زنان و حرکت های سیاسی در عصر قاجار(5)

رضا آقا بابا دستجردی

چکیده
عصر قاجار را از آن روی می توان در میان دیگر اعصار دیگر ایران متمایز و حائز اهمیت دانست که مردم به دنبال عوامل آگاهی بخش و یاری رسان به مفاهیم نوینی از زندگی و حیات سیاسی اجتماعی دست یافتند و این بار با تلقی نوی خود، انتظارات جدیدی از دولتمردان و حکومت داشتند. تمامی حرکت هایی که در این عصر شکل گرفت را می توان خواست ملی دانست از برای رفع ظلم، ایجاد برابری و آزادی و رعایت حقوق مردم. در این میان زنان نیز دوشادوش مردان دست به تحرکاتی انقلابی زدند و بیش از پیش نام خود را در دستاوردهای جنبش های مردمی عصر قاجار بر زبان ها راندند. در این مقال به تعدادی از این جنبش ها پرداخته خواهد شد.
کلیدواژه ها:
زن، قاجار، مشروطه، جنبش های سیاسی مذهبی، حقوق اجتماعی، آزادی خواهی

بیان مسئله
یکی از وجوه حیات اجتماعی زنان در عصر قاجار را می توان مشارکت آنان در جنبش ها و تحرکات این عصر دانست. همانگونه که اشاره شد آشنایی ایرانیان با مفاهیم تازه روشنگری و آزادی خواهی فصلی تازه در حیات آنان گشود و خواست ایشان را متحول با اعصار گذشته ساخت. اقشار مختلف اجتماع که تشنه احقاق حقوق از دست رفته خود و حصول آزادی و برابری بودند دست به هر اقدامی زدند تا به هدف خود نائل آیند. با این پیش درآمد کوتاه می توان پرسش تحقیق حاضر را اینگونه مطرح ساخت که زنان این عصر دست به چه جنبش هایی زده، در کدام یک شرکت جسته و به چه نتایجی دست یافتند؟ پاسخ به پرسش های مذکور گامی دیگر است در راه شناخت و آگاهی از موقعیت اجتماعی زن در ایران عصر قاجار.

نقش زنان در لغو قرارداد رژی
(در سال 1269 ه .ش  ناصرالدین شاه و درباریان وقت، امتیاز دخانیات در تمام مملکت را به ماژور تابلوت واگذار کردند. در ازای این تعهدات سنگین، شرکت مذکور نیز متعهد می گردد تا ضمن پرداخت 15 هزار لیره، سالانه یک چهارم سود خود را به ایران بپردازد.
در پی عقد این معاهده، انگیزه های متفاوتی، قشرهای مختلف مردم را به رهبری روحانیان بر ضد این امتیاز بر می انگیزد و طی آن، اولین حرکت مردمی و مذهبی بر ضد سیاستهای خائنانه و دربار ناصری مجال ظهور عینی می یابد.
زنان نیز از آغاز تا پایان این مبارزه در صحنه های مختلف حضور داشتند. به گونه ای که وقتی خبر می رسد شاه با میرزای آشتیانی اتمام حجت کرده است  باید در ملا عام قلیان بکشد و یا از ایران خارج شود و به عتبات برود، زنان پیشاپیش مردان به اعتراض علیه حکومت می پردازند. انبوه زنان در سنگلج- محل استقرار میرزای آشتیانی- جمع می شوند و ضمن اعلام حمایت از استمرار مبارزه، بدون حمایتی از سوی مردان، اقدام به بستن بازار می کنند. آنان در این کار آنچنان دقت و وسواسی به خرج می دهند که بنا به گفته ای هر دکان را گشود دیدند، خواهی و نخواهی بستند. تا به جایی که در تمامی بازار شهر به این عظمت، یک باب دکان دیگر گشود نماند. ( کربلایی  110:1361)
پس از این اقدام کارساز، که به مثابه فلج ساختن حیات اقتصادی پایتخت بود، زنان برای به حرکت درآوردن مردان ( تمام سرها را ازروی چادرها لجن گرفته و فریاد و فغان کنان رو به ارک دولتی رفتند ). این اقدام زنان نتیجه خود را می دهد و مردان به دنبال آنان، وا اسلاما گویان و با حالت گریه و زاری به سمت ارک دولتی، که مقر شاه و رجال دولت بود به راه می افتند.
مشارکت زنان در اعتراض به امتیاز تنباکو، تنها به زنان تهران محدود نمی شد. در شهرهای دیگر نیز، زنان به صورت جدی، تنفر و انزجار خویش را از عقد چنین قراردادی اعلام داشتند. در تبریز، زنان به رهبری زنی به نام زینب در اعتراض به قرارداد دوشادوش مردان به پا می خیزند. همچنین بازار این شهر به علامت اعتراض بسته می شود و متجاوز از بیست هزار نفر مسلح به شاه تلگراف می کنند که به هیچ وجه زیربار این قرارداد نخواهد رفت. پس از چند روز که از بسته شدن بازار می گذرد، ماموران دولتی به زور ارعاب و تهدید و وعده و وعید، بازاریان را مجبور به باز کردن مغازه های خود می کنند. لیکن چند ساعتی از باز شدن بازار نگذشته بود که دسته ای از زنان به زور اسلحه بازار را می بندند و به سرعت صحنه را ترک می کنند. رهبری همه این اقدامات بر عهده زینب بوده است. ( طاهر زاده 84:1363)
زنان ایلاتی نیز در کنار مردان به اعتراض پرداختند و همه روزه تلگرافات تهدید آمیزی در رابطه با فسخ این قرارداد به تهران مخابره می کردند. ( اعظام قدسی 44:1342)

