سرآغاز

دندانپزشکان و مسئولیت اجتماعی

مزدک دانشور
0014686.JPG

گاه به نظر می رسد سخنی که دیگر همکاران در رشته های دیگر پزشکی برای دندانپزشکان ساخته اند پر بیراه نباشد که چون منطقه ی عمل دندانپزشکی مکعبی با ابعاد پنج سانتی متر است، نگاه آنان نیز لاجرم محدود است! هر چند دوستانی که خود به طنز رابطه ی "کنش و هستی" آدمی را با "نگرش و بینش" او برقرار می کنند از 

محدوده ی نگرشی که برخی از تخصصهای پزشکی به ارمغان می آورد، بی خبرند! اما در این سخن، اگر چه به طنز، نمودی از حقیقت نهفته است. به عنوان مثال اگر از دندانپزشکان بپرسیم که معنای "درمان" از نظر آنان چیست؟ در پاسخهایی که خواهیم شنید، بافت، ساختمان، هیستوپاتولوژی و سپس تکنیک و مواد دندانی قسمت اعظم پاسخ آنان را تشکیل می دهد.
در حقیقت درمان دندانپزشکی از دید دندانپزشکان فقط "برداشتن علل پاتولوژیک (بافت تخریب شده، پوسیده، از بین رفته) و جانشینی آن با مواد دندانی و یا پیوند بافتی متناسب است و نتیجه ی حاصل از آن نیز تخفیف و از میان رفتن درد و برگشت یا تامین کارکرد بافتی است. در حقیقت می توان فرض کرد که دندانپزشکان (چون اکثر همکارانشان در دیگر رشته های پزشکی) بیماری را یک مفهوم زیست-پزشکی (bio-medical  ( می دانند در حالیکه بیماری می تواند معانی دیگری نیز داشته باشد و به قول ب. ج. گود (1)   (که اتفاقا مردم نگاری مفصلی درباره ی بیماری قلبی در مراغه ی ایران دارد) می تواند در شبکه ای شناختی فهمیده شود یا در تفسیری فرهنگی ادراک گردد و یا ساختارهای اقتصادی و اجتماعی در ایجاد بیماری به علت شناسی آن اضافه شود. به زبان دیگر و با در مرکز گذاشتن بیماری حاشیه های دیگری نیز می تواند بر آن افزون شود. در این نگاه بیماریها علاوه بر علتها causes  و نگاهی ابژکتیو از دلایلی ذهنی نیز برخوردار هستند. یعنی روابط علی-معلولی می تواند از سطح زیست شناختی و مولکولی به دلایلی فرابروید که در فرهنگ، نشانه ها و یا اقتصاد جامعه ریشه داشته باشند.
پس از توضیحی که داده شد سوالی که پیش می آید این است که نگارنده از مطرح کردن دیگر نگاهها به مساله ی بیماری (و به خصوص بیماری دهان و دندان) چه منظوری داشته است و اینکه نگاه "زیست –پزشکی" چه کمبودی دارد که نیاز به فرارفتن به نگاههای دیگر است؟ 
در جواب باید گفت که نگاهی که معطوف به زیست-پزشکی بیماری است، فقط حذف علل بیولوژیک را چاره ی کار می داند و به اصطلاح دست به "تیغ و قلم" است. این شیوه البته که رضایت فوری بیمار را جلب می کند هزینه های مطب و زندگی دندانپزشک را تامین کرده، به خوشنامی و یا احیانا به بدنامی دندانپزشک معالج می انجامد. اما آیا این روشی رادیکال و ریشه ای و پاسخی مکفی به مفهوم "سلامت دهان و دندان" است؟
در این نگاه دندانپزشک هیچ مسوولیتی در قبال باورها و نشانه هایی که در جامعه نسبت به مساله ی بیماریهای دهان و دندان وجود دارد، نمی پذیرد. به عنوان مثال دندانپزشکان تا به حال چند بار در هر روز از بیمارانشان می شنوند که:" نخ کشیدن لای دندانها را باز می کند"، " جرمگیری دندانها را لق می کند"، "دندان شیری دندان شیری است...بکش بریم پی کارمون!" و یا " دندونام رو می خوام بکشم یک دست دندان مصنوعی بگذارم!"....باید پرسیده شود که دندانپزشکان چه قدر به یافتن سرمنشاء چنین باورهایی می پردازند و یا چقدر وقت صرف می کنند تا این باورها را از ذهن مخاطبانشان بزدایند و از همه مهمتر ریشه های فرهنگی چنین خرافاتی را بخشکانند؟

و یا اگر به لایه ای زیرین تر برویم این مساله باید روشن شود که چندبار دندانپزشکان از خود پرسیده اند که چرا بیمارانشان توصیه های بهداشتی و تغذیه ای آنها را نادیده می گیرند؟ چندبار دندانپزشکان سیاست های بدن(2) bio politic and mindful  body   را در کشورشان به چالش کشیده اند؟ سیاستهایی که باعث شده است "بدن" از منطقه ای برای کسب لذت و شادمانی به "جورکش" عادتهای بد و ضد سلامت آنهم به هدف لذت بردن بدل شود؟ چرا مسواک نزدن و یا عدم رعایت بهداشت و یا حتی کشیدن سیگار و دیگر مخدرها از راه دهان به جای اینکه فقط و فقط "تقصیر و کوتاهی" بیماران victim blame  فرض شود مساله ای اجتماعی دیده نمی شود و راه حلهایی در این راستا را به خود جذب نمی کند؟
و در عمیق ترین لایه ها آیا یک دندانپزشک مسوول می تواند مصرف بسیار زیاد شکر تصفیه شده در ایران را نادیده بگیرد؟ اقتصاد بیماری را که واردات این کالا را سودبخش می کند به فراموشی بسپارد؟ و از حل شدن این همه شکر در مواد غذایی موجود در سوپرمارکتها و از تبلیغاتی که بر در و دیوار ابرشهر تهران این مواد غذایی را خواستنی تر می کند نگران نباشد؟
مگر دندانپزشک مسوول سلامتی دهان و دندان بیمارانش نیست؟ پس چرا در همه ی کنگره ها آنچه مورد بحث واقع می شود مبحث درمان راهای جدید برای جراحی مواد نوین برای ترمیم تکنیکهای جدید ایمپلنت و درمان کانال و غیره است؟ چرا سخنرانیهای انجام شده حول پیشرفتهای علمی می گردد و به عوامل جامعوی  societal توجهی نمی شود؟ و یا اینکه چرا درصد ناچیزی از مقالات به چاپ رسیده به رابطه ی اجتماع-دندانپزشکی می پردازد آنهم با نگرش دندانپزشکی اجتماعی که نگرشی ناکافی برای ایجاد راه حلهای رادیکال است؟
به نظر می رسد که دندانپزشکان مفهوم سازی "سلامت  در برابر بیماری" را به  "درمان در برابر مشکل" تقلیل داده اند، نگاه اجتماعی به موضوع کار حرفه ایشان را به فراموشی سپرده اند و عوامل شناختی-فرهنگی-اقتصادی در ایجاد بیماریهای دهان و دندان را نادیده انگاشته اند و لاجرم به راه حلهای رادیکال و ریشه ای کمتر می اندیشند و در همین راستا به شکلی از خود بیگانگی (3)مبتلا گشته اند. طرفه اینجاست که درمانگر در سیر از خودبیگانه کار در جامعه،  خود به نوعی بیماری مبتلا می شود.
در پایان باید گفت که آیا می توان تصور کرد بدون داشتن نگاهی پیشرو و بی نگرشی کل نگر که مساله ی سلامت دهان و دندان را در بستری اقتصادی فرهنگی معنا کند، به بهبود وضعیت دهان و دندان جامعه ی ایرانی رسیدگی کرد؟ آیا دندانپزشک بی نگاه اجتماعی و بدون پذیرش مسوولیت اجتماعی اش می تواند ادعا کند که تمامی تلاشش را برای تامین سلامت بیمارش انجام داده است؟و یا به تمام و کمال به قسم پزشکی اش پایبند بوده....؟

فهرست منابع:

  Good, B.J.) 1994( Illness Representation in Medical Anthropology: A Reading Field. In B.J. Good: Medicine, Rationality and Experience: An Anthropological Perspective. Pp 25-64

2 Scheper-Hughes, N. & Lock, M. )1998( The Mindful Body. A Prolegomenon to Future Work in Medical Anthropology. The Art of Medical Anthropology. Amsterdam: Het Spinhuis Pp 347-368

3 Bottomore, T.B. )1991( A Dictionary of Marxism Thoughts. Tehran: Baztabnegar Press.

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.