سرآغاز

حضرت محمد (ص)، در فرهنگ عامه‏ ی مردم ایران

اعظم موسوي
Muhammad_1514.jpg

مراسم تولد، مبعث و وفات
یکی از شخصیت‏های نافذ و فرهنگ ساز جامعه‏ی بشری در طول تاریخ حضرت محمد(ص) است. شخصیت و کلام حکمت‏آمیز او تعبیری از یک انسان کامل دارد. او مظهر کمالات الهی است و تمام ارزش‏های انسانی در او متبلور است.

   حضرت محمد(ص) فردی مسئولیت‏پذیر بوده و با تحمل مشکلات وناهنجاری‏های بی شمار توانست ‏مسئولیت رهبری جامعه را به دوش بکشد.
او با وجود حضور در عرصه‏های سیاست، جنگ و اجتماع یکی از زاهدترین انسان‏ها نسبت به امور دنیا بود.
   بر همین اساس  خداوند تعالی، ایشان را از میان مردم برگزید تا ادب و فرهنگ و روش و رفتار درست در زندگانی را به مردم بیاموزد. سیمای مردمی حضرت محمد(ص)، در کنار جایگاه درخشان دینی وی، حضور او را در آیین‏های مردم بسیار پر نقش می‏سازد.
    باتوجه به شخصیت والای آن حضرت، مسلمین در سه روز تاریخی سال  یعنی ولادت، مبعث و وفات‏ آن بزرگوار، مراسمی را برپا می‏دارند که به اختصار به توضیح آن در این مقاله می‏پردازیم. این مقاله‏ حاوی اطلاعاتی است که از پژوهش‏های متعدد مردم‏نگاران و مردم‏شناسان پژوهشکده مردم‏شناسی گرد آمده ‏است.

وفات پیامبر
در روز بیست و هشتم صفر، روز وفات پیامبر که روز حزن و اندوه برای مسلمانان است، مردم اکثر نقاط ایران ‏برای عزا داری به مساجد و تکایا می‏روند و به روضه خوانی، نوحه خوانی، سینه زنی و رنجیر زنی می‏پردازند. در بعضی از نقاط ایران در این روز علاوه بر رفتن به مساجد وتکایا، مراسم خاصی در برخی از مناطق برگزار می‏شود که گزارش مردم‏نگاری آن در سطح کشور به شرح زیر است:
   در شهرستان بستان‌آباد، علاوه بر عزاداری و دسته گردانی در مساجد به محله‏ها می‏روند، در بعضی از خانه‏ها «آش نذری  معروف به امام آشی» می‏پزند و با آن آش از دسته جات عزاداری پذیرایی می‏کنند.
   در شهرستان میانه، در این روز چای و خرما نذر می‏کنند.
   در شهرستان سراب، بعضی منازل احسان (احسان به معنای نیکی و طلب خیراست.) خیرات می‏دهند و پیراهن سیاه علم‏ها را در می‏آورند وهرکس حاجتی دارد از پارچه سیاه علم تکه پارچه‏ای گرو بر می‏دارد و بعد از قبولی حاجتش برای علم در سال‏آینده پارچه نذری می‏آورد. معمولاً زنان در این روز حلوا می‏پزند و با خرما در قبرستان روستا پخش می‏کنند.همچنین پخت آش منسوب به «آش امام» (چغندر، نخود، لوبیا و تره را در آب می‏پزند نزدیک پخت برنج و رشته و آرد اضافه می‏کنند، بعد از پخته‏شدن پیاز داغ و دوغ (آیران) را می‏افزایند.)  مرسوم است.
در شهرستان کلیبر، هیئت‏های هر مسجد و محله یک بار ساعت 10 صبح تا اذان ظهر و بار دیگر بعد از اذان‏مغرب به صورت دسته جات سینه زنی به خیابان‏ها می‏روند. هیئت‏های هر مسجد، داخل مسجد به سوگواری ‏می‏پردازند  و سپس به خیابان می‏روند.
   از نذورات رایج در این روز پخت آش، شله زرد یا ساری شیله (sârišila) است که معمولاً درکاسه‏های‏ مخصوص به همسایگان داده می‏شود. بعضی خانواده‏ها حلوای «ترک» را مرکب از آرد برنج و خاکه قند پخته و به صورت لقمه‌هایی داخل نان به همسایگان نذر می‏دهند.
   در شهرستان لنجان، روز وفات پیامبر(ص) را چهل و هشتم نیز می‏گویند. علاوه بر برپایی مراسم عزاداری ‏در مساجد و حسینیه‏ها که در شب‏های 28 و 29 صفر اجرا می‏شود، در بعضی منازل غذای نذری پخته و توزیع می‏شود. هرکس نذر آش شله قلمکار دارد پخته و افرادی که نذر یا حاجتی دارند به آن خانه می‏روند و آش می‏گیرند تا سال دیگر حاجتشان برآورده شود.
   در شهرستان کاشان، دراین روز بعضی دسته جات که به نام محمد(ص) و امام حسن(ع) شهرت دارند جهت عزاداری به بازار می‏روند و با صرف ناهار از عزاداران پذیرایی می‏شود.
   در روستاهای چوشقان ونشلج دراین روز در تکایا روضه خوانی می‏کنند و بعدازظهر به تعزیه خوانی‏ می‏پردازند و در روستاهای ورکان و قهرود بعد از مراسم عزاداری، مراسم نخل‏گردانی انجام می‏گیرد و شیر گاو و گوسفندان را دوشیده و به امام جماعت مسجد می‏دهند.
   در شهرستان اردبیل، بعضی خانواده‏ها بنا به نذر خود احسان داده و مراسم عزاداری  و روضه خانی ترتیب‏ می‏دهند و نهایتاً سعی و تلاش مردم در این است که سفره‏های نذری خود را در این روز پهن کنند.
