سرآغاز

رقابت های هنری در بازی های المپیک مدرن: بازنگری مسئله مرز بین هنر و ورزش

وشیدا هیروشی/ ترجمه ميترا سرحدي
تمبر یادبود چینی المپیک لندن 2012

بررسی تاریخی دقیق رقابت های هنری ما را به سوی تجدید نظر در مفاهیمی که درباره هنر و ورزش مورد تایید عموم واقع شده هدایت خواهد کرد، و به دیدگاه تحلیلی در مورد تفاوت های اساسی و مرزهای بین هنر و ورزش شدت و حدت خواهد بخشید.

 آنهایی که لغو رقابت های هنری را پیگیری کردند طرفدار" جوان گرایی" همراه با آماتوریسم به عنوان ایده اصلی ورزش های المپیک بودند. محرز است که هنرمندان المپیک همیشه آنقدر جوان نبودند، و همچنین این حقیقت است که مسن ترین گیرنده مدال المپیک در تاریخ در رقابت های هنری برنده شده بود

 

  1. دوران اولیه:  " کوبرتن" و  ایده  سنتی المپیک

پیر دکوبرتن( 1863-1937)، که به عنوان ایجاد کننده بازی های المپیک مدرن بیشتر شناخته شده است، در پاریس در یک خانواده اشرافی به دنیا آمد.او بعد از کنار گذاشتن شغل نظامی اش، راهخود را در دنیای تحصیل یافت. از 1883 تا 1887، برای بازدید از انگلستان دیدن کرد، و در آنجا بود که شدیداً تحت تاثیر سطح پیشرفته ورزش آماتور قرار گرفت، و پس از بازگشت به پاریس، مجامع را به ورزش آماتور تشویق و سازماندهی کرد.

در نوامبر 1892، در جلسه یک سازمان ورزشی محلی در آمفی تاتر سوربن، او بنای دوباره بازی های المپیک باستانی در یونان را اعلام  و تایید رسمی  اعضای حاضر را که اکثراً از مردم سطح بالای جامعه فرانسه بودند، از آن خود کرد. این منشا " اشرافزدگی" بازی های المپیک مدرن ماهیت ناب آن را توضیح می دهد: اصطلاح " آماتوریسم". مکتب " آماتوریسم " در فرهنگ ورزش مدرن که منشا آن در جامعه اشرافی قرن 19 انگلستان است، برخلاف " کار" ، باید در زمان فراغت انجام شود، و به همین دلیل طبقه صاحب کارهای بدنی- که آنها را "حرفه ای" می نامیم- را از صحنه نجیب زادگان آماتور دور نگه  داشته است. 1

از دیدگاه کوبرتن، بازیکنان اصلی ورزش های آماتور باید دانشجویان کالج باشند. او به عنوان یک آموزش گر با شور و حرارت هماهنگی "جسم و روح" را، اغلب با الهام از ایده آل تعلیم و تربیتی یونان باستان دنبال کرد. در مقاله ای در مجله ورزشی(1891)، او از اینکه ورزشکاران " تمام حس زیبایی نویسندگان کلاسیک" را از دست داده اند اظهار تاسف می کند و پیشنهاد "رقابتی در ادبیات بین ورزشکاران" را می دهد تا ارتباط نزدیک بین " قدرت جسمانی و ذهن" حفظ شود2. بنابراین می توان گفت که وارد کردن هنرهای زیبا به رویدادهای ورزشی ، دقیقاً مانند همان پروژه بازی های المپیک مدرن بود که توسط ایده سنتی او برانگیخته شده و ادامه یافتهبود.

در می 1906، کوبرتن با جمع کردن اعضای کمیته بین المللی المپیک( IOC) در پاریس، یک " کنفرانس مشورتی در هنر و ادبیات" ترتیب داد. او در افتتاحیه این کنفرانس، سخنرانی با عنوان " پیوند با شکوه" کرد، و در آن بر نیاز " اتحاد دوباره  زوجی که برای مدتی طولانی از هم جدا شده اند- قدرت جسمانی و ذهن" تاکید، و توجه اعضا را به اینکه " به چه میزان و به چه شکلی هنر و ادبیات می توانند در جشن المپیادهای مدرن شرکت نمایند" جلب نمود. سپس او پیشنهاد " ا برنامه ریزی پنج رقابت در معماری، مجسمه سازی، نقاشی، موسیقی و ادبیات برای کارهای منتشر نشده ای که مستقیماً از ایده ورزش الهام گرفته اند وهر چهار سال یک بار به آنها جوایزی اعطا می شود " را داد3 . این پیشنهاد ، اگرچه تعجب برانگیز می رسید، متفقاً توسط حضار مورد تایید قرار گرفت، واقعیتی که نشان دهنده قوه ابتکار  کوبرتن بود 4.

این تصمیم کنفرانس 1906 پاریس، یعنی ورود پنج رقابت هنری به بازی های المپیک، تاثیری شگرف پس از بازنشستگی وحتی مرگ کوبرتن بر روی اعضای IOC و هر یک از کمیته های سازماندهی بازی های المپیک، خواهد داشت.

