درنگ های فلسفی(3): در باب انتقاد

محمدمهدی اردبیلی

یکی از مسائلی که هر جامعه‌ای با آن درگیر است، مسالۀ انتقاد، چگونگی بیان و محدودیت‌های اخلاقیِ آن است و همین امر به رویکردهای مختلف و بعضاً متضادی (هم افراطی و هم تفریطی) در قبال آن دامن زده است. تحلیل و واکاوی جایگاه این مفهوم یکی از رسالت‌های هرگونه درنگ فلسفی است.

انتقاد سازنده

اصطلاح «انتقاد سازنده» را همه شنیده‌ایم. این اصطلاح که هم اکنون خود را به نوعی بیان اخلاقی شایع بدل ساخته است، ادعا دارد که باید به جای انتقادهای مخرب و سلبی که به هیچ سویۀ ایجابی منجر نمی‌شوند و یکسره دست به تخریب مواضع طرف مقابل می‌زنند، انتقادی را ارائه دهیم که تا حد ممکن فاقد سویه سلبی باشد. در واقع انتقاد باید به جای تخریب موضع موجود، صرفا سعی در اصلاح و ارتقاء آن داشته باشد.

اما باید خاطر نشان کرد که آرمان انتقاد راستین تغییر در ساختار موضوع مورد انتقاد است. این تغییر نیز به معنای سلب و نفی کلیت یا دست‌کم بخش‌هایی از یک رویکرد است. با توجه به درهم‌تنیدگی، انجسام و ارتباط متقابل اجزاء هر رویکرد، اندیشه یا ساختار، می‌توان به جرات ادعا کرد که هر تغییری به تغییر کلی و در نتیجه به نوعی «بازسازی» کلیت ساختار منجر خواهد شد. در نتیجه هر تلاشی برای تغییر یک رویکرد یا ساختار، هر انتقادی، هرچند کوچک، ذاتاً و پیش از هرچیز انتقادی نفی‌کننده و سلبی است. انتقادی که فاقد سویۀ سلبی و منفی باشد اساساً خواستار تغییر نیست و در نتیجه اصلاً یک انتقاد نیست.

از سوی دیگر نباید فراموش کرد که نقد، هر اندازه سلبی هم که باشد، نوعی سازندگی را با خود به همراه دارد. سازندگی را نمی‌توان به شکلی ایجابی و با تزریق و تحمیل از بیرون به یک وضعیت، یک نظر یا یک شخص تحمیل کرد. نکته اینجاست که انتقاد باید در دل خود وضعیت جای گرفته و ساختار آن را از درون دچار تنش سازد و بدون میل به فراروی یا وادادن در مقابل آن، بکوشد تا سویۀ سلبی و ایجابی را، نه به عنوان دو امر جداگانه و وصله‌پینه‌ای، بلکه به طور توامان در نسبتی دیالکتیکی در خود، که همانا درون وضعیت است، داشته باشد. برای مثال، کتاب نقد عقل محض کانت، در عین نقد «متافیزیکِ تاکنون موجود»، نوع نوینی از متافیزیک (یا حتی در قرائت‌های جدیدتر، دست کم نوعی مرزبندی برای معرفت) را ترسیم و عرضه می‌کند. حتی متفکرانی مانند نیچه که به تخریب و نفی بی‌پردۀ متافیزیک شهره‌اند، عملا به نوعی ایجابیت سلبی، اما در ساحتی دیگر، در فراسوی خیر و شر، راه می‌برند. راه بردن به نفی ناب به همان اندازه وهم‌آلود است که ایجابیت ناب.

انتقاد محترمانه

از دیگر مسائلی که این روزها تحت عنوان «اخلاق انتقاد» بسیار توصیه می‌شود، لحن محترمانۀ انتقاد است. عموماً این بحث به پشتوانۀ این استدلال مطرح می‌شود که هدف از انتقاد اصلاح موضوع مورد انتقاد است و در نتیجه اگر بناست شما موضوعی را مورد انتقاد قرار دهید، باید این انتقاد را به گونه‌ای مطرح کنید که لحنی آزاردهنده و برخورنده نداشته باشد. جملات زیر  را بارها و بارها دیده یا شنیده‌ایم:

«حرف شما هم محترم است»

«منظور من شمای نوعی نیستید»

«حرفهایم را موردی و شخصی نبینید که یک وقت خدای نکرده جسارت نشود»

 و عباراتی از این دست...

اما از سوی دیگر می‌توان دریافت که مقولۀ انتقاد محترمانه نیز همانند انتقاد سازنده سعی در خالی کردن انتقاد از تنها سویۀ حقیقتا انتقادی‌اش دارد که همان سویۀ سلبی و نفی‌کنندۀ آن است. انتقاد محترمانه بر آن است تا انتقاد را به گونه‌ای مطرح کند که «به مخاطب بر نخورد»! یعنی به گونه‌ای که مخاطب بتواند از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کند. در واقع، انتقاد محترمانه انتقادی است که انتقاد نمی‌کند تا مبادا در این میان «دل کسی بشکند».

به بیانی صادقانه‌تر، انتقاد در وهلۀ نخست اتفاقاً با خود «شمای نوعی» و نظرتان سروکار دارد و پس از آن است که به واسطه همین ارتباط با امر متعین و جزئی (یعنی شخص شما یا فلان نظریۀ خاص) است که می‌تواند داعیۀ کلیت پیدا کرده و بدل به انتقادی جهانشمول شود. انتقاد ابتدائاً امری کاملا شخصی است که بر آن است تا مخاطب را به درد بیاورد. انتقادی که مخاطب را به درد نیاورد، انتقادی که از اندکی «برخورندگی» برخوردار نباشد، نهایتاً چیزی جز تایید نیست.

عقده‌گشایی

البته در پایان باید خاطر نشان کرد که برخورندگی انتقاد یا نفی‌کنندگی آن نباید توجیهی برای تخریب عقده‌گشایانۀ افراد یا رویکردها به دست دهد. به بیان دیگر، درست است که انتقاد پیش از هرچیز خود موضوع جزئی یا شخصی را هدف می‌گیرد، اما این انتقاد باید در خود میل به فراروی به سوی کلیت را دارا باشد، در غیر این صورت این انتقاد نه یک انتقاد بلکه بیشتر به نوعی فحاشی یا منازعه شباهت پیدا می‌کند. اگر هدف شما از نقد نظر یک فرد خاص، زیر سوال بردن آن نظر به طور کلی باشد و آن شخص یا نظر را صرفاً در پرتو وضعیتی تاریخی و در پیوند با امر کلی مورد انتقاد قرار دهید، این انتقاد شما با پیوند خوردن با امر کلی باید بتواند به تعبیری کانتی واجد این قابلیت باشد که بتوان آن را همچون نوعی قانون کلی مطرح ساخت و در نتیجه بتوان آن را در قبال تمام جزئیت‌ها یا اشخاصی که تحت ردۀ امر کلی قرار می‌گیرند (چه دوستان شما و چه دشمنان شما و چه حتی خود شما) مطرح کرد. درغیر این صورت انتقاد مطرح شده، نه یک انتقاد بلکه نوعی عقده‌گشایی شخصی است که در سطح جزئیت درجا زده و اتفاقاً در عمل موضوع قابل انتقاد را دست نخورده رها می‌سازد و صورت مساله را پاک می‌کند.

 

درنگ های فلسفی (1): چرا باید درنگ پرد؟
http://anthropology.ir/node/18482

 

درنگ های فلسفی(2) : عشق به طبیعت
http://anthropology.ir/node/18711

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی