اسطوره‌شناسی

  • رنج به مثابه امري مقدس و نشانه قرب الهي: كتاب روضه الشهدا، ملاحسين كاشفي سبزواري، را مي‏توان نوعي الهيات رنج، با مركزيت تفکر تشيع دانست. اين كتاب عملاً متضمن بسط فلسفه رنج مقدس و اخلاق دنيوي و اخروي پيوسته به آن براي حل مسأله رنج براي شيعيان است. همانطور كه گفته شد يكي از مؤلفه‏هاي اين كتاب جامعيت معناشناختي آن در ساختار اسطوره شناختي تشيع است كه از ازل تا ابد را شامل مي‏شود. مقدمه كتاب با مفهوم درد و بلا آغاز مي‏شود،

    اي شربت درد تو، دواي دل‏ ما                        آشوب بلاي تو، عطاي دل ما (کاشفی، 1382: 17)

    10 نوامبر 2015
  • اديان و مسأله رنج: همانطور كه قبلاً هم ذكر شد، مهمترين منبع برای حل مسأله رنج (ناآگاهي، دردها و تناقض‏هاي اخلاقي)، اديان و نظام نمادهاي مقدس است. به تعبير ديگر گفتمان‏هاي ديني با توجه به ويژگي‏هاي دروني‏شان عمده‏ترين و كهن ترين پاسخ‏ها را به مسأله رنج داده‏اند. این پاسخ ها در یک طیف قرار دارند، از یکسو، زندگی امری رنج آور تلقی شده و دستور به طرد و نفی آن داده می شود، و از سوی دیگر زندگی امری رنج آور است، لذا باید سعی کرد به حداکثر خوشی و تفریح و شادمانی دست یافت. البته عموما پاسخ های ادیان به سمت وجه اول این طیف متایل بوده اند.

    09 نوامبر 2015
  • برگزاریِ روزِمرده:جشنوارۀ تجلیلِ مردگان در مکزیک؛ در دو روزِ اولِ ماه نوامبر برگزار می‌شود. تعطیلیِ مذهبی که ترکیبی از سنت‌های بومی و کاتولیک را بازنمایی می‌کند. آنها معتقدند که ارواح مردگان به خانه بازمی‌گردند و در یک زمانِ کوتاه با خانواده و دوستانِ خود ملاقات می‌کنند. روزِ اوّلِ نوامبر روانِ کودکان متوفی وارد می‌شود  و در روز دوم با ارواحِ بزرگسالان پیوند می‌خورد. خانواده دربِ خانه را به روی بازدیدکنندگان باز می‌کند و غذا، نوشیدنی، داستان‌ها، خاطرات و حسنِ نیّتِ خود را به آنها عرضه می‌کند.

    07 نوامبر 2015
  •  

     

     

    از حضرت آدم تا سردرگمی زبانی[1]   [ ــ به دنبال زبان کامل ـ ]    ( بخش یکم)

     

     سِفرِ  پیدایش  بخش های ۲، ۱۰ و ۱۱

     

    07 نوامبر 2015
  • بیدارزنی: بسیاری من را به ذات‌گرایی متهم می‌کنند، ولی خود ذات‌گرا هستند. آن‌ها می‌گویند که «انسان» وجود دارد و برای انسان ذات یا ماهیت قائل می‌شوند. ولی «انسان» وجود ندارد، «انسان» مطلقاً یک سازه[۱] است. آن‌ها برای چیزی که وجود ندارد ذات قائل هستند. ولی باید توجه داشت که زن و مرد وجود دارند. زن یا مرد بودن هویت‌های طبیعی ما هستند، ذات نیستند. این‌یک واقعیت است. بنابراین شخص گمنام یا بی‌نام‌ و نشان وجود ندارد، یک سازه محض است، مگر اینکه یک ماشین یا روبات باشد. ما یا با انسان مواجه هستیم یا با یک درخت یا یک‌چیز دیگر، ولی هر یک از این‌ها منفرد و واحد هستند.

