سرآغاز

مکتب جامعه شناسی شیکاگو

ترجمه ی زهره دودانگه
2003001.jpg

تصویر: دانشگاه قدیمی شیکاگو
در جامعه شناسی و بعدها جُرم شناسی، مکتب شیکاگو(که گاهی از آن به عنوان مکتب بوم شناختی یاد می شود) بدنه نخستین و اصلی کارهایی بود که در دهه های 1920 و 1930 پدیدارگشته و بر جامعه شناسی شهری متمرکز بود؛ همچنین این مکتب شامل پژوهش هایی است که توسط ترکیب نظریه ها و کارهای

میدانی مردم نگاری، درون محیط شهری شیکاگو انجام میگرفت و اکنون در جاهای دیگر نیز کاربرد دارد. در حالیکه این مکتب، پژوهشگران دانشگاه های متعددی در شیکاگو را در برمیگیرد ولی این عنوان به طور عام تری برای گروه جامعه شناسی و دانشگاه شیکاگو، که یکی از قدیمی ترین و با اعتبارترین ها در این حیطه است، نیز به کار برده می شود. پس از جنگ جهانی دوم «مکتب دوم شیکاگو» یی ظهور کرد که اعضای آن از روش کنش متقابل نمادین(symbolic interactionism) که با روش پژوهش های میدانی ترکیب شده بود استفاده کردند، تا پایه جدیدی از کارها را پی ریزی کنند. این موسسه  از اولین موسساتی بود که از روش های کمّی برای جُرم شناسی استفاده می کرد.
پژوهشگران سر شناس در مکتب اول شیکاگو عبارتند از: نیلز اندرسون(Nels Anderson)، ارنست برگس، روث شانل کاوان(Ruth Shonle Cavan) ، ادوارد فرانکلین فریزر(Edward Franklin Frazier)، اورت هوج(Everett Hughes) ، رودریک دی مکنزی(Roderick D. McKenzie)، جرج هربرت مید(George Herbert Mead)، رابرت ای. پارک، والتر سی رکلس(Walter C. Reckless)، ادوین ساترلند(Edwin Sutherland)، وی آی توماس(W. I. Thomas)، فردریک تراشر(Frederic Thrasher)، لوییس ویرث(Louis Wirth)، فلوران زانینسکی(Florian Znaniecki)
بحث
مکتب شیکاگو بیشتر به دلیل جامعه شناسی شهری و توسعه روش کنش متقابل نمادین شناخته می شود. این مکتب بر رفتارهایی از انسان متمرکز شده است که توسط ساختارهای جامعه و شاخصه های کالبدی محیط تعیین میگردد، و نه خصوصیات شخصی و ژنی. زیست شناسان و انسان شناسان نظریه سیر تطوری را، که ثابت میکند حیوانات با محیط خویش تطبیق پیدا میکنند، پذیرفته اند. این مکتب (شیکاگو) با بکار بردن این نظریه برای انسان ها، که مسئول سرنوشت خودشان پنداشته می شوند، عقیده دارد که محیط طبیعی که جامعه در آن ساکن است یک شاخصه اساسی در شکل دهی به رفتار انسان است، و شهر مانند یک خرده کیهان عمل میکند:
"در این شهرهای بزرگ، جایی که تمام احساسات وتمام انرژی انسان آزاد می گردد، ما در موقعیتی هستیم که فرایند تمدن را همانگونه که بوده،  زیر میکروسکوپ (ذره بین) مطالعه کنیم."(1)
کار فردریک ای کلمنتس(Frederic E. Clements, 1916)  دارای اهمیت بسزایی بود. او فرض کرد که یک جامعه گیاهی، ترکیبی پیچیده از موجودات زنده است و آن جوامع بر طبق الگوی ثابتی از مراحل متوالی ، از آغاز تا حالت اوج فردی و یا حالتی از توازن که خود بخود تنظیم میشود، توسعه می یابند. برای مقایسه، یک فرد به دنیا می آید، رشد میکند، بالغ میشود و میمیرد، اما جامعه ای که فرد در آن ساکن است به رشد ادامه داده و ویژگی های خود را نمایش می دهد؛ ویژگی هایی که گسترده تر از مجموع ویژگی های اجزای آن می باشد..
