سرآغاز

اصفهان پایتخت تئاتر ایران: یادنامه ای درباره «تئاتر اصفهان »

محمدرضا فرهمند
esfahan.jpg

تصویری از اجرای «بینوایان» 
امروز هنگانی که از «تئاتر اصفهان» سخن به میان می آید، اغلب بلافاصله شیوه خاصی از اجرای نمایش، که به «کمدی اصفهانی» مشهور است، به ذهن متبادر می شود. که این اتفاق نه فقط در اذهان عموم، که حتی در میان خواص، فرهنگیان و دانشگاهیان نیز به یک باور و بیشتر از آن، به یک واقعیت تاریخی، بدل شده است.  در حالی که، کمتر کسی از پیشینه طولانی ودرخشان تئاتر در اصفهان آگاه است. این شاید بدلیل کم کاری پژوهشگران و تاریخ نگاران عرصه نمایش، در زمینه  تئاتر  اصفهان است، که ایشان هم تحت تاثیر آنچه که بعنوان «تئاتر اصفهانی» در افواه، جا افتاده است و در رسانه ها (بویژه تلویزیون) معرفی شده است، بهای چندانی به آن نمی دهند. سعی من در این مجال بر این است که بتوانم تصویری نزدیک تر به واقعیت، از آنچه در دوره زمانی مشخصی بر تئاتر اصفهان گذشته است، تجسم نمایم. لازم به یاد آوریست که، هدف از نگارش این مطلب کوتاه ارائه مقاله ای علمی-تاریخی در باب تاریخ تئاتر اصفهان نیست، بلکه صرفا اشاره ای است به فصلی از تاریخ هنر ایران که بصورت جامع، علمی و آکادمیک،  به آن پرداخته نشده است و در نتیجه آگاهی صحیح و کاملی از آن نداریم.

  البته بجاست که از زحمات پژوهشگران و محققانی هم که در این زمینه تلاشهای ارزشمندی به عمل آورده اند قدردانی شود، بویژه: لئون میناسیان، دکترپرویز ممنون و ناصر کوشان. مقالات و مصاحبه هایی هم بصورت پراکنده موجود است ( برای مثال: مقالات احمد بیگدلی و مصاحبه با محمد رحیم اخوت) و نیز تعدادی پایان نامه دانشجویی، که در آنها به تئاتر اصفهان پرداخته شده است. خود نگارنده هم در«پایان نامه» تحصیلات تئاتری ام، همچنین در کتابها و مقالات گوناگون،  درباره این مقطع مشخص از تاریخ تئاتر ایران، نوشته ام و امیدوارم در آینده نزدیک بتوانم این مهم را آنچنانکه شایسته و بایسته است بجا آورم و پژوهشی را که سالهاست در دست تدوین دارم، به انجام رسانم تا چاپ شود و در اختیار علاقمندان قرار گیرد؛ با این امید که انگیزه و سرآغازی  باشد برای محققان، پژوهشگران و دانشگاهیان عرصه تئاتر ایران، تا کمبود مطلب  موجود، در منابع مکتوب  را جبران نمایند. درپایان این مقاله هم تعدادی از منابع در دسترس پیرامون تئاتر اصفهان را که در همین نوشته هم مورد استفاده قرار گرفته اند، معرفی خواهم کرد. لازم به ذکر است که متاسفانه اکثر منابع موجود دارای نواقص و حتی اشتباهات فراوانی است که تقریبا در همه آنها هم تکرار شده است. از آنجاییکه آرشیو و تعداد زیادی از اصل اسناد و مدارک  «تماشاخانه اصفهان»، در اختیار من است؛ خود را ملزم می دانم که در زمان وجایگاهی مناسب، این واقعیتهای تاریخی را منتشر کنم تا برخی از اشتباهات ثبت شده را، تصحیح نمایم. به امید آن روز!

   در ابتدای امر لازم است تا مختصری  پیشینه هنرهای نمایشی در اصفهان را،  یادآوری نمایم. اگر این گفته دکتر پرویز ممنون را بپذیریم که: «قدیمی ترین شکل نمایش ایرانی با داشتن تمام شرایط و عوامل دراماتیک، تعزیه است.» و از آنجا که نخستین خبری که تا به امروز از اجرای تعزیه بدست آمده، مربوط به اصفهان در آخرین سالهای سلطنت پادشاهان صفوی است،  شاید بتوان گفت که اصفهان یکی از قدیمی ترین مراکز نمایش در ایران است. پس سابقه این هنرها در اصفهان به بیش از سیصد سال پیش و به عصر صفوی می رسد، « دوره ای که پس از ده ها سال برگزاری مراسم متنوع نمایشی مذهبی (که سفرنامه های سیاحان غربی قرن هفدهم و آغاز قرن هیجدهم، از جمله: تاورنیه، دوبرین و کروزینسکی، مملو از آنها است.)، درام مذهبی ایرانی(تعزیه)، در نیمه اول قرن هیجدهم شکل می گیرد.»(ممنون پرویز، «تعزیه خوانی از دوره صفویه است»، تماشا، شماره 278)  با پدید آمدن تعزیه در قرن هیجدهم، میدان نقش جهان اصفهان در ایام سوگواری تبدیل به یکی از بزرگترین تماشاخانه های جهان می گردد و در قرن نوزدهم، این «تراژدی مذهبی-ملی»، تا آنجا در اصفهان گسترش می یابد که نشانه های آن را می توان در بنای تکیه های فراوانی یافت که کنت دو گوبینو، ظرفیت برخی از آنها را بیست تا سی هزار تماشاگر تخمین می زند. جالب اینکه، این نمایش ها ( یعنی تعزیه و یا درام کربلا ) در میدان نقش جهان، بر روی ارابه ها اجرا می شده است؛ که این مطلب برای ما یادآور فرم ارائه نمایشهای مذهبی مسیحی، در تاریخ گذشته تئاتر اروپا است.  راجر سیوری در کتاب خود (ایران عصر صفویه)، پیرامون وضعیت میدان نقش جهان در آن دوران و چگونگی اجرای نمایش ها  می نویسد:  « چهار گوشه میدان عظیم نقش جهان، ‌روزها اغلب پوشیده از چادر دستفروشان بوده است و شبها، میدان بازیگران، شعبده بازان، خیمه شب بازان،‌ بند بازان،‌ درویشان  و قصه گویان می شد.»؛ برخی دیگر از شیوه های نمایشی نیز در عهد صفوی، بویژه دوران شاه عباس، رایج بوده است و بیشتر در قهوه خانه ها که محل حضور هنر مندان و شاعران بود، اجرا می شد. از آن جمله است: «نقالی»، «پرده خوانی»،  «تقلید»(به سبک سنتی اصفهانی) و«بقال بازی»؛ که وصف آن بیش از یک قرن پیش(1294 هجری قمری) در کتاب «جغرافیای اصفهان»، نوشته میرزا حسین خان تحویلدار، آمده است. از دیگر فرمهای نمایشی کمدی سنتی در اصفهان قدیم و در واقع رایج ترین و معروفترین نمایشهای شادی آور سنتی،  نوع اصفهانی «روحوضی»،  به  نام  «حاج آقا سورمه ای» بود که بعدها   مستقیما”‌ بر کمدی اصفهانی یا آنچه که پرویز ممنون «تئاتر مردمی اصفهان» می نامد، اثر گذاشت.  همچنین باعث شد تا شخصیت «حاجی»، بعنوان کاراکتری شناخته شده در نمایشهای کمدی اصفهانی، جایگاهی خاص برای خود بیابد.

 کوتاه سخن اینکه، نمایش در اصفهان ریشه ای چند صد ساله دارد. اما آنچه در این مقاله، مورد نظر می باشد، « تئاتر حرفه ای اصفهان» است. تئاتری که روزی درخشان ترین صحنه های نمایش  ایران را ساخت و نامهای معتبری پشتوانه درخشش آن بود. تئاتری که با وجود مشکلات بسیار، سالها سر پا ایستاده بود.  تا جایی که بقول دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی، زمانی  «اصفهان، پایتخت تئاتر ایران» بود. البته وقتی واژه «تئاتر» را بکار می بریم، از »تئاتر اصفهان«  می گوییم و به آن قدمتی بیش از یک قرن می دهیم، منظورمان آن نوع متداول تئاتر غربی است که در ایران، ریشه اش به قرن نوزدهم باز می گردد، و توسط نخستین فرنگ رفته ها، همچنین از طریق ترجمه و اقتباس آثار نویسندگان اروپائی، در جامعه ما رایج شد. همان تئاتری که دارای تماشاگران،  پرده و صحنه است؛ و بر اساس نمایشنامه ای از پیش نوشته شده، زیر نظر کارگردان، تمرین و اجرا می شود.

     در اصفهان هم مثل تهران، آغاز گران و پیشگامان هنر تئاتر(به معنای جهانی آن)، ارمنیان بودند (ارمنیان ساکن محله جلفای اصفهان یا بقول خودشان جلفای نو)؛ چرا که ایشان بدلیل آشنایی بیشتر با فرهنگ و هنر غربی و نیز دارا بودن یک پیشینه فرهنگی غنی و آگاهی وسیع تر، نسبت به انواع زمینه ها و  حوزه های هنری اروپایی، استعداد و توانایی انجام این مهم را دارا بودند و به این کار همت گماشتند. «از اول تا هفتم فروردین 1267 هجری شمسی برابر با بیست ویکم تا بیست و هفتم مارس سال 1888 میلادی نخبه مردانی فرهنگ دوست، در محله جلفای اصفهان گرد هم آمده بودند و در سالن مدرسه مرکزی جلفا، با هدف اجرای نمایش به سبک غربی، انجمنی به نام «باشگاه تئاتر» تاسیس کردند. اعضای انجمن در آخرین نشست هفت روزه خود، ضمن تعیین و تقسیم مسئولیتها،  بیانیه ای هم  منتشر ساختند که نخستین سند موجود تئاتر معاصر اصفهان است.»  (پرویز ممنون «نود سال تئاتر معاصر اصفهان-1»، مجله تماشا، شماره 357.)

آثاری که در آغاز کار، به اجرا در می آیند بیشتر کمدی و یا نمایش های تاریخی،‌ اثر نویسندگان معروف ارمنستان هستند و گاه به ندرت مولیر و شکسپیر. گاهی نیز خود نویسندگان ارمنی اصفهان سعی میکنند نمایشنامه هایی در همین روال کمدی و یا تاریخی برای تئاتر نوپای خود بیافرینند. اجرای تمام این آثار در سالهای اول تاسیس تئاتر، به زبان ارمنی است لیکن بعدها اجرای نمایش به زبان های فارسی و حتی انگلیسی نیز در برنامه «تئاتر جلفا» گنجانده می شود. یکی از اجراهای  نادر انگلیسی تئاتر جلفا «تاجر ونیزی»  شکسپیر در حدود سال  1900 میلادی است. ازجمله کارهای محبوب ارمنی، نمایش «پپو» اثر ساندوکیان است. «پپو» سه نقش زن دارد که توسط سه بازیگر زن ارائه شد، سه بازیگری که نخستین بانوان هنرپیشه تئاتر اصفهان هستند، (چرا که تا آن زمان حتی در «تئاتر جلفا»، مردان در نقش زنان بازی می کنند. نام این سه بانوی روشنفکر که در آن سالها بر صحنه تئاتر  اصفهان ظاهر شده اند‌، باقی مانده است: دوشیزگان افسانا سیمونیان، جاقیک میناسیان و لوسابر هاکوپیان.

گفتیم که در آغاز، تمام نمایش ها به زبان ارمنی بود، اما پس از گذشت  12 سال، یعنی  در سال 1900 میلادی، اولین نمایشنامه فارسی زبان تئاتر معاصر اصفهان، نوشته هاراتون هوردانائیان، در همین سالن بر صحنه می رود، که عنوان آن «حاج عبدالنبی»‌ است. این عنوان نشان می دهد که اولین نمایشنامه به سبک غربی و به زبان فارسی در اصفهان، یک ملودرام فرانسوی رایج در آن زمان نیست، بلکه داستانی است بومی و با نقش حاجی (حاج آقا سورمه ای)‌ که نقش معروف نمایش های روحوضی اصفهان  است. همان حاجی، که بعدها جد بزرگ تمام حاجی های مختلف صحنه های تئاتر معاصر اصفهان از جمله معروفترین آنها، یعنی «حاج عبدالغفار» می شود. موقعیت تئاتر جلفای اصفهان روز به روز درخشان تر می شود ، به گونه ای که تدریجا” گروههای معروف تئاتر ارمنی و حتی معروفترین بازیگران حرفه ای تئاتر ارمنستان و در صدر آنها سیرانوش، به  جلفا می آیند و در سال 1309 هجری شمسی، شانزده نمایش مختلف در آنجا  بر صحنه می رود. افسوس که این رشد، شش سال بعد یعنی در سال 1315 هجری شمسی  با ممنوع شدن زبان ارمنی و بسته شدن مدارس ارمنی زبان جلفا و دیگر مکاتب ارمنی زبان، که تئاتر نیز یکی از آنها است، متوقف می شود .اما پیش از آنکه این تئاتر فرهنگی و پربار در آن سوی زاینده رود (جلفا) از رونق بیافتد، تقریبا” ده تا بیست سال قبل از آن، با شناساندن خود به جوانان روشنفکر و فارسی زبان این سوی زاینده رود (مرکز شهر اصفهان) و ایجاد اشتیاق به کار تئاتر در آنان، نهال تئاتر جدید فارسی زبانی را که بعدها به صورت تئاتر حرفه ای اصفهان،  به تمام و کمال شکوفا می شود، کاشته و آبیاری کرده است.

 طی بیست و پنج سال آغاز کار تئاتر جلفا، 64 نمایش مختلف بر صحنه می رود. از این تعداد، به نقل از دکتر پرویز ممنون و  بطوری که در «تاریخچه تئاتر جلفای اصفهان»،  مربوط به سالهای 1888 میلادی تا 1913 میلادی ثبت شده است، 32 نمایشنامه درام و تراژدی است و 29 نمایشنامه کمدی.(ممنون پرویز، «نود سال تئاتر معاصر اصفهان-2»، مجله تماشا، شماره 358) در میان نوع اول، که از آثار نویسندگان ارمنستان یا ایرانیان ارمنی است،‌ عنوانی از عناوین نمایشنامه های مشهور جهان به چشم نمی خورد. از جمله نمایشنامه هایی که در این دوران بارها به اجرا در می آیند به درام های «زمین های سیاه»، «فرزند پوچ»  و در صدر همه «خیانت»، از نوشته های نویسنده معروف آن دوران (سمپاتوف) می توان اشاره کرد. در میان 29 نمایشنامه شادی که طی این دوره ارائه می گردد می توان به: «تاجر ونیزی»  اثر شکسپیر  و دو کمدی مولیر به نامهای«ازدواج اجباری» و«مریض خیالی» اشاره کرد. و نیز از دیگر اجراهای این زمان، «پپو» اثر گابریل ساندوکیان و نمایش موزیکال «آرشین مالالان» بودند. گفتیم که دراین سالها غیر از نمایش نامه های ارمنی و فارسی نمایشهایی نیز  به زبان انگلیسی اجرا شده که از آن جمله اند: «رئیس مسافرخانه»، «تاجر ونیزی» و «پزشک قلابی» . در فاصله سالهای 1915  تا 1935 میلادی  برخی از نمایشهای برتر جهان  توسط گروه های تئاتری و هنرمندان بزرگ تئاتر ارمنستان اجرا می شوند ، بعنوان مثال: اجرای «مدیا»ی اوریپید  و «هاملت» شکسپیر که در سال 1921 میلادی به همت سیرانوش  بر صحنه می رود. همچنین برخی دیگر از آثار شکسپیر را می توان در رپرتوار این دوره تئاتر جلفا یافت  .... نمایش «راهزنان» شیلر نیز در سال 1932 بر صحنه رفته است  .  همین طور می توان نمایشی چون «کنتس قلعه تسخیر شده»  را نام برد که عکسی از آن (با 21 بازیگر) بر جای مانده است.

 از زوج های هنری تئاتر جلفا، می توانیم از زوج هنرمندی با نام پاپیان  یاد کنیم که در چند سال اول فعالیت این تئاتر، حضور داشتند. البته زوج هنرمندی که طولانی ترین سابقه را در تئاتر جلفا دارند، آرمناک هاروتونیان  و همسرش کاتارینا  هستند. این دو از حوالی سال 1905 میلادی، بعد از رفتن پاپیان ها از جلفا، کار تئاتر این منطقه را به دست می گیرند و حدود بیست سال، آن را به بالاترین مرتبه می رسانند. از جمله دفعاتی که کاتارینا در نقش دختر جوان در نمایش «آرشین مالالان» بازی میکند، یکی در سال 1918 میلادی است، که از آن عکسی در دست می باشد که احتمالا” قدیمی ترین سند تصویری از شرکت بانویی در نمایش، در تاریخ تئاتر معاصر ایران است.

 

از آنجایی که تاریخچه تئاتر ارمنیان جلفای اصفهان، یک موضوع بسیار گسترده و مهم است، در این مجال بیش از این به تئاتر ارمنیان نمی پردازم؛ ولی در مقاله جداگانه ای که در دست چاپ است و بزودی در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت، به تفصیل آن را شرح داده ام.  در اینجا نام و یاد تمامی هنرمندان و پیشکسوتان تئاتر جلفای اصفهان را که به حق، آغازگران پر تلاش هنر تئاتر در این شهر بوده اند، گرامی میداریم .

اکنون می پردازیم به رویدادهای دیگری از تئاتر اصفهان که در مرکز شهر و چهار باغ اصفهان، آغاز می شود؛ و آن اجرای نخستین نمایش تئاتر معاصر اصفهان، در این سوی زاینده رود و توسط هنرمندان فارسی زبان است.  «نمایش آهنگین «رستاخیز»  اثر میرزاده عشقی، با حضور و همکاری خود او اجرا می شود. البته آن اجرایی که از این اپرا در خاطره ها مانده، مربوط به  سال 1305 و یا 1306 شمسی است، در همان تئاتر جلفا.»(ممنون پرویز، «نود سال تئاتر معاصر اصفهان-3»، مجله تماشا، شماره 359) ولی از قول مرحوم علی اصغر جهانشاه، که دکتر پرویز ممنون خاطراتش را پیش از فوت وی ضبط کرده است و به تائید دکتر مهدی فروغ، نخستین اجرای «رستاخیز»‌  در اصفهان، به سال 1297 شمسی بازمی گردد. که در این صورت، با توجه به اسناد موجود، می توان گفت که این اجرا احتمالاً نخستین اجرای اپرای «رستاخیز»‌ در ایران است، چرا که این اثر 2 تا 4 سال بعد برای اولین بار در تهران، اجرا می شود. محل اجرای این اپرا، نخستین سالن تئاتر در مرکز اصفهان، مقابل مدرسه چهار باغ، است که در واقع سالن یک هتل،   به نام «هتل جهان»‌  بوده است. آن روزها این  سالن نسبتاً بزرگ با  برنامه هایی که در آن اجرا می شده، نقش «گراند هتل»  تهران را در اصفهان ایفا می کرده است. دوره تئاتر غیر حرفه ای اصفهان، از همین سال ( 1297 شمسی ) شروع میشود، 25 سال به طول می انجامد و با تشکیل اولین گروه حرفه ای تئاتر اصفهان، پایان می پذیرد. در ظرف این مدت، محل اجرای برنامه ها سالن های 4 مدرسه (یعنی مدارس کالج، ستاره صبح، سعدی و کاوه) و نزدیک به ده محل نمایش سربسته یا سر باز دیگر است، که هر کدام به طور متوسط بیش از 3 یا 4 سال دوام ندارند.«مهمترین این سالن ها به ترتیب تقدم تاریخی، و بعد از سالن تئاتر «هتل جهان»، عبارتند از: «سینما تئاتر ایران»، «تئاتر (باز) نزدیک سی و سه پل»، «تئاتر جنب تلگرافخانه» و «تئاتر پیروزی». بسیاری از افرادی که در این اماکن نمایش می دهند،‌ همان هایی هستند که تئاتر مدارس را نیز اداره می کنند.»‌(همان منبع) البته تا پیش از شروع فعالیت تئاتر حرفه ای در اصفهان، گروههایی به صورت پراکنده و در مکان های دارای صحنه نمایش، مثل «سالن دبیرستان سعدی» و یا «باشگاه افسران»، دست به اجرای نمایش های مناسبتی زدند. به این صورت که به شکل غیر حرفه ای و بدون تداوم، با انتخاب متن های نمایشی و برای مدت یک یا چند روز، معدودی اجرا، معمولاً بواسطه مناسبتهای خاص، مثل روزهای جشن و یا اعیاد، به روی صحنه می رفت. کم کم از میان همین گروهها بود که گروههای حرفه ای تئاتر در اصفهان پدید آمدند. تعدادی از این گروه های غیر حرفه ای عبارتند از: «گروه تئاتر مغزی»(که از جمله کسانی که در آن فعالیت داشتند، میتوان مهدی فروغ، رییس آینده دانشکده دراماتیک، را نام برد.)؛ «گروه تئاتر آرین»، «گروه تئاتر دبیرستان سعدی» (که توسط شخصیتهای فرهنگی اداره و برنامه ریزی میشد. این دبیرستلن مرکز فعالیتهای پرورش افکار می شود و سر پرستی برنامه ها به عهده محمد میرزا رفیعی، گذاشته میشود و در سال 1318 شمسی نمایشنامه «خسیس» اثر مولیر، ترجمه حسین عریضی با بازی و کارگردانی رفیعی به صحنه میرود که عکسی هم از آن اجرا باقیست.)؛ «گروه تئاتر پیروزی»؛ «گروه تئاتر پست و تلگراف»؛ «تماشاخانه فردوسی»(که توسط نمایندگان کارگران کارخانجات تشکیل شد و چند سالی بیشتر دوام  نیاورد.) و بالاخره «گروه تئاتر المپ»، که سر آغاز تئاتر حرفه ای اصفهان شد.

در سال 1321 شمسی، مهدی روشن ضمیر معروف به کارگری، در باغ پشت هتل جهان، در پاساژی روبروی مدرسه چهارباغ، «باشگاه المپ» را تاسیس کرد، که به ورزش اختصاص داشت. مهدی روشن ضمیر، آدم متفاوتی بود که به گفته دکتر پرویز ممنون، با سواد دبستانی و داشتن مغازه سمساری ، در عین حال روزنامه « پیک » را منتشر می کرد! و به تشویق هنرمندان تئاتر بر آن می شود تا قسمتی از باغ بزرگ مشرف به مغازه اش را به تئاتر تخصیص دهد، که آن را نخست «ستاره»  و سپس «المپ»  می نامد.

آغاز کار تئاتر حرفه ای در اصفهان به تشکیل «تماشاخانه المپ» باز می گردد. بدین گونه که مهدی روشن ضمیر، تئاتر خود را به فردی بنام ناصر فرهمند، که در آن زمان مردی جوان و تحصیل کرده بود، سپرد. وی که از خانواده ای متمول بود، دارای دیپلم کار و تجارت ونیز فارغ التحصیل از کالج انگلیسی (و بعدها مدرس این کالج) بود. و بدینگونه با تسلطی که به زبان های انگلیسی و فرانسه داشت، از معدود روشنفکران زمانش بود که بر مطالعه درزمینه هنرها و متون نمایشی و علوم و فنون روز تئاتر، همت گماشته بود، و با استفاده از کتب، مجلات و سایر منابع، بویژه مآخذ به زبان انگلیسی، با تئاتر جهان آشنا بود. وی همچنین  دارای چند سال تجربه کار و سابقه فعالیت تئاتری (از دوران دبیرستان و دوران خدمت نظام، و سپس همکاری در اجرای نمایش ها با گروه های تئاتر ارمنیان،  و نیز سایر گروه های اولیه تئاتر در اصفهان) بود. فعالیت و شرکت در برنامه ها و نمایش های سازمان پرورش افکار نیز از دیگر تلاشهایش در این زمینه محسوب می گردد. چنین شد که فرهمند، در مقام سرپرست و کارگردان تئاتر، بر صندلی می نشنید و «تماشاخانه المپ» را تاسیس می کند. به نقل ازدکتر پرویز ممنون: « ورود این شخص در تاریخ تئاتر اصفهان نقطه عطفی است. او اولین هنرمند حرفه ای تئاتر اصفهان  است.  ناصر فرهمند تمام وقتش را در تئاتر می گذراند و می خواهد در تئاتر و با تئاتر زندگی کند ....   تا تئاتر را از موقعیت تفننی و افتخاری در آورد و به راه حرفه ای اش اندازد، که فقط در این حال می توان انتظار کیفیت و کمیت ممتاز داشت و چنین می کند.»

از دیگر تشکیل دهندگان تماشاخانه المپ می توان به این افراد اشاره کرد :  محمد میرزا رفیعی (او از قدیمی ترین و با تجربه ترین بازیگران تئاتر در اصفهان بود که سابقه کارگردانی نیز داشت) و دکتر دخانی (که بعدها در دوره اوج کار فرهمند، مهمترین و با ارزشترین همتای او می شود)، عزت اله نوید، اصغر صانعی و تعدادی دیگر. بیشتر هنرمندان این گروه چهره های ارزشمند تئاتر حرفه ای اصفهان خواهند شد، چرا که کار تئاتر در این تماشاخانه، به همراه آموزش آن به شیوه کلاسیک و علمی آغاز گردید. درباره ورود به تماشاخانه المپ، نصرت ا.. وحدت در گفتگویی که با نگارنده داشته است، از خاطراتش چنین می گوید: «من، ارحام صدر و عیوقی همکلاسیهای دبیرستان بودیم که  بالاترین تفریح  ما رفتن به سینما بود و معمولا”  هر زمان که می توانستیم از مدرسه فرار می کردیم و به سینما می رفتیم. بعد از دیدن فیلم ها هم به بیشه های کنار زاینده رود می رفتیم و مردم را دور خود جمع می کردیم تا برایشان صحنه های فیلم هایی را که دیده بودیم نمایش دهیم و به قولی «تارزان بازی» می کردیم! روزی در چهارباغ قدم می زدیم که تابلویی دیدیم، بر آن نوشته شده بود«هنرپیشه تعلیم می دهیم»، این واقعه چنان برای ما عجیب بود که باور کردنش مشکل به نظر می رسید. بعدازظهر همان روز خود را آراسته کردیم و به آن مکان مراجعه نمودیم، در آنجا ما را به جایی کلاس مانند، راهنمایی کردند و عده ای  که بعدها از بزرگترین هنرپیشگان تئاتر اصفهان شدند پشت نیمکت هایش نشسته بودند و مرد جوانی که من او را قبلاً در اجرای نمایش ها دیده بودم و می شناختم، در این کلاس تدریس می کرد این مرد جوان، ناصر فرهمند بود.»

پس گروه تئاتر المپ یا در واقع «تماشاخانه المپ»، به همت و تلاش ناصر فرهمند و همراهی کریم غفاریان (‌که دوره مدرسه تئاتر تهران را دیده بود) تشکیل می شود و نمایش های متعددی در آن به اجرا در می آید؛ که از آن از جمله می توان به نمایش های «خلیفه یک روزه»  اثر مهدی ممیزان و نمایش «رفیق ناجنس»، که با استقبال پرشور مردم اصفهان روبرو شد، اشاره نمود. بعد از اجرای چند برنامه، این گروه با عزم داشتن سالنی بهتر، به سینمایی در دروازه دولت (واقع در شمال چهل ستون)  نقل مکان می کند و خود را گروه « تئاتر سپاهان» می نامد. روشن ضمیر(کارگری) به تهران می رود تا عده ای از هنرپیشگان تئاتر تهران را که شهرتی داشتند، مثل: حسین امیرفضلی، عباس همت آزاد و همسرش، و جهانگیر فروهر و همسرش را به اصفهان آورد. وی به جای تابلوی ورزشی و هنری «المپ»،  بخش ورزش را از تئاتر جدا کرد و نام آن را «ستاره  صبح»‌  گذاشت. نمایش «نادر شاه افشار» و چند نمایش کمدی تا مدتی، در «تماشاخانه ستاره صبح» اجرا شد. اما طولی نمی کشد که «ستاره صبح» هم تعطیل می شود و هنرپیشگان آن به «تماشاخانه سپاهان» و بعد هم به «تماشاخانه اصفهان» می روند. اینگونه است که پایه نخستین گروه حرفه ای تئاتر اصفهان ریخته می شود. البته از میان این گروه، هنوز بیش و کم خود فرهمند است که پیشه ای جز تئاتر ندارد، اما هدف این گروه، دیگر بر صحنه آوردن نمایش به مناسبت فلان جشن و هر دو ماه یک بار نیست بلکه اجرای مداوم تئاتر در طول هفته و ماه و سال است؛ تئاتر دائمی.

