شکسپیر: داوری درباره دیگری، داوری در باب خویشتن است( هملت)
جامعه شناسی قشرها و نابرابریهای اجتماعی
جامعه شناسی قشرها و نابرابریهای اجتماعی؛ جمعی از نویسندگان؛ جواد افشار کهن؛مشهد: نشر نیکا، 1381
مطالعه جامعهشناسی قشرها و نابرابریهای اجتماعی اهمیت مبرمی دارد؛ اما برخلاف نقش محوری این حوزه از جامعه شناسی و دامنه نفوذ آن در بررسیهای اجتماعی، مسائل طبقاتی در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است.
از طرف دیگر نقش نتایج مطالعات قشر بندیهای اجتماعی در دیگر حوزههای جامعهشناسی سیاسی (در اموری مانند جامعهشناسی انقلاب)، جامعه شناسی شهری (در مباحث مربوط به جدایی گزینی، بررسی مکانهای آسیبزای شهری و ... ) و جامعه شناسی مسائل اجتماعی و برخی دیگر حوزهها، موضوع طبقات اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد، غیر قابل انکار است. اما مطالعات قشر بندی، در ایران عمدتا به دلایلی چند نادیده گرفته شدهاست و این حوزه متاسفانه بر خلاف اهمیت آن مورد توجه قرار نگرفتهاست؛ مهمترین دلیل آن نیز میتواند موضع گیریهایی نسبت به اندیشههای مارکسیستی باشد و ارتباط آن به تحلیلهای طبقاتی باشد. موانعی از این دست و مسائلی دیگر از قبیل ناتوانی عمده پژوهشگران در تبیینی بیطرف و بدون جهتگیری نسبت به مسائل قشربندی سبب شدهاست این حوزه مورد انتقادات عمدهای واقع شود. با این وجود، گسترده روبه گسترش مطالعات اجتماعی از منظر قشربندی خود حکایتگر از کارآمدی چهارچوبهای فراهم آمده توسط این حوزه از دانش اجتماعی است. شاخصها و سنجشگرهای طبقات مختلف اجتماعی در هر کشوری، به تناسب ویژگیهای خاص آن در معرض اصلاح قرار میگیرند و در تدوین برنامههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ... از آنها استفاده میشود.
کتاب «جامعه شناسی قشرها و نابرابری های اجتماعی» ترجمه بخشی از جلد پانزدهم دایرهالمعارف بینالمللی علوم اجتماعی است، عمدتا به نظریات کلاسیک قشربندی میپردازد و کمتر وارد نظریات متاخر شدهاست؛ اما به عقیده مترجم، این خصلت از اهمیت کتاب نمیکاهد، زیرا که عمده نظریات جدید قشربندی خود بر پایه نقد استعلایی از نظریات کلاسیک فراهم آمدهاند.
این کتاب مفاهیم مدنظر خود را در 5 فصل ارائه کردهاست:
1. قشربندی اجتماعی
2. طبقه اجتماعی
3. سنجش طبقه اجتماعی
4. ساختار نظامهای قشربندی
5. فرهنگ طبقاتی

























