سرآغاز

زندگی و اندیشه ی لوکوربوزیه(1)

زينب جوادنيا
Lecorbusier.jpg

هیچ یک از معماران معاصر تأثیر قابل مقایسه ای با لوکوربوزیه درشکل دادن به معماری مدرن نداشته و این تأثیر نه فقط به دلیل خلاقیت هنری لوکوربوزیه به مثابه یک نقاش، یک مجسمه ساز، یک طراح و یک معمار، بلکه به دلیل سهم عظیم وی به مثابه یک روشنفکر و یک نویسنده پرتوان بود

( فهرست مطالب )
عنوان : بررسی زندگی و اندیشه ی لوکوربوزیه
1- فصل اول : کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
2-1- زندگی نامه

2- فصل دوم : عوامل مؤثر بر دیدگاههای لوکوربوزیه
1-2- افراد
1-1-2- رابطه لوکوربوزیه با معاصرین وی
2-1-2- تأثیر لپلاتنیه بر لوکوربوزیه
3-1-2- رابطه ازنفان و لوکوربوزیه
2-2- آثار
1-2-2- تأثیر نقاشی مدرن بر لوکوربوزیه
2-2-2- رابطه لوکوربوزیه و نقاشی مدرن
3-2- مکاتب
1-3-2- مدرن اولیه
2-3-2- مدرن متعالی
• سبک اصالت عمل یا سبک شاعرانه

3- فصل سوم : کتاب های لوکوربوزیه
1-3- به سوی یک معماری نوین
2-3- شهرآینده
3-3- هنرهای تزئینی امروز
4-3- جهان جدید فضا
5-3- منشور آتن

4- فصل چهارم : دیدگاههای و نظریات لوکوربوزیه
1-4- دیدگاههای لوکوربوزیه در خلال پاردایم های قرن 20
2-4- نظریه زیباشناختی لوکوربوزیه در معماری
3-4- اصول کلی آراء لوکوربوزیه
4-4- نظریه توسعه عمودی
5-4- منشور آتن و منشور 2000
6-4- دیدگاه لوکوربوزیه در مورد چهار مقوله ی :
1-6-4 سکونت
2-6-4 وقت آزاد
3-6-4 کار
4-6-4 ارتباطات
7-4 انسان، شهر وشهرسازی در دیدگاه لوکوربوزیه
• معرفی طراحی شهرهای :
چند یگره (شاندیگار)
برازیلیا

5- فصل پنجم : دیدگاههای منتقدان لوکوربوزیه
1-5- مامفرد
2-5- جیکوبز
3-5- چرمایف
4-5- رگن
5-5- ونتوری
6-5- بیکن
7-5- جنکز
8-5- پست مدرن ها
9-5- برولین

6- فصل ششم : سخن آخر

کتاب شناسی
منابع و مآخذ
ضمایم :
- زندگی و کار
- معرفی آثار لوکوربوزیه

مقدمه :
اگر نظم بدون شتاب، فرمالیسم را پرورش می دهد، شتاب بدون نظم یقیناً به معنای هرج و مرج است. نظم باید پیش از شکسته شدن وجود داشته باشد. هیچ هنرمندی نمی تواند روش نظم را به عنوان طریقی برای مشاهده ی یک کل مرتبط با ویژگی ها و زمینه اش، کوچک بینگارد. کلمه ی قصار لوکوربوزیه این است : « هیچ کارهنری، بدون یک نظام وجود ندارد» (کهون،1381: 341)
هیچ یک از معماران معاصر تأثیر قابل مقایسه ای با لوکوربوزیه درشکل دادن به معماری مدرن نداشته و این تأثیر نه فقط به دلیل خلاقیت هنری لوکوربوزیه به مثابه یک نقاش، یک مجسمه ساز، یک طراح و یک معمار، بلکه به دلیل سهم عظیم وی به مثابه یک روشنفکر و یک نویسنده پرتوان بود که می توانست پنداره های هنر خود را نه فقط در شکل تجسمی، بلکه به صورت افکاری روشن به بیان ادبی درآورد و از آن طریق بر گروهی از مخاطبان که در حوزه ای بسیار گسترده تر از معماری قرار می گرفتند، منتقل کند.
لوکوربوزیه مهمترین فضیلت معماری مدرن را درسادگی و کاربردی شدن آن می دانست. این سادگی را با شاخص هایی کاملاً مادی همچون استفاده از سطوح صاف بدون بار تزئینی، پنجره های گسترده و نورگیر، ...در نظر می گرفت و این امر را از واحد مسکونی به شهر تعمیم می داد. مسأله  لوکوربوزیه در واقع آن بود که میان زندگی فردی و زندگی جمعی سازشی بوجود آورد که آن را در طراحی شهرک های مسکونی خود متبلور ساخت. جائیکه یک واحد مسکونی در واقع جزئی از یک کل بزرگ و هماهنگ بود.
شهرک مسکونی مارسی که او در سال 1952 ساخت، با تجهیزات تفریحی و خدماتی خود و حتی خیابانی که در طبقه هفتم آن بوجود آورده بود، گویای این تمایل بود. لوکوربوزیه در «منشور آتن» رویکرد کارکردی خود را از واحد مسکونی بر شهر انطباق داده. او چهار کارکرد اساسی حاکم بر سازمان شهری را شامل سکونت، کار، تفریح و حمل و نقل می دانست. در نتیجه شهر لوکوربوزیه را باید شهری انسانی دانست که کارکردها در آن باید بیش از هر چیز معطوف به هر چه زیست پذیرترشدن آن باشند. کارکردی بودن شهر به معنای فاصله گرفتن هر چه بیشتر آن از «شکوهمندی» دوران باستان و دوره ی باروک نیز بود و اگر در معماری، سادگی به باور لوکوربوزیه بهترین پاسخ زیبا شناسانه به نیازهای انسانی است، درشهر ترکیب مناسب و آرمانی 4 کارکرد مزبور می تواند چنین پاسخی را عرضه کند و اگر در شهرهای مدرن، شاهد ناتوانی در این پاسخ دهی هستیم، دلیل آن فاصله گرفتن از اصول اساسی و ضروری در معماری و شهرسازی مدرن است. (فکوهی، 1383 : صص 206 و 205)
سال ها طول کشید تا لوکوربوزیه توانست، خط معماری نوین را از محدود شدن درمصالح بیرون آورد. لوکوربوزیه آزاد شدن دیوار از وظیفه ی تحمل بار، چه در بیرون و چه در درون بنا، نقشه ی آزادی و تنوع در طراحی هر طبقه، نمادهای آزاد و بام های مسطح را در معماری مدرن وارد ساخت. سادگی، بالاترین فضلیت معماری لوکوربوزیه بود. (فکوهی ، 1383: 471)

زندگی نامه :
لاشو– د- فون (Lachaux- de-Fondes) شهری در سویس بود که « شارل ادوارد ژانره »
(Charles - Edouard -Jeanneret) در سال 1887 در آنجا متولد شد. او تا سال 1920 نام مستعار لوکوربوزیه را انتخاب نکرده بود. « لوکوربوزیه، این نام مستعار را به خاطر اینکه صورتش شبیه صورت کلاغ (  Corbeau) بود، بدست آورد. » (پاکزاد، 1386: 369)
او در 18 سالگی به سیاحت در اروپا پرداخت. سپس نزد آگوست پره در پاریس کار کرد.(1909-1908) زیر نظر پیتر بهرنز(Peter Behrens) در برلین به کار و تحصیل پرداخت. در 1915 با یک رشته طرح های معماری، راه جدید و اساسی خویش را به سوی مسائل فنی و زیباشناسی ساختمان روشن ساخت و در 1918 برای همیشه در پاریس ماندگار شد. در سالهای بعد طرحهایی برای خانه، آپارتمان و شهر فراهم ساخت که در بیشتر آنها از شکل های صنعتی _ مانند ساختمان کشتی بخار _ الهام گرفته بود. در 1921 در طرح خانه های مسکونی، فرم جدیدی در معماری ارائه داد، که نشان دهنده شیوه های نوین ساختمانی بود. در 1923 نخستین ساختمان در نزدیکی پاریس بر پایه قوانین ساختمانی وی بنا شد. در 1946 وابسته گروه بین المللی معماران شد که مسئولیت طراحی ادارات مرکزی سازمان ملل در نیویورک را بر عهده داشت. پس از جنگ جهانی دوم از 1946 تا 52 طرح شهر عمودی را ارائه کرد که بخش هایی از آن را اتحادیه مسکن در پاریس تایید نمود.
لوکوربوزیه بی گمان یکی از 4 استاد بزرگ معماری نوین است که شخصیت و شیوه کار ویژه اش تجربه های او را با تجربه های استادان معماری و هنر نوزایی همانند می سازد. اندیشه ها و آثار او را می توان به 4 دوره تقسیم نمود:
1. در دوره نخست همه کوشش او به پیشبرد انبوه سازی در معماری خلاصه می شد که دستاورد آن طرح دومینو( Dom-ino ) در 1915-1914 می باشد.
2. در دوره دوم به شهرسازی روی آورد و ایده ساخت آسمانخراشهایی در میان فضاهای سبز درختان را پی گرفت. شهر معاصر(1922 ) و شهر درخشان (1935) و طرح شهر الجزیره در (1938) مربوط به آن دوره می باشد. تدوین مصوبات منشور آتن (1942) و کتاب چگونه به شهرسازی بیاندشیم نیز جزو این فعالیت ها محسوب می گردد.
3. لوکوربوزیه از سالهای1947 تفکرات خردگرایانه خود را تعدیل نموده و به طراحی ساختمان های تندیس گونه و اکسپرسیونیستی پرداخت. اولین اثر او در این زمینه واحد مسکونی مارسی (1952-1947) و اوج آن کلیسای رون شان (1954-1950) می باشد.
4. دوره چهارم فعالیت های او با طراحی شهر چندیگره و ساختمان های عمومی آن آغاز می گردد. طرح هایی که بر معماری مدرن ژاپن تاثیری انکارناپذیر می گذارد. وی تا پایان عمر(1965) سرگرم طراحی و اجرای ساختمانهای شهر چندیگره بود.
لوکوربوزیه مولف نوشته های زیادی در باب تشریح افکار خود می باشد، که کتاب چگونه به شهرسازی بیاندیشیم مهمترین اثر او درباره شهرسازی است. از دیگر کارهایش می توان، به سوی معماری ( 1923)، شهرسازی ( 1925) ، منشور آتن (1943)، و پیشنهادهای شهرسازی( 1946) را نام برد.
این معمار برجسته جهان در قرن بیستم پس از 78 سال زندگی روز 27 اوت هنگام استحمام طبی در پلاژ «رک برون» فرانسه غرق شد (کان، 1386: 7 )

عوامل موثر بر دیدگاههای لوکوربوزیه:
افراد:
 (( رابطه لوکوربوزیه و معاصرین وی ))
لوکوربوزیه را نمی توان به راحتی توصیف نمود. زندگی پیچیده او و تحولاتی که او در مدت زمان زندگیش در دنیای معماری و هنر بوجود آورده است و حجم انبوه آثارش که به ندرت در مورد معمار دیگری دیده می شود، او را به شخصیتی منحصر به فرد بدل ساخته است. (بیکر، 1386: 1)
لوکوربوزیه به دلیل نبوغ خود از آغاز ناآرام بود، حتی در دفتر کار هیچ معمار بزرگی زیاد دوام نیاورد و شور فراوان به امور تازه داشت. بین سال های 1909 و 1910 در پاریس در آتلیه «پره» کار کرد، تا خواص ساختمانی بتن مسلح را فرا گیرد. بعداً به برلین رفت و مدتی کوتاه نیز در آتلیه «پیتر بهرنز» مشغول کار شد. نخستین کتابی که منتشر کرد _ بحث و انتقادی درباره ی نهضت هنر جدید آلمان بر اساس صنعت_  حاصل تجارب وی در دفتر «بهرنز» بود. بعد از برلین سری به وین زد و با «کارگاه» در این شهر آشنا شد، اما دعوت «یوسف هفمان» مشهورترین شاگرد «اتوواگنر» را برای کار نپذیرفت و در عوض با کیسه ی تهی به سفر پرداخت که خود، آن را «مسافرت پند آموز» نامیده است.
در این سفر از طریق بالکان به آسیای صغیر رفت و از آن جا از راه یونان و رم دوباره به پاریس برگشت. مطالعه و تماشای خانه های سفید ساحل دریای مدیترانه، «آکروپلیس» در آتن، شهر استانبول و کلیسای سنت پطر در رم همه و همه به وی مایه ای دادند که برای پیشرفت های آینده  خود بدان احتیاج داشت. به راستی، این سفر، سفری اکتشافی بود: دیداری از منابع فرهنگ مغرب زمین. (گیدئون ، 1374 : 424 )
تعمق لوکوربوزیه در منابع فرهنگ های کهن بر کارهای او در سراسر عمر تاثیری فراوان گذاشت. لوکوربوزیه در سفر خود توانست رابطه زندگی و معماری را در دوره های مختلف دریابد، زندگی ای که گاهی آشکار و زمانی پنهان ولی به هر حال مسلم بر معماری هر دوره ای اثر می گذارد. (گیدیون ، 1374، 425)
(( تاثیر لپلاتنیه بر لوکوربوزیه ))
لپلاتنیه، معلم و مربی لوکوربوزیه در مدرسه هنری لاشودفون بود. او طبیعت را مرجع هنرمند طراح تزئینات می دانست. نظرات لپلاتنیه بر اساس یک سری از نوشته های جان راسکین شکل گرفته بود. او ژانره را تشویق کرد تا معمار شود و او را وادار ساخت تا از ترسیم به عنوان ابزاری برای مشاهده استفاده نماید. با راهنمایی و نظارت لپلاتنیه، ژانره شروع به ترسیم یک سری اسکیس برای به تصویر کشیدن دنیای بصری پیرامون خود کرد که حاصل آن چند کتاب اسکیس به جای مانده از اوست. لپلاتنیه احترامی را که برای نظریات راسکین قائل بود به ژانره انتقال داد و ژانره به سوی طبیعت و معماری گرایش پیدا کرد. (بیکر، 1386: صص 20-18)
بنابراین گرایش ژانره به طبیعت از زمان تحصیل در مدرسه ی هنر در لاشودفون در کشور سویس شکل گرفت. در طول سال های آموزش و شکل گیری شخصیت او، طبیعت سرچشمه مهم کارهای تزئینی به شمار می رفت. لوکوربوزیه اصول ساختاری و الگوی رشد درختان، گیاهان و صدف ها را بررسی کرد و دریافت که رشد مداوم و کارآمد، زمینه ی احساس قابل پذیرش و قانع کننده ای را برای نیروهایی که نه تنها در طبیعت، بلکه در تمامی جهان وجود دارد، فراهم می کند.(بیکر، 1386: 14)
ژانره در تفسیر موضوعی کارهای خود، انتقال حوادث پیچیده ی طبیعی به درون فرم های معمارانه را مهمترین خصیصه ی کارهایش می داند. شخصیت خاص موجود در هر خانه، شبیه شخصیت خاص هر ساختار طبیعی با دیگر ساختارهاست. تمامی آنها به سوی یک هدف مشترک می روند. به عنوان مثال، ماهی دارای شکل، استخوان بندی و پوست خاصی است که با توجه به نیازهای عملکردی او مثل شنا و نحوه ی بدست آوردن غذا، شکل گرفته اند. یا شاخه ها و ریشه های درخت که در راستای فرآیند رشد درخت شکل گرفته اند و به واسطه ی نیاز به دسترسی به منابع مورد نیاز دارای رشد جهت دار هستند. (بیکر، 1386: 41)
(( رابطه ازنفان و لوکوربوزیه ))
ژانره در پاریس با نقاشی به نام «آمدی ازنفان» آشنا شد. او یک سری نحوه ی بیان و تفسیر را تحت عنوان Lelan بوجود آورده بود که در تضاد با زمینه های تزئینی کوبیسم بود. ازنفان دیدگاههای خود درباره ی هنر را به ژانره آموخت. این دو، تصمیم به همکاری در زمینه ی توسعه  یک تئوری هنری تحت نام پوریسم گرفتند. ازنفان و ژانره، شروع به بررسی تاثیرات و نیروهای اعمال شده بر زندگی از سوی علم و ماشین نمودند. آنها عقیده داشتند که ماشین ها و سایر دست ساخته های بشر و بسیاری از قوانین اقتصادی، از مناسب ترین اهدافی هستند که در درون طبیعت نیز وجود دارند و بیان کردند که گرایش به سوی هماهنگی، نظم و تعادل یک تمایل جهانی و عام است. آنها قصد ایجاد و گسترش گونه ای از ایده های هنری را داشتند که مردم را قادر می سازد تا با نیروهای حاکم بر کل هستی، ارتباط برقرار کند. ازنفان و ژانره در سال 1920 شروع به انتشار مجله ای به نام «روح جدید» کردند، که میدانی برای گسترش ایده های مبتنی بر پوریسم بود. این کار دو پیامد مهم را به دنبال داشت:
1- بوجود آوردن عناصر جهانی توسط استدلال، و راهنمایی به سوی تحقیق و مطالعه در طبیعت به منظور بیان ارتباط میان احساسات و زیبایی
2- تحقیق درباره مفاهیم، به منظور بوجود آوردن یک زبان زیبایی شناسانه و تعمیم آن به اصول جهانی
 آنها از بکار بردن فرم ها و رنگ های اصلی دفاع می کردند و معتقد بودند که موضوعات به تصویر کشیده شده در طراحی ها، دارای مفاهیم، و بیانگر عناصر اصلی و نمادی از عملکرد و سودمندی می باشد.
فرم انسان به عنوان کامل ترین برآیند برداشت های طبیعی و به عنوان نمونه ای از ارتباط قوانین اقتصادی با نیازهای بنیانی مطرح شده. نیازهای بنیایی، یک فرم خاص منطبق بر قوانین انطباق با محیط و اقتصاد را پدید آورده است. نتیجه ی این تفکر تعیین عوامل خاص هر عملکرد و محیط های پر معنا و خاص آن است. به نظر می رسد، طبیعت دارای تضادهای بی شماری است. طبیعت، سازماندهی غیر قابل تغییر و پایداری را بوجود می آورد. این سازماندهی های روشن و واضح، بر پایه ی ساختار های هندسی قرار گرفته اند و نتیجه ی آنها این است که ما را قادر می سازد تا هندسه را به عنوان نظم متضمن وضوح، صراحت و ترکیب بندی کارهای هنری بدانیم.
از نظر آنها هنر عقب مانده تراز علم و تکنولوژی است و این عمل باعث شکست در روند تعیین حالات ثابت شبیه به عناصر کنترل شده و دقیق طبیعت می شود. دانش عملی قادراست تا حدودی این نقص را جبران کند و ماشین توانایی دارد تا بیان قابل قبولی را از آن ارائه دهد. هنر کوبیسم  می کوشد تا ابهامات را بصورت مغشوش بیان نماید و میان آنها، ارتباط برقرار نماید ولی این هنر، قادر نیست مفهوم احساسی زندگی را بیان کند. زیرا بیان احساسات توام با آشکار شدن نظم است. بنیان و فلسفه ی زندگی پورسیم، بیانگر این حقیقت است که نظم را می توان به گونه های متفاوتی ارائه نمود و اگر هنر بخواهد بیانگر آن باشد باید روش ارتباطی برتری را برگزیند.
ازنفان و ژانره دریافتند که برخلاف ماشین، این روش تنها راه برقراری ارتباط میان احساسات و هنر است. ولی این روش باید قادر به انتقال مفاهیم نیز باشد (عاملی که در کوبیسم وجود ندارد) این هنر نوین قصد دارد تا دربرگیرنده کل هستی، انتظام دهنده آشکار درون طبیعت و برطرف کننده ی تنش هاو تناقضات باشد و بگونه ای منظم و قانونمند در درون یک قالب تصویری جای بگیرد.(بیکر، 1386: صص 86-84)
آثار :
(( تاثیر نقاشی مدرن بر کارهای لوکوربوزیه ))
تاثیر نقاشی مدرن را بر کارهای « لوکوربوزیه» نباید فراموش کرد. وی به سال 1917 سرانجام به پاریس مراجعت کرد و این درست همان سالی بود که نقاشی معاصر به رفعت پیشرفت خود رسیده بود. « لوکوربوزیه» نه تنها از این موهبت برخوردار بود که در این هنگام در پاریس شاهد پیشرفت نقاشی جدید باشد؛ بلکه خود نیز در این پیشرفت سهمی داشت.
« لوکوربوزیه» در «اعترافات» خود شرح می دهد که در این زمان چگونه از موزه ای به موزه دیگر به دنبال مطالعه و تحقیق بود. اما آنچه که نظر وی را به خود بیشتر جلب می کند، کار استادان گذشته نبود بلکه هنر انسان های اولیه و هنر ما قبل تاریخ بود. (اشیائی نظیر گلیم و یا بت هائی که از چوب تراشیده شده بود؛ درست همان چیزهائی که ده سال بعد از این تاریخ به راهنمایی و سرپرستی (آندره مالرو) در موزه «ایماژینر» گرد آمد.)
در دوره ما، که همه امور تخصصی شده است کمتر می توان شخصیتی یافت که هم نقاش و هم معمار باشد. « لوکوربوزیه» بر این قاعده کلی، استثنایی بود. وی در برنامه کارهای خود صبح ها را به نقاشی و بعد از ظهر ها را به معماری اختصاص داده بود. « لوکوربوزیه» در معماری به آسانی ابداع می کرد اما در نقاشی دائم در تحقیق بود و به هر حال در هر دو رشته اساس کارش تصور فضائی بود. معماری و نقاشی صرفاً وسیله ای بودند که وی این تصور را تجسم دهد. (گیدیون، 1374: 425)
(( رابطه بین لوکوربوزیه و نقاشی مدرن ))
اساس معماری خانه هائی که لوکوربوزیه طرح کرد با اساس نقاشی مدرن یکی است. خود « لوکوربوزیه» در نقاشی هایش مانند دیگر نقاشان مدرن اشیاء را چنان رسم کرده که انگاری یکی در دیگری نفوذ می یابد. « لوکوربوزیه» در کتاب «نقاشی مدرن» خود می گوید که از سر قصد، پیش پا افتاده ترین اشیاء مانند بطری و لیوان را موضوع نقاشی هایش قرار داده تا توجه نقاشی از زندگی امروز منحرف نشود. قصد « لوکوربوزیه» اتفاقی نیست. اشیاء شفافی که در نقاشی های او با یکدیگر ترکیب می شوند، خطوطی که در یکدیگر محو می گردند،... عیناً در معماری « لوکوربوزیه» انعکاس یافته است.
در حدود سال 1910 در کارهائی که از پیکاسو و «براک» به معرض تماشا گذاشته شد تصور فضائی جدید به خوبی تجسم یافته بود. در کارهای این دو نقاش داخل و خارج اشیاء با یکدیگر ترکیب گشته بودند. در طرح های معماری « لوکوربوزیه» بر اساس همین تصور فضائی جدید، فضای داخل و خارج بنا در یکدیگر نفوذ می یابند (گیدیون، 1374: 426)

مکاتب:
سبک معماری لوکوربوزیه، معماری مدرن متعالی است. ولی بهتر است ابتدا در رابطه با سبک کلی معماری مدرن توضیحاتی داده شود.
معماری مدرن که سبکی غالب و جهانگیر در قرن 20 میلادی بوده، ریشه در تحولاتی دارد که خاستگاه آن شهر فلورانس در شمال ایتالیا، در حدود چهار صد سال پیش از ظهور معماری مدرن بوده است، ولی باید توجه داشت که معماری مدرن بصورت یک مکتب معماری با مبانی نظری مدون و ساختمان های ساخته شده بر اساس اندیشه های مدرن از اواخر قرن 19 میلادی شکل گرفت. خاستگاه این معماری در شهر شیکاگو، و در اروپا، شهرهای پاریس، برلین و وین بود. همچنین قابل ذکر است که معماری مدرن، نقطه ی عطفی در تاریخ معماری غرب و یا به عبارت دیگر در تاریخ معماری جهان بود. زیرا برای اولین بار، نگرش از سنت و تاریخ و گذشته به عنوان منبع الهام معماری تغییر جهت داد و آینده و پیشرفت به عنوان موضوع و هدف اصلی معماری مطرح شد معماران و نظریه پردازان مدرن سعی کردند معماری را با علم، تکنولوژی و جهان در حال تحول همگون سازند. به هر حال اگر بخواهیم اعضای خانواده معماری مدرن را نام ببریم شامل سه دوره ی اصلی، معماری مدرن اولیه/ معماری مدرن متعالی/ معماری مدرن متاخر خواهد بود که هر کدام از آنها دارای زیر مجموعه هایی هستند (قبادیان، 1382: 30)
▪ معماری مدرن اولیه: (مکتب شیکاگو، نهضت هنر نو، جنبش فوتوریسم)
اگر چه عمر مکتب شیکاگو از دو دهه فراتر نرفت ولی این مکتب از چند جهت حائز اهمیت است. آنکه پیشرفت تکنولوژی و استفاده از تکنیک ها و مصالح جدید ساختمانی مانند اسکلت فلزی ، شیشه ای وسیع، انرژی برق، تاسیسات مرکزی، ... مقتضیات جدیدی را در معماری ایجاد کرد که برای اولین بار در مکتب شیکاگو این مقتضیات تدوین و به مورد اجرا گزارده شده. احداث ساختمان های مرتفع با اسکلت تمام فولادی برای اولین بار در شهر شیکاگو صورت گرفت. تا قبل از آن در مکتب شیکاگو از چدن به عنوان ستون در ساختمان استفاده می شد. چدن در مقابل کشش، برش و تنش مقاومت فولاد را ندارد. این اولین سبک با گستره ی جهانی بود که در آمریکا آغاز شد. برای اولین بار معماران امریکایی به جای پیروی از اروپاییان، خود بانی سبک جدیدی درمعماری بودند. معماران اروپایی همچون آدولف لوس و لوکوربوزیه و همچنین جنبش فوتوریست ها به تحسین این نوع معماری پرداختند و تحت تاثیر آن قرار داشتند. (قبادیان، 1382: 34)
پیتر بهرنز در آلمان یکی از معمارانی بود که برای نزدیک نمودن حرفه ی معماری و صنعت مدرن تاثیر زیادی در اروپا گذاشت. وی جزو یکی از بنیانگذاران مهم معماری مدرن در غرب می باشد. سه تن از نامدارترین معماران مدرن اروپا یعنی والترگروپیوس، لودویک میس وندروهه و لوکوربوزیه بین سال های 1911 -1907 هر یک به مدت یک الی 3 سال در دفتر بهرنز کار کردند. بهرنز نخستین معمار نامدار در اروپاست که طراحی کارخانه و تولیدات صنعتی را به صورت گسترده انجام داد. او در نزدیک کردن حرفه ی معماری با مقتضیات عصر مدرن و شرایط ویژه آن تاثیر به سزایی در غرب داشت. (قبادیان ، 1382: صص 45و 44)
مطالب نظری معماری فوتوریسم همچون توجه به علم و تکنولوژی و جهان آینده، حمل و نقل سریع السیر، گسست از گذشته، حذف تزئینات، بلند مرتبه سازی، و نمایان کردن اجزای عملکردی و تکنولوژیک یک ساختمان، مواردی بودند که بعدها تاثیر بسیار زیادی بر افکار و طرح های معماران مدرن متعالی، همچون لوکوربوزیه و گروپیوس و همچنین سبک هایی چون کانستراکتیویسم (ساختار گرایی) و های- تک داشتند. (قبادیان، 1382: 48)

