آنتوان دو سنت اگزوپری: نیازی به آن نیست که آینده را پیش بینی کنی، کافی است به آن امکان دهی.
باربارا کاپل پس از بردن دو جایزة اسکار برای دو مستندش هارلن کانتی آمریکا و رؤیای آمریکایی، به دلیل در پیش گرفتن راهی برای طرح مسایل مهم سیاسی و اجتماعی و رساندن صدای مبارزههای حقطلبانة مردم به گوش دیگران، تحسین شده است. او همچنین با کار روی موضوعهای گسترده،
استعداد خارقالعادهاش را در زمینة روایت داستان، به تصویر کشیدن و توصیف شخصیتهایش بر اساس دیدی سینمایی و تولید فیلم با صرف کمترین بودجه و بیبازیگر و فیلمنامه نشان داده است. کاپل فیلمسازیاش را از اواخر دهة 1960، زمانی که مشغول تحصیل در رشتة روانشناسی بالینی در کالج ویرجینیای غربی بود، آغاز کرد. او در 1970 از آلبرت و دیوید مایزلس که آن زمان فیلم به من سرپناه بدهید را میساختند، کارگردانی را آموخت و یاد گرفت که چهگونه از تولد و جریان زندگی در برابر دوربین فیلم بگیرد و به هیچ چیز اضافی اجازة مزاحمت ندهد. بجز دو فیلمة اسکاریاش، او تعداد زیادی مستند ساخته؛ شامل شاهد بودن در مورد زنان خبرنگار در عراق و جاهای دیگر، نسل من که میراث وود استاک را بررسی میکند؛ گفتوگویی با گریگوری پک که شرحی است بر حرفه و زندگی این بازیگر مشهور، نغمههای مرد وحشی (Wild Man Blues) دربارة وودی آلن و تور اروپایی گروه جاز او، دفاع از دخترانمان که یک بررسی در موضوع حقوق زنان در بوسنی و پاکستان و مصر است، و سقوط قهرمان قصة ناگفتة مایک تایسون قهرمان مشتزنی. او همچنین فیلم داستانی ویرانی را دربارة دوران ظهور یک گروه از تینایجرهای ثروتمند در لسآنجلس کارگردانی کرد و چند سریال تلویزیونی، از جمله OZ و قتل و فیلمهای تبلیغاتی بسیاری در کارنامة فیلمسازیاش دارد. جایزههای بسیاری گرفته؛ از جمله جایزة منتقدان لسآنجلس، جایزة انجمن ملی منتقدان فیلم، جایزة بزرگ هیأت داوران و همچنین جایزة منتخب ویژة مردم و جایزة بهترین کارگردان مستند در جشنوارة ساندنس. در جشنوارة حقوق بشر هم جایزة یک عمر فعالیت موفق را گرفت. کاپل عضو هیأتمدیرة انستیتوی فیلم آمریکا است و در سازمانهایی که روی موضوعهای اجتماعی انگشت میگذارند و از فیلمسازان مستقل حمایت میکنند، فعالانه حضور دارد.
- شما فیلمهایی با موضوعهای سیاسی و اجتماعی ساختهاید مثل هارلن کانتی آمریکا و رؤیای آمریکایی. یا فیلمهایی که بر اشخاص معروف یا موضوعهای بحثانگیز متمرکز بودهاند: دربارة گریگوری پک، وودی آلن و مایک تایسون. یا فیلمهایی که به جوانان و موسیقی ارتباط دارند مثل نسل من و مجهز به سلاح هستهای. یا دربارة زنان هستند مثل دفاع از دخترانمان، شاهد بودن و دیکسی چیکسها. چه عامل مشترکی این فیلمها را به هم مربوط میکند؟ وقتی تصمیم میگیرید مستندی بسازید جدا از موضوع فیلم، چیز خاصی شما را به ساختن آن فیلم جذب میکند؟
- من همیشه دنبال یک داستان خوب میگردم تا تعریفش کنم. این داستان ممکن است از مردمی باشد که درگیر یک اعتصاب کارگری هستند، یا زنانی که برای رسیدن به حقوق برابر مبارزه میکنند، موزیسینهایی که برای چیزی که به آن اعتقاد دارند میجنگند، یا بازیگری که با گروه جازش اروپا را زیر پا میگذارد. این داستانگوییها برای من به منزلة کشف تمام جنبههای انسانی و گوش دادن به حرفهایی است که مردم میخواهند بگویند. آدمهای فیلمهای من پرشور و مسحورکنندهاند و میتوانند وقایع زندگیشان را بهخوبی بیان کنند. حضور این آدمها جلوی دوربین بیشترین لذت را به من میدهد.
- چهطور روی یک موضوع کار میکنید؟ برای ساختن مستند چه مراحل خاصی را طی میکنید یا چه شیوة خاصی را به کار میگیرید؟
- یک قاعدة عمومی وجود ندارد. وقتی مردم با عقاید مختلفشان پیش من میآیند از صحبت با آنها لذت زیادی میبرم. گاهی انجمنهایی که آرزو دارند در مورد موضوعهای مهم اجتماعی کار کنند به ما مراجعه میکنند یا شبکههای تلویزیونی پروژهای را به ما پیشنهاد میکنند. گاهی هم موضوعهایی را که به فکر خودمان میرسد کار میکنیم. زمانی که ما کار روی یک موضوع خاص را شروع میکنیم هرگز نمیدانیم که چه پیش خواهد آمد و همین، نکتهای است که سینمای مستند را برای من بسیار جذاب میکند. به عنوان مستندساز همیشه باید انعطافپذیر و آمادة کنترل اوضاع باشی، چون هیچوقت نمیدانی که چه اتفاقی ممکن است بیفتد. من خودم در کار فقط سعی میکنم با بیشترین توانی که در خودم سراغ دارم بهترین لحظههای ممکن را فیلمبرداری کنم.
- چرا دوست دارید روی موضوعهایی که داستان دارند، مستند بسازید؟
- من هم دربارة این موضوعها و هم دربارة موضوعهای بدون داستان فیلم ساختهام و از هر دوی اینها لذت میبرم. متوجه شدهام که مستندسازی در بهترین شرایط صدای کسانی را که امکان حرف زدن ندارند، به گوش دیگران میرساند و فکر میکنم این بسیار شگفتانگیز است. شما میتوانید داستانی را که همه فکر میکنند قبلاً آن را شنیدهاند از زاویة متفاوتی نشان دهید و تماشاگران را به سفر ناشناختهها ببرید. من از خلاقیتی که در فیلم داستانی وجود دارد و از سر و کله زدن با بازیگران و متن فیلم هم لذت میبرم. چه فیلم داستانی بسازم و چه غیرداستانی، یا حتی در فیلمهای تبلیغاتی، همیشه یک حس خاص به من دست میدهد؛ حس احترام و تحسین برای مردمی که با آنها کار میکنم و عشق به کار گروهی و خلاقیتی که در فیلمسازی وجود دارد.
- لطفاً دربارة دورهای که با برادران مایزلس کار کردید برای ما بگویید؛ از تجربة کار کردن با آنها و از تأثیر آنها در کارهای بعدیتان ــ اگر چنین تأثیری در شما گذاشتهاند ــ بگویید.
- کار با آنها برای من تجربة جالبی بود، چون فضای کار گروهی خلاقی به وجود آوردهاند که در آن به نظر تکتک افراد توجه میشود. وقتی دور هم جمع میشدیم و راشها و تدوین اولیة فیلمها را میدیدیم هر کسی میتوانست نظرش را مطرح کند. من میدیدم که حتی نظرهای من هم، با اینکه تازهکار بودم میتواند اهمیت داشته باشد. تجربة کار با برادران مایزلس روی شیوة کار من تأثیر گذاشت؛ شیوهای که از یک روحیة کار گروهی با افراد بااستعداد و خلاق شکل گرفته است.
- بر اساس تجربة شما یک زن مستندساز مستقل در آمریکا با چه مانعهایی روبهروست؟ فکر میکنید جنسیت شما روی کارتان و پذیرش آن از طرف تهیهکنندگان و فیلمسازان تأثیر میگذارد؟
- در فرهنگ ما، در تمام مراحل زندگی، جنسیت حضوری واقعی و عینی دارد و این حرفه هم از آن مستثنا نیست؛ اگرچه من هیچوقت حس نکردهام که جنسیت من مانع انجام کارهایم شده باشد. اغلب احساس میکنم که زن بودن به من اجازه داده که یک رابطة منحصربهفرد با شخصیتهای فیلمهایم برقرار کنم و همین باعث میشود که از منظر جدیدی به موضوع فیلم نگاه کنم.
- از دورهای که هارلن کانتی آمریکا را ساختید تا به حال شیوة مستندسازی و نحوة پذیرش آن از طرف مردم به نحو چشمگیری تغییر کرده است. فکر میکنید چهگونه این نتیجه به دست آمده و دلایل آن چیست؟
- فکر میکنم ابداع تکنیکهای جدید، واقعاً مستندسازی را تغییر داده است. در عصر دیجیتال، امکانات بسیار پردوام و ارزانتر شدهاند. الان بیش از گذشته این امکان وجود دارد که دوربینها به طور دائم صدها ساعت بچرخند و فیلم بگیرند. این نعمتی است که وقتی ما هارلن کانتی آمریکا را میساختیم، در اختیار نداشتیم. این امکان مواد خام بیشتری برای کار کردن در دسترس ما قرار میدهد و قدرت انتخاب زیادتری برای تدوینگر فراهم میکند. همچنین ساختار روایت و داستانگویی در فیلمهای مستند در طول سالها تغییر و تحول پیدا کرده است. الان مستندهایی هستند که فیلم ساز موضوع فیلمش میشود، فیلمهایی که صحنهها را بازسای یا واقعیتها را بازنگری میکنند. فیلمهایی که از ویدئوهای خانوادگی زمانهای گذشته استفاده میکنند و فیلمهایی که انواع تکنیکهای خلاق و نوآور را به کار میگیرند. مستندسازان در یک رویکرد جدید مدام به این میاندیشند که یک مستند چهگونه میتواند باشد و من فکر میکنم حاصل این تحول، شگفتانگیز است. دیدن مستندهایی که با روشهای گوناگون ساخته شدهاند، بسیار عالی است.
- چه چیزی باعث شد که آخرین فیلمتان را دربارة گروه دیکسی چیکس بسازید؟ احساس نکردید که موضوع آن شباهتهایی با نغمههای مرد وحشی دارد؟ با توجه به اینکه هر دو شخصیت، در بحبوحة بحرانها و ناآرامیهای دورة خود آدمهای معروفی هستند.
- قبل از اینکه چیکسها تور دور دنیای سال 2003 خودشان را شروع کنند و ناتالی مینز دربارة جرج بوش اظهار نظر کند، سیسیلیا پک و من میخواستیم با این ایده که تلاش کنیم که آنها را در مسیر دنبال کنیم و از تور آنها فیلم بسازیم. آنها توجه مرا جلب کرده بودند، چون سه موزیسین بینهایت بااستعدادند که میخواهند بین حرفة خود و نیازها و لذتهای زندگی خانوادگیشان تعادل برقرار کنند. این چیزی بود که بیتردید میتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم و احساس میکنم که افراد زیادی هم میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. ضمناً میخواستم ببینم که شرایطی که آنها به دنبال اظهار نظرهایشان علیه بوش از سر میگذرانند، چهگونه آنها را به عنوان انسان و همچنین هنرمند تغییر میدهد. هر وقت موضوع فیلم به شخصیتی مشهوری مربوط میشود، سعی میکنم بدون هیچ پیشداوری یا تعصبی با او آشنا شوم. فکر میکنم این خیلی اهمیت دارد که مردم را با شأن و منزلتی که خواهان آن هستند و با صدا و عملکرد خودشان به تصویر بکشیم. به همان اندازه که آنها حالت دفاعی به خود نگیرند و خودشان باشند، من هم نهایت تلاشم را میکنم که داستان آنها را همان طور که خودشان میبینند بازگو کنم. فیلمهای دیکسی چیکس، خفه شو و بخوان و نغمههای مرد وحشی برای من به یک اندازه تجربههای بسیار باارزشی بودند. دیکسی چیکس و وودی آلن شخصیتهای جذابی هستند که فقط میخواهند در بحبوحة شرایط بحثانگیزی که برایشان پیش میآید به زندگیشان معنا ببخشند.
- دربارة فیلمبرداری خفه شو و بخوان صحبت کنید. آیا اظهار نظرهای آنها علیه دولت بوش روی تولید کار شما اثر گذاشت؟
- فیلمبرداری خفه شو و بخوان برای ما تجربة مهمی بود. دیکسی چیکسها همه چیز را در اختیار ما
گذاشتند و به ما اجازه دادند از هر چیزی که میخواستیم فیلم بگیریم. آنان بیتوجه به اینکه دوربین در حال فیلمبرداری است کار خودشان را میکردند و به همین دلیل چیزهایی که در فیلم میبینید درست همان رفتارهایی است که آنها در زندگی واقعیشان دارند. ما با آنها لحظههای بسیار شگفتانگیزی را گرفتیم؛ لحظة تولد دوقلوهای امیلی، ضبط اولین آلبوم آنها و تعدادی اجرای زندة عالی. در کنار تمام اینها ما شاهد تحول چیکسها در خیلی زمینهها بودیم. رابطة خواهری و اعتماد آنها به یکدیگر قویتر شد و رشد کرد؛ دیدگاههای سیاسی آنها و عقاید خصوصیشان تبدیل به گفتوگویی عمومی شد و آنها با درگیر کردن مردم و طرفدارانشان با گفتوگوهای آگاهیدهنده و خردمندانه دربارة صلح، جنگ و اعتراض به مخالفانشان پاسخ دادند. آنها وارد این جروبحثهای سیاسی نشدند، اما وقتی عملاً درگیر این فضا شدند، در آن رضایت خاطر پیدا کردند. فکر میکنم همة ما خواستم تا در مسیر تجربههای دیکسی چیکسها به فضای سیاسی اخیر آمریکا نگاه کنیم. ما در دورانی زندگی میکنیم که آزادی بیان و آزادی اعتراض و مخالفت کردن واقعاً در خطر است. فکر میکنم داستان دیکسی چیکسها چکیدهای از ریسکهایی است که ما با آنها روبهرو هستیم و در عین حال نشان میدهد که وقتی برای گرفتن حقتان اقدام کنید مردم حاضرند و حمایت میکنند.
- دربارة گزینشهای زیباییشناختی که فیلمساز در فیلمهای مستند و داستانی به کار میگیرد، صحبت کنید. وقتی زندگی غالب میشود، به نظرتان سخت نیست که با سبک بصری از پیش فکرشده فیلم بگیریم؟
- هنگام ساختن مستند برای گرفتن نماهای خاص زمان بسیار کمی وجود دارد و باید فشار زیادی به خودتان بیاورید و نسبت به فیلمهای داستانی انعطافپذیری بیشتری در کار داشته باشید. من در فیلمهایم با زنان و مردان فیلمبردار مستعد و حیرتانگیزی کار کردهام که بسیار تلاش میکنند لحظههای بینظیری را به تصویر بکشند و همه چیز عالی به نظر برسد.
- تجربههای مستندسازی، شما را به یک حس قوی واقعیتگرایی مجهز کرده یا نسبت به طبیعت انسان بدبینتان کرده است؟
- من به این نتیجه رسیدهام که بیشتر مردم داستانی برای گفتن دارند و اگر انسان بیاموزد که به مردم گوش بدهد و خودش را با تجربههای آنها شریک کند، قطعاً تجربة مثبتی به دست میآورد. شخصیتها یا گروههایی که از آنها فیلم ساختهام تجربههای متفاوتی در زندگی داشتهاند و مرا به شیوههای گوناگونی تحت تأثیر قرار دادهاند. هر زمانی که فیلمی میسازم حتماً به نکتههایی الهامبخش در شخصیتهایی که به دلیل موضوع فیلم با آنها اشاره میشوم، پی میبرم. ویژگیهایی مانند شجاعت، ازخودگذشتگی، قاطعیت، وفاداری و... در تعامل بین انسانها امیدهای بسیاری وجود دارد.
- چندتایی از فیلمهایتان را مشترک ساختهاید. ساختن فیلم مشترک با یک کارگردان دیگر چه مراحلی دارد؟ جنبههای مثبت و منفی آن چیست؟
- من شانس این را داشتم که خفه شو و بخوان را با دوست بسیار قدیمیام سیسیلیا پک بسازم. هر فیلم به نوعی یک کار گروهی و مشترک است و من همیشه به روابطی که در حین کار با گروه خلاقم دارم عشق میورزم. گاهی کار مشترک به معنی کار با یک کارگردان دیگر است، ولی معنی همیشگی آن کار کردن با تهیهکنندگان، تدوینگرها و سایر افراد گروه است. همکاری مشترک یکی از نکتههای مورد علاقة من در فرایند تولید خلاقانه است.
- دیدگاه شما در مورد جامعة آمریکایی در سال 2007 چیست؟ فکر میکنید امکان مثبتی برای تغییر وجود دارد و اینکه جامعه به چه تغییراتی نیاز دارد؟
- در حال حاضر به طور قطع وسوسهای وجود دارد که انسان نسبت به فرهنگ آمریکا حساس ناامیدی کند. به نوعی فرهنگ ما عمیقاً تکهتکه شده است. اگرچه همین شرایط میتواند با افق تحولاتی قریبالوقوع، به عنوان دورهای مملو از امید و هیجان دیده شود. انتخابات آیندة ریاستجمهوری در سال 2008 فرصت مهمی برای رسیدن به تفکر، وحدت و سازوکار مناسب برخورد با شرایط به وجود خواهد آورد. این واقعیت که تعداد زیادی از مردم آمریکا از دولت فعلی راضی نیستند و مایلند که این نارضایتی را اعلام کنند فوقالعاده امیدوارکننده است. فرهنگ ما نیاز به این یادآوری دارد که پذیرش و قبول اختلاف عقیده در بین مردم چهقدر بااهمیت است. همچنین باید آزادی بیان را جشن بگیریم، بهویژه زمانی که حرفها و نظرها، نه گفتنش راحت باشد و نه هنوز بین مردم رواج پیدا کرده باشد. ما مطمئناً این را فرا گرفتهایم که رسیدن به این آزادی بیان و جنگیدن برای حفظ آن مهم است. دیدن اینکه فیلم دیکسی چیکسها توانست جوایز امسال را درو کند برایم بسیار شوقانگیز بود. من فکر میکنم این اتفاق نشان میدهد که آمریکاییها آمادة تحول و رسیدن به تصمیمهای جدیدند.
- نظرتان در مورد انقلاب دیجیتالی چیست؟ آیا اینکه هر کس بتواند دوربینی به دست بگیرد و فیلم بگیرد مثبت است یا فقدان رعایت قواعد حرفهای ــ که در ذات این شرایط وجود ندارد ــ نتیجة کار را تحت تأثیر قرار خواهد داد؟
- مسلماً این مسأله که فیلمسازان بیشتری میتوانند از این طریق صدایشان را به گوش دیگران برسانند و داستانهای مورد علاقهشان را بگویند، مثبت است. داستان گفتن بخش بسیار مهم هر فرهنگی در اقصی نقاط دنیاست؛ از جنبههای زیبا و ضروری زندگی ماست و باید برای همه قابل دسترس باشد و نه فقط برای تعداد کمی از افراد مرفه. من فکر میکنم این وضعیت به طرزی باورنکردنی هیجانانگیز است که از سرزمینهای دیگر هم به این وسیله فیلم تهیه شود. مردم ریسک میکنند و فیلمسازان جدید فرصت ساختن فیلمهایشان را به دست میآورند.
این مقاله نخستین بار در مجله فیلم بهار 1386 منتشر شده و برای تجدید انتشار به وسیله آقای پیروز کلانتری در اختیار «انسان شناسی و فرهنگ» قرار گرفته است.
روی اینترنت: