سرآغاز

بایاتی های آذربایجان(1)

رادبه پرنده
Ekinci.jpg

به ترانه های دوبیتی آذری که آذربایجانی ها هنگام کار، سر قبر، در عروسی، شادی و غصه، در تنهایی و میان جمع، عاشق برای معشوق، و معشوق برای عاشق، هنگام دوری از یار و دیار و مادر یا فرزند و در مقام پند و اندرز و ...می خوانند بایاتی گفته می شود. در گذشته هر آذربایجانی حداقل چند بایاتی را از حفظ می کرد و می خواند. در زمان های مختلف، بر طبق احوال و روحیات مختلف بایاتی های مناسبی در زبان ها جاری بوده و این عناصر به عنوان نوعی خرده فرهنگ (sub culture) کارکرد اساسی در پیوند نسلها داشته است. در طول هزاران سال، درد دل های هزاران انسان به هم گره خورده، آمیخته شده و جلوه گر شده و امروز به آنچه در زبان ماست رسیده است. هر بایاتی در زبان هزاران انسان گشته و حامل هزاران آرزو و نغمه هزاران دل است.

   بایاتی ها، ترانه های کوتاه جاری شده از درازای تاریخ هستند. این ترانه ها برای ابراز احساس در یک لحظه خوانده می شوند و همان لحظه برابر با یک عمر زندگی و حیات است. بایاتی ها شامل بایاتی های غربت، نغمه های جدایی، ترانه های مادرانه، سوگ سروده ها در مرگ پدر و مادر و صدای احساسات و درد دل هاست. بایاتی از زمان تولد کودک، پا گرفتنش در لالایی ها و تعریف ها حضور دارد و این روال ادامه دارد تا زمان بزرگ شدن انسان و مراسمات محلی، عروسی ها و حتی زمان مرگ انسان نیز خوانده می شود. بایاتی در تمام عمر ما نغمه ای مؤثر است. این اشعار از دل تاریخ به دست ما رسیده و حاوی حرف های قابل تأملی است که مضامین عمیق فلسفی، اجتماعی، تاریخی، دینی، اخلاقی دارند.

 ( جدایی، انتظار، غم)

بو یول گئدیر خالخالا

یاندی باغریم خال- خالا

قورخورام گئدم قالام،

نازلی یاریم خال قالا.

ترجمه : این راه به خلخال می رود و دل من از جدایی می سوزد،ترس من از این است که بروم و یار نازنین من تنها بماند.

دو بیتی های بومی ادبیات شفاهی آذربایجان که در جای جای این دیار با نام بایاتی مشهور است یکی از رایج ترین انواع منظوم ادبیات این سرزمین می باشد. شهرستان خلخال نیز که یکی از مناطق باستانی آذربایجان می باشد از این قاعده مستثنی نیست و همواره مردمان این دیار با این گونه از ادبیات شفاهی آشنا بوده و در زندگی آنها سهم بسزایی داشته است.

(اوخشاما،سیزیلتی)

داغلارا دولو دوشر،

قار یاغار ،دولو دوشر

قبریمی یول اوسته قازون

آنامون یولو دوشر.

ترجمه: به کوهها تگرگ و  برف می بارد،قبر مرا در کنار جاده قرار دهید تا زمانی شاید مادرم از این سو بگذرد.

بایاتی ها همچون مرحمی بر دردها و رازهای مردمان این خطّه بوده و در زمانهای گوناگون و در دوران التهابات و سختی ها و رنج ها این بایاتی ها بوده است که انسجام جمعی و گروهی این مردمان را حفظ کرده است. نقش بایاتی ها به عنوان سخنی که از دل و درون مردمان آذربایجان بیرون می آمده ، همواره یار شفیق و مهربان آنها در کار و زندگیشان بوده است.

(خیر و برکت)

من عاشیق بئله باغلار،

کمرین بئله باغلار.

گول آچیب،بولبول اوخور،

وار اولسون بئله باغلار.

من عاشق چنین باغهایی هستم و کمر همتم را برای کار بسته ام،در این فضایی که گل ها شکفته شده و بلبلها می خوانند ، پر برکت باد چنین باغهایی.

بایاتی ها در ساخت و قوافی همان دو بیتی است که قافیه در مصراع سوّم آزاد است،این بایاتی ها که غالباً در یک آهنگ واحد و محزون سروده شده است،دارای مضامین مختلف در غنا،تعلیم ، حکمت و عبرت، شکوائیه و مرثیه است. این بایاتی ها که ساخته دلها و ذهن های صاف و آیینه ای روستا نشینان بوده از بلاغت و فصاحت عجیبی برخوردارند و ساخت طولی یکسان مصراع ها،حروف قوافی،وزن و ایقاع منسجم و هم نشینی واژگان هم آوا، ایهام ها و کنایات زیبا ورسا، راز ماندگاری این سروده ها بوده است (ملکجاری،1390).

سو گلر آخار گئدر             """              ورقانی ییخار گئدر

بو دونیا پنجره دی              """            هر گلن باخار گئدر

این بایاتی به گذر زود هنگام عمر اشاره می کند و دنیا را به پنجره ای اشاره می کند که به نوبت کسانی می آیند و به درون آن می نگرند و می روند.

 

ادبیات شفاهی آذربایجان به دلیل انتقال مفاهیم و نوع ساخت بایاتی ها بسیار مهم و غنی می باشد. بایاتیها از بدو تولّد کودک در گهواره تا مرگ در کنار مردمان این سرزمین بوده و از نسلی به نسل دیگر و سینه به سینه و زبان به زبان انتقال پیدا کرده است.کودک از نخستین مراحل زندگی خود لالایی مادر را شنیده و با آن انس پیدا کرده است.

عزیزیم،من دولانیم،

من دونوم،من دولانیم.

تانری سنی ساخلاسین

سایه نده من دولانیم.

مفهوم: لالایی که مادر برای فرزند خود می خواند و آرزوی بزرگ شدن کودک خود را می کند تا در زیر سایه کودک خود به راحتی زندگی کند.

لالایی ها همان بایاتی هایی هستند که مادران برای کودکان خود  می خوانده اند.

لای لای دئدیم یاتاسان

قیزیل گوله باتاسان

قیزیل گولون ایچینده

شیرین یوخی تاپاسان

ترجمه : یزایت لای لایی می خوانم تا بخوابی و در رویاهای خود در لابلای گلهای سرخ خواب خوبی داشته باشی.

خواندن این لالایی ها با نجوای موسیقیایی و آرام بخش صدای مادران ، کودک را به خوابی شیرین و رویایی فرو برده و باعث انتقال محبّت و عشق مادرانه به کودک می شود.

در بایاتی ها مضامین عمیق فلسفی،اجتماعی،تاریخی،دینی و اخلاقی و ...بیان می شود.در بایاتی ها مبارزه علیه استثمار و ستم،عشق به وطن و مردم،دیدگاه های فلسفی ، عوالم معنوی و داخلی انسان منعکس می شود.بایاتی ها در واقع اساس کلام موسیقی فولکلور آذربایجان را که سرچشمه افکار توده های گذشته این ملّت است را تشکیل می دهند.

( مردانگی و غیرت)

اوتورموشام داش اوسته

پاپاق دورار قاش اوسته

سن دوشمنی نیشان وئر

ناللاماغی باش اوسته

آذربایجانیها مردمانی شاعر مسلکند ، با هر پدیدهء طبیعی و رخداد اجتماعی که مواجه شوند ، احساسات خود را با زبان شعر بیان می کنند . ویژگی های بایاتی ها این است که از زندگی و نیازهای مردم ساده و عادی بر می خیزد و در قالب الفاضی روان شکل می گیرند.

(غم و اندوه)

آغلارام آغلار کیمی

دردیم وار داغلار کیمی

خزان اولدوق توکولدوخ

ویرانا باغلار کیمی

مفهوم: این بایاتی شدت غم و اندوه را نشان می دهد که درد خود را به کوه تشبیه کرده و روح و روان خود را به خزان تشبیه می کند.

تنوع و رنگارنگی مضمون ، یکی از جنبه های برجسته بایاتی هاست.از میان انواع قالبهای گوناگون ادبیات منظوم عامیانه ، نوع بایاتی در احاطه و ترنم مسائل و حقایق مختلف زندگی خلق متمایز است.جنبه تنوع مضمون در نوع  بایاتی به قدری نمایان است که برخی از گردآورندگان بایاتی ها ، اساس کار خود را بر تقسیم بندی آنها از نظر محتوی و مضمون قرار می دهند و بایاتی ها را در سر فصل های معینی مانند " بایاتی های عاشقانه ، وصف حال، زندگی خانوادگی،رنج و نارضایتی ، فراق و انتظار ، صداقت و مردانگی ، پند و حکمت،اعتقاد ها و پندارها " و از این قبیل تدوین می کنند.همین گوناگونی بایاتی ها از نظر محتوی موکد دیگری است بر اینکه سرچشمه جوشان بایاتی ها،زندگیست.

( نصیحت)

من عاشیقم نوایا  ..... بیر قولاق آس نوایا

نه نامرده بئل باغلا   .....نه آها دوش ، نه وایا

بایاتی فوق اشاره می کند به اینکه نباید به نامردان و قولشان تکیه کرد.

( عشق)

داغ باشینی قار آلیپ

باغچالاری بار آلیپ

هر یئتنه جان وئرمم

بیر جانیم وار یار آلیپ.

چه زیبا این بایاتی مفهوم عشق را تعریف می کند. و کوه را با برفش که خاصیت کوههای آذربایجان می باشد و باغ را با محصولاتش و جان خود را با یارش عاشق و معشوق هم می خواند.

این نمونه از بایاتی ها ، قطره هایی از دریای بیکران شعر و فولکلور آذربایجان هستند که سرچشمه شان ، تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله مردمان این دیار می باشد...

ادامه دارد...

 

منابع:

- عبادی قاراخانلو،محمد ( 1387).بایاتی لار،تبریز:نشر اختر.

- ملکجاری ، رضا (1390).اندبیل خاطره سرزمین من،تبریز:مهد آزادی.

- عاقد سرابی،عبدالله (1391).غزللر و بیاتی لر،تهران :نشر فائزون.

- سید سلامت، میر علی (1391).بایاتی،اوسطوره باخیمیندان،تبریز:نشر موغام.

- khalkhalim.com

 

نسخه اولیه ای از این نوشته در در ماهنامه پیام خلخال شماره 1-22 بهمن 1391 منتشر شده؛ نسخه کنونی برای انتشار به انسان شناسی و فرهنگی ارائه شده است. 

radbeh1984@yahoo.com

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.