اعضای مکتب که بر شهر شیکاگو به عنوان هدف مطالعه خود متمرکز شده اند، به دنبال یافتن شواهدی هستند که تا به این پرسش پاسخ دهند که  آیا شهر گرایی (ویرث: 1938) و افزایش تحرک اجتماعی علل مشکلات اجتماعی کنونی بوده است یا خیر.  در آغاز شیکاگو یک لوح نانوشته و فرصتی برای یک شروع تازه بود. در سال 1860، شیکاگو یک شهر کوچک با جمعیت 10 هزار نفر بود. پس از سال 1871 رشد قابل توجهی در آن رخ داد. در سال 1920  جمعیت آن به 2 میلیون نفر افزایش یافت. این سرعت در رشد به دلیل هجوم مهاجران بوده و عواملی چون بی خانمانی (آندرسون: 1923)، بد مسکنی و وضعیت بد اشتغال، به دلیل دستمزدهای پایین و ساعات کار طولانی، را به وجود آورد. اما تامس و زانینسکی (Thomas and Znaniecki,1918)هر دو به یک اندازه تاکید میکنند که آزادی ناگهانی مهاجران، که از زیر کنترل های اروپا به سوی رقابت مهار نشده شهر جدید آزاد شده بودند، محرکی برای رشد بوده است. به نظریه پنجره های شکسته (2) مراجعه کنید.
"مطالعات بوم شناختی شامل درست کردن نقشه های موضعی از شیکاگو  برای مکان وقوع رفتارهایی خاص مانند اعتیاد به الکل، قتل، خودکشی، بیماری های روانی و فقر و سپس محاسبه نرخ تغییرات بر مبنای داده های آماری است. یک مقایسه بصری در نقشه هاتمرکز بعضی از رفتارهای معین را در برخی نواحی نشان میدهد. همبستگی نرخ تغییرات بر اساس نواحی تا بعدها محاسبه نشد."(3)
از دیدگاه تامس، گروه ها باید به منظور پیشرفت و موفقیت خود را مجددا ثبت و احیا می کردند. برگس تاریخ تحول توسعه را مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که شهر در لبه های مرزی رشد نکرده است. با اینکه وجود دریاچه میشیگان از محاط شدن کامل شهر ممانعت می کرد، او اینگونه فرض نمود که همه شهر های بزرگ با گسترش افراطی از سوی مرکز به شکل حلقه هایی متحدالمرکز، که او از آنها تحت عنوان منطقه یاد میکرد، شکل میگیرند. بدین مفهوم که منطقه تجاری در مرکز، نواحی فقیر نشین پیرامون ناحیه مرکزی (که منطقه در حال گذار خوانده شده و مورد مطالعه ویرث(1928)، زورباف(1929Zorbaugh,) و ساتلز(1968Suttles,) قرار گرفت)، منطقه سکونت کارگران در نواحی بیرونی تر، فراتر از این ناحیه منطقه مسکونی و نهایتا خانه های ییلاقی و منطقه مسافران در حومه استقرار دارند. تحت تاثیر آلبیون اسمال(Albion Smal)، پژوهش های علمی در مکتب (شیکاگو) اطلاعات رسمی زیادی مانند گزارشات آماری، نمودارهای مسکن/رفاه و میزان جرم را استخراج کرده و این داده ها را به صورت فضایی به نواحی جغرافیایی مختلف شهر مرتبط نمود. شاو(Shaw) و مک کی(McKay) نقشه های زیر را تولید کردند:
•    نقشه های موضعی به منظور نشان دادن مکان دامنه ای از مشکلات اجتماعی همراه با تمرکز عمده بر بزهکاری نوجوانان.
