سرآغاز

بررسی روند تخریب جنگل‌ها و قطع درختان در ایران

زهراسادات احمدي‌زاده
15_19_1---Tree--Sunrise--Northumberland_web.jpg

"این مقاله با توجه به قرار گرفتن در هفته بزرگداشت محیط زیست و بنابر اهمیت خاص و ویژه ای که زیست بوم بشری برای بقاء و حفظ تمامی گونه های حیات و تداوم نسل به آن نیاز دارد تقدیم خوانندگان می شود."

درخت در نماد شناسی اسطوره‌ای جهان یکی از پیچیده‌ترین نمادهاست و در فرهنگ همه‌ی ملت‌های جهان و به خصوص در فرهنگ ایران قبل و بعد از اسلام همواره ارزشی نمادین داشته است و همچون پدیده‌ای رمزآلود و ارزشمند در باور بسیاری از مردم این سرزمین نمادی از زندگی بوده است. در عالم خلقت درخت همواره ارتباط میان زمین و آسمان تعبیر شده و تداعی زندگی و حیات و پویایی آن را نمایان ساخته است. در آیین میتراییسم یا مهرپرستی که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج داشت درختان بسیار مقدس بوده‌اند. در فرهنگ کهن ایرانی هر آن چه که داده خداست, پاک و دوست داشتنی است و بنابر اعتقاد ایرانیان به عنوان بخشش خدایی در خور حمایت است. در فرهنگ ایرانی زرتشت, ایزدان یا فرشتگان به عنوان آفریده اهورا مزدا حامی و پشتیبان عناصر و پدیده‌های طبیعی به شمار می‌رفتند. ایرانیان باستان حتی درختان را تجسم انسان‌های نیکوکار می‌دانستند که پس از مرگ به درخت تبدیل شده تا زندگی جاوید پیدا کنند. در نماد اساطیری نیز درخت رمز آفرینش کیهان است که سر آن تمام سقف آسمان را پوشانده و ریشه‌هایش در سراسر زمین دوانیده شده است. شاخه‌هایش در پهنه‌ی جهان گسترانیده و قلبش جایگاه آتش آذرخش است و خورشید و ماه و ستارگان در میان شاخ و برگ‌های آن همچون میوه‌های تابناک می‌درخشند.
برای ایرانیان تمامی درختان به ویژه درختان چنار و سرو از احترام ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند به گونه‌ای که حتی بسیاری عقیده داشتند که زرتشت درخت سرو را از بهشت به ایران آورده است. به همین روی می‌بینیم درختان کهنسال چند هزار ساله در جای جای ایران هنوز جنبه تقدس خود را حفظ کرده‌اند. اسطوره آفرینش زرتشت از آب و گیاه در داستان سیاوش یکی دیگر از این موارد است. سیاوش ایزد خورشید, برکت و فراوانی و خدای کشت‌زارهاست که زندگی و مرگش نمادی از رویش و سترونی بوده است. سیاوش کشته می‌شود و از خون او گیاه سیاوشان می‌روید. از تمام افسانه‌های گیاهی چنین بر می‌آید که درخت موهبتی است خدایی که انسان باید به دیده احترام به آن بنگرد و از آزار و قطع آن خودداری نماید مگر آن که به کفاره گناه خود قربانی کند. در اوستا هم صدمه به گیاهان و درختان گناه بزرگی است. زرتشت درختکاری و آبادانی زمین را کرداری نیک می‌دانسته و معتقد بود که هرکس درخت کهنسالی را قطع نماید یکی از منسوبینش خواهد مرد. در دین اسلام نیز درخت از جایگاه خاصی برخوردار است. خداوند در قرآن کریم در آیات بسیاری از درختان یاد می‌کند. و با تعبیرهای زیبا سبزی و گیاهان را جلوه حیات می‌داند. در تعدادی از آیات قرآن از درختی نام برده شده که ریشه‌هایش در بهشت و شاخه‌هایش در زمین است و نماد زندگی و انسان‌های پرهیزکار است.
همچنین روایت‌های گوناگونی از پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین در مورد قداست درختان و کوشش در حفظ و نگهداری آن و مذمت در قطع آن‌ها نقل شده است.
یکی از رایج‌ترین احادیث از پیامبر اسلام این است که می‌فرماید: «شکستن شاخه درختان مانند شکستن بال فرشتگان است.»
حضرت علی (ع):« پرهیز از قطع درختان سرسبز بر طول عمر انسان می‌افزاید.»
امام صادق (ع): «قطع بی‌رویه درختان میوه‌دار عذاب سخت الهی را در پی دارد.»