▪ معماری مدرن متعالی :
معماری مدرن متعالی و یا به عبارتی اوج معماری مدرن در بین دو جنگ جهانی اول و دوم یعنی عمدتاً در دهه های 20 و 30 میلادی در اروپا و امریکا مطرح شده بود. در دوره ی معماری مدرن اولیه، کماکان سبک های تاریخ گرایی همچون نئوکلاسیک، رمانتیک و بالاخص التقاطی به عنوان سبک های مهم و رایج در غرب حائز اهمیت بودند. ولی با پایان جنگ جهانی اول و نیاز شدید به ترمیم خرابی های جنگ و تولید انبوه ساختمان، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت. لذا با استفاده از تکنولوژی روز، مصالح مدرن، پیش ساختگی، عملکرد گرایی و دوری از سبک های پر زرق و برق تاریخی مورد توجه قرار گرفت. در این دوره معماری مدرن به عنوان تنها سبک مهم و آوانگارد در غرب مطرح شد و دامنه ی نفوذ آن به صورت یک سبک جهانی، در اقصا نقاط گیتی گسترش یافت. یکی از موضوعات کلیدی و بسیار مهم در دوره مدرن متعالی مساله صنعت و تولیدات صنعتی و تکنولوژی بود. تمامی معماران صاحب نام در این دوره به نوعی با مساله ی تکنولوژی درگیر بودند. عده ای مانند والترگروپیوس، میس وندروهه و لوکوربوزیه سعی در قطع کردن وابستگی های معماری مدرن در گذشته و تاریخ گرایی داشتند. به جای آن، آنها خواهان جایگزینی تکنولوژی و عملکرد به عنوان منبع الهام معماری شدند. (قبادیان، 1382: 50)
بطور کلی نهضت معماری مدرن در پی نسخه ای می گشت تا به کمک آن بتواند در بهبود بخشیدن به شرایط زیستی محیط شهری، امیدوار بماند. نقطه ی حرکت تلاشی که با نهضت مدرن آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد، قصد بوجود آوردن فضای ساخته شده به گونه ای است که انسان ها بتوانند چه آنگاه که به تنهایی زندگی می کنند و چه آنگاه که گردهم آمده و نوعی زندگی مشترک را ادامه می دهند، نه تنها محبوسش نباشند بلکه به خاطر تابع بودن آن از اندازه ها، رابطه ها، سلیقه ها و سنت های زنده ی محیط خود و موثر بودن کیفیت این فضا در توسعه ی مثبت ارتباطات فرهنگی و معنوی در سطح زندگی همجواری شهری، به شکلی فعال در آن جایگزین شوند. (لوکوربوزیه ،1382: صص 19-18)
نهضت معماری مدرن دو شخصیت را بسیار بیش از دیگران پرورانده است : یکی: والترگروپیوس، در رابطه با تلاش هایش در اعتلای فونکسیونالیسم در معماری و دیگری: لوکوربوزیه در رابطه با تثبیت و ترویج اندیشه ی نوی رسیونالیسم درمعماری .
 «رسیونالیسم» با مفهومی از آن که بیشتر بین معمارها و شهرسازها رایج است نقاشی را از طراحی شهری و معماری را از طراحی صنعتی .... جدا نمی داند و جوابگویی به نیازهای خود را تنها از راه همکاری علمی- فنی و دانش های کاربسته وعلوم خالص مربوطه به فضای ساخته شده _ با همه ضابطه های روان شناختی _ میسر می داند. این راه تا آنجا دنبال می شود که از زبان لوکوربوزیه _ بارزترین و پیشگام ترین فردی که معرف و سازنده تفکر رسیونالیستی در معماری است_، «خانه» ماشینی برای سکونت تعریف می شود. (لوکوربوزیه، 1382: 21)
«سبک اصالت عمل »
لوکوربوزیه نمونه جامع سبک معماری مدرن به حساب می آید و در واقع هر نوع معماری مترقی را به این نام می نامند. تا حدی که در نزد بعضی کلمه « لوکوربوزیه» یک نوع سبک معماری به حساب می آید نه اسم یک شخص. مثلاً می گویند این یک لوکوربوزیه است همانطور که می گویند این یک آسمان خراش است. سبکی که می توان لوکوربوزیه را پدر آن نامید سبکی است که آن را «سبک اصالت عمل» یا ((سبک شاعرانه)) نامیده اند. آسایش و کمال زیبایی همیشه مورد نظر لوکوربوزیه بوده است. سبک او همیشه با یک حالت استثنایی و خاص خود که جنبه ی شاعرانه دارد، مشخص می شود. این احساس شاعرانه مخصوصاً در کار شاگردان برزیلی او مثل اوسکارلن مایر، لوسیوکوستا، آلفونسوریدی، دیده می شود. که در ساختمان شهر برازیلیا، ریودوژانیرو و سائوپولو منعکس شده است.( پاپلی یزدی و رجبی سناجردی، 1382: 83).