•    نقشه های نسبتی که شهر را به بلوک هایی با مساحت یک مایل مربع تقسیم کرده و جمعیت را بر حسب سن، جنسیت، قومیت و غیره نشان میداد.
•    نقشه های منطقه بندی که نشان میداد که بیشتر مشکلات در مرکز جمع شده اند.
تامس همچنین خود-سرگذشت نگارانه را توسعه داد تا تحلیل خود را از توازنی ذهنی برخوردار کند. پارک، برگس و مکنزی به دلیل نهادینه کردن جامعه شناسی به عنوان یک علم، دارای اعتبار هستند، هرچند که آن را دایر نکرده باشند. همچنین آن ها به دلیل شیوه بسیار تجربی نگر و ایده آل گرای خود برای مطالعه جامعه مورد انتقاد هستند؛ اما نگرش و قضاوت آنها در سال های جنگ اصولی و به هنجار بود. سه زمینه گسترده که در این دوره پویای زمانی مطالعات شیکاگو مشخص شده اند عبارتند از:
1-    ارتباطات و برخورد های فرهنگی. این موضوع برخاسته از توماس و زانینسکی (1918) و مطالعاتی است درباره اینکه چگونه گروه های قومی در یک فرایند وراثت و تغییر شکل رسمی جامعه بر یکدیگر تاثیر گذار بوده و با هم رقابت میکنند(Hughes and Hughes: 1952). بخش مهمی از این کار امریکایی های افریقایی تبار را در بر میگیرد. کارهایی شامل کارهای ای.فرانکلین فرازیر (E. Franklin Frazier, 1932) و دراکه و کایتون(Drake and Cayton, 1945) که برای دهه ها ادراک و احساس امریکایی های سفید پوست را نسبت به جامعه سیاه پوست شکل داد.
2-    وراثت در نهادهای جامعه مثل گروه های تاثیر گذار و تاثیر پذیر و بازیگران فراز و فرود گروه های قومی. کرِسِی (Cressey, 1932)سالن رقص و خدمات تفریحی تجاری شده، کینچلو(Kincheloe,1938) وراثت در کلیسا ، جانوویتز(Janowitz, 1952)  مطبوعات جامعه و هوج کمیسیون معاملات مستغلات را مورد مطالعه قرار دادند.
3-    سیاست شهری. تاکید مریام (شهری در کانزاس) بر اصلاحات سیاسیِ عملی  با مطالعات گاسنل(Gosnell, 1935)، که درباره رای گیری و دیگر اشکال مشارکت تحقیق کرده، تایید می شود. گوسنل، ویلسون(Wilson, 1960) و گریم شاو(Grimshaw, 1992) امور سیاسی امریکایی های افریقایی تبار را مد نظر قرار داده، و بنفیلد (Banfield)و ویلسون (1963) امور سیاسی شهر شیکاگو را در موقعیتی برتر و  وسیع تر مورد توجه قرار دادند.
شاید مکتب شیکاگو  به دلیل نظریات تراشر، فرازیر و ساترلند در رابطه با خرده فرهنگ ها و همچنین کاربرد اصول بوم شناختی به منظور توسعه نظریه آشفتگی اجتماعی که به پیامدهای شکست موارد ذیل اشاره میکند، مشهور باشد:
•    نهادهای اجتماعی یا سازمان های اجتماعی شامل خانواده، مدارس، کلیسا، نهادهای سیاسی، مدیریت؛ تجارت و غیره در جوامع شناخته شده و/یا محلات، یا جامعه در مقیاس بزرگ.
•    روابط اجتماعی که به صورت سنتی همکاری و مشارکت میان مردم را تشویق میکند..
توماس آشفتگی اجتماعی را چون "ناتوانی واحد همسایگی(محله) در حل مشکلات خویش به صورت توامان" تعریف کرده که این امر به سطحی از آسیب شناسی اجتماعی و آشفتگی شخصی اشاره می نماید. بنابراین اصطلاح "سازمان اجتماعی افتراقی(differential social organization)" توسط بسیاری ترجیح داده شد و ممکن است منشا نظریه انجمن افتراقی ساترلند(Differential Association Theory)(4)  بوده باشد. محققان تحلیل روشنی انجام داده اند بر این مبنا که شهر مکانی است که زندگی در آن به صورت سطحی است، جایی است که مردم بی نام هستند، جایی است که روابط ناپایدار و دوستی ها و پیوندهای خانوادگی ضعیف است. آن ها تضعیف روابط پایه ی اجتماعی را مشاهده نموده و آن را به یک فرایند آشفتگی اجتماعی مرتبط کرده اند.(مقایسه با ایده ناهنجاری و نظریات استرین(Strain Theories) می تواند مفید واقع شود.)
برای تشریح کامل مطلب، نظریه آشفتگی  اجتماعی(5) و نظریه خرده فرهنگ ها  (6)را مطالعه کنید.
بوم شناسی و نظریات اجتماعی
وَسیشث و اسلون (Vasishth and Sloane, 2000) استدلال میکنند که زمانی که انگیزه برای مقایسه نمودن میان جانداران در طبیعت و شرایط انسان وجود دارد، مشکل در تقلیل و ساده سازی نهفته است؛ یعنی علم بوم شناسی بیش از اندازه به قوانینی که به طور خودکار برای شرح توسعه و نیروهای محرک جوامع انسانی بکار برده میشوند، ساده سازی میگردد. مشکلات و موانع بنیادی قابل تعریف هستند. اگر یک جامعه گروهی از افراد است که در یک مکان سکونت دارند، آیا جامعه مذکور صرفا جمع افراد و فعالیت هایشان است یا چیزی فراتر از تجمع افراد میباشد؟ این یک امر مهم و حساس برای پژوهش درباره کنش و واکنش میان گروه ها به منظور برنامه ریزی است. آیا اگر پژوهش بر روی افرادی که شامل یک گروه نیز هستند متمرکز شود مثمر ثمر خواهد بود، یا این امر که جامعه خود فارغ از افرادی است که آن را تشکیل میدهند سوژه مناسبی برای تحقیق است؟ اگر اولی درست است، بنابراین اطلاعاتِ افراد، جامعه را توصیف میکند، اما اگر جامعه به طور مستقیم یا غیر مستقیم رفتار اعضای خود را تعیین میکند، پژوهش باید الگوها و فرایندهای جامعه را به عنوان یک امر مجزا از الگو ها و فرایندهای جمعیت افراد در نظر بگیرد. اما این امر نیاز به تعریف الگو و فرایند و تشخیص میان دو دارد. ساختارها، اشکال و الگوها نسبتا به آسانی مشاهده و اندازه گیری می شوند، اما آنها چیزی بیش از شواهدِ متضمن فرایند ها و عملکردهایی که نیروهای تشکیل دهنده واقعی در طبیعت و جامعه هستند، نیستند. مکتب شیکاگو قصد داشت ابزاری را گسترش دهد که توسط آنها پژوهش کرده و جامعه را توسط برنامه ریزی شهری و نهادهای اجتماعیِ دارای نفوذ تغییر دهد. این مکتب متوجه بود که گسترش شهری امری اتفاقی نیست، ولی قویا توسط نیروهای سطح جامعه مانند ارزش زمین، قوانین منطقه بندی، ویژگی های منظر، مسیرهای گردشی و احتمالات تاریخی کنترل میشود. این مساله به عنوان امری بوم شناختی مشخص میشود، زیرا شاخصه های بیرونی (صوری) نه اتفاق افتاده و نه در نظر گرفته شدند، اما به طور نسبی از نیروهای طبیعی موجود در محیط، که روابط انطباق پذیر فضایی و زمانی میان افراد را محدود میکنند، نشات گرفته اند. مکتب شیکاگو به جای نسبت دادن فرایند ها به الگوهای مشاهده شده ، دنبال استنتاج الگوهایی از مطالعه فرایند ها بود، و الگوهایی که پیدایششان مشاهده شد، قویا یاد آور ایده های کلمنتس (Clements) درباره توسعه جامعه هستند.
