سرآغاز

نظریه ی اطلاعات و فرهنگ

جان اوری ترجمه و تلخيص: سمیرا قاسمی
nazarieh- Evolution.jpg

تکامل ژنتیکی انسان که از پیش از تاریخ آغاز شد و نیز تکامل فرهنگی در او، که نسبت به عمر کیهان پدیده ای بسیار متاخر است، را می توان در یک واژه خلاصه کرد: اطلاعات. رشد و پیشرفت سریعی که در گونه ی ما اتفاق افتاده است می تواند به مثابه انباشت بی وقفه و پیوسته ی اطلاعات در نظر گرفته شود.

از شواهد بیوشیمیایی می توان چنین نتیجه گرفت که جدیدترین جد مشترک میان میمون های انسان نما و انسانها، در آفریقا و بین 5 تا 10 میلیون سال پیش می زیسته است. اجداد ما از سمت جنگل ها به دشت های سبز سرازیر شدند. رژیم غذایی آنها از گیاه خواری به خوردن غذاهای گوناگون تغییر کرد.آنها شکار چی و گردآورنده بودند و در نتیجه به ابزارهای مثل سنگ و شاخه ی درختان برای شکار نیاز داشتند. تدریجا مهارت در ابزار سازی به رشد اندازه ی مغز آنها انجامید. شکل گیری زبان، موفقیت در شکار را افزایش داد و موجب انتقال مهارت های فرهنگی از جمله ابزار سازی و اسلحه سازی از نسلی به نسل دیگر شد. بدیهی ست که این اتفاقات در مدت کوتاهی انجام نپذیرفته است بلکه در طی چندین میلیون سال تحول زبانی، فرهنگی و هوش ممکن شده است. نتیجه ی این تحولات، افزایش اندازه ی مغز و به تاخیر افتادن سن بلوغ در آدمی بوده است؛ ویژگی های که در ژنوم انسان امروزی وجود دارد. برای حفاظت و حمایت از کودک ناتوان انسان تا رسیدن به سن بلوغ ، ساختاری خانوادگی که از ثبات برخوردار بود و نیز نظام اجتماعی قبیله ای شکل گرفت. نوزاد انسان در مقایسه با نوزاد حیوانات دیگر که اندکی بعد از تولد قادر هستند راه بروند، بسیار ناتوان است. با اینحال سرعت یادگیری زبان توسط کودک انسان، به آهستگی سایر قابلیت های او نیست. او بین 1 تا 4 سالگی به شکلی حیرت آور در زبان پیشرفت می کند و از این حیث از سایر حیوانات روی زمین بسیار فراتر می رود. زمانی که کودک انسان زبان را می آموزد دو عنصر زبان و فرهنگ توامان با یکدیگر ایفای نقش می کنند: زبانی که کودک یاد می گیرد توسط فرهنگ تعیین می شود ، حال آنکه میل به یادگیری برخی از شکل های گفتاری به نظر می رسد که در انسان ها پیش تنیده و  ویژگی هایی موروثی باشند (البته امروز فرضیه هایی هم درباره ی ژنتیکی نبودن زبان و اختراع آن توسط انسان وجود دارد) . برای  مثال تمامی کودکان از هر ملیت و فرهنگی میل دارند که اصواتی بی معنا را از هنجره ی خود خارج کنند Babbling)). چارلز داروین در کتاب خود با عنوان نسل بشر  (Descent of Man) به همین نکته اشاره کرده است و میل نوزاد انسان به تولید اصواتی را که کم و بیش در تمام فرهنگ ها و جوامع مشترک است میلی غریزی می داند. در تمام جانداران روی زمین، اطلاعات میان نسل ها توسط کدهای ژنتیکی منتقل می شوند؛ تکامل ژنتیکی از طریق انتخاب طبیعی اتفاق می افتد. حال  آنکه در تکامل فرهنگی انسان انتقال اطلاعات از طریق زبان صورت می پذیرد. این نوع دوم تکامل، برای گونه ی ما امکان انطباق زیادی را فرهم می کند. در حالی که در مورد اول یعنی انتقال اطلاعات توسط کدهای ژنتیکی این انتقال به آهستگی و به صورت تصادفی اتفاق می افتد، در انتقال اطلاعات از طریق