سرآغاز

زن ایرانی دوره قاجار از منظر سه سفر نامه نویس زن اروپایی

ربابه گودرزي
n00078431-r-b-005.jpg

تحقیق درسی، دانشگاه شهید بهشتی، بنیاد ایران شناسی
در این پژوهش سعی برآن است تا نقطه نظرات همچنیین زاویه دید  سفرنامه نویسان زن خارجی،  لیدی مری شیل،کارلاسرناوکلاراکولیور رایس نسبت به وضع زنان ایرانی در دوره(قاجار ) مورد نقد و بررسی قرار  گیرد.

 کلید واژه: سفرنامه،قاجار ،زنان،اجتماع
 
فهرست
عنوان                                                                                                                         صفحه
1-فصل اول     
چکیده     4
پیشگفتار    5
طرح مسأ له    5
پیشینه تحقیق    5
اهمیت پژوهش    6
فصل دوم    
مقدمه    8
نگاه لیدی شیل به زنان ایران در دوره قاجار    9
فصل سوم    
مقایسه زن ایرانی در سفر نامه های لیدی شیل و کارلاسرنا    15
نگاه کلارا کولیور رایس به زنان ایران در دوره قاجار    24
نتیجه    27
منابع    29
    

فصل اول

پیشگفتار
طرح مسأله
سفرنامه‌ها در واقع پرده‌هایی خوش‌نقش از صحنه‌های مختلف زندگی اجتماعی کشورهایی هستند که مطالب آن¬ها در موردشان تدوین شده است، با این حال، انعکاس اوضاع و تصویر جوامع در سفرنامه‌ها براساس قاعده و قانون خاصی مبتنی نیست و بیشتر تابع ذوق و سلیقه¬ی نویسنده است. بنابراین در تصویرهایی که از جامعه¬ی‌ایران در آثار سیاحان اروپایی انعکاس‌یافته، بسیار متفاوت است. به عنوان نمونه؛ پولاک با دقت و حوصله¬ی زیاد، به بررسی جامعه¬ی ایران عصر قاجار پرداخته، سولتیکف روس با دقت کمتری سفرنامه¬ی خود را تدوین کرد. اما برخی نظیر، لیدی شیل انگلیسی با ذهنیت غلط و غرض‌ورزی تصویر نادرستی از جامعه ایران در سفرنامه¬ی خود انعکاس داده¬اند، برخلاف شیل، ادوارد براون با تفکر و ذهنیتی فرهنگی دستاوردهای فرهنگی و معنوی ایران را تأیید و ستایش کرده است. پژوهش حاضر تحت عنوان   سفرنامه ، تحقیقی توصیفی ـ انتقادی درباره¬ی انعکاس اوضاع زنان جامعه¬ی ایران در سه  سفرنامه‌  زن ازوپایی است که در عصر قاجار به ایران آمده‌ اند. و سوال این پژوهش اینگونه است :آیا آنان توانسته اند در نوشته هایش تصویر درستی از زنان ایرانی دو‍‍ ره قاجارارائه دهند؟
پیشینه تحقیق
           متاسفانه در منابع تاریخی ما کمتر به زنان اشاره‌ شده و اطلاعات محدودی هم که از این منابع به‌دست می‌آید، ناچیزتر از آن است که حتی اطلاعات دقیقی درخصوص زنان دربار و یا دیگر زنان صاحب قدرت آن دوره در اختیار ما قرار دهند، چه رسد به آن‌که از زنان ایرانی طبقات متوسط و پایین جامعه ذکری به میان آورند. بیشترین اطلاعات ما درباره زنان ایرانی از زمانی آغاز می‌شود که سیاحان فرنگی به ایران سفر کردند و در گزارشات و سفرنامه‌های خود بنا به مناسبتهایی مطالبی درباره زنان طبقات مختلف نوشتند. بی‌شک این‌گونه اطلاعات، علیرغم مفیدبودن، بی‌نقص نخواهند بود؛ چراکه از دیدگاه فردی غیرایرانی و ناآشنا با فرهنگ و آداب و سنن جامعه نوشته شده‌اند. اما با وجود همه این نواقص و کاستی‌ها، ازآنجاکه تقریبا تنها اطلاعات ما درباره نحوه زندگی زنان گذشته را تشکیل می‌دهند، کم‌وبیش مجبور هستیم به آنها استناد کنیم
اهمیت پژوهش
 سفرنامه‌ها با توجه به این که در دوره‌هایی از تاریخ ایران تدوین شده‌اند که متون تاریخی عمدتاً تحت نظارت دربارها و حکومت‌ها تدوین می‌شد و مملو از تحریف و تملق‌های غیرواقعی بود، از اهمیت زیادی برخوردارند زیرا متون تاریخی عموماً بخشی از حوادث را نگارش می‌کردند که مبنای تحولات تاریخی شاهان و سلاطین بودند، بنابراین مورخان به اموری که خارج از دستگاه سلطنت بود اعتنایی نداشتند، در حالی که سفرنامه‌ها با بررسی موضوعاتی که اشاره شد، خلاء تاریخ اجتماعی را برطرف ساخته¬اند و از سوی دیگر، به جهت این که سیاحان اجبار و یا مأموریتی جهت تدوین موضوع‌های مورد اشاره نداشته‌اند، مطالب‌شان برای تحقیق‌های تاریخ اجتماعی بکر و جالب به نظر می‌رسد.

فصل دوم

مقدمه
            سفرنامه، نوعی گزارش است که نویسنده در قالب آن مشاهدات خود را از اوضاع شهرها یا سرزمین هایی که بدان مسافرت کرده است شرح می دهد واطلاعاتی از بناهای تاریخی، مساجد، کتابخانه ها، بازارها ، بزرگان، آداب ورسوم ملی و مذهبی مردم و موقعیت جغرافیایی، جمعیت، آب و هوا ، زبان اهالی، مناطقی که بازدید نموده است در اختیار خواننده قرار می دهد .
سفرنامه ها گنجینه ای از اطلاعات هستند که از طریق آنها گاه می توان به واقعیت هایی از وضع اجتماعی ، سیاسی، اقتصادی از تاریخ مردم یا منطقه ای پی برد که دست یابی به آنها از طرق کتب تاریخی میسر نیست. سفرنامه ها بسته به آن که مسافرت نویسنده از نوع سفر ها و سیاحتهای معمول و گردش در آفاق و انفس باشد، یا سیری درونی و معنوی ، متفاوت است .
سفرنامه نویسی در ایران، از زمان صفویه مورد توجه قرار گرفت و از آن پس در دوره قاجار ، آثاری توسط سلاطینی چون ناصرالدین شاه و پسر او مظفرالدین قاجار و گروهی از رجال درباری و سیاسی آنان نوشته شد ، سیاحان اروپایی نیز از قرن هفدهم به ایران مسافرت کردند و اوضاع سیاسی و اجتماعی و آداب و رسوم مردم ما و وضع دربارهای صفوی و قاجاریه را در آثار خود منعکس کردند
یکی از جنبه های مهم و پربار فرهنگی عصر قاجاریه ، تعدد منابع و اطلاعات برجای مانده از این دوره است ، یک دسته از این منابع به محور اهمیت بین المللی ایران برای قدرت هایی چون انگلیس ، روسیه و فرانسه شکل گرفته ، از جمله نوشته های سفرا، وزراء و باستان شناسان خارجی است که مبتنی به شرح سفر و خاطرات آنها می باشد. اگرچه دراین آثار موضع گیری هایی سیاسی و غرض ورزی هایی خودخواهانه به چشم می خورد اما به مثابه گوشه ای از تصویر آن روزگار ایران بویژه تصویر اجتماعی در خور اهمیت و بحث و بررسی اند.
در این بین علاقه به نوشتن سفرنامه یا خاطره نه تنها از سوی وزرای مختار و کارداران و سفراء و ... مشاهده می شود بلکه از جانب کسانی چون لیدی مری شیل همسر جستن شیل وزیر مختار انگلیس،مادام کارلاسرنا از مردم ایتالیا و کلارا کولیور رایس در اوایل دوره ناصری خاطراتی ارزنده به رشته تحریر درآمده است . این سفرنامه ها علیرغم وجوه مشابهش با سایر منابع خارجی چون قضاوت هایی نادرست در مورد اوضاع سیاسی و اجتماعی و خوی و خصلت ایرانیان ، تفاوت زاویه نگاهشان را به عنوان یک زن اروپایی به زن ایرانی ارائه می دهند.
نگاه لیدی شیل به زنان ایران در دوره قاجار
لیدی مری شیل دختر یک بارون ایرلندی و همسر جستن شیل وزیر مختار انگلیس است . او در 29 اکتبر 1849 به همراه همسرش و چهار خدمه به ایران وارد شد. سفر این گروه 3 سال و ده ماه به طول انجامید. خانم شیل در این مدت به نوشتن خاطرات سفر خود و جریان امور و اتفاقات داخلی ایران پرداخت و اثر خود را به عنوان «جلوه هایی از زندگی و آداب و رسوم ایران » در سال 1856 م به چاپ رساند.
این اثر در ایران در ابتدا در مجله نگین و سپس به صورت پاورقی در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید و سپس به صورت کتاب منتشر شد.
 مری شیل به سبب قرارداشتن در عرصه سیاسی ایران دیدگاه هایی خاص دارد که با جست وجوی هرچه بیشتر در نوشته اش می توان به تحرکات مرموزانه و زیرکانه سیاست های انگلیس در زمان ناصرالدین شاه از جمله دخالت همسر او در جریان تحریکات خصمانه علیه امیرکبیر و قتل او دست یافت . اثر حاضر علاوه براهمیت سیاسی ، جنبه اجتماعی روزگار قاجاریان را بویژه جایگاه زنان ایرانی را از دریچه چشم مری شیل به وضوح نشان می دهد.
خانم شیل در جای جای خاطراتش به فراخور و تناسب برخوردها و تماس هایش با زنان ایرانی گاه مادرشاه ، شاهزاده خانم ها، همسران حکام و صدراعظم ها و گاه با پرستار بچه و زنان کوچه و بازار شرحی از طرز رفتار و آداب و نوع تفکر آنان را می نگارد.
از نخستین موارد مورد توجه خانم شیل زندگی یکنواخت و بدون تنوع زنان ایرانی است که این علیرغم فقدان نهادهای مدنی و فرهنگی و فضای آزاد و قابل تحرک جای شگفتی و تعجب به جای نمی نهد. وی در زمان رفتن به حضور مادرشاه نحوه عبور زنان مهم و طبقات بالای اجتماع را از کوچه و بازار تجربه کرده  و مادرشاه را به گونه ای توصیف می کند که هم در عرصه سیاسی و هم در اداره امور اندرونی از همسران شاه گوی سبقت می رباید. زنان متعدد شاه و تشکیلات جداگانه آنها از دیگر نکات ذکر شده در خاطرات خانم شیل است .
