دیاسپورای ایرانی

  • یادش بخیر... دوره‌ی پیش دانشگاهی را می‌گویم! شیطنت‌های آخر کلاس، زیر سر ما شش نفر بود... من و شیرین و شکوفه، نفیسه و عذرا و شهره... شهره خجندی! آن موقع نمی‌دانستم خجند کجاست؛ در واقع حدس می‌زدم شهری از خراسان باشد. فکرش را نمی‌کردم از ما نباشد! این جا نباشد! فقط از یک چیز مطمئن بودم: باید روزی مردم این شهر را می‌دیدم! در تمام طول سال، شهره با آن طبع آرام و لبخند مهربان برایم علامت سوال بزرگی بود. آیا همه اهالی خجند این گونه‌‌اند؟ یا فقط همین یکی است؟! عجیب این که، در مسیر پیش دانشگاهی، روزی دو بار از جلوی خیابان آل خجند می‌گذشتم اما، نام خیابان هرگز برایم سوالی ایجاد نکرده بود.

    13 می 2015
  • آن روزها برایم جالب بود که با چه عشق و علاقه‌ای تمام این سال‌ها وقتش را صرف نگارش و اجرای این برنامه کرده است و به رغم کهولت سن، بدون وقفه به انتشار آن ادامه می‌دهد. ضمن آن‌که تفاوت‌های فرهنگی جامعة انگلستان و امریکا آن‌قدر زیاد نبود که خاطرات آقای کوک برای شنوندگان خیلی عجیب به نظر برسد.

    در غرب چه خبر؟ ایرج هاشمی‌زاده. تهران: جهان‌کتاب، 1392. 306ص. مصور.

    16 مارس 2015
  •  براساس اطلاعاتی که اداره کل آماردرکشورآلمان منتشر نموده است (2011) نزدیک به 120 هزارنفر ایرانی تباردرجامعه آلمان اقامت دارند که ازاین تعداد نزدیک به نیمی با اخذ تابعیت آلمانی (ایرانی ـ آلمانی) به لحاظ آماری بومی محسوب می شوند وازهمین رورقم ایرانیان مهاجر تنها 56 هزارنفرذکرمی شود...   

    31 ژانویه 2015
  • 25 دسامبر 2014؛ اینجا بخشی از آمریکا، خانه آلنا و مارکو است. مقابل کالج Nova. ماشین های ٢٨a از خیابان کینک استریت شهر الکساندریا را سوار میشوی و بعد از ٢٥ دقیقه می رسی به ابتدای شهر فالس چرچ و این کالج و بعد خانه آلنا و مارکو. امروز روز میلاد حضرت مسیح است. رستورانها و مغازه ها تعطیل است.  روزهای شکرگذاری، میلاد حضرت مسیح و اول سال نوی میلادی، سه روز مهمِ شهروندان اینجاست. من

     

    14 ژانویه 2015
  • این سومین سالی بود که شبکه ماهواره­ای من و تو-1 با تهیه برنامه «آکادمی» و با استفاده از نقش­گزینی معدودی از افراد دیاسپورای ایرانی مقیم اروپا، نگاه جمعی از مخاطبین ایرانی شبکه­ های ماهواره­ای فارسی زبان را به خود جلب می­کرد. در این سه سال برنامة «آکادمی» از نیمه دوم زمستان میهمان مخاطبین ایرانی شبکة فارسی زبان و ماهواره­ای من و تو-1 شده و تا شروع بهار و نوروز که فینال این برنامه بخش می­گردد،

     

    ادامه داشته و سپس در یک دوره دیگر این شبکه اقدام به پخش مجدد آن می­نماید.

    10 اوت 2014
  • بـــــرای رفتن به روستای پنج‌رود که آرامگاه رودکی همانجا است، باید صبح خیلی زود بروی به ترمینال پنجیکت که ماشینهایش می‌رود. من اولین مسافر بودم. ماشینش ون بود و می‌گفت 50 سامانی (30 هزار تومان) می‌گیرد تا دربست مرا ببرد. نپذیرفتم و گفتم منتظر می‌مانم. تعداد بسیار زیادی نان گرد و کلفت عقب ماشین بار زده بود. بدون اینکه درون پارچه یا پلاستیک بپیچد. قطعاً تا آنجا خشک می‌شدند. من جلو نشسته بودم و سه-چهار مسافر دیگر هم آمدند و راه افتادیم.

    08 ژوئن 2014
  • پرسش "رفتن یا ماندن" در دستور کار روشنفکر و هنرمند ایرانی است. این پرسش البته از زمان آشنایی ما با غرب و امکان رفت و آمد و احیاناً رحل اقامت افکندن در فرنگ بوده است و امروز بیش از هر زمان دیگری هست. امّا این نوشته کوششی است برای پاسخ به این پرسش که مسأله رفتن یا ماندن و پی‌آمدهای رفتن یا ماندن برای هنرمند ارمنی-ایرانی چگونه مطرح می‌شود و چه تفاوتی با شکل طرح آن برای دیگر هنرمندان ایرانی دارد. البته این پرسش برای هنرمندان متعلق به سایر اقلیت‌های دینی و قومی هم می‌تواند مطرح شود، حتی لازم است مطرح شود.

    07 ژوئن 2014
  • پنجیکت (Panjket)، پنجکد یا پنجکنت شهری است مرزی در شمال غربی تاجیکستان که به شهر و ولایت سمرقند در ازبکستان نزدیک است. گویا اصلش پنج کد به معنای پنج شهر است. رودخانه مشهور «زرافشان» از میانش می‌گذرد و برای همین تمدن‌های بسیاری در اطراف این رودخانه شکل گرفته است. این شهر در پیش از اسلام پایتخت «هپتالیان» (همان هون‌ها یا هیاطله که به باور برخی پژوهشگران، از اقوام آریایی و به باور برخی دیگر، اقوام ترک بودند) بود. این شهر در سده هفتم میلادی و پس از مقاومتی سخت به فرماندهی فرماندار ساسانی آنجا، به دست اعراب ویران می‌شود؛ اما پس از مدتی دوباره خودش را بازسازی می‌کند.

    25 می 2014
  • صبح وسیله‌ها را جمع کرده، با هتل تسویه حساب کردیم و یک تاکسی برای کلوین گرفتم که او را تا مرز ازبکستان ببرد. مرز نزدیک خجند با ازبکستان اکنون جزو اصلی‌ترین مرزهای این دو کشور است. به‌ویژه پس از بسته شدن مرز پنجیکت به دلیل افزایش اختلافات این دو کشور. پس از خداحافظی و روانه کردن کلوین، خودم هم رفتم به محل سوار شدن مسافران استروشن. این شهر را معمولاً ایرانی‌ها نمی‌شناسند و حتی عموماً نامش را هم نشنیده‌اند، در حالی‌که می‌توان آنرا ایرانی‌ترین شهر تاجیکستان دانست.

    21 می 2014
  • صبح من زودتر از کلوین بیدار شدم. خودم را از زیر پتو بیرون کشیدم. هوا سرد بود. خجند شمالی‌ترین شهر بزرگ تاجیکستان است و مرکز ولایت سُغد. ولایت سغد به‌طور کلی مانند یک زائده یا شبه‌جزیره است در میان دو کشور ازبکستان و قرقیزستان. این شیوه ترسیم مرزی، یادگار دوره شوروی است. از آن بدتر اینکه بخشهایی از مثلاً همین ولایت سغد، به‌صورت یک جزیره کاملا در کشور ازبکستان یا قرقیزستان محصور شده است. برای نمونه منطقه «واروخ» کاملاً از خاک تاجیکستان جدا و از هر چهار طرف توسط خاک قرقیزستان محاصره شده است. در حالی‌که بخشی از ولایت سغد است.

    07 می 2014

صفحه‌ها