فلسفه

  •   ۲) مردمنگاری  علم / کار میدانی     پاسخ اندیشمندان علوم به مورد مطالعه  قرار گرفتن  به  عنوان گروهی فرهنگی چیست؟  روش های مردم نگاری چه نقشی در مطالعه ی علمی  دارند یا می توانند  داشته باشند؟  هیوارد:  توضیح  موضوعی به این پیچیدگی در این خلاصه نمی گنجد. در آزمایشگاه،  به طور کلی و در زمینه ی” FingeryEyes “ بازی پیچیده ی  همخوانی و ناخوانی جریان دارد. در ابتدا الیسن کنگ و کریس ون  دلیلم را برای بررسی آزمایشگاه شان درک نمی کردند. برایشان روشن نبود  که در آزمایشگاه به غیر از بررسی نظریه های بیولوژیک چه می تو

     

     ۲) مردمنگاری  علم / کار میدانی

       پاسخ اندیشمندان علوم به مورد مطالعه  قرار گرفتن  به  عنوان گروهی فرهنگی چیست؟  روش های مردم نگاری چه نقشی در مطالعه ی علمی  دارند یا می توانند  داشته باشند؟

    31 ژانویه 2016
  •      اما در هر صورت عقلانيّت و رفتار عقلاني به اعتبار همه‌ي مواردي که در بالا شمرده شد متکّي به معرفت است. به عبارت ديگر هر فعاليّت علمي و نظري از هر نوعي را مي‌توان نوعي "حل مسأله"[1] دانست که متکّي به معرفت است. معرفت آدمي از خويشتن و محيط پيرامون خويش همواره زواياي تازه‌اي پيدا مي‌کند که از رهگذر تقارب آراء مختلف و نقد آنها بدست مي‌آيد. پس معرفت وجهي عمومي و نقّادانه دارد. خصوصيتي که عقل‌گرايان نقّاد[2] براي عقلانيّت در نظر مي‌گيرند.

    31 ژانویه 2016
  • ارنست ماخ Ernest Mach فیلسوف و فیزیکدان نامی بیاد می­آورد که در خردسالی پدرش او را به بالای دیوارهای قلعه شهر به گردش می­برد. او از بالای قلعه وقتی که به پرتگاه بیرون شهر می­نگریست و کسانی را می­دید که در پایین راه می­رفتند از تعجب فریاد برمی­آورد که آنان چگونه از بالای حصار بدانجا راه یافته­اند. ماخ اضافه می­کند که وی قادر به دیدن و تشخیص راه باریک و سرآشیبی که به پرتگاه می­رفت نبود ...

    25 ژانویه 2016
  • یکی از موضوعات اصلی منطق ـ که در عین حال مبنای پژوهش فلسفی نیز محسوب می‌شود ـ مبحث «تعریف» (definition) است. معرفت‌شناسی (epistemology) و امکان آن به شناخت موجودات و پدیده‌های خارجی نیاز دارد و اساساً تعریف، مدخلی است به مبحث معرفت‌شناسی. اما آیا همه موجودات قابل شناسایی هستند؟ آیا می‌توان برای همه پدیده‌ها تعریف به دست داد؟ آیا تعریف امور مابعدالطبیعی نیز ممکن است یا صرفاً پدیده‌های علوم تجربی قابل تعریفند؟ اساساً هدف از تعریف چیست؟ آیا صرفِ تمایز یک امر از سایر امور برای رسیدن به تعریف آن کفایت می‌کند؟ به عبارت دیگر، آیا نباید تمام ذاتیات شیئ را در تعریف ذکر کرد؟

    25 ژانویه 2016
  •   چارلز تيلور[1] در مقاله‌ي خود تحت عنوان "عقلانيّت"[2] سؤالي را به اين صورت مطرح مي‌کند که :   " آيا استانداردهاي عقلانيّت در همه‌ي فرهنگ‌ها به مانند يکديگر هستند؟ براي مثال آيا ما مي‌توانيم ادعّا کنيم که مردمان داراي فرهنگ پيشاعلمي[3] که به جادو و يا جادوگري باور دارند، نسبت به مردمان داراي فرهنگ علمي از عقلانيّت کمتري برخوردارند؟

    24 ژانویه 2016
  • ارسطو در کتاب مابعدالطبیعه اش وقتی می خواهد افلاطون را نیز همچون فیلسوفان پیشین به بوته ی نقد بگذارد به مشکل جدایی یا خوریسموس اشاره می کند و این که افلاطون رابطه ی دو عالم را بر اساس بهره وری تبیین کرده است. او می گوید : «فیثاغوریان گفته بودند که اشیا به سبب تقلید از اعداد وجود دارند. افلاطون این اصطلاح را تغییر داد و گفت وجود محسوسات حاصل "بهره وری" آن هاست. ولی هیچ یک از آن ها نگفتند که این تقلید یا بهره وری از آن صور کلی چیست.بلکه بار تحقیق در این مطلب را به دوش دیگران گذاشتند.»1 .

    19 ژانویه 2016
  • علي باباچاهي شاعري است پرکار و مطرح، يکي از بزرگان شعر معاصر و در اين هيچ ترديدي نيست. مردي خستگي‌ناپذير که با سروده‌ها و پژوهش‌هاي خود در زمينه‌ي شاعري، باعث طرح مباحث تازه‌اي در شعر شده است. با آنکه سن و سالي از او گذشته و قاعدتاً بايد مثل خيلي‌ها، دلمشغول تثبيت دستاوردهاي پيشين‌اش باشد، ولي همچنان خطر مي‌کند و جوانانه بر راه‌هاي تازه گام مي‌زند.  او در  سال 1346 نخستين کتابش را منتشر کرد و پيشينه‌ي شاعري‌اش بيش از کل سن من و هم‌نسلان من است، با ده‌ها کتاب شعر، پژوهش ادبي و نظريه و مصاحبه و...

    17 ژانویه 2016
  • معمولا وقتی به زیبایی شناسی افلاطون پرداخته می شود ، آنچه زودتر از همه به نظر می رسد این است که هنر، تقلید تقلید است و بر این اساس دارای ارزش چندانی نیست. اما هیچ گاه متفکران این عرصه به این نیندیشیده اند که اگر افلاطون درباره ی عالم مثل بازاندیشی کند و گویی این کار را در رساله های آخر انجام داده است ، این اصلاح ممکن است این نظریه را نیز دچار تحول کند، همان طور که شاید بتوان رویکرد فلوطین در برابر هنر و زیبایی را که آن را بسیار ارزشمند تر از افلاطون می دانست هم به این نظر افلاطون ربط داد و هم به اصلاح آن.

    12 ژانویه 2016
  •  در مصاحبه هایی چند، آنا زوگاس که در آن زمان  دانشجوی دکترا در  دانشگاه واشنگتن بود، و نیکلا بولد که اخیرا از دانشکاه کنتیکت  با درجه ی دکترا فارغ التحصیل شد، از نویسندگان خواستند که  مردم نگاری علم[1] را از سه  زاویه ی   نظری، کار میدانی و حدود و مخاطرات آن بررسی کنند.  مقاله ی زیر شرح سخن  پنج انسان شناس درباره ی علم و کار های گذشته و پژوهش های فعلی شان است.  بخش نهایی،  نظرات کارلو کدووف، استاد دانشگاه کینگز لندن  در باره ی این سخنان است. 

    ۱) مردم نگاری  علم / نظریه

    10 ژانویه 2016
  • تصویر: بتلهایم

    09 ژانویه 2016

صفحه‌ها