سوالات مادرشاه در مورد لباس و فرزندان ملکه انگلستان و حتی وضع تئاتر در این کشور نشان دهنده روحیه کنجکاوانه مادرشاه در کسب اطلاعات دنیای خارج است . اشاره به سنت سیزده گردی و خوردن نقل و شیرینی و کاهو و تربچه ، حمام رفتن ، دیدار دوستان و اقوام ، کشیدن قلیان ، زیارت اهل قبور و مقبره امامان و امامزاده ها، آشپزی (بره کباب ، دلمه ، شیرینی ) نیز از دیگر مشاهدات نویسنده است .
مری شیل ازدواج را در ایران به دو صورت 1- واقعی (عقدی )که تا چهار زن در آن مجاز است 2- صیغه ای ، تفکیک می کند جایگاه پایین زن صیغه ای نسبت به زن عقدی در خانه و اشاره کوتاه به مراسم ازدواج و بله گفتن عروس دنباله تصویر زن در خانواده را در ذهن خانم شیل تشکیل می دهد.
نویسنده وضعیت مطلوب تر زنان عشایر و روستایی را در خانواده به سبب فرمانبری مردان ازآنها نسبت به زندگی زنان شهری و حاکمیت روحیه مردسالارانه در خانه می ستاید.
شیل زنان طبقات مرفه را اکثرا باسواد توصیف می کند. آنها اوقات فراغتشان را با شعر و قرآن و ادب می گذرانند. اما سلطه اعتقادات و باورهای خرافی نه تنها بر تفکر زنان طبقات پایین بلکه بر دیگر طیف ها و اقشار نمود دارد خوراندن داروی مهر و محبت و یا عشق برای جلب توجه شوهر از اینگونه موارد است  
آرزوی آوردن پسر برای زنان جوان ، بیماری های کودکان در سنین پایین و کاهش رشد جمعیت براثر مرگ و میر زود کودکان ، گرفتن دایه برای فرزندان ، بخش دیگری از خاطرات نویسنده مذکور را شامل می شود نکته قابل توجه در این بخش میل زن ایرانی به یافتن کار بویژه برای پرستاری بچه است . این مورد می تواند نشانگر تکاپوی زنان برای دستیابی به حمایت و امنیت مالی باشد البته خانم شیل در این مورد سعی کرده اهمیت انگلیسی ها را در جامعه ایران بویژه از نظر زنان ایرانی به گونه ای اغراق آمیز جلوه دهد و تمایل آنها را به کار نه از سوی اقشار کم درآمد و پایین اجتماعی بلکه از سوی دیگر طبقات که نیاز چندانی به منفعت مادی نداشته اند، نشان دهد.
زنان در دوره قاجار با وجود حجاب ها و حایل هایی چون چادر و چاقچور در زمان مراجعه به حکیمی فرنگی و یا حضور حکیم در منزل رفتاری آزادانه و فارغ از پرده پوشی از خود بروز می دهند و بدین گونه شیل را وادار می سازند که این جملات را در شایستگی و منزلت زن ایرانی بنگارد: «اطمینان دارم که همین ایرانی ها دست ما فرنگی ها را از پشت می بستند زیرا جماعت زن ایرانی - باوجود استعداد زیادی که در تحمل زندگی مشقت بار و طاقت فرسای موجود از خودنشان می دهد - تمایل فراوان خود را به استفاده از وسایل سرگرمی و مظاهر تمدن و زندگی لوکس اروپایی پنهان نمی کند و عقیده دارد که فقط نیل به این مواهب است که شاهراه حصول به تمدن را برایش هموار خواهد کرد.» www.cloob.com
 وی حتی افزایش خواست ها و نیازهای زنان ایران را درآینده پیش بینی می کند اما در ارائه راهکار برای پاسخ به این خواست ها تنها لوازم اروپایی را تامین کننده تلقی می کند.
بی گمان همین روند ظریف و محسوس نوگرایانه در بلندمدت زنان آزادیخواهی را پرورد که به دنبال کسب حقوق فردی و اجتماعی و اهداف آرمانخواهانه و والای خود در جنبش مشروطه حضور می یابند و سردمدار تحولات فکری - فرهنگی و ناجی صدای خفیف و محزون زن ایرانی در فراخنای تاریخ می شوند.
بدین سان زن ایران دوره قاجار از پستوها و اندرونی ها از پشت چادر و روبند به دنیایی تازه بدون حجاب و برپایه مبانی و شالوده های محکم و مدلل پای می نهد و تجربه ای نه چندان موفقیت آمیز اما ارزشمند و درخور تحقیق و تفحص را به وجود می آورد.
 لازم به توضیح است که زنان مهم و همسران بزرگان در دوران قاجار برای رفتن به جایی با تخت روان حمل می شدند و خدم و حشم مخصوص این کار با فریادهای بلند در کوچه و بازار راه را باز می کردند و مردان با شنیدن این فریادها به سمت دیوار روی برمی گرداندند.
از دیگر نکاتی که نویسنده این سطور به منظور دریافت وجوه مشترک عادات و رفتار مردایرانی در دوره قاجار با مرد امروز لازم به ذکر می داند نامگذاری خاص همسران آنهاست که به گفته مری شیل در آن زمان تقریبا در تمام مملکت شایع بوده و آن خواندن زن به نام پسربزرگتر مانند «مادرعلی » و یا بسنده کردن به ذکر نام «خانم » بوده است . مثال مهمتر این مری شیل در مورد صدراعظم وقت میرزاآقاخان نوری می نویسد: وی همسرش را که دخترعمویش می باشد به نام «دخترعمویم » خطاب می کند.

