درس افتتاحیه رمون آرون در کلژ دو فرانس: جامعه‎شناسی تمدن مدرن

پیروز ایزدی

تصویر: آرون(«قدرت مثبتِ اندیشه منفی»)
انسان شناسی و فرهنگ و نشر فرهنگ جاوید در برنامه انتشاراتی مشترکی در نظر دارند مجموعه دروس افتتاخیه کلژ دو فرانس را در زمینه علوم انسانی منتشر کنند. نخستین درس هایی که منتشر خواهند شد ، درس های  آرون و  اکو (ترجمه پیروز ایزدی) و درس بارت (ترجمه ناصر فکوهی] هستند. در زیر بخشی از درس آرون را می خوانیم.

زمان سریع می‌گذرد. در میان کسانی که به سخنان من گوش می‌دهند، کم نیستند کسانی که به کشورهای به اصطلاح توسعه نیافته، نرخ رشد جمعیت جهان و استنتاجات برخی جمعیت‌شناسان می‌اندیشند. آیا در سال 2000 شش یا هفت میلیارد نفر بر روی زمین زندگی خواهند کرد که نیاز به غذا دارند؟ شبح مالتوس بار دیگر بر اذهان سایه می‌افکند. اما در این میان باز سووی از کاهش شدید جمعیت یا الیگانتروپی[1] ناشی از نگرشی که از ترس آینده، انسان‌ها را به کاهش موالید فرا می‌خواند، همچنان هراس دارد؛ امری که اغلب باعث می‌شود از جمعیت هر نسل کاسته شود و در نتیجه دیگر از اقوام و ملت‌ها کاری برنیاید. احتمالاً در مورد فرانسه حق با اوست: بسیاری از فرانسویان مصرانه بر این باورند که کشور ما با افزایش شدید نرخ زاد و ولد روبروست و از درک این نکته عاجزند که تعداد مشاغل به همان اندازه افزایش کارکنان یا کارگران یا حتی بیشتر، حتی در عصر رایانه، افزایش می‌یابد. شکوفایی اقتصادی جمهوری فدرال آلمان پس از آنکه حدود 13 میلیون پناهنده را جذب کرد، یک بار دیگر ثابت نمود که ثروتی ارزشمندتر از نیروی انسانی وجود ندارد، دست کم هنگامی که جامعه از منابع کافی برای آموزش آنان برخوردارست. از سوی دیگر، در آسیا و آمریکای لاتین، همکار ما می‌پذیرد که وضع به گونه‌ای دیگر است؛ او به درستی بر این نکته تأکید می‌کند که جمعیت تنها یک مسئله نیست بلکه شامل مسائل زیادی می‌شود. به رغم همه این‌ها، گاه آرزو می‌کنم کاش برای افشای صدمات مادی و معنوی مازاد جمعیت، یعنی مفهومی که نمی‌توان به دقت آن را تعریف کرد، فردی مخالف با سووی هم وجود داشت که با همان شور و حرارت، همان مهارت و همان ثابت قدمی دکترین مخالف را تبیین می‌کرد.

سووی جمعیت‌شناس جلد دوم کتاب نظریه عمومی جمعیت خود را به جامعه‌شناسی اندازه جمعیت اختصاص داد. اما سووی اقتصاددان خود را سوسیالیست می‌خواند و نوعی قرابت میان جامعه‌شناسی و سوسیالیسم را به نمایش گذاشت که دورکیم بر آن تأکید داشت.

جامعه‌شناسی یا اگر ترجیح دهیم بگوئیم پیشاجامعه‌شناسی فلسفی قرن گذشته به عنوان اندیشه در باب بحران جامعه مدرن اساساً از صنعت و دموکراسی ریشه می‌گرفت و نیز همان‌ها را موضوع مطالعه خود قرار داده بود. این گزاره در مورد سن سیمون و نیز توکویل یا مارکس هم مصداق پیدا می‌کند. اما دکترین‌های سوسیالیستی نیز در نیمه نخست قرن نوزدهم بازمانده‌های میراث دوگانه انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه بودند. انقلاب صنعتی که با سرمایه‌داری لیبرال پیوند داشت، به‌نظر می‌رسید می‌خواهد فعالیت عمده زمانه ما را از هرگونه سازماندهی آگاهانه دور نگه دارد. انقلاب فرانسه در خود تناقضی داشت: به نام برابری حقوقی افراد، ادعای حذف امتیازات موروثی و انتقال خصوصیات ــ‌در مفهوم انسان‌های متشخص یا نجیب زاده‌ــ را داشت، اما اکثریت شهروندان را زیر یوغ فقر، الزامات تولید و تمایز به لحاظ شأن و مقام می‌برد و تنها به لطف ایدئولوژی ها ــ‌از داروینیسم اجتماعی گرفته تا شایسته‌سالاری‌ــ است که این اشکال بازسازی شده با نابرابری هایی که قرون متمادی وجود داشته، اشتباه گرفته نمی‌شوند.

بنابراین، جامعه‌شناسی به عنوان دانش جامعه مدرن، به امر اجتماعی می‌پردازد که از مفاهیم سنتی امر سیاسی و امر اقتصادی متمایز است. به همین شکل، سوسیالیسم که دکترینی برای عمل است، می‌کوشد بر تناقض میان برابری سیاسی و نابرابری‌های اقتصادی از طریق انجام اصلاحات در ساخت جامعه فائق آید. در فرهنگ لیتره[2] این‌گونه آمده است که اصطلاح سوسیالیسم نشان‌گر نظام‌هایی است که ورای اصلاحات سیاسی، یک برنامه اصلاحات اجتماعی ارائه می‌دهد. در این مقوله از کمونیسم، تعاون، سن‌سیمونیسم، فوریریسم نام برده می‌شود؛ اما از مارکسیسم سخنی در میان نیست. بنابر آنچه در فرهنگ لیتره آمده است، امر اجتماعی در تقابل با امر سیاسی قرار دارد، شرایطی است که در آن صرف نظر از اشکال حکومتی، با توسعه و پیشرفت فکری، معنوی و مادی توده‌های مردم سروکار داریم.

دورکیم‌های نسل دوم مانند مارسل موس، فرانسوا سیمیان[3]، و موریس هالبواکس[4] در مجموع به این ایده وفادارند. آنان احتمالاً سوسیالیسم را بر اساس سنت سن‌سیمونی و نه از طریق نوع مالکیت بلکه از حیث سازماندهی و کنترل دولتی قدرت اقتصادی تعریف می‌کردند. مارسل موس می‌نویسد دورکیم شدیداً با هر نوع جنگ طبقاتی و جنگ بین کشورها مخالف بود، او تنها خواهان تغییر به نفع کل جامعه و نه بخشی از آن بود، هر چند آن بخش پرشمار و قدرتمند باشد. . . حتی طی جنگ او از جمله کسانی بود که هیچ امیدی به سازماندهی کارگران در سطح بین‌المللی نداشت. موس تقابلی را که سوسیالیسم انقلابی میان جوامع سرمایه‌داری و جوامع اشتراکی قائل بود، اشتباه و دیالکتیکی می‌دانست و آن را نشانه نوعی خردگرایی افراطی فرض می‌کرد. او همچنین وجود هرگونه تقابل رادیکال میان اصلاح و انقلاب را نیز رد می‌کرد؛ از نظر او، اصلاح حق ارث، برای مثال، بازگشت سرمایه‌های به ارث رسیده شصت سال پس از مرگ مالک آن‌ها به دولت، «انقلابی کوچک» محسوب می‌شد. او نتیجه می گرفت: «از دیدگاه کسانی که معتقدند انقلابی وجود ندارد که قادر به زیر و رو کردن جامعه باشد، و ایده دگرگونی کامل جامعه ایده غلطی است، انقلاب چیزی جز یک مجموعه اصلاحات کمابیش رادیکال نیست.»

این جامعه‌شناسان سوسیالیست که هم‌زمان مخالف خشونت و نبرد طبقاتی بودند، و بیشتر بر اجماع و نه ثمربخشی یا سرنوشت‌ساز بودن منازعات تأکید می‌کردند، دموکرات‌هایی خوب باقی‌ماندند و احتمالاً به دلیل نبود مخاطبانی معتبر نیازی به ادامه گفت‌وگو با مارکسیست‌ها احساس نمی‌کردند. در فردای جنگ جهانی اول و در حال‌و‌هوای آن زمان، دوست لوسین هر[5] و ژورس از شوراها به عنوان نهادهایی صحبت می‌کرد که توسط جامعه و ملتی بنا شده بودند که هیچ اطلاعی از این نداشت که شهروند کیست، دموکراسی چیست و حتی قانون چیست.

 

 

1. oliganthropie

1. Litree

2. Francois Simiand (1873-1935) ؛ جامعه‌شناس، مورخ و اقتصاددان فرانسوی و یکی از بنیان‌گذاران مکتب جامعه‌شناسی فرانسه.

3. Maurice Halbwachs (1877-1945) ؛ جامعه‌شناس فرانسوی پیرو دورکهایم که در اردوگاه مرگ نازی‌ها، بوخن والد، به هلاکت رسید.

1. Lucien Herr (1864-1926) ؛ روشنفکر فرانسوی که مسئولیت کتابخانه اکول نرمال سوپریور را بر عهده داشت و ضمن اینکه مرشد افرادی مانند ژان ژورس و شارل پگی به شمار می‌آمد، در قضیه دریفوس نقش عمده‌ای ایفا کرد.

 

دوست و همکار گرامی


چنانکه از ​فعالیت های داوطلبانه کانون ​«انسان شناسی و فرهنگ» و ​مطالب منتشر شده​ در سایت آن​ ​بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات ​و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766


شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66


شماره کارت: 7634-4916-3372-6104


به نام آقای رضا رجبی