سرآغاز

نظریه های کلاسیک پیرامون جهانی شدن(5): ماکس وبر

رضا محمودی
20050520214403!Max_Weber_1894.jpg

بخش پنجم  و نهایی
عقلانیت
بی شک قدرت تأثیرات ماکس وِبر(1864-1920) در گستره وسیعی از نظریه های جامعه شناختی بیش از هر نظری پرداز دیگری بوده است. آراء و نظریات وبر، تأثیرات فراوانی از اندیشه های کُنت، مارکس، نیچه و تفکرات کانتی و نوکانتی پذیرفته است.

رویکرد روش شناختی او آشکارا متاثر از ایده های کنت است . کنت در سلسله مراتب علوم، جامعه شناسی را در بالاترین نقطه قرار می داد. او معتقد بود علوم طبیعی مشتمل بر چندین علوم است، اما تنها یک علم اجتماعی می تواند وجود داشته باشد. وِبر با رد این نظریه اعتقاد داشت، به اندازه علوم بسیاری که وجود دارد راه های متفاوتی نیز می تواند برای مواجهه با یک مسأله وجود داشته باشد و نمی توان باور داشت تمام راه های ممکن برای برخورد با مسائل تا آخر طی شده است. یک روش به جای آنکه مبتنی به تصوری آرمانی در خصوص شناخت باشد، باید دانش را ارتقاء دهد.
او منافع مادی و ذهنی را مستقیماً در کنترل رفتار فردی دخیل می دارند و برای ایده های ذهنی بیش از پنچه و مارکس اهمیت قائل است. به پیروی از مارکس، ایده های ذهنی را مبین منافع جمعی می داند که در نبرد طبقاتی حایز اهمیت است. نظریه های او در زمینه قشر بندی و رفتار اقتصادی ریشه در آراء مارکس دارند و جهت گیری ماتریالیستی تاریخی وبر نیز تحت تأثیر مارکس شکل گرفته است. مارکس و وبر هر دو معتقد بودند که تأثیرگذاری و کارایی تولید با روش های مدرن سازمان دهی افزایش می یابد و درعین حال انسان زدایی و بیگانگی را پدید می آورد. وبر، بیگانگی را جنبه منفی عقل گرایی می داند که در تمام نظام های اجتماعی از جمله نظامهای سوسیالیستی یافت می شود و منحصر به نظام سرمایه داری نیست. اوبرخلاف مارکس قدرت سیاسی و نظامی را نیز در کنار عوامل اقتصادی از موارد تعیین کننده در روابط قدرت به شمار می آورد.
وبر هم چنین در کنار باورهای نوکانتی که برآزادی عمل انسان اصرار می ورزند، به عقل گرایی صوری و انتقادی و فردگرایی اخلاقی و ارزش های لیبرال دموکرات متعهد بود و اعتقاد داشت ایدئولوژی انقلابی مارکس بیان کننده ایده الهای دموکراتیک است. (Delaney, 2003)
1.عقل گرایی
عقل گرایی درمحور جامعه شناسی وِبر قرار دارد. او به طور ضمنی عنوان می کند هنجارها و ارزشهای عقل گرایی به نحوی فزاینده در جهان مدرن نفوذ پیدا کرده اند. مفهوم عقلانیت در دیدگاه وبر پیچیده و چند وجهی است. از دیدگاه او در جوامع غربی، علم که عقلانی ترین شیوه تفکر است، هنجار فکری و راهبر رفتار انسان شده است. او در مقایسه جوامع غربی با سایر جوامع درساختارهای شکل گیری علوم و فنون و هنر، شکل گیری روش نظام مند و نظام عقلانی را مختص به جوامع مدرن شده غربی معرفی می کند. استفن کالبرگ در آثار وبر چهارگونه اصلی عقلانیت را شناسایی می کند که مختص جوامع غربی نبوده و وبر از این گونه های مختلف عقلانیت به عنوان ابزاری در بررسی واقعیات تاریخی جوامع گوناگون بهره می برد.(Kalberg, 1980)
با آنکه او برای جوامع غربی ویژگیهای استثنائی قائل بوده است، روند مدرن شدن را عاملی مهم درشکل گیری همگونی و همبستگی فزاینده جوامع به شمار می آورد. (Dussel, 1998:3) این تأثیر در دیدگاه وبر به سبب گسترش عقلانیت امکان پذیر است. گسترش عقلانیت همانند انفکاک ساختاری جوامع به کم رنگ تر شدن مرزهای میان واحدهای مختلف اجتماعی می انجامد. از این منظر با گسترش عقلانیت در قلمرو جهانی، تمایزهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میان نظام های محدود و معین اجتماعی از جمله جوامع ملی کاهش یافته و به همان نسبت بر میزان همگونی ها و همسانی ها افزوده می شود. وبر درآثار خود از عقلانیت صوری نام می برد که در آن روشها را قواعد، قوانین و دستورالعمل های جهانشمول تعیین می کنند. عقلانیت صوری با مفاهیم عام، برای نظام سرمایه داری و قوانین رسمی ضروری است.
 وبر آن را از عناصر مهم در گسترش نظام سرمایه داری می داند. روح سرمایه داری شامل جست و جوی حداکثر منافع به گونه ای عقلانی و سنجیده است و فقط در سرمایه داری مدرن است که تمایل به کسب منافع نامحدود با بهره گیری موثر از عقل آمیخته است.(Pampel, 2000)
عقل گرایی، محصول تخصص گراییِ علمی و تجزیه پذیریِ فنی و کوششی برای اصلاح و تکمیل شیوه زندگی است. وبر عقل گرایی را سرنوشت محترم جوامع آینده می دانست. با گسترش عقلانیت، فرهنگها کم و بیش ویژگیهای مشترکی پیدا می کنند که شامل مواردی از قبیل غیر شخصی شدن روابط، پیشرفت فن آوری، اهمیت یابی تخصص، گسترش کنترل فنی عقلانی بر فرایندهای طبیعی و اجتماعی می گردد.(Waters, 1995: 5). این ویژگیهای مشترک، شکل گیری نهادهای وابسته به یکدیگر را اجتناب ناپذیر می کند و بر این اساس علاوه بر همانندی و همگونی، وابستگی جوامع مختلف را نیز به یکدیگر افزایش می یابد.
2.بروکراسی
وبر نظام های بروکراتیک و بروکراتیزه شدن را نیز در کنار عقلانیت سرنوشت محتوم جوامع آینده می داند. از دیدگاه او بوروکراسی ها، سازمانهایی هدفمند هستند که برای دستیابی به اهداف معین بر مبنای اصول عقلانی، شکل و سازمان یافته اند. عملکرد این سازمانها را قوانین غیرشخصی تعیین می کنند که مشخص کننده وظایف، مسوولیتها، استانداردها و چگونگی رفتار است.  سازمانهای بروکراتیک به شدت تخصصی و عقلانی شکل گرفته و اداره می شوند. با پیچیده تر شدن جوامع مدرن، بوروکراسی ها نیز رشد می یابند. از ویژگی های ساختاری غالب در این جوامع هماهنگی بروکراتیک رفتار کثیری از مردم است. در دولت ها و اقتصادهای مدرن به کمک چنین تدابیر سازمانی است که برنامه ریزی و هماهنگی وسیع ممکن می شود. (Delaney, 2003)
گسترش عقلانیت درجوامع مدرن، شکل گیری ساز و کارها و نهادهایی را ایجاب
می کند تا پیشرفت های تکنولوژیکی، شکل گیری مفاهیم نو و ارتباطات جدید و روابط غیر شخصی سامان یابد. ظهور سازمانهای بوروکراتیک در این راستاست. از نظر وبر جهان مدرن به طور فزاینده ای به سمت عقلانی شدن پیش می رود و مضامینی چون کارایی، پیش گویی پذیری و محاسبه پذیری در آن اهمیتی روز افزون می یابند. بر این اساس وبر، بوروکراسی را الگویی برای عقلانی شدن جهان می دانست. در عین حال وبر به کارکردهای نامناسب بوروکراسی نیز اشاره دارد. بوروکراسی درگیری عاطفی و شخصی را به نفع تصمیم گیریهای عقلانی از بین می برد و جهان مدرن را به جهانی تبدیل می کند که غالباً بی هویت است. این مفهوم در توصیف "قفس آهنین" وبر مشهود است که جامعه آینده را نه یک جامعه ایده آل بلکه محدود کننده فعالیت های بشری در چارچوب قواعد عقلانی و رسمی به گونه ای تصور می کند که رهایی از بوروکراسی و عقل گرایی ناممکن به نظر می رسد.
3.اقتدار
مباحث وبر پیرامون روابط مبتنی براقتدار، بینش دیگری را در زمینه ساختار در حال تغییر جهان مدرن مهیا می کند. وبر توزیع قدرت و اقتدار در جامعه را بنیاد تعارض های اجتماعی می دانست. از نظر او قدرت، احتمالی است که براساس آن فرد در روابط اجتماعی در موقعیتی قرار می گیرد که با وجود مخالفت دیگران و صرف نظر از این احتمال که بر چه اساسی به وجود آمده است، خواسته خود را عملی می کند. قدرت به شخصیت افراد متکی است و اقتدار وابسته به موقعیت های اجتماعی افراد است. اقتدار یکی از عناصر عمومی ساختارهای اجتماعی است که هم نماد یکپارچگی کارکردی در نظام های اجتماعی است و هم آن را تحقق می بخشد. از نظر وبر ویژگی جوامع مدرن، اقتدار قانونی عقلانی است که متکی به قواعدی غیر شخصی بوده که به طور قانونی تصویب شده اند و در موقعیتی قرار دارد که فرد صاحب آن است. حال آنکه درجوامع پیشامدرن اقتدار به صورت سنتی و بر مبنای قواعد سنتی و یا به صورت کاریزماتیک شکل می گیرد. (Ibid) ویژگی جوامع آینده شکل گیری اقتدار عقلانی در آنهاست که همسو با گسترش عقلانیت، سایر انواع اقتدار به ضعف می گرایند. امروزه گسترش دموکراسی و روند دموکراسی خواهی در جوامع گوناگون، هماهنگی و همسانی در چگونگی شکل گیری اقتدار را نمایان می سازد و حضور عقلانیت در ساختار اداره کشورها بیش از پیش مشخص می گردد.
 سخن پایانی
نظریات جامعه شناسان کلاسیک، اگر چه به طور مستقیم به فرایند جهانی شدن اشاره نمی کند، اما مبانی و پایه های فکری ای را مشخص کرده اند که امروزه در بسیاری از نظریات متأخر ارائه شده به عنوان عوامل ساختاری از آنها یاد می شود. ویژگی مشترک نظریات ارائه شده تأکید بر تحول و شکل گیری فرایند جدیدی است که نشانه های آغازین آن در قرن نوزدهم و در تحولات جوامع غربی قابل پی جویی است. تأکید بر جنبه های مختلف از جمله، صنعتی شدن، پیشرفت و حرکت روبه جلو، تکنولوژی، تحول ذهنی و عقلانیت بشری امروزه وجه مشترک بسیاری از دیدگاههای تحول گرا(Transformational) در حوزه مباحث جهانی شدن است. آراء مارکس پیرامون گسترش نظام سرمایه داری و الویت ساختارهای اقتصادی، هم چنان به عنوان مهم ترین مرجع در نظریات مخالفان جهانی شدن بروز پیدا می کند.
اگر چه ممکن است بسیاری، دیدگاههای مطرح شده کلاسیک را شرح و بسط و توصیفی از فرایند مدرن شدن جوامع غربی و ظهور مدرنیته در نظر آورند و ارتباط آن را با مقوله جهانی شدن به عنوان فرایندی فراگیر و پیچیده و چند وجهی محل ایراد تصور کنند، باید توجه داشت چه جهانی شدن را مدرنیته فراگیر بدانیم به آن سان که گیدنز(Giddens) متصور است، چه آن را شروع عصر جدید در ورای مدرنیته بنامیم آنگونه که آلبرو(Albro) می اندیشد، چه گسترش جهانی ارتباطات و شبکه های اطلاع رسانی را ویژگی بخش آن بشناسیم همانگونه که کاستلز(Castlles) اشاره دارد و چه آنرا نگرشی متفاوت بر پایه آگاهیهای نو بشماریم بدان سان که رابرتسون(Robertson) معتقد است و چه ...، بی شک نمی توانیم ارتباط گسترده تمامی نظریات متأخر را با مفاهیم اساسی مطرح شده کلاسیک انکار کنیم. چناچه معتقد نباشیم که بسیاری از مقوله های مطرح شده عیناً ویژگی بخش عصر جهانی اند در نگاهی کمینه می توان ردپای این مقولات را در نظریات متأخر مشاهده کرد.