نقش زنان در نهضت مشروطه و رویدادهای پس از آن
نهضت مشروطه، حاصل تلاش و جانبازی افراد بسیاری بود که زمینه آن را، پیش از وقوع آن مهیا کردند و تا مدتها پس از آن نیز، در راه تحقق آرمان های آن کوشیدند. در واقع این نهضت، راهگشای اعتراض های بعدی شد به گونه ای که مردم دیگر نسبت به عملکردهای هیات حاکمه بی تفاوت نبودند و در بسیاری از مسائل، اعتراض خود را بروز می دادند. به عبارتی، حکومت قاجاریه از مشروطه به بعد، چیزی جز یک دوره پرآشوب سیاسی و اجتماعی نبود که طی آن مردم، دولت و شاه همه با هم در گرداب نا آرامی غوطه ور بودند. ( دلریش 170:1375)
(زنان در لحظه لحظه این حرکت مهم سیاسی- اجتماعی فعالانه حضور داشتند و هنگامی که مخالفت با دولت آغاز شد و مردم در مسجد شاه تهران، بارها و بارها بست نشستند زنان نیز عهده دار مسئولیت های مهمی بودند.
هر چند که زنان در تمام اعتراض هایی که به تحقق نهضت مشروطه منجر گشت، در حد توان نقش داشتند اما متاسفانه حق آنان در اولین مصوبه مجلس زیر پا نهاده شد. به طوری که در ماده  سوم و پنجم نظامنامه انتخابات مجلس به تاریخ 20 رجب 1324 ه. ق زنان در کنار اطفال و اتباع بیگانه، از انتخاب شدن به نمایندگی و حتی انتخاب نمودن نمایندگان مجلس محروم شدند. ( کرمانی 93:1362)
اتحادیه غیبی نسوان اولین تشکیلاتی است که پس از اعطای مشروطه، در زمینه حمایت از این نهضت و به دست زنان تاسیس شده، که البته به دلیل مخفی بودن تشکیلات، از چگونگی و عملکرد و اهداف آن  اطلاعی در دست نیست.

