مشق شب، از زاویه ­ای دیگر

سید علیرضا هاشمی

توضیح: در چهاردهمین برنامه «یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ» که روز 21 دی ماه 1392 برگزار شد، فیلم «مشق شب» عباس کیارستمی به نمایش درآمد. به همین مناسبت یکی از مقالات مربوط به این فیلم که در زمان نمایش اولیه آن منتشر شده بود، به وسیله همکار ما علیرضا هاشمی بار دیگر به انتشار می رسد.

جلو سینما مملو از جمعیت بود و صف بلیط از گیشه سینما تا در ورودی چند ساختمان آنطرف تر امتداد داشت. یک یک جمعیتی را که در صف ایستاده بودند، نگاه کردم تا شاید دوستان یا یکی از همکاران آموزش و پرورش را بیابم. از دوستان خبری نبود و ظاهر اتو کشیده و شیک خانم ها و آقایان نیز شباهتی به همکاران آموزش و پرورش نداشت. در انتهای صف ایستادم و با یک آقای عینکی که پشت سر من قرار گرفت باب صحبت را گشودم. دانشجوی پزشکی بود و برای گذران اوقات فراغت به دیدن فیلم آمده بود و البته بیشتر به خاطر این که فیلم های کیارستمی را دوست داشت. در جواب سئوالی که پرسیدم:«اگر مشق شب را کس دیگری کارگردانی کرده بود، باز هم این فیلم را برای دیدن انتخاب می-کردی»! تنها شانه و ابروهایش را بالا انداخت و گفت: «شاید نه»!
در سالن انتظار سینما کنجکاویم بیشتر شد و از کسانی که حدس می زدم کارمند آموزش و پرورش یا دبیر یا معلم باشند، شغلشان را سئوال کردم؛ اما حدسم درست از آب در نیامد و پاسخهای متفاوتی مثل: کارمند، دانشجو، خانه دار، کارمند هواپیمایی و... دریافت کردم. خانمی نیز اظهار کرد:«مربی مهد کودک هستم و چون فیلم های مربوط به کودکان را دوست دارم، به سینما آمده ام».
قبل از ورود به سالن نمایش فیلم تعدادی از نقدهای مجلات را که دربارة فیلم «مشق شب» دست اندرکاران با ذوق سینما در گوشه ای از سالن انتظار به معرض دید گذاشته بودند، خواندم. زنگ ورود به سالن نمایش که به صدا درآمد آرزو کردم کاش در زیر یکی از نقدهای فیلم  «مشق شب» اسم و سمت یکی از مسئولان آموزش و پرورش بود!
*****
فیلم با حرکات طبیعی و صمیمی دانش آموزان دوره ابتدایی که به مدرسه می روند و نگاه های کنجکاو و سئوالاتشان که علت فیلمبرداری را جستجو می کند، شروع می شود. علت فیلمبرداری چیزی نیست جز نگاهی عمیق و مستند در بارة یکی از معضلات سیستم آموزشی کشور و نیم نگاهی به برخی ابعاد نظام تربیتی موجود در مدارس.
حیاط مدرسه مملو از شاگردان است و در مراسم صبحگاهی، مربی تربیتی شعارهایی می دهد که شاگردان بی هدف و بدون توجه به محتوا، آن ها را زمزمه می کنند. شعارها برای آماده سازی بدن تحرک ایجاد نمی کنند و گاه دانش آموزان با لجبازی کودکانه می خندند و ناظم های مدرسه بی تفاوت ناظر این حرکات هستند.
آقای کیارستمی خود در مقام یک پرسشگر روی صندلی می نشیند و از دانش آموزانی که به نحوی مشق خود را ننوشته-اند، سئوال می کند؛ سئوال کوتاه است: «چرا مشقت را ننوشته ای»؟ و جواب ها حاکی از بی انگیزگی، بهانه جویی، بی-علاقگی و در نهایت تکرار بیهودة محتوای درسی است.
در نظام آموزشی کشور مشق شب و انجام تکالیف منزل نوعی یادگیری به شمار می رود، که در ادامة کار مدرسه صورت می گیرد. از دیر باز بحث راجع به تعیین مشق شب برای دانش آموزان و یا آزاد گذاشتن آنها در منزل، بین کارشناسان آموزشی اختلاف وجود داشته است. به عقیده بعضی از کارشناسان تعلیم و تربیت برای شاگردان دبستان نباید تکلیف شبانه تعیین شود و کار مدرسه باید در مدرسه انجام گیرد. حال آن که به عقیده عده ای صرف نظر کردن از تکلیف های شبانه با وضع موجود تعلیم و تربیت کشور کار ساده ای نیست. پدران و مادران نیز از زاویه ای دیگر به این مسأله می پردازند. آنان ملاک تشخیص میزان تحصیل و فعالیت کودکان خود را تعداد ساعاتی که کودکانشان به انجام کارهای مدرسه در خانه انجام می دهند، می دانند.
اما دانش آموزان مورد سئوال آقای کیارستمی کسانی هستند که معلم به آنها مشق زیاد و شاید خارج از توان داده  است. به طوری که انجام تکالیف شب با فشار و اکراه و اجبار همراه بوده و دانش آموز برای انجام این تکالیف از مشارکت در برنامه های تفریحی محیط خانواده و تماشای برنامه کارتون تلویزیون کناره گیری و به نفع «مشق شب» صرف نظر کرده اند. این تعارض علاوه بر تنشهای روانی، تنفر از درس و مشق را نیز به همراه آورده است.
در فیلم اکثریت دانش آموزان مورد پرسش، دارای پدر و مادرانی بی سواد هستند که توان رسیدگی به امور درسی فرزند خود را ندارند و بیشتر درگیر کارهای خانه و خارج از خانه هستند و دانش آموزان برای مشورت در امور درسی خود به خواهر و برادر بزرگتر مراجعه می کنند.
حجم زیاد «مشق شب» در خانواده هایی که اولیاء آنها باسواد هستند نیز باعث می شود بعضی اوقات اولیاء یا خواهر و برادر بزرگتر دانش آموز قسمتی از تکالیف او را انجام دهد، به طوری که اگر یک روز بنا شود کسانی که تکلیف های شبانه را انجام داده اند به مدرسه بیایند، تعدادی از نیمکت های مدرسه را اشخاص بالغ و خواهر و برادر دانش آموزان اشغال خواهند کرد. در بعضی موارد نیز شرایط و امکانات موجود در خانه طوری است که تکلیف های مدرسه را کودک به این علت با میل و رغبت انجام می دهد که از شرکت در حوادثی که در خانواده اتفاق می افتد و یا دستورهایی که بزرگترها به او می دهند، برکنار بماند و سرگرم انجام دادن کارهای خود باشد.
در زمینه تربیتی دانش آموزان مخاطب آقای کیارستمی از تنبیه تصوّری جز «کتک» ندارند و اکثراً تشویق را نمی شناسند و اگر بشناسند آن را معادل «کف زدن» و «آفرین گفتن» می دانند. در فیلم دانش آموزی تنبیه را در مدرسه و بیشتر از آن در منزل تجربه کرده است و و به علت تنبیه پدر و محبت مادر دچار تعارض شده و ایمنی روانی ندارد؛ درنتیجه به دیگران متکی و فاقد استقلال فردی شده است.
و بالاخره در فیلم «مشق شب» دانش آموزان خود هنرمندند، هر چند از کلاس هنر محصولی نچیده اند. رهبر گروه سرود مدرسه خود به تمرین سرود پرداخته و دانش آموزی دیگر با صدای دلنشین اوصاف خداوند و هنر دوست داشتن و هنر شگفتن استعدادها را با زبان کودکانه با قطعه شعری به تمام دست اندرکاران آموزش و پرورش کشور هدیه می دهد.
*****
اکران عمومی فیلم «مشق شب» انتظارات و پیشنهادهایی را به دنبال داشته و دارد:
اول، انتظار می رفت محتوای فیلم «مشق شب» که به بیان یک معضل آموزشی و چند مشکل تربیتی پرداخته است به نحوی در مجلات تخصصی آموزشی و از جمله «رشد معلم» که تنها مجله اختصاصی معلمان و قشر فرهنگیان کشور است، مطرح و تقدیر شود. در حالی که در شماره  اخیر این مجله حتی ذکری از اکران این فیلم مستند تحقیقی به عنوان یک رویداد فرهنگی نرفته است، چه رسد به نقد آن.
دوم، کاش از این قبیل فیلم های تحقیقی توسط دفتر امور هنری و نمونه سازی آموزش و پرورش نیز ساخته می شد. این دفتر دارای امکاناتی در زمینه تهیه و تولید فیلم های آموزشی است و پرداختن به موضوعات تحقیقی و ساخت فیلم های مستندی چون «مشق شب» برای اکران عمومی نیز می تواند در حیطة کار آن دفتر قرار گیرد.
و سوم، پیشنهاد می شود چون احتمال می رود معلمین به علت فرصت کم موفق به دیدن این فیلم در سینماهای تهران نشده باشند و از طرفی قشر فرهنگیان سایر شهرهای کشور نیز مایل به دیدن آن باشند؛ فیلم «مشق شب» در یکی از برنامه-های سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شود، البته در زمانی مناسب که از لحاظ سنی، برای بینندگانش مشکلی ایجاد نکند.
این مقاله همزمان با اکران و مشاهده این فیلم در سینما «عصر جدید» در سال 1369، نوشته شده است و در روزنامه «اطلاعات» شماره 19204، دوشنبه 12 آذر ماه 1369 به چاپ رسیده است و به خاطر نمایش آن در چهاردهمین نشست «کانون انسان شناسی و فرهنگ»، دوباره نویسی و برای بازنشر به سایت «انسان شناسی و فرهنگ» ارائه شده است.

 

 

صفحه سید علیرضا هاشمی در انسان شناسی و فرهنگ

http://www.anthropology.ir/node/7462

 

پرونده ی «عباس کیارستمی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/4167
 

 

ویژه نامه «مستندو فرهنگ»
http://www.anthropology.ir/node/19850

 

 

 

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد.
کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

شماره حساب بانک ملی:
0108366716007

 شماره شبا:
 IR37 0170 0000 0010 8366 7160 07

 شماره کارت:
6037991442341222

به نام خانم زهرا غزنویان

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی