ورزش و فرهنگ

  • تصویر: یک هوادار پرسپولیس
    چنانکه در صفحات پیشین اشاره شد ایرانیان از دیرباز به ورزش و تربیت بدنی اهمیت می داده اند، ورزش هایی همچون کشتی و باستانی مورد استقبال بوده اند، حتی ورزش های گروهی و بازی های توپی مثل چوگان نیز جایگاهی در تاریخ و فرهنگ ایران داشته اند، اما پیدایش ورزش مدرن را باید ماحصل برخورد ایرانیان با تمدن غرب دانست.

    11 دسامبر 2012
  • پیوند میان ورزش مدرن و ملی گرایی از آغاز تکوین این دو پدیده برقرار و قابل پیگیری است، این دو پدیده چه در آغاز تکوین خود و چه در ادامه تکامل شان بسیار با همدیگر درآمیخته اند، از یک سوی ورزش همواره بستر کم نظیری برای ساخت، گسترش، بیان، مشروعیت یابی و نفوذ ملیت و فرهنگ ملی بوده است، و از سوی دیگر این دولت ها و جنبش های هویت طلبی بودند که به تقویت، گسترش و نفوذ ورزش مدرن کمک کردند. در اینجا ابتدا نگاهی به تحلیل تاریخی پیوند ورزش و دولت –ملت های مدرن داریم.

     

    برای مطالعه این بخش در زیر کلیک کنید:

     

    10 دسامبر 2012
  • منظور از "بازی" فعالیت هایی است که می توان ویژگی هایی همچون فردی بودن، آزادی بالای افراد، به دنبال نتیجه نبودن، و داشتن قواعد اندک، برای آن برشمرد، بازی فعالیت هایی همچون آب بازی، سُرسُره بازی، بالا و پایین پریدن و.. را در بر می گیرد. اما "گیم" که در ترجمه فارسی آن باز هم از واژه بازی و یا مسابقه استفاده می شود قواعد بیشتری دارد، آزادی افراد در آن کمتر است، دربرگیرنده رقابت و کسب نتیجه است، بازی ها و مسابقه های قومی و بومی و ماقبل مدرنیته را معمولا زیر این عنوان شناخته اند. ولی "ورزش مدرن" همچون فوتبال، بسکتبال، کشتی و...

    09 دسامبر 2012
  • دغدغه ای که مرا به عنوان یک دانشجوی انسان شناسی به نگارش این رساله رهنمون شد بیشتر مربوط به کنجکاوی هایم درباره تحولات فرهنگ در عصر جهانی شدن بود تا هیچ علاقه خاصی به ورزش فوتبال؛ من از نوجوانی فوتبال را می شناخته ام و مثل بیشتر همسالان ایرانی خودم این بازی را تجربه کرده ام، اما تا چند سال اخیر هرگز به دنیای حرفه ای این رشته ورزشی علاقه خاصی نداشتم، شاید تنها بازی هایی که به راستی مرا به هیجان می آورد همان مسابقات تیم ملی کشورم، آن هم در سطوح حساس آن بود، فقط چند بار به استادیوم فوتبال گذارم افتاده بود، اما در چند سال اخیر حضور یک تیم فوتبال در شهر محل زندگی ام (دورود) گاهی مرا واداشته بود

    08 دسامبر 2012
  •  

    04 دسامبر 2012
  • وقتی یک سیاه پوست آلابامایی در 1936 در برابر چشمان هیتلر چهار مدال طلا در رشته های مختلف ورزشی را به گردن آویخت یا وقتی تیم فوتبال آلمان در 1938 شش به سه در مقابل انگلیس زانو زد ادعای هیتلر به برتری نژاد آریایی به چالش کشیده شد. اما درحالی که فوتبال در آلمان به جبهه ضد فاشیسم کمک کرد در ایتالیای زمان موسیلینی برعکس موفقیت های فوتبالیِ تیم ملی این کشور منجر به تقویت و تحکیم فاشیسم شد، تیم ایتالیا طی دهه 1930 فقط هفت بار باخت، دو جام جهانی 1934 و 1938 قهرمان شد و طلای المپیک 1936 را به چنگ آورد.

    28 نوامبر 2012
  •  

    تیم بارسلونا در فوتبال اسپانیا یک پدیده متفاوت است، این درحالی است که تیم های منطقه باسک و مناطق دیگر هویت های محلی خود را با تاکید دائمی بر فاصله گرفتن از "دیگری" بازتولید می کردند. تیم بیلبائو بدون هیچ اغماضی سیاست باسکی بودن بازیکنانش را دنبال می کرد تا جایی که همه بازیکنانش باید در ایالت باسک به دنیا آمده باشند. برخی بازیکنان این تیم بعدا به جنبش های جدایی طلبی می پیوستند. تیم دیگر باسک (رئال سوسیداد) هم بر باسکی بودن بازیکنان تاکید داشت اما لازم نبود حتما خودِ بازیکن در باسک متولد شده باشد، میان باسک اسپانیا و فرانسه هم تفاوتی قایل نبود.

    21 نوامبر 2012
  • .

     

    اداره شدن اغلب باشگاه های فوتبال به دست گروه های مهاجر، منجر به سیطره سیستم "قوم-باشگاهی " بر فوتبال استرالیا شده بود، در این سیستم متکی بر ملی گرایی قومی، هر باشگاه، همچون یک ملت مستقل در مسیر هویت طلبانه خود حرکت می کرد، بازیکنان، هواداران، مدیران و... همگی تا حد ممکن به همان هویت باشگاه تعلق داشتند، این باشگاه ها نماد اصلی هویت های مهاجران به استرالیا شمرده می شدند.

    13 نوامبر 2012
  • در طول دوران مدرنیته، میدان ورزش همواره بستری مساعد برای بیان و تقویت انواع ملی گرایی و محلی گرایی بوده است، مفهوم "ملی گرایی ورزشی"[1] به این مساله می پردازد (هابرمن به نقل از بیرنر 2001: 17-18)، البته واژه های دیگری نیز، مثل "میهن پرستی ورزشی"[2] نیز در برخی آثار به همین مساله ی پیوند ورزش مدرن و ملیت اشاره می کنند (گومبرگ 2000: 87-98)، در این  سلسله نوشتار به معرفی این مفهوم و بررسی کاربرد آن در کشورهای مختلف جهان

    06 نوامبر 2012
  • در طول دوران مدرنیته، میدان ورزش همواره بستری مساعد برای بیان و تقویت انواع ملی گرایی و محلی گرایی بوده است، مفهوم "ملی گرایی ورزشی"[1] به این مساله می پردازد (هابرمن به نقل از بیرنر 2001: 17-18)، البته واژه های دیگری نیز، مثل "میهن پرستی ورزشی"[2] نیز در برخی آثار به همین مساله ی پیوند ورزش مدرن و ملیت اشاره می کنند (گومبرگ 2000: 87-98)، در این نوشتار به معرفی این مفهوم و برخی دیدگاه های مربوط بدان می پردازم.

    23 اکتبر 2012

صفحه‌ها