سرآغاز

«ده» عباس کیا رستمی

مریم عباسی
aks 27- 4 bahman- filme 10 (2).jpg

 عباس کیا رستمی  برای ساخت فیلم 10 از افرادی ناشناس و در واقع غیر بازیگر استفاده می کند.  در این فیلم تلاش کیارستمی بر این بوده تا مسائل اجتماعی مربوط به زنان را ازدیدگاه خود زنان بررسی کرده و به نمایش بگذارد.

این فیلم از 10 اپیزود تشکیل شده است و تمام صحنه های آن در یک ماشین می گذرد. داستان فیلم در ارتباط با زندگی زنی مطلقه به نام مانیا است که با اعتراض های پسرش مبنی بر مخالفت با جدایی از همسرش مواجه شده است.مانیا که در طول فیلم تلا ش می کند عدم تعلق خود به خانواده را به نمایش گذاشته و دائما شعار عدم تعلق سر می دهد از ناراحتی فرزندش رنج می برد و برای کاهش ناراحتی خود به رغم بی اعتقادی به دعا و زیارت روی می آورد و در واقع در دوراهی انتخاب فرزند ویا استقلال زنانه اش مانده  است.
این زن در 10 اپیزود فیلم با شخصیت های متفاوتی مواجه می شود که تعدادی از آنها پس از صحبت با وی علت مسائل و مشکلات خود را به نوعی به مردان ارتباط می دهند.
اولین فرد مورد مصاحبه پیرزنی است که تمام زندگی خود را وقف همسر مرحوم و فرزندانش کرده است و در طول روز به امامزاده محل می رود تا برای فرزندان خود دعا کند.در واقع این زن نماد یک زن سنتی است که تمام زندگی خود را وقف خانواده می کند.
مانیا در صحبت بعدی خود با دختری جوان مواجه می شود که به رغم بی اعتقادی به دعا و مسائل مذهبی برای رسیدن به فرد مورد علاقه اش به زیارت و دعا روی آورده اما در سکانس بعدی مانیا باز با همان دختر مواجه می شود که موهای خود را تراشیده و غمگین است.این دختر اعلام می کند که دیگر به زیارت نمی آید و با وجود علاقه ای که به پسر مذکور داشته اما پسر به راحتی از ازدواج با او امتناع کرده است و این منجر به شکست عاطفی وی شده است.
در یکی از اپیزودها مانیا با دختری فاحشه مواجه می شود ودر ارتباط با علت روی آوردن به فحشا از او می پرسد.
فاحشه علت اصلی کار خود را خیانت مرد مورد علاقه اش معرفی می کند و معتقد است که همه مردها خائن هستند و نباید علاقه شان را باور کرد.این زن معتقد است که زنان با ازدواج فقط به خودشان ضربه می زنند و در واقع تعلق زنان به خانواده را زیر سوال می برد و از موقعیت فعلی خود راضی است در صورتی که با شنیدن حرفهایش می توان احساس ناراحتی به علت از دست دادن فرد مورد علاقه اش را دریافت.
در طرف دیگر داستان پسر مانیا است که به نظر می رسد دیالوگ های پدرش را تکرار می کند.او مادر خود را نقد می کند و معتقد است علت طلاقش بی اهمیتی به زندگی است.این پسر بچه معتقد است مادرش عاطفه ندارد و اگر به وظایف خود در خانه رسیدگی می کرد طلاقی صورت نمی گرفت.این پسر بچه در طول فیلم از مادر خود گریزان است و تماما تلاش می کند که در خانه پدر و یا مادر بزرگ خود باشد.پسر بچه مذکور به عنوان یک فرزند طلاق عصبی است و به هیچ عنوان متناسب با سن خود رفتار نمی کند.
علت اهمیت این فیلم در آن است که در فیلم تلاش بر آن است تا مشکلات زنانی را که از سنت گریزانند به نمایش بگذارد .مانیا نمونه زنی امروزی است که به خاطر حفظ استقلال خود و پشت کردن به سنتها مجبور به جدایی از همسرش شده و در نتیجه این اتفاق با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که در طول فیلم به نمایش گذاشته می شود.

پرونده ی « عباس کیارستمی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/4167

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.