فصل سوم

مقایسه زن ایرانی در سفرنامه های لیدی شیل و کارلاسرنا       
            در این اینجا سعی برآن است تا زن ایرانی ،از نگاه دو سفرنامه نویس زن خارجی، مورد بررسی قرار گرفته و تفاوت دیدگاههای آنها بیان شود.
    سفرنامه لیدی شیل و سفرنامه کارلاسرنا، نیز نوشته مادام کارلاسرنا از مردم ایتالیاست. به گفته خودش در سال 1294 ه ق پس از سیر و سیاحتی دور و دراز و خسته کننده در قفقاز به شهر باکو می رسد و بیمار می شود، چون ضعف مزاج مانع از آن بوده است که برای بازگشت به اروپا بار دیگر راه تفلیس را پیش گیرد. برای رهایی از هوای ناخوش باکو و اعاده سلامت به توصیه کسانی، مصمم می شود که به سواحل ایران که هوایش شبیه ناپل ایتالیاست سفر کند.وی در اواسط دوره ناصر الدین شاه به ایران می آید و راجع به ایران مطالب بسیاری را در سفرنامه خود منعکس می کند.
    سفرنامه نویسان اروپایی کم و بیش زنان را مورد توجه قرار داده و مطالبی درباره آن ها نگاشته اند. این دو سفرنامه نیز از این جهت برای بررسی انتخاب گردید که نویسندگان هر دو سفرنامه زن هستند، و نگاهشان نسبت به دیگر سفرنامه نویسان مرد متفاوت بوده است از آن جا که سفرنامه نویسان از سرزمین های دور دست به ایران می آمدند، تفاوت بسیاری میان شیوه های زندگی زنان ایرانی با زنان وطن خودشان مشاهده می کردند. از این رو برخی مسائل برایشان جالب می نمود و آن را در سفرنامه خود ثبت می کردند به نمونه هایی که این دو سفرنامه نویس زن، به آن توجه نشان داده و برجسته کرده اند اشاره می شود از مهمترین و شاید جالب ترین مسائلی که این دو زن به آن توجه نشان داده و بسیار راجع به آن سخن گفته اند مسئله حجاب و پوشش زنان ایرانی است . لیدی شیل و کارلاسرنا بیش از یک صفحه به لباس زنان ایرانی اختصاص داده ، و به شرح آن پرداخته اند . علاوه بر آن در لابه لای مطالب دیگر هم باز اشاراتی به نوع لباس زنان دارند. این همه اشاره به لباس زنان نشان از تفاوت ها یی است که با ایرانیان مشاهده می کنند و وانمود می کنند که زنان ایران چندان از این پوشش راضی نیستند لیدی شیل در فصل سوم کتاب خود درباره پوشش زن ایرانی اینگونه می نویسد:
« کاملا در پوشش ضخیمی فرو می روند تا مبادا نظر دیگران بسوی او جلب شود. این پوشش که زن ایرانی در داخل آن محبوس می شود و از نوک پا تا سرش را فرا می گیرد به صورت زیر است: یک چادر بلند که تمام بدن را در بر گرفته و روبنده ای به شکل پوشش کتانی سفید رنگ، که آن را روی چادر به سر می کند تا تمام صورت او را بپوشاند و در جلوداری دریچه مشبکی است که برای دین و نفس کشیدن تعبیه شده است. پس از آن چاقچور است که آن را به جای چکمه و شلوار بپا می کنند و پیراهن و زیر پوش خود را در آن جا می دهند....»( لیدی شیل، ص 64-63)
 شیل از کلمه محبوس استفاده می کند و می خواهد زن ایرانی را در این پوشش ناراحت و ناراضی معرفی کند. کارلاسرنا نیز در مورد لباس زنان می نویسد :
« لباس متحد الشکل زنان ایرانی در خارج از خانه کشتیهای پاروئی ونیز را بیاد می آورد. زنان در هر شرایطی باشند بدون استثنا خود را در چادر آبی پر رنگی می پوشانند. شلواری گشاد که پاها را نیز همچون جوراب می پوشاند . از کرباس سبز و آبی و خاکستری یا قرمز و کفشی سرپائی لباس متحد الشکل آنان را تکمیل می کند.... » ( کارلاسرنا، ص 60)
کارلاسرنا از کلمه متحد الشکل بودن بارها استفاده کرده است این مسئله نشان از آن دارد که پوشش زنان در اروپا و کشور وی در طرح ها و رنگ های متفاوتی است و کمتر پوششی مانند لباس مدارس ،پیدا می شود که به این صورت متحد الشکل باشد. بنابراین برایش جالب بوده و از آن بسیار یاد می کند.