 معرفی کتاب های لوکوربوزیه :
از لوکوربوزیه نوشته های بسیار زیادی به جای مانده است که کتاب هایی چون : به سوی معماری / تجزیه و تحلیل لوکوربوزیه / زیبایی شناسی معماری/ منشور آتن/ به سوی یک معماری نوین/ شهر آینده، به عنوان مهمترین کتاب هایی محسوب می شوند که لوکوربوزیه در آنها دیدگاهها و تئوری های خود را در رابطه با معماری و شهرسازی بیان کرده است.
کوربوزیه در دهه ی 20 میلادی دو کتاب بسیار مهم به رشته ی تحریر در آورد که اولی را می توان ( بینش مدرن در معماری ) و دومی را ( منشور بینش مدرن در شهر سازی ) محسوب نمود.
• کتاب اول وی به نام «به سوی یک معماری نوین» در سال 1923 در پاریس منتشر شد. این کتاب تنها تظاهری در جهت زیباشناسی نبود بلکه تأییدی برای فونکسیون دنیای معماری بود. کتاب به سوی معماری این گونه آغاز می شود : دنیای بزرگی شروع شده است، روحیه ای نوین وجود دارد. به غیر از فرانسویان، کسان دیگر قادر به انقلاب نیستند. تنها آنها می دانند که تظاهرات لازم را چگونه تشکیل دهند.
در این کتاب مولف توجه معماران را به فن آوری مدرن جلب می کند. او کار معماران را با حرفه  مهندسین مکانیک مقایسه کرده و بیان می دارد که صنعت ساخت وسایل حمل و نقل مانند هواپیما، اتومبیل، قطار و کشتی در اثر تحولات سریع تکنولوژی به کلی دگرگون شده ولی ساختمان سازی هنوز در چارچوب فنون گذشته باقی مانده و نظریه پردازان معماری به دنبال تقلید از سبک های گذشته هستند. در این کتاب کوربوزیه استفاده از تیر آهن و بتن و پیش ساختگی را مسیر آینده معماری تلقی می نماید. همچنین بیان می کند که برای پرهیز از انقلاب اجتماعی، باید با استفاده از تکنولوژی جدید به صورت گسترده برای اقشار مختلف جامعه خانه سازی کرد. (قبادیان، 1382 : 61)
او تکنیک و هنر را دو ارزش هم ردیف با هم تعریف می کند و نظریات خود را بدین شکل شرح می دهد :
1- معماری باید تحت کنترل ترسیمات نظم دهنده هندسی قرار گیرد.
2- عناصر معماری جدید را می توان در تولید صنعتی، کشتی و هواپیما باز شناخت.
3- ابزار معماری جدید روابطی هستند که به مصالح خام ارزش می دهند. ظاهر ساختمان به صورت انعکاس داخل آن، و تناسبات و عناصر نما به عنوان پدیده های خالص ذهنی این کار را انجام می دهند.
4- خانه باید مانند ماشین سری وار ساخته شود.
5- تغییرات شرایط اقتصادی و فنی الزاماً انقلابی در معماری پدید می آورد.
• کتاب دوم لوکوربوزیه به نام «شهر آینده» در سال 1924 در پاریس انتشار یافت. وی در این کتاب نیز سعی می نمود توجه معماران و شهرسازان را از گذشته به سمت آینده معطوف کند. لوکوربوزیه، شهرهای امریکا، بالاخص نیویورک و شیکاگو را با آسمان خراش های مرتفع و خیابان های چند طبقه بسیار تحسین کرد. وی رشد سریع جمعیت در شهرهای بزرگ اروپا مانند پاریس، لندن و برلین را در کنار نیویورک از سال 1800 تا 1910 مطرح می کند. براساس آمار، جمعیت در این شهرها بین 5 تا 20 برابر افزایش یافته است. وی تنها راه حل شهرهای آینده را بلند مرتبه سازی و پیش ساختگی می داند.
لوکوربوزیه شهرهای آینده را شهرهایی تجسم نموده که از آسمان خراش های عظیم و مرتفع تشکیل شده است. در هر یک از این آسمان خراش های چند عملکردی حدود 100 هزار نفر، زندگی و کار، خواهند کرد. در این ساختمان ها، آپارتمان های مسکونی، ادارت، فروشگاهها، مدارس، مراکز تجمع و کلیه ی احتیاجات یک محله بسیار بزرگ فراهم است. ساکنان این مجتمع ها از دود و سرو صدای ترافیک اتومبیل ها به دور هستند. و به جای آن از آفتاب و دید و منظر زیبا استفاده می کنند. (قبادیان ، 1382 : 63)
• او در کتاب بعدی اش به نام «هنرهای تزئینی امروز» (1925) گفت که « خانه ماشینی است برای زندگی کردن» این جمله، شعار انقلابی ترین تمرین از معماری مدرن است.
در سال 1926 لوکوربوزیه 5 اصل برای یک معماری را ارائه کرد. این اصول به شرح زیر است :
1- ستون ها، ساختمان ها را از روی زمین بلند می کنند.
2- بام مسطح و باغ روی بام
3- پلان آزاد
4- پنجره ها طویل و سرتاسری
5- نمای آزاد
لوکوربوزیه عقاید مطرح شده خود در مورد معماری مدرن را در طرح ویلا ساوا در پوآسی در شمال پاریس (30-1928) به نمایش گزارد. وی تکنولوژی به عنوان منبع الهام معماری مدرن و 5 اصل ساختمان مدرن را به صورتی هنرمندانه در این ماشین زیستی پیاده کرد. عملکرد این ساختمان که همچون ماشین بی آلایش در وسط و مسلط بر محیط اطراف قرار گرفته، فراهم نمودن شرایط آسایش برای انسان است. (قبادیان ، 1382  :63)
• لوکوربوزیه در کتاب «جهان جدید فضا» (New world of space) می نویسد :
بعد چهارم لحظه ی گریز نامحدودی است که به گونه ای استثنایی، به واسطه ی هم صدایی عناصر تجسمی بکار گرفته شده حادث می شود، معنی دقیق این جمله هر چه باشد بدون تردید با برداشتی که گیدیون از بعد چهارم داشت در ارتباط است. گیدیون می گوید : روش دیدن سه بعدی جهان که دورانی چهارصد ساله را شامل می شود آنچنان در ذهن انسان ریشه دوانده است که تا دوران جدید هیچ شیوه ی دیگر نمی توانست به سادگی به تصور و تجسم درآید و اینگونه نتیجه گیری می کند که شیوه ی مدرن دیدن جهان با اصطلاح بعد چهارم بدیهی است که به سختی قابل درک و فهم باشد. (کالینز، 1375 : صص 362 و 361).
• «منشور آتن» محصول چهارمین کنگره ی بین المللی معماری مدرن که طی جلسات کار آتن طرح ریزی شد، توسط لوکوربوزیه مدون شد و در سال 1941 در فرانسه منتشر گشت. این کتاب که به عنوان یکی از بارزترین مانیفست های معماری_شهرسازی می تواند پذیرفته شود، معرف این مقطع خاص از روند پرماجرای زندگی نهضت معماری مدرن می باشد : لحظه ای از زندگی حرفه ای_ اجتماعی معماران و شهرسازان که با همه ی رسالت تاریخی ای که به آنان نسبت داده می شد و با همه انعکاسی که اندیشه هایشان در محیط فرهنگی روزشان داشت، خارج از میدان فعالیت های طراحی_ اجرایی قرار داشتند و در بهترین صورت و به خرج انرژی و وقت خودشان می توانستند درباره مسائل و روش های معماری و شهرسازی به بحث نشینند. در همین زمان به خاطر تحرک اقتصادی و رفاهی که در کشورهای اروپا وجود داشت، بخش خصوصی و دولت ها، کارهای خود را به آن دسته از حرفه ای ها می سپردند که به عنوان فرزندان خلف معماران مورد اطمینان بارون هوسمن، به چیزی جز اجرای فن خود نمی اندیشیدند و شفیته ی آن بودند که بتوانند در زمانی هر چه کوتاهتر، فضایی هر چه بزرگتر از شهر را با مصنوعات خود پر کنند و از هر تفکری که منجر به شک روی ماهیت اقدامات و خاصیت معنوی فرآورده هایشان می گردید، بپرهیزند.
منشور آتن تلاشی را معرفی می کند که در عین حال به دو سوی متمایز و متضاد توجه دارد : نضج دادن تفکر نوین در فرهنگ معماری و شهرسازی _ که مسأله ی فرهنگی و تعهد اجتماعی معماران نوپرداز را معرف است_ و راه یافتن به فضای اجرایی ، که به عنوان نیازی زنده به شمار می رود.
این کتاب اندیشه های نهضت معماری مدرن را از راه تدوین لوکوربوزیه، معرفی می کند. (لوکوربوزیه ، 1382 : صص 23 و 22).
لوکوربوزیه هدایت جامعه را در تفکر و خلاقیت هنری به دست (الیت) یا گروههای اندیشمند، نخبه و متعهد می سپارد که می بایست از طریق دولت ها کار کنند. گروپیوس اعتقاد بر آن دارد که الیت ها از راه حضور فعال در جامعه و حفظ موقع خود در مقابل دولت ها می بایست وظایف خلاقانه ی خود را انجام دهند. (لوکوربوزیه ، 1382 : 25).
دو طرز کار و گرایش اصولی را می توان در فضای ممتد کار کنگره های معماری مدرن از یکدیگر تمیز داد :
اول_ آنکه به واقع گرایی معماران و شهرسازان بستگی داشته و از دیدگاهی تاریخی به رویدادها و خواسته های حرفه ای می نگرد : گرایشی که بر پندار و بحث روی ویژگی های زیر بنایی متکی است.
دوم_ آنکه با قبول ضمنی عدم توانایی معمارها_ شهرسازها نسبت به انجام اقداماتی اصولی وریشه ای عملاً به مسائلی می پردازد که جوابگویی به آنها درگیری و مشارکت هایی را درامور، لازم نداشته باشد.
مدون منشور آتن بسیار نزدیک به گرایش اول ولی به هر حال همراه با گرایش دوم، که خواستار ترویج منطق و دستورهای پیش ساخته شده می باشد، شکل می گیرد. (لوکوربوزیه ، 1382 : صص26 و 27)
شالوده و ایده های منشور آتن :
از اولین عنوان های منشور : وجود پیوندهای ناگسستنی بین مجموعه ای از شرایط کالبدی (ساختمانی، بهداشتی و اندازه های تناسبات فضایی)، شرایط روانی و ویژگی های تأکید لزوم توجه به جمیع ویژگی های واحدهای معماری شهری اعم از خصوصی یا عمومی، توجه دادن به مسئولیت اجتماعی معماران و شهرسازان در امر شکل دادن به فضای کالبدی و بالنتیجه فضای زیستی و روانی، نادیده نگرفتن لزوم قوانین و مقررات خاص در تضمین اجرای آنچه طرح ریزی می شود، مشارکت دادن مستقیم و غیر مستقیم شهروندان در تدوین نظام کالبدی_ جغرافیایی شهر، احترام به طبیعت و انجام جایگزینی های صحیح بخش ها و نواحی نوین شهر در تبعیت از آن، احترام به مواریث فرهنگی _ معماری موجود در محلات قدیمی یا در هسته های مرکزی شهرها و ...می باشد.
شهر، معرف و بازگوکننده ی روابط اقتصادی و اجتماعی_ فرهنگی مردم آن، همیشه تغییر شکل داده و هر بار _ در پی نیازهای معین لحظه تاریخی ای که در آن می زیسته_  شالوده ی فضایی و نظام اجتماعی و اداری متفاوتی پذیرفته است. شهر مدرن که برخلاف گذشته، از سرعت سرسام آوری ناشی از تحرک اجتماعی_ اقتصادی خاص دوران ماشینیزم متضرر است، هنوز در نوعی بلاتکلیفی به سر می برد. جامعه شهری هنوز نتوانسته روشی را در خور پیشرفت تکنولوژیک و تکامل دانش های اجتماعی برای خود بیابد تا به کمک آن بتواند برای همگی شهروندان فضای زیستی ای را خلق کند که از وقار انسانی آنان نکاهد، برعکس شخصیت آنان را تأیید کند. قدرت یافتن همیشه بیشتر بخش خصوصی در انجام انتخاب ها و اتخاذ تصمیم های بزرگ روی فضاهای شهری نکته ای است که پایه گذاران منشور آتن، به عنوان یکی از بلاهای محیط انسانی، از آن یاد می کنند.
منشور آتن در مجموعه 95 گانه اش، نکاتی را عرضه می کند که از یک سو پیش تاز بودنش را نسبت به دهه 4 قرن ما منعکس می دارند و از سوی دیگر برای حل مسائل شهری و معماری روش ها و اندیشه هایی را رهنمون می شود که عمر چندانی پیدا نمی کنند. نظریاتی اصولی درباره  پیوندهای شهر و منطقه اش، راهنمایی های ریشه ای درباره ی تصاحب دموکراتیک فضای زیستی، فرمول هایی برای جایگزینی عناصر معماری _ شهری در محوطه های سرسبز و آزاد کردن فضا برای فعالیت های همگانی خلاق، اندیشه هایی است که قبلاً نیز توسط دیگران ابراز شده اند، اما مطلب اصلی آن است که پایه گذران منشور آتن به جمع بندی و بهره گیری از فرهنگی نشسته بودند که آنان را به هر حال تا حدودی به دیروز شان پیوند می داد و فرآورده ی آنان را بصورت یک دکترین تاریخی، یک مانیفست اجتماعی_ سیاسی و منظومه ای از اظهار نظرهای عینی عرضه می کرد.
منشور آتن به گونه ای بارز دو رشته فکری اساسی را که زیر عنوان های فونکیسونالیسم و رسیونالیسم در معماری قرار می گیرند، درهم آمیخته و در نحوه ی تحلیل و ارائه طریق به کاربرده است. تنها یک تفکر اروپای قرن 20 می تواند، کارکردهای شهر را به صورت قابل تفکیک از هم و فضاهای مربوط به هر یک را جدا از دیگر فضاها بشناسد. و تنها متکی بر یک تفکر رسیونالیستی است که می توانیم به ارتباطات فکر کنیم ولی به تماس هایی که در همین فضاهای ارتباطی میسر و سازنده اند توجه نداشته باشیم. (لوکوربوزیه، 1382 : صص30-28).
دو گونه شاخص اصلی را می توانیم در محتوای مفهومی منشور آتن دارای توان یا قدر تعین مفهومی بیشتری بدانیم:
 -1آنجا که در این متن مدون شهر به مثابه ی منظومه ای دانسته می شود که 3 گونه کاربری اصلی اش (سکونت و کارهای تولیدی و گذران وقت آزاد) به وسیله ی شبکه ی راه یابی یا ارتباطی با یکدیگر پیوند می خورند و به قید نظم ، هر یک، کارآ می شوند.
-2 آنجا که نظم یافتگی اجتماعی و شهری زیستن، به ترتیبی بهینه به صورتی تعمیم یافته برای تمامی لایه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی شهروندان بر کارایی داشتن اندیشه ها و ساختار دموکراتیک شهر (به مثابه ی یک نهاد انسانی _ مدنی)مشروط می گردد.
حاصل حضور فعال این دو شاخص اصلی مفهومی شهری_ از دیدگاه تدوین کنندگان منشور آتن _ بوجود آورنده ی برابرای حقوقی دانسته می شود که ساکنان و شاغلان و مهمانان بر هر شهری باید از آن برخوردار باشند و این مهم آنجا که جامه ی عمل بپوشد، شرایط بهره وری یکسانی از فضای ساخته شده را برای تمامی شهروندان فراهم خواهد کرد. (لوکوربوزیه، 1382 : 51).
شاخص های اصلی ابزاری _ کاربردی ای که در محتوای «منشور» دیده می شوند، هم به ظاهر و نیز در معنا، سخن از آن دارند که مکان های برگزاری امور سکونت و کار و گذران وقت آزاد، از یکدیگر قابل تفکیک اند. خانه، پذیرای امور گوناگون مربوط به تولید نیست، در کارگاهها نمی توان و نباید زیست و... در این زمینه دو مقوله_ بیش از دیگر مقوله هایی که می توان تعریف و تعیین کرد_ جلب نظر می کنند، اولی : سنت در شهر زیستن و شهری زیستن است . دومی : «زونینگ» یعنی تدبیری که تمامی تأیید های لازم برای درست بودن و کارآ بودنش از سوی تدوین کنندگان منشور اعلان نشد. (لوکوربوزیه، 1382 : 53).

دیدگاهها و نظریات لوکوربوزیه:
■ دیدگاههای لوکوربوزیه در خلال پارادایم هایی قرن 20
مجموعه ای از اندیشه ها و انگاشت ها که امروزه آن را «پارادایم» می نامند، راهنمایی برای حل مسائل انسان و مبنایی بر نگرش به جهان پیرامون و انسان های گرد او می گردد. هر پارادایم محدوده ای را تعریف می کند که در آن قواعدی حاکم است. این قواعد از یک سو نشان می دهد که برای پیروزی در درون این محدوده چگونه باید رفتار کرد و از دیگر سو به انسان توان تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده وسازماندهی به اجزای آن را می بخشد. در دهه ی 60 سده ی بیستم میلادی نیز پاردایم هایی مطرح شدند که در این قسمت به معرفی آن دسته از پاردایم هایی می پردازیم که دیدگاههای لوکوربوزیه از طریق آنها بیان شده است.
باور به نظم ریاضی :
نظم فکری انسان خردگرا، نظمی برآمده از روابط از لی تعریف شده ریاضیات است. از این رو هر انتظامی که در چارچوب روابط ریاضی و هندسی نگنجد، بی نظم خوانده می شود. به این ترتیب معماری و شهرسازی جدید که جلوه های هوشمندانه ی ذهن نخبگانی است که دنیای نوین را می آفرینند، باید خردمندانه بوده و با قوانین کلی و جهان شمول، شکوه نظمی ریاضی گونه را نشان دهد. پاسخ گویی به نظم و نیاز به آن که از دل آشفتگی های کالبدی و رویدادهای عصر صنعتی برآمد تا جایی پیش می رود که نظم هندسی را جایگزین نظم زندگی می کند، آنچنانکه لوکوربوزیه باور داشت که ساختمان ها را نیز می توان همانند کتاب خواند و دیگر نیازی به حواس انسانی نیست؛ بدین منظور واژگانی افلاطونی از اشکال، صورت های محض و مطلق تدوین می شود که تنها ذهن می تواند آنها را درک کند. (پاکزاد، 1386 : 9).
تقابل فرم و کارکرد :
گروهی کارکرد پدیده را هم ارز جوهر، طبیعت و سرشت آن می دانند و در واقع آن را به عنوان «وظیفه » و «فایده » پدیده برای انسان تفسیر می کنند، آنان به دنبال تطبیق کامل و ارائه ی راه حل های منحصر به فرد، خاص و هماهنگ با ماهیت پدیده نیستند بلکه به دنبال راه حل های امکان پذیر، هنجارمند و گونه وار می باشند. از این رو بر فرم به عنوان یک «نتیجه» تأکید دارند و از «فرم دهی» جانبداری می کنند. افرادی چون لوکوربوزیه، هانس مه یر،... از این دسته اند. (پاکزاد ، 1386 : 11).
پذیرش سبکی بین المللی :
سبک بین الملل، سبکی بر پایه ی شناخت نیازهای گونه ی انسان، فارغ از زمان، مکان وفرهنگ است. روشنفکران این دوران با باور به جهان شمولی انسان، خواهان ارائه ی امکانات و شرایط دلخواه برای زندگی با صدور دستاوردهای فنی و صنعتی به همه ی دنیا هستند. آنان از این اندیشه که در نظام صنعتی و ماشینی با بکارگیری سامانه ای یکپارچه و مشخص هم در روش و هم در اجزا می توان به ماشینی در خور برای تحقق اندیشه ها در هر کجا دست یافت، به سبک بین الملل روی آوردند. بر پایه ی این گونه نگرش، تنها عنصر پایا، مشترک و قابل اتکا در طراحی منبعث از تفکرات کارکرد گرایانه و الهام گرفته از زیست شناسی این دوران ، جسم انسان است. از این رو، نظم منطقی و مدولار سبک بین المللی بر پایه ی اندازه های بدن انسان شکل می گیرد. انواع تولیدات انبوه صنعتی، قطعات پیش ساخته، استانداردها و اندازه های ارائه شده در کتاب های نویفرت و گرافیک استاندارد، آشپزخانه های سبک فرانکفورتی و ایده های شهرسازانه افرادی چون لوکوربوزیه برای شهر شاندیگار نمونه هایی از این گونه اندیشه هستند. (پاکزاد، 1386 : 13)

برتری تازگی :
اندیشه ی روز آمد بودن و گسست پیوند با گذشته کششی دو چندان می یابد. دنیای نوین، پویایی های ویژه خود را دارد که باید به دور ازسنت به بیان آن پرداخت و در این میان از روش ها و عناصر جدید بیشترین بهره را گرفت. آنچنانکه لوکوربوزیه عنوان می کند می باید روح عصر نوین و صنعتی را شناخت : «سبک ها، دروغی بیش نیستند. عصر ما روز به روز سبک خود را تعیین می کند، متأسفانه چشمان ما هنوز نمی تواند آن را بازشناسد.» (پاکزاد، 1386 : 14)
استاندار کردن :
استاندارد کردن به معنای همسان سازی و برگزیدن شیوه ای هماهنگ در انجام کارهاست. استاندارد، حداقل هایی را تعریف می کند که در چارچوب آنها یک فرآورده یا فعالیت در شرایط مناسب قرار می گیرد. رواج روحیه ی همانند سازی در تفکر خردگرا، تأکیدی است بر اندیشه ای که انسان را به مانند موجودی زیستی با نیازهایی فارغ از زمان و مکان ، اما همانند با دیگر انسان ها می شناسد. طبیعی است که با چنین انگاشتی از انسان و تحت تأثیر روح زمان، تولید انبوه و ویژگی های آن در همه شئون زندگی انسان نوین جای باز می کند. آنچنانکه لوکوربوزیه اعلام می دارد «ما باید روح تولید انبوه را بیافرینیم. روح ساختن، روح درک و روح زندگی در تولید انبوه» (پاکزاد ، 1386 : 15).

■ نظریه زیبا شناختی لوکوربوزیه در معماری
در رابطه ای که بین فرهنگ و سبک وجود دارد معماری به عنوان بستر فرهنگ مطرح می شود. هر جامعه ای با هر سیستمی که اداره شود و هر نوع ایدئولوژی ای که بر آن حاکم باشد دارای اهداف و آرمان های خاص خود می باشد. وظیفه ی اصلی فرهنگ نمایش این ایده های ذهنی است بوسیله ی نمود اشکال عینی. در فرآیند این استحاله معماری نقشی اساسی به عهده دارد. هر بنایی به عنوان جزئی از فرهنگ معماری این وظیفه را دارد که یک اندیشه ی ذهنی را از طریق فرم ظاهری خود عینیت ببخشد و به این ترتیب نمودی خواهد بود برای سنجش این فرهنگ. (گروتر، 1386 : صص 54 و 53).
هنر معماری درست برعکس نقاشی هنری خالص نیست. معماری مخلوطی است از دانش و هنر، و به همین دلیل است که معماری همیشه بین دوقطب تعقل و احساس در آمدورفت است. معماری تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم بر جامعه گاه به این سو و گاه به آن سو می رود و در نتیجه سبک معماری نیز همین تغییرات را نشان می دهد. تحت تأثیر امتیازات فنی و کیفیت های فوق العاده زیباشناختی صنایع اتومبیل و کشتی سازی سال های دهه 1920 است که لوکوربوزیه فریاد برآورد که : (( معماری در حال خفه شدن در پیرایش کهنه خویش است.» و یا «فقط یک حرفه است چنان بی رمق که پیشرفت در آن بی تأثیر است و در آن هنوز زندگی دیروز جریان دارد : معماری» و یا «تمام اتومبیل ها در کلیاتشان مشابه هم هستند اما رقابت شدیدی که بین این همه کارخانه اتومبیل سازی وجود دارد هرکدام از آن ها را موظف می کند که در راه موفقیت در این رقابت بزرگ کوشش کنند چنین است که آنها مجبورند به دنبال هدفی باشند بالاتر از تکامل. آنها بایستی چیزی می آفریدند که نه تنها جوابگوی احتیاجات عملی باشد بلکه چیزی باشد فراتر از آن و نتیجه این جستجو بوده است که اینک نه تنها تکامل و هماهنگی را بدست آورده اند که زیبایی را نیز یافته اند. اینگونه است که سبک بوجود می آید یعنی دستاوردی مورد تأیید همگان که همه نفس کمال را در آن می بینند»
و سرانجام در رد سبک هایی که در آن زمان معمول بوده است می گوید : «هنر معماری از سبک وارسته است. سبک های لوئی 14 و 15 و 16 و حتی سبک گوتیک برای معماری همان چیزی هستند که یک سنجاق سر برای یک خانم است : گاهی می شود از آن استفاده کرد و زیباست، اما فقط همین و نه بیشتر» (گروتر، 1386 : صص 56 و 55).
لوکوربوزیه در سال 1923 زیباشناختی معماری و زیباشناختی مهندسی را قیاس کرده است : «زیباشناختی معماری و زیباشناختی مهندسی در اصول اولیه یکی هستند و یکی متعاقب دیگری آمده است، اما یکی در نهایت شکوفایی و دیگری با واپس گرایی شرم آور. مهندس به تبعیت از قانون صرفه جویی و با هدایت محاسبات، ما را به سوی وحدت با قوانین جهان هستی سوق داده و به هماهنگی دست می یابد ولی معماری در بازی با اشکال، نظمی را بوجود می آورد که تنها زاییده  ذهن اوست. معمار به کمک فرم ها به طور مداوم درصدد برانگیختن احساس ماست، در حالیکه ارتباطی که او ایجاد می کند در ما تنها طنین مخالف ایجاد می کند. او می خواهد به ما مقیاسی را بنمایاند که به وسیله ی آن بایستی نظام دنیا را سنجید. او می خواهد تغییرات روحی و قلبی ما را تعیین کند و از این طریق زیبایی را به ما تحمیل کند».
لوکوربوزیه چنان مسحور کشتی های بزرگ و اتومبیل ها و هواپیماهاست که حتی می گوید : «خانه، ماشینی است برای سکونت» لوکوربوزیه معتقد است که : « اگر مشکلات سکونت و مسکن همانگونه مطالعه می شد که شاسی یک اتومبیل مطالعه می شود، ما به زودی می توانستیم شاهد استحاله و بهبود خانه های خود باشیم. اگر خانه ها نیز مثل شاسی های اتومبیل با ابزار صنعتی و به روش تولید انبوه ساخته می شدند ما شاهد بوجود آمدن فرم هایی می شدیم شگفتی آفرین، سالم و قابل قبول. و زیباشناختی متناسب با آنها نیز با دقتی حیرت انگیز به نگارش و تحلیل می رسید.» (گروتر، 1386 : 106-104)
مهمترین مسأله در دیدگاه لوکوربوزیه هماهنگی بین انسان و اثرش است. او بیان می کنند معماری، بازی هنرمندانه دقیق و خیره کننده ی مجموعه ای از اجسام ساخته شده در زیر نور است. چشم های ما برای این آفریده شده اند که فرم ها را زیر نور ببینیم : این سایه و روشن ها هستند که فرم ها را در مقابل ما برهنه می سازند. مکعب، مخروط، کره، استوانه و هرم، اولین فرم هایی هستند که نور آنها را به ما عرضه می کند. تصاویر آنها ناب، ملموس و صریح هستند. (گروتر، 1386 : 45)
لوکوربوزیه ساختن را «ایجاد ارتباط صحیح و سودمند بین عناصر ساختمانی می نامد. او امتیازات زیباشناختی تولید انبوه صنعتی را دریافته بود و از آن به عنوان «زیباشناختی مهندسی)) نام می برد و به خاطر امتیازات اقتصادی آن ، هنر معماری را برابر با تیپ سازی می دانست. به عقیده ی وی اگر می شد خانه ها را نیز مثل اتاق اتومبیل به روش تولید انبوه در کارخانه تولید کرد آن وقت در مدتی کوتاه ناظر بوجود آمدن فرم های جدید و اعجاب انگیزی می شدیم که هم سالم و هم قابل قبول بودند و زیباشناختی حاکم بر آن نیز در کوتاهترین مدت می توانست خود را با کمال دقت به ما بشناساند. (گروتر، 1386 : 590).

■ اصول کلی آراء لوکوربوزیه
ساختن، یک فعالت اولیه ی انسان بوده و به تحول وی پیوسته است. معماری به مثابه ی بیانی از روحیه ی یک دوره ی تاریخی در می آید. لوکوربوزیه با وقوف بر تغییرات عمیقی که ما شینیزم بوجود آورده بیان می کند که تغییر شکل شالوده اجتماعی و نظام اقتصادی، جبراً دگرگونی را در پدیده ی معماری موجب خواهد گردید، بنابراین به دنبال هماهنگی بخشیدن به عناصر حاضر در دنیای مدرن و بازگرداندن معماری به انجام وظیفه ی اولیه اش (وظیفه ای که به نظام اقتصادی و اجتماعی پیوند داشته و کلا در خدمت شخص انسان است) می باشد. (لوکوربوزیه ، 1382 : 181و180)
دیدگاه لوکوربوزیه در رابطه با اقتصاد عمومی:
به نظر لوکوربوزیه تشکیلات یک کشور خواستار پیوندی صمیمانه مابین معماری و اقتصاد عمومی می باشد. فکر «بازده» که مانند یک اصل مسلم در زندگی مدرن راه یافته است، به هیچ وجه مستلزم بهره جویی حداکثر نیست، بلکه خواهان تولید کافی برای جوابگویی به احتیاجات انسانی می باشد. یک بازده واقعی ثمره کاربرد مقرراتی می باشد که بر طرح های معماری بسته شود. معماری می باید ذخایر عظیمی را که از طرف تکنیک صنعتی ارائه می شود به خدمت گیرد. (لوکوربوزیه ، 1382 :181)
دیدگاه لوکوربوزیه در رابطه با شهرسازی :
شهرسازی تنظیم جاها و محیط های متفاوتی است که می بایست توسعه ی زندگی مادی، احساسی و معنوی را در همه ی شکل گیری های فردی و اجتماعی آن، حراست نماید. شهرسازی هم مجتمع های شهری و هم مجموعه های روستایی را در بر می گیرد. شهرسازی به خاطر طبیعت و نفس آن، به عملکرد خود متکی بوده و در جواب گویی به کاربردهای اساسی سکونت / کار و تجدید حیات نظارت دارد. بنابراین مواردی مانند : اشغال زمین/ تشکیلات و نظم دادن به ترافیک و قانونگذاری به آنها اختصاص می یابد. کاربردهای مذکور در شرایط حاضر از جانب مجتمع های مسکونی حمایت نمی شوند. روابط موجود بین مکان هایی که به این کاربردها اختصاص می یابند می بایست مجدداً محاسبه و سنجیده شوند، البته به طریقی که تعادل صحیحی بین حجم های ساخته شده و فضاهای خالی بوجود آورد. مسأله ترافیک و تراکم آن می یابد مورد بررسی قرار گیرد. قطعه بندی و تجزیه زمین که متعاقب تفکیک ها، معاملات و سودجویی های سوء، صورت می گیرد، می باید جای خود را به اقتصادی متکی بر ترکیب مجدد املاک بدهد، بر پایه ی این ترکیب مجدد ملک ها، شهرسازی قادر خواهد بود تا به نیازهای موجود جوابگویی کرده و توزیع یکسان ارزش های افزوده ناشی از اقدامات عام المنفعه را بین مالکین و بین افراد جامعه تضمین نماید. (لوکوربوزیه، 1382 : 182)
(توصیف شرایط موجود از دیدگاه لوکوربوزیه)
- بی نظمی ماشینیزم به گونه ای مستقر شده که از آرامش و تلاش برای متناسب نمودن محیط برخوردار نیست. در این شهرها انسان رنج می برد، هر چیز که در اطراف او قرار گرفته، وی را خفه و خرد می کند. برای آنچه لازمه ی سلامت جسمی و روانی اوست هیچ مقرراتی تنظیم و پیش بینی نشده. یک بحران انسانی با شهرهای بزرگ در نزاع بوده. شهر، دیگر با کارکردش که همانا دفاع از انسان است، انطباقی ندارد. (لوکوربوزیه، 1382: 158)
- چیده شدن منافع خصوصی که از منافع فردی و از شهوت درآمد مالی الهام می گیرد، پایه و اساس این شرایط نا به سامان است و هیچ یک از مقاماتی که از اهمیت رویداد ماشینیزم آگاهی دارند برای جلوگیری از خساراتی که مسئولیت آن را متوجه شخص به خصوصی نمی توان کرد، اقدام نکرده است. شهرها غیر انسانی هستند و همه نوع پلیدی واقعیت یافته (لوکوربوزیه،1382:159)
- احساس مسئولیت اداری و همدردی اجتماعی از طرف نیروهای دائماً فعال منافع خصوصی در هم شکسته می شود. این دو منبع متفاوت نیرو در حال تضادی همیشگی قرار دارند : هرگاه یکی حمله کند دیگری به دفاع از خود می پردازد و در این دعوا آنکه اکثراً پیروز می شود نفع خصوصی است که به ضرر ضعیفان، غلبه قوی ترها را تضمین می کند. اما این زیاده روی در بدی ها باعث شده که بی نظمی مادی و معنوی فضاهای سکونتی جدید شهری منجر به شکل گیری نظام شهری ای شود که متکی بر مسئولیت مستحکم اداری، مقرراتی را برای مراقبت از سلامت انسان تدوین کند.( لوکوربوزیه، 1382: 160و 159)
- با وجود اینکه شهرها در یک حالت تغییر شکل مداوم هستند، بر خلاف آنچه توسط محافل فنی، با ارزش مشخص شده توسعه آنها بدون دقت و کنترل و بدون به حساب آوردن اصول شهرسازی معاصر صورت می گیرد. (لوکوربوزیه، 1382 : 160)
- آزادی فردی و اقدامات عمومی دوقطبی هستند که ما بین آنها بازی زندگی عملی می شود. هر اقدامی که نمایش بهبودی سرنوشت انسانی باشد می بایست این دو عامل را به حساب آورد. چنین امری به صورت هماهنگ خود ممکن نخواهد بود مگر آنکه یک برنامه دقیقاً مطالعه شده، از پیش تدوین شده باشد. (لوکوربوزیه،1382 : 161)
- اندازه طبیعی انسان می بایست برای تمام مقرراتی که در رابطه با زندگی و فعالیت های گوناگون موجودیت هستند، به عنوان پایه به خدمت گرفته شود : مقررات اندازه هایی که می بایست برای سطح ها و برای فاصله ها بکار آیند. / مقررات فاصله هایی که بر حسب رابطه با اندام طبیعی انسان ارزشیابی می شوند./ مقررات تقویمی _ ساعتی که می بایست با در نظر داشتن گردش شبانه روزی آفتاب تعیین شوند. (لوکوربوزیه،1382 : 161)
- شهرسازی طریقه ی هستی و وجود را در یک دوره بیان می کند. تا به امروز شهرسازی تنها به یک مسأله پرداخته است : مسأله ترافیک . به گشودن خیابان های وسیع و احداث جاده ها خود را ارضا کرده و به این طریق بخش های شهری محصور بین خیابان هایی را بوجود آورده و سرنوشتشان را بدست اقدامات بخش خصوصی سپرده و این امر نمایانگر بینشی محدود و غیر مکفی است که به نظام شهرسازی محول گردیده. شهرسازی 4 کارکرد اصلی دارد:
 1- تضمین خانه های سالم برای انسان ها: یعنی محیط و آفتاب که سازنده شرایط اساسی زندگی هستند، تضمین شده باشد.
2- متشکل کردن فضاهای کار به صورتی که این امر به جای آنکه نوعی بردگی ترحم آور باشد، خصوصیت یک فعالیت طبیعی انسانی را بازیابد.
3- پیش بینی تجهیزات لازم برای استفاده از ساعات آزاد برای پر بهره نمودن آنها
4- بوجود آوردن پپوند بین این سه تشکیلات متفاوت توسط یک شبکه ی ترافیک که بتواند حین  جوابگویی به امور و نیازهای هر یک، تبادل را بین آنها تضمین کند.این4 کارکرد که سازنده 4 نکته کلید شهرسازی هستند، بسیار مورد توجه است زیرا شهرسازی آخرین جمع بندی یک طرز تفکر است که با تکنیک عملی خود، زندگی را در بر می گیرد. (لوکوربوزیه،1382 : 162)
- طرح های جامع شهری، شالوده بخش های متعلق به 4 کارکرد را تعیین خواهند کرد و بنای مربوط به هر یک از آنها را در مجموعه تثبیت خواهند نمود. در چنین توزیعی، نیازهای حیاتی فرد و نه منافع یک گروه خاص، مورد نظر خواهند بود. (لوکوربوزیه،1382 : 163).
- دوره عملکردهای شبانه روزی : سکونت، کار، پرورش خویش (تجدید قوا)، با حد اعلای دقت توسط شهرسازی تنظیم شده و در این امر، سکونت در رأس نگرانی ها قرار می گیرد و نقطه ی حرکت برای هرگونه ارزش یابی خواهد بود. (لوکوربوزیه 1382 : 163)
- وسایل حمل و نقل موتوری می بایست به مثابه وسایل آزاد کننده باشند و همراه با سرعت خود صرفه جویی در وقت را حتی المقدور تأمین کنند. اما متمرکز شدن آنها در پاره ای نقاط هم مانعی برای حمل و نقل بوده و هم بصورت مداوم خطرهایی را بوجود می آورند. این وسائط علاوه بر این، عوامل دیگری را در زندگی شهروندان دخالت داده که برای سلامتی آنها زیان بخش است. برخورداری راحت از این وسایل سریع حمل ونقل خواست و نیاز هجوم به فضای طبیعی خارج از شهرها را طی زندگی شبانه روزی بیدار می کند، سلیقه ی جابه جاشدن های مفرط و بدون محدودیت را تعمیم می دهد و سیستم های زندگی را ترویج می کند که با از هم پاشیدن خانواده به اندام جامعه صدمه وارد می کند. این امر انسان را محکوم می کند ساعات خستگی آوری را در انواع مختلف وسائط نقلیه بگذارند و عادت راه رفتن را از دست بدهد. (لوکوربوزیه،1382 : 164)
-  بنابراین لازم است اصل رفت و آمد در شهر و حومه ی آن مورد تجدید نظر قرار گیرد و سرعت های متفاوت طبقه بندی شده اصلاح از راه ناحیه بندی، با هماهنگ کردن کارکردهای کلیدی شهر، بین آنها پیوند های طبیعی بوجود آورد. برای ثبات بخشیدن به این امر می بایست راههای اصلی بگونه ای منطقی توزیع شوند.
شهر و منطقه ی آن می بایست از شبکه ی رفت و آمد برخوردار شوند که دقیقاً متناسب با کاربردها و هدف ها بوده. وسایل ارتباطی متفاوت می بایست طبقه بندی و از یکدیگر تفکیک شوند و برای هر یک از آنها مسیری مناسب در رابطه با طبیعت وسائط نقلیه تعیین گردد. رفت و آمدی که به این شکل مرتب شود بصورت یک کارکرد منظم در می آید و مشکلاتی برای شالوده سکونت در اماکن کار خلق نخواهد کرد. (لوکوربوزیه، 1382 : 165)
- کارکردهای سکونت، کارکردن و تفریح در داخل حجم های ساخته شده توسعه می یابند و از فضای کافی ، آفتاب و هوا پیروی می کنند. این حجم ها تنها با زمین و اندازه آن رابطه ندارد بلکه اکثراً به بعد سومی وابسته اند : ارتفاع. با اتکا به ارتفاع است که شهرسازی می تواند زمین لازم برای ارتباطات و سطوح مفید برای تفریح را بازیابد. می بایست کارکردهای ساکن و بدون تحرک را که در داخل بناها یا جایی که بعد سوم نقش مهم تری را بازی می کند از کارکردهای ترافیک که در عوض، فقط از دو بعد استفاده می کنند و به زمین وابسته اند و برای آنها ارتفاع اهمیتی ندارد، از یکدیگر تمییز دهیم . (لوکوربوزیه،1382 : 166).
- داده های یک مسأله ی شهرسازی از مجموعه فعالیت هایی بدست می آیند که فقط در شهر صورت نگرفته بلکه در تمام منطقه ای که شهر مرکز آن است، جریان دارند. علت وجودی شهر می بایست در اعداد و ارقامی بازگو شود که بتوانند مراحل آینده توسعه صحیح شهر را پیش بینی نمایند. با بکار بردن همین روش برای هسته های مسکونی کوچکتر می توان وضع عمومی را شناخته و برای وظایف، حدود و جواب گویی های تکمیلی متقابل، برای هر شهری که توسط سرزمین مخصوص خود احاطه شده تصمیم گرفت. در نتیجه هر یک از مراکز مسکونی، محل تعیین شده ای در اقتصاد عمومی خواهد یافت. شهر در هر حال به عنوان یک واحد تعریف شده، می بایست به شکلی هماهنگ در هر یک از بخش های خود، رشد کند و فضاها و پیوندهایی را ارائه دهد که با قید تعادل مراحل توسعه ی بعدی بتوانند در آن جایگزین شوند. (لوکوربوزیه، 1382 : 167) لازم و فوری است که هر شهر برنامه خود را تثبیت نموده و قوانینی را وضع کند که اجرا شدن آن برنامه را میسر دارند. (لوکوربوزیه،1382 : 168)
- برنامه می بایست بر پایه ی بررسی های تحلیلی دقیقی که توسط متخصصین تدوین شده اند بنا شود : می بایست مراحلی را در زمان و در فضا پیش بینی کند و در یک هماهنگی کامل، منابع طبیعی انسان ها، وضع طبیعی جغرافیایی، مجموعه داده های اقتصادی، نیازهای اجتماعی و ارزش های معنوی را پیوند دهد . (لوکوربوزیه، 1382 : 169)
- معماری باید در خدمت انسان قرار گیرد و برای آسایش انسان تجهیزاتی را بنا کند که همه اعمال وی را آسان تر می کنند برای یک معمار مسئول نسبت به وظایف شهرسازی، بعد انسانی، سازنده اندازه به عنوان ابراز کار اوست.( لوکوربوزیه، 1382 : 179)
- همانطورکه یاخته، عنصر زیستی اولیه است کانون خانه یعنی پناهگاه خانواده، سازنده یاخته اجتماعی است. این کانون های خانه، که سازنده ی هسته ی اساسی شهرسازان هستند، از رشد انسان حفاظت می کنند و دفاع از وی در برابر مشکلات زندگی روزمره را به عهده می گیرند. آفتاب و هوا می بایست در آنها نفوذ کند و می بایست بتوانند از راه تجهیزات زندگی مشترک و همجواری به خارج راه یابند و برای اینکه بتوان به خانه های مسکونی خدمات مشترک و مناسبی را برای راحتی دسترسی به آموزش، خدمات بهداشتی یا تفریح فراهم کرد، می بایست اینها در یک مجتمع مسکونی با ابعاد مناسب گرد آیند. (لوکوربوزیه، 1382 : 171 و 170)
- نقطه ی شروع همین مجتمع ها،خانه بوده و سپس داخل فضای شهری، روابط سکونت، اماکن کار و بناهای مختص به ساعات فراغت تعیین می شود. در نتیجه کارکردی که می بایست توجه شهرسازی را به خود معطوف دارد همان سکونت و مسکن خوب می باشد. می بایست کار هم کرد. انجام کار در شرایطی متفاوت باید صورت بپذیرد. ادارات و کارگاهها می بایست تجهیزاتی را دارا شوند که قادر به تضمین رفاه لازم برای به انجام رساندن این کارکرد دومین باشند. همچنین نباید این کارکرد سوم را از نظر دور داشت که همان تفریح کردن و شکل دادن به جسم و روح است، لذا شهرسازی می بایست بناها و محیط های مناسب برای آن پیش بینی کند. (لوکوربوزیه،1382 : 171).
- برای انجام این وظیفه ی سنگین، بکاربردن ذخایر تکنیک مدرن اجتناب ناپذیر است. ذخایر تکنیکی ای که با همکاری متخصصین خود پشتیبان هنر ساختمان بوده و با همه ی تضمین های علوم، ابداعات و پشتوانه های معاصر، به آن غنا خواهند بخشید. (لوکوربوزیه، 1382 : 172).
توسعه ی رویدادها به صورتی ریشه ای از عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نفوذپذیر خواهدبود.
- معماری بر سرنوشت شهر مدیریت دارد. معماری شالوده ی منزل را بدست دارد. هماهنگی، یاخته ی اساسی بافت شهری است ، و سالم زیستن اش به تصمیمات آن مربوط می شوند. معماری منازل را در واحد های مسکونی گرد هم می آورند، امری که نتایجش در رابطه با صحت محاسبات خواهند بود. معماری از پیش فضاهای آزادی را تثبیت می کند که بر روی آن حجم های ساخته شده و دارای تناسبات هماهنگ قرار می گیرند. معماری دنباله ی منزل، اماکن کار و فضاهای مختص به استراحت را از پیش فراهم می آورد و شبکه ی ترافیک را که ناحیه های مختلف را به یکدیگر مرتبط می کند در جای خود تثبیت می کند. معماری مسئول رفاه و زیبایی شهر است. وظیفه دارد تا شهر را خلق کرده. تقسیم بندی عناصر شهری را به عهده دارد. معماری کلید همه چیز است. (لوکوربوزیه ،1382 : 173).

پایان بخش اول – ادامه دارد

«گزارش تحقیقی ارائه شده به کلاس نظریه های جدید انسان شناسی دکتر ناصر فکوهی/ مقطع: کارشناسی ارشد/ دانشجو : زینب جوادنیا/ نیمسال تحصیلی 88-87/ عنوان : زندگی و اندیشه ی لوکوربوزیه»

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.