دومینو در خاورمیانه

علی مرشدی زاد

بازی دومینو انگار آغاز شده است. در این روزها  تعداد زیادی از مردم مصر در خیابانهای قاهره دست به تظاهرات زدند. از زمان پسروزی مردم تونس در برکناری زین العابدین بن علی٬ دیکتاتور این کشور٬ انتظار برای تغییر در کشورهای خاورمیانه به بالاترین سطح خود رسیده است. از آن زمان تا به امروز در

بازی دومینو انگار آغاز شده است. در این روزها  تعداد زیادی از مردم مصر در خیابانهای قاهره دست به تظاهرات زدند. از زمان پسروزی مردم تونس در برکناری زین العابدین بن علی٬ دیکتاتور این کشور٬ انتظار برای تغییر در کشورهای خاورمیانه به بالاترین سطح خود رسیده است. از آن زمان تا به امروز دربرخی از پایتختها٬ خودسوزی هایی اتفاق افتاد که نوعی اقتباس و شبیه سازی از حادثه خودسوزی تونس بود که آتش انقلاب را در آن کشور شعله ور ساخت. برخی از کشورهای خاورمیانه شرایط مساعدتری برای وقوع چنین حوادث دارند. نمی توان به صورت قطعی درباره وقوع یا عدم وقوع انقلاب در جایی سخن گفت٬ ولی نفس بروز حادثه امروز در مصر٬ نشان ار وجود مطالبات و نارضایتی های تلنبار شده در این کشور دارد.
مصر یکی از پر جمعیت‌ترین کشورهای آفریقا و خاورمیانه محسوب می‌شود. اکثریت عظیمی از جمعیت آن در سواحل رود نیل در منطقه‌ای با زمینهای کشاورزی سکونت دارند. حدود نیمی از ساکنان مصر در مناطق شهری زندگی می‌کنند و اکثریت آنها در شهرهای قاهره، اسکندریه و دیگر شهرهای بزرگ دلتای نیل سکونت دارند.
مصر به خاطر تمدّن باستانی خود و به دلیل داشتن مشهورترین آثار باستانی، شامل مجموعه‌ی اهرام جیزه و ابوالهول، شهرت دارد.
نظام مصر از سال 1953 جمهوری شد. از آن زمان جمال عبدالناصر، محمد انورالسادات و محمد حسنی مبارک ریاست جمهوری این کشور را عهده دار بوده‌اند. مبارک از اکتبر 1981 رییس جمهور مصر است. وی در حال حاضر در پنجمین دوره‌ی ریاست جمهوری خود به سر می‌برد. وی رهبر حزب حاکم، حزب دموکراتیک ملّی است. احمد نظیف، نخست وزیر این کشور، در ژوییه‌ی سال 2004 به دنبال استعفای دکتر عاطف عبید به نخست وزیری رسید. اگرچه قدرت اساساً در یک نظام چند حزبی نیمه ریاستی سازمان یافته است، در عمل به طور کامل در اختیار رئیس جمهوری قرار دارد که بیش از پنجاه سال است به شیوه‌ای سنّتی در انتخاباتی با یک نامزد انتخاب می‌شود. مصر همچنین دارای انتخابات پارلمانی چند حزبی منظّمی است. آخرین انتخابات ریاست جمهوری که مبارک طی آن برای پنجمین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد، در سپتامبر سال 2005 برگزار شد. رئیس جمهورمبارک در فوریه‌ی سال 2005 در برنامه‌ی تلویزیونی غیر منتظره‌ای اعلام کرد که وی در صدد اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری برای فراهم ساختن امکان کاندیداتوری چند نفر است. برای اولین بار از جنبش سال 1952، مردم مصر فرصت می‌یافتند رهبر خود را از درون فهرستی از نامزدهای متعدد انتخاب کنند. مبارک اعلام کرد که هدف وی از این کار سازگار شدن با نیازهای مربوط به آزادی و دموکراسی است.  قانون جدید محدودیتهای سختگیرانه‌ای را برای نامزدی در انتخابات اعمال کرد تا مانع از آن شود که مخالفان جدّی مبارک،کسانی مانند ایمن نور، به ریاست جمهوری برسند و راه برای انتخاب مجدّد و آسان شخص مبارک هموار کرد. پس از انتخابات سال 2005 بار دیگر نگرانی‌هایی در خصوص دخالت حکومت در فرایند انتخابات از طریق تقلّب و فریب رأی دهندگان، و نیز خشونت و بی‌رحمی پلیس علیه تظاهر کنندگان مخالف ابراز شد.  پس از انتخابات دولت مصر نور را زندانی کرد و با این کار تعهد این دولت به دموکراسی، آزادی و حکومت قانون عملاً به زیر سوال رفت.  
در نتیجه، بیشتر مصریان در مورد فرایند دموکراتیزاسیون و نقش انتخابات بدبین هستند. کمتر از 25 درصد از جمعیت 32 میلیونی واجدین شرایط رأی‌دهی مصری در انتخابات سال 2005 شرکت کردند.  پیشنهاد شده است که با تغییر قانون اساسی دوره‌ی ریاست جمهوری به دو دوره‌ی هفت ساله محدود شود.
اکنون با ورود محمد البرادعی به صحنه سیاسی مصر و قرار گرفتن وی در صف مخالفان مبارک٬ شرایط  جددی در مصر به وجود آمده است. انتخابات پارلمانی اخیر در مصر به رغم وعده هایی که مبارک به مردم داده بود به گونه ای تنظیم شد که مخالفان نتوانند کرسی های چندانی به دست آورند. البرادعی این انتخابات را مسخره خواند و از مردم خواست انتخابات ریاست جمهوری را که قرار است در سپتامبر آینده در این کشور برگزار شود٬ شرکت نکنند. وی پیش از این نیز ار مبارک خواسته بود که در انتخابات پیش رو نامزد نشود و اصلاحاتی در قانون انتخابات به وجود آورد. مخالفت رژیم حسنی مبارک با مطالبات اصلاحی از جمله خواسته های البرادعی٬ مخالفان را برای ایجاد تغییر مصمم تر کرد. البرادعی در آستانه حوادث مصر در مصاحبه با اشپیگل اعلام کرد با توجه به عدم پذیرش اصلاحات از سوی مبارک٬ از این پس باید منتظر بود که تغییرات در خیابانها رقم بخورد. انچه که باعث اعتراض احزاب مخالف شده است٬ تغییراتی است که دولت مبارک در قانون اساسی اعمال کرده و از طریق آن مانع از مشارکت نامزدهای مستقل در انتخابات می شود. از سوی دیگر٬ نیروهای امنیتی از مشارکت دانشجویان در فعالیتهای سیاسی ممانعت به عمل می آورند. از ۲۹ سال پیش تاکنون وضع فوق العاده در کشور برقرار است. تجمع بیش از ۵ نفر ممنوع اعلام شده است و ... البرادعی وضعیت مصر را به بهمنی تشبیه کرده است که روز به روز بر بزرگی آن افزوده می شود. باید در روزهای آتی منتظر بود و وقایع مصر را پی گرفت.
حال سوال اینجاست که آیا این حوادث تنها به مصر و تونس محدود می شود؟ و اگر نه٬ چه عواملی باعث شده است که کشورهای خاورمیانه با موجی از این اعتراضات روبرو شوند. اصطلاح موج را از روی قصد به کار بردم تا اشاره ای به کتاب موج سوم دموکراسی هانتینگتون داشته باشم. انگار همانند موجهای مختلف دموکراسی که هانتینگتون در جهان ملاحظه می کند٬ در خاورمیانه نیز موجی خاص این منطقه به راه افتاده است. این موج حتی کشورهایی ورای خاورمیانه را نیز ممکن است درنوردد. بی جهت نیست که عمر البشیر در واکنش به حوادث تونس و فرار بن علی ابراز می دارد که اگر مردم سودان دست به انقلاب بزنند٬ من پا به فرار تخواهم گذاشت. می مانم و به دست مردم کشته می شوم تا در خاک کشورم دفن شوم. انگار او نیز باور کرده است که این شتر ممکن است دیر یا زود در خانه او نیز بخوابد.