علاوه بر اینکه حجاب و پوشش زنان ایران، از نظر آنان مساوی محبوس ماندن و موجب آزار است؛ شیل ادعا می کند که این حجاب و پرده پوشی ، عاملی در جهت عقب ماندن زنان ایرانی از سیر تمدن است و ادعا می کند که خواسته های زن ایرانی روز به روز در حال افزایش است و البته لوازم آن باید حتما از اروپا تامین گردد.( شیل، ص 175)  شیل فرهنگ و تمدن دو هزار ساله ایرانیان را نادیده گرفته و فقط وجود حجاب و پوشش که از مظاهر اسلامی این فرهنگ است را مانعی بر سر راه تمدن و پیشرفت می خواند و چنان اروپائیان را متمدن می داند که برای پیشرفت حصول تمدن ایران تنها راه حل را  تهیه لوازم  از اروپا معرفی می کند.  در جایی دیگر کارلاسرنا نوع پوشش زنان روستایی را که کمی راحت تر از زنان شهری آن را رعایت می کنند را نوعی بی باکی زنان در مقابل مردان قلمداد می کند ( کارلاسرنا، ص 305) عدم آگاهی از فرهنگ و آداب و رسوم ایران مانع از قضاوت درست در نزد این خانم اروپایی شده است. و نمی داند که این نوع پوشش در زنان روستایی جزئی از فرهنگ آن منطقه به حساب می آید. نوع نگاه لیدی شیل به زنان ایرانی از بالا و کاملا تحقیر آمیز است چرا که وی زن سفیر انگلستان است و در ایران نیز از نفوذ فراوانی برخوردار است و همین ارج و احترام به او، باعث شده وی خود را برتر از ایرانیان بداند و نگاهی محقر به زنان داشته باشد در نمونه های بسیاری وی این کوچک و پست شمردن زنان را نشان داده است مثلا زمانی که شیل با همسرش به تبریز می رسند و تشریفات مفصلی برای استقبال آنان در نظر گرفته می شود و چون در ایران آن روزگار رسم بر این نبوده که زنان در این مراسم ها شرکت کنند، هیچ زنی در این مراسم نبوده و بطبع شیل هم حضور نداشته است ولی وی علت عدم حضورش را" بودن از طبقه پست و حقیر اجتماع یعنی نسوان"( لیدی شیل، ص 26)  می داند.و این تفسیر نادرست از عدم آگاهی وی به فرهنگ ایرانیان نشات می گیرد. یا وقتی شیل از آداب و رسوم زنان ایرانی حرف می زند باز نشانه های تحقیر دیده می شود در مورد مراسمی که هر ساله زنان در سالروز وفات عمر بر پا می کنند می نویسد:
« زنها در مراسم وفات عمر نقش برجسته ای برای خود قائلند و دینداری خود را در چنین روزی به نحوی بسیار عجیب و ناراحت کننده ابراز می نمایند: آنها با یک ظرف بزرگ آب روی بام منزل پناه می گیرند و مواظب رفت وآمد مردم در کوچه می شوند تا همینکه رهگری بدون توجه از کنار دیوار منزل گذشت، ظرف آب را بر سرش خالی کنند و خوشحال و فریاد زنان از موفقیت خود، چند ناسزا هم نثار عمر نمایند ........ من واقعا نتوانستم دلیل عقلانی  برای این عمل زنهای ایرانی بیابم، مگر آنکه همان جمله ورد زبان همگان را که اندکی توهین آمیز هم هست تکرار کنم، که می گویند: زن است دیگر چه انتظاری از او داری!  »( لیدی شیل، ص 82)
چنین رسمی که لیدی شیل در مورد آن حرف می زند اصلا در ایران آن روزگار متداول نبوده و ابداعی خود لیدی شیل است و برای تفرقه افکنی بین شیعه و سنی آن را بیان کرده است . چون به هر حال اگر ارتجاع حاکم بر ایران، به اینگونه پدیده های احمقانه دامن نمی زد، آنوقت انگلیسیها چگونه قادر به مبارزه با اتحاد مسلمین و یکپارچگی کشورهای اسلامی بر ضد استعمارگران می توانستند باشند.
وی در این مورد نیز زن ایرانی را بسیار حقیر نشان داده است اگرچه در آن روزگار زنان ایرانی از آزادی چندانی برخوردار نبودند و از بسیاری جهات هنوز دارای فرهنگ و سواد کافی نیستند ولی تاکید شیل بر حقارت زنان ایرانی نشان از خود برتر بینی شیل دارد که زنان کشور خود را در مقایسه با زنان ایرانی برتر می داند. کارلا سرنا نیز تنها در یک مورد زنان را مورد توهین قرار داده است و غیر از آن در هیچ جای دیگر نشانی از توهین وتحقیر به زن ایرانی دیده نمی شود وی می نویسد:
«اگرچه زنان ایرانی فاقد هرگونه امتیاز و دراکه معرفی شده اند بسیاری از آنها برشوهران تسلط کامل دارند و زن صدراعظم مصداقی از این گروه است» ( کارلاسرنا، ص 112)
علاوه بر توهینی که در این جمله مشاهده می شود این مسئله جالب توجه است که تسلط بر شوهر در نزد کارلاسرنا از امتیازات زن ایرانی محسوب می شود در صورتی که شیل در کتاب خود این تسلط بر شوهر را جور دیگری تفسیر می کند و علت این تسلط بر شوهر را عدم وابستگی اخلاقی و مذهبی می داند
« زنهای ایرانی معمولا وابستگی های شدید مذهبی یا اخلاقی ندارند و پیروی از دستورات شوهر را مایه خوشبختی و خوشحالی نمی دانند بهمین جهت که اگر زنی، شعور و درایتی بیش از شوهر خود داشته باشد معمولا در منزل سمت فرماندهی پیدا می کند و نه تنها بر سایر زنان حرم، بلکه بر شوهر خود نیز امر و نهی می کند و امور املاک و دارایی او را هم قبضه می کند»( لیدی شیل، ص 88)

 شیل معتقد است که :
« زندگی زنان رجال معمولا به بطالت و تجمل پرستی و با حالتی یکنواخت و بدون تنوع سپری می شود. در زندگی آنها هیچیک از سرگرمیهایی که برای ما فراهم است، مثل مجالس رقص ، تئاتر، اپرا، مهمانیهای مجلل، کنار دریا و .... وجود ندارد، تا سیر زندگی آنها از یکنواختی بیرون بیاید.»( لیدی شیل، ص 88)
در صورتی که کارلاسرنا از مهمانیهایی حرف می زند که زنان با شرکت در آن مجالس، غرق در شادی و تفریح هستند و لحظاتشان را با حالت یکنواختی و یا بدون تنوع که شیل از آن حرف می زند به سر نمی برند.کارلاسرنا حدود 14 صفحه از مهمانی که در دربار شاهزاده خانم عصمت الدوله بوده حرف می زند و چنان با شوق و شعف از این مهمانی تعریف می کند که گویی تا به حال به چنین مهمانی هایی نرفته است .می توان از صحبت های هر دو سفرنامه نویس اروپایی این نتیجه را گرفت که هر کدام از این افراد در مسیر خود آنچه را که دیده و شنیده اند را ثبت کرده و آن را به کل فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان تعمیم می دهند . مثلا شیل تا به حال به چنین مهمانی که کارلاسرنا در آن حضور داشته، نرفته است چرا که در آن مهمانی هم مجلس رقص برپا بوده هم نوعی تئاتر و موسیقی و ...
ویا اینکه چون شیل از یک طبقه بالای اجتماع در اروپا محسوب می شود و در ایران هم دارای نفوذ است این مراسم ها و مهمانی ها را در مقایسه با آنچه در کشور خود دیده چندان جذاب و مفرح و مورد قبول نمی داند و  همین احساسی که در ایران پیدا کرده را به کل زنان ایرانی تعمیم می دهد. برعکس کارلاسرنا یک سیاح معمولی از طبقه نه چندان بالاست و از این گونه مهمانی ها لذت می برد و آن را با شور و شوقی مضاعف می پروراند.  
شیل حمام رفتن زنان ایرانی، دیدار دوستان و خویشاوندان و زیارت بقاع متبرکه را نوعی وقت گذرانی می داند ( لیدی شیل، ص 89) در صورتی که مجالس رقص، اپرا، میهمانی های مجلل و ... در کشور خود را تنوع و برای لذت بردن از زندگی معرفی می کند.وی درک درستی از این واقعیت ندارد که هر کسی در هر منطقه و کشوری که زندگی می کند می تواند خود را به هر نحوی که دوست دارد سرگرم کند و از آن لذت ببرد و لزوما آنچه را که در کشور خود لذت و تفریح می خواند نمی تواند در ایران سرگرمی به حساب آید و یا بالعکس.
یکی دیگر از مسائل جالب که در هر دو کتاب به آن اشاره شده است مسئله عزاداری زنان ایرانی در ماه محرم است. شیل در این مورد می نویسد:
 « در محل برگزاری تعزیه قسمتی از محل تماشاچیان به زنها اختصاص داشت که اغلب آنان از طبقه پایین اجتماع محسوب می شدند و آنها در حالیکه خود را کاملا درچادر پیچیده بودند، در روی زمین می نشستند. قبل از آغاز نمایش، سعی و کوشش این زنها برای پیدا کردن جای مناسب، واقعا دیدنی بود: این کار، فقط به داد و فریاد و فحش تمام نمی شد، بلکه بعضی از آنها پس از مدتی جار و جنجال، اغلب به جان هم افتاده و با کتک کاری و کوفتن لنگه کفش به سر و صورت یکدیگر که گاهی به پاره کردن چادر نیز متهی می شد، سعی در یافتن جای مناسب داشتند.»( لیدی شیل، ص 69)
اما کارلاسرنا جور دیگری به این مقوله می پردازد وی می نویسد:
« سوگلی شاه با دقت به اجرای نمایشنامه تعزیه توجه می کرد و داستان را که پیدا بود بخوبی از آن آگاه است بتفصیل برای من توضیح می داد او و همه اطرافیانش اندوهگین بودند، ناله و ضجه می کردند و به یاد مصائب شخصیتهای مقدس مذهبی خویش اشک می ریختند» ( کارلاسرنا، ص 205)
کارلاسرنا هیچ اشاره ای به رفتار بد و  کتک کاری زنان ایرانی برای پیدا کردن جای مناسب نکرده است در جای جای سخنانش که در مورد تعزیه گفته  تنها به سر و سینه زدن و حسین حسین گفتن و اشک ریختن زنان اشاره دارد .مگر می شود چنان رفتار نامناسبی را دیده باشد ولی گزارش نکند. به نظر می آید لیدی شیل نسبت به زنان ایرانی بسیار بدبین است و هر چیزی را که دیده با اغراق ثبت کرده است.  
نکته مشابه دیگری که در هر دو سفرنامه دیده می شود، تعدد زوجات در بین مردان ایرانی است لیدی شیل در این باره می گوید:
« زنان روستایی وضع به مراتب بهتری از زنان شهری دارند چون اغلب خواسته های آنان بوسیله شوهرانشان اجابت می شود و طلاق در میانشان کمتر اتفاق می افتد و مردان هم بیشتر از یک زن نمی گیرند، ولی در شهرها موضوع به صورت دیگری است ....» (لیدی شیل، ص 87)
به طوری که کارلاسرنا از در سفر خود به روستایی که برای قشلاق به آنجا رفته بود،  با مرد دهقانی که سه زن به طور همزمان داشته مواجهه می شود و در مورد آنها می نویسد:
« صاحب خانه قشلاق ما سه زن داشت. و این تجملی است که دهاتیها کمتر خود را در داشتن آن مجاز می دانند. سالمندترین این زنان حکم مادر دوتای دیگر را داشت که خواهر بودند. از عجایب اتفاقات آنکه هر یک از زنها پسری شیرخواره داشت .....» ( کارلاسرنا، ص 306)
کارلاسرنا داشتن زنان متعدد را در روستا از تجملات می داند چرا که معتقد است مردان روستا از چنان درآمد بالایی برخوردار نیستند که بتوانند مخارج چند زن را به عهده بگیرند .ولی اگر توانمندی پیدا کنند قطعا دارا بودن زنان متعدد را ترجیح می دهند. ولی شیل در مورد مردان روستایی به گونه ای حرف می زند که گویی خصلت آن مردان به گونه ای است که تمایلی به گرفتن زن متعدد ندارند و از این لحاظ وضعیت زنان روستا بهتر از شهریان است.
نقد موضوع            
            یکی از نقایص نوشته های این دو زن سفرنامه نویس این است که وقتی درمورد مسئله ای خاص صحبت می کنند در میان صحبت هایشان به طور ناگهانی از موضوع اصلی خارج شده و به موضوع کاملا فرعی اشاره می کنند که این کار جذابیت خواندن سفرنامه را از خواننده سلب می کند البته لیدی شیل خود به این مطلب واقف است و بعد از خارج شدن از بحث فرعی عذرخواهی کرده و دوباره به مطلب اصلی باز می گردد ولی کارلاسرنا گویی خود از این کارش بی خبر است چرا که هیچ اشاره ای به این قضیه نمی کند.از دیگرموارد مورد توجه در این سفرنامه ها در مورد زنان می توان به این موارد اشاره کرد که البته به خاطر تطبیق با واقعیت تیتروار به آنها می پردازیم. بحث ازدواج زنان ایرانی که به دو صورت عقدی و صیغه ای در ایران رواج دارد ، بحث علاقمندی خانواده های ایرانی برای به دنیا آوردن نوزاد پسر ، شکل و شمایل زنان ایرانی از سر و صورت و چشمان، ابرو ها دهان و .... گرفته تا نوع پوشش در خانه در خارج از خانه حتی در موقع خواب از نوع آرایش زنان ایرانی و موارد بسیاری دیگر که برای سفرنامه نویسان اروپایی جذابیت ویژه ای داشته است.
نگاه کلارا کولیور رایس به زنان ایران در دوره قاجار
راه ورسم زنان ایرانی نام سفرنامه ی خانم کلارا کولیور رایس است.این کتاب وقایع بین نود تا صد سال قبل در ایران رابیان می کند.
به نظر می رسد بعد از انقلاب مشروطه و در زمان قاجار مطلب نگاشته شده است کتاب به شیوه ی زندگی ایرانیان به خصوص زنان می پردازد ..
خانم رایس در اصفهان در یک بیمارستان کار می کرد و همراه همسر و دو فرزندش برای مدتی در ایران به زندگی مشغول بوده است. مسافرت های زیادی انجام داده وخاطراتش منبع خوبی است برای فهمیدن آنکه چه شرایطی برای زندگی زنان وجودداشته است.
هر چند کتاب از بیرون به شرایط زندگی زن ایرانی نگریسته ، احساس و آلام زن ایرانی با نگاه یک زن انگلیسی نوشته شده است اما وضعیت به نسبت دقیقی از شرایط زنان در آن دوران را به ما می نمایاند.
بعضی اوقات در نوشته های کتاب نوع قضاوت روح انسان را می آزارد و به نظر کارشناسانه نمی آید. شاید اگر خانم رایس با توجه به دانش امروز مطالب را می نوشت فقط به درج وقایع می پرداخت و تحلیل شرایط آن زمان را به کسی واگذار می کرد که از نظر دانش تواناتر باشد. زیرا سرزنش ملت ایران آنقدر پیچیده است که ازعهده ی خانم رایس در آن زمان خارج بوده است.
در کتاب از طرف دیگر بی کفایتی دولتها وسردمدارن آشکار می گردد که چگونه قدرت در دست نادانان باعث شده است ایران عزیز با وجود منابع عظیم دچار بی توجهی باشد. مردم عزیز این مرز و بوم در سختی و دشواری زندگی نمایند.
 کودکان(دختران) ایرانی بر پایه آداب ورسوم چه در شهر وچه در روستاها از هشت سالگی برای ازدواج آماده می شدند. تا در سن ده تا سیزه سالگی به خانه ی شوهر بروند.معمولا این ازدواج ها با مردانی مسن انجام می گرفته چون مردان با سن بالا را بهتر برای زندگی می یافتند. این زنان که اسیر زندگی اجباری می شدند در صورتی که فرزند پسر به دنیا می آوردند می توانستند تا حدودی راحت زندگی کنند ولی اگر بخت با آنها یار نبود و فرزند آنها دختر می شد و یا نمی توانستند باردار شوند باید شرایط وحشتناکی را تجربه می کردند که شاید حیوانات از این زنان با ارزش تر بودند.
زن نه به عنوان انسان بلکه به عنوان یک وسیله و یا حتی یک برده است.هنگام انتخاب دختر کاملا معاینه می شود که مشکل خاص جسمی نداشته باشد. مانند یک برده کاملا در اختیار شوهر است که هر نوع خشونت از هر جنس به این زنان روا شود.
تعداد زیاد فرزند وعدم بهداشت فردی این زنان را فرتوت و معمولا در جوانی از بین می رفتند. ازدواج در کودکی زنان را دچار بیماری ومرگ بسیار زودرس می کرده است.
زندگی با هووها زنان را به بیماری های روحی و افسردگی دچار می کرده است. بی سوادی و شرایط بد زندگی باعث می شده است که زنان را بچه ، نادان،  عصبی مزاج و کج خلق بدانند.
حجاب زنان شهری سخت تر از حجاب زنان روستایی است. زنان شهری با چادر چاقچور و روبنده ای که کامل صورت آنها رامی پوشاند در صورت اجازه همسر اجازه ورود به محلهای عمومی را داشتند.
زنان روستایی با حجابی که فقط چشم آنها پیداست در عرصه ی کار و فعالیت بیشتر از زن شهری وجود دارند.
زنان عشایر قدرت بیشتر و شرایط بهتری را نسبت به زنان شهری دارا هستند. هر جا که زنان مشارکت اقتصادی با مردان دارند از نظر موقعیت شرایط بهتری را دارند.
در روستا ها که زنان به کشاورزی و قالی بافی وفعالیت اقتصادی مشغول هستند کمتر از زنان شهری که فقط به خانه داری می پردازند مورد زورگویی واقع می شوند.
زنان شهری که از نظر شرایط اقتصادی دروضعیت بهتری هستند کمتر از زنان طبقات پایین مورد ستم هستند.چون دارایی که از طریق ارث به آنها می رسیده است متعلق به خودشان بوده وامکان مدیریت براموال شان را داشته اند.
 نتیجه گیری
             با توجه به مطالب بالا و آنچه در سفرنامه ها مشاهده می شود می توان گفت که سفرنامه نویسان اروپایی به خاطر تفاوت هایی که بین زنان ایرانی با خود و زنان کشورشان احساس کرده ،مشاهداتشان را از دیدگاه خود تعبیر و تفسیر می کنند.برخی نکات برایشان بسیار جالب است و آن را عینا نقل می کنند .و کمترین دخل و تصرفی در دیده ها و شنیده هایشان ندارند.اما در مواردی دیگر نمی توانند روحیه خودبرتر بینی خود را کتمان کنند ؛ بنابراین به تضعیف زنان ایرانی می پردازند و تا می توانند آنها را از لحاظ فهم و شعور و فرهنگ پایین می آورند البته این روحیه در لیدی شیل و رایس بیشتر دیده می شود و شاید بتوان دلیل آن را در موقعیت ویژه آنان در ایران جست. آنان خود را از طبقه بالای جامعه می دانند و همه زنان ایرانی را به دیده تحقیر می نگرند . و در چندین مورد قضاوت های نادرستی راجع به زنان ایرانی دارند . اما کارلاسرنا یک سیاح معمولی است و از زاویه دید یک فرد معمولی به زنان ایرانی می نگرد و آنچه را که می بیند می نویسد و قضاوت چندانی راجع به زن ایرانی ندارد. مثلا وقتی از زن ایرانی حرف می زند کمتر ازآن بد گویی می کند بیشتر سعی دارد محسنات آنها را در مواردی که برایش جذاب است مطرح کند. علت دیگر تفاوت ها در سفرنامه این سه زن اروپایی در مسائل یکسان ، - در صورتی که هر کدام در یک دوره تاریخی خاص با تفاوت چندین سال در مورد ایران نوشته اند - را می توان اینگونه توجیح کرد :همان طور که گفته شد سفرنامه نویسان هرکدام از مناظر ، مکان ها و افراد خاص و متفاوتی دیدن کرده اند ، اینان دیده های خود را به کل جامعه، فرهنگ، و آداب و رسوم ایرانی تعمیم دادند مثلا شیل در مهمانی های مجلل در طول اقامتش در ایران شرکت نکرده است و مناظر و جاهایی را دیده که برایش خسته کننده و کسالت آور به نظر می رسیده است در این شرایط تفسیرش از سرگرمی های زن ایرانی کسالت آور و خسته کننده است و یا در مورد تعدد زوجات در روستا کارلاسرنا چون خود شاهد مرد چند همسری در روستا بوده تفاوتی را در تعدد زوجات در بین کل ایرانیان چه روستایی و چه شهری نمی بیند مگر در تمکن مالی آنها؛  در صورتی که شیل از روستایی دیدن کرده که مردان آنجا تنها یک زن داشته اند. تفاوت دیدگاهها، تفسیر های متفاوتی را هم به دنبال خواهد داشت .در ضمن شیل هدف خود را از نگارش این سفرنامه در ابتدای کتابش اینگونه می نویسد :« در حال حاضر که توجه عموم بسوی مشرق زمین افزایش یافته، بازگو کردن خاطرات و ماجراهایی که در این سفر
برای من وجود داشته، شاید بتواند برای عده ای از خوانندگان جالب توجه باشد» (ص 11)  از این مطلب می توان این نکته را فهمید که شرق در این دوران مورد توجه غربیان قرار گرفته است و کشورهای اروپائی علاقمند به دانستن اطلاعاتی در مورد ایران هستند، شیل ورایس  نیز در ضمن آگاهی دادن از ایران ، برای جذاب کردن خاطراتشان برا ی خوانندگان کشورشان، از تفسیرهایی نادرست، اغراق در دیده ها، و تحقیر زنان ایران برای نشان دادن برتری خود و زنان کشورش سود جسته اند.تا شرق را کشوری نه چندان متمدن و زنانش را بی فرهنگ جلوه دهند.
 
منابع
    سفرنامه لیدی شیل، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران، نشر نو، 1362.
سفرنامه کارلاسرنا، ترجمه غلامرضا سمیعی، تهران، نشر نو، 1363.
رایس - کلاراکولیور مترجم : آزاد - اسدالله محل نشر : تهران تاریخ نشر :1383
www.cloob.com
keshavarzghasemi.blogfa.com.www
www.loot.ir

Rubabgoodarzi@yahoo.com

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.