نتیجه گیری
پروژه ناحیه شیکاگو(CAP) یک اقدام عملی توسط جامعه شناسان برای کاربرد نظریات خود در یک آزمایشگاه شهری بود. پژوهش های بعدی نشان داد که لیگ قهرمانی جوانان، برنامه های تفریحی، و کمپ های تابستانی در کنار برنامه ریزی شهری و گزینه هایی چون حبس به عنوان یک سیاست کنترل جرایم به خوبی کارایی دارد. چنین برنامه هایی کار آفرین و متکی به خود نبوده و در صورتی که دولت مرکزی تعهد مالی پایدار نسبت به آنها ایجاد نکند شکست میخورند. با وجود اینکه اقدامات مکتب برای تهیه نقشه از جرایم ممکن است اغتشاشاتی را به وجود آورده باشد، ولی این کار به دلیل اینکه از مطالعه الگوها دور شده و به سوی مطالعه عملکرد و مقیاس حرکت کرده است ارزشمند است.  از این لحاظ، این کار دارای کیفیتی بالا به حساب می آمد که در آن زمان گویای برترین سطح از دانش در دسترس برای پژوهشگران بود.
نظریه آشفتگی اجتماعی خود نقطه تحولی بود، و از آنجایی که بر روی نبود یا خلل مکانیزم های کنترل اجتماعی متمرکز است، پیوندهایی بدیهی با تئوری کنترل اجتماعی(social control theory) دارد. در "علل بزهکاری"        ( Causes of Delinquency, 1969) تراویس هیرسچی(Travis Hirschi) استدلال میکند که تنوع در رفتارهای بزهکارانه میان جوانان میتواند توسط تنوع در ابعاد روابط(پیوندهای) اجتماعی، تعلق اسمی به دیگران، تعهد و التزام به اهداف قرار دادی و سنتی، پذیرش باورها و استاندارد های اخلاقی متداول (عرفی) و درگیر فعالیت های عرفی و سنتی شدن تعریف شود. هرچه پیوندهای اجتماعی میان یک جوان و جامعه بیشتر باشد احتمال درگیری او در بزهکاری کمتر است. زمانی که برای جوانان پیوندهای اجتماعی به نمونه نقش های عرفی، ارزش ها و نهادها در زمینه خاصی زیاد میشود، آنها پدیده های مشابه را، همانگونه که توسط مفاهیمی چون پیوندهای شبکه ای و یکپارچگی اجتماعی ادراک شده اند، می سنجند. اما این واقعیت که این نظریات بر روی نبود کنترل یا موانع پیشرفت متمرکز هستند، بدین معنی است که آنها  فشارهای اجتماعی و ارزش های فرهنگی حاصل از سیستمی را که مترون(Merton) در نظریه فشار(Strain Theory) معرفی نمود نادیده می گیرند، یا اینکه نیروهای انگیزشی که کوهن پیشنهاد نمود جرم و بزهکاری را گسترش میدادند. تئوریسین های مدرن تر مانند اِمپی(Empey, 1967)  استدلال میکنند که سیستم ارزش ها، هنجارها و باورها میتواند از این جهت که  تعارضاتی میان ارزش ها، هنجار ها و باورها در یک فرهنگ مشترک غالب وجود دارد، دچار آشفتگی شود. به طور کلی ضمن محکوم نمودن جنایت، شهروندان قانون مدار ممکن است نه برای بزهکاران احترامی قائل باشند و نه  آنها را ستایش کنند در حالیکه آنها کسانی هستند که خطر کرده و به طور موفقیت آمیزی به فعالیت های خطرناک و هیجان انگیزی دست میزنند. ترسیم جامعه به عنوان مجموعه ای از گروه های اجتماعی متفاوت با تفکرات خرده فرهنگی متمایز  که سبب میشود برخی از این گروه ها با قانون تعارض پیدا کنند، شکلی دیگر از آشفتگی فرهنگی است و معمولا تعارض فرهنگی خوانده میشود.
