سرآغاز

فیلم «خانة خدا»: یک سند انسان شناختی یا مستند توضیحی؟

محمدتهامی نژاد
13840415_r107-2.jpg
یک بررسی تاریخ سینمایی

فیلم خانة خدا  به خاطر کیفیتِ خودِ پدیده و مجموعة حوادث پیرامونی، تناقضات درگفتگو هاو نوشته ها ی دست اند کاران   و به عنوان فیلمی که با قصدی خاص یعنی برای تماشاچیِ سینما ساخته شده ،  موضوع این پژوهش است  که

از این طریق بر نحوة اجرای یک آئین و بر احوالاتِ  بخشی از جامعة ایرانی در گذشته وحال  ، پرتو می افکند . روش من در این پژوهش تاریخ سینمایی ، مطالعة کتابخانه ای ، تماشای فیلم  و مصاحبه و گفتگو  بوده  است و علیرغم کمبود منابع ، کوشیده ام از طریق این فیلم به سه دسته دانسته ها دست یابم  :
 اولأ ـ واقعیت تولید .
 دوم ـ واقعیت ثبت پدیده  به عنوان یک کار مردمنگاری یا مستند  .
سوم : حوادث پیرامونی به عنوان یک پدیدة اجتماعی  .
    فیلم خانة خدا  ، از هشتم ماه رمضان  سال 1345 با این پیش  آگهی ها  در سراسر کشور بنمایش در آمد:
        ماه رمضان نزدیک می شود  و دریچة قلب مؤمنین به سوی خدا باز می گردد . یک فیلم بزرگ از مراسم حج ، رنگی تکنی کالر،  تهیه کننده ابوالقاسم رضایی
        این یک فیلم عادی نیست ، سندی است با عظمت از شوق انسان برای نزدیکی به پروردگار یکتا وتوانا  . از صبح چهارشنبه هشتم ماه رمضان درسینماهای آسیا ، پاسیفیک ، رکس ،سعدی ،  سیلوانا و آستارا  ، الوند ،کیهان ، میامی، اونیورسال، همای
        برای نخستین بار . یک فیلم بزرگ چشم مشتاقان زیارت«خانة خدا» به تماشای مراسم با شکوه حج روشن می شود . مراسمی که طی قرون متمادی میلیون ها نفر مؤمنین مسلمان را برای عبودیت     بدرگاه خالق یکتا بخود خوانده است .
        از فردا افتخار نمایش در سینماهای  ( یازده سینمای تهران وچند روز بعد در شیراز وتبریز وبعدأ در مشهد وهمدان ...)
برادرم ابوالحسن تهامی ، معرفیِ فیلم را که توسط  استودیو ایران فیلم ساخته شده بود نوشت و  خواند  . البته او می گوید که جلال مقدم هم  در استودیو ایران فیلم بود  و می خواست که در حضور رضایی ، در بارة گفتار نظر بدهد .
   
مقدمه وسابقة تاریخی
  تولید فیلم خبری و برجای نهادن سند از زندگیِ معاصر ایرانی از دهةسی شمسی آغاز گردید ، یا بهتر است بگویم ، جدی تر ، پیگیری  شد . تهیة مونو گرافی های نوشتاری نیز محصول همین دوره است . بنابراین برای من جذاب است که تقریبأ اکثر دست اندرکاران بخش سینمایی در خانة خدا متعلق به سینمای مستند هستند ودر این فیلم به نحوی تجربة سینمای مردمنگاری ، به آزمایش گذاشته می شود  .  حضور این مجموعه در کنار یک شم تجارتی نتیجه اش یک آزمایش  در تاریخ اجتماعی ایران بود . به این معنی که درک شد  تصویر زندگی فرهنگی را می توان ثبت کرد و در رقابت با داستان در سینما های کشور، فروخت . 
برادران امیدوار ، نخستین فیلمبردارهای ایرانی از مکه بودند  . آنها در شهریور سال 1339 از اولین سفر جهانگردیِ خود بازگشتند  و دومین سفر را  در سال 1340با ماشین سیتروئن از کویت و عربستان به سوی سودان و آفریقا ادامه دادند .  آنها به ملاقات  پادشاه سعودی  رفتند . یک مترجم دندانپزشک در اختیارشان قرار گرفت و با کمک او از خانة خدا فیلم گرفتند .در عکس های بجای مانده از این رویداد ، شاهد فیلمبرداریِ عیسی امیدوار از بالای داربستی در کنار خانة خدا هستیم . در فیلم ، به سوی کعبه ، زوم می شود . تصاویر از بالا و از پائین گرفته شده است . اما سفر نامة آنها هیجان مضاعفی دارد :
عیسی در پشت داربست مسجد الحرام پنهان می شد تا از نماز ظهر در کعبه ، فیلمبرداری کند . این کار ، به بهای جان او بود.       
