اقتصاد و فرهنگ

توضیحات طبقه‌بندی (فرزند)

اقتصاد و فرهنگ
قدمت علم اقتصاد و تسلط آن بر حوزه علوم انسانی به دلیل علمی بودن این شاخه، باعث شده بود تا سالهای طولانی فرهنگ و جامعه شناسی تحت تاثیر اقتصاد باشند. تا قبل از سال 1970 میلادی در ادبیات توسعه به ندرت نشانی از رویکرد فرهنگی دیده می شد و همیشه تصور بر این بود که اگر جامعه شناسی بخواهد پیوند خود را با اقتصاد داشته باشد با ید به نوعی تحت سلطه آن قرار گیرد. ولی پس از آنکه برنامه های توسعه با رویکردهای صرفا اقتصادی با مشکل مواجه شدند، اهمیت عوامل فرهنگی مشخص شدند و اینکه عوامل فرهنگی باید در مجموعه برنامه های توسعه جای مناسبی داشته باشند و توسعه نباید منحصرا معطوف به هدفهای اقتصادی باشد. چون انسان که عامل و هدف توسعه است، موجودی تک بعدی – آنهم منحصرا اقتصادی- نیست، بلکه پدیده ای است واقعی با انواع نیازمندی ها و خواسته های گوناگون و اینکه توسعه فرهنگی یکی از عوامل اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی ست.

این نکته مهم است که اقتصاد و فرهنگ در یک جامعه همواره در کنش متقابل هستند و می توانند یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند ولی اهمیت این کنش متقابل در آخرین مراحل بوده و ابتدا ما شاهد چرخش دیدگاه در حوزه دین، هنر، شهر و ... بودیم و به تدریج در جامعه شناسی اقتصاد این گرایش خود را نشان داد به طوریکه در حال حاضر شاهد گرایش اقتصاد فرهنگی هستیم که شاخه ای از علم اقتصاد است که به مطالعه رابطه فرهنگ با برون دادهای اقتصادی می پردازد.  در اینجا منظور از فرهنگ عقاید و الویتهای گروه هاست و اینکه چه قدر موضوعات فرهنگی در برون دادهای اقتصادی موثر بوده و ارتباط آنها با نهادها چیست.
صفحه اقتصاد و فرهنگ در انسان شناسی و فرهنگ در همین راستا در نظر دارد به گروهی از مطالعاتی در حوزه اجتماعی  اقتصاد بپردازد که با فرهنگ و تاثیرات فرهنگی در ارتباط است؛ لذا مقالاتی که در این صفحه انتشار می یابد صرفا اقتصادی نبوده و رویکرد بین رشته ای خواهند داشت. قابل ذکر است که صفه اقتصاد سیاسی در سایت همچنان با محور رابطه حوزه سیاسی و اقتصاد ادامه می یابد.  نوشته های پیشین در این حوزه نیز به همین صفحه منتقل خواهند شد.

متن از: شایسته مدنی