیم » « همه هستند، من هم هستم، من معمولا میام بازار و دیدن چیزهایی که تازه آمده ولی سعی می کنم مرتب و شیک باشم و مثل افرادی که توی شهر دارای احترام هستند اینجا بیایم » «  دیدن همه برای من مهم است ولی قرار نیست بگویم به خاطر دخترها می آیم اما خوب این یک نیاز عادی برای همه ی انسان ها است ... ولی به خدا زمانی مدرسه مان این طرف بود، اگر نبود شاید عادت هم نمی کردیم » « من از جای دوری می آیم اینجا، خانه ی ما که حاشیه شهر است ولی گاهی می آییم اینجا قدم بزنیم، برویم قهوه خانه ... جای دیگه که مثلا گاهی پارک هم میرویم... محله های دیگر نمی شود قدم زد ... همیشه که نمی آئیم » « اینجا همه می آیند برای قدم زدن، به علاوه اینجا فقط قدم زدن نیست که، ما از این مسیر گذر می کنیم و آن سو کاری داریم، اینجا خودش هست که وسط شهرقرار گرفته، ولی جالب است » « عادت کرده ایم به اینجا، الان جاهای خوبی هم توی شهر هست ولی به مغازه های اینجا، به دیدن دوستها در اینجا عاده کرده ام ... تازه از این جا به همه جا هم مسیر هست، تاکسی همیشه هست، ولی این روزها کمی سخته» « من معمولاَ برای خرید می آیم این جا، همه که قصد قدم زدن ندارند الان خود شما هم تقریبا کار دیگری دارید ... درسته اینجا بازار نیست ولی همه چیز هست، کمی گران تر هست ولی جنس هایش هم خوب هستند »

این خیابان مرکزی شهر، فضای مرسوم و موجود در شهر برای حضور همگانی است و آن ها بیشتر به این منطقه به صورت حد وسط شهر و نقطه ای که مردم هم چون گردابی با رفتن در ان خود را فرو رفته در داخل شهر می فهمند. شاید به این دلیل است که نهادهای شهروندی همچون تئاتر و سینما آن ماهیت و مفهوم مرکزی خود را از دست داده اند و آمدن به خیابان، تجربه ی ناز از فضای شهری را به انسان ها به دست می دهد. حضور در جایی که مردم همدیگر را به عنوان اعضای شهری، ببینند و در عین این اشتراک، تمایزهای همدیکر را هم مورد نظر قرار دهند. توجه مردم به تجربه شان از فضا، می تواند این نکته را عمیق تر بیان کند:

«وقتی می آیم اینجا، کمی دلم باز میشه به خصوص با دیدن دوستان و رفقا» «اینجا هر روز یک صحنه ی تازه دارد و یک اتفاق تازه است، برای من تکراری نمی شود» «می آیم بازار و توی بازار گشتن به آدم ذوق و صفا میده» «من هم می آیم خوب مردم هم هستند، ولی آن طور که شما فکر می کنید، نه» «من اکثراَ وقتی قصد خرید داریم اینجا هستم ولی معمولا یک بهانه ای برای خرید و حضور در اینجا هست» «عصرها دیگر اینجا هم قدم نزدیم که آدم از دلتنگی میمیرد، می آیم، روزنامه ها را میبینم، به دوست هایم سر میزنم» «با وکیل کار دارم، اینجا است، به دکتر می خواهم بروم، اینجا است، وسایل بخرم این جا است» «من کمتر میایم اینجا، بیشتر ورزش می کنم ولی گاهی راهم می افتد اینجا و برایم جالب است» «همه چرا میآیند؟ چرا از آن ها نمی پرسید؟ من بچه که بودم هم با والدینم اینجا می آمدیم میرفتیم بازار» «درست است، اینجا مغازه زیاد هست ولی ما که نگاه نمی کنیم، اکثر مغازه ها را همه می شناسن»

