ورزش و فرهنگ

توضیحات طبقه‌بندی (فرزند)

ورزش و فرهنگ
از میان رفتارهای گوناگون انسانی که در فرهنگ های متفاوت می شناسیم، ورزش یکی از کنش هایی است که بیشترین جهانشمولی را دارد. با این وصف باید توجه داشت ورزش در مفهومی که ما شناسیم بیشتر یک برساخته تمدن های غربی است که با ظهور انقلاب صنعتی گسترش یافت و سپس چه به عنوان رفتار و چه به عنوان نمایش در همه جوامع رایج شد. ورزش در فرهنگ یونان باستانی پیوندی بسیار نزدیک با مفهوم بدن و اندیشه و ذهنیت داشت ، همان پیوندی که میان ماده و روح برغم گسست آن دو قائل می شدند.  در اندیشه یونانی شکل آرمانی گویای ذهنیت و روحی آرمانی بود و از این رو، در حالی که کار  بدنی(یدی) تحقیر می شد و در  شان انسان ای آزاد دانسته نمی شد،  آزاد مردان  بخش بزرگی از زمان خود را به ورزش و تمرین های بدنی می گذراندند. این تمرین ها در آن واحد هم برای ساختن جنگاورانی بود که  جنگ را هنری در خور بزرگان می دانستند و هم برای ساختن پیکرهایی آرمانی که البته در یونان در  کالبد مذکر درک می شد.  این نوع متعارف بودن  هنر جنگ و هنر  تربیت بدن، البته در برخی از تمدن های باستانی دیگر نظیر چین و ایران و هند ومصر نیز  مشاهده می شد. اما در بسیاری از فرهنگ ها نیز  ما با مفهوم بازی سر و کار داشتیم که  دارای  کارکردی بیش از هر چیز آموزشی بود و جنگ در آنها بسیار محدود و خاص گروه بسیار کوچکی از کنشکران بود.

بهر رو از قرن هجدهم  مفهوم ورزش عمدتا با ریشه یونانی آن  از خلال آموزش و پرورش ارویایی به نظام های آموزش و پرورش سراسر در جهان تعمیم یافت و حهانشمولیت  یافت . پس از گسترش دولت های ملی  در دوران استعمار و پسا استعمار، و به ویژه پس از دموکراتیزه شدن اوقات فراغت ، ورزش به یکی از متعارف ترین رفتارهای همه جوامع انسانی  تبدیل شد که هم در قالب نمایش و هم در قالب رقابت های بدنی ( و گاه ذهنی ) به رسمیت پذیرفته و توسعه یافت.