از مجموع این مطالب در می‌یابیم که چه قبل و چه بعد از اسلام در فرهنگ ایرانیان اهمیت به طبیعت و قداست آن به لحاظ یک موهبت خدادادی دارای جایگاه ویژه و ارزشمندی بوده است. و آثار و شواهد موجود در یافته‌های نوشتاری و ابزار و وسایل زندگی گذشتگان این مرز و بوم همگی حکایت از آمیختگی شالوده‌ی زندگی آنان با طبیعت, گیاه و درختان داشته است. و به طور کلی انسان همواره به خاطر این که حیات خود را در گرو طبیعت می‌دانسته به عناصر طبیعت, آب و خاک, هوا, گیاه و حیوان توجه می‌کرده است.
در کشور ما که درصد سال اخیر فن‌آوری لجام گسیخته با شتاب بیشتری به سوی آن هجوم آورده است, با وجود قدمت و سابقه‌ی تاریخی در اهمیت و حفظ طبیعت, متأسفانه نقش طبیعت و پاسداشت حرمت آن هم در زمره مسایل بی‌اهمیت قرار گرفته و به تبع آن درخت و جنگل نیز جایگاه ارزشی خود را از دست داده است و در این چند ساله اخیر این روند سیر صعودی و فاجعه‌انگیز نیز پیدا کرده است. در حالی که می‌دانیم از دیرباز در باورهای آیینی, دینی و ملی ما ایرانیان درخت از جایگاه ویژه برخوردار بوده است. و ایرانیان از جمله نخستین ملت‌هایی در جهان بوده‌اند که به وضع قوانین زیست محیطی همت گماشتند. وضع این قوانین از سوی مردمانی با فرهنگ بوده که به اهمیت حفظ محیط زیست کاملاً آگاه بودند و به پاسداری از منابع طبیعی ایمان و اعتقاد داشتند.
حال در شرایط کنونی باید دید که چه حوادث و تغییراتی در طول زمان بوجود آمده که وضعیت میحط زیست ایران را در حوزه حفظ جنگل‌ها و درختان به مرحله بحران و فاجعه رسانده است. در این نوشتار بر آنیم که به بررسی وضعیت موجود و یافتن ریشه‌ها و علت‌های پیدا و ناپیدای ویرانی, تخریب و قطع درختان و جنگل‌ها در ایران بپردازیم.
. در حالی که از کشاورزی به عنوان «محور توسعه» نام ‌برده می شود, هم‌اکنون یک دهم فرسایش خاک‌های جهان مربوط به ایران است و اگر روند تخریب خاک در ایران با سرعت فعلی ادامه یابد در سی سال آینده تمام زمین‌های حاصل‌خیز ایران نابود خواهند شد.
از سوی دیگر هر سال یک و نیم میلیون هکتار (9 درصد) از خاک‌های مرغوب ایران به بیابان تبدیل می‌شود و سالانه یک تا یک و نیم هکتار به مساحت کویرهای ایران افزوده می‌شود. این در حالی است که برای تشکیل هر سانت خاک 100 سال زمان لازم است . جالب‌تر آن است که بدانیم در 100 سال گذشته 9 میلیون تن از خاک بارور کره زمین فرسایش داشته که بیشترین حد تخریب آن در کشورهای در حال توسعه است.
جنگل‌های ایران نیز وضعیت بهتری ندارند. به طوری که در هر ثانیه 360 متر مربع از سطح جنگل‌ها و مراتع کشور تخریب می‌شود. به بیان دیگر در هر 5 سال یک میلیون هکتار از جنگل‌های ایران نابود می‌شود. و یا سالانه یک و نیم درصد از جنگل‌های ایران از دست می‌رود. اگر این روند ادامه یابد در 60 سال آینده اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نخواهد ماند.
در حال حاضر با تخریب 33 درصد از جنگل‌های ایران, وسعت 18 میلیون هکتاری این جنگل‌ها به 4/12 میلیون هکتار کاهش یافته است و سهم هر ایرانی از جنگل به 2/0 هکتار یعنی یک چهارم میزان جهانی آن (8/0 هکتار) رسیده است که این آمار حاکی از فقر و کمبود شدید کشور در این زمینه است. کشور ایران در حال حاضر بین 56 کشور دارای جنگل در جهان‏, مقام چهل و پنجم را داراست. بر پایه گزارش کارشناسان فائو (سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد) چنان چه سطح جنگل‌های یک کشور از 25 درصد خاک آن کمتر شود آن کشور از نظر وضعیت محیط زیست انسانی در وضعیت بحرانی به سر می‌برد. این درحالی است که سطح پوشش جنگل و مرتع در ایران 5/7 درصد از مساحت کشور است. حال با این شرایط فاجعه‌انگیز, اجرای طرح ملی نهضت سبز نیز چندان جدی گرفته نشده است. در حال حاضر مساحت مناطق چهارگانه طبیعی (مناطق حفاظت شده‌ی پارک ملی, آثار طبیعی و پناهگاه‌های حیات و حش) در ایران تنها 48/4 درصد از کل سرزمین است. در حالی که طبق استانداردهای جهانی حداقل سطح این مناطق با ید معادل با 10 درصد از مساحت هر سرزمین باشد. از میان این مناطق چهارگانه طبیعی ایران نیز بسیاری از آن‌ها با بحران‌های جدی زیست محیطی رو به رو هستند که برای نمونه می‌توان به مواردی از آن اشاره کرد.