   در شهرکرد، در روز وفات پیامبر(ص) پس از عزاداری، اهالی بعضی از روستاها به زیارتگاه‏ها و امامزاده‏ها می‏روند.
   در گناباد، تکایاومساجد را با پارچه‏های سیاه تزئین می‏کنند و دسته جات عزاداری اکثراً در این ‏روز به مشهد مقدس می‏روند.
   در شهرستان قائن، این روز را چهل وهشتم می‏نامند. مردم کار و کسب را حرام دانسته و همگی به عزاداری‏ می‏پردازند، هیئت‏ها ودسته‏های سینه زنی و زنجیر زنی در داخل خیابان‏ها و کوچه‏ها، عزاداری می‏کنند و مجالس روضه خوانی در اکثر خانه‏ها، مساجد و...برپاست. بعضی از هیئت‏ها و گروهی از مردم برای عزا داری ‏به مشهد مقدس می‏روند.
   در شهرستان درگز، روز وفات پیامبر(ص) مجلس روضه خوانی در مساجد برقرار است و مردم دسته‏دسته به زیارت امامزاده‏ها خصوصاً شاهزاده محمد پسرامام جعفر صادق(ع) در شیلگان می‏روند و در آنجا عزاداری می‏کنند و هرکس نذری داشته باشد با پختن «حلیم» از عزاداران  و مردم پذیرایی می‏کند.
   در روستای گپی، دامداران شیر دام‏هایشان را به مسجد می‏آورند و «شیربرنج» درست می‏کنند و بین ‏عزاداران پخش می‏کنند. مردم سعی می‏کنند در این روز دست از کار و کسب بکشند و بیشتر به نذر و نیاز، دعا و نماز بپردازند.
   در قوچان، وعاظ و مداحان مرثیه سرایی می‏کنند، اهالی بعضی از روستاها و شهر قوچان جهت ‏برگزاری مراسم بیست وهشتم صفر (وفات پیامبر) به مشهد مقدس می‏روند و به مدت دو روز در حرم امام رضا(ع) به‏ عزاداری می‏پردازند.
   یکی دیگر از مراسم، پیاده روی هیئت‏های عزادار به سمت مشهد است که از چند روز قبل خود را برای ‏این مسافرت با پای پیاده آماده می‏کنند و در مدخل و میدان ورودی شهر، مردم قوچان با چای و شربت از عزاداران، پذیرایی به عمل می‏آورند.
   دربیرجند در این روز بعضی از مردم به صورت تکی و یا با هیئت‏های سینه زنی برای عزا داری ‏به مشهد می‏روند.
   در روستای مود به «مزارکاهی» می‏روند و در آنجا مراسم سینه زنی و زنجیرزنی رایج است. در این روز افراد کارهایشان را تعطیل می‏کنند و معتقدند «کارکردن حرام» است. در بیرجند هیئت‏های عزادار از هر محله ‏به طرف مرکز شهر به راه می‏افتند و درجلو دسته‏های عزادار، بعضی مردم گوسفند قربانی می‏کنند و اسپند می‏سوزانند.
   در شهر نهبندان، عده‏ای از مردم ظهر روز بیست وهشتم صفر «غلور»(خمیر خشک شده‏ای است که از مخلوط پودر گندم پخته و شیر درست می‏شود که با برنج نیز خورده می‏شود.) می‏پزند و بین عزاداران پخش‏ می‏کنند.
   در آبادان، در روزهای 27 و 28 صفر درحسینیه‏ها پس از عزاداری به مردم غذا می‏دهند، شله‏زرد پخته و بین اهالی تقسیم می‏کنند. فارس زبان‏های آبادان در روز 28 صفر، دمام زنی(نوعی از آلات موسیقی محلی) دارند ولی ازحسینیه‏های خود خارج نمی‏شوند.
   در دزفول، دسته‏های سینه‏زنی و زنجیرزنی به امامزاده سبزقبا می‏روند. در این روز مراسم‏ خواستگاری، عقد و عروسی و نقل و مکان به منزل جدید را انجام نمی‏دهند، چون معتقدند که روزهای اربعین ‏و صفر برای کارهای خیر بدشگون است.
   درشهر شوش، در شب بیست و هشتم هیئت‏های عزاداری در مراکز خود جمع شده، روضه خوانی و عزاداری می‏کنند و در روز بیست وهشتم صفر دسته‏ها به صحن بقعه دانیال نبی می‏آیند و به سوگواری ‏می‏پردازند.
   مردم میان آب می‏گویند که حضرت محمد(ص) به حضرت فاطمه(س) گفتند: که من درماه صفر به دیار باقی خواهم رفت و به همین دلیل حضرت فاطمه(س) هر موقع ماه صفر می‏رسید نگران می‏شدند ودر منزل ‏را می‏کوبیدند و می‏گفتند: الصفرطَلَع (صفربیرون بیا).
   درشوشتر، در این روز کسانی که نذری دارند آن را ادا می‏کنند وسپس هیئت‏های زنجیرزنی به‏ امامزداه عبدالله می‏روند و شب هنگام نیز روضه خوانی می‏کنند.
   در شهرستان خدابنده (قیدار) و روستاهای اطراف به غیر از شهرسجاس کار و تلاش را در این روز گناه وحرام شمرده ودست به هیچ کاری نمی‏زنند. در شهر گرماب خرجی (شام یاناهار) و درکوچ تپه نذری (چای‏وشربت) می‏دهند. در این روستا تعدادی به نام قتل خوان از روستای خوش ییلاق آمده و قتل‌خوانی(روضه، نوحه و عزاداری پیامبر(ص) و دیگر ائمه) می‏کنند.
   در شاهرود، در قلعه نوخرقان، نخل کوچکی معروف به تابوت امام حسین(ع) را سیاه پوش‏می‏کنند و آن را به قبرستان می‏برند و آنجا در مقابل نخل به عزاداری می‏پردازند.
   درزاهدان، روز وفات پیامبر(ص)، مغازه‏ها را بسته و کار را حرام می‏دانند.
   در شهر سراوان، در این روز تمام مردم در مسجد جمع می‏شوند وسوگواران به صورت جمعی نماز می‏خوانند.
   در شیراز و روستاهای اطراف به مناسبت این روز به مدت سه شب روضه خوانی دارند.
   در روستای تربرلاپیشه وبردج در این روز به پای حجله قاسم و کتلی(Kotal، نشانه‏ای است سه متری به شکل صلیب که با پارچه‏های نذری آذین بندی می‏شود.) که به مناسبت عاشورا درست ‏کرده‏اند، گوسفند قربانی می‏کنند. به همین منظور حجله و کتل را باز کرده، پارچه‏های نذری بسته شده به آنها را با مقداری از گوشت قربانی به صاحبانشان بر می‏گردانند.
   در شهر آباده، در این روز بین عزاداران خرما وحلوا پخش می‏کنند.
   در کازرون و شهرهای دوان و سیف آباد، آش امام، نان گرده (gerde)، و حلوا درست می‏کنند.
   در سیف آباد معتقدند که روز وفات پیامبر(ص) باید در خانه بمانند و قرآن بخوانند و به این روز، روز قتل(qatl) میگویند.
   در قم، دراین روز در اکثر مساجد مراسم سوگواری برگزار می‏شود، به سوگواران  شام می‏دهند و کار و فعالیت تعطیل است و در روستای مهرزمین در این روز مراسم تعزیه برگزار می‏شود.
   در شهر تاکستان در این روز به عزاداران خرجی می‏دهند که این خرج معمولاً آبگوشت است و موقع‏ناهار آن را پخش می‏کنند و گاهی روضه خوانی و تعزیه نیز در این روز برپا می‏شود.
   درسیرجان، هرکسی نذری داشته باشد ادا می‏کند و نذرداران،  عزاداران رابه خانه خود می‏برند و با آبگوشت امام حسینی از آنها پذیرایی می‏کنند. در گذشته مراسم قمه زنی رایج بود و عزاداران با پای برهنه ‏روی خارها راه می‏رفتند، به خاطر این که نوه‏ی حضرت محمد(ص) یاران امام حسین(ع) و یارانش در بیابان‏ها روی خارها آواره بودند. پس از انقلاب‏اسلامی دیگر مراسم قمه‏زنی انجام نمی‏شود. در ماه‏های محرم وصفر زنان زروزیور نمی‏آویزند و آرایش نمی‏کنند.
   درگچساران در این روز اگر کسی نذری داشته باشد گوسفندی ذبح کرده و گوشت آن را بین‏ همسایگان تقسیم می‏کند.
   در قروه، کار و فعالیت را تعطیل کرده و به عزاداری می‏پردازند.
   درسنقر در این روز به طور کلی مردم دست از کار می‏کشند. در روستای ده حمزه برخی‏ خانواده‏ها آش می‏پزند و در روستای حسین‏آباد، افرادی که نذری دارند حلوایی تهیه کرده، بین اهالی تقسیم ‏می‏کنند.
   در جوانرود، در این روز معمولاً روزه می‏گیرند چون اعتقاد دارند که در این روز دندان حضرت ‏پیامبر(ص) شکسته شده است.
   در کنگاور در این روز، حلوا وجمعانه(آرد را باروغن خمیر کرده و بعد در روغن سرخ می‏کنند.)  درست می‏کنند و آن را بین مردم توزیع می‏کنند. هرکس ‏در این روز نذری داشته باشد خوراک‏هایی مثل پلومرغ و شله زرد می‏پزد. در گذشته در چنین روزی کارکردن را حرام‏ می‏دانستند و حتی در این روز آبیاری نمی‏کردند بلکه آب را رها می‏گذاشتند چون معتقدند  هر زمینی را که در این روز آبیاری کنند از بین می‏رود. کسانی که در این روز به دنیا می‏آیند، هر سال در چنین روزی هلیسه (halysa) یا حلیم می‏پزند. در روستای گودین در این روز اهالی به امامزاده محمد در روستای مجاور و یا به‏ امامزاده باقر در روستای خود می‏روند.
   در لنگرود، در این روز تعزیه حضرت قاسم انجام می‏گیرد. در روستای کولاک محله در این روز اهالی روستا برای شرکت در مراسم عَلم واچینی روستای سلوش در قالب هیات زنجیر زنی وسینه زنی به این ‏روستا عزیمت می‏کنند. در شهر چمخاله مراسم شام‏دهی برگزار می‏شود.
   در روستای کوشالشاه در این روز از ساعت 10 صبح هیات عزاداری از حیاط مسجد به طرف بقعه ‏سیدمحمدنقی حرکت می‏کنند، ناهار را متولیان  بقعه با همکاری مردم محل تهیه و تدارک می‏بینند.
   در روستای پاپ کیاده در این روز علمایی را از شهر یا محله‏های اطراف دعوت می‏کنند.
   اهالی فومن، در این روز در روستای ماسوله با سینه زنی از بقعه عون بن علی به محله‏ها راه‏ می‏افتند. شب 28 صفر نذری پخش می‏کنند. در روستای لادمخ در این روز علم می‏آورند و مردم غذا درست‏ کرده، در مجمع می‏گذارند و برای مساجد یا دسته‏های عزاداری می‏فرستند.
   در لاهیجان، در این روز در آسیدمحمد یمنی بعد از مراسم روضه خوانی، ناهار و شام می‏دهند و روضه در 30 صفر در آسیدمحمد یمنی خاتمه می‏یابد. در روز 28 صفر حلوا و شله‏زرد پخش می‏کنند.
   در بارکوسرا، شیرینی وحلوا و پلوخورشت درست کرده و پخش می‏کنند.
   در رودینه پرچم سیاه زده و آش شله زرد، آش کشک و آش سبزی می‏پزند و بعدازظهر آن‏ها را پخش ‏می‏کنند.