References:

•    Acton, Harry B (2000). What Marx Really Said, New York, Schocken Books.
•    Aron, Raymond (1970). Main Currents in Sociological Thought, Garden city, NY, Double day.
•    Ashley, David and Orenstein, David (1985), Sociological Theory, Boston, Allyn & Bacon.
•    Comte, Auguste (1975). “Auguste Comte and positivism: The Essential Writings”, edited with an introduction by Gertrud Lenzen, New York, Harper & Row.
•    Cooper, Derick (1991). “On Concept of Alienation”, International Journal of Contemporary Sociology. 28: 7-26.
•    Delaney, Tim W (2003). Classical Social Theory: Investigation and Application, USA, Prentice Hall.
•    Durkheim, Emile and Hall, Robert T (1993). Ethics and the Sociology of Morals, Buffalo, Pometheus Books.
•    Dussel, E. (1998). Beyond Eurocentrism, In F. Jameson and M. Miyoshi, (Eds.), The Cultures of Globalization. Durham & London: Duke University Press.
•    Garner, Roberta (2000). Social Theory, Orchard Park, NY, Broad View.
•    Holton, Robert J (1998). Globalization and the Nation- State, London, McMillan.
•    Kalberg, Stephan (1980). “Max Weber’s Types of Rationality: Cornerstones for the Analysis of Rationalization Processes in History”, American Journal of Sociology, 85: 1145-1179.
•    Lowy, Michael (1998). “Globalization and Internationalism”, Monthly Review, 50.6.
•    Lukes, Steven (1985). Emile Durkheim: His Life and Work: A Historical and Critical Study, New York, Harper & Row.
•    Lyon, David (1999). Post modernity, 2nd Edition, MI, University of Minnesota Press.
•    Mc Lellan, Davis (1987). Marxism and Religion, New York, Harper & Row.
•    Pampel, Fred (2000). Sociological Lines and Ideas, New York, Worth Publisher.
•    Ritzer, George (2000). Classical Social Theory, 3rd Edition, Boston, Mc Graw Hill.
•    Sweezy, Paul M (1997). “More (or Less) on Globalization”, Monthly Review, 49.4.
•    Waters, Malcohm (1995). Globalization, London, Routledge.

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.