گفت و گو با پرویز کلانتری

فکوهی،ن.،1394، گفت و گو با پرویز کلانتری، تهران: نشر هرمس با همکاری انسان شناسی و فرهنگ (در دست انتشار)

این کتاب در چارچوب پروژه «انسان شناسی تاریخی فرهنگ مدرن ایران» منتشر می شود. کتاب خاصل گفتگویی طولانی  میان ناصر فکوهی و  استاد پرویز کلانتریاست که در آن  کلانتری از زندگی خود از کودکی تا امروز و همچنین از  دوستان و روابط فرهنگی اش در طول همه این سال ها  آزادانه سخن گفته است. این کتاب همراه با فیلمی از بخشی از مصاحبه طولانی  فکوهی و کلانتری  منتشر می شود. 

پرویز کلانتری را به شیوه‌های مختلفی می‌توان معرفی کرد، به عنوان مثال به تاسی از صفحه ویکی‌اش گفت: او زاده یکم فروردین،  نقاش، طراح، نویسنده و روزنامه نگار معاصر ایرانی است ولی شاید ساده‌ترین و در عین حال شناخته‌شده‌ترین تعریف از او این باشد: «نقاش داستان روباه و زاغ در کتاب فارسی دوران مدرسه» همان نقاشی آشنایی که بسیاری از دانش‌آموزان، تجربه کپی کشیدن از آن را در دفترهای مشقشان دارند. این را حداقل روزی که کلانتری در جمع خانواده انسان‌شناسی و فرهنگ و در قالب بیستمین جلسه یکشنبه‌ها حاضر شده بود تا درباره تاریخچه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان صحبت کند، چندین نفر در اتاق انتظار جلسه و پیش و پس از سخنرانی به او گفتند؛ همان سخنرانی‌ای که در آن، با ترجیع‌بند «من آدم خوش‌شانسی هستم.» سعی کرد به بهانه روایت از خودش، از تمام کسانی که به عقیده خودش، دینی به گردن او داشتند تشکر کند و حالا این بر ما به عنوان خانواده انسان‌شناسی و فرهنگ است که تلاش کنیم تا رسم دیرین وفاداری را در حق او و به پاس تمام مهربانی‌ها و تلاش‌هایش ادا کرده و بگوییم ما آدم‌های خوش‌بختی بوده‌ایم و هستیم که انسان ارزشمندی چون پرویز کلانتری در میان ما زیسته، برایمان قلم زده و به سهم خود تلاش کرده تا در جهان انسانی‌تری زندگی کنیم. ما آدم‌های خوش‌بختی هستیم که برایمان از مهربانی و عشق و کودکی گفته و از خلال روایت داستان زندگی خودش و موفقیت‌های شگفت‌انگیز نهادی که با کودکی بسیاری از ما گره خورده، سعی کرده انرژی و توان نسل خودش، آن نسل بی‌نظیرِ پرتلاش را به ما انتقال دهد و بگوید از ساختن جهان و آرزوی بهتر کردنش نباید منصرف شد. ما انسان‌های خوشبختی هستیم که می‌توانیم به عکس‌های روز نشست تقدیر از او نگاه کنیم و با یادآوری خنده‌هایش شاد شویم؛ نشستی که درواقع، نه تقدیر از او که تلنگری به خودمان و دیگران بود مبنی بر اینکه انسان‌های خوب زیادی در اطرافمان هستند که سخت کار کرده‌اند و هرگز ناامید نشده‌اند.

در لحظاتی که بخش وسیعی از مردم جهان، آغاز سال 2015 میلادی را جشن می‌گیرند و شادی بر خانه‌های بسیاری حکفرماست، در این گوشه از جهان و با یادآوری آن چهره مهربان و خندان، دست به دعا برمی‌داریم که پرویز کلانتری عزیز، این معلم صلح و مهربانی، همان قدر که سخت کوشید و سخت کار کرد، تقلا با وضعیت دشوار و سخت بیماریش روی تخت بیمارستان را نیز تاب بیاورد و دوباره با خنده‌هایش به جمع ما بازگردد. اویی که از سه شبه ۱۸ آذرماه به علت سکته مغزی، روانه بیمارستان شده و همچنان بستری است...

از همین جا از همه دوستان و علاقمندان پرویز کلانتری، درخواست می‌‎کنیم که طی روزهای جاری، نوشته‌ها، گزارش های تصویری و هرگونه اطلاعاتی را که در رابطه با او دارند به رشته تحریر در آورده و برای ما ارسال کنند تا گام کوچکی برای ادای دین به او و معرفی فعالیت‌هایش باشد. در زیر نوشته های شما و سایر نوشته هایی که در رسانه ها منتشر شوند آرشیو خواهند شد. باشد که بخشی از دینی که نسبت به این هنرمند بزرگ داریم ادا کنیم.