گاهی تفسیر های مدرن این نظریه، از اصطلاحات مختلفی برای اشاره به فرایندهای یکسانِ علّی بوم شناختی استفاده میکنند. برای مثال کراچ فیلد(Crutchfield)، گیرکن (Geerken) و گُوِ (Gove, 1982: 467-482) فرض میکنند که جابجایی جمعیت از یکپارچگی اجتماعی جوامع جلوگیری میکند و شواهدی را برای تایید نمودن تنوع در نرخ های بزهکاری میان شهرها گزارش میدهند. به عبارتی هرچه تحرک جمعیت شهرها بیشتر باشد نرخ بزهکاری بیشتر است. این مباحثات منطبق با مباحثی است که توسط نظریه پردازان آشفتگی اجتماعی مطرح شده اند؛ و شواهد و دلایلی که آنها را تایید میکند، به اندازه ی همان شواهدی که توسط نظریه پردازان آشفتگی اجتماعی بیان می شوند، غیر مستقیم هستند. اما با اشاره به یکپارچگی اجتماعی به جای تجزیه اجتماعی، این پژوهش به اندازه نقدهایی چون نظریه آشفتگی اجتماعی گسترش نیافته است.

References

For a comprehensive history of the Chicago School, see Martin Bulmer (1984) and Lester Kurtz (1984).
[edit] Other references

    * Abbot, Andrew. (1999). Department and Discipline: Chicago Sociology at One Hundred. Chicago: University of Chicago Press. ISBN 0-226-00099-0
    * Anderson, Nels, and Council of Social Agencies of Chicago. (1923). The Hobo: The Sociology of the Homeless Man.
    * Banfield, Edward C. & Wilson, James Q. (1963). City Politics.
    * Bulmer, Martin. (1984). The Chicago School of Sociology: Institutionalization, Diversity, and the Rise of Sociological Research. Chicago: University of Chicago Press.
    * Burgess, Ernest & Bogue, Donald J. (eds.).(1964). Contributions to Urban Sociology. Chicago: University of Chicago Press. ISBN 0-226-08055-2
    * Burgess, Ernest & Bogue, Donald J. (eds.) (1967). Urban Sociology. Chicago: University of Chicago Press. ISBN 0-226-08056-0
    * Bursik, Robert J. (1984). "Urban Dynamics and Ecological Studies of Delinquency". Social Forces 63: 393-413.
    * Clements, Frederic E. (1916). Plant Succession: An Analysis of the Development of Vegetation. Carnegie Institute of Washington Publication, No. 242. Washington, DC: Carnegie Institution.
    * Crutchfield, R.D., M. Geerken and W.R. Gove, (1982). "Crime Rates and Social Integration: The Impact of Metropolitan Mobility" Criminology, Vol. 20, Nos. 3 and 4, November, 1982, 467-478
    * Cressey, Paul Goalby. (1932). The Taxi-Dance Hall: A Sociological Study in Commercialized Recreation and City Life.
    * Drake, St. Clair & Cayton, Horace. (1945). Black Metropolis: A Study of Negro Life in a Northern City.
    * Empey L. T. (1967) "Delinquency Theory and Recent Research". Journal of Research in Crime and Delinquency 4.
    * Frazier, Edward Franklin. (1932). The Free Negro Family: A Study of Family Origins before the Civil War.
    * Frazier, Edward Franklin. (1932). The Negro Family in Chicago.
