انسانشناسی ادبیات

توضیحات طبقه‌بندی (فرزند)

ادبیات

علوم اجتماعی در تغییر جهت بنیادی علم نقش بسیار بزرگی داشته است. درحقیقت رویگردانی از تعاریف پیشینی و رویآوری به تعاریف پسینی در حوزه علوم تا حدود زیادی وامدار تآثیرات علوم اجتماعی و بخصوص نشان دادن ماهیت اجتماعی و تاریخمندی این علوم بوده است. علوم اجتماعی بیش از هرچیز وظیفه دارد که ریشه های اجتماعی پدیده هایی را نشان دهد که پیش از این طبیعی به نظر می رسیده اند. این همان نکته ای است که به صور گوناگون در آموزه های بزرگان این رشته دیده می شود. این طرز نگرش هر لحظه به علوم اجتماعی جان تازه ای می دهد زیرا منبع نامیرای زایایی مسائل آن است. به بیان دیگر مسئله بودن یک امر به زمان مندی و مکان مندی آن بازمی گردد، زیرا ذات غیر اجتماعی بخودی خود منافی مسئله بودگی هر پدیده ای است. مسئله از آن رو مسئله است که قابل حل کردن باشد و علوم اجتماعی به ما کمک می کنند که با واقعیات اجتماعی به منزله پدیده های زمینی یعنی پدیده هایی که زمان و مکان مشخصی دارند، موضعی و موقتی هستند، برخورد نمائیم. در اینجا بعد فراتاریخی پدیده ها نمی تواند اهمیت داشته باشد و از اساس مشاهده نمی شود، بلکه بالعکس ریشه های اجتماعی و نسبت های تاریخی هر پدیده ای برجسته می شود و بالا می آید تا در معرض دید متخصصان امر قرار گیرد. بنابراین بدیهی است که امکان حل مسئله در این رویکرد همواره وجود دارد. سرمنشاء رنج عالمان بزرگ این علم نیز به اعتباری در همین دقیقه نهفته است زیرا آنان می دانند بسیاری از ناخرسندی های خود و جامعه شان می توانست وجود نداشته باشد و از اینکه این قبیل مسائل به جای واقیات طبیعی بازنمود می یابند بی دریغ رنج می برند. این رویکرد همچنین علوم اجتماعی را به نوعی پروژه روشنگرانه تبدیل می کند، زیرا امکان دگرگونی را در دلش می کارد. این روایت از علوم اجتماعی که با روایت اثباتگرایی فاصله دارد، علی رغم تنافر ظاهری، با روح توسعه طلب علوم طبیعی همساز است. به بیان بهتر تغییر در اینجا بواسطه ماهیت تاریخی امر اجتماعی امکان پذیر است. این مطلب البته به معنی آن نیست که نقشه علوم اجتماعی را تنها این ادعا ترسیم کرده است بلکه تاریخ علوم اجتماعی به وفور شاهد جریان های دیگری بوده که با فرازمانی و فرامکانی نمودن امر اجتماعی در واقع حیثیت اجتماعی را که مهمترین خصوصیت این قسم از پدیده های عالم هستی است از آن صلب کرده و در نهایت علوم اجتماعی را به گمان نادرست خود به مشاهده گر صرف تبدیل نموده اند.
به هر تقدیر ما بر این باوریم که اجتماعی بودن مهمترین خصلت واقعیت اجتماعی است و اگر قرار باشد برای آن سرشتی قائل باشیم باید آنرا به گونه تاریخی تعریف نمائیم. این نکته مرز تمیز ما از دیگران است و ما را به آنجا هدایت می کند که در تعریف انسانشناسی ادبیات به منزله یکی از رشته های علمی به تعاریف پیشنی توسل نجوئیم و سعی نکنیم که حدود و ثغور آنرا از رشته های بخصوص همسایه همچون جامعه شناسی ادبیات و در مراتب بعدی نظریه ادبی با لفاظی های معمول در مشاجرات بی سروته و پایان ناپذیر پاسخ بگوئیم، بلکه تحقق تاریخی این علم در مطالعات و پژوهش هایی است که هویت آنرا به بعنوان یک رشته مستقل شکل می بخشند. این مطالعات که علی القاعده مسبوق به نظریه های انسانشناختی هستند درحقیقت فضای مفهومی انسانشناسی ادبیات را سامان می دهند. بدین ترتیب ما مناقشه جامعه شناسی ادبیات و انسانشناسی ادبیات را به تاریخ تحولات این دو رشته هم خانواده احاله می دهیم و تمیز یکی از دیگری را با نوع مطالعات متفاوتی که در هر کدام صورت می پذیرد ممکن می دانیم. جامعه شناسی ادبیات در کشور ما از سابقه بیشتری برخوردار است اگر چه این سابقه تا حدود زیادی با جریانات معاصر در این رشته فاصله دارد اما نسبت به انسانشناسی ادبیات به هر حال از قدمت بیشتری برخوردار است. البته بلافاصله بیفزائیم تقدم تولد به هیچ روی به معنی تقدم تفکر و تشرف این علم نسبت به انسانشناسی ادبیات نیست. به هر حال سوابق تحقیقاتی موجود در بایگانی جامعه شناسی ادبیات ایران از جمله کتب و مقالات تآلیف شده یا ترجمه گردیده به اضافه پژوهشهای صورت گرفته تا حدود زیادی کمک می کنند که مرزهای مفهومی این رشته درست یا غلط به تصویر درآید. این در حالی است که انسانشناسی ادبیات از چنین سابقه ای برخوردار نیست. فقدان این سابقه بخودی خود دلیل وجودی تآسیس این سایت را کفایت می کند که با هدف معرفی مهمترین آثار نظری و تحقیقات شناخته شده در رشته انسانشناسی ادبیات راه اندازی شده است. این سایت می کوشد با ترجمه و معرفی آثار کلاسیک و همچنین مهمترین آثار انجام شده بعلاوه مطالعات داخلی به تعریف تاریخی این رشته و تکوین فضای مفهومی آن کمک نماید. همچنین تشکیل بانک های اطلاعاتی مختلف از جمله تاریخ شفاهی و زندگینامه نویسندگان و مصاحبه های آنها که می تواند برای محققان این رشته مفید واقع گردد در دستور کار این سایت می باشد. نتیجه فرخنده ای که بصورت طبیعی از تکوین این سایت حاصل می گردد تشکیل شبکه ارتباطات و فضای هر چند مجازی انسان شناسی ادبیات در ایران است که حداقل آن آشنایی محققان و علاقه مندان این رشته با یکدیگر می باشد. اهمیت این نکته هنگامی برجسته تر می گردد که بر تذکره علم بعنوان یک فعالیت جمعی بار دیگر تآکید نمائیم. بدین ترتیب اگرچه دعوت از شما اساتید، دانشجویان، محققان و علاقه مندان دیگر این رشته علمی وظیفه حرفه ای ما است اما فضای این سایت حق همه کسانی است که به آینده انسانشناسی ادبیات در ایران می اندیشند.