  1. ورود رقابت های هنری به بازی های المپیک مدرن

2-1. لندن 1908

درست بعد از لغو بازی های المپیک توسط کمیته سازماندهی ایتالیا به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از فوران ناگهانی کوه وزوو در 1906، IOC لندن را برای ادامه برنامه انتخاب کرد. خارق العاده بود که بازی های المپیک در لندن در چنین دوره آمادگی کوتاهی به موفقیت رسید. اما، درباره رقابت های هنری، نتیجه مثبت آن تنها ایجاد قوانین بود.

دستورالعمل بازی های 1908 رقابت های نقاشی، مجسمه سازی و معماری را در این دستور کار می نویسد، و با تعدیل ثبت شده های کنفرانس 1906 پاریس، موسیقی و ادبیا ت را حذف می نماید. گرایش به سوی هنرهای تجسمی که در اینجا آشکار است نشان می دهد که رقابت های هنری فقط می توانند به صورت "نمایشگاهی" درک شوند، نه " اجرایی" ، همان طور که رویدادها ی ورزشی معمولاً در نظر گرفته می شوند. موضوعات  رایج " کلاسیک" به  انواع نقاشی و مجسمه سازی، هردو، داده شدند، برای مثال، " نبرد یونان و آمازون" یا " پرتاب کنندگان دیسک". تنها یک برنده در هر رقابت مدال طلای المپیک را از آن خود خواهد کرد، و از این رو صاحب مدال نقره و برنز در کار نخواهد بود.

 

2-2. استکهلم 1912

اعضای کمیته هماهنگی سوئدی علیرغم پیشینه کنفرانس 1906 و دستورالعمل های 1908 کلاً با رقابت های هنری مخالف بودند. آنچه آنها را بیشتر از هر چیز دچار سردرگمی کرد مسئله داوری بود. از آنجایی که آکادمی سلطنتی استکهلم و سایر موسسات ادبی و هنری از قبول نقش داوری سرباز زدند، کمیته سازماندهی به IOC  اعلام کرد که چاره ای ندارند جز این که از رقابت های هنری صرف نظر کنند. مجمع هنری سوئد، که یکی از موسسات رد کننده بود، دیدگاه خود را مبنی بر اینکه یک رقابت هنری با موضوعات و خط مشی های ارائه شده ثمربخش نخواهد بود، زیرا یک کار هنری باید با شاخص "هنر به خاطر هنر" موردقضاوت قرار گیرد، علناً شرح داد.

اگرچه ریاست کمیته بین المللی المپیک، کوبرتن بالاخره در مجاب کردن کمیته سوئدی برای بازداشتن آنها از این کار موفق شد، می بایست خود بدون هرگونه همکاری محلی رقابت های هنری را در المپیک استکهلم هماهنگ نماید. او بیهوده سعی کرد یک ایده سنتی درباره هنر و ورزش را به شرح زیر به اطلاع ویکتور بلک، ناظر سوئدی برساند:

تنها یک تفاوت میان المپیادهای ما و رقابت های ساده ورزشی وجود دارد، و آن دقیقاً محتوای هنری است که در المپیادهای یونان باستان وجود داشت که درآنها نمایش های هنری به طور مساوی با نمایش های ورزشی پیش می رفت 5.

رقابت های هنری در استکهلم محکوم به شکست شد. تنها 35 هنرمند از تمام دنیا ثبت نام کردند، و هیچ نام سوئدی در میان آنها نبود. و یک بیهودگی دیگر: معلوم شد که صاحب مدال طلا در رقابت ادبیات، جرج هوراد و مارتین اسباخ- که مسلماً نام هایی آلمانی هستند- اسامی مستعاری هستند که کوبرتن مورد استفاده قرار می داد. چیزی که نامعقول است این است که پرزیدنت خود صاحب مدال خود شد!

2-3.آنتورپ1920

المپیک برلین به محض اینکه فقط در 1916 تعیین شد، به علت جنگ جهانی اول لغو، و رقابت های هنری بعدی در بازیهای المپیک در 1920 در آنتورپ برگزارگردید.

احتمالاً از این رو که تا آن موقع بازی های المپیک شروع به ارتباط با مسائل بین المللی   می کردند، بعضی از کشورها هرگز دعوت نامه ای به آنتورپ دریافت نکردند: آلمان و هم پیمانان دوران جنگش، و همین طور روسیه بلشویک جزئ این کشورها بودند، در حالی که روسیه تزاری  شرکت کرد 6.

بر خلاف واکنش منفی که در استکهلم ایجاد شده بود، کمیته سازماندهی بلژیک با توجه به احیای حیثت ملی خود پس از جنگ به عنوان" سرزمین هنر" ، از رقابت های هنری استقبال نمود. هفته نامه بلژیکی Ons Land از رقابت های هنری به عنوان یک دلیل موجه بازی های المپیک که در " سرزمین کلیساهای گوتیک، سرزمین روبنز..." برگزار شده، استفاده کرد 7.

در رقابت هنری 1920، هنرمندان بلژیکی 6 مدال بردند، که بیشتر از نصف تعداد کل آنها بود، و بدین ترتیب مردم بلژیک در ارتقا حیثیت " سرزمین هنر" موفق شدند. هنرمندان از 18 کشوردر رقابت ها شرکت کردند، که دو برابر شرکت کنندگان در آخرین المپیک استکهلم بود. جزئیات رقابت های هنری غنی شدند، و سه نوع مدال- طلا، نقره، و برنز- به طور کامل، برای اولین بار اهدا گردید. 8.

2-4. پاریس 1924

در اینجا المپیک 1924 پاریس باید به طور موجز مورد اشاره قرار گیرد. نکات با ارزش اینها هستند: 1193 هنرمند از 24 کشور در رقابت های هنری شرکت کردند:بسیار بیشتر از دو المپیک قبلی.علیرغم اینکه اتحاد شوروی رسماً از سوی کمیته سازماندهی فرانسوی به بازیهای المپیک دعوت نشده بود، تعدادی هنرمند از اتحاد شوروی به دلایل سیاسی کارهایشان را ارائه دادند. هنرمندان مشهور فرانسوی- پل کلودل، پل والری، و موریس دنیس، - هیئت داوری رقابت های هنری را سرپرستی می کردند، که باعث جلب اقبال عمومی از تمام دنیا شد. به خصوص، در رقابت های موسیقی، استعدادهای برجسته ای شامل استراوینسکی، هونگر،فوره و دالکروزبه داوران پیوستند. اما در آنجا هیچ برنده ای اعلام نشد، شاید به این دلیل که داوری ها بسیار سخت گیرانه  بود.

نتیجه ضعیفی که هیئت داوری مشهور در پاریس داشت اعضای IOC را وادار کرد که در روش داوری تجدید نظر کنند، و پس از آن، در 1926، آنها تصمیم گرفتند که یک هیئت داوری بین المللی برای رقابت های هنری از میان خود اعضا اختصاص دهند.

 

  1. 5. آمستردام 1928

بعد از این که کوبرتن از ریاست IOC بازنشسته شد، اولین بازی های المپیک در آمستردام، 1928، تحت اداره رئیس جدید هنری دو بایه لاتور (1925- 42) ، یک اشراف زاده بلژیکی برگزار شد. او در شور و نشاط رقابت های هنری صادقانه جانشین اشخاص قبلی شد، و کمیته سازماندهی هلند هم آنها را به عنوان بخش مهم بازی ها قلمداد می کرد.

در المپیک 1928، رقابت های هنری به طور فزاینده ای با تقسیم به پنج شاخه اصلی و اضافه شدن رقابت های جدید تکمیل شد: نقشه شهری به رقابت معماری اضافه شد؛ برجسته کاری و نشان ها به مجسمه سازی؛ ادبیات به سه قسمت ، دراماتیک، حماسی، و غنایی و عرفانی؛ و رقابت نقاشی هم به سه بخش ، طراحی، هنرهای گرافیکی، و نقاشی تقسیم شدند.

به خاطر گسترش رقابت ها، با در نظر گرفتن همه جوانب بیشتر از 1150 کار هنری داده، و کل مدال های المپیک در مقایسه با 1924دو برابر شد. آلمان، که بعد از شانزده سال غیبت به بازی های المیک برگشته بود، حداکثر تعداد شرکت کنندگان را به رقابت های هنری فرستادو 8 مدال از 29 مدال برده شده در آنجا را ار آن خود کرد.

در رقابت های هنری المپیک آمستردام، درباره طریقه نمایش کارهای برنده جایزه تغییرات اساسی رخ داد.

اولاً، نمایشگاه برندگان جایزه که در موزه شهرداری آمستردام برگزار شد با طبقه بندی بر اساس کشورها تنظیم شده بود، نه بر اساس نوع رقابت ها. در نتیجه، کارهای برنده آلمان یک اتاق مخصوص نمایشگاه را اشغال کرد. بعد از این که المپیاد تمام شد، " اتاق آلمان" به دوسلدورف منتقلو در آنجا با اقبال عمومی روبرو شد. چه بسا این امر علاقه مردم آلمان را به پیوند بین هنر و ورزش برانگیخت ، که زمینه ایجاد تعصب نسبت به هنردر رقابت های هنری شد، ودر المپیک برلین 1936 مشاهده گردید.

دوماً، نکته جدی تر این که، بیشتر کارهای هنری که برنده جایزه شده بودند بعد از ارائه به فروش می رسیدند. فرم ثبت نام که توسط کمیته سازماندهی هلند تنظیم شده بود دارای ستونی بود که می گفت: "  آیا شرکت کننده علاقمند به فروش کار است؟ " این به این معنی است که اجباری برای فروش کارهای ارائه داده شده شرکت کنندگان در کار نبود، اما، با وجود این، اکثر کارهای داده شده ،بعد از المپیاد با قیمت های استثنایی به فروش رسیدند. اعضای IOC این کار را به دلیل زیر پا گذاشتن باور آماتور بودن المپیک با جدیت مورد نکوهش قرار دادند، و پس از آن، قدم فراتر نهاده، فروش را ممنوع کردند وبرای  کپی رایت کارهای ارائه شده محدودیت قائل شدند. این کار به طرزی نا منتظره اختلاف ذاتی بین ورزش و هنر را معلوم کرد، که می توانست پیش بینی کننده گره ای سخت در رقابت های هنری المپیک در آینده ای نزدیک باشد.