تاسیس بانک ملی و یاری بی دریغ زنان
( یکی دیگر از کارهای بزرگی که مجلس اول به آن اقدام کرد تصمیم به تاسیس بانک ملی بود. با تاسیس بانک ملی یکی دیگر از بندهای وابستگی به کشورهای استعماری پاره می شد. بنابراین این کار مجلس با استقبال پرشور میهن پرستان، به ویژه زنان قهرمان ایران روبه رو شد.
موضوع تاسیس بانک ملی زمانی مطرح شد که دولت در نظر داشت بار دیگر دست نیاز به جانب بیگانگان دراز کند و تقاضای وام نماید و در این باره با دول روسیه تزاری و انگلستان وارد مذاکره شده بود). ( ناهید 74:1360)
مورگان شوستر خزانه دار آمریکایی نوشته است که چگونه هنگام اولتیماتوم روسیه در سال 1329 قمری زنان در تظاهرات به مردان پیوستند، جلوی بهارستان سخنرانی کردند، اجناس روسی را تحریم نمودند و از نوشیدن چای و استفاده از قند روسی و سوار شدن بر تراموایی که متعلق به یک شرکت فرنگی بود خودداری ورزیدند.
مخبر السلطنه، از جانب مشیر الدوله- صدر اعظم وقت- موضوع وام را در مجلس مطرح می کند و نظر نمایندگان را در این باره جویا می شود. پیشنهاد دریافت وام از بیگانگان نمایندگان را سخت عصبانی می کند. حاجی معین التجار زیان های این کار را شرح می دهد و جواب نمایندگان به دولت این می شود که توده نمی تواند خانه و لانه خود را گرو گذارد و وامی دریافت کند و با آن کیسه کاهلان درباری را پر کند. سپس نمایندگان تصمیم به تاسیس بانک ملی می گیرند تا اگر دولت نیازی به پول داشته باشد، از این بانک تامین کند. وقتی که خبر تاسیس بانک ملی در کشور پخش می گردد، با استقبال پر شور مردم روبه رو می شود. ( انبوه مردم از توانگران و کم چیزان خشنودی ها نمودند و همراهی نشان دادند. سپس بازرگانان زمینه آن را آماده گردانیدند. بدینسان که سرمایه آن را سی کرور تومان گرفتند که هر کسی از پنج تومان تا پنجاه هزار تومان سهم تواند داشت. نظامنامه آن را نوشته برای دستینه ( امضا ) شاه فرستادند و چند حجره بازرگانی را برای گرفتن پول به مردم شناسانیدند. مردم رو به آنجاها آوردند و پول پرداختن آغاز کردند. زنان ایران نیز کمک های تحسین برانگیزی برای پا گرفتن بانک ملی به عمل آوردند. روزنامه مجلس در این باره می نویسد:« بیوه زنان کشور ما گوشواره و دستبند خود را برای ادای قرض دولت و تاسیس بانک داخله حاضر کرده و هر یک می خواهند که در این باب بر دیگری سبقت گیرند ». (روزنامه مجلس،1324ق،ش 2)

بمباران مجلس و قیام زنان
( سرانجام تضاد و دشمنی بین محمد علی شاه و مجلس به اوج خود می رسد. ترقی خواهان از گوشه و کنار کشور به یاری مجلس برمی خیزند. انجمن تبریز صراحتاً اعلام می دارد که دیگر محمد علیشاه را به پادشاهی نمی شناسند. دیگر انجمن ها نیز کار انجمن تبریز را تایید می کنند.
در این روزهای بحرانی، تبریز بیش از دیگر شهرها به عمق فاجعه ای که در حال وقوع بود پی برده بود. بنابراین جوانان خود را برای مبارزه آماده می کرد). ( ناهید 79:1360)
زن های غیوره آذربایجان امروز شرف ملیت را از تمام عالمیان ربوده و اتصالاً گردنبند و گوشواره و دست بند است که به ما صندوق اعانه با هزار نیاز تقدیم می کنند و تمام اهالی با جان و مال در حفظ مقصود مقدس حاضرند. ( کسروی 610:1324)
به این تریتب زمینه کاملا برای پیاده شدن نقشه شوم استبداد و استعمار آماده می شود و کعبه آمال ملت به توپ بسته می شود. جوانانی که به دفاع مجلس می شتابند، کاری از پیش نمی برند و در خون خود می غلتند . نعش جوانان به کوچه و خیابان های اطراف مجلس می ریزد و خبر می آورند که نعش جوانان مجاهد را مردان جرأت ندارند بردارند. زنها همت کرده آنها را برمی دارند. ( دولت آبادی 375:1336)
( گروهی از زنان تبریز زیر عنوان کمیته زنان طی تلگرافی وضع نابسامان تبریز محاصره شده و خطری را که مردم این شهر را تهدید می کرد، به کمیته زنان ایرانی مقیم استانبول گزارش می کنند و از آنها می خواهند ستم دیدگی تبریزیان را گوش جهانیان برسانند و افکار عمومی را به این امر جلب کنند). ( ناهید 81:1375 )
( به هنگام محاصره یازده ماهه تبریز، زنان این شهر اغلب کارهای پشت جبهه را بر عهده داشتند. آنان برای مجاهدان غذا می پختند، لباس می دوختند، جوراب می بافتند، پوکه های خالی قشنگ را پر می کردند، ازسنگری به سنگر دیگر خبر و غذا می رساندند، شب نامه پخش می کردند، پرستاری و مداوای زخمیان را نیز بر عهده داشتند. یکی از این زنان می گوید: در بحرانی ترین روزهای قیام مجبور بودیم برای رعایت اصول پنهان کاری « تکه های نان را از زیر چادر به سینه و شکم مان ببندیم و به سنگر مجاهدان برسانیم ». ( عافیت 70:1968)
زنان دیگری نیز بودند که مجاهدان را کمک مالی می کردند. آنان حتی از بذل زینت آلات و جهیزیه خود در راه پیشبرد انقلاب مضایقه ای نداشتند.
علاوه بر این کارها، گروهی از زنان نیز در سنگرها می جنگیدند و بی محابا از کشتن و کشته شدن هراسی به دل راه نمی دادند. زنان و دخترانی نیز بودند که در لباس مردانه می جنگیدند تا شناخته نشوند.
حبل المتین می نویسد: در یکی از نبردهایی که بین اردوی انقلابی ستارخان با لشکریان رخ داد، بین کشته شدگان انقلابیون جنازه بیست زن مشروطه طلب در لباس مردانه پیدا شده است. ( پاولویچ ؟:55)
از آن‌ جا که زنان پیش از آن در حرکات اعتراضی بر سر نان شرکت کرده و تجربیاتی به دست آورده بودند، پس در این جنبش سیاسی هم پا به ‌پای مردان شرکت کردند. برای مثال، مشارکت زنان در مشهد قابل توجه است و یا مشارکت هزاران نفر از آن‌ها در تظاهرات تهران.
همچنین از دیگر فعالیت‌های زنان در این دوره در جهت اجرای حکم میرزای شیرازی برچیدن قلیان‌ها از منزل و حتی در دربار ناصرالدین شاه بود.
به نظر آدمیت، مشارکت زنان را به خودی خود نباید نشانه ای در تحول هشیاری اجتماعی آنان تعبیر کرد، چرا که حضور زنان در آن صحنه‌ها خلاف متعارف نبود، آن‌ها در قحطی و گرانی نان و گوشت هم همواره در تجمع‌ها ظاهر می‌شدند ».
هر چند « زاهد » معتقد است که حرکت زنان تنها پیروی از مردان نبوده و گریه و شیون نیز تنها ابزارهای موجود در اختیار آن‌ها جهت بروز خشم و اعتراض‌ شان بوده است، چرا که سایر ابزارهای اظهار خشم و نفرت و اعتراض در بین زنان چندان شناخته ‌شده نبوده است. بنابراین نمی‌توان منکر این مسأله شد که در زمان تحریم تنباکو، عملکرد زنان نشان‌دهنده‌ شعور و آگاهی آن‌هاست.

نتیجه گیری
همانگونه که مشاهده شد زنان در تمامی جنبش ها و تحرکات ممکن، دوشادوش مردان در صحنه حاضر می شدند تا به احقاق حقوق از دست رفته ملت و خود بپردازند. در این میان زنان با مطالعه روزنامه ها، حضور در مدارس، آشنایی با حقوق حقه خود و مواردی اینچنین بیش از هر چیز خواستار احیای شخصیت و حیثیت از دست رفته خود بودند. نگاهی به تحرکات و جنبش هایی که زنان در آن شرکت جستند تلاش برای حصول هر چه بیشتر به آزادی و حقوق مردم را بیش از پیش نشان می دهد. از سوی دیگر زنان تلاش داشتند تحرکاتی در جهت تغییر افکار و دیگاه های مردان نسبت به خود صورت دهند. در حقیقت تلاش زنان شاید بیش از مردان برای این قشر اهمیت حیاتی داشت. این را از آنروی می توان متوجه شد که در مواردی که مردان به دلایل مختلف از شرکت در جنبش ها برکنار بودند این زنان هستند که فارغ از محدودیت های خود در جهت احقاق حقوق مردم می کوشند. اما شاید بتوان نتیجه نهایی را اینگونه بیان داشت که حاصل این جنبش ها و تحرکات با توجه به طبیعت مردانه امور کمتر از برای زنان سود و منافعی در پی داشت. اما باز زنان نقش بسزایی از خود در تحرکات اجتماعی این عصر بروز داده و به منصه ظهور رسانیدند.

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی