سرآغاز

گفت وگو با مهدی ملک زاده، تصویربردار مستند

آرش شهیدی و فرشته حالی
487a_Camera%20044.jpg

نیاز و اشتیاق به فهم و ثبت جهان پیرامون

 مهدی ملک زاده متولد سال ١٣٥١ در مشهد است . اوفعالیت هنری خود را با عکاسی و بازیگری تئاتر در همین شهر آغاز کرد . به دنبال آن در سال  ۱۳۷۲ وارد دانشگاه هنر- دانشکده ی سینما تئاترشده ودر رشته فیلم برداری از این دانشگاه  فارغ التحصیل گردید .

در سال های تحصیل و نیز سال های پس از آن تا کنون زمینه ی اصلی تخصصی کار او تصویر برداری و فیلم برداری آثار مستند بوده است . در کنار این فعالیت او هم چنین کارگردانی و نیز تدوین آثار مستند را دنبال کرده است . 

•    اساسا چرا پس از پایان تحصیل ،  مستند را به عنوان میدان اصلی کاری انتخاب کردی ؟
- در مورد چرایی این انتخاب به دو دلیل اصلی می توانم اشاره کنم .  اول این که به نظر من حیطه ی خلاقیت  در تصویربرداری آثار مستند بسیار گسترده تر و فراختر از آثار داستانی است . تصویربرداری آثار مستند از نظر خلاقیت از جهتی بسیار شبیه به عکاسی ست  ، میدانی باز برای توجه به ابعاد گوناگون رویدادی که روبرویت در حال اتفاق افتادن است و انتخاب کادر ، حرکت ، زاویه و دیدگاه مناسب برای ثبت این اتفاق . میدانی که به ندرت به این گستردگی در آثار داستانی یافته می شود ؛ و دوم این که امکان کشف جهان برای یک گروه مستند ساز به مراتب بیشتر از گروهی ست که اثری داستانی را خلق می کنند . تصویر بردار مستند به عنوان یک عضو از گروه مانند جهانگردی ست که در سفری از پیش نامعلوم در مسیر کشف بخشی از جهان هستی قرار دارد ، این امکان کشف در مسیر تولید آثار مستند همیشه برای من بسیار جذابیت داشته است.

•    به نظر تو کدام تفاوت اساسی باعث می شود که تصویربرداری آثار مستند و داستانی از هم متمایز شوند ؟
- مهم ترین تفاوت تصویر برداری آثار مستند و داستانی ، وجود طراحی قبلی حداکثری در یکی از این دو و عدم وجود آن در دیگری ست . مسیر تولید آثار داستانی همیشه بر اساس پلانی قبلی متشکل از فیلم نامه و دکوپاژ پیش می رود و این مسیر تا حدود زیادی خالی از غیر قابل پیش بینی هاست . روند تولید آثار مستند بر عکس داستانی همیشه کاملا بر اساس واقعیت در حال رویداد شکل می گیرد و تا حدود زیادی قابل پیش بینی نیست . این مسئله اصلی ترین ریشه ایست که تفاوت ها از آن سرچشمه می گیرند .

•    از میان نگاتیو وویدئو کدامیک را برای کار مستند مناسب تر می دانی ؟
- در مسیر تولید آثار مستند در تاریخ سینما ساخت دوربین های باطری دار سبک وزن ١٦ میلیمتری بی شک یک نقطه ی عطف بوده است ، دوربینی که هم بی دلیل سبکی و هم به دلیل امکان استفاده از فیلم های ریورسال عرصه ی جدیدی را پیش روی مستند سازان گشود . پس از اختراع دوربین های ویدئو سه ویژگی اصلی این دوربین ها آن ها را جایگزین دوربین های ١٦ میلیمتری در تولید آثار مستند کرد : سبکی و حجم کوچک ، امکان کنترل تصاویر گرفته شده در لحظه و امکان تصویربرداری در محدوده ی  بسیار وسیع نوری. این ویژگی ها در کنار کامل تر شدن تکنولوژی ساخت دوربین های ویدئو امروزه استفاده از این دوربین ها را( با این که من شخصا تصویر نگاتیو را بسیار بیشتر دوست دارم ) در اکثر ژانرهای مستند گریز ناپذیر کرده است .

•    در دیدگاهت نسبت به مسئله ی تصویربرداری مستند رویکرد هنری تا چه حد اهمیت دارد ؟
- هر کسی می تواند با یک دوربین هندی کم یا حتا با یک دوربین موبایل از انواع رویدادهای مختلف تصویر بگیرد . این رویدادها حتا می توانند مهمترین رویدادهای انسانی، سیاسی یا اجتماعی باشند . اما واقعا تا چه حد می توان به این تصاویر گرفته شده " فیلم مستند " اطلاق کرد ؟ به نظر من تنها چیزی که این " تصاویر مستند " را از یک " فیلم مستند " متمایز می کند همین جنبه ی هنرمندانه ماجراست . تصویربردار در یک فیلم مستند تنها یک متصدی دکمه ی ضبط نیست ، هنرمندی ست که در خلاقیت دائم از میان بی نهایت زاویه ، کادر ، اندازه نما و حرکت ، مناسب ترین را در لحظه انتخاب می کند . دوربین در یک صحنه ی مستند ( بر خلاف آن چه متاسفانه در بسیاری کارها روی می دهد ) قرار نیست فقط " روشن باشد " ، بلکه قرار است انتخابگر ، هوشمند و هنرمند باشد . بدون این پیش شرط اصولا چیزی به نام " فیلم مستند " خلق نخواهد شد .

•    این خلاقیت و توجه به بعد هنرمندانه ی ماجرا چطور می تواند با سرعت مورد نیازبرای ثبت رویداد در حال گریزی که در صحنه اتفاق می افتد تلفیق شود، بی این که چیزی از دست برود ؟
- به نظر من این تلفیق سرعت و هنر در تصویربرداری مستند سه پیش نیاز اساسی دارد ، آشنایی قبلی با سوژه و رویداد ، هوشمند و اکتیو بودن سر صحنه و تسلط به ابزار کار . تصویربردار مستند باید در عین این که از پیش با شخصیت سوژه و جنس رویداد آشنا باشد ، در حین تصویر گرفتن دائما با هوشمندی بداند که بیرون از چهارچوب کادرش چه اتفاقی در حال روی دادن است . تصویر بردار مستند باید در عین  دیدن رویداد آن را " بشنود " و با آن همراه شود . این همراهی در عین حال نباید حتا در فاجعه بارترین و تاثیرگذارترین صحنه ها به غرق شدن کامل تصویربردار در رویداد بیانجامد به گونه ای که تسلط او بر " مشاهده ی ماجرا " از بین برود و این شاید مرحله ی بسیار دشواری در این همراهی ست . در تصویر برداری مستند همیشه کم اهمیت ترین لحظه ها در ظاهر ، پراهمیت ترین ها هستند . چشم تصویربردار مستند در صحنه باید مانند چشم عقاب عمل کند که در عین تمرکز روی شکاراصلی تمام اطراف را هم در جستجوی شکارهای دیگر زیر نظر دارد.  گاهی پیش می آید که اگر بعد از خاموش شدن دوربین از تصویربردار بپرسید که در صحنه چه اتفاقی افتاد نمی تواند پاسخ درستی بدهد . این یک ایراد بسیار اساسی در کار یک تصویر بردار مستند است . در کنار آن آشنایی پیشین و این هوشمند و همراه بودن در لحظه ، تصویر بردار باید کاملا به ابزار کارش نیز مسلط باشد . از این جهت او مانند یک راننده ی رالی است که با استفاده از تصاویر و علائم در آینه ها و صفحه جهت نما به سرعت می تواند مسیر درست را انتخاب کند . وجود این سه عنصر در کنار هم به علاوه ی خلاقیت هنرمندانه به بهترین نتیجه در کار تصویر برداری مستند خواهد انجامید .

•    در روند تصویربرداری مستند به نظرت ابزارکار تا چه اندازه اهمیت دارد ؟
- دیدگاهی هست که بر اساس آن ابزارهای تصویربرداری در کار مستند بسیار کم ، خلاصه و محدود هستند . من با این دیدگاه موافق نیستم . ابزار های تصویر برداری مستند " خاص " هستند نه لزوما " کم " . بنا بر دیدگاه کارگردان  و جنس کار طیف بسیار گسترده ای از دوربین ها و ابزارهای گوناگون در کار مستند برای گرفتن بهترین نتیجه قابل استفاده هستند . در کنار این ابزارهای از پیش آماده ، بسیار پیش می آید که تصویر بردار مستند سر صحنه برای گرفتن تصاویری خاص ناچار به ابداع ابزاری خاص می شود . شاید خنده دار به نظر بیاید و لی حتا یک بار پیش آمد که من برای گرفتن یک نمای متحرک بسیار لو انگل از یک بیل استفاده کردم . این ابداع ابزار با استفاده از وسایل بسیار ساده به گمان من یکی دیگر از ویژگی های تصویربرداری مستند است .

•    اصولا به  کار کردن چه نوع مستندی بیشترعلاقه داری ؟
- علاقه ی شخصی من بیشتر کار کردن مستندهای انسان شناسانه ، قوم نگارانه و نیز مستندهای حیات وحش است . تمامی این انواع به نوعی کشف ماهیت ، قوانین و نیز روابط میان موجودا ت زنده را در دل خود دارد که برای من بسیار جذاب و برانگیزاننده است .

•    دیدن محیط ها و آشنا شدن با سوژه ها پیش از آغاز مرحله ی تصویربرداری به نظر تو تا چه اندازه در کار تصویربرداری مستند ضروری ست ؟
من سرسختانه به مسئله ی تحقیق در کار مستندسازی باور دارم . گمان من این است که تحقیق در آثار مستند معادل فیلم نامه و دکوپاژ در آثار داستانی ست . این تحقیق در کار تصویر برداری مستند همان دیدن محیط ها و سوژه ها پیش از تصویربرداریست که روش و ابزار کار تصویربردار را تا حدود زیادی معین می کند . علاوه بر این مسئله ی دیگری که لزوم این دیدار را پررنگ تر می کند مسئله ی لزوم کمرنگ تر شدن دوربین و تصویربردار در صحنه برای سوژه است .  " ژان روش " جایی از مراسمی متافیزیکی در میان قبایل آفریقایی حرف می زند  که برای تصویربرداری از این مراسم خود او نیز به عنوان عضوی از  این حلقه ی نیایشگر انسانی درآمده است . تصویربردار مستند تا زمانی که نتواند برای سوژه ها از حالت یک " دوربین به دست " به یک شریک در روند رویداد تغییر شکل دهد ، در صحنه یک اخلالگر کامل خواهد بود . آن دیدارهای پیش از آغاز تصویربرداری نقش مهمی در این روند تغییر نقش به عهده دارند .

•    اساسا روش هایی که برای به وجود آوردن این تغییر نقش و نزدیک شدن به سوژه ها ( به عنوان یک اصل در مستندهای انسان شناسا نه و قوم نگارانه ) داری چه چیزهایی هستند ؟
- در مستندهای طبیعت زمانی که به عنوان مثال قرار است از یک پرنده تصویر گرفته شود ، تصویربردار باید از یک هفته قبل در آلونکی نزدیک پرنده اطراق کند تا پرنده کم کم به بو و حضور او در نزدیک عادت کند . در مورد انسان ها این قضیه به نحوی بسیار عمیق تر و ضروری تر وجود دارد . گروه فیلم سازی مستند به نظر من حتما باید به جز فیلم سازی کمی  روانشناسی و جامعه شناسی نیز بدانند . من تلاش می کنم از طریق آگاهی پیدا کردن به قواعد ، آداب و رسوم و نیز ادبیات و زبان گروه ها یا افراد انسانی که موضوع اثر هستند و نیز نشان دادن و استفاده کردن از این آگاهی به آن ها نزدیک شوم . همین طور تلاش می کنم با معاشرت در تمام زمان های آزاد و نیز پرهیز از استفاده از کلمات و حالت های حرفه ای در حد توان، خودم را به صورت کسی در بیاورم که از دید آن ها شایسته ی پذیرفته شدن در جمع شان هستم . دانستن چند کلمه ی آذری ( زمانی که از فرد یا قومی آذری زبان اثری ساخته می شود ) یا استفاده از چند اصطلاح محاوره ای یا چند حرکت خاص ( زمانی که مثلا از گروهی سرباز مستندی ساخته می شود ) نکات ظاهرا بی اهمیتی هستند که بسیار به این محو تدریجی دوربین کمک می کنند . به گمان من تنها زمانی کار می تواند آغاز شود که گونه ای اعتماد و دوستی میان گروه فیلم سازی  و جامعه یا فرد موضوع اثر پدید آمده باشد . بدون این اعتماد و این رابطه ی دوستانه ، به جای این که گروه در کنار موضوع قرار بگیرند ، فرد یا گروه انسانی موضوع اثر یا به حصارهای خاموشی و پنهان کاری پناه خواهند برد و یا به یکی از اعضای گروه فیلم سازی ( یک بازیگر ) تبدیل خواهند شد که در هر دو صورت لطمه های اساسی و فراوانی به کار وارد خواهد شد .

•    ارتباط و هماهنگی ذهنی تصویربردار و کارگردان در کار مستند به نظرت تا چه اندازه اهمیت دارد ؟
از مهم ترین ویژگی های آثار مستند بی تردید یکی هم به شدت در حال گریز بودن رویدادیست که به تصویر کشیده می شود . سرعت این گریز تا حدیست که در بسیاری از مواقع امکان هماهنگی کامل کارگردان و تصویربردار را در زمان تصویر برداری  از بین می برد . تصویر بردار آثار مستند تحت سیطره ی این زمان در حال گریز در بسیاری مواقع ناگزیر به کارگردانی تصاویری ست که می گیرد و در این مسیر اصلی ترین کلید یک دست  ، پخته و موفق از آب در آمدن اثر، هماهنگی تا حد امکان تصویربردار و کارگردان است . این هماهنگی می تواند حتا در ساده ترین صورت در قالب کدهای قراردادی درآید که از پیش تعیین شده اند تا سرصحنه به سرعت ایده های کارگردان را به تصویربردار منتقل کنند . آشنا شدن کارگردان و تصویربردار اثر مستند با دیدگاه های بصری و ذائقه های هم و نیز دیدگاهشان نسبت به موضوع کار  ضرورتی ست که نبود آن تنها به از هم گسیخته شدن کار خواهد انجامید .

•    اگر جایی در حین تصویربرداری ، کیفیت تکنیکی یا هنرمندانه ی تصاویر با لزوم ثبت سریع آن ها در تضاد قرار بگیرد کدام را انتخاب می کنی ؟ 
- به گمان من تصویربردار باید نهایت تلاشش را بکند که با چنین تضادی روبرو نشود . تحقیق کامل پیش از شروع تولید و نیز کافی و مناسب بودن ابزار دو عاملی هستند که تصویربردار مستند را در گریز از روبرو شدن با چنین دوراهی یاری می دهند . در نهایت اما اگر چنین دوراهی جایی در مسیر پیش آمد بی شک اولویت با ثبت تصاویر است نه کیفیتشان .

•    اگر بنا باشد مهم ترین آسیب و ایرادی را که این روزها سینمای مستند ایران با آن روبروست ذکر کنی به چه نکته ای اشاره خواهی کرد ؟
- مهمترین آسیبی که شاید همیشه سینمای مستند در معرض آن است و این روزها هم در بسیاری از آثار مستند ایرانی قابل تشخیص است ، مسئله ی " سهل انگاری " در تولید این آثار است . مناسب ترین بیان برای این معنا همین سهل انگاری ست چرا که ماجرا در حقیقت سهل نیست و تنها سهل انگاشته می شود . جذابیت شدید واقعیت از یک سو و فشارهای شدید مستند سازی از سوی دیگر بسیاری از گروه های مستندساز را به گرفتن انبوهی از تصاویر بدون خلاقیت ، تحقیق و طرح قبلی و ریختن این تصاویر روی میز تدوین گر و نهایتا درآوردن کاری در بهترین حالت متوسط وسوسه می کند و متاسفانه بسیاری از مستندسازان هم به این وسوسه جواب می دهند و تحت سیطره ی آن در می آیند . این نکته آسیبی است که توجه به آن و رفع آن به گمان من کیفیت مستند سازی را در کشور ما بسیار ارتقا خواهد داد .

•    به عنوان آخرین سوال آرزو و ایده آل ذهنیت تصویربرداریت چه نوع فیلم مستندی ست ؟
- ماجرا شاید برای خود من هم تا حدودی گنگ و کلی است اما من اساسا کارهایی را که به نوعی با مقوله ی آزادی سر و کار دارند بسیار دوست دارم . همیشه دوست داشته ام فرصتی پیش بیاید و من در روند تولید اثری بفهمم که آن کدام امید است که کسی مثل ماندلا را ٢٨ سال در ته تمام چاه ها سر پا نگه می دارد . شاید بتوانم این سوال را این طور پاسخ دهم : دوست داشتم تصویربردار آن سخنرانی مارتین لوترکینگ باشم که در آن از رویاهایش حرف می زند ، " من رویایی دارم . . . " . این شاید هرچند کلی و گنگ اما بهترین جوابی ست  که می توانم در این لحظه به این سوال بدهم ، دوست دارم تصویر بردار کاری از این رویای مارتین لوترکینگ باشم .

فیلم شناسی :

مجموعه مستندهای گروه تلویزیونی ارتش - تصویربردار ( کارگردان : شهید سرهنگ واعظی ) ٧٦-٧٤
مجموعه ی تلویزیونی چهره های ماندگار- تصویربردار ( کارگردان : محمود اسدی ) ٧٧-٧٤
مجموعه ی مستند صبح است – تدوینگر ( کارگردان : رضا شهیدی فر ) ٧٦
فیلم مستند پتک – تصویربردار ( کارگردان : حمیدرضا لوافی ) ٨٠
مجموعه ی مستند مازندران خاتون سبز ایران – کارگردان ، تصویربردار ٨٠
فیلم داستانی پیله – تصویربردار ( کارگردان : بهمن شهروان ) ٨٢
فیلم مستند مطبوعات در ایران – تصویربردار ( کارگردان : مهرداد فرید ) ٨٢
فیلم مستند داستانی زندگی شیرمحمد اسپندار – تصویربردار ( کارگردان : بهمن معتمدیان ) ٨٢
مجموعه ی مستند انرژی برق آبی – (کارگردان ، تصویربردار )٨٤
فیلم داستانی فرشتگان آسفالت – تصویربردار (کارگردان : بهمن شهروان ) ٨٤
فیلم مستند آنیما – تصویربردار (کارگردان : فرشته حالی ) ٨٥
مجموعه ی مستند لباس ایرانی – تصویربردار (کارگردان فرشته حالی ) ٨٥
فیلم مستند گناه مریم – تصویربردار (کارگردان : فرشته حالی – به سفارش ABU) ٨٦
مجموعه ی مستند ٤ – تصویر بردار ( کارگردان : بهمن شهروان ) ٨٦
تله فیلم پرونده ی محرمانه – تصویربردار (کارگردان : بهمن شهروان ) ٨٦
مجموعه ی مستند تالاب های ایران – تصویربردار ( کارگردان : شهریار صیامی ) ٨٦
مجموعه ی مستند صنعت کشتیرانی در ایران – تصویربردار ( کارگردان : شهریار صیامی ) ٨٦
فیلم مستند سو – تصویربردار ( کارگردان : فرشته حالی ) ٨٧
فیلم مستند آن مرد موتور دارد – تصویربردار ( کارگردان : شهریار صیامی  - به سفارش BBC ) ٨٧
مستند تصویرسازان انقلاب – تصویربردار ( کارگردان : سوسن بیانی ) ٨٧

mehdiedo@yahoo.com

 

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.