صدا و موسیقی

  • ... قصيده بلندى كه موسيقى شناس فقيد، حاج آقا محمد ايرانى مجرد، در سوگ استاد ابوالحسن صبا گفته و در آن به ارزش و اهميت شاگرد برگزيده اش ـ على تجويدى ـ اشاره كرده است. تجويدى در آن روزگار، سى و هشت ساله بود و بين استادان موسيقى وقت، جوان محسوب مى شد؛ جوانى برگزيده كه از ده سال پيش از فوت استادش به محفل حاج آقا محمد راه داشت و شايد كم سن و سال ترين فرد در بين آن نخبگان بود.

    23 سپتامبر 2015
  • (عکس از مجید جمشیدی)ایران اسلامی (ص.

    21 سپتامبر 2015
  • قرن بیستم را باید قرن تغییر و تحول عظیم صنعتی و هنری بشر نام نهاد . در این قرن پایه و اساس اغلب قواعدو قوانین هنری کاملا دگرگون شده و پا بپای اختراعات و اکتشافات دانشمندان در زمینهٔ صنعت و نفوذ و تسلط ماشین در جنبه های گوناگون حیات و ساخته شدن اقمار مصنوعی و فکر تسخیر کرات دیگر ،انواع هنر نیز تحولی عظیم یافته و کوشش هنرمندان بخاطر تغییر شکل دادن به هنرها کم و بیش رنگ تازه ای بآنها داده و خلق آثار هنری تحت تأثیر زمان آنچه را که بعنوان قوانین مسلم و تغییر ناپذیر در برابر هنرمند قرار داشت بکنار زده است .

    13 سپتامبر 2015
  • موسیقی مدتها کانون پژوهشی در جامعه شناسی سلایق و عملکردهای فرهنگی بود(شوسلر، 1948، 1981؛ بوردیو، 1984؛ پترزون، 1992؛ پترزون و کرن، 1996؛ برایسن ،1996، 1997؛ رلیش، 1997؛ فان اِیک، 2001؛ کولانژون، 2005). در واقع، این پندار که مصرف موسیقایی تحت تاثیر عوامل اجتماعی قرار دارد، حتی نوعی صورت مبتذل پیدا کرد. در این صورت چرا جامعه شناسان چنین توجهی به آن معطوف داشتند؟ یک دلیل ممکن آن اینست که موسیقی بخشی از آن فرهنگی نیست که در مدرسه یاد داده و گرفته می شود، دست کم نه به روشی مشابه با آموزش ادبیات.

    06 سپتامبر 2015
  • کتاب نمایش و رقص در ایران، نوشته ی مجید رضوانی، یکی از معدود پژوهش های انجام شدهعه در زمینه ی شناخت و آشنایی با ریشه و گونه های مختلف این دو هنر کهن در ایران است که در سال 1962 یعنی بیش از 53 سال پیش در پاریس منتشر شده است. در این کتاب رضوانی به مطالعه ی خاستگاه هنر نمایش و رقص در ایران باستان، شناخت، معرفی و گاه تحلیل و مقایسه ی گونه های مختلف نمایشی در ایران، تمدن های همجوار و در طی تاریخ می پردازد. هر چند گاه خط مرکزی این پژوهش مخدوش به نظر می آید، اما در کلیت خود، یکی از منابع مهم در شناخت و مطالعه ی نمایش و رقص در ایران است.

    25 اوت 2015
  • هر چند در برخورد با پدیده های مختلف، حس بینایی فعال تر از حواس دیگر به نظر می آید، واقعیت این است که ادراک بصری با حواس دیگر انسان مرتبط است و در شناخت یک پدیده یا یک فضا، این حواس مختلف، به طور ناخودآگاه یکدیگر را تکمیل و تقویت می کنند. بنابراین شناخت ما از محیط پیرامون، حاصل همسویی ادراکات حواس مختلف ما است. شناخت ما نیز از فضایی که در آن زندگی می کنیم، ثمره ی همین همسو شدن حواس است : شهرمان را می بینیم، می شنویم، می بوییم و آن را با شاخصه های دریافتی به وسیله ی این حواس شناسایی می کنیم و به خاطر می سپاریم.

    22 ژوئیه 2015
  • گریو ها، سابق بر این به رئیس ها نزدیک بودند، زیرا آنها نشانه ای از پیام آوری محسوب می شدند. احترام و توجه درازمدت جامعه آفریقا به آنان باعث شده تا موسیقی تاریخ را روایت کنند زیرا آنان گواه و امانتدار و انتقال دهنده خاطرات از نسلی به نسل بعدی هستند. گریو ها با قدرت شان بیان کننده صریح تفکر مردم و نیز منتقدان قدرت های حاکم هستند...

    ---------------------------------------------

     

    بزرگی قایق مانع واژگونی آن نمی شود. ضرب­المثل مالیایی

    ماهیگری در دریا، گینه شمالی

    21 ژوئیه 2015
  • موسیقی رمضان در ایران را می توان به دو بخش کاملا متفاوت تقسیم بندی کرد. بخش اول و بزرگ آن شامل موسیقی رمضان نزد اقوام ایرانی است.هر یک از اقوام ایرانی آیین های مذهبی ویژه خود را دارد که عموما موسیقایی است.درباره رمضان هم به همین صورت است. بخش دوم آن هم شامل همه آواها و نغمه هایی است که در موسیقی شهری در بستر فرهنگ رمضان شکل گرفته است.

     

     

    آیا می توانیم به طور کلی از چیزی با عنوان "موسیقی رمضان" یاد کنیم؟

    14 ژوئیه 2015
  • موسیقی معنای ثابتی ندارد. اصوات با چینش ها، دلایل و شکل های مختلف در کنار هم قرار می گیرند و به تناسب ذائقه‌ی شنوایی و امکانات صوتی هر قوم تعریف می شوند. منابع تولید صدا می توانند متفاوت باشند و بنابر انتخاب آنها، مجموعه‌ی اصوات نام گذاری می شوند. بسیاری معتقدند برای اینکه یک مجموعه از صداهای مختلف، موسیقی نامیده شود، باید دارای برخی ویژگی های اولیه مانند حرکت منظم نغمات و ضرباهنگ  درونی و منبع صوتی تعریف شده یعنی یک ساز موسیقی باشد.

     

    07 ژوئیه 2015
  • پرداختن و سخن گفتن از هنرمندانی که دیگر در حیات مادی نیستند، شاید آنقدرها هم کار بیهوده ای نباشد. هر چند مایه ی دریغ است که زندگان را آنچنان که باید تکریم نمی کنیم... اما این کار، یعنی گرامی داشت یاد بزرگان ـ به ویژه درباره ی هنرمندان ـ پس از حیات، بیشتر به کارِ زندگان می آید، چرا که نشان می دهد تا چه اندازه هنر منزلت دارد، و چگونه حتی بدون وجود مادی خالق خود نیز زنده و با طراوت و برانگیزاننده بر جای می ماند. ابراهیم منصفی یکی از افرادی است که هنوز سالها پس از رفتن، عطر کلام و ترانه هایش جان مخاطب را متاثر می کند.

    30 ژوئن 2015

صفحه‌ها