سرآغاز

نقش استدلالهای قیاسی، استقرایی و حدسی در پژوهش

علیرضا غفاری
picture_abductive_reasoning.jpg

تصویر: سندرس پرس
 در اواسط قرن بیستم چارلز سندرس پرس تقسیم بندی جدید از انواع استدلال را ارائه داد. استدلالهای قیاسی، استقرایی و حدسی(Abductive). دو استدلال اول برگرفته از سنت ارسطویی می باشند و بر اساس قوانین وی تعریف می شوند، با این حال شق سوم از استدلال مطرح شده توسط وی موجب به شکلگیری رویکرد جدیدی در علم منطق شد. تفاوت اصلی این سه مربوط به تفاوتشان در نیاز یا عدم نیاز به استنتاج می‌باشد. هرچند که از این استدلال پیش‌تر به کرات استفاده شده بود، با این حال به واسطه ارائه چارچوبی جدید از طرف وی این استدلال به اشکال مختلفی در علوم مورد استفاده قرار گرفت. در حال حاضر استدلال حدسی در علوم کامپیوتری و هوش مصنوعی، علوم اعصاب‌شناختی، روان‌شناسی، حقوق، پزشکی، شبکه های بیزی، زبان‌شناسی و به خصوص روش‌شناسی پژوهش کاربرد دارد. پرس عنوان می‌کند که استدلال حدسی منطقاً تنها فرایندی است که می‌تواند واقعاً چیز جدیدی را خلق کند. در این روش از یک یا مجموعه‌ای از واقعیت‌ها، فرضیه‌ای استنباط می‌شود و سپس به تجربه و مشاهده در می‌آید. این فرضیه‌ها که در سطح انتزاعی مطرح شده‌اند به آزمون درآمده و به عمل گرفته می‌شوند. از همین رو رابطه‌ای بین نظریه و مشاهده شکل می‌گیرد و فرایند رفت و برگشتی نظریه و عمل آغاز می شود. هدف از این مقاله، مروری اجمالی بر این نوع استدلال و همچنین نحوه‌ی بکارگیری آن در کنار استدلال‌های قیاسی و استقرایی به عنوان مکمل عمل اندیشیدن می‌باشد. سعی بر آن خواهد بود تا نقش سه نوع استدلال قیاسی، استقرایی و حدسی را در پژوهش معلوم کنیم.

برای خواندن مقاله در زیر کلیک کنید:

 

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.