 

 

2- 6. لوس آنجلس

المپیک لوس آنجلس 1932هم رقابت های هنری را ترتیب داد. علیرغم فاصله جغرافیایی زیاد با قاره اروپا، 1145 کار جمع آوری شد، که تقریباً با بازی های قبلی برابر بود. هم دولت آمریکا و هم کمیته سازماندهی آنها را با امتیازات مالی گمرکی و هزینه های حمل و نقل حمایت کردند. درباره نتیجه رقابت ها، چون جوایز " تقدیر" (بدون مدال) در هر رقابتی برقرار شد، تعداد کل برندگان جوایز افزایش یافت 9.

در حالی که بازی های لوس آنجلس در حال آمادگی بود، دو مورد به قوانین رقابت های هنری افزوده شد: " کارها باید در طی دوره المپیاد چهارم به اجرا در می آمدند{ از اول ژانویه 1928} ، و نباید در بازی های المپیاد چهارم در آمستردام نمایش داده می شدند.

این قانون جدید نشان می دهد که کمیته سازماندهی آمریکا و IOC متوجه شدند که چطور هنر و ورزش باید تفاوت اساسی داشته باشند، و با وجود این آنها از تلاش برای اتصال فاصله بین آنها صرفنظر نکردند.اما نتیجه این بود که رقابت های هنری تنها به اشکال  پذیرفته شده کلی رقابت های ورزشی تغییر کرد، و نه برعکس.

درست قبل از افتتاحیه بازی ها، آنها هنوز بر سر قانون دیگری مبنی بر اینکه شرکت کنندگان باید " هنرمندان زنده" باشند مجادله داشتند. نظر به این واقعیت که این قانون بالاخره در المپیک 1948 لندن پذیرفته خواهد شد، احتمال دارد که تا رقابت های هنری1932 حتی " هنرمندان درگذشته" نه فقط حق شرکت داشتند، شاید به طریقی شرکت کردند. از آنجایی که ارزش و کیفیت کار هنری به طور طبیعی بر اساس خود اثر فارغ از حضور فیزیکی خالق آن مورد قضاوت قرار می گیرد، ذات بازی های المپیک اقتضای " قهرنانان زنده" را دررقابت های هنری هم می کرد.

 

2- 7. برلین 1936

در همه جا معروف است که المپیک 1936 برلین از نظر سیاسی توسط آدلف هیتلر و دولت نازی مورد سوئ استفاده قرار گرفت؛ اما، این مورد بحث ما در اینجا نیست. در مورد رقابت های هنری، آنچه در 1936 بیشتر از همه قابل ملاحظه بود گسترش بسیار زیاد آن بود.

کمیته هنری آلمان، با رهبری یوزف گوبلز، وزیر آموزش همگانی و تبلیغات، ترتیبی داد تا قانون رسمی را به منظور گسترش شاخه های رقابت ها تغییر دهد.

در ابتدا، آنها تایید کردند که بخشی از هنر فیلم باید به نحو جدیدی ترتیب داده شود. به آسانی می توان حدس زد که این پیشنهاد در فیلم ورزشی پرطرفدار " المپیا" ساخته لنی ریفنشتال تاثیر داشته است. اما IOC و کوبرتن، که هنوز به عنوان رئیس افتخاری و بنیان گذار رقابت های هنری دارای مسئولیت بود، این پیشنهاد را رد کرد. همانطور که در نامه ای از  تئدور لوالد، رئیس کمیته سازماندهی آلمان، به او اشاره می شود، به نظر می رسد که برای کوبرتن عدد نشانه المپیک یعنی پنج - همان طور که در پنج حلقه یا مسابقات پنج گانه تصویر می شود- در رقابت های هنری هم  مهم بوده است.

متعاقباً، آلمان پیشنهاد کرد که بخش های طلا و نقره کاری و رقص به رقابت های هنری اضافه شود. IOC دوباره آن را رد کرد. در تقابل با سیاست غیر قابل انعطاف IOC برای حفظ پنج نوع سنتی ، آنها برنامه خود را برای گسترش زیر شاخه های هریک از پنج نوع تغییر دادند.

درنتیجه این زیرشاخه سازی، ترکیب های موسیقی- که تا آن زمان عملاً تنها یک رقابت واحد بوده است- اینک دارای سه رقابت بود: ترکیب های برای ارکستر، موسیقی ِ سازی، و آواز کر و سولو. علاقه شدید آلمانی ها به موسیقی همچنین در این امر واقع نشان داده شد که به کارهای برنده فقط جایزه اعطا نمی گردید، بلکه برای اولین بار در تاریخ رقابت های موسیقی المپیک در میان عموم به اجرا در می آمد. علاوه بر آن، 4 مدال از 6 مدال رقابت های موسیقی به هنرمندان آلمانی داده شد. در رقابت های مجسمه سازی هم،برای اولین بار، در کل سه رقابت به اجرا در آمد: نشان، نقش برجسته و مجسمه؛ و هنرمندان آلمانی در آنجا 2 مدال به دست آوردند.

در رقابت های هنری المپیک برلین، اگرچه مجموع کارهای عرضه شده، یعنی 810 عدد، از المپیاد قبلی کمتر بود، به دلیل گسترشی که در بالا اشاره شد، تعداد کل مدال ها و تقدیرهای ثبت شده افزایشی ناگهانی داشت.

پنج کشوری که در صدربرندگان تعداد کل مدال ها بودند عبارتند از آلمان( 12) ، ایتالیا(5) ، اطریش( 4) ، لهستان( 3) ، و ژاپن( 2) . کشورهایی که منظور شدند، چه به طور اتفاقی یا نه، سه کشور متحد و دو کشور همسایه بودند که آلمان در آینده ای نزدیک با آنها می پیوست. در مقابل آنها، هنرمندان آمریکایی فقط یک مدال نقره بردند( در برنامه ریزی شهری) ، در حالی که ورزشکاران آمریکایی در رقابت های ورزشی برنده 23 مدال شدند که بیشتر از آلمان(21) بود.

به سختی می توان قضاوت کرد که چنین نتیجه ای واقعاً به چه معنا بود، به خصوص که شاخص های رقابت های هنری از رقابت های ورزشی مبهم تر بودند. سپس، در المپیک 1948 لندن، کمیته سازماندهی مجبور شد که قانون عجیبی برای اصلاح این " تعصب ملی" در رقابت های هنری ارائه نماید، که در زیربه آن پرداخته خواهد شد.

2- 8. لندن 1948

بعد از این که دو المپیاد، تنها پس از برنامه ریزی، در طی جنگ جهانی دوم لغو شد، IOC لندن را برای اولین بازی های المپیک بعد از جنگ برگزید.

کمیته سازماندهی بریتانیایی از ابتدا به رقابت های هنری علاقه مند بود. این موضوع از مقاله ای با عنوان " جسم و روح" ، در بولتن رسمی IOC که توسط لرد ابردیر بریتانیایی، یکی از اعضای اصلی IOC و نماینده کمیته سازماندهی نوشته شده بود، قابل تشخیص است. در آنجا، احتمالاً با ابرازنگرانی از وقفه ای طولانی، نگارنده ایده و ارزش رقابت های هنری را مورد تایید مجدد قرار می دهد، و از دستاوردهای  تاریخی کوبرتن تقدیر می نماید. او اظهار می دارد" آرمان المپیک به خودی خود نمایانگر ترکیب این دو اصل است؛ پرورش جسمی قوی، که از طرفی با قوه فکری جوانمردانه، و از طرف دیگر، با عقیده به اصول زیبایی شناسی، به سوی فرهنگی که هم زیبا و هم پر از لطف و محبت است حمایت می  شود. ( . . . ) بازی های المپیک خود کاری هنری هستند 10. "

اگرچه کمیته سازماندهی بریتانیا رقابت های هنری را به منظور ادامه سنت پایه گذاری شده توسط کوبرتن برگزار کرد اما، در المپیک 1948 لندن این رقابت ها نسبت به رقابت های المپیادهای پیش از جنگ تغییراساسی کرد. و علاوه بر آن، این تغییرات همچنین توجیه کننده چرایی پایان رقابت های هنری با المپیک لندن است.

آنچه در ابتدا باید مورد توجه قرار گیرد این است که دو مورد به قوانین افزوده شدند. اولی همان طور که در فوق به آن اشاره شد، این است که شرکت کنندگان باید محدود به " هنرمندان زنده" بودند. دومی که موثرتر است، یک مورد مربوط به "تابعیت" است. بر اساس آن، همه کارهای نمایش داده شده در رقابت ها باید " قبلاً توسط کمیته المپیک کشوری که هنرمند ادعای تابعیت از آن را دارد تایید گردد" . و علاوه بر آن، و هم زمان با آن، محدودیتی در تعدا د کل کارهایی که هر کشور می توانست عرضه نماید اعمال شد. اگرچه هدف اولیه از این کار جلوگیری از " تعصب ملی" در مجموع کل مدال ها مانند آنچه در المپیک 1936 برلین اتفاق افتاد، بود، این محدودیت ملیتی به طور چشمگیری ماهیت و شرایط رقابت های هنری را تغییر می داد.

در زمان های پیشین، شرکت کنندگان در رقابت های هنری کارهای خود را مستقیماً به هر یک از کمیته های سازماندهی عرضه می کردند. در آن زمان، هنرمندان بدون تابعیت، و حتی هنرمندانی کشورهایی که رسماً در بازی های المپیک شرکت نکرده بودند، حق شرکت در آن را داشتند. اولین مورد هنرمندان تبعیدی روسیه سزاری در رقابت های 1920 ، و دومی هنرمندان روسی در 1924 است. اما اکنون، بعد از 1948، هنرمندان ملزم هستند که کارهای خود را به هر یک از کمیته های ملیالمپیک بر اساس ملیتشان ارائه نمایند، و سپس هر یک از کمیته های ملی کارهای ارائه شده را بعد از طبقه بندی و مرتب کردن تعداد کل آنها در هر موضوعبه کمیته های سازماندهی بفرستند.

