صدا و موسیقی

  • هنگامی که جوامع پيچيده­ تر می شوند، نوازندگان مانند رقصنده ها تبديل به متخصصان تمام وقت می شوند. برای نمونه، نوازندگان کانوری، به عنوان خوانندگانی مديحه سرا، تمام وقت، با سطح آموزش بالا معرفی شده اند، آنها گروهی تخصصی هستند، که جايگاه مشخصی در ساختار اجتماع را به خود اختصاص داده­ اند (تصوير را نگاه کنيد). اجرا کنندگان شامل يک خواننده، طبل زن ها، و نوازندة ساز بادی قره نی مانند هستند. نوازندگان مرد هستند، اما خوانندگان ممکن است زن باشند. آنها غالباً به يک پشتيبان مرتبط می شوند، نجيب زاده ای که در ازای خواندن مدح او در موقعيت های جشن آنها را حمايت کند.

    31 می 2016
    1. در ابتدای بحث بهتر است به توافقی اجمالی بر سر واژه های کلیدی دست یابیم که قرار است آنها را در این گفتگو به کار ببریم، بنابراین از واژه موسیقی شروع می کنم؛ لطفا واژه موسيقي را تعريف كنيد و راجع به «مسما»ي موسيقي توضيحي بدهيد.
    25 می 2016
  • این نمایش قدمت بسیار دارد و ما را به یاد «قهرمانان کچل» یونانی و رقص مخصوص او به نام «کورداکس» (Kordax) می‌اندازد. این نمایش را می‌توان ‌نیای کمدی امروزین دانست. آریستوفان (Aristophane) در جایی می‌گوید: «من کچل‌ها را مسخره نمی‌کنم، اما کورداکس هم نمی‌رقصم». در قیاس کارگانِ کچلک بازی و موضوع «قهرمانان کچل»، بدون تردید مشابهات بسیاری خواهیم یافت. گمان می‌رود همین نمایش بوده که به شکل‌گیری روایت پهلوان انجامیده است. در واقع تمامی مضحکه‌پردازان کچل (clowns chauves) همان سنتِ «قهرمانان کچل» (héros chauve) را دنبال می‌کنند.

    10 می 2016
  •  در سال هشتصد و بیست و دو هجری گروهی به نمایندگی دولت تیموریان، در زمان بایسنقر، به چین مسافرت کردند که سفر آنان دو سال و ده ماه و پنج روز به درازا  کشید. در این سفر، دیدنی‌ها و اطلاعات سودمندی در زمینه‌های گوناگون از جمله اطلاعاتی پیرامون موسیقی چین و ایغور با خود آوردند که بخشی از آن در کتب تاریخی از ‌جمله مطلع السعدین و زبدة  التواریخ ثبت شده است. هنگام عزیمت این کاروان سیاسی ـ فرهنگی از هرات، بایسنقر (فرزند شاهرخ) به خواجه غیاث‌الدین - از صاحب‌نامان نقاشی مکتب هرات - سفارش می‌کند تا هر‌چه را روزانه می‌بیند ثبت و یادداشت کند.

    01 می 2016
  • در حالی که کارکرد موسيقی و رقص مانند هنرهای تجسمی است، هر يک با نوع ساختاری متفاوتی مشخص می شوند. عناصر موسيقی صداها هستند، و مشخصات آنها گام و کشش است. صداهای توليد شده از توالی ملودی تشکيل شده اند، در ضمن صداهای توليد شده با يکديگر هارمونی را شکل می دهند. ملودی، هارمونی، و ريتم، که توالی پی در پی ضربه ها ی مشخص شده توسط تکيه های منظم است، مفاهيم اصلی برای تحليل ساختار موسيقی را نشان می دهند، که از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت است.

    01 می 2016
  • صدا پدیده‌ی عجیبی‌ست، و ادراک صدا پدیده‌ای عجیب تر. آن چیزی که ما صدا می‌نامیم، تنها محدوده‌ای از ارتعاشات مکانیکی محیط است که می‌تواند ساز و کار گوش ما (انسان) را به فعالیت وادار کند. انسان نمی‌تواند محدوده‌های دیگر این امواج را بشنود. برای گربه‌ها، سگ‌ها، فیل‌ها و خفاش‌ها صدا مفهوم دیگری دارد. آن‌ها محدوده‌های دیگری را می‌شنوند. در واقع، محیط زندگی ما صداهای بسیاری دارد که ما به دلیل سازوکار فیزیکی و بیولوژیکی گوش، نمی‌شنویم. علاوه بر سازوکار فیزیکی و فیزیولوژیکی انتشار و دریافت صدا، سازوکار روانی و عصبی دریافت صدا نیز بر اعجاب این پدیده می‌افزاید.

    26 آوریل 2016
  • *توضیح عکس: عاشیق فریدون مهاجری و نوازندگانِ بالابان و قاوال در یک توی در روستای سُهرین در 20 کیلومتریِ شمال غربیِ زنجان. عکس توسط نگارنده در طول کار میدانی روی سنت عاشیقی در 5 شهریور 1394 ثبت شده است.

    25 آوریل 2016
  • *توضیح عکس: عاشیق مهدی نجفی و گروهش در یک توی (جشن عروسی) در زنجان. این عکس در تاریخ 21 شهریور 1394 در هنگام کار میدانیِ نگارنده روی سنتِ عاشیقی در زنجان ثبت شده است. 

    18 آوریل 2016
  • مانند نقاشی و مجسمه سازی، موسيقی و رقص نيز هنر در نظر گرفته می شوند، زيرا هيجانات را برمی انگيزند و می توان آنها را به لحاظ زيبايی شناسی ارزش گزاری کرد. برعکس نقاشی و مجسمه سازی، موسيقی و رقص مانند زبان گفتاری هستند در سه صورت مهم. هر سه از طريق زمان نمايان می شوند. هر جمله، هر ترکيب موسيقايی، هر رقص آغاز، ميان، و پايانی دارد. اين در مورد نقاشی يا تراشکاری صادق نيست، آنها آغاز يا پايانی ندارند برای آنها بعد زمان نامربوط است. يک باره خلق می شوند و وجودشان مستمر است. ترکيب های موسيقايی و رقص زودگذر هستند.

    17 آوریل 2016
  • بیش از هزار و صد سال از تآلیف كتاب پر ارج  موسیقی كبیر نوشته فیلسوف و دانشمند موسیقی شناس بزرگ، ابونصر فارابی، می گذرد كه به تازگی در دو دهه اخیر به زبان فارسی برگردانده شده است. ترجمه این اثر از سوی دكتر آذرتاش آذرنوش (در سال 1375) و دكتر مهدی بركشلی (در سال 1392) هدیه گرانبهایی به جامعه دانش پژوهان ایرانی، علی الخصوص به حوزه موسیقی پژوهی است كه امید می رود همیشه مورد عنایت موسیقی شناسان و هنر پژوهان واقع گردد.

    13 آوریل 2016

صفحه‌ها