     فیلم جهانگردانِ ایرانی  ، در سال 1343 توسط گنجی زاده در سراسر کشور توزیع شد .  به یاد نمی آورم که پیش از آن ، هیچ فیلم خبری از حج یا مکه در سینما های ایران نمایش داده شده باشد ولی مرور فیلم های خبری حاکی است که (تا آنجا که می دانم ) از سال 1341 خروج اولین گروه حجاج ایرانی با استقبال رسمیِ رئیسِ دولت مواجه بوده است از جمله در همین سال  دکتر علی امینی نخست وزیر ،  زائران را در فرودگاه مهر آباد بدرقه  کرد  . در سال بعد ساختمان جدیدی برای حجاج ساخته شد  که توسط اسدالله علم نخست وزیر  افتتاح گردید.  در بین زائران  ایرانی ، آیت الله کمره ای دیده میشود .  در سال 1343 حسنعلی منصور و مدیر عامل شرکت هواپیمایی ملی ایران ، اولین دسته از حجاج عازم جده را بدرقه می کنند . جلال آل احمد هم اگر در بین اولین دسته نبود ولی در همین سال و قبل از نمایش فیلم برادران امیدوار در فروردین 1343 به مکه رفت و کتاب خسی در میقات در بارة پیشینة فیلمبرداری از مناسک حج ، یک مرجع است .آل احمد ، درفصلِ توضیح مسلخ و قربانی می نویسد :
در مسلخ ... دامن احرام بالازده می گشتم ، یکی فیلم بر می داشت در لباس احرام با دوربین 16 میلیمتری     ودوسه نفر عملة     دائرةالصحة و الامن اطرافش می پلکیدند  .
و در زیر نویس همان صفحه :
همان سال  یک دسته اندونزی ها از مراسم حج فیلم گرفته اند و یکدسته هم فرانسوی ها و مال فرانسوی     ها را در تلویزیون فرانسه هم پخش کرده بودند  که برادر زنم در پاریس دیده بود  ونقل می کرد . ( ص 128)
سال بعد یعنی در 17 آذر 1344 ملک فیصل بن عبدالعزیز پادشاه عربستان سعودی به دعوت رسمی و برای اقامت یک هفته ای به ایران آمد  . در همین زمان :
: آقایی به اسم عزیز رشتی که به عنوان عکاس رفته بودند به مکه و عکاسی کرده بودند و مقداری هم هشت     میلیمتری گرفته بودند ، وقتی فیلمها را آوردند  آقای ابوالقاسم رضایی و جلال مقدم علاقمند شدند که اگر     بشود اجازه بگیرند  تا از مکه فیلم کاملی ساخته شود . عکاسی  به نام عزیز رشتی ، فکر تهیة فیلم ازحج را به ایران فیلم آورد. 
 ناصر تقوایی بمن گفت که « از ملک فیصل اجازه گرفته شد.» و این کار توسط یکی از آشنایان  جلال مقدم در دربار ، صورت گرفت . 
آنها برای تدارک سفر ، فرصت چندانی نداشتند ، چون اواخر زمستان همان سال و قبل از بهار و ذی الحجه می بایست در عربستان می بودند .
گروه تولید
عنوان بندی ، روی نقشة ایران ( وزوم روی  خلیج فارس ) می آید . فیلم توسط ابوالقاسم رضایی تهیه شده (که سازندة  مبارزه با آتش در اهواز هم بود) . به اضافه این که فیلم محصول استودیو ایران فیلم است. اما تهیه کننده  معنای رایج روزگار خودش را ندارد  . چرا که سرمایه گذار فیلم شخص دیگری بوده است:
فکر ساختن خانة خدا از رضایی بود . برای این کار با گوپی چم تماس گرفته بود و او هم آمده بود به ایران برای منظم کردن مسائل  .
 فیلمبردارها هم به ترتیب احمد شیرازی ، نعمت حقیقی ، محمود ایثاری و عباس دستمالچی هستند . از این گروه :
•    احمد شیرازی ، فیلمبردار سینمای ایران ، متخصص دکوپاژ بود از جمله در پوستر فیلم لات جوانمرد نام او تحت عنوان دکوپاژ و فیلمبردار ، آمده است .  شیرازی در دزد بندر ، مستند نمایی را تجربه کرده و یکی از فیلمبرداران طرح چم بود .
•    نعمت حقیقی ، بعد از دستیاری در عروس کدومه ( فرخ غفاری ) و کار عکاسی و فیلمبرداریِ مستند در استودیو ایران نما به ایران فیلم آمده بود . به من گفت  :
در آنزمان ، نعمتی صاحب کانون آگهی زیبا  ، آگهی های تبلیغاتی می گرفت و برای اجرا به استودیو ایران فیلم می آورد .ابوالقاسم رضایی آنها را در اختیار من میگذاشت و کارگردانی ـ فیلمبرداری و تدوین آنها با من بود . در کانون آگهی زیبا چندفیلم هم با جلال مقدم کار کردم . بعد رفتیم فاکوپا .
      نعمت حقیقی هم  یکی از  فیلمبرداران طرح چم بود .  و در هنگام تهیة خانة خدا 25 سال داشت .
•    جلال مقدم ، از سال 1337 تا آنزمان دو فیلمنامة داستانی و تعدادی فیلمنامه مستند بطور مستقل ومشارکتی نوشته و یکی ازسه کارگردان طرح چم بود . وی در سال 1347 در گفتگو با میهن متوسلانی در مجلة نگین میگوید :
    «ورود من به سینما بصورت تماس مستقیمأ ازلحاظ فنی با خانة خدا بود . »
•    محمود ایثاری ، از دهة سی برای برادرش  محمد علی ایثاری  و خبرگزاری های خارجی فیلم خبری می گرفت . همکارش ، پرویز گنجی تعریف می کند که در« فیلمبرداری از یک واقعه ، گاهی با دو دوربین کار می کرد و هر کدام را برای یک خبرگزاری می فرستاد » .
•    «عباس دستمالچی، فیلمبرداری را در کلن تحصیل و تجربه کرده بود»  و تا آنجا که یادم هست به من گفت که فیلمهای 16 میلیمتری داستانی می ساخت . نام عباس دستمالچی  در عنوان بندیِ  چندین فیلم اخبار  در سال های اولیة هنر های زیبای کشور دیده می شود .