در نتیجه این سیستم جدید شرکت کردن، کارهای ارائه شده به رقابت های هنری بیشتر از هر زمان از نعمت خصیصه های " ملی" برخوردار شدند. در اعلانی در بولتن IOC چنین خوانده می شد:" تنها موضوعات ملی یا بومی یک کشور دعوت شده در جشن بازی ها واجد شرایط هستند. " 11 قانون اولیه و ساده رقابت های اول در 1912- " کارهای هنری مبتنی بر ایده ورزش یا مربوط به آن"  - دیگر کافی نبود.

بر همین اساس، در رقابت های هنری 1948 المپیک لندن، بیشتر کارهای برنده شده ، به خصوص در رقابت های هنرهای تجسمی دارای موضوعات " ملی" یا " محلی" بودند. " نژاد گورخر" توسط والتر باتیس ( آفریقای جنوبی) " دویدن" توسط Hsiao Nan Chen( چین) نمایانگر نمونه های بارز آن هستند ( هردو در نقاشی مورد تقدیر قرار گرفتند) . در حالی که داوری و طبقه بندی بسیار سخت می شد، بعضی از کشورها به طور مساوی به مدال های المپیک دست یافتند. یک امتیاز مساوی چهارگانه در مقام اولی بین بریتانیا، ایتالیا، اطریش و فنلاند هریک با چهار مدال وجود داشت، و هیچ کشوری مانند آلمان در برلین 1936 شایان توجه نشد.

در اولین نگاه، کمی عجیب به نظر می رسد که چنین قانون " ملی" در رقابت های هنری المپیک تا دوره بعد از جنگ جهانی دوم وارد نشد، اما باید توجه داشت که سیستم بین المللی در عصر بعد از جنگ بیشتر از هر زمان شدیداً درحال جدیتر کردن واحد " کشور" بوده است.

بنابراین کارهای هنری عرضه شده در المپیک لندن عموماً خصوصیات " نمایشگر ملی" را کسب کردند، و، در نتیجه، رقابت های هنری شبیه یک نماد دوستی بین المللی شد، که بسیار دور از رقابت های واقعی و جدی هم تراز با ورزش های قهرمانی بود. بسیار طبیعی بود که تاریخ رقابت های هنری با این المپیاد لندن پایان یابد.

3. جلوگیری از رقابت های هنری.

در اجلاس 1948 لندن بود که IOC برای اولین بار بحث جلوگیری از رقابت های هنری را پیش کشید. جدی ترین مورد مسئله آماتوری بود، که اغلب در آنجا نقض شده بود. بدترین چیز این بود که آنها پی بردند که کمیته ملی المپیک ایتالیا برای رقابت های محلی خود جایزه نقدی اعطا کرده بوده،  و این کار به منظور انتخاب کارها برای ارسال به لندن انجام گرفته بوده است.

سال بعد، 1949، اجلاس IOC در رم برگزار شد. اگرچه فقط بخشی از اعضای IOC در آنجا حاضر بودند، اجلاس به طور ناعادلانه ای رای داد که المپیاد بعدی، که در 1952 در هلسینکی تعیین شده بود، گزینه" نمایشگاه های هنری" را به جای " رقابت های هنری" اتخاذ نماید. تغییر جهت از "رقابت" به سوی " نمایشگاه" به این معنی بود که دیگر به رقابت های هنری مانند رقابت های رسمی تحت نظارت IOC مدال المپیک داده نمی شد. براساس گزارش اجلاس رم، نکات اصلی به شرح زیر بودند:  (1) به راستی باید مشارکتی بین هنر و ورزش شکل بگیرد، اما این وظیفه IOC و بازی های المپیک نیست؛ ( 2) از آنجایی که شرکت کنندگان در رقابت های هنری همگی عملاً حرفه ا ی هستند، مدال های المپیک نبایستی به آنها داده شود. این رویداد باید در قالب یک " نمایشگاه" باشد.

بر سر حقانیت تصمیم سلبی رم، IOC فوراً به دو گروه مخالف تقسیم شد: در یک طرف، آنهایی بودند که به نمایندگی رئیس جدید Johannes Sigfrid Edstorm ) سوئد( واولین معاونAvery Brundage ( امریکا) بر تصمیم رم پافشاری کردند؛ در طرف دیگر، آنهایی بودند که از ادامه رقابت های هنری، و نه "نمایشگاه" ، حمایت کردند که توسط Ferenc Mezo، شاعرمجارستانی، و Alex Walter Diggelmann( سوئیس) ،که هر دو از مدالیست های رقابت های هنری المپیک قبلی بودند،  هماهنگ می شدند .

درست در میان یک مجادله مغشوش، کمیته هماهنگ کننده فنلاندی بالاخره نتوانست کاری جز کنار گذاشتن هماهنگی رقابت های هنری کندو پس از آن المپیک 1952 هلسینکی " نمایشگاه" کارهای هنری را، به جای " رقابت" ترتیب داد.

مجادله خشن بالاخره در همان سال زمانی که Brundage به ریاست جدید IOC انتخاب شد، روی داد. او به عنوان یک نظریه پرداز آماتوریسم، ابتکار عمل را دراقدامات منفی بر علیه رقابت های هنری حفظ کرده بود. او در جولای 1953، بخشنامه ای را به اعضای IOC ارسال کرد، ودر آن به طور کاملی مشکلات رقابت های هنری را شرح داد.

علاوه بر نقض آماتور بودن، هزینه و سختی زیاد، و بی تفاوتی عموم مردم، Brundage دلایلی را  برای ملغا کردن رقابت های هنری از جمله فقدان عدالت در داوری و سنین بالای هنرمندان یاد آور شد. در مورد اول، او به شرح زیر توضیح می دهد: " حتی اگر رقابت( معماری) محدود به ساختمان ورزش باشد، شما  چطور می توانید طراحی یک استادیوم را با یک کلوپ ورزشی مربوط به پایتخت یا یک آشیانه قایق یا یک استخر مقایسه نمایید؟ ( . . . ) در موسیقی آهنگ ها، کرها؛ ترکیباتی برای یک یا تعدادی ساز، اپرا، کارهای ارکستری، و غیره وجود دارند. چگونه کسی می تواند آهنگ های فولکلور را با سمفونی ها مقایسه نماید؟  چگونه کسی می تواند موسیقی شرقی یا عربی را با موسیقی غربی، یا راستش را بخواهید نی انبان را با ویولون مقایسه کند؟ " همین طور در مورد دوم، او به شدت اعتقاد داشت که آماتور بودن در فرهنگ ورزش باید با جوانی رابطه نزدیک داشته باشد. در حالی که تنها تا سن 35 سالگی می توان تمرینات ورزشی انجام داد، بیشتر برندگان در رقابت های هنری کاملاً بالای میان سالی بودند، و هنرمندان مسن معمولاً به طور  رسمی حرفه ای بودند. یک بار Brundage پیشنهاد کرد که " رقابت های هنری ( باید) محدود به دانشجویان باشد و/ یا ( باید) محدوده سنی تعیین شود تا هنر در میان نسل جوان تر مورد حمایت قرار گیرد، " اما اکنون او این را هم با این نتیجه گیری که" این امر احتمالاً(فقط) کیفیت کارهای شرکت کننده را پایین می آورد" لغو می کند. پس از آن  Brundage این طور به مسئله می پردازد که رقابت های هنری با ایده بازی های المپیک به طور مضاعف مغایرت دارد.

در آخر، اجلاس IOC  در آتن، د رآوریل 1954، تایید کرد که( 1) هر کمیته سازماندهی موجود باید یه جای " رقابت" ، یک "نمایشگاه" هنری ترتیب دهد، ( 2) این ( نمایشگاه) باید زیر نظر کمیته سازماندهی و مستقل از IOC  برگزار گردد، و ( 3) (نمایشگاه) اساساً هنر کشوری را که المپیاد در آن برگزار می شود باز می نمایاند، و این به عنوان یک رقابت بین المللی نخواهد بود.

این تصمیم خیلی زود در نظامنامه المپیک انعکاس یافت. درآنجا یک تبصره به آن اضافه شد: "کمیته سازماندهی نمایش یا نمایشگاهی از هنر ( معماری، موسیقی، ادبیات، نقاشی، مجسمه سازی، گرد آوری تمبرهای ورزرشی و عکاسی) ترتیب خواهد داد. ( . . . ) برنامه همچنین باید شامل باله، اجراهای تئاتر، اپرا یا کنسرت های سمفونی باشد. "( تبصره 31) 12

این تبصره منجر به قانون " برنامه فرهنگی" که در نظامنامه المپیک امروزه مقرر شده گردید: " OCOG (کمیته سازماندهی بازی های المپیک) برنامه ای از رویدادهای فرهنگی ترتیب خواهد داد که باید حداقل شامل کل دوره ای که دهکده المپیک باز است، شود. این برنامه برای تایید اولیه به هیئت اجرایی IOC عرضه خواهد شد. " 13در اینجا به سختی می توان ردی از رقابت های هنری که روزی جداً هنرمندان المپیک از سرتاسر جهان درآن شرکت می کردند، پیدا کرد.

 

4. نتیجه گیری

این درست است که رقابت های هنری را می توان گل های بی ثمری در تاریخ بازی های المپیک مدرن نامید که با توهم- نه ایدئولوژی- ایده کلاسیسیستیک پیوند جسم و ذهن تغذیه می شدند. و به سختی می توان باور کرد که آنها هیچ گونه تاثیرمثبتی نه روی هنرهای زیبا و هنرمندانو نه البته روی ورزشکاران المپیک داشتند. اما، همان طور که این مقاله نشان دادهاست، بررسی تاریخی دقیق رقابت های هنری ما را به سوی تجدید نظر در مفاهیمی که درباره هنر و ورزش مورد تایید عموم واقع شده هدایت خواهد کرد، و به دیدگاه تحلیلی در مورد تفاوت های اساسی و مرزهای بین هنر و ورزش شدت و حدت خواهد بخشید.