    * Gosnell, Harold Foote. (1927). Getting Out the Vote: An Experiment in the Stimulation of Voting.
    * Gosnell, Harold Foote. (1935). Negro Politicians: The Rise of Negro Politics in Chicago.
    * Gosnell, Harold Foote. (1937). Machine Politics: Chicago Model.
    * Grimshaw, William J. (1992). Bitter Fruit: Black Politics and the Chicago Machine, 1931–1991.
    * Hart, Christopher (2010) Legacy of the Chicago School of Sociology. isbn 9 781905 984145 lulu.com/9238347
    * Hawley, Amos H. (1943). "Ecology and Human Ecology". Social Forces 22: 398-405.
    * Hawley, Amos H. (1950). Human Ecology: A Theory of Community Structure. New York: Ronald Press.
    * Hirschi, T. (1969). Causes of Delinquency. Berkeley: University of California Press. (2001) Transaction Publishers. ISBN 0-7658-0900-1
    * Hughes, Everett Cherrington. (1979). The Chicago Real Estate Board: The Growth of an Institution.
    * Hughes, Everett Cherrington & Hughes, Helen MacGill. (1952). Where Peoples Meet: Racial and Ethnic Frontiers.
    * Janowitz, Morris. (1952). The Community Press in an Urban Setting.
    * Kincheloe, Samuel C. (1938). The American City and Its Church.
    * Kurtz, Lester R. (1984). Evaluating Chicago Sociology: A Guide to the Literature, with an Annotated Bibliography. Chicago: University of Chicago Press. ISBN 0-226-46477-6
    * McKenzie, R. D. "The Ecological Approach to the Study of the Human Community". American Journal of Sociology 30 (1924): 287-301.
    * Merriam, Charles Edward. (1903). A History of American Political Theories.
    * Merriam, Charles Edward. (1908). Primary Elections: A Study of the History and Tendencies of Primary Election Legislation.
    * Merriam, Charles Edward. (1929). Chicago: A More Intimate View of Urban Politics.
    * Park, Robert E. (1915). "The City: Suggestions for the Investigation of Behavior in the City Environment", American Journal of Sociology 20:579-83.
    * Park, Robert E., Ernest Burgess, Roderic McKenzie (1925). The City, University of Chicago Press.
    * Stark et al., "Beyond Durkheim" Journal for the Scientific Study of Religion 22(1983):120-131
    * Sutherland, Edwin. (1924, 34. 39). "Principles of Criminology.
    * Suttles, Gerald D. (1968) The Social Order of the Slum: Ethnicity and Territory in the Inner City.
    * Thomas, William Isaac & Znaniecki, Florian. (1918). The Polish Peasant in Europe and America: Monograph of an Immigrant Group.
    * Thrasher, Frederick (1927) The Gang. University of Chicago Press.
    * Vasishth, Ashwani & Sloane, David. (2000) Returning to Ecology: An Ecosystem Approach. [3]
    * Wilson, James Q. (1960). Negro Politics: The Search for Leadership.
    * Wirth, Louis (1928) The Ghetto. University of Chicago Press.
    * Wirth, Louis. (1938). “Urbanism as a Way of Life: The City and Contemporary Civilization”. American Journal of Sociology 44:1–24.
    * Zorbaugh, Harvey Warren. (1929). Gold Coast and Slum: A Sociological Study of Chicago's Near North Side.

 

منبع:
http://en.wikipedia.org/wiki/Chicago_School_%28sociology%29

پانوشت:
1-  Robert E. Park, “Human Migration and the Marginal Man,” AJS 33:6 (May 1928), p.890
2- http://en.wikipedia.org/wiki/Broken_windows_theory
3- Ruth Shonle Cavan, “The Chicago School of Sociology,” 1983, p.415
4-  Sutherland's (1947) Differential Association Theory
5- http://en.wikipedia.org/wiki/Social_disorganization_theory
6- http://en.wikipedia.org/wiki/Subcultural_theory

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.