پارک ملی خجیر و سرخه حصار (در شرق تهران), مناطق حفاظت شده ورجین و البرز مرکزی، پارک ملی لار, جنگل‌های پارک لویزان, پارک ملی گلستان, جنگل‌های حرا در جنوب کشور, دشت مغان, پوشش گیاهی و جانوری تنگه بلاغی شیراز, جنگل‌های مازندران, دشت بوئین زهرا پارک ملی بختگان فارس و ...
با روند فعلی قطع درختان در جنگل‌های شمال و جنگل‌های حفاظتی و حمایتی سایر نقاط کشور در سال‌های آینده شاهد بروز سیل در استان‌های سرسبز کشور حتی گیلان و مازندران خواهیم بود. علاوه بر اینکه کشور را از یک منبع مهم اقتصادی محروم می‌سازیم, محیط زیست را نیز در معرض خطر نابودی قرار خواهیم داد. باید دانست که جنگل به عنوان منبع تولید چوب و سلولزیکی از منابع مهم اقتصادی کشورها محسوب می‌شود. و چون جزء منابع طبیعی تجزیه شونده است هموار پایدار بوده و برخلاف نفت و معادن با بهره‌برداری درست، پایان‌ناپذیر نیز هست.
- ویژگی جنگل‌های ایران و موقعیت آن
مساحت جنگل‌های ایران حدود 12 میلیون هکتار است که معادل 3/7 درصد مساحت کشور می‌باشد. در گذشته نه چندان دور! مساحت جنگل‌های ایران به 18 میلیون هکتار می‌رسید که در اثر افزایش جمعیت و توسعه شهرها و اراضی کشاورزی و تأسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز به حریم جنگل‌ها, کاهش قابل توجهی یافته است.
- مناطق جنگلی ایران به پنج ناحیه رویشی تقسیم می‌شوند:
- ناحیه هیرکانی (خزری) که نوار سبز شمالی کشور را تشکیل می‌دهد.
- ناحیه ایرانو – تورانی که به طور عمده در مرکز ایران پراکنده شده‌اند.
- ناحیه زاگرس که عمدتاً جنگل‌های بلوط غرب کشور را تشکیل می‌دهد.
- ناحیه خلیج فارس که در نواحی ساحلی جنوب پراکنده است.
- ناحیه ارسبارانی که متشکل از گونه‌های نادر و منحصر به فرد است.
آمار نشان می‌دهد که از جنگل‌های کشور 3/1 میلیون هکتار تجاری و صنعتی, 6/0 میلیون هکتار مخروبه (شمال) و 5/10 میلیون هکتار حفاظت شده در غرب و جنوب کشور قرار دارد.
- اهمیت جنگل‌ها و ویژگی آن‌ها
•    کنترل آب‌های سطحی و تغذیه آب‌های زیرزمینی
اراضی جنگلی به دلیل ریشه دواندن گیاهان و درختان و فعالیت‌های میکروارگانیسم‌های موجود در جنگل‌ها موجب نفوذ بارش در خاک و ذخیره آن می‌شود و به طوری که هر هکتار جنگل قادر به ذخیره‌سازی 500 تا 2000 متر مکعب آب است. زمان نفوذ یک لیتر آب در جنگل حدود 7 دقیقه ودر اراضی کشاورزی 46 دقیقه است. در مناطق غیرجنگلی این زمان حدود 4 ساعت می‌باشد.
به عبارتی توان نفوذپذیری بارش‌ها در خاک‌های جنگلی 40 برابر بیشتر از اراضی غیرجنگلی است. درختان با حفظ آب و جلوگیری از جاری شدن آن در سطح خاک باعث تسهیل نفوذ آب در خاک شده و نقش مؤثری در تشکیل سفره‌های زیرزمینی ایفا می‌کنند. با قطع درختان و نابودی جنگل‌ها و تخریب پوشش گیاهی قدرت حفظ و ذخیره‌سازی آب در خاک کاهش می‌یابد. و چون درختان جنگلی ایران از نوع پهن برگ‌اند و از آنجا که درختان پهن برگ زمان زیادی را برای رشد احتیاج دارند لذا جنگل‌های ایران زمان بیشتری را برای احیاء مناطق از بین رفته نیاز دارند.
•    نقش جنگل‌ها در مبارزه با آلودگی هوا
درختان در جلوگیری و کاهش آلودگی هوا نقش اساسی دارند. هر هکتار جنگل تا 68 تن گرد و غبار را هر بار در خود رسوب می‌دهند. این موضوع برای مناطق بیابانی و شهرهایی که مورد تهاجم شن‌های روان قرار می‌گیرند, بسیار حایز اهمیت است.
•    تأثیر جنگل‌ها در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک
جنگل به کمک شاخ و برگ درختان از سرعت باد می‌کاهد و با ریشه گیاهان خاک را حفظ می‌کند و مانع از ایجا فرسایش می‌شود. به همین علت داخل جنگل هوای آن کمتر تبخیر می‌شود و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین می‌رود.
•    تأثیر جنگل‌ها در تلطیف هوا و تعدیل آب و هوای یک منطقه
جنگل‌ها آلودگی‌های زیست محیطی در هوا را جذب کرده و گاز اکسیژن را که یک ماده حیاتی است, پس می‌دهند. درختان سبب تولید اکسیژن و کاهش درجه حرارت زمین و افزایش رطوبت هوا می‌شوند. هر هکتار جنگل سالانه 5/2 تن اکسیژن تولید می‌کند.
•    نقش اقتصادی جنگل
به لحاظ اقتصادی در آمد جنگل به دو صورت ملموس و غیرملموس بررسی شده است. در صورت احیاء جنگل‌های شمال و  غرب و جنوب کشور و استفاده کامل از استعداد تولید جنگل در یک برنامه دراز مدت, درآمد سالیانه کشور از آن معادل 280 میلیارد ریال می‌شود. که این مبلغ بیش از نیمی از درآمد تولیدات نفتی است. درحالی که درآمد حاصل از نفت روزی پایان خواهد یافت ولی جنگل به علت یک واحد تولیدی پایا با درآمد مستمر می‌تواند نقش اقتصادی ارزنده‌ای در دراز مدت داشته باشد.
و در نهایت اهمیت جنگل به عنوان تفرجگاه برای انسان و بستری برای تولید مواد دارویی و صنعتی در کشور محسوب می‌شود.
دانش زیست بوم شناختی, امروزه با بهره‌گیری از تمامی دستاوردهای علمی, اقتصادی و اجتماعی خود را تا سطح بالاترین قوانین جهان مشمول ارتقاء داده است. این دانش به ما می‌گوید که چگونه با اعمال مدیریت‌های غیرعلمی و ناکارآمد می‌توان یک زیست بوم را به کلی نابود ساخت و یا در مقابل با یاری جستن از کار کارشناسی علمی و اعمال مدیریت صحیح بر منابع, آن زیست بوم را فعال و پویا حفظ کرد.
سرنوشت جنگل‌های ایران یک تراژدی تمام عیار زیست محیطی است. روند تخریب و تبدیل رو به گسترش جنگل‌های کشور, آینده این زیست بوم حیاتی را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. اگر به تاریخچه و سابقه جنگلداری در ایران رجوع کنیم می‌بینیم که نخستین نهاد در سال 1298 خورشیدی تحت عنوان «دفتر یا دایره جنگل» شکل گرفت در سال 1300 خورشیدی به «بنگاه جنگل» تغییر نام یافت. بعد از آن «اداره مستقل جنگلبانی», در سال 1322 خورشیدی سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور, در سال 1341 به وزارت منابع طبیعی تغییر نام یافت. بعد در سال 1346 «سازمان جنگل‌ها و مراتع» در وزارت کشاورزی و عمران روستایی, ... سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور, در وزارت جهاد سازندگی در سال 1370 و سرانجام سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور با ادغام جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی و تشکیل وزارت جهاد کشاورزی, آخرین نهاد مسئول اداره جنگل در طول هشت دهه گذشته این وزارتخانه می‌باشد.

«پروفسور دوپلانول», جغرافی‌دان فرانسوی, ایران باستان را سرزمینی پوشیده از جنگل‌ها و بیشه‌زارها دانسته است. مورخان معتقدند که یکی از مشکلات عبور لشکریان اسکندر مقدونی, وجود جنگل‌های انبوه بوده است. به عنوان مثال از اصفهان تا دزفول چنان پردرخت بوده است که از راه‌های باریکه جنگل دو نفر همراه با هم قادر به عبور نبوده‌اند! «بوبک» جغرافی‌دان آلمانی که نخستین نقشه پوشش گیاهی ایران را در سال 1330 تهیه کرده است, می‌نویسد: «مساحت جنگل‌های ایران در حدود 6/1 مساحت جنگل‌های پیشین است». جنگل‌های شمالی ایران که براساس تصاویر ماهواره‌ای طی سال‌های 54-53 حدود 2 میلیون و 640 هزار هکتار بوده‌اند در سال 68-67 به حدود 2 میلیون و 480 هزار هکتار کاهش یافته و در سال 81-80 نیز به 2 میلیون و 50 هزار هکتار رسیده است. طی دوره 1381-1353 بیش از 22 درصد از مساحت جنگل‌های شمالی کشور کاسته شده است.
در این مدت استان‌های گلستان با 27 درصد, گیلان 22 درصد و مازندران 21 درصد با کاهش جنگل رو به رو بوده است.
بنابر اعلام سازمان حفاظت محیط زیست, عدم توجه به ارزش‌های زیست محیطی و تنوع زیستی, بهره‌برداری‌های مجاز ولی بی‌رویه, غیراصولی و کم زمان, بهره‌برداری‌های غیرمجاز و قاچاق, نبود هماهنگی و نظارت کافی در مدیریت و بهره‌برداری خارج از ضوابط زیست محیطی از معادن داخل جنگل, جاده سازی بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی (بیش از 6 هزار کیلومتر), واگذاری‌های بدون برنامه در داخل جنگل و تغییر کاربری اراضی جنگلی و ... از عوامل کاهش مساحت جنگل‌های کشور شده است. این آمار و ارقام که نشان از سرعت حیرت‌آور تخریب جنگل‌ها در ایران دارد به اندازه‌ای است که همه شیفتگان به سلامت کره‌زمین و محیط زیست را نگران کرده است,
برای کشوری که نظام آن براساس قوانین اسلامی پی‌ریزی شده است از بین بردن و هدر دادن سرمایه و اموال ملی کاری غیرقابل بخشش و اغماض است. لازم است بدانیم که در احکام فقهی دین اسلام جنگل‌ها از مهم‌ترین سرمایه ملی هر کشورند و جرو “انفال“ محسوب می‌شوند. بر پایه روایات متعدد از امامان معصوم (ع) جنگل‌ها, معادن, دره‌ها و هر زمین بایری که مالک خاص ندارد در حکم “انفال“ است. و اجماع فقها و متخصصان در شریعت اسلامی بر این حکم در کتاب‌های فقهی آنان آورده شده است. امام خمینی (ره) در این باره در کتاب المکاسب چنین نوشته است: سر کوه‌ها, دره‌ها, جنگل‌ها و هر زمین بایر... از آن امام علیه السلام (حکومت اسلامی) است. و هرگونه تصرف در آن باید با نظارت و اجازه حکومت اسلامی باشد. ایشان همچنین بر این اشاره داشتند که: «معادن جنگل‌ها, زمین چه آباد و چه بایر اگر مالک نداشته باشد, ارث کسی که وارث ندارد, خشکی, دریا و فضا از آن دولت‌هاست, به عبارت دیگر این اموال از اموال ملی است و دولت‌ها بر طبق مصلحت ملت‌هایشان در آن‌ها حق تصرف دارند.»
قطع درختان مخالف با حکم حکومتی است. پیروی از حکم حکومتی واجب است و بسیاری از فقها آشکارا به آن فتوا داده‌اند. حکم حکومتی عبارت است: قوانینی که از سوی حکومت اسلامی با نظارت ولی فقیه صادر می‌شود.»
در مسئله از بین بردن جنگل‌ها نیز به هر میزانی که ولی فقیه قطع درختان جنگل‌ها را ممنوع کند تخلف از آن حرام است. در آیات متعدی نیز خداوند نابود کردن جنگل‌ها و مراتع و نسل حیوانات را در حکم فساد در زمین تعبیر کرده است. مرحوم علامه طباطبایی در کتاب تفسیر المیزان چنین آورده است: «تغذیه انسان از گیاهان و حیوانات فراهم می‌آید و حیوان نیز غذای خود را از گیاهان بدست می‌آورد. بدین‌سان گیاهان رکن اساسی و بنیادی تغذیه بشر است و انسان از طریق کاشت, داشت و پرورش به آن‌ها دست می‌یابد و به این دلیل خداوند فساد را در گرو نابودی کشت و نژاد قرار داده است». باتوجه به این تفاسیر و تعالیف علما و فقهای اسلامی به نظر می‌رسد از مصداق‌های روشن و فساد در زمین قطع درختان و تخریب جنگل‌هاست. و آنان که از سر طمع ورزی و یا به هر دلیل دیگر ناجوانمردانه به نابودی درختان دست یازند در زمره مفسدان در زمین قرار می‌گیرند و باید در انتظار کیفر الهی باشند. متأسفانه روند تخریب و قطع درختان در مرحله بحران قرار دارد. آتش‌سوزی‌های عظیم و گسترده در جنگل گلستان که طی سال‌های گذشته به عمد یا بر اثر سهل‌انگاری و عوامل جوی در چندین نوبت اتفاق افتاد و منجر به نابودی بیش از صدها هکتار از درختان جنگلی شد و حجم بزرگی از درخت‌ها و گونه‌های مختلف گیاهی از بین رفتند. غیر از آتش‌سوزی در جنگل‌ها یکی از علل نابودی درختان قطع آن‌ها توسط افراد و یا برخی سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و غیردولتی است که صورت می‌گیرد. در عملیات ترمیم و احداث جاده در پارک گلستان توسط وزارت راه 12 هزار اصله درخت که اغلب از درختان کهنسال با عمری بیش از 70 سال و از گونه‌های غیرقابل تکثیر همچون بلوط بودند, قطع شد و علت آن معارض بودن این درختان در مسیر ترمیم جاده اعلام شد که آن را نیز مقابله با سیل هرساله استان گلستان قلمداد کردند. سازمان محیط زیست که در تفاهم‌نامه سال 85 حذف کاربری جاده و خروج آن از جنگل را امضاء کرده بودند مجوز انجام این تخریب را به گونه‌ای صادر کردند و علت آن را اقدام در جهت جلوگیری از وقوع سیل عنوان نمودند. در حالی که در عمل با قطع درختان در ارتفاعات, ریزش باران بدون هیچ مانعی به پایین سرریز شده و منجر به سیل و خرابی می‌شود. قطع درختان در تهران تا به حدی افزایش یافته که اداره حفاظت محیط زیست استان تهران بیشتر آمار شکایت مردمی را همین مسئله عنوان کرده است.
تهران قدیم به درختان چنار آن معروف بوده است و باغ‌های آن بیشتر, باغ‌های باقیمانده تهران از چند دهه گذشته در شمال شهر است. گران شدن قیمت زمین و وسوسه سود سرشار آن‌ها و نبود قانون محکمی در منع از بریدن درختان همگی عواملی شدند که نابودی باغ‌ها و درختان را در پی داشت. گفته می‌شود سرانه فضای سبز در پایتخت در حال حاضر 7/5 متر مربع برای هر نفر است درصورتی که این رقم باید 9 متر مربع باشد. آتش‌سوزی گسترده جنگل‌های بلوط غرب کشور, قطع درختان جنگل سرخه حصار و لویزان, تغییر کاربری 204 هزار متر مربع از جنگل‌های منطقه حفاظت شده البرز مرکزی در بخش کجور مازندران و ده‌ها موارد دیگر همگی حکایت از به صدا در آمدن زنگ خطری است که سال‌هاست نابودی حیات طبیعی را اعلام می‌کند. همان گونه که آمارهای فائو حکایت از آن دارد که ایران حدود دو سوم جنگل‌های خود را در کمتر از ربع قرن از دست داده است. بانک جهانی نیز در انتشار گزارشی وضعیت نابودی جنگل‌ها در ایران را چنین اعلام کرده است: خسارت ناشی از قطع درختان جنگلی و نابودی جنگل‌های خزری سالانه 906 میلیون دلار برابر با 7 میلیارد و 212 میلیون ریال و 8/0 درصد از تولید ناخالص داخلی است. براساس این گزارش از 5 منطقه جنگلی کشور خزری, تورانی, ارسباران, زاگرس و پوشش گیاهی خلیج فارس میانگین سالانه نابودی جنگل‌های خزری در ایران 45 هزار هکتار معادل 4/2 درصد از کل مساحت جنگل‌های این ناحیه و 3/0 درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور است. جنگل‌های زاگرس 54 هزار هکتار معادل 1/1 درصد از مساحت جنگل‌های این منطقه و 4/0 درصد از مساحت کل جنگل‌های کشور را تشکیل می‌دهد.
همچنین سالانه 27 هزار هکتار از جنگل‌های «ایرانی – تورانی» معادل 8/0 درصد از کل مساحت جنگل‌های این منطقه و 2/0 درصد از کل مساحت جنگل‌های کشور نابود می‌شوند که در مجموع بدون احتساب جنگل‌های «ارسباران» و «خلیج عمانی» سالانه 125 هزار هکتار از جنگل‌های کشور نابود می‌شوند که این رقم معادل یک درصد از کل جنگل‌های کشور است.
بیان این آمار گزارش حکایت از فاجعه جبران‌ناپذیر در زیست بوم ایران دارد. متأسفانه در کشور ما منابع طبیعی تجدید شونده مانند جنگل‌ها و مراتع طی سالیان دراز تنها به عنوان منبع تولید علوفه و چوب و تأمین اراضی مورد نیاز توسعه امور کشاورزی, صنعتی و شهرسازی تلقی شده و نابودی جنگل‌ها و مراتع را موجب شده است. در نتیجه با از بین رفتن پوشش گیاهی تولید مواد غذایی و ظرفیت‌های نفوذپذیر آب در خاک کاهش یافته و حتی ذخیره‌سازی آب و مخازن سدها به علت فرسایش خاک و انباشتگی مخازن سدها از گل و لای در عمل امکان‌پذیر نخواهد بود عدم توجه به اقلیم خاص کشور مبنی بر تناوب خشکسالی و ترسالی که ویژگی جداناپذیر اکثر نقاط کشور است‏ از سوی مسئولین و عدم توجه به قانون‌مندی‌های طبیعی و اجرای برنامه‌ای غیرخردمندانه در بسترهای طبیعی که حاصل تجربه و فرد جمعی در گذشته‌های دور بوده است, باعث شده که ریشه‌های درختان جنگل‌های کهن قطع و جای آن را نهال‌های ضعیف بگیرد. وقتی باغ‌های کهنسال و انبوه قطع و ساختمان جای آن را می‌گیرد, وقتی جاده‌های غیرضروری تعادل آبخیزها (کوهستان‌ها) را به هم می‌زند, وقتی ویلاسازی غیرضروری در دل آبخیزها حتی تا ارتفاعات کوه‌ها که به عنوان بستر محافظ برف و باران محسوب می‌شوند, ساخته می‌شود و وقتی دره‌ها و کانال‌های طبیعی رودخانه‌ها هر روز تنگ‌تر می‌شود و یا به خیابان تبدیل می‌گردند, حاصل آن اتفاقاتی است که نام حوادث غیرمترقبه بر روی آن می‌گذارند نظیر سیل چند باره در تهران و یا سایر شهرستان‌ها که اگر از آن درس گرفته نشود باید منتظر عواقب وخیم‌تری هم باشیم.
در قسمت پایانی, تهدیدهای وارد شده بر زیست بوم کشور را می‌توان در عنوان‌های زیر دسته‌بندی کرد:
1- ضعف قوانین و عدم هماهنگی و نظارت کافی در مدیریت
2- تغییر کاربری اراضی و عدم استفاده صحیح از زمین‌ها
3- احداث جاده‌ها بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی
4- معضلات اقتصادی و اجتماعی
5- چرای بی‌رویه توسط دامداران
6- تجاوز به حریم جنگل‌های طبیعی
7- عدم توجه به ارزش‌های زیست محیطی و تنوع زیستی
8- افزایش جمعیت و پیامدهای شهرنشینی و صنعتی شدن بدون برنامه مدون و صحیح
9- تغییر کاربری اراضی جنگلی به کشاورزی که باعث بر هم خوردن تعادل اکوسیستم و کاهش و تهدید گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شود
10- تغییر کاربری اراضی جنگلی به مناطق مسکونی و صنعتی
نگهداری و حفظ محیط زیست علاوه بر تصویب قانونی در اصل پنجاهم قانون اساسی که ناظر بر وظیفه عمومی جهت حفاظت از محیط زیست می‌باشد,‌ قوانین و آیین‌نامه‌های دیگری را به تصویب مراجع ذی‌صلاح رسانده است که شامل آیین‌نامه اجرایی حفاظت و بهسازی محیط زیست (مصوب در سال 1354) می‌باشد. دیگری قانون حفاظت و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی (مصوب1371). تصویب این قانون گونه های درختانی از قبیل شمشاد، سرو، ارس، فندق، گون، سرخدار، خمره ای، ... در سراسر کشور را جزو ذخایر جنگلی محسوب و قطع آن را ممنوع کرده است.

- پیشنهادات
فرهنگ و نگرش مردم نسبت به پدیده‌های اجتماعی آنقدر که می‌تواند در تحقق آرمان‌های یک جامعه نقش تسهیل کننده داشته باشد, اگر درست شکل نگیرد به صورت مانعی در راه رسیدن به اهداف جامعه جلوه‌گر خواهد شد. توسعه فرایندی پیچیده و چند بعدی است. لذا ایجاد نگرش صحیح نسبت به ابعاد آن به فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی بیشتری نیاز دارد و اگر به این مهم توجه کافی نشود باعث بروز نگرش‌های نادرست و عدم هماهنگی و همراهی عموم مردم در فرایند توسعه می‌شود. در این راستا برای پیشگیری از جنگل‌زدایی عوامل مختلفی باید لحاظ شود که مسایل فرهنگی در زمره مهم‌ترین آن‌هاست. اهمیت به مقوله فرهنگ‌سازی در این زمینه چنان است که مقام معظم رهبری در بخشی از سخنان خود به مناسبت هفته منابع طبیعی اظهار داشتند: «برای چنین اقدامی البته ابعاد گسترده فرهنگی و اهمیت افزایش آگاهی و آموزش عمومی نباید فراموش شود... برای سرسبز نگاه داشتن کشور باید نهضتی فراگیر به پا شود, نهضتی که آحاد مردم در آن سهیم باشند.ِ»
در مجموع ارایه راهکارها و پیشنهادهایی که می‌تواند در حفظ و نگهداری از محیط زیست و تنوع گونه‌های زیستی مؤثر واقع شود شامل موارد زیر می‌باشد:
- ارتقای آگاهی عمومی نسبت به محیط زیست و نقش مشارکت‌های مردم در حفظ آن
- ایجاد نظام‌های اطلاعاتی و تحقیقاتی تنوع زیست محیطی در کشور
- بهره‌برداری پایدار از منابع تنوع زیستی
- ایجاد مدیریت نظام‌مند حفاظت از تنوع زیستی
- آموزش و آگاهی به مسئولین تصمیم‌گیرنده درخصوص معضلات محیط زیست و بالا بردن اطلاعات آنها برای مقایسه ارزش‌های اقتصادی با ارزش‌های محیط زیست.
- ایجاد هماهنگی لازم بین دستگاه‌ها و سازمان‌ها در امور منابع طبیعی جهت بهره برداری از این منابع
- تشدید مجازات متجاوزین بر عرصه‌های منابع طبیعی و افراد و ارگان‌هایی که مبادرت به تخریب جنگل‌ها می‌کنند.
- تخصیص بخشی از درآمد نفت به حفاظت از گونه‌های نادر گیاهی و جنگل کاری.
- حل معضل تعرض دام ها و چرای بی‌ضابطه در مراتع و انجام طرح خروج دام از جنگل‌ها
- تأمین سوخت مردم جنگل‌نشین از سوی سازمان‌های ذی‌ربط برای جلوگیری از تعرض آنان به درختان جنگل
- تهیه شناسنامه جامع گیاهی و جانوری کشور
- ساماندهی فعالیت‌های احیای عرصه‌های جنگلی و مرتعی
- وضع قوانین زیست‌محیطی جهت حفظ ثروت‌های طبیعی کشور و اجرای صحیح و قانونی مراحل واگذاری اراضی به واحدهای صنعتی و تولیدی.
و کلام آخر اینکه تخریب و آلودگی محیط زیست به دست همه ما انجام می‌شود که می‌توان با رفتار مسئولانه و آموزش و گسترش فرهنگ, روند پرشتاب آن را تا حدود زیادی کند کرد.

منابع و مأخذ

- گزارش وضعیت محیط زیست در ایران،  انتشارات سازمان محیط زیست, چاپ 1383
- گیاهان و زندگی در اندیشه دینی, سیدعلی حسینی ، انتشارات جهادسازندگی، زمستان 1377
- طبیعت و محیط زیست از دیدگاه اسلام، سیدعلی حسینی، نشریه آیه حیات, بهار 1380
- درخت در شاهنامه (ارزش‌های فرهنگی و نمادین درخت در شاهنامه)، مهدخت پورخالقی چترودی، ناشر شرکت به نشر،1381
- پژوهشی در اساطیر ایران, مهرداد بهار, نشر آگه, 1378
- شناخت محیط زیست تألیف دانیل بوتکین و ادوراد کلر, ترجمه عبدالحسین وهاب‌زاده, چاپ موزه طبیعت و حیات وحش ایران، سا ل78

•    استفاده از منابع اینترنتی شامل:
- سایت کانون دیده بانان زمین،
- سایت دیده بانان محیط زیست، مرداد
- آرشیو الکترونیکی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) تیرماه 87
- آرشیو الکترونیکی خبرگزاری فارس،   1387

- سایت اداره کل منابع طبیعی استان خوزستان،
- سایت Iran Zoo- سایت اقتصاد ایران

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.