تشکیل تماشاخانه سپاهان

محمد علی کازرونی، کارخانه دار سرشناس و ثروتمند اصفهان که از علاقمندان به تئاتر بود، تصمیم گرفت «مسافرخانه گلزار» در کوچه کازرونی را در اختیار پیشگامان تئاتر قرار دهد. سپس به علت استقبال مردم از تئاتر، زمینی را در اختیار آنان گذاشت تا در آن تماشاخانه ساخته شود. علی صدری، کامیون خود را می فروشد و با سیزده هزار تومان سرمایه، یک سالن تماشاخانه در مقابل منطقه نظام وظیفه، که امروز به کوچه سپاهان شهرت دارد ساخته می شود. ابتدا یک سالن تابستانه و بعد از مدتی یک سالن زمستانه ساخته می شود. بدین ترتیب «تماشاخانه سپاهان» در سال 1322 شمسی با مدیریت هنری ناصر فرهمند و مدیریت مالی و سرمایه گذاری علی صدری، فعالیت خود را آغاز می کند. در این تماشاخانه، هفته ای یک نمایش اجرا می شده و به دعوت مدیر تماشاخانه،‌ گروه های حرفه ای تئاتر تهران هم، هرازچندگاهی در سالن «تماشاخانه سپاهان» برنامه اجرا می کردند. برای مثال: گروه نوشین، جعفری، همایون و .... نام تعدادی از نمایش نامه هایی که در تماشاخانه سپاهان اجرا شده عبارت است از: «شاه عباس کبیر»، «خانه بی صاحب»، «خاک خدا»، «آنابل»،‌ «در راه وکالت»،‌ «سیل»، «سرباز فداکار»، «لیلی و مجنون»، «جاده زرین سمرقند»، «امپراطوری زنان»، «اسرار قلعه الموت»،‌ «یوسف و زلیخا»، «غیاث خشت مال»،‌ «فدائیان عشق»،‌ «تهمت» و ....

اینگونه بود که اولین تئاتر حرفه ای اصفهان به وجود آمد. تئاتری که هر شب درش باز است و می توان بلیطش را خرید و به تماشای نمایش نشست.

تشکیل تماشاخانه های  «سپاهان  جدید» و «اصفهان»

در حدود سال 1325شمسی، میان علی صدری (مدیر اداری تئاتر) و ناصر فرهمند (مدیر هنری تئاتر)، اختلاف می افتد و گروه دو دسته می شود. علی صدری با یاری ارحام صدر، وحدت و بعدها، علی محمد رجایی (که به دعوت صدری، از کرمان به همراه دخترانش به اصفهان می آید)، «گروه تئاتر سپاهان جدید» را بوجود می آورد. عده ای دیگر از جمله دکتر دخانی،‌ مهدی ممیزان، دکتر حیدران، علی مرتضوی، عزت اله نوید، شیروانی و البرزی، با مدیریت  ناصر فرهمند،  گروه «تئاتر اصفهان» یا همان «تماشاخانه اصفهان» را در سالن «سینمای شاهپور» ایجاد می کنند. قریب به ده سال این دو گروه تئاتر، در جوار هم و با روشی مجزا، برنامه اجرا می کنند. در«تماشاخانه اصفهان» نمایش های گوناگون ایرانی وخارجی، و با سبک های متفاوت  «تراژدی» ، «کمدی» و «ملودرام»، اجرا می شود. و در «تماشاخانه سپاهان» کماکان، اکثرا نمایش های «کمدی»آن هم اغلب به شیوه «کمدی اصفهانی»، اجرا میشود. پس از مدت کوتاهی این دو تئاتر، بناهای جدید و بهتری - در نزدیکی محل خود- می سازند. هر کدام دو سالن تابستانی و زمستانی با ظرفیت ششصد تا هشتصد تماشاگر پیدا می کنند و بالاخره، به سرعت کادر خود را با بهترین بازیگران از تهران و یا از گروه های تئاتری دیگری مانند «المپ»  و «آرین» که هنوز در این زمان فعالیت دارند، کامل می کنند. هنرمندان «تماشاخانه اصفهان» از این جمله اند: کهنمویی(که از تهران آمده بود و شهرتی داشت)، محمد میرزا رفیعی(معرف به آقاجون رفیعی(که فرهمند بعدها برای مدت زمانی کوتاه، تئاتر را به او می سپارد و حتی روزی برنامه ای به افتخار این استاد می گذارد.)، امین خندان(که از روز اول «‌تئاتر اصفهان»  با آن همراه است.)، جهاد اکبر، شازده جلالی، علی مرتضوی، عباس سراج،  پرویز نامجو، امیر بیدار(که او نیز مانند غلامحسین سرکوب، به غیر از بازیگری، نمایشنامه هم می نویسد)، غلامعلی اتراک، جهانگیر فروهر، مهدی قلی صفاپور، اصغر صانعی و طریقی (که هر دو از بهترین طراحان صحنه و دکوراتورهای اصفهان بودند) و نیز بانوان و دوشیزگانی چون : کلارا کهنمویی (که بازیگری را در کلاس نوشین آموخته بود) و ناهید پران (که به همراه کلارا، بازیگران نقش اول «تماشاخانه اصفهان» بودند)، گیتی فروهر، ملوس همت آزاد،  کشتیرانی، بیدار، پژمان و بانوان هنرمند دیگر. نمایشنامه هایی هم که در این تماشاخانه اجرا میشد، بعضا از آثار بزرگ تئاتر جهان بود که اجرای تعدادی از آنها به موفقیتهای چشمگیر و درخشانی دست یافت.

 

گروه تماشاخانه سپاهان جدید:

    از اجراهای اولیه این گروه، پس از جدا شدن فرهمند و گروهش، چیزی(عکس یا سندی) در دست نیست و در منابع موجود هم مطلبی نوشته نشده است. در واقع آنچه که از اجرای نمایش ها در این تماشاخانه در دست داریم، مربوط به دوران پس از ورود رجایی و دخترانش، به «تماشاخانه سپاهان» است.  

در نخستین دوره فعالیت تماشاخانه های «اصفهان» و «سپاهان جدید»،  «تئاتر اصفهان» از دو جنبه قویتر به نظر می رسد، اول از نظر وجود یک کارگردان مقتدرو آشنا با تئاترجهانی ( ناصر فرهمند )،‌ و دوم از نظر تعداد بیشتر بانوان بازیگر. و البته  پیس های انتخابی و روش اجراها نیز آشکارا، متفاوت بودند.(در «تماشاخانه اصفهان»، نمایشهای گوناگون، چه غربی و چه ایرانی،  در ژانر ها ی مختلف و با شیوه های  متفاوت اجرا می شد؛ در «تماشاخانه سپاهان» بیشتر، نمایشهای «کمدی ایرانی» بویژه «کمدی اصفهانی» اجرا می شد. که البته بعدا در رقابت با «تماشاخانه اصفهان»، تلاشهایی هم برای اجرای نمایش های غیر کمدی شد، با این تفاوت که تقریبا هیچکدامشان از آثار مشهور تئاتر جهان، نبودند و نتوانستند به آن توفیقی که «تماشاخانه اصفهان» در اجرای بعضی از نمایشنامه های مهم جهان و دستیابی به موقعیت رفیع داخلی و حتی در مواردی بین المللی رسید، دست یابند.

زمانی که ‌آوازه و شهرت علی محمد رجایی در کرمان، به گوش اصفهانی ها رسید. علی صدری به کرمان رفت و با وعده و وعید بسیار، رجایی و دخترانش ( سرور ، ژاله ، فروغ و سهیلا ) را راهی اصفهان کرد. با ورود رجایی و دخترانش به «تئاتر سپاهان»، کاستی های این تماشاخانه(از نظر کم تعداد بودن بازیگران زن)، تا حدی برطرف شد.علی محمد رجایی، همچون محمد میرزا رفیعی (معروف به آقاجون رفیعی) با عشقی سرشار، خود و خانواده اش را وقف تئاتر اصفهان کرد. رجایی در ابتدا، کار بازیگری در تئاتر را با ظاهر شدن در نقش «غلام سیاه» در تئاترهای تهران آغاز کرده بود. اما با استعداد و علاقه ای که داشت، اعضای خانواده اش را برای بازیگری در تئاتر پرورش داد و بعدها فرزندانش فروغ، سرور و ژاله رجایی، خود از بازیگران مطرح  تئاتر در اصفهان شدند.علی محمد رجایی در تئاتر سپاهان به اجرای «پیش پرده» می پردازد. در حدود سال 1331  شمسی بنی احمد از تهران به اصفهان آمد ورجائی را در خواندن و اجرای «پیش پرده» یاری کرد. مهدی ممیزان نیز حدود سال 1338 شمسی به گروه تئاتر سپاهان روی می آورد و نمایشنامه هایی می نویسد که  رجایی با الهام از آنها، آثار جدیدی را بوجود می آورد. که البته قریب به اتفاق اجراهای این گروه، به همان سبک و سیاق «کمدی اصفهانی» است.

   از اجرا های مشهور «تماشاخانه سپاهان» در طول حیاتش می توان این نمایش ها را نام برد: «عمه خانم»، «داماد فراری»، «خانه اجاره ای»، «رسواها»، «وادنگ»، «طلاق» و «مست».

     انطور که ناصر کوشان می نویسد: «تماشاخانه سپاهان» به علت مدیریت غلط علی صدری و تاُمین نبودن بازیگران، بتدریج از هم پاشیده می شود. عده ای به تهران می روند و عده ای تئاتر را برای همیشه ترک می کنند. به دنبال این اختلاف،    ارحام صدر هم از علی صدری جدا می شودو به دنبال او مهدی ممیزان و امین خندان و علی محمد رجایی از گروه سپاهان جدا می شوند و با رفتن پیشگامان تئاتر، تماشاخانه سپاهان افت می کند و بیست سال بعد تعطیل می گردد. تعدادی از آن افرادی که جدا شده بودند به همراه رضا ارحام صدر، «گروه هنری ارحام» را تشکیل می دهند که تا دوران انقلاب به فعالیت ادامه می دهد. مطرح ترین هنرمند «تماشاخانه سپاهان جدید» و بعد ها «گروه هنری ارحام»، خودرضا ارحام صدر بود که بازیگر نقش اول تقریبا تمام نمایش ها بود واز شخصیت های مختلفی که ارائه کرد، بیش از همه کاراکتر «نوکر اصفهانی» را بازی کرد وی این شخصیت را که از تبدیل «نوکر سیاه» در نمایش های سیاه بازی روحوضی ایرانی بوجود آورده بود، برای سال ها و در نمایش های گوناگون بر صحنه اجرا کرد(حدود پانزده سال). البته شخصیت های «حاج لطف اله» در نمایشی به همین نام  و «داش باقر» در نمایش مشهور «مست» را نبایست از یاد ببریم.

 

گروه «تئاتر اصفهان»:

برنامه افتتاحیه این گروه، نمایش «بینوایان»  بود که در سال 1325 شمسی در سالن سینمای شاهپور به روی صحنه آمد. البته پیش تر، در سال 1324شمسی نمایشنامه«بینوایان» اثر ویکتور هوگو با ترجمه و تنظیم منصور منصوری و به کارگردانی و بازیگری ناصر فرهمند به نقش «ژان والژان»، در سالن دبیرستان سعدی اجرا شده بود، و عبدالحسین سپنتا در شماره 27اسفند1324شمسی «روزنامه  سپنتا»، نقدی بر آن  نگاشته است که از قدیمی ترین نقدهای تئاتر در ایران محسوب میشود. و فرهمند برای ایفای نقش ژان والژان بسیار مورد تقدیر قرار می گیرد.( این نمایش بعدها و در طول حیات «تئاتر اصفهان» بارها اجرا می شود). دکتر دخانی درنقش «بازرس ژاور» و بانو پرّان در نقش «فانتین» به هنرنمایی می پردازند.

سپس فرهمند در تئاتر اصفهان  به اجرای نمایش های به اصطلاح، ملی - میهنی می پردازد. آثاری که در چند سال اول توسط این گروه به روی صحنه می آید، اغلب با موفقیت روبرو می شود. از جمله، نمایش تاریخی «تخت جمشید در آتش» نوشته مهدی ممیزان، با دکورهای شکوهمندی که طریقی، هنرمند نقاش و دکوراتور توانای «تماشاخانه اصفهان» برای آن خلق می کند و با بازی و کارگردانی ناصر فرهمند شهرت فراوانی بدست می آورد؛ چنان که فرهمند برای اجرای این نمایش به دریافت «نشان درجه یک هنری» نائل می گردد. «تخت جمشید در آتش» در سال 1328 شمسی، بعنوان نمایش افتتاحیه سالن جدید و مدرن «تماشاخانه اصفهان» (سالنی نه چندان بزرگ، اما بر اساس اصول و با مطالعه معماری سالن های تئاتر اروپا، ساخته شده بود) به صحنه رفت.

 واقعه مهم دیگر تاریخ تئاتر اصفهان، اجرای درخشان نمایشنامه «اتللو» اثر ویلیام شکسپیر  در سال 1329 شمسی در این تماشاخانه است که در آن ناصر فرهمند علاوه بر کارگردانی یکی از بهترین بازی هایش را در نقش «اتللو» ارائه می دهد. در این اجرا، دکتر مهدی دخانی در نقش «یاگو» بازی می کند و بانو ناهید پرّان،  در نقش «دزدمونا» و بانو کلارا، در نقش «امیلیا» به هنرنمایی می پردازند. از دیگر نکات برجسته این کار، گریم مناسب، لباس های شکوهمند و دکور و طراحی صحنه ویژه ای است که صالح ضرغام (نقاش و طراح موفق ایرانی که دوره طراحی صحنه را در دانشگاه برکلی آمریکا گذرانده بود) از طراحی نور و صحنه متفاوت این کار بعنوان کاری شاخص و کم نظیر، حتی در اجراهای آمریکایی آن یاد کرده است. موفقیت و قدرت این اجرا تا آنجاست که شیفتگان تئاتراز دیگر نقاط ایران و جهان به تماشای آن می آیند. و به رای صاحب نظرانی که از انگلستان به دیدن اجراهای «اتللو» در نقاط مختلف جهان رفته بودند، همتراز با اجراهای لارنس اولیویه در «تماشاخانه لندن» و سرگئی باندارچوک در «تماشاخانه مسکو» بود و فرهمند بابت ایفای نقش «اتللو» مورد تقدیر قرار گرفت. دست نوشته های کارشناسان هنر تئاتر که از انگلستان برای دیدن این اجرا به «تئاتراصفهان» آمده بودند و دیگرانی چون ام حلیمه آقاخان، که در سفر اصفهان به تماشای «اتللو» آمده بود، در «دفتر یادبود تئاتر اصفهان» بسیار جالب و خواندنی است. البته «اتللو» چندین بار دیگر و در سالهای مختلف بر صحنه رفت. علاوه بر صحنه «تماشاخانه اصفهان»اجراهای ویژه ای هم در مکان «شورای فرهنگی بریتانیا در اصفهان» انجام شد.

نمایش بسیار تاثیر گذار دیگری که «تماشاخانه اصفهان» آن را خلق کرد، نمایش «نفت» نوشته مهدی ممیزان، و به کارگردانی  و بازیگری فرهمند در نقش «ملت» و عباس سراج در نقش «دارسی» بود. سایرهنرمندان تئاتر اصفهان از جمله  دکتر دخانی و خود ممیزان هم در این تئاتر ایفای نقش می کردند.  آنگونه که درباره اینکار نوشته شده و در عکس های آن هم مشهود است، شیوه اجرای «نفت» بسیار پیشرو و متفاوت بوده است و کسانی که به یاد دارند از آن با عنوان «تئاتر مستند» یاد می کنند. ارائه نمایش نفت در سال 1330 که اوج جریان نهضت ملی شدن نفت است با چنان اقبال پرشوری مواجه می شود که ماه ها در اصفهان و چند ماه هم در آبادان به صحنه می رود.

 

در طول فعالیت « تماشاخانه اصفهان»، صدها نمیشنامه بر صحنه رفت که نام بردن از همه آنها مقدور نیست بنابراین صرفا اسامی تعدادی از اجراها را ذکر می کنم:

«مکبث»  و «تاجر ونیزی» اثر ویلیام شکسپیر، «بازرس» اثرنیکولای گوگول، «خرس» اثر آنتوان چخوف، «ولپن» اثر بن جانسون، «برای شرف» اثر لئون شانت، «فاوست» اثر گوته،  تراژدی ها و دیگر آثار خارجی وایرانی، از نویسندگان مختلف و نیز نمایشنامه های فراوان به قلم ناصر فرهمند.

     لازم به ذکر است که وقتی عکسهای بسیاری از این اجراها را می بینیم، از صحنه پردازی، طراحی لباس و گریم این نمایش ها شگفت زده می شویم؛ که انگار بر صحنه تئاترهای اروپا اجرا شده اند. چگونه می شود که آن زمان، آن هم در اصفهان، چنین کارهایی و با چنین کیفیتی بر صحنه رفته است؟ البته وقتی به نوشته ها، مدارک و کتاب هایی که فرهمند  در این زمینه ها گردآورده  و مطالعه کرده است مراجعه می کنیم، درمی یابیم که وی در جریان تئاتر زمانه اش و در ارتباط با تماشاخانه های مطرح جهان بویژه اروپا بوده است و به بسیاری از منابع مهم روز اشراف داشته است. پس تلاش کرده است که تا حد امکان، اغلب اجراهای«تماشاخانه اصفهان»،  در سطحی مطلوب ارائه شود. دکتر ممنون در کتاب خود درباره «تئاتر اصفهان» در زمان خودش، می نویسد: « یکی از پیشروترین تئاترهای ایران است. فرهمند در فاصله اجرای کمدی ها، آثاری را بر صحنه می آورد که اساساً با کمدی اصفهانی کاری ندارد. به عکس های «خرس» چخوف نگاه کنید، به «بازرس» گوگول، به «تاجر ونیزی» شکسپیر، به «ولپن» بن جانسون و ببینید این اجراها چقدر اصیل اند. میزانسن ها را بنگرید که انگار بر صحنه بهترین تئاترهای اروپا تنظیم شده است. به صحنه «بازرس» نگاه کنید که نشان می دهد فرهمند در کارگردانی و اجرای این نقش، طرح کارگردانی پیشروترین کارگردان آن زمان، مایرهولد، را مطالعه کرده است. به لباس های «تاجر ونیزی» نگاه کنید که چقدر اصیل اند (من در میان کاغذ و اسناد باقی مانده از فرهمند به جدیدترین مجلات تئاتری آن زماناروپا و به نخستین ترجمه های نمایشنامه های نویسندگان پیشرو اروپا، از جمله سارتر، برخوردم.) ... نگاه کنید به «اتللو»، به «تخت جمشید در آتش»(با توجه به دکور شکوهمندی که طریقی برای آن ساخته است). من تا روزی که نقد اجرای «فاوست» گوته را در یکی از جراید اصفهان نخوانده بودم، باور نمی کردم که فرهمند و گروهش ای اثر را بر صحنه آورده باشند. این اثر آنچنان سنگین است که تا امروز[1356 شمسی]، تهران از پس اجرای آن بر نیامده است.»(ممنون پرویز، سیری در تئاتر مردمی اصفهان، صص 37 تا 39)

 

 اما اینگونه نیست که فقط کارهای جدی و تراژیک اجرا شوند، بلکه به قلم همین فرهمند یکی از درخشان ترین کمدی های تاریخ نمایش ایران با کاراکتر به یاد ماندنی اش خلق میشود؛ مجموعه نمایش های کمدی «حاج عبدالغفار». همان شخصیت «حاجی» که کاراکتر محبوب و شناخته شده کمدی در پیشینه نمایش سنتی در اصفهان است. چنین می شود که این سریال موفق تئاتری، معرف اصیل ترین و اصفهانی ترین کمدی تئاتر معاصر اصفهان می شود. اگر به این آثار عنوان مجموعه یا سریال می دهیم، دلیلش این است که کاراکتر «حاج عبدالغفار» (شخصیت ابتکاری ناصر فرهمند، مردیست با سر طاس و ریش پرپشت که کلاهی بر سر، پالتویی بر تن و گیوه بر پا دارد، خورجینی همراه دارد و از «سده» اصفهان با دوچرخه ای که زنگوله ای به آن آویخته و شماره موقتش ...1000000 است با لهجه غلیظ «سده»ای و البته رندی و زرنگی خاص اصفهانی) در اولین نمایش،  در پی یافتن همسر مناسب، به اصفهان می آید. این نمایش با اقبال چشمگیر و بی نظیری روبرو می شود و باعث می گردد که در نمایش سری بعد، حاج عبدالغفار به تهران برود و سری بعدی به بغداد و پس از آن به آفریقا سپس به پاریس و بالاخره کره مریخ! این کاراکتر استثنایی در تعدادی دیگر از نمایش ها هم حضور دارد، مثل: نمایش فانتزی «سلطنت حاجی» و یا کمدی محبوب «انقلاب اداری»

از دیگر کمدی های مشهور «تماشاخانه اصفهان»، کمدی جنجالی «پینه دوزی موقوف»، اثر ناصر فرهمند است که به کارگردانی خودش و با بازیگری اش در نقش «استاد باقر پینه دوز»(این بار با لهجه اصفهانی)، به صحنه رفت و به استناد گفته ها و وتایید کسانی که اجرا را دیده اند (از جمله هنرمندان و دست اندرکاران تئاتر کمدی)، از جمله درخشان ترین آثار کمدی اجرا شده در تاریخ تئاتر ایران محسوب میشود. پس از توفیق کم نظیر اجرای این اثر، قسمت دوم این نمایش هم، به نام «یک ستون از چهل ستون» توسط فرهمند، نوشته و اجرا میشود. کمدین این نمایش ها ناصر فرهمند است و در نقش مقابل وی، ماشااله وحیدی، کمدین توانا و محبوب به هنرمندی می پردازد.

 

علاوه بر همه اینها، صحنه «تماشاخانه اصفهان» عرصه ای برای هنر آفرینی و اجرای قطعات موسیقی هم بوده است. از هنرمندان و بزرگان موسیقی که در این تماشاخانه به اجرا پرداخته اند: جلیل شهناز(استاد ونوازنده تار)، حسن کسایی(استاد و نوازنده نی)، جهانبخش پازوکی(رهبر ارکستر)، تاج اصفهانی(خواننده) و شاملو کاربند(ویولونیست) را می توان نام برد.

متاسفانه به دلیل تصمیم گیری های اشتباه ونحوه  مدیریت نامطلوب فرهنگی، بویژه در عرصه تئاتر، از اواسط دهه سی به بعد بتدریج از اوج و درخشش تئاتر در تهران و به تبع آن در دیگر نقاط ایران کاسته شد و فضای هنری تماشاخانه ها کم کم جای خود را به نمایش های سطحی و کم ارزش و حتی مبتذل و در یک کلام، «آتراکسیون» سپرد. اینگونه شد که در در دهه چهل، تئاتری های پایبند هنر و دلسوز، در سراسر ایران، بتدریج خود را از صحنه کنار کشیدند و فضا برای «آتراکسیون» خالی شد و تئاتر هنری، رو به افول گذاشت. تئاتر اصفهان هم از این ورطه مستثنی نبود وکمابیش دچار آن شد، ولی نه به اندازه تهران. البته اعتبار «تماشاخانه اصفهان»هنوز در مرتبه ای است که در اواسط دهه چهل شمسی (1965 میلادی)، املین ویلیامز  هنرمند مشهور تئاتر انگلستان از «تماشاخانه لندن» به اصفهان می آید تا نمایش خود را، در نقش چارلز دیکنز بر صحنه «تماشاخانه اصفهان» اجرا کند. خود فرهمند هم  در دهه چهل کمتر در نمایش ها شرکت می کند و فقط گاهی به مناسبت های ویژه (مثل هزاره فردوسی) و یا جشن ها و اعیاد (مثل عید نوروز) در اجراها شرکت می کند و بیشتر می نویسد یا کارگردانی و مدیریت می کند. سپس به تدریس در «دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان» مشغول می شود و «گروه تئاتر دانشگاه اصفهان» را آموزش میدهد و هدایت می کند و اجراهایی در دانشگاه، برایشان ترتیب می دهد. وی در اواخر دهه چهل شمسی ، تصمیم به تاسیس یک استودیوی فیلمسازی، با هدف به تصویر کشیدن آثار مهم اجراشده در«تماشاخانه اصفهان» و تبدیل آنها به فیلم، گرفت و برای این کار با مهندس بدیع، که از مجربترین و شناخته شده ترین متخصصین این عرصه بود، مشورت کرد و در شرف اقدام بود که؛ ظهر روز نوزدهم اردیبهشت ماه 1349 شمسی، هنگامی که در منزل خواهرش در تهران، استراحت می کرد، دیگر از خواب بیدار نشد. یادش گرامی و روحش شاد!

                                                                                                                   ( ناصر فرهمند  1349-1297 )

در پایان:

   «تماشاخانه اصفهان» پس ازفرهمند، مدتی به کار خود ادامه داد تا اینکه بالاخره در بهار سال 1353شمسی و به بهانه طرح گسترش فضای سبز، توسط بولدوزرهای شهرداری تخریب شد. از آن به بعد، تئاتر حرفه ای در اصفهان، تنها با «گروه هنری ارحام» شناخته می شود، چرا که توانسته است با همان شیوه «کمدی اصفهانی»، خودش را کماکان سر پا نگه دارد. از دلایل این امر: یکی، توان بازیگری رضا ارحام صدر است؛ و دیگری، نمایش دادن اجراهای این گروه در تلویزیون است (که باعث آشنایی اکثر مردم ایران با «تئاتر اصفهان» از طریق این رسانه و در نتیجه، شناخته شدن شیوه خاص اجرای کمدی توسط «گروه ارحام»، به عنوان «تئاتر اصفهانی» شد)؛ و بالاخره، فعالیت کسانی چون دکتر پرویزممنون (که برای معرفی این شیوه نمایشی، تحت عنوان «تئاتر مردمی اصفهان»، کتابچه، نمایشگاه، برنامه تلویزیونی و مقالاتی ارائه نمودند). کار «گروه هنری ارحام» تا زمان انقلاب ادامه داشت. و همانگونه که در ابتدای این مطلب به آن اشاره شد؛ آنچه امروز با عنوان «تئاتر اصفهان» شناخته می شود، صرفا همین بخش خاص «کمدی اصفهانی» و یا دقیق تر بگوییم «کمدی ارحام صدر» است. به همین دلیل، بر پژوهشگران و دانش آموختگان هنر نمایش این سرزمین است، تا بخش مهمی از میراث ارزشمند «تاریخ تئاتر ایران»، یعنی پیشینه «تئاتر اصفهان» را که دارد به فراموشی سپرده می شود، به درستی بشناسند وحفظ کنند.

 

برای مشاهده متن همراه با عکس ها در زیر کلیک کنید:

 

فهرست منابع:

(تذکر: در این یادنامه، با توجه به اشکالات و نواقصی که در برخی از منابع زیر وجود دارد؛ بر اساس آرشیو اسناد، مدارک و عکس های «تماشاخانه اصفهان» و مصاحبه هایی که در اختیار نگارنده است، تا حد امکان، بخش هایی که قابل استناد هستند، مورد استفاده قرار گرفته اند.)

1-  سیوری راجر،ایران عصر صفویه،احمد صبا،کتاب تهران،1363ش.

2-  فلسفی نصراله،زندگانی شاه عباس اول،جلد دوم،انتشارات دانشگاه تهران،1344ش.

3-  میناسیان لئون،تاریخچه تئاتر ارامنه جلفا(1986-1886)،چاپخانه کلیسای وانک،جلفا-اصفهان،1995م.

4-  ممنون پرویز،سیری در تآتر مردمی اصفهان،انتشارات مرکز مردم شناسی ایران-وزارت فرهنگ و هنر،مهر 1356ش.

5-  کوشان ناصر،تاریخ تئاتر در اصفهان،نشر آتروپات،1379ش،چاپ اول.

6-  ممنون پرویز،«نود سال تئاتر معاصر اصفهان»(1)و(2)و(3)،مجلۀ تماشا،شماره های357 تا 359،فروردین1357ش.

7-  بیگدلی احمد،«تئاتر اصفهان؛ تئاتر بدیهه»،فصلنامۀ نامه فرهنگ و هنر،اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان،شماره چهارم و پنجم،پاییز1383ش.

8- بیگدلی احمد،«پرندۀ آبی تئاتر اصفهان»، فصلنامۀ نامه فرهنگ و هنر،اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان،شماره چهارم و پنجم،پاییز1383ش.

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید:

http://anthropology.ir/node/11294

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.