همان طور که مشاهده کرده ایم، آنهایی که لغو رقابت های هنری را پیگیری کردند طرفدار" جوان گرایی" همراه با آماتوریسم به عنوان ایده اصلی ورزش های المپیک بودند. محرز است که هنرمندان المپیک همیشه آنقدر جوان نبودند، و همچنین این حقیقت است که مسن ترین گیرنده مدال المپیک در تاریخ در رقابت های هنری برنده شده بود: جان کاپلی، در سن 73 سالگی، وقتی که برنده مدال نقره در 1948 در رقابت های حکاکی و قلم زنی شد. اما،  فوراً نمی توان بر اساس آن حقیقت، به این نتیجه رسید که رقابت هنری بسیار متفاوت ازرقابت  ورزشی است،  به خصوص با در نظر گرفتن این که دومین فرد مسن، Oscar Swah  سوئدی، که آخرین مدال خود را در سن 72 سالگی در 1920 گرفت، یک تیرانداز بود. می دانیم که  ورزشکاران نسبتاً مسن اغلب در رقابت های تیر اندازی، یا سوارکاری جوایزی دریافت کردند. پس آیا آنها باید از بازی های المپیک کنار گذاشته شوند؟ البته، ما می گوییم نه. بنابراین، تعریف ورزش هم درست مانند هنر، آزاد است. نمی توان یک ورزش را تنها با فاکتورهای قوانین سخت، داوری های ذهنی، جوان گرایی، یا آماتور بودن، و غیره، به طور کافی تعریف کرد، اگرچه بعضی از اعضای IOC اعتقاد داشتند که می توانند چنین کنند.

ما چه درباره هنر و چه درباره ورزش صحبت می کنیم، کلمات مشترکی را استفاده می نماییم. این به این معنی است که ما معمولاً حس می کنیم که آنها اساساً،  جدای از تفاوت ها و مغایرت های زیادشان، به عنوان نوعی فعالیت مشابه انسانی مشترکاتی دارند. پس، کی و کجا ما می توانیم نقطه اختلاف واقعی بین هنر و ورزش را تمیز دهیم.

 

یاداشت ها

  1. در تاریخ ورزش مدرن، الزامات آماتور بودن اولین بار در 1839 در "Henley Regatta " ،که یک مسابقه  قایق رانی بر رود تیمز بود، وارد شد. و شامل دو مسابقه مختلف بود: یک جام رقابت شهر برای قایقرانان، با جایزه ای 30 پوندی، و یک جام رقابت بزرگ برای نجیب زادگان آماتور، بدون جایزه.
  2. Stanton.  رقابت های هنری المپیک فراموش شده. Pp. 2- 3
  3. . op. cit.p. 11 Stanton.
  4. کوبرتن دومین رئیس IOC  بعد از دیمیتریوس ویکلاس ( 1894- 1896) ، تاجرو نویسنده ای یونانی بود( 1896- 1925) .
  5. Stantone. Op. cit.  22.
  6. دعوت نامه ها عرفاً توسط هریک از کمیته های سازماندهی کشور میزبان، و نه توسط IOC توزیع می شد.
  7.  Ons Land.  12 اکتبر1919. بسنجید با Stantone. Op. cit, p. 57.
  8. به دلیل کمبود مالی کمیته سازماندهی، فقط گزارشات ناقصی برای المپیک 1920 آنتورپ باقی می ماند. در رقابت های هنری، هیچ گزارش رسمی به جز نام برندگان جوایز وجود ندارد.
  9. یک نام ژاپنی، اگرچه نامعلوم، برای اولین بار در گزارش رقابت های هنری ظاهر شد: ایجیریو ناگا، که در رقابت تصاویر چاپی مورد تقدیر قرار گرفت.
  10. لرد ابردیر. " جسم و روح". در: بولتن رسمی IOC (آوریل 1947) .
  11. " هنرها و رقابت های موسیقی " در بولتن رسمی IOC( جولای 1947) .
  12. K. R. Goddy and G. L. Freeman- Harvey). Art and Sport. P. 14.
  13. منشور المپیک( گزارش اول  سپتامبر 2004) . فصل 5: " بازی های المپیک،" بخش 40: " برنامه فرهنگی" .

این مطلب در شماره 64-65 مجله اطلاعات حکمت و فلسفه آدر 1391 به انتشار رسیده است.
منابع

گزارش های رسمی بازی های المپیک گذشته شامل رقابت های هنری و منشورهای المپیک، اصلی ترین منابع مهم این مقاله، در فورمت pdf در سایتن زیر قابل دسترسی هستند: www.olympic-museum.de

Pierre de Coubertin. Olympische Erinnerungen. Edited by Carl Diem. 2nd edition. Frankfurt am Main: Limpert,1959.

Jean durry. “ Pierre de Coubertin” Sport and Aesthetics. “ in: Olympic Rewiew. No. 225( July, 1986) , pp. 390- 6.

Karen R. Goddy and Georgia L. Freedman- Harvey( eds) . Art and asport: Images to Herald the Olympic Games. Los Angeles: Amateur Athletic Foundation of Los Angeles, 1992.

Bernhard Kramer. “ Inn Search of the Lost Champions of the Olympic Art Contests. “ in: Journal of Olympic History. Vol. 12, No. 2( May, 2004) , pp. 29- 34.

Richard Stanton. The Forgotten Olympic Art Competitions: The Story of the Olympic Art 

Competitions of the 20th Century. Victoria, B. C. : Trafford, 2000.

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

پیوست: 
Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.