حال ببینیم چه عواملی باعث بروز چنین موجی در خاورمیانه شده است. بیشتر کشورهای خاور میانه از زمان زمان جدایی از امپراتوری عثمانی یا از زمان استقلال خود در دهه های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۰ تاکنون دولتهایی نظامی را تجربه کرده اند. این دولتها اگرچه شیوه حکومتی جمهوری داشته و مدعی دموکراسی بوده اند٬ ولی در عمل نوعی دموکراسی ظاهری یا شبه دموکراسی را اعمال کرده اند. انتخابات تنها به عنوان سرپوشی بر دیکتاتوری عمل کرده است. احزاب و مطبوعات تا بدانجا از آزادی برخوردار بودند که تامین کننده منافع شخص دیکتاتور و حزب حاکم باشند. مطبوعات در این کشورها به هیچ عنوان اجازه نقد و طرح مباحثی علیه حکومت را نداشته اند. انتخابات کاملا مهندسی شده و با حذف رقیبان قدرتمند برگزار شده و هر بار همان شخص رئیس دولت بار دیگر انتخاب شده است. ولی از آنجایی که این شرایط مطلوب قرار نیست برای همیشه دوام بیاورد٬ اکنون به دلیل تحولاتی که در سطح جهان و در این کشورها اتفاق افتاده است٬ دولتها با مشکلاتی روزافزون روبرو شده اند.
یکی از این مسائل٬ تاثیرات توسعه ناموزون است. دولتهای دیکتاتوری و شبه دموکراتیک معمولا ترجیح می دهند دست به توسعه اقتصادی بزنند و از توسعه سیاسی خودداری می کنند. آنها بر این باورند که می توان یکی را بدون دیگر به پیش برد. غافل از آنکه این عوامل به هم وابسته اند و توسعه اقتصادی در آینده باعث الزام توسعه سیاسی نیز می شود. توسعه اقتصادی باعث افزایش رفاه اقتصادی و ظهور طبقه متوسطی می شود که عمده مطالباتش سیاسی است. اکنون کشورهای خاورمیانه با چنین وضعیتی روبرو هستند. افزایش نسبی رفاه باعث ظهور چنین طبقه ای٬ و این امر باعث طرح مطالبات دموکراتیک شده است. من معتقد نیستم که مطالبات مردم در کشورهای تونس و مصر اصالتا نشات گرفته از اسلام سیاسی در این کشورها باشد. البته تردیدی نیست که احزاب اسلام گرا در این کشورها بسیار فعال هستند و طرفداران قابل توجهی نیز در میان طبقات پایین و بخشهایی از طبقه متوسط دارند. ولی آنچه که امروزه این احزاب و گروهها را به احزاب سکولار پیوند می دهد و باعث می شود بتوانند در کنار هم به فعالیت بپردازند٬ وجه مشترک دموکراسی خواهی است. بی جهت نیست که راشدالغنوشی در نخستین سخن خود بعد از پیروزی حرکت مردم در تونس اشاره دارد که ما دموکراسی خواه هستیم. همچنین بی جهت نیست که البرادعی به عنوان یک سیاستمدار سکولار به کاهش نامزدها و کرسی های اخوان المسلمین در انتخابات پارلمانی مصر اشاره و بدین کاهش اعتراض می کند.
افزایش جمعیت این کشورها در کنار ناکارآمدی دستگاه مدیریتی کشور در اداره امور و ایجاد اشتغال و رونق بخشیدن به اقتصاد در این کشورها نیز از عوامل تاثیرگذار محسوب می شود. در کنار این ناکارآمدی٬ باید توجه داشت که موج رکود اقتصادی٬ اکنون به کشورهای خاورمیانه رسیده است. در نتیجه٬ فقر و بیکاری در این کشورها به درجات مختلف باعث پیوستن طبقات پایین به گروههای معترض شده است.
عامل دیگری که بروز این موج را تسهیل کرده است٬ رسانه های ارتباطی جدید است. هم در تونس و هم در مصر٬ اینترنت و فضای مجازی نقش موثری در بسیج مردم ایفا کردند. مردم مصر از طریق شبکه اجتماعی فیس بوک برای برگزاری تظاهرات اعتراضی روز سه شنبه ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ برنامه ریزی کردند. این رسانه ها دیگر قدرت ابتکار و کنترل را از دست دولتها گرفته اند. اکنون دیکتاتورهای خاورمیانه متکلم وحده نیستند٬ بلکه در مقابل خود دهانهایی را می بینند که یا به گرسنگی باز شده اند و یا خواستار سخن گفتن هستند. این دومینو تازه آغاز شده است
علی مرشدی زاد عضو هیات علمی دانشگاه شاهد است.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی