نشانه‌شناسی و تحلیل گفتمان

  • ماه مه گذشته پنج فيلم فرانسوي در جشنواره کن رقابت کردند. نخل طلا به يکي از اين فيلم ها تعلق گرفت : «ديپان» اثر ژَک اُدي ير. جوايز بازيگري به امانوئل برکو براي بازي در فيلم «پادشاه من» اثر ماي وِن ، فيلمي درباره ي سلطه ي مردانه ، وهمچنين به ونسان لَندُن براي فيلم «قانون بازار» اثر استفن بريزه، که اخلاق جامعهء کالازده  را زير سوال مي برد، تعلق گرفت . پس از گرايشي طولاني به فيلم هاي امريکاي شمالي ، اين پيروزي به گزينش فيلم هاي اروپايي و فرانسوي در سال هاي اخير مشروعيت مي بخشد.

    24 اوت 2015
  • این نمایشگاه برای تسهیل شنیدن تمام فریاد های نا امیدانه، وحشت، خشم و بهت است  بدون امکان انتخابی سریع، و پیوستن به اردویی برای تکمیل ویرانی.  در این   نمایشگاه،  گنگی صداهای  دژآوا   ( cacophony) معادل صوتی  بت ستیزی است  و  به همین لحاظ  آن را ایجادکرده ایم. ( ر.ک. به Laborde).

    24 اوت 2015
  • 2 مارس 1978

    چیزی که می‌گذارد مرگ مامان را تحمل کنم، شبیه حظ بردن از آزادی‌ست.

    6 مارس 1978

    بالاپوش من آنقدر دلگیر است که مامان اگر بود هیچوقت تحملِ این شال سیاه یا خاکستری را که همیشه با آن می‌اندازم، نداشت، صدایش توی گوش‌ام است که به‌م می‌گوید کمی رنگدار بپوشم.

    برای اولین بار، برای همین، شال رنگی می‌اندازم (پیچازی اسکاتلندی).

     

    19 مارس 1978

    22 ژوئیه 2015
  • مسجد گله‌داری واقع در بخش مرکزی شهرستان بندرعباس و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. این مسجد در سال ۱۲۹۶ هجری قمری در شهر بندرعباس ساخته‌شده و به شماره 1595/3 در سال 1357به‌عنوان اثر تاریخی در فهرست آثار میراث فرهنگی به ثبت رسیده است. این مسجد دارای صحن، شبستان و مناره و منبر زیباست . شبستان بزرگ مسجد دارای ۳۶ ستون مزین به گچ‌بری و پایه مربع شکل است. در کنار دیوارها نیز نیم ستون‌هایی وجود دارد که توسط طاق‌هایی با قوس شکسته به یکدیگر متصل شده و سطحی را برای سقفی با تیرهای چوبی مسجد فراهم ساخته‌شده است. 

    21 ژوئیه 2015
  • 12 فوریه 1978

    احساسِ دشوارِ(نامطبوع، دلسرد کننده) فقدانِ گشاده‌دستی. رنج‌ام می‌دهد.

    فقط می‌توانم این را به تصویر مامان ربط بدهم، به غایت گشاده‌دست (و عادت داشت بهم بگوید: تو خوبی).

    خیال کرده بودم از دست‌ام که برود، من در به کمال رساندنِ "مهربانی"، دست کشیدنِ از لئامت، حسادت، خودشیفتگی‌، ناپدید شدن‌ او را جبران می‌کنم. ولی من کمتر و کمتر "شریف" و "گشاده‌دست" می‌شوم.

     

     

    15 ژوئیه 2015
  • رُز، ژیلیان (1393). روش و روش شناسی تحلیل تصویر، ترجمة سید جمال الدین اکبرزاده جهرمی، با مقدمة دکتر محمد سعید ذکایی، تهران، انتشارات: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات و مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما این کتاب تلاشی برای معرفی روش‎شناسی بصری با رویکردی انتقادی به خوانندگان دارد. در این کتاب نویسنده مواد بصری را واجد اهمیت فرهنگی ویژه و نیز در بردارنده عناصری می‎داند که در خود روابط قدرتی را نهفته دارند و بر اعمال اجتماعی ما تاثیر گذارند. تاکید نویسنده بر نشان دادن اهمیت مطالعه ایماژهای تصویری و اتخاذ نگرشی انتقادی به آنهاست.

    12 ژوئیه 2015
  • پیشتر در زبان شناسی خانه (۱) به دلالت پذیری خانه پرداخته شد و آن را به صورت واژه ای معنادار و فضای سکونت و استقرار انسان دانستیم. انسان جدا از وجود خودش، کل عالم ممکن را بدون تصور خانه فهم نمی کند و فهم وی ملهم به خانه و در گرو خانه است. این همان چیزی است که استعلای مکان یا فضامندی زبانی می توان عنوان نمود. دال "خانه" شیء وارگی انسان از فضامندی او است و همان طور که کریپکی گفته است، منظومه ی هستی شناختی عموم انسان ها منجر به دلالت خانه هایشان می شود (زینالی اناری، ۱۳۹۴).

    01 ژوئیه 2015
  • 1 ژانویه 1978

    اورت، اندوهِ شدید و دائم؛ ساییدگیِ مدام. قلمرو سوگواری عمیق‌تر می‌شود. اوائل، عجیب، نسبت به کشف این موقعیتِ جدید (انزوا) علاقه‌ای حس می‌کردم.

    8 ژانویه

    همه‌ "بسیار لطف دارند" – ولی من همچنان احساس تنهایی ("وانهاده شدگی") می‌کنم.

     

    16 ژانویه 1978

    یادداشت‌های کمتر– ولی: پریشانی – ناخوشیِ دائم که با پریشانی منقطع می‌شود (امروز، پریشانی. این ناخوشی را نمی‌شود نوشت).

    01 ژوئیه 2015
  • 3 دسامبر

    {مهمانیِ امیلیو با اف.ام بانیه}

    کم کم از گفتگو کنار می‌کشم (معذبم که بقیه خیال کنند قابل نمی‌دانمشان). FMB (با تکیه به یوسف) نظامی‌ قوی (و البته مبتکرانه) از ارزش‌ها، کُدها، اغواها، سبْک‌ها مجسم می‌کند: ولی در حینِ قوام گرفتن این نظام، من احساس طرد شدن می‌کنم. کم کم دست از کشمکش برمی‌دارم، غایب می‌شوم، 

     

    24 ژوئن 2015
  • گیلان و مازندران سرزمینی یگانه در گسترۀ کوه و جنگل و دریااند که نشانه‌های دیرینگی‌شان در برگ‌برگ تاریخ مسطور است. خوانده شدن به لقب « دیو ورن » از سوی کسانی که دینی نو برگزیدند و ایستایی و پویایی بسیاری از نشانه‌ها و آداب و سنن باستانی نزد آنها گواهانی زنده و گویا از این دیرینگی و تعصب مذهبی‌شان می‌باشد. 

    از جملۀ این نشانه‌های کهن و دیرینه وجود تقویم و گاهشماری باستانی است که کماکان مورد استفادۀ کهن‌سالان آن قرار دارد.

    24 ژوئن 2015

صفحه‌ها