سرآغاز

آمریکای لاتین

سعیده بوغیری - گروه بین المللی و ترجمه
Latin_America_terrain.jpg

آمریکای لاتین بخشی از آمریکاست که در آن به زبان هایی با ریشه لاتین صحبت می شود. زبان فرانسه با اینکه جزو زبان های مشتق از لاتین است، در این ناحیه صحبت نمی شود یا به صورت بسیار نادر مورد استفاده قرار می گیرد.

تعریف متداول تر آمریکای لاتین در واقع از 18 کشور مستقل "آمریکای اسپانیایی" گرفته می شود که زبان رسمی اصلی آن اسپانیایی است. نیز باید پرتغال را به این فهرست افزود که زبان رسمی آن پرتغالی است. مفهوم آمریکای کاتولیک و لاتین در برابر آمریکای آنگلوساکسون و پروتستان از اطرافیان ناپلئون سوم گرفته و عبارت "آمریکای لاتین" برای نخستین بار توسط شاعر کلمبیایی خوزه ماریا تورس کایسدو در قرن نوزدهم و نیز جامعه شناس اهل شیلی به نام فرانسیسکو بالبائو به کار برده شد. امپراطور فرانسه ناپلئون سوم در سال 1861 و به نام دفاع از کشورهای "لاتین" که از نظر فرهنگی به فرانسه نزدیک بودند، برای حمایت از اتحادیه کشورهای لاتین، لشکری به مکزیک اعزام می کند. به این ترتیب فرانسه حوالی سال های 1860 مفهوم "اتحادیه کشورهای لاتین" را به نواحی انگلیسی زبان آمریکا تحمیل می کند. این اتحادیه از کشورهایی تشکیل می شد که به زبان های اسپانیایی، پرتغالی و فرانسوی صحبت می کردند. با اینهمه چنین مداخلاتی همواره موضوع مشاجرات و کشمکش ها بوده، چه مادرید به نام حقوق مام میهن، تا امروز عبارت "آمریکای لاتین" را به رسمیت نشناخته، بلکه مفهوم "تمدن و زبان اسپانیایی" را بر آن ترجیح می دهد. اسپانیایی ها همواره ترجیح داده اند به جای عبارت "آمریکای لاتین" از عباراتی چون "آمریکای اسپانیایی" یا "ایبرو آمریکا" – منسوب به شبه جزیره ایبریک از جزایر اسپانیا و پرتغال- استفاده کنند. چندیست جغرافی دانان از عبارت "باختر دور" برای نامیدن آمریکای لاتین صحبت می کنند.
از سوی دیگر، بخش جنوبی آمریکا که بخش اعظم آمریکای لاتین را تشکیل می دهد در قرن شانزدهم توسط نقشه بردارانی به نام مارتین والدزه مولر (Martin Waldseemüller) و ماتیاس رینگمن (Mathias Ringmann) به یاد آمریگو وسپوچی (Amerigo Vespucci) به "آمریکای جنوبی" نامیده شد. وسپوچی نخستین اروپایی بود که این فرضیه را مطرح کرد که آمریکا بخش شرقی هند نیست بلکه دنیایی جدید است که برای اروپاییان (آن زمان) هنوز ناشناخته است.
پنج زبان نخست آمریکای جنوبی، پرتغالی، کاستیان – منسوب به کاستی اسپانیا-، فرانسوی، انگلیسی و هلندی هستند. البته باید زبان های اقوام سرخپوست را نیز به آن ها افزود که هیچ گونه تضمینی برای دوام ندارند. از میان آن ها می توان به چهار زبان کشوا(quéchua)، ایمارا(aimara)، ماپودونگون(mapudungún) و گارانی (guarani) اشاره کرد. وانگهی آمازون نیز زبان هایی برای خود دارد که در نه کشور ناحیه آمازون از جمله برزیل، ونزوئلا، گویان، گویانا و پرو صحبت می شود. رویهمرفته نظر به استعمار این منطقه از سوی اروپا زبان های بومی اقوام آمریکای لاتین به شدت در معرض تهدید قرار دارند و بسیاری از آن ها نیز تاکنون از میان رفته اند. نیز ناحیه ای در آمازون وجود دارد که به "حلقه گمشده" زبان شناختی مشهور است و به رغم جذابیتی که گوناگونی زبان های آن نشان می دهد، هنوز فعالیت زبان شناختی وسیعی درمورد آن انجام نشده است.
در هر حال اصطلاح "آمریکای لاتین" امروز می تواند به معانی گوناگون استفاده شود:
    بر اساس معیار زبان شناختی، آمریکای لاتین به مجموعه کشورهای قاره آمریکا گفته می شود که در آن ها به زبان های اسپانیایی یا پرتغالی صحبت می کنند. بنابراین آمریکای لاتین، قسمت اعظم آمریکای جنوبی، مرکزی و بخشی از آمریکای شمالی (مکزیک) را شامل می شود. احتمالا باید هاییتی را از این مجموعه مستثنا کرد، چه زبان فرانسه در آن به رغم ویژگی لاتین بودن خود، نقش چندانی برای تعیین تعلق به آمریکای لاتین بازی نمی کند.
    بر اساس معیار جغرافیایی و فرهنگی، آمریکای لاتین تمامی سرزمین های قلمرو مکزیک در آمریکای شمالی، تردوفو (Terre de Feu) ی جنوبی، آمریکای مرکزی و کارائیب، کشورهای پیرامون رشته کوه آند در آمریکای جنوبی و برزیل را شامل می شود. البته این نواحی مساحت زیادی را اشغال کرده و پراکندگی زیادی دارد، اما هویت مشترک آن را تاریخ استعماری و پیروزی های مشابه در به دست آوردن استقلال، شیوه تصرف فضاها و ارتباطات اجتماعی قابل مقایسه رقم می زند.
    از نظر ژئوپلتیکی، آمریکای لاتین را مجموعه ای تشکیل می دهد که می توان آن را در برابر آمریکای شمالی انگلیسی زبان قرار داد.
از میان کشورهای آمریکای لاتین می توان به آرژانتین، بولیوی، کاستاریکا، شیلی، کوبا، اکوادور، گواتمالا، هندوراس، پرو، پاناما، سالوادور، پاراگوئه، نیکاراگوا، ونزوئلا اشاره کرد. پورتوریکو و هاییتی را نیز گاهی اوقات جزو آمریکای لاتین به شمار می آورند. با اینهمه گویان به دلیل قرار گرفتن در میان مستعمرات آنسوی دریای فرانسه، جزیی از اتحادیه اروپا به شمار می رود.
دین اصلی آمریکای لاتین، مسیحیت کاتولیک است. پس از آن پروتستان ها نیز به خصوص در گویان و سورینام شمار فزاینده ای را به خود اختصاص می دهند.
وضعیت اقتصادی آمریکای لاتین از کشوری به کشور دیگر بسیار گوناگون است، نرخ تولید ناخالص داخلی، یا شرکای اقتصادی، میزان تورم، توزیع فقر/ثروت، فراورده های صادراتی و... این گوناگونی را توضیح می دهند. سه دولت بزرگ اقتصادی این ناحیه، برزیل، آرژانتین و مکزیک هستند که از سوی دیگر پرجمعیت ترین کشورهای آن نیز محسوب می شوند. برزیل دهمین و مکزیک چهاردهمین قدرت اقتصادی دنیا هستند.
بر اساس برآوردهای 2008، جمعیت آمریکای لاتین به بیش از 550 میلیون نفر می رسد. اما پراکندگی جمعیت در این منطقه بسیار متنوع است و از کشوری به کشور دیگر تفاوت زیادی از خود نشان می دهد. برای نمونه مکزیک بیش از 106 میلیون نفر و اوروگوئه کمتر از 4 میلیون جمعیت دارند. در میان کشورهای آمریکای لاتین، دو کشور بیش از 100 میلیون، چهار کشور بیش از 20 میلیون، چهار کشور بین 10 و 16 میلیون و پنج کشور بین 5 و 10 میلیون جمعیت دارند.