   در دیلمان، نان و حلوا و آش و نان و پنیر پخش می‏شود.
   در صومعه‌سرا به دلیل روحیه مذهبی و علاقه خاص به پیامبر(ص) در این روز کار را حرام‏ می‏دانند. دکمه‏های پیراهن‏شان را جهت عزاداری باز می‏گذارند و به حمام نمی‏روند. سردر مغازه‏ها، مساجد و بقاع متبرکه را پرچم سیاه می‏زنند.
   و در شهر گوراب زرمیخ به هنگام غروب زنان دسته‏ای تشکیل می‏دهند و تابوتی به عنوان نماد تابوت امام‏رضا(ع) روی دستشان بلند می کنند که پارچه مشکی روی آن کشیده شده و سپس آن را گل باران می‏کنند و به‏صورت دسته‏های عزاداری به روستای تطف می‏روند. در روستای تطف با شربت زعفرانی، چای وخرما از عزاداران پذیرایی می‏کنند و مجدداً به شهر باز می‏گردند. مردان عزادار هم در میدان شهر سینه می‏زنند.
   در ضیابر، زنان در مسجد محل جمع می‏شوند و با نان وخرما و حلوای نذری از حاضرین پذیرایی می‏کنند.
   در شهرستان علی آباد کتول، روز وفات پیامبر(ص) هرکس نذری دارد، آن را ادا می‏کند و بین مردم صدقه ‏می‏دهند.
   در شهر ترکمن، در این روز شام یا ناهار می‏دهند و بعضی‏ها علاوه برخانه‏های خودشان در مسجد نیز از مردم پذیرایی می‏کنند.
   در شهرستان کوهدشت با درنظر گرفتن وسع مالی، نذوراتی به جا آورده و به فقرا و مستمندان صدقه می‏دهند.
   در شهر درود در این روز کسانی که نذر دارند شرکت‌کنندگان در مراسم را برای صرف شام یا ناهار به‏ خانه خود دعوت می‏کنند. غذای تهیه شده در این روز برنج همراه با گوشت یا مرغ است و بعضی نیز شربت وحلوا به مسجد می‏برند.
   در روستای بزازنا نذوراتی  از قبیل برنج و گوسفند را به امامزاده خالک علی (خالدبن علی) برده ضمن‏ زیارت امامزداه، آنها را در همانجا پخته و خیرات می‏کردند. همچنین معتقدند هر کس به قصد کارکردن در این‏روز از منزل خارج شود سالم بر نمی‏گردد.
   درقائم شهر، این روز را در اصطلاح محلی «چهل وهشتم» می‏گویند. در این روز بعضی به پخت‏حلیم و شله زرد نذری می‏پردازند. در شب 28 صفر آذری‏ها در مساجد مربوط به خود جمع می‏شوند و برخی‏ زنان آذری زبان در منزل خود سفره‏های نذری پهن می‏کنند. در این شب سمنو و آش آذری می‏پزند و صبح‏ هنگام آن را بین همسایه‏ها پخش می‏کنند. در کیاکلا مراسم عزاداری در این شب در مساجد ابوالفضل، ترکی‏محله و مسجد موسی بن جعفر برگزار می‏شود و با چای و خرما و نان از عزاداران پذیرایی می‏کنند.
     در تنکابن، اهالی کار را در این روز تعطیل کرده و سر در مغازه‏ها را سیاه پوش می‏کنند. غذاهای‏ نذری همچون آش و شله زرد می‏پزند و بین همسایه‏ها تقسیم می‏کنند.
   در آشتیان و روستاهای اطراف، در این روز مانند روزهای تاسوعا و عاشورا تعزیه امام حسین(ع) اجرا می‏شود.
   در انانجرد، نخل بیرون می‏آورند و در جلوی دسته‏های عزادار حرکت می‏دهند. در این شهرستان و روستاهای آن اعتقاد دارند که در این روز نباید به سرکار رفت یا زمین را آب داد.
   اهالی شهرستان خمین، خصوصاً روستائیان، کارکردن در این روز را نکوهیده و این روز را همچون‏ روز عاشورا گرامی می‏دارند. بنابر این باور به اماکن مذهبی می‏روند. دادن نذری و طعام به عزاداران و برپایی مجالس ‏تعزیه خوانی از جمله شیوه‏های رایج این روز در خمین است.
   درساوه و روستاهای لالایئن و خانقاه، یکی از خانواده‌هایی که نذری دارد هر ساله در این روز تمامی اهالی را برای ناهار دعوت کرده و مردم را خرج می‏دهد.
   در روستای آوه، در این روز جهت عزاداری به شهر قم می‏روند.
   اهالی تفرش، این روز را «چهل و هشتم» می‏نامند وعزاداران در محله زاعزم نخل محله را در محل‏گردانده و به شاهزاده محمد می‏برند. پس از سوگواری نخل را به محل بر می‏گردانند. در این روز مجالس شبیه‏خوانی به ویژه در تکیه شش ناووخلچان برپا می‏شود. در محله خلچان عماری را بیرون آورده و در محل‏ گردانده و در وسط مراسم شبیه خوانی قرار می‏دهند. در این روز، مراسم شبیه خوانی روز شهادت‏امام‏حسن(ع) نیز خوانده می‏شود. در تفرش مجالس زنانه روضه خوانی وگستردن سفره‏های نذری امری‏ متداول است.
   در بستک و بندرلنگه، در عصر این روز عزاداران در مقابل مسجد جامعه تجمع کرده و به‏ حسینیه رودباری‏ها می‏روند و در آنجا، کنار مقبره سیدجعفر گرد آمده و عزاداری می‏کنند.
   در شهر گاوبندی غذای نذری بین مردم توزیع می‏شود.