•    وقتی می بینیم گفتار فیلم توسط محمود سعادت  گویندة اخبار رادیو و حمزة ریحانی نوشته شده ، معنایش این است که آنها خط سراسریِ فیلم را تعیین و یا پژوهش را در سراسر کار توزیع کرده اند .فیلم توسط محمود سعادت واسدالله پیمان خوانده شده است .  اسدالله پیمان نیز در آن سالها فیلم های گزارشی ـ تبلیغاتی  می ساخت . در نوشتن دستی داشت و گفتارهایش خوش کلام بود . حمزة ریحانی گویندة عربیِ فیلم است و اشعار توسط علی بهاری مداح مشهور آن زمان که رقیب ذبیحی بود  ، خوانده  می شود . ضمنأ حاج اسماعیل دین محمدی  ، دستیار احمد شیرازی بود و فیلم در تکنی کالر انگلستان چاپ شد .
کارگردان یا تهیه کننده
 روابط حرفه ای در خانة خدا ، نمونه ای کامل از یک خرده فرهنگ کار در حرفة مستند سازیِ دهة چهل در بخش خصوصی را نشان میدهد .چنین فرهنگی ، از  تعریف ضمنیِ مسئولیت ها ، نوع خاصی از قرار دادِ کار و تنوع  برخی انتظارات حکایت دارد .  در چنین الگویی ، برخی افراد برای شروع  ، کار بخصوص و  شرایطی را می پذیرند ولی در امور دیگر هم مجبور به همکاری هستند ،طبیعی است که  ذاتأ وقلبأ با چنین سازوکاری توافق نداشته باشند  و با دور شدن از واقعه ،عدم رضایت  و احساس غبن  را به هر نحو بزبان بیاورند .چنین الگوی فرهنگی ای را بطور همه جانبه در خانة خدا می بینیم : تا قبل از نهضت های جدید مستند سازی بویژه در فیلمهایی که به شیوة توضیحی ( اکسپوزیتوری ) و یا حتی مشاهده ای و ناظر ساخته می شدند ، بعید نبود اگر گفته می شد که  فیلم های مستند کارگردان ندارند . واقعأ کسی چنین واقعة عظیمی را کارگردانی می کند ؟ شاید بهترین کار همان باشد که شده است و نام کارگردان بر فیلم نیست . از سوی دیگر ، کارگردان مسئول هنریِ ساختار بخشی به  کار  است.بالاخره یکنفر باید پشت سر قضیه باشدکه ازکجا شروع شودو به کجا بیانجامد ؟ ریتم را چه کسی تعیین می کند ؟ در بارة این نقش ، سخن فراوان گفته شده . برخی ابوالقاسم رضایی را کارگردان دانسته اند  و برخی هم جلال مقدم  را . گرچه ظاهرأ  ابوالقاسم رضایی جایی سخنی نگفته است  ولی در تمام آگهی های فیلم ( در روزنامه های)  سال 1345 فقط نام او به عنوان تهیه کننده مشاهده می شود . اما  از سوی دیگر  جلال مقدم فقط می توانست از طریق مطبوعات حرفش را بزند  و در چند گفتگو به موضوع اشاره کرده   و همین اشارات سبب بروز  تناقض شده است : جلال مقدم در همان گفتگوی مجلة نگین گفته است :
«این فیلم را رضایی تهیه کرد و من مشاور او بودم و چون کارگردانیِ مشخصی نداشت اسم کسی هم نیامد».
ولی چند سال بعد  در گفتگو با ستاره سینما  می گوید :
رضایی تهیه کنندة فیلم بود ودر ضمن در سفارت ایران در جده و ادارات عربستان سعودی کار داشت و     فیلمش هم کارگردان نداشت، من مجبور بودم که فیلمبرداران را هدایت کنم . مراحل بعدی این فیلم مثل     مونتاژ را هم طی کردم ولی بعدأ به تیتر مشاور اکتفا نمودم در حالی که مایل نبودم اسم کس دیگری هم به     عنوان کارگردان ذکر شود. ولی رضایی درنسخة انگلیسی فیلم ،خود را به عنوان کارگردان معرفی کرده بود. 
و در چنین وضعی بروز جبهه گیری طبیعی است :
 ـ کارگردان این فیلم جلال مقدم بود  ( تاریخ سینمای مسعود مهرابی ص 115)
ـ فیلم را ابوالقاسم رضایی با همکاری جلال مقدم ( به عنوان مشاور کارگردان ) ساخت . ( تاریخ سینمای جمال امیدص 395)
همین سؤال را از نعمت حقیقی پرسیدم : گفت :
کارگردان نداشت . یک حمله دار بود به اسم شربت اوغلی که ما را تقسیم می کرد و ما می رفتیم فیلم برداری ، بدون این که کسی به ما بگویدچکار کنیم .
راش ها توسط رضایی  و  مقدم ( وتوسط کدام مونتور  ؟) ، در استودیو ایران فیلم راف کات و تدوین  شد  تا یک فیلم سینمایی از آب در آید .اما در عنوان بندی نام تدوینگر نیامده است . مسعود مهرابی در  کتاب فرهنگ فیلمهای مستند ( در سال 1375 )اعلام کرده است که ابراهیم گلستان تدوینگر فیلم است .  جواد طوسی و رضا درستکار هم در موزة امام علی از قول جلال مقدم این موضوع را تکرار کردند . اما نعمت حقیقی در جلسة خانة شهریاران جوان آن را ناباورانه رد کرد و گفت :
گلستان تدوینگر فیلم نبود بلکه گفتار فیلم را نوشت . البته فیلم تمام شده را دید به تدوین ایراداتی گرفت و کار کرد ولی گفتار را دوباره نوشت .جوری که « گلستانی» نباشد  .
همانطور که گفته شد ،محمود سعادت و حمزة رحمانی رسمأ نویسندة گفتار هستند و در عنوان بندی ، اثری از گلستان نیست و به حقیقت نزدیکتر می رسد که کار پژوهش با آنها ( و مقدم و خود رضایی )  بوده و یا اینکه بر اساس سنت آن روزگار ،آنها ، طرح گفتار مقدماتی را برای تدوین اولیة فیلم  نوشته  باشند .   طبیعی بنظر می رسد که  گفتار توسط گلستان ، حک و اصلاح شده باشد . 
فیلم همزمان با اشک ها ولبخند ها در یازده سینمای  تهران بنمایش در آمد ، در شیراز و تبریز هم توزیع شد و بسیاری از شهر وندان از جمله والدین خود من برای نخستین بار با این فیلم به سینما  رفتند . سینمایی که تمام مظاهر معمول از سالن انتظارش بر چیده شده بود.  گوپی چندِ هندی   پخش کننده است و نامی از این وارد کنندة فیلم در عنوان بندی نیست . ولی در همان جلسه  گفته  شد که سود اصلی حاصل از نمایش جهانی ، به جیب او رفت و« در یونان جزیره خرید» .

ساختار فیلم
 نخست باید بگویم که در سالیان اخیر من دو بار  فیلم را در سالن سینما  دیده ام  و امکان تأمل بیشتر روی تک تک صحنه ها برای من وجود نداشته است .  خانة خدا ، دارای ساختاری دولایه ایست ، بخش اول و در ظاهر کل فیلم به صورت سفر نامه ای و سیاحتی و بر پایة گفتاری به شیوة سوم شخص و دانای کل و صدای مسلط  به پیش می رود . زائران از راه دریا و هوا وزمین وارد عربستان می شوند . دوربین گشتی در شهر جده می زند و در آغاز ، سازندگان فیلم نسبت به ملک فیصل بن عبدالعزیز ، پادشاه عربستان سعودی که اجازة تولید فیلم را صادر کرده بود ، ادای دین می کنند . البته در منطق فیلمهای تبلیغاتی و خبریِ دهة سی وچهل می گنجید که هر فیلمی  با حضور یک مقام دولتی آغاز می شود . در اینجا ، عربستانِ نو با نقشه های عمرانی واصلاحیِ دولت ، در برابر عربستان کهنه قرار می گیرد و  بر تغییراتِ سریع و معاصر، تأکید می شود . چنین تأکیدی بیشتر از عهدة دو دسته افراد بر می آمد . اول همان حمله دارها و مقامات سیاسی که بارها به آن کشسور رفته بودند . دوم سازندگان فیلم های خبری و تبلیغاتی مثل اسدالله پیمان ( و خود رضایی و مقدم و دیگران ) که در این کار هم  ـ هریک به نحوی ـ سابقه ای داشتند .  البته مقایسة مدرن سازی با گذشته ، در خسی در میقات  هم هست . جایی که آل احمد می نویسد :
« شهر قدیمی در حال مدرن شدن و پوست انداختن است .»
آل احمد بویژه در توضیح مدینة الحاج ، از قناسی ها هم می گوید .
در آن سال بر اساس آمار ارائه شده توسط گفتار فیلم تعداد 24937 زائر از ایران برای حج به جده رفتند  و در توصیف ورود آنها به جده ، می شنویم : « زائران موج پشت موج می رسند » و در سراسر فیلم : طراحان وسازندگان خانة خدا ، در سفرنامه سازی، تماشای عربستان و بویژه قبرستان بقیع ، مسجد امام علی (ع) ، غار حرا ، ناحیة احد و آثار باقی مانده از صدر اسلام ، تابلوی مرزمکه  که ورود غیر مسلمانان را ممنوع اعلام می کند  و شیوة ضد عفونی در شهر  را از دست نداده اند . در یک صحنه از فیلم، دو خانم چادری از پله بالا میروند تا همراه مردان وارد قبرستان بقیع شوند ( دوربین از دور صحنه را می بیند) مأموران عربستان پائین می آیند و جلویشان را می گیرند .
 گرچه  هدف اصلی فیلم ، ثبت مناسک است ، ولی با فیلمی آموزشی و انسان شناختیِ علمی هم روبرو نیستیم.    
 حج عمرة تمتع :
در خسی در میقات و در خانة خدا ـ هردو ـ با حج عمرة تمتع روبرو هستیم.  جلال آل احمد از جده شروع می کند و مانند تمام افرادی که96 کیلومتر یا بیشتر از مکه فاصله دارند ( مانند تمام ایرانیان )  حج عمرة تمتع بجا می آورد . در فیلم هم با چنین شرایطی مواجهیم  . البته بعد از عمرة تمتع ، گروه به مدینه می رود  ـ یا بخشی از گروه در مدینه هستند و بخشی در مکه مانده اند   ـ و در آنجا  مسجد النبی و گورستان بقیع معرفی وزیارت می شود . درست است که آقای حقیقی می گوید :« کسی به ما نمی گفت چکار کنیم » ولی بنظر می رسد کسانی همراه گروه بودند که کاملأ حواسشان جمع بوده است .
در حالیکه زائران ، آماده می شوند که حج را آغاز کنند ، پادشاه عربستان ، روز هفتم خانة کعبه را آب و جارو می کند و همراه محافظانش در مقام ابراهیم به نماز می ایستد . برای کسی که وجوب  حج عمرة تمتع را نشناسد و یا به ساختار فیلم مستند ، بیشتر اهمیت بدهد ، این سؤال پیش می آید که چرا « بسیاری از صحنه ها را که زائد و طولانی هستند مکرر در مکرر روی پرده می بینیم .» .  در اینجا ،  بعد از توضیح حج عمرة تمتع ( یعنی با  عنایت بر پنج عمل متعلق به حج عمرة تمتع ) ، سیزده عمل متعلق به حج تمتع در خانة خدا ، از جنبة فیلم مستند از سویی واز جنبة یک  اثر انسان شناختیِ فرهنگ ، از سوی دیگر ،  تشریح  می شود( البته با قید احتیاط) . فیلم دارای نگاهی کلی به مناسک است ، هیچ شخص خاصی را دنبال نمی کند ولی نگاهش بیشتر به زائران ایرانی است .

•    احرام :  حج تمتع از اِحرام و اشاره ای به آداب پوشیدن دو تکة پارچة سفید در مسجد شجره  و گفتنِ  لبیک  آغاز می شود و با سوار شدن بر انواع  وسایل نقلیه به سوی عرفات ادامه می یابد . ( البته میقات حج تمتع در مکه است . یعنی آن گروه از ایرانیانی که حج عمرة تمتع را انجام داده اند در مکه ، محرِم میشوند و به عرفات می روند . )
•    وقوف  در عرفات : اذان ظهر روز عرفه درصحرای  عرفات هستند . و نیت میکنند که تا غروب در آنجا باشند .
•    وقوف در مشعر الحرام ، به تمامی ثبت نشده ، نماها غالبأ دور و عمومی است . طلوع آفتاب روز بعد (عید قربان) ،مردم از مشعرالحرام راه می افتند به سوی منا .
•    رمی جمرة عقبه در منا (در این مرحله ، هفت سنگ به ستون سنگی عقبی زده می شود ): فیلمسازان این مرحله را به نحوی طنز آمیز به مرحلة دوازدهم « رمی جمرات » که باید به هر ستون سنگی ، هفت سنگ ریزه زده شود در می آمیزند .
•    قربانی : صحنة خرید و فروش دام و قربانی کردن گوسفند است در منا . فیلم در اینجا بین مستند بودن و مردم نگاری در نوسان است و بیشتر به مستند بودن تمایل دارد تا مردم نگاری . برای مثال فیلمسازان  ، خرید وفروش دام به زبان بین المللی یعنی  اشارات را  ثبت کرده اند . ولی آداب قربان کردن را بوضوح شاهد نیستیم . اتلاف دام و خاک ریختن بر لاشه ها تو سط لودر  ثبت شده است  و بر نحوة مصرف دام بر اساس مناسک و دستورات ، اشاره نمی شود .  
•    تقصیر یا حلق  : چیدن مو یا   تراشیدن سر برای مردان (حلق)  . از این پس نگاه کردن در آئینه ، دیگر از محرمات نیست و  زائری  را می بینیم که به آئینه  می نگرد .
•    طواف حج : هفت بار گردش از کنار حجرالاسود ، آغاز می شود . فیلم ، طرز قرار گرفتن شانه چپ نسبت به کعبه  و شروع حرکت ازحجرالاسود را توضیح می دهد .     
•    نماز طواف : دو رکعت نماز طواف با چند دوربین بویژه از بالا فیلمبرداری شده است .
•    سعی بین صفا ومروه :  می بینیم که برخی زائرانِ مرد ، هروله ( تند راه رفتن ) را با دویدن اشتباه گرفته اند .در اینجا دوربین از حالت زائر به ناظر تبدیل می شود و گاهی نیز برای نمایش چهره ها بر میگردد .
•    طواف نساء : من بیاد نمی آورم که در فیلم به این طواف و نماز آن اشاره شده باشد .  معذلک ذکر این مهم ضروری است که حتی عدم اشاره  به  این طواف وظرایف نماز دو رکعتیِ آن در فیلم   ، دلیلی بر عدم اجرای آن توسط حاج آقا فیلمسازان  نیست  و این دو مسئله باید از هم تفکیک شود . بویژه که  حساسیت این طواف و نماز آن ، با  دستوراتی ، تسهیل شده است .  
•    نماز نساء
•    بیتوته در منا : بعد از رمی جمرات دوربین به شهر خاموش و بدون شهروندِ منا باز می گردد . در اینجا با نمایی سازمان یافته ( ویا اتفاقی ؟)از بالا رو به خیابانی خاموش روبرو هستیم. مردی عرب از راست وارد کادر می شود و به پیش می رود . اتومبیلی هم از چپ وارد کادر میشود و ،دور می شود .این نما ، جدا از مفهومی که ارائه می دهد دارای طرح گرافیکیِ جذابی است . هر چند کسی شب یازدهم یا دوازدهم را در منا بیتوته نمی کند .شاید بخاطر حساسیت پائین فیلم رنگی ، این صحنه بجای بیتوته در منا  استفاده شده  اما چرا  از نظر ترتیب، بعد از رمی جمرات قرار گرفته است ؟
•    رمی جمرات : روز یازدهم یا دوازدهم  و به هریک از سه ستون سنگی ( اولی ، وسطی ، آخری )باید هفت سنگ زده شود ( جمعأ 21 سنگ) . رمی جمرات ، صحنة  نمادین ِسنگ زدن به شیطان ثبت شده است که شأن آن در فیلم توضیح داده می شود . اما به دلیل این که فیلم هیچ آدم مشخصی را تعقیب نمی کند دقت پژوهش مردمنگاری را ندارد . در واقع ، به دلیل  غلبة مستند سازی بر مردمنگاری  و هم به خاطر مفرح سازیِ این بخش ، روز و تعداد و ترتیب سنگ زدن و تفاوت آن با رمی جمره ، به دقت  مشخص نیست . ( البته  می دانیم که اگر کسی این مرحله را یادش رفت حتی می تواند سال بعد قضا کند )
       ظاهرأ آخرین طواف موجود در فیلم باید طواف وداع باشد که از مستحبات حج است . همچنین سعی شده    صحنة ادای  نماز در خانة خدا ( کدام نماز؟) ، بدلیل بارش باران ، احساسات بر انگیز از آب در آید .  بهر صورت ، هوا ابری است ، آخرین قطرات آب باران از ناودان طلا فرو می چکد و گفتار صدای مسلط ، آفرینندة معناست .  در آغاز این صحنه ،  روی اذان اهل سنت که نام حضرت  علی علیه السلام برده نمی شود ، اشهدانّ علی ولی الله  میکس شده است که از نشانه های بارز تولید فیلم توسط شیعیان است.دوست دارم به بینم در نسخة انگلیسی هم چنین توجهی وجود دارد ؟یا نه. فیلم با تصاویری از بالا ، پایان می گیرد . مصداق این گفتة خسی در میقات که :
    « در طواف بدور خانه ، بدور یک چیز می گردی و تو ذره ای از شعاعی هستی بدور مرکزی .»
در نهایت می توان  گفت ، خانة خدا یک  مستند از مناسک ( اعمال) حج تمتع  است که به عنوان یک سند انسان شناختیِ تصویری از یک آئین ، یک کشور و مردمانی ( فیلمسازان و افراد درون فیلم) از یک دورة تاریخی  بر جای مانده است  .

  یک پدیدة انسان شناختی
در بارة حادثة استودیو  ایران فیلم یعنی چاقو زدن به ابوالقاسم رضایی تعبیر وتفسیر های مختلفی شده است . یکی از آنها این نوشتة محمد قائد   است  :    
کسانی سازندة خانة خدا را متهم کردند که مؤمنان را با ترفندِ نشان دادن مراسم حج به سینما کشانده است
و به گلویش چاقو زدند . این شخص از ترس جان از ایران گریخت .
و این در حالی است که  براساس یک نظریة مطرح شده در آن سوی مرزها ، ابوالقاسم رضایی و مقدم  به خاطر تولید فیلم از مناسک مذهبی ، مضحکه هم شده اند .
عقیدة سوم این است که جمال امید در کتاب تاریخ سینمای ایران  نوشته است  :
جوانی که معتقد بود ابوالقاسم رضایی با تهیة خانة خدا هتک حرمت مقدسات را کرده است در برابر استودیو     ایران فیلم با چاقو به او حمله می کند  و مضروبش می سازد . قد بلند رضایی و پالتوی ضخیمی که آنروز     پوشیده بود ، باعث شد که تأثیر ضربات جوان کم شود و در نتیجه آسیب چندانی نبیند 
  به هر صورت این واقعه به خودیِ خود یک نشانه است نشانه ای که به خاطر در دست نبودن اطلاعات کافی ، برداشت ها و معانی مختلفی از آن استنباط می شود  .  گروه چهارمی هم بوده اند که  از احتمال یک انگ نام می برند . انگی که خود ابوالقاسم رضایی هم ( البته در مورد پدر و دوران کودکیِ خودش در مشهد  ) در مصاحبه ای با علی مرتضوی در آمریکا به آن اشاره کرده  و آن را قویأ رد می کند .   طرح موضوع توسط مرحوم رضایی از یک دغدغة ذهنی  خبر میدهد ؟
پنجم این که  نعمت حقیقی بعد تازه ای به قضیه افزود واحتمال انگ را منتفی ساخت  . آقای حقیقی ، در آن جلسه گفت :
یک گروه که نمی دانم چه گرایشی داشتند اینها قرار گذاشته بودند که یک یک این گروهی که به این سفر     رفتند را بزنند . یکی از اینها یک روز کمین کرده بود جلوی در ایران فیلم و همانطور که گفته شد رضایی که ازدر می خواست بیرون بیاید بهش گفتند که این رضایی است و او را انداخت توی جوی و یک دوتا هم به کتفش زد . منتها رضایی یک رانندة گردن کلفت  ورزشکار داشت که به موقع رسید و رضایی را نجات داد »      
در تمام  این موارد در مطبوعات آن سالها ، خبری  نیافتم  و شاید بوده و از چشم من پنهان مانده است  .  به احتمال زیاد  ، پروندة این عمل هنوز در بایگانی راکد  وزارت دادگستری  موجود است . در ثانی واقعأ نمی دانم چرا چنین فیلمی که برخی آن را اولین فیلم مذهبی در ایران دانسته اند ، بعد از نمایش اکران اولش ، دیگر در سینماها نشان داده نشد.
 امید وار بودم در این نوشته به  ابعاد مختلف  تولید و نمایش و واکنش های بعدی در مورد فیلم خانة خدا ، محصول استودیو ایران فیلم ،   از جنبة انسان شناسی تصویری بپردازم  .  بویژه مفاهیی مثل واقعیت وحقیقت ، عدم قطعیت ، انگ چسبانی  ، شایعه سازی ، از خود ساختن و خیالپردازی در توضیح واقعه و نقش تصویر در جامعة ایرانی ، مورد توجه من بود  .هر چند می دانم به دلیل در اختیار نبودن فیلم  و عدم امکان مراجعة مکرر به آن ، هر نوع تحلیل انسان شناختیِ آئین باید با قید احتیاط صورت گیرد یعنی امکان اشتباه را باید از نظر دور نداشت . بنابراین به دلایلی که در این نوشته ذکر شده ، فیلم خانة خدا از نظر پژوهش در تاریخ اجتماعی ایران  هنوز یک پروژة ناتمام است .                                                                                محمد تهامی نژاد ـ  شهریور ماه 1387

پی نوشت

  - منظور از توضیحی ( expository)  در شیوه شناسی سینمای مستند ، فیلم مبتنی بر گفتار صدای مسلط   ومونتاژ خاص آنست .
2 ـ روزنامة اطلاعات 17 آذر 1345 صفحة اول  با عکسی از کعبه و پیرمردی جلوی کادر که به کعبه و مردمانی گرداگرد ش می نگرد .
3 - روز 23 آذر  یکروز قبل از نمایش فیلم  روزنامة اطلاعات ص اول . در روزنامة کیهان هم آگهی شده است .
4 - 29 آذر 1345
5  - معرفیِ فیلم در واقع همانست که در سینمای ایران به آنونس معروف است . این گفته نشان میدهد که آنونس توسط خود دست اندر کاران ایران فیلم ، ساخته شده است .
6 دکتر حمید نفیسی در مقاله مفتون شرق ، نوشته است : ارنست بی شوتشاک ( شودزاک) در سال 1922 از زائران خانة خدا در جده فیلم گرفت . این فوتیج ها تصادفأ توسط یکی از اعضاء گروه در آتش سوخت . ( ترجمة محمد تهامی نژاد )
7 - از گفتگو با عیسی امید وار به نقل از سینمای مستند ایران عرصة تفاوت ها
8 -به نقل از نعمت حقیقی در جریان گفتگوی بعد از نمایش فیلم در روز 13 مرداد 1387 در خانة شهریاران جوان . این نمایش توسط انجمن منتقدان سینمای ایران  ،  برگزار شد .  ( ضمنأ این فیلم  سال1378 توسط همین انجمن در خانة سینما و سال 1385  در موزة امامعلی نیز بنمایش در آمد . در تمام این نمایش ها ،  فیلم یا نسخة ویدیویی توسط یک نماینده از فیلمخانة ملی به محل نمایش آورده شد . ) نقل قول ها  از نعمت حقیقی ( برای دقت بیشتر ، از روی نوار پیاده شده توسط آقای هادی مقدم دوست و بچاپ رسیده در ماهنامة فیلم نگار( شهریور 1387)  آورده  شده است .

9 - نعمت حقیقی گفت که « بعد از این فیلم  دولت عربستان سعودی دیگر اجازة فیلمبرداری نمی داد ».
  منهم تا قبل از فیلمِ  گزارشی از حج  1399  ساختة  مرحوم جواد گنجی زاده ( 1358 ) که مبتنی بر پارادایم  سیاسی بعد از انقلاب اسلامی  است  ، فیلم دیگری را سراغ ندارم .  جواد گنجی زاده فیلم 16 میلیمتری ِ خود را با زحمت و علاقة فراوان برای تلویزیون ساخت  و یادگاری ازیک دوران ، بر جای نهاد . (به نقل از بیوگرافی محمد جواد گنجی زاده 1324 ـ 1385)
10  - به نقل از نامة ابراهیم گلستان به نعمت حقیقی . 28 جولای 2008
11 - طرح چم ،  سال 1341 توسط  استودیو ایران فیلم برای شرکت های عامل نفت ساخته شد .
12 -  نگین ، خرداد 1347 ص31
13 -  به نقل از تاریخ سینمای ایران جمال امید . همچنین ، اقوال مختلفی در بارة حضور عباس دستمالچی و محمود ایثاری در فیلم خانة خدا  نقل شده است .  یکی این که مریض بودند و  صحنه های داخلی را گرفتند . دیگر این که ایثاری گرما زده شده بود و با چتر سر صحنه می آمد .  و  به گفتة آقای  حقیقی (در جلسة بررسی فیلم خانة خدا )، دستمالچی بدلیل یک اشتباه فنی ، در روز اول توسط شیرازی کنار گذاشته شد . و روایت آخر این که نام هر یک از  آنها به عنوا ن یکی از چهار فیلمبردار در عنوان بندی آمده   و رسمأ فیلمبردار خانة خدا هستند.  ای کاش امکان گفتگو با محمود ایثاری و عباس دستمالچی ، وجود داشت  .
14  - بگفتةبرادرم ابوالحسن تهامی  ، اسماعیل دین محمدی  در استودیو آژیر فیلم آپاراتچی بود  بعد ، دستیار و فیلمبردار شد .
15  - مجله ستارة سینما 15 دیماه 1350 ضمنأ در جلسة بعد از نمایش فیلم ، نعمت حقیقی بخش هایی از نامة ابراهیم گلستان را برای حضار قرائت کرد که ایشان   به فیلم خانة خدا  اشاره ای کرده و صراحتأ گفته بود که فیلم از نظر کارگردانی ، کار ابوالقاسم رضایی است نه جلال مقدم .
16  - به هرحال این فیلم را رضایی ساخت و مطلقأ کار رضایی بود . در همه موارد کمک من به او هم خدمتی بود به آدم شریفی که رضایی بود و هم سرگرمی خوشایندی برای خودمان . گوپی چم استفادة مادی آن را برد و این مربوط می شود به رضایی یا مربوط می شد . ( نامة ابراهیم گلستان به نعمت حقیقی )
17 - برادرم می گوید : «در سالن انتظار سینما پارچه های سیاه و یا سفید کشیده بودند .»  وخودم به یاد می آورم که طومار های هفده بند محتشم آویخته بودند .
 در دومین هفتة نمایش فیلم اعلام شد : طی دو هفتة گذشته هزاران نفر، فیلم «خانة خدا »را در محیط کاملا متناسب با شئون این سند بزرگ تماشا نموده اند  ( روزنامة اطلاعات ص اول 14 دیماه 1345) . فیلم حدود یکماه ونیم در یازده سینما  بنمایش در آمد  و  از اواخر دیماه از استقبال کاسته شد . بیست وششم دیماه فقط سه سینما ودرپنجم بهمن سینما هما همچنان فیلم را نمایش می داد .
     در هجدهم دی ماه مقررات تازة حج اعلام شد از جمله این که  : زائران در صورتی که لباس مرتب بتن نداشته باشند از حرکت آنها مخالفت خواهد شد. ( اطلاعات ص اول 18 دی 1345)
.
18 - جمال امید در تاریخ سینمای ایران  نوشته است : « بوسیلة دیپ چند هندوجا ( آشوقا فیلم ) خانة خدا بزبان انگلیسی دوبله می شود و به اکثر کشورهای مسلمان فروخته می شود . خانة خدا نخستین فیلم ایرانی است که با این وسعت صادر شد .»
 ابراهیم گلستان و نعمت حقیقی از گوپی چند ( گوپی چند هندو جا ) نام بردند  و آقای حقیقی گفت که فیلم  به هشتاد ودو کشور مسلمان  صادر شد .
مسعود مهرابی در کتاب تاریخ سینمای ایران   فصل دیوار کج  می نویسد : خانة خدا که فیلمی متفاوت بنظر می رسید با انگیزه های سود جویانه و به قصد تسخیر یک بازار دست نخوردة مذهبی   ساخته شد .( ص 115) .
19  - نعمت حقیقی گفت که این آقا الان سومین سرمایه دار انگلیس هستند .
20  -V.O.G
21 - بگفتة آل احمد : « میعاد  جای دیدار است و میقات زمان ِ همان دیدار » و آن کتاب در توصیف دیدار خانه   و غرق شدن در صاحبِ خانه در میقات است .  البته از نظر حج ، میقات مکان هایی هستند برای  احرام . یعنی : مسجد شجره ، جُحفه ، وادی عقیق ، قرن المنازل و یلملم  .
22 - براساس سالنامة کیهان ص 41 کرونولوژی سال 1345 (وقایع  ایران) 6 فروردین 1345 : در سال جاری تعداد 23064 نفر از ایرانیان  برای زیارت مکه  به عربستان سعودی رفته اند .
23  - مسعود مهرابی در کتاب  فرهنگ فیلم های مستند سینمای ایران ، به فیلم   مکه شهر ممنوع  ، محصول شرکت فیلمیک و استودیو ایران فیلم  اشاره کرده که نسخة انگلیسی و کوتاه شدة خانة خدا و  برندة جایزه از جشنواره های ونیز ، اسپانیا و سان فرانسیسکو است . همان است که جلال مقدم می گوید نام ابوالقاسم رضایی را به عنوان کارگردان برخود دارد .
24 - پنج عمل حج عمرة تمتع عبارتند از :احرام ، طواف ، نماز طواف ، سعی و تقصیر ( چیدن مو یا ناخن ) . این اعمال باید در فاصلة زمانی اول شوال تا ظهر روز نهم ذی حجه انجام شود و اگر این زمان بگذرد وقت عمرة تمتع تمام است .  با انجام دادن این اعمال ، زائر از احرام خارج می شود . تا زمان محرم شدن در مکه  برای حج تمتع .
 امروزه CD  های  متعدد از جمله توسط  «مؤسسة فرهنگی هنری مشعر » روانة بازار شده است که ویدیوی مناسک عمرة مفرده حا لت آموزشی دارد  . نوار همراه با بقیع نیز  محصول همین مؤسسه است  که در آن مکانهای  تاریخی ومذهبی با نقاشی و گفتارِ توضیحی  همراه شده است
 
25 - این سؤال بهرام ری پور منتقد دهة چهل در بارة فیلم خانة خداست .( رجوع شود به تاریخ سینمای جمال امید )
26  ـ وقوف یعنی بودن .
27 - نعمت حقیقی به شوخی گفت من رفته بودم جلو که فیلم بگیرم مردم مرا با شیطان عوضی گرفته بودن .
28 - سایت محمد قائد ، ایرونی بازی در تاریخ محاوره ای ونوستالژی دهة چهل .
29  - جمال امید ، تاریخ سینمای ایران ، صفحة 397
30  ـ رجوع شود به همان زیر نویس شمارة 25 ص24
31 ـ  همان   
 

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.