این التفات مردم به مکان و در واقع مکان مندی حضور خود است. آن ها از این فضا به صورت کلی درکی دارند که به حضور هر روزه شان تداوم می بخشد. کارکردهای این فضا، گره بودن آن در مرکز شهر و عادت مردم به آن در جریان افعال روزمره و تربیت شان و همچنین کهن الگویی که این مکان از خود به صورت تقویت احساس شهروندی در ذهن مردم دارد، فضایی است که آن ها را برای حضور در خود فرا می خواند و مردم در اینجا حاضر می شوند. مردم از همه ی نقاط می آیند و به مراکز کاری و اداری می روند و یا با دوستان و خویشاوندان قرار گذاشته اند. برخی فقط به قصد خواندن فضا، به خصوص خواندن متن انسانی فضا و یا به شدت برای خواندن خود در جریان زندگی روزمره می آیند.

تمایزها در این نقطه برجسته است. مردم از منتهی الیه فردیت خود می آیند و فردیت ها در طبقات، قشرها و قومیت های مختلف نهفته است. شهر از چهار سو به شهرستان ها و روستاهایی ارتباط دارد که موجب حاشیه نشینی شده و به شکل گرفتن لایه های قومیتی در این حاشیه ها انجامیده است. مردم اردبیل، اکثرا طبقات متوسطی هستند که چنین تجربه هایی برای آن ها روح نابی از شهروندی ایجاد می کند. کم بودن سرمایه فرهنگی موجب شده است در این مکان، تنها سینمای موجود از سالهای گذشته با خاطر ارث بسته باشد. تنها یک کتابفروشی رسمی وجود دارد و البته سه کتابفروشی دانشگاهی و مدرسه ای حضور دارند. البته گاه دستفروشی هم به فروختن کتابهای ممنوعه و ریسوگراف می پردازد. مابقی، مدرسه، بانک، فروشگاه های کفش و لباس، عطاری و مواد غذایی اند که در کنار هم چیده شده اند. دفترهای وکالتی، پزشکی و مهندسی هم مانند همه ی نقاط شهر و در این مکان بیشتر حضور دارند. چند پاساژ در دو سوی این مسیر قرار گرفته و جمعیت داخلی همان ها هم خود گویای علت حضور بیشتر مردم در این مکان است.

نتیجه گیری: تجربه ی ناب شهروندی

خیابان امام خمینی مابین میدان شریعتی و چهارراه امام خمینی مشهور به چهار راه، مسیری است که مردم اردبیل آن را با عنوان چهارراه-شریعتی می شناسند و افرادی خاص در آن به پیاده روی می پردازند. زمان حضور افراد در این مکان متفاوت است و افرادی که روزانه حضور داشته باشند، چندان زیاد نیست. اما گاه حضور دانشجویان، جوانان و ... طی چندین سال و در زمان های خاصی، در این نقطه تبدیل به کلیشه ای می شود که هر چند سال یک بار رنگی عوض می کند. "چهارراه- شریعتی" محل آورد تمایزها، فرهنگ ها و سلایق مختلف فرهنگی و اقتصادی است و مردم با جنبه های احساسی و زیبا شناختی در آن جا حضور می یابند و نسبت به ساختن وجهه ی شهروندی شهر اردبیل اقدام می کنند. گفت و گوهای مردم در گوشی و میان فردی بوده، تعامل بصری میان جنسیت ها نیز اغلب مشهود می باشد. اکثر جوانان و حتی میان سالان به صورت فرد در این مکان حاضر می شوند و با پیوندهای دوستانه در جریان هستند، حتی زن و شوهر نیز چنین قدم می زنند و به صورت گروه های دوستی گذر می کنند. زن و شوهرهای جوانی که تجلی خاطره های نامزدی و یا روابط دوستانه ی خود را در این مکان باز می یابند، مردان مسنی که یاد روزگاران جوانی و جوانانی که یاد عادت های کودکی بازارگردی هستند. پیاده روی به این خیابان چندان اهمیت می دهد که گرانترین نقطه ی تجاری شهر است. آری اینجا قلب شهر و مهمترین نقطه ی شهر برای حضور روزمره است و می توان گفت با این گونه حضور در میان مردم، تجربه ای ناب از شهروندی را برای مردم حاضر شکل می گیرد.

تاریخ انتشار

جمعه, آبان 15, 1394 - 13:46

شاخه اصلی

شهر و فرهنگ

جامعه شناسی گردشگری: تکوین سرمایه تعاملی در فضای فراغت

توجه بر ارزشهای فرهنگی و سرمایه اجتماعی یکی از موضوعات مهم توسعه ی گردشگری در محلهایی است که نیازمند توسعه ی اقتصادی هستند[1] و [2]. با این حال تحقیقات روشن کرده است که خود گردشگری بر فرهنگ و ارزشهای محلی نیز تأثیرگذار بوده و به ایجاد هنجارهای جدیدی از رفتار اجتماعی نیز می انجامد [3]. گردشگران می توانند موجب تهدید و یا توسعه ی ارزشهای فرهنگی باشند اما این عمل چگونه رخ می نماید؟ نوشتار حاضر در پی تفسیری از تأثیرات اجتماعی ناشی از توسعه ی گردشگری در روستای حیران و شهر سرعین که به صورت مکان های مشترک گردشگری میان مردم اردبیل و اقصا نقاط کشور است، می پردازد.
فضا و کنش متقابل:
اروینگ گافمن[4]، در اثر خود، صحنه های مختلف رویارویی مردم را به عنوان محلی برای ارائه ی نقش های فردی می داند. از نظر او صحنه های مختلف، نسبت به اجرای نقش های فردی، امکان های مختلفی دارد و کنشگران در هر صحنه ای بر اساس قوانین آن صحنه بازی می کنند و تعامل می جویند. از این نظر یک دهکده یا شهر که برای گردشگری طراحی و آرایش شده اند، فرصتی برای بازیهایی می دهند که کنشگران به صورت فراغت و یا لذت حاصل از آن فضا را تجربه می کنند. گیدنز، این توجه او را در امر فضایی مدرنیت مورد توجه قرار داده و معتقد است گافمن تأکیدش بر حضور اجتماعی مردم در فضاهای مشترک بوده و جنبه ای از تعاملات چهره به چهره ی مردم را در نظریه ی خود مد نظر قرار داده است [5].. خود او بیشتر متمرکز است بر تعاملات اجتماعی فضای تخیلی که در فضای عمومی و اجتماعات ذهنی در حال رخ دادن است و البته به نظر او روال زندگی عوض شده و از جا کندگی در تعاملات اجتماعی بیشتر به خاطر مکانیسم هایی چون ایجاد اعتماد عمومی صورت می گیرد[6]. اما باید پیوندی باشد میان امری که در محل انجام می شود و اعمالی که بعد از آن ایجاد می شوند. یک سری از کنشهای اجتماعی در اثر تبیین کنشهای اجتماعی و تعامل اجتماعی مردم برسازی شده و همان طوری که مید مد نظر داشت، به تعمیم یافتن هویت افراد منجر می شود [7]. همچون مردم یک منطقه که در معرض تعمیم پذیری از گردشگران قرار دارند و به اعتقاد محققان امور ذهنی یا هنجارهایشان دستخوش دگرگونی قرار می گیرند، گردشگران نیز در فضاهای فراغتی از هویت عادی خود فراتر رفته و در زمینه ی احساسی منطقه ی گردشگری قرار می گیرند[8]. به این صورت تعاملی میان نیازهای گردشگران و فرهنگ میزبان در حال رخ دادن است و این تعامل از خلال کنش های چهره به چهره ی شهروندان محلی انجام می گیرد. در اثر تعامل میان مردم، چنان که تحقیقات ذکر می کنند، یک بازسازی یا دگرگونی انجام گرفته و روابط اجتماعی خلق شده به ایجاد یک سری روحیات و انگاره های جدید در مورد کنش متقابل مردم محلی و مسافران کل کشور، به خصوص در مردم یک منطقه می انجامد.
پیدایش سرمایه تعاملی:
سرعین و حیران به عنوان مناطقی که همواره در دسترس گردشگران قرار گرفته اند و تحولی اساسی در ظاهر آن ها رخ داده است، به صورت موضوع اصلی تحقیق از طریق مردم نگاری تفسیری مورد بررسی قرار می گیرد. تحقیقات همواره به موضوعات مثبت و منفی ناشی از پیدایش گردشگری در این مناطق اشاره داشته اند [9] و [10]. اما هماهند مثالی که اظهار شد، هدف این است که فرایند تأثیرگذاری گردشگری بر تعامل مردم محله و میهمانان گردشگر چگونه است. باید گفت همچنان که قبلاً هم اشاره گردید، تحول فرهنگ در این مناطق هم وجود داشته چنان که مردم آن ها می گویند:
« اینجا این فرهنگ نبوده و می آمدند اینجا صحبت می کردند و آدم های بزرک می آمدند و بزرگها صحبت می کردند و کوچک حرف نمی زد الان از شهر می آیند و شلوار را از زانو میپوشد و و اینجا را هر کی هرکسی کرده است و قانون مان هم ضعیف است و (عضو دهکده ی حیران).
مجردی ها قبلا شلوغ کاری می کردند و در فاز آن بودند همانند محلات خود تفریح کنند که از دور به غرض ورزی شبیه بود، بالا بردن صدای ضبط ماشین، اذیت کردن جارچی ها با ماشین و ایجاد درگیری  ولی الان خیلی فرق کرده است (شهروند سرعین) »
در اثر به وجود آمدن همین فضاها، دایره ی تعامل مردم اردبیل، سرعین و حتی حیران بالا رفته و البته هر قدر فضا بیشتر امکان تعامل را فراهم کند، همان قدر فرصت تعاملی فضا و آگاهی مردم نسبت به آن افزایش می یابد. سرعین در بیشترین فرصت تعاملی است چون به جای کافه و قلیان و ویلا که در حیران است و یا خانه و مغازه که در اردبیل، در آن هتل ها، آبگرم ها و بازارهای جدیدی وجود دارند که فرصت درنگ و گفت و گوی بیشتری با گردشگران فراهم کرده تا جایی که بخشی از هتلداران و خانه داران سرعین نیز اهل جاهای دیگر بوده و به دگرگونی شهروندی در آن نیز انجامیده است، علی رغم این که مردم قدیمی آن همچون قومیتی شهری روابط و تعاملات خود را حفظ کرده اند.
« فرهنگ شهر ما هم فرق کرده و تعاملات اجتماعی شان هم بهتر شده و مردم سرعین و حتی مستأجرها و غیربوم ها هم که بیشتر کسبه و توریست است و در میان هتل دارها نیز اهالی غیر بومی دیده می شوند. »
در چنین حالتی، تعامل و یا کنش متقابل مردم، تبدیل می شود به یک ارزش و موجب دگرگونی فرهنگ و ارتقای آن می شود. تعامل سرمایه ای می شود که در چنین فضاهای انسانی ای ایجاد می شود و در اثر پیدایش فضاهای انسانی تعامل گرانه، سرمایه ی تعاملی مردم بالا می رود. هر قدر سرمایه ی تعاملی مردم بالا رود، همان قدر، گفت و گوهای متنوع، قومیت شکنی و سرمایه ی ملی هم بالا می رود. مردمی که در سالهای گذشته، جز خود و اقوام شان و چند گردشگر سالانه را نمی دیدند، امروز می توانند با بسیاری از مردم ایران دوست و رفیق بوده و تعاملات اقتصادی و اجتماعی داشته باشند.  
سرمایه ی تعالی فرصتی برای به اشتراک گذاشتن همه چیز است و نه صرفا احترام و کنش های مبتنی بر ارزشهای اجتماعی. سرمایه تعاملی می تواند مردم را در رازها، اعتراض ها، لذت ها و خاطرات شان دخیل کرده و به گسترش متافیزیک یا زیست جهان مشترک مردم حاضر در فضاهای فراغتی بینجامد. از آن جایی که فضای فراغتی، فضایی است مساعد و موجد کیف و لذت و وقت گذرانی، به همین دلیل هم بیش تر انگاره های مربوط به تفریح و سرگرمی در این فضا به اشتراک گذاشته می شود تا انگاره های مربوط به کار، خانواده و مشکلات زندگی. از این رو سرعین و حیران می توانند به یک فضای گسیخته از زندگی روزمره و بازار فراغت تبدیل شوند و فرم ها و فضاهای انسانی و حرفه ای آن نیز در خدمت چنین فرایندی قرار گیرد.
« آن که خلافکار است نود درصدش تازه پول پیدا کرده است، ارباب هیچ وقت اینجا نمی آید برای این کار و فقیر هم نمی تواند برای این کار بیاید. هر کسی زورکی پول پیدا کرده و آمده است
توریست می آید به شهر برای تفریح حالا تفریح همه رقم داریم سالم و غیر سالم طرف هم که خدمات ارائه می دهد، همه صنفی دارد و بسته به نوع مسافر. اینجا شهر توریستی است و مسافر میاید ورزش و سیاحت و یا عیش و نوش و سرگرمی بگذاریم نامش را. »
از این رو صنعت گردیگری می تواند فضای یک منطقه را از زندگی اجتماعی معمول که نیازمند کشاورزی، صنعت، کار سخت و مداوم است، جدا کرده و به خلق یک نوع زندگی روزمره ی همراه با سرخوشی و ایجاد بازاری مبتنی بر لذت، خود نمایی، تعامل نمایشی و اقتصادی که بتواند چنین روندی را در زندگی روزمره بازتولید کند.
در سالهای اخیر، هر چه پیشتر جلو می رویم، فرهنگ فراغت مردم شهر اردبیل نیز به موازات جذب گردشگر، دگرگون می شود. قبلا مردم شهر بیشتر در قالب گروه های قومی و جوانانی که از طریق قدرت و حضور جمعی خود را نشان می دادند، به جوانانی که اهل تعامل هستند و از طریق شخصیت شان خود را نشان داده و فراغتشان برای تفریح و وقت گذرانی است تا حضور در عرصه ی جمعی. حضور مردم و جوانان اردبیل در عرصه های جمعی نیز دگرگون شده است، داشتن تیم فوتبال و تماشای مسابقات آن، افزایش فرهنگ خودروی شخصی و گشت و گذار جوانان با آن، افزایش کافه سنتی ها و تعاملات جوانان در آن و ... موجب شده است که آنان در سرعین نه به دنبال عرض اندام، که به دنبال فراغت و تعامل فراغتی باشند.
« الان می آیند جوانان ولی ما تشخیص نمی دهیم که فارس است یا غریبه و هم استانی است جوانان آرام تر شده اند و شاید تبادل فرهنگی باعث شده. »
فضای فراغتی
تعامل فراغتی اصطلاحی است که سعی می کنم با آن، فضاهای فراغت را همچون عرصه ای عمومی در نظر گرفته و مردمی که در این فضا از طریق آشنایی با هم و نشان دادن تشخص و جذابیت های فردی خود همچون لباس های جدید و ژست های روز بیشتر عرض اندام می کنند تا این که با صدای بلند و معرکه گیری خود را نشان بدهند.
فضای فراغت، بازاری است که در آن، ذوق ها و میل های انسانی به سمت رهایی و آزادی می روند و از این رو انسان ها می توانند خواسته هایشان را در این فضا بجویند؛ ان ها بر اساس میلها و خواسته هایشان فضاها را انتخاب کرده و به طبیعت گردی و یا فراغت شهری می پردازند. از این رو این نوع جست و جوها، در کنار تعامل های معمول در فضاهای موجود در گفت و گوها روزمره ی گردشگران پی جویی شده و به حقیقت های مشترک یا قراردادهای مشترک در خصوص انگیزه های سفر می رسند. گفت و گوهای میان نیت های سفر، که از انگیزه ها و نیازها بر می خیزند، در نهایت به ساختن فضای گردشگری بر اساس امیال انجامیده و به نوعی میل استاندارد شده در فضای فراغت می انجامد. همانطور که طبیعت ممکن است در اثر غریزه ی تخریب مردم آسیب دیده و پوشاکی از پسماند به خود ببیند، فراغت تعاملی نیز می تواند امیالی سرکوب شده را در لای فضاهای پنهان شهری به خود ببیند. ویژگی فضای فراغت، خلق آن بر اساس نیازهای مردم و از نتایج آن نیز کشیده شدن این فضا به سمت فرصت هایی برای فرافکنی امیال می باشد. در چنین فضایی است که روابط جنسی، مواد مخدر و مستی می توانند به صورت نامشهود در فضاهای شخصی شده خلق شوند.
« به انحا و نیت های مختلف ما دیده ایم و اتاق گرفته اند و اینجا روزانه اتاق می گیرند که ما به آن اقامت ساعتی می گوئیم و از این اقامت های غیر رسمی مدارک نمی گیریم آقاها می آیند و تفریح می کنند و می روند
آدم های باخانواده معمولا پنجشنیه و جمعه می آیند اینجا و تعدادشان کم است، از این به بعد شلوغ نیست، اما افرادی که قصد دیگری دارند، اکثرا سعی می کنند وسط هفته بیایند. »
نتیجه گیری
گردشگری تولید کنش اجتماعی خاصی می کند که فارغ از فضای عادی زندگی و در فضای فراغت انجام می گیرد. فضای فراغت، بازاری است که سرمایه های تعاملی در آن جا ایجاد شده و به عنوان ارزش مبادله ای در این فضا توسط مردم، گفت و گوها و ذهنیت های آنان صورت می گیرد. در شرایطی که کنشهای اجتماعی نمادین در این فضا فزونی گیرد، رفته رفته، سرمایه ی تعاملی خود به خود افزایش می یابد و میزان اجماع ساکنان محلی و حاضرانی که به قصد گردش آمده اند، زیادتر شده و بسته به امیال و نیازهای افرادی که در فضای فراغت حضور یافته اند، سخنها، اعمال و موضوعاتی در این فضا شکل می گیرند که در لوای سرمایه ی تعاملی که عنصر اعتماد در ان اهمیت دارد می درخشند.
منابع
[1] تراسبی، دیوید، 1387، اقتصاد و فرهنگ، ترجه کاظم فرهادی، انتشارات نی، چاپ 3،  ص 94
[2] امینی، عباس، زهرا زیدی، 1394،تأثیرات فرهنگی گردشگری در مناطق روستایی از دید جامعه محلی: مطالعه ی موردی روستای ابیانه، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی، سال سی ام، شماره 2
[3] اکبری رونیزی، سعید، 1392، بررسی رابطه توسعه صنعت گردشگری و سرمایه اجتماعی در نواحی روستایی سولقان تهران، مجله ی برنامه ریزی و توسعه گردشگری
[4] گافمن، اروینگ،1391، نمود خود در زندگی روزمره، ترجمه مسعود کیان پور، چاپ 1، ص 123
[5] گیدنز،آنتونیف 1384، مسائل محوری در نظریه اجتماعی،محمد رضایی، انتشارات سعاد، چاپ 1، 199
[6] گیدنز، آنتونی، 1388، پیامدهای مدنیت، ترجمه ی محسن ثلاثی، چاپ 5
[7] کوزر، لیوئیس، 1386، زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی، محسن ثلاثی، انتشارات علم، چاپ 13
[8] بنت، اندی، 1386، فرهنگ و زندگی روزمره، مترجم ها: لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، چاپ 1، ص 285
[9] زینالی اناری، 1394، غازهای دهکده ی حیران منتظر معامله ی لانه شان هستند، انسان شناسی و فرهنگ
[10] زین العابدینی و دیگران، 1394، نقاط ضعف قوت فرصت و تهدیدهای توسعه گردشگری شهر توریستی سرعین، همایش ملی گردشگری پایدار با ویکرد گردشگری وررزشی سلامت و محیط زیست

 

 

 

تاریخ انتشار

چهارشنبه, آبان 13, 1394 - 00:21

شاخه اصلی

اوقات فراغت
اشتراک در RSS - 041. شهر و فضا