   در شهرستان قشم از 19 صفر تا 28 صفر مراسم روضه خوانی برپاست. در جزایر هرمز و هنگام در روز 27و 28 صفر روضه‏خوانی دارند و در جزیره‏ی  هنگام کسانی که نذری داشته باشند، غذایی را به عنوان خرج ‏تهیه کرده بین عزاداران تقسیم می‏کنند.
   در بندرعباس، مردم منطقه کارکردن در این روز را نکوهیده می‏دانند. دادن ولیمه و دیگر نذورات ‏در این روز رواج دارد. در شهرو، به این مناسبت شبیه خوانی برپا می‏گردد.
   در شهر‏های بهار و اسدآباد گرچه مراسم این روز نسبت به عاشورا مختصر است، لیکن در بین اهالی ‏از ویژگی اعتقادی خاصی برخوردار است. رفتن به سرکار و حتی گرفتن آب در این روز حرام و نکوهیده است. از جمله مراسم  خاص این روز پختن حلیم و... است که از شب قبل در منازل و مساجد آغاز گردیده و با فرارسیدن صبح در بین اهالی هر محل تقسیم می‏شود. اهالی روستای داس قلعه در این روز حتی از فروش شیر دام‏های خود امتناع کرده، آن را برای پذیرایی از عزاداران آماده می‏کنند.
   در مهریز، در این روز مراسمی شبیه روز عاشورا اجرا می‏شود، به طوری که علم وکتل را حرکت ‏می‏دهند.
   در روستای «بی‏ورزین» لوشان روز رحلت پیامبر با شهادت امامزاده محمد حنیفیه مقارن است و در این‏ روز آیین‏های مذهبی با حضور جمعیت فراوان برگزار می‏شود.

میلاد پیامبر(ص)
روز 17 ربیع‌الاول یا به روایت اهل تسنن 12 ربیع‌الاول روز میلاد حضرت رسول اکرم (ص) است. این روز درمیان مردم به «عیدمولود» نیز معروف است. عید مولود روز شادی وجشن و سرور است  و مردم اکثر نقاط ایران ‏خیابان‏ها، کوچه‏ها، سردرخانه‏ها، مغازه‏ها، ادارات، مساجد و تکایا را با پارچه و چراغ‏های رنگی تزئین‏می‏کنند. آنان  مراسم  مولودخوانی و مدیحه‏سرایی در مساجد و تکایا را و یا در خانه‏های خود بر پا کرده، به مدح‏ حضرت محمد(ص) می‏پردازند و این روز را جشن می‏گیرند. در این روز خانواده‏هایی که نذزی دارند گوسفند ذبح می‏کنند و به پخت غذا، آش،  و شله زرد می‏پردازند، عده‏ای هم در خیابان‏ها، کوچه‏ها، مساجد وتکیه‏ها شیرینی و نقل و شربت و چای و...پخش می‏کنند. اکثر مردم کارهای خیر خود را از قبیل خواستگاری، عقد، عروسی و سفره‏های نذری در این روز انجام می‏دهند، چون معتقدند این روز خوش یمن است. در این روز بسیاری از مردم به دیدار بزرگترها می‏روند و بزرگترها برای زوج‏های جوان و تازه عقدشده هدایایی‏ می‏فرستند.
   اگر کسی تازه فوت شده‏ای دارد، چنان‏چه این روز گرامی را در پیش داشته باشد این روز عید اول شخص ‏فوت شده محسوب می‏شود و افراد به دیدن خانواده‏ی متوفی می‏روند و آن خانواده با شیرینی، حلوا، چای‏ و...از تسلیت‏گویان پذیرایی می‏کنند. در بعضی ازنقاط علاوه برکارهای فوق مراسم خاص خود را برگزارمی‏کنند از جمله در شهرستان سلماس در این روز خیرات داده و گوسفند ذبح می‏کنند.
   در مهاباد در این روز با نواختن دف در خصوص حضرت پیامبر(ص) اشعاری را سر می‏دهند.
   اهالی اردبیل روز تولد پیامبر(ص) همه مردم در خانه‏هایشان شام یا ناهار مفصلی تهیه می‏کنند و در روستاها به دیدن سادات می‏روند.
   در آبدانان در این روز حمام کرده و به دست وپای خود حنا می‏گذارند و سرمه می‏کشند، معمولاً به تفریحگاه و پارک و امامزاده می‏روند.
   در شهرستان درگز، درگذشته با پخش برنج عید می‏گرفتند و شادی می‏کردند.
   در شهرستان نهبندان، در روز تولد حضرت محمد(ص) دست و پای خود را حنا می‏بندند.
   در آبادان، در این روز مثل سایر اعیاد در حسینیه‏ها به مولودی خوانی وشعر خوانی می‏پردازند.گاهی بین جوانان حسینیه، مسابقه شعرخوانی برگزار کرده و گاه سؤالاتی راجع به زندگی ائمه و پیامبر مطرح‏ می‏کنند.
   در شوشتر، به مدعوین قهوه داده می‏شود که مراسم خاص خود را دارد. مجالس پذیرایی از اهالی، بیشتر در امامزاده عبدالله انجام می‏گیرد.
   در شهرستان خدابنده (قیدار) و در شهر گرماب دراین روز به بعضی از خانواده‏ها خرجی می‏دهند و از همسایه‏ها و آشنایان با آبگوشت پذیرایی می‏کنند. این روز را به یکدیگر مبارک باد می‏گویند.
  در زاهدان بلوچ‏ها معتقدند که روز وفات و تولد پیامبر(ص) دریک روز واقع شده بدین سبب ‏نمی‏توان این روز را جشن گرفت.
   اهالی شهرستان سیستان در این روز نان روغنی شیرین می‏پزندو بین همسایه‏ها تقسیم می‏کنند. روغن ته‏دیگ را با پنبه پاک کرده، به چوبی می‏زنند و روشن می‏کنند، چون بر این باورند که در این شب خداوند روزی ما را می نویسد.
   در بخش میرجاوه، بلوچ‏ها معتقدند 12 ربیع‌الاول روز تولد، وفات و بعثت پیامبر است و روزه گرفتن دراین روز را ثواب می‏دانند.
   در قم در روز ولادت حضرت محمد(ص) هر کسی که نامش محمد است نقل یا خرما بین مردم ‏پخش می‏کند.
   در شیراز در این روز اماکن عمومی بخصوص اطراف شاهچراغ را با لامپ‏های رنگی نورانی ‏می‏کنند. روستاهای اطراف با گلیم‏های محلی و پرچم، محله‏هاشان را زینت می‏دهند. در گذشته رسم بود که در این ‏روز دست و پای خود را حنا ببندند البته امروزه هم بعضی اشخاص هنوز این کار را انجام می‏دهند.
   اهالی شهر آباده طشک ونی ریز در این روز سعی می‏کنند لباس نو بپوشند.
   در کازرون و روستاهای اطراف در این روز حلوا پخته و پخش می‏شود. در سیف آباد حیوانی سر می‏برند و مهمان دعوت می‏کنند.
   در بیجار در این روز اهل تشیع جلسات شعرخوانی دارند واهل تسنن در مسجد ومنازل مراسم‏ مولودخوانی برپا می‏نمایند و در مدح پیامبر (ص) قصیده می‏خوانند و دف می‏زنند. پس از اتمام مراسم‏ مولودی‏خوانی، نقل و شیرینی را در بسته‏های مناسب بین مردم تقسیم می‏کنند. عقیده دارند که نقل وشیرینی‏ متبرک شده و افراد برگزارکننده‏ی این مراسم دارای اجر اخروی خواهند بود.
   اهالی سقز به این روز «جه ژن مه ولود (Jezen meolad) یا جشن تولد پیغمبر(ص) می‏گویند. اکثر افراد در جشن مولود در ماه ربیع‌الاول اقدام به برگزاری مراسمی بدین منظور می‏کنند و از دوستان وآشنایان خود دعوت به عمل می‏آورند. به همین مناسبت بعد از صرف شام و به جا آوردن نماز عشاء روی‏ سفره یا داخل مجمع بزرگی مقداری خرما، کشمش، نقل ونبات، پول و ظرف آب قرار داده و در وسط مجلس‏می‏گذارند. بعد یک نفر از روحانیون شروع به خواندن مولودنامه می‏کند و دراویش هم به وسیله دف به مجلس‏ شور و حال خاصی می‏بخشند. عده‏ای از دراویش ذکر می‏خوانند و بعضی از آنها به خلسه فرو رفته، به انجام‏کارهایی مانند تیغ زدن، خنجرزدن، خوردن تیغ و سنگ و... دست می‏زنند. مجلس به دو صورت زنانه و مردانه‏ برگزار می‏شود. بعضی افراد نیز در روز تولد پیامبر(ص) گوسفندی را سر بریده و گوشت آن را مولودی(گوشت را بین مردم پخش می‏کنند) می‏کنند. در اغلب روستاها افراد شب دوازدهم که شب تولد پیامبر (ص) است، در مسجد جمع شده و مولودی‏ می‏خوانند و شیرینی پخش می‏کنند.
   در بانه نیز همانند دیگر شهرهای کردستان این ماه را «ماه مولود» می‏گویند و تولد پیامبر (ص) را در روز 12 ربیع‌الاول می‏دانند. در طول این ماه در شهر و روستا مراسم جشنی به نام مولودی انجام می‏شود. هزینه این مراسم را یک یا دو نفر یا دستجمعی در یکی از روزهای این ماه به عهده می‏گیرد. در این جشن در روستاها خرما، نقل و مویز و در شهرها - انواع  شیرینی‏هایی که در قنادی‏ها پخته می‏شود- پس از خواندن‏ مولودنامه بین حاضران در جلسه تقسیم می‏شود. در پاره‏ای موارد غذا هم می‏پزند. توسط پیش نماز، شخص یا مولودی خوانی که بتواند با تسلط آواز رسا و اشعار مولودی را بخواند، مولودنامه خوانده می‏شود. چون این ‏اشعار طولانی است در فواصل آن چند مرتبه دف زده می‏شود. اشعار عرفانی به زبان کردی یا فارسی یا عربی ‏در وصف رسول اکرم(ص) خوانده می‏شود و با ریتم دف، فضایی روحانی به وجود می‏آید، دراویش قادری دراین مجلس به حال شور و جذبه در آمده، شروع به ذکر و پایکوبی می‏کنند. مولودنامه پس از نماز مغرب وعشاء شروع می‏شود و گاهی تا نصف شب یا نزدیک نماز صبح ادامه می‏یابد.
   در شهرسنقر، در روستای هفت آشیان در این روز گوسفند قربانی می‏کنند و گوشت آن را بین اهالی‏ تقسیم می‏کنند.
   در شهرستان جوانرود نیز ماه ربیع‌الاول را به علت این که ولادت حضرت رسول (ص) در آن واقع شده، درگویش محلی (مانگ مولود mہmâng moloud) یعنی «ماه تولد» می‏گویند.
   مانگ مولود یکی از مقدس‏ترین ایام سال قمری در نزد اهل سنت است و فرا رسیدن آن موجب شادی ‏و نشاط مردم می‏شود. اعتقاد بر این است که در این ماه خیر وبرکت و شادی بر اهل زمین نازل می‏شود. دراین ایام هر کس به اندازه توان مالی خود گاو و گوسفند نذر کرده و همسایه‏ها و اهالی را به مسجد دعوت می‏کند و با حضور ماموستا(ملای قرآن خوان، امام جمعه) مراسم مولودخوانی برگزار می‏شود.
   مولودنامه کتابی است شامل مدایح در وصف آن حضرت که بین حاضران تقسیم می‏شود و ماموستا آن را تک‏خوانی کرده و بقیه با او هم‌نوا می‏شوند. خواندن ادعیه و قرآن و نواختن دف در مراسم حتمی است.
   در انزلی در این روز هرکس سفره نذری داشته باشد اقدام به ادای آن می‏کند و همینطور بعضی‏خانواده‏ها بنا بر نیت قلبی خود در خانه مهمانی و جشن مولودخوانی برپا می‏دارند و معمولاً در این مراسم ‏دعای توسل خوانده می‏شود.
   در فواصل معین اشعاری توسط ملای مجلس خوانده می‏شود، که حاضران با کف زدن به شادی‏ می‏پردازند.
   در علی‏آباد کتول، در این روز جشن گرفته، شیرینی، عسل، و حلوا و شربت به در خانه‏های یکدیگر می‏برند. در شهر ترکمن در این روز طلبه‌هایی که به درجه عالی فراگیری سطوح حوزوی رسیده‏اند، ملبس ‏به لباس روحانیت می‏شوند و همراه با مولودخوانی از مردم پذیرایی می‏شود. مولودخوانی توسط چند تن از طلاب جوان انجام می‏شود. ایشان ابتدا سوره حمد، اِنا فَتحنا و سوره یوسف را می‏خوانند، سپس مولودی‏خوانی را آغاز می‏نمایند.
یا رسول، یا رسول، یا رسول                 
یا رسول، یا رسول اشفعنا یوم النشور و...
یا رسول، یا رسول، یا رسول                 
ما را در روز قیامت از شفاعت خود محروم نساز
   این مراسم بیش از یک ساعت به طول می‏انجامد و در پایان با خواندن قرآن و صرف شیرینی به پایان ‏می‏رسد.
   اهالی خمین در این روز مراسم جشن و سرور بر پا می‏دارند و افراد هر خانه با شادمانی روز خود را در زیارتگاه، اماکن متبرکه و با صله رحم می‏گذرانند.
   در ساوه در این روز مراسم جشن و مولودخوانی برپاست. مولود خوانی را در اصطلاح محلی «پامنبری» (pâ menbari) می‏گویند. در روستاهای لالائین و غاذم‌آباد کسانی که نذری دارند، در این روز اهالی را برای صرف ناهار یا شام دعوت می‏کنند.
   در تنکابن در این روز زنان با توجه به به نیت و نذری که از قبل دارند در منزلشان سفره نذری و مولودخوانی برگزار می‏کنند. یک نفر خانم خوش صدا، شروع به مولودخوانی در مدح پیامبر اکرم(ص) می‏نماید و سایر خانم‏ها دست می‏زنند. در این مراسم با شیرینی، آش، نقل و شکلات از مهمان‏ها پذیرایی‏می‏شود.
   در شهرستان‏های بندرلنگه و بستک، اهل تسنن در شب 12 ربیع‏الاول و اهل تشیع در شب 17 ربیع‌الاول ‏مراسم مولودخوانی برگزار می‏کنند. اهل سنت در این شب در مساجد جمع شده، حدود 15 تا 20 نفر از مولودخوانان در قسمت جلو در حالی که رو به مردم قرار دارند، روی زمین نشسته و از روی کتاب «برزنجیbarzanji»، اشعاری در مدح رسول اکرم(ص) می‏خوانند و بقیه حضار با آن‏ها همراهی می‏کنند. گاهی اوقات‏ این چند نفر ایستاده و هر کدام چوبی به دست می‏گیرند. سپس دایره زده و هماهنگ با آواز ملای محلی که‏ مولود خوانی می‏کنند، خود را تکان داده و شور می‏گیرند. در پایان مراسم از مدعوین با شربت و چای و آجیل ‏پذیرایی به عمل می‏آید. این مراسم خاص مردهاست و زنان در آن شرکت نمی‏کنند. در گذشته در شهر بندرلنگه، اهل تسنن برای برگزاری مراسم مولود خوانی، یک نفر را به عنوان نماینده انتخاب کرده، تا  نذورات‏ و هدایای مردم نظیر نقل و شیرینی را جمع‌آوری کند. این شخص علاوه بر آن، وظیفه اطلاع رسانی و دعوت ازمردم جهت شرکت در مراسم را به عهده داشت. بعد از مراسم مولودی خوانی، یکی از شرکت‌کنندگان که‏وظیفه پذیرایی از بقیه را عهده دار بود، انواع نقل، شیرینی، بادام و... را در زنبیل بزرگی ریخته و به دوش‏می‏کشید و یک نفر دیگر به عنوان دستیار، مقداری از آن را با دست برداشته و به حاضرین می‏داد. گاهی‏ اوقات، علاوه بر تنقلات یاد شده، با شیرگرم از حاضرین پذیرایی می‏شد.
   اهالی قشم در این شب بیشتر از شب‏های قبل به مولودخوانی می‏پردازند. اشعار مولودی خوانی ‏از دو کتاب «برزنجی» و «شواهد» (مربوط به اهل تسنن) قرائت می‏شود.
   در شهر رودان و روستای جغین در این روز یک نفر مولودی می‏خواند و مردم در ازای هر بند آن جواب‏ می‏گویند و یا این که صلوات می‏فرستند. در روستای زیارت پیرچوگان مراسم مولودی‏خوانی در زیارتگاه ‏سلطان محمد(ع) برپا می‏شود و چند نفر از مداحان، مولودی‏خوانی می‏کنند.

شب معراج پیامبر(ص)
داستان معراج رسول خدا(ص) چنین روایت(کتاب زندگانی حضرت محمد(ص) ص 196) شده است. در یک شب مبارک حضرت رسول (ص) از مکه به‏مسجد الاقصی و از آنجا به آسمان‏ها رفته و در خاتمه به مکه بازگشتند، این مطلب در قرآن کریم در دو سوره به ‏اجمال ذکر شده: یکی در سوره «اسراء» و دیگری درسوره «نجم». در چند حدیث هم آن شب ‏را شب هفدهم ربیع‏الاول و یا شب بیست‏وهفتم رجب ذکر کرده‏اند. در نقلی دیگر این شب مبارک را در شب‏ هفدهم رمضان و شب بیست‌ویکم آن ماه نوشته‏اند.