فرهنگ، تغییرات فرهنگی بسیار هدفمند و با سرعت زیاد ممکن می شود. برای نمونه وقتی اجداد ما از آفریقا به سمت آسیا و اروپا حرکت کردند در برابر هوای سرد منطقه، بر روی تنشان پشم و خز نرویید بلکه آنها برای خود لباس فراهم کردند. به نظر می رسد که افزایش سرعت رشد فرهنگی از حدود 40000 سال پیش آغاز شد. برای نمونه گاهی در میان نقاشی هایی که در منطقه ی دوردوین فرانسه (Dordogne) کشف شده است برخی اشکال و علائم نمادین نیز دیده می شود. در حدود 10000 سال پیش فرهنگ شکار و گردآوری توسط انقلاب فرهنگی عظیمی کنار گذاشته شد؛ انقلاب کشاورزی. دلیل شکل گیری این انقلاب آن بود که عصر یخبندان تمام شده و اقلیم و وضعیت زمین به حدی از ثبات رسیده بود. در منطقه ی "میان رودان"، مردم یکجانشین و کشاورز در مجاورت دو رود دجله و فرات نوعی از خط را اختراع کردند. به نظر می رسد که اختراع خط در نزد این مردم به هدف ضبط و ثبت محاسبات صورت گرفته بود. در مقایسه با سرعت تکامل ژنتیکی، سرعتی که تکامل فرهنگی به انتقال اطلاعات در انسان امروزی بخشیده، خارج از تصور است.  12000 سال پیش، اجداد ما دیوارهای غارهایشان را با نقاشی هایی از ماموت ها زینت می بخشیدند. اما به لطف فرهنگ بود که، تنها پس از گذشت 10000 سال، انسان درباره ی وجود اتم اندیشه کرد. روش های نوین برای ذخیره سازی و کاربرد اطلاعات سرعت تکامل فرهنگ انسانی را افزایش داده است که باید گفت چنین رشد سریعی در فرهنگ انسانی با تغییرات عظیم ژنتیکی در گونه ی انسان ممکن نمی شده است. دیگر انتقال اطلاعات نه در دی ان ای  DNAانسان بلکه در کدهای کانیفرم میان رودان، خط هروگلیف مصر، تصویر نگاری چینی، حکاکی های مایاها و حروف الفبای یونانی محقق شد.
در بررسی تکامل فرهنگی انسان، افراد تمایل دارند که این تطور را جدا از تطور میکروارگانیسم ها، حیوانات و گیاهان بدانند. آنها احساس می کنند که فرهنگ در حوزه ی متخصصان علوم انسانی می گنجد و نه زیست شناسان؛ ‌ گو اینکه عبور اطلاعات از خلال دی ان ای و آر ان ایRNA  و پروتئین ها  به سوی کلمات گفته شده، نوشته و یا  چاپ شده تغییر مسیر داده است. از این حیث نباید فراموش کرد که گونه ی ما بخشی از این زیست کره است و البته اینکه بنیاد تمام فعالیت های ما زیستی است. در طول 4 میلیارد سال عمر زمین چندین اتفاق اساسی روی داده که موجب شده زمین و موجودات روی آن به شکل امروز خود در بیایند. نخستین اتفاق اساسی آن بود که سیستم های خود زاینده (پروتئین ها) در یک غشای سلولی محصور شدند.دوم آنکه گیاهان فتوسنتز را آغاز کردند. به این ترتیب توانستند انرژی خورشید را در خود ذخیره کرده و با آن غذای خوذ را فراهم سازند. سومین مورد تبدیل پروکاریوتها (prokaryotes) به یوکاریوتها (eukaryotic) بسیار پیچیده تر و چهارمین مورد تکامل موجودات چند سلولی بود. به نظر می رسد تغییر از اطلاعات مولکولی به اطلاعات فرهنگی از 4 تغییر ذکر شده اساسی تر باشد. با این حال نباید فراموش کرد که تکامل فرهنگی انسان در طول تاریخ تکامل زیستی او مانند لحظه ای بیش نیست.

منبع :
Information Theory and Evolution, John Avery, World Scientific Publishing, 2003

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.