فلسفه

توضیحات طبقه‌بندی (فرزند)

فلسفه

علوم اجتماعی فرزند  علوم انسانی و بیش از هر شاخه دیگری، فلسفه (اگر نگوئیم فلسفه اجتاعی) هستند.  کمتر جامعه شناس یا انسان شناسی را می توان یافت که هرودوت  و ابن خلدون را پدران  تاریخ و جامعه شناسی تاریخی، ماکیاول را پدر علوم سیاسی، افلاطون و ارسطو را پدران جامعه شناسی،  ژان ژاک روسو را پدر  انسان شناسی ، و... ندانند. فلسفه، عمیق ترین شکل اندیشه انسانی را می سازد، آنچه اوگوست کنت (یکی دیگر از پدران جامعه شناسی) در دستگاه فلسفه اجتماعی خود، آن را «اخلاق» می خواند و در راس تمام دانش ها قرارش می داد، امروز به مثابه پایه ای اساسی و اجتناب اپذیر برای تمام دست اندرکاران علوم اجتماعی بدل شده است. از این رو هیچ چیز مشروع تر از آن نبود که در انسان شناسی و فرهنگ، فلسفه جایگاه خاص خود را داشته باشد. جایگاهی که البته از مدت ها پیش با مقالات در باب شاخه ها و اندیشمندان گوناگون فلسفی و حتی تشکیل یک پرونده با این نام ،  وجود داشت اما از امروز با تشکیل صفحه و گروه فلسفه انسان شناسی و فرهنگ می تواند هر روز پر بار تر شود.  روشن است که مطالب پیشین در حوزه فلسفی همچون روال سایر  صفحات از این پس به این صفحه منتقل خواهند شد. در صفحه فلسفه، بی شک فلسفه اجتماعی و نگاه فرهنگی و اجتماعی به فلسفه و همچنین شاخه انسان شناسی فلسفی، جایگاه ویژه ای خواهند داشت ، اما  بنا بر ماهیت  و موقعیت انسان شناسی و فرهنگ، جای  مقالات ، نوشته ها ، معرفی کتاب های صرفا فلسفی نیز خالی نخواهد ماند.