    31 اکتبر 2015
  • صحنه ای از فیلم «ادیپ شهریار» اثر پازولینی (1967) بر اساس نمایشنامه سوفوکلس

    از زمان زیگموند فروید، در میزان نفرتی که پسران خردسال از پدرشان دارند، بسیار اغراق شده است. پایه‌گذار روان‌کاوی، در سال 1910، عقده ادیپ را بر اساس تفسیری نبوغ‌آمیز و در عین حال ساختگی از نمایشنامه سوفوکلس مطرح کرد. به باور فروید، خصومتی شدید ـ و تا حدودی ناهشیار ـ نسبت به والد هم‌جنس که با اشتیاق جنسی به والدِ دیگر همراه است، تعارضی کلیدی در رشد بشر پدید می‌آورد. ظاهراً تکانه‌های خشونت‌آمیز و جنسی پسر، با ترس از تلافی والدین (اضطراب اختگی) متوقف می‌شود. نهایتاً وی از این آرزوی ممنوع چشم می‌پوشد و ـ به نحوی آرمانی و ایجابی ـ با پدر احساس نزدیکی می‌کند.

    20 اکتبر 2015
  • ریشه ی واژه ی شهر را به واژه ی فارسی باستان xšaça-  "پادشاهی" می رسانند که برابر است با اوستایی xšaθa- و سنسکریت kṣatrá- از صورت هند و اروپایی *qþetro. واژه ی  xšaça در فارسی باستان مشتق است از ریشه ی xšay- "شاهی کردن, سلطنت کردن"  است (Kent, 1953; 181).  این ریشه در ترکیباتی مانند xšaçapāvan "شهرب, ساتراپ" هم در فارسی باستان به کار رفته است (Ibid: 181) که بر اساس ریشه ی pa- "پاییدن" در این ترکیبف می توان آن را از تقسیم بندی مناصب حکومت تصور کرد.

    18 اکتبر 2015
  • پرُدس اُکتُر شروو

    لیکن افتخار/ هرگز نمی میرد/ برای آن که قادر است به چنگش آورد. (اِدای منظوم، هاوه مال، 76) پرُدس اُکتُر شَروو در 30 دسامبر 1944 به دنیا آمد. زادگاهش شهر استِین شِر بود، بندر کلیدی و مهمی در ابتدای خلیج (فیورد) بیتستاد، از شاخابه های خلیج ترُندهِیمس در ولایت نُرد – ترُندِلاگ در نروژ. پدرش، آسبیُرن، اهل بیُرنُر در کرانه غربی و مادرش، آنا، اهل جزیره لِکا بود. بستگان پدری او در اصل از جزایر شَروویا آمده بودند و نام خانوادگی او از همین جا سرچشمه می گیرد.

    13 اکتبر 2015
  • مقدمه: انسان‏ها در طي تاريخ و در چارچوب‏هاي فرهنگي مختلف، هميشه سعي كرده‏اند واقعيت‏هايي را كه در زندگي با آن روبرو هستند، به نحو معناداري، براي خودشان ساماندهي كنند. در حيات اجتماعي انسان‏ها، در كنار خوشي‏ها و لذت‏ها، يكي از مهمترين و برجسته‏ترين واقعيت‏هايي كه بخش اعظم زندگي انسان‏ها را تشكيل مي‏دهد، مسأله رنج است. مفهوم رنج، براي انسان‏ها معاني و مصاديق متعددي دارد. فهم معناي رنج‏هاي زندگي و يا به عبارت دقيق‏تر تفسير معناداري از اين رنج‏ها يك لازمه ضروري براي تداوم حيات و معناي آن بوده است.

    11 اکتبر 2015
  • مدخل C همانگونه که در نوشتارهای قبلی نیز به آن اشاره شد، در مدخل‌های دانشنامۀ یکی از پرتنوع‌ترین مدخل‌هاست که به ترم‌های فرهنگی مرگ بیشتر پرداخته است. دراین مدخل فرهنگِ مرگ چنین تعریف می‌شود: «فرهنگ را می‌توان به مثابۀ مجموعه‌ای واحد از ارزش‌ها، دانش، ایده‌ها، باورها، و استاندارهای رفتار به اشتراک گذاشته توسط یک گروه از مردم تعریف کرد. نفوذ فرهنگ در مفهوم و تجربۀ مرگ و مردن یک امر ممکن است و در جنبه‌هایی از نگهداری پایانِ زندگی مانند مدیریتِ علائم، برنامۀ مراقبت پیشرفته، غم و اندوه و مشاوره در سوگواری، با توجه به نگاه و نظریه‌های کراولی و دیگران اعمال می‌شود

    10 اکتبر 2015

صفحه‌ها