   از ائمه معصومین روایت شده که فرمودند:
   جبرئیل در آن شب بر آن حضرت نازل شد و مرکبی را که نامش «براق» بود، برای او آورد. رسول خدا(ص) بر آن سوار شد و به سوی بیت المقدس حرکت کرد. در راه در چند نقطه ایستاد و نماز گزارد. یکی در مدینه، هجرتگاهی که سال‏های بعد رسول خدا(ص) بدانجا هجرت نمود، یکی درمسجد کوفه، دیگری در طورسینا و بیت‌الحم زادگاه حضرت عیسی(ع). سپس وارد مسجدالاقصی شد و در آنجا نماز گزارد و از آنجا به‏آسمان صعود کرد.
   آنجا آدم ابوالبشر را دید، آن ‏گاه فرشتگان دسته‌دسته به استقبال ایشان آمده و با روی خندان بر آن حضرت ‏سلام کرده و تبریک و تهنیت گفتند.
   شب مبعث پیامبر اکرم (ص) را عید معراج نیز می‏گویند. این شب را مردم اکثر مناطق ایران جشن گرفته و مانند تمامی اعیاد شیرینی پخش می‏کنند و به تزئین خیابان‏ها، کوچه‏ها، سردر مغازه‏ها و ادارات می‏پردازند.
   مردم اگر نذری داشته باشند ادا می‏کنند و مناسبت‏های میمون مثل عقد وعروسی و.. در این روز انجام‏ می‏شود. در بعضی از نقاط علاوه بر جشن وسرور مراسم خاص خود را انجام می‏دهند، که به عنوان نمونه به‏اختصار به برگزاری این مراسم در استان کردستان پرداخته می‏شود:
   این رسم در سنندج و سایر نقاط استان کردستان به جز شهرها و روستاهای شیعه‏نشین انجام می‏گیرد. در شب معراج اشعاری به زبان کردی خوانده می‏شود که در سنندج و اطراف آن از سروده‏ی مرحوم «سیدبهاءالدین شمس قریشی» ملقب به «شمس الاشراف» استفاده می‏شود. وی این اشعار را با ظرافتی خاص به ‏نظم درآورده است. معراج‏نامه‏های دیگری نیز وجود دارد که توسط شاعرانی دیگر در مناطقی مانند اورامان‏ به زبانی اورامی، سردشت و بوکان و مهاباد به گویش سورانی سروده شده و مخصوص تکلم مردم آن دیار است. اما چون قسمت اعظم استان کردستان در محدوده‏ی جغرافیایی تحت تاثیر سنندج است، بیشتر این‏ معراج‏نامه خوانده می‏شود که قابل درک برای همه ساکنین کردستان است.
   شب بیست‏وهفتم رجب هر سال اهل هر محله در مسجدی که گنجایش بیشتری داشته باشد، جمع‏ می‏شوند. در آن شب مسجد را آراسته و هر خانواری که استطاعت دارد وسایل چای وشربت و شیرینی و نقل‏و چراغانی مسجد وغیره را تقبل می‏کند. مردان محل با کودکان بعد از شام در مسجد جمع می‏شوند. فرد باسوادی که بتواند اشعار معراج‌نامه را بخواند روی یک صندلی می‏نشیند. بعد از این که مسجد پر از جمعیت ‏شد با فرستادن صلوات، وی با آهنگ مخصوص شروع به خواندن معراج‌نامه می‏کند و بعد از هر بند، دف زنان ‏همراه بانوای دف شروع به مداحی حضرت رسول(ص) می‏کنند و بعد از آن معراج‌نامه ادامه پیدا می‏کند.
   در حال حاضر مراسم شب معراج را در مساجد بزرگ یا تکایا برگزار می‏کنند. گاهی پس از پایان معراج‏نامه، دراویش قادری ذکر می‏گویند ودف می‏نوازند و موها را افشان می‏کنند و کسانی که به حال خلسه می‏روند گاهی ‏به سماع برمی‏خیزند. پس از پایان مراسم، خلیفه و دراویش صلوات و سلام برحضرت محمد(ص) و آل و اصحاب و دوازده امام می‏فرستند، در پایان خرما و شیرینی و شربت در بین حاضرین تقسیم می‏شود.
   تا حدود سی سال پیش، شب‏های معراج در سنندج، در پشت بام مسجد «هاجره خاتون» دور تا دور بام‏ تیرهایی نصب می‏کردند و سیم می‏کشیدند. در فواصل مختلف گلوله‏هایی از پارچه را به نفت آغشته کرده وباتاریک شدن هوا این گلوله‏ها را که «توپز» می‏گویند آتش می‏زدند و به این ترتیب پشت بام مسجد غرق در نورو آتش می‏شد. دراین شب مردم به پشت بام رفته و به تماشای این منظره می‏پرداختند. مسجد «هاجره خاتون» در وسط شهر قراردارد و هرکس از پشت بام خود می‏توانست آتش‏ها را ببیند.
   معراج‏نامه عبارت از شرح واقعه رفتن حضرت محمد(ص) به معراج به وسیله «براق» و به راهنمایی‏جبرئیل است. این واقعه یک شب دوشنبه پنج سال بعد از مبعث حضرت رسول (ص) بوده است.
   در معراج‏نامه آمده است که این روایت صحیح را «ابن عباس» که نامش «عبدالله» بوده از زبان خود حضرت رسول(ص) می‏شنود و بعداً  آن را روایت می‏کند. اشعار معراج‏نامه شامل نه بند است که هر بند ابیاتی‏دارد.

ماخذ
.برگرفته از گزارش های مردم نگاری استان های کشور آرشیو در پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.