از آنجا جمعیت آمریکای لاتین حاصل چندین موج مهاجرت است، منشا جمعیت این ناحیه با توجه به گوناگونی قومی جالب توجه است.
بخشی از این جمعیت را اقوام سرخپوست تشکیل می دهند که البته ریشه آنان به پیش از استعمار این قاره بازمی گردد. آنان اصالتا آسیایی بوده و در زمان فتح اسپانیا به دلیل قرارگرفتن در معرض بیماری های سوغات اروپا به صورت جمعی به خصوص در مکزیک از میان رفته اند. جدای از بیماری، ماجرای فتح آمریکا و استعمار مردم این ناحیه توسط اسپانیایی ها و پرتغالی ها عامل دیگری در کشتار جمعی این جمعیت ها بوده است. برای نمونه تخمین زده می شود که بهره برداری از معادن پوتوزی (Potosi) مرگ 13 میلیون سرخپوست را طی پنجاه سال به دنبال داشت. آسیایی تبارهای آمریکای لاتین، اغلب نوادگان ژاپنی، چینی و کره ای ها هستند.
دسته ای دیگر از جمعیت های این منطقه را اقوام اروپایی تشکیل می دهند. اصالت آنان پرتغالی (در برزیل) یا متعلق به سایر مناطق اسپانیایی زبان است. موج های مهاجرت بعدی را نیز می توان به آنان افزود. برای نمونه ایتالیایی ها که در آرژانتین ساکن شدند. اروپایی تبارهای این ناحیه، اغلب نوادگان مردم اسپانیا، پرتغال، ایتالیا و آلمان هستند.
دسته سوم جمعیت آمریکای لاتین را آفریقایی تبارها تشکیل می دهند. این دسته حاصل دوران برده داری هستند. در واقع مقاومت "ناکافی" اقوام محلی، به خصوص در برابر بیماری های وارداتی دنیای قدیم، استعمارگران اسپانیایی و پرتغالی را به آوردن برده های مقاوم تر از آفریقا واداشت.
سرانجام باید جمعیت های دورگه را به اقوام آمریکای لاتین افزود که اغلب آنان حاصل جمع میان اقوام سرخپوست و جمعیت های وارداتی دیگر هستند. دورگه ها 93 درصد جمعیت پاراگوئه، 84 درصد مردم مکزیک و نیز نیمی از جمعیت آمریکای مرکزی را تشکیل می دهند. اما در مجموع 12 درصد جمعیت آمریکای لاتین را به خود اختصاص می دهند.
تعداد آدم کش های زبردست در آمریکای لاتین پنج برابر سایر قاره هاست. از سوی دیگر نرخ آدم کشی در این قاره 27 در 100000 است در حالیکه میانگین این میزان در دنیا 5 در 100000 است!
از نظر جغرافیایی، آمریکای جنوبی سرزمین بلندترین آبشارها (سالتوآنجل)، بلندترین رشته کوه ها (آند)، خشک ترین صحراها (آتاکاما)، بلندترین راه آهن (تیک لیو) و جنوبی ترین شهر (پوئرتوتورو) دنیاست. نیز منابع طبیعی غنی آمریکای جنوبی را طلا، مس، کانی های آهن، قلع و نفت تشکیل می دهند. نیز گونه های منحصر بفرد حیواناتی چون لاما (شتربی کوهان)، آناکوندا(مار بزرگ آمریکای جنوبی)، جگوار، پیرایا یا پیرانا (ماهی شیرین آمازون) و... است. این ناحیه با توجه به جنگل های استوایی و مرطوب آمازون دارای گوناگونی آب و هوایی و گونه های زیستی بالایی است.

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.