سرآغاز

مغرفی دو کتاب در زمینه اسطوره شناسی : اسطوره بیان نمادین؛ جهان معنوی ایرانی از آغاز تا اسلام

نسرين گلدوست
Ketab 12 Dey 91.jpg

اسماعیل پور، ابوالقاسم، 1387، اسطوره بیان نمادین، تهران، سروش.
کتاب «اسطوره، بیان نمادین، چنانکه از نامش پیداست به بحث در حیطه اسطوره‌ها و کشف زبان نمادین آنها می‌پردازد. کتاب شامل 10 گفتار می‌باشد. گفتار نخست کتاب با درآمدی در باب مفهوم اسطوره با عنوان (اسطوره چیست) آغاز می گردد با بیانی ساده به بیان ماهیت اسطوره می‌پردازد. بر شمردن مفاهیم نمادینی که غالباً در اساطیر با آنها مواجه می‌شویم مانند رنگ‌ها، اعداد، صورفلکی و ... شرح زمان‌ها و مکان‌ها تکرار شدنی در اسطوره‌ها، مقایسه اسطوره با دیگر شیوه های روایی که گاه نیز با اسطوره پهلو می‌زنند مانند حماسه ها، قصه‌های پریان و ... و سرانجام بررسی مختصر دیدگاه‌های اسطوره شناسی از آغاز تا امروز از مطالب این گفتار است. گفتار نخست کتاب در واقع مانند جمله معارفه کوتاه و جامعی ما بین اسطوره ها و خواننده برگزار می‌شود. نویسنده به خوبی از این امر آگاه است که صحبت پیرامون موضوع پیچیده و بحث برانگیزی چون اسطوره‌ها نیاز به روشن سازی مفاهیم اولیه گذری کوتاه بر تاریخچه موضوع در نهایت طرح مسئله دارد. به علاوه زبان کتاب زبانی ساده و روان است که ذهن مخاطب را در گیر کلمات بیگانه و واماندن درخوانش صحیح متن نکرده و فرصت دریافت اطلاعات را از وی نمی گیرد.
گفتار دوم به اسطوره های هند و ایرانی اختصاص یافته است. در این بخش نیز مانند گفتار گذشته درآمد و تاریخچه‌ای در مورد اقدام هند و ایرانی و محل سکونتشان ذکر شده است.
در واقع (تاریخ) حلقه گمشده بسیاری از کتب علوم انسانی است. جایی که خواننده کمبود توضیحات ابتدایی و ترسیم چشم انداز پیرامون موضوع مطرح شده را احساس می‌کند. اما دکتر اسماعیل پور در کتاب خود سعی در باز یافتن این حلقه کمشده داشته است. در این گفتار در مورد اسطوره‌های مشترک قوم هند و ایرانی سخن به میان آمده است. از جمله توصیف جالبی که در سرودهای کهنی از ورونه شده است ذکر گردیده.
«ورونه بازدنش را به حرکت در می‌آورد، گام بر می‌دارد، می‌راند، می نشیند، می‌خورد، می‌آشامد. خورشید چشم اوست را و با آن انسانها را می‌یابد. او در دست‌ها است، هزار چشم دارد. روایی زرین و جامه‌ایی درخشنده برتن دارد. گردونه اش چون خورشید می‌درخشد. و تو سزای نیکو افسار آن را می‌کشد. ورونه به هوا کرده‌های آدمیان نظارت دارد او شهریار جوان، سود قوانین طبیعت و آفریننده آسمان و زمین است... سومع را در صخره نهاده است. باد از نفسهای گرم اوست. ماه و ستارگان از اویند. او سرور روشنایی روزان و شبان است. آبها را به جریان می‌اندازد و رودها و اقیانوس‌ها زیر فرمان اویند. برابرها فرمان می‌راند و آسمان و هوا و زمین را نمناک می سازد. ورونه در همه جا حضور دارد او دانای مطلق است شاهد راستکاری و دروغگویی مردم است. هیچ موجودی از چشم آگاهی او پنهان نمی ماند. گناهکاران خشم او را بر ‌می‌انگیزند و بدون پاد افره نخواهند ماند.))(صفحه 81)
با مطالعه این سطور خواننده، اهمیت و جایگاه بی مانند ورونه در نزد قوم هند و ایرانی پی می‌برد جایگاهی که بعدها نزد هندیان تداوم یافت اما نزد ایرانیان، رنگ باخت. اقوام ایرانی خصوصیات بارز ورونه که از جمله مهم‌ترین آنرا فرمانروایی بود را به میترا انتقال دادند. و خدایان مشترک گذشته چون ایندره و ناسیرتر نزد ایرانیان به اهریمنان برابر اشاسپندان مبدل شدند. گفتار سوم به موضوعی می‌پردازد که همواره مورد توجه بوده است. اسطوره‌های آفرینش، نویسنده خاطر نشان می‌سازد که برای اسطوره آفرینش باید سراغ اساطرین و ریشه رفت. یعنی اساطیری که از ابتدای خلقت پدیده‌ها سخن می گویند. در این میان داستان جالبی که در نوروز نامه خیام در باب پیدایش می ذکر شده است بیان می‌شود. در نوروز نامه پیدایش می و انگور به مرفی افسانه‌ایی نسبت داده شده است.
اما در بین تمام پدیده‌ها و نحوه پیدایششانف کیهان جایگاهی بی نظیر دارد. در نزد تمامی اقوام چگونگی خلف کیهان که مبنای خلق مخلوقات بعدی نیز هست اهمیتی فراوان دارد. چرا که آفرینش کیهان به عنوان مبنایی برای آغاز نظم و سیر زندگی جهان مطرح می‌شود. در پایان این گفتار نحوه آفرینش در اساطیر ایران، عمو جهان، اولین انسان‌ها و گیاهان و جانداران معرفی می‌شوند.
همان‌طور که برای محقق و اسطوره شناسف اسطوره‌هایی بن و ریشه حائز اهمیت هستند برای هر ایرانی نیز نوروز و اسطوره‌هایش جایگاهی ویژه چون جایگاه ریشه برای حفظ حیات و بقای گیاه دارند. از این رو گفتار چهارم «نوروز» جلوه‌گاه اسطوره، آفرینش، نام گرفته است. اسطوره نوروز در واقع اسطوره آفرینش است. نوروز نه تزا در آیینها بلکه در اسطوره‌ها نیز به یک روز ختم نمی‌شود. از روزهایی پیش از آغاز اولین روز بهار رخ نموده و تا چندین هفته ادامه می‌یابد:
«بنابراین اسطوره‌ای 12 تن از یاران اهریمن در طول 12 ماه سرگرم بریدن و جویدن و براندازه‌ی 12 ستونی‌اند که جهان را نگه می دارند. در روزهای پیش از نوروز هنگامی که ستونها در شرف افتادن‌اند، یاران اهریمن به شادی اینکه کار پایان جهان انجام یافته است برای رقص و پایکوبی به زمین می آیند و چون باز می گردند می‌بینند که همه ستونها مرمت یافته است. (ص 104)
در خلال صحبت از این اسطوره‌ها، نمادهای اعداد مثلاً عدد 12 نیز قابل بررسی است. در ادامه آیینهای باستانی نوروز که تا امروز هم باقی مانده‌اند ذکر گردیده مانند: 7 سین(سینی معرب چینی)، سبزه سبز کردن و ...
در سطور گذشته از زوج میترا- ورونه صحبت شد. اما با توجه به اهمیت و جایگاه میترا فصل 5 مربوط به میترا در اساطیر هند و ایرانی،  است. به این علت که ریشه این ایزدان را باید در دوران مشترک هند و ایرانی جست. نویسنده ابتدا نقش میترا رورونه را در سرودهای و دایی بررسی می نماید و در نهایت میترا ورونه را در رأس خیابان می‌یابیم.
توصیف ویژگی های ظاهری میترا و صفات او در سرودهای گوناگون برای خواننده خالی از لطف نیست. اما برای بررسی نقش میترا نزد ایرانیان، بهترین منبع اوستا است. که در گفتار 6 نقش میترا در اوستا (گاهان، یشتها، یسنا و یسپرد، وندیداد و خرده اوستا) بررسی شده است. اما نکته جالب توجه در اینجا است که در گاهان که کهن‌ترین بخش اوستا و منصوب به شخص زرتشت است تنها یک بار واژه میترا آن هم به معنای پیمان و تعهد و نه به عنوان یک ایزد یاد شده است.
«آن مرد نیک تبار که صاحب خانه است باید هرکسی را که می یابد با احترام پذیرا شود» (صفحه 132)
به غیر از مهر، هوم و فروهر نیز درگاهان یاد نشده‌اند. در واقع زرتشت در پی دوری پیروان خود از آیینهای خونریزی و قربانی مخصوص مهر بوده است. گرچه در قسمتهای متأخر اوستا نام مهر بوده شده است. تا جایی که ذهن را به سمت زوج میترا و ورونا برده و زوج جدید میترا راهورا پدید می‌آید.
از منظری دیگر شاید اهمیت میترا که حامی عهد و پیمان است ناشی از اهمیت پیمان نزد ایرانیان بوده است تا جایی که ایزد حامی پیمان جایگاهی والا می‌یابد. آیا می‌توان این طور برداشت نمود که ایزد مهر جایگاه با ارزش خود را مدیون ماموریت خطیر خویش است؟
در ادامه و در گفتار هفتم توضیحی در باب « ایزد مهر در متون پهلوی» ذکر شده است. متون در 3 دوره اشکانی، مانوی و ساسانیان بررسی شده‌اند اما توضیحات مربوط به دوره ساسانی با توجه به مدارک مکتوب از این دوران مفصل‌تر و در دوره اشکانیان با توجه به کمبود مستندات به اختصار می‌باشد.
3 گفتار پایانی کتاب یعنی گفتار هشتم تا دهم نسبت به سایر فصول کتاب مختصر تر است و به اسطوره آپادا، نخستین انسان، هادینگوس حماسه ملی و اسطوره‌های گنوسی پرداخته است.
در اساطیر سومری، آپادا اولین انسان است. او در اسطوره های سایر ملل نیز حضور دارد اما نقش مهمی که در اسطوره‌های سومری به عنوان اولین انسان به او داده شده است را در میان سایر اقوام ندارد. پس از مقایسه آپادا با کیومرث که همتای ایرانی او به عنوان اولین انسان است سرگذشت آپادا بیان می‌شود. گذاره‌های کوتاه نویسنده از توضیحات اسطوره شناسانه به داستان‌های اساطیری علاوه بر روشن شدن موضوع، خواندن کتاب را هموار می‌سازد.
هادینگوس حماسه‌ای دانمارکی است که با پهلوانهای رستم قابل مقایسه است. در ادامه نیز شرح داستان هادینگوس دلیر و وقایع زندگی او می‌آید.
اسطوره های گنوسی (گنوس= عرفان و معرفت) آخرین گفتار کتاب است. گرچه عموماً باورهای گنوسی را مربوط به دوران صدر مسیحیت می‌دانند اما در واقع پیشینه اینگونه باورهای عرفانی به زمانی بس قبل تر بر می‌گردد.
به اعتقاد نویسنده کهن‌ترین جلوه این باورها در کتاب فوتیال نبی یافت می‌شود.
کتاب «اسطوره، بیان نمادین» با کتابنامه‌ای مشتعل بر منابع فارسی و لاتین به پایان می رسد. علاوه بر منابع لاتین، ذکر منابع معتبر فارسی در این حوزه نیز قطعاً راهگشای علاقه‌مندان و محققانی است که خواهان دریافت اطلاعات افزون در باب جهان پهناور و اسرار آمیز اسطوره ها می‌باشند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ویدن گرن، گئو، 1381، جهان معنوی ایرانی از آغاز تا اسلام، ترجمه محمود کندریف تهران، نشر میترا.
کتاب جهان معنوی ایرانی در یازده فصل به انضمام  یادداشت مترجم، پیشگفتار، کتابنامه و فهرست راهنما است.
پیشگفتار کتاب، مقدمه‌ای است برای معرفی اقوام ساکن در فلات ایران، ادوار تاریخی و حوادث مهم تاریخی مانند ظهور زرتشت و دگرگونی اوضاع سیاسی، فصل اول که بسیار کوتاه و حتی از پیشگفتار کتاب نیز کوتاه تر است به بررسی جهان بینی ایرانیان با توجه به بتون کهن برجای مانده می‌پردازد. نویسنده در جای جای کتاب، خواننده خود را به متون اوشنا ارجاع می دهد. ترجمه روشن اشعار اوستا به خواننده اسکان می دهد، پیش از توضیحات نویسنده، خود به ارزیابی افکار پیشینیان بپردازند و حتی گاهی از دیدن شباهت‌هایی بین افکار ایرانیان امروز با  گذشتگان شگفت زده گردند. درست مانند یافتن عکسی قدیمی در صندوقچه خانه پدری و شادی و حیرت توامان از دیدن شباهت چهره و حتی حالت لبخند عضوی از اعضای قدیم خانواده با خودمان!
فصل دوم در باب سرزمین‌ها و ملل است. ناگفته‌ پیداست که نوع تقسیم بندی مردمان اعصار کهن از دنیا بیانگر جهان بینی و دیدگاه آنان از عالم هستی و در نتیجه جایگاه خود در این عالم است. دیدگاهی که غالباً با مرکزیت (خود) و ترسناک و پیش بینی ناپذیر بودن (دیگری) به سرانجام می‌رسید. سپس موضوع (عالم کبیر) جهان هستی و مقایسه آن با (عالم صغیر) تن آدمی مطرح می‌شود و همان‌طور که ذکر شد شواهدی از بند هشن نیز ارائه می‌گردد. البته پیش از بیان مطلب در مورد عالم صغیر (انسان) و شباهتهای آن با عالم کبیر، چگونگی خلق کیهان که مقدمه‌ای بر خلق دیگر مخلوقات نیز هست بیان می‌شود. در ادامه ترتیب آفرینش موجودات (گیاهان، حیوانات و آدمیان) و سرانجام نخستین آدم و نخستین زوج ذکر می‌شوند. روایت بندهشن 10گونه از نخستین مردم را نام می‌برد، که همه از نسل کیومرث بودند.
با توجه به اهمیت آیین زروانی فصل نسبتاً مفصلی به تشریح این آیین اختصاص یافته است. البته نویسنده اذعان می دارد که آموزه های زروانی پراکنده‌اند، و یافتن روایات خالص زروانی تقریباً محال است. بنابر این شواهدی از بین کتب گوناگون در رد یا تایید زروانیان آورده شده است.
تقدیر گرایی و شک اندیشی نیز که پیامبر یاور زروانی است بررسی شده و مقدمه برزویه طبیب بر کتاب کلیله و دمنه آورده شده است. برزویه در زمان خسرو اول ( 579-531 م) می‌زیست. وی علاوه بر اینکه طبیبی حاذق بود در زمینه هند شناسی نیز معلومات خوبی داشت و ادیب نیز به شما می آمد. او مجموعه افسانه های کلیله و دمنه را از هندی ترجمه نمود.
بعدها ابن مقفع (وفات: 757 م) که زرتشتی بود این اثر را به عربی برگرداند. به هر روی مطالعه مقدمه برزویه که از نظر ادبی نیز زیبا هست، خواننده را به عمق برخی اندیشه‌های کهن ایرانی و تأثیرات آنها بر اندیشه اعصار بعدر رهنمون می‌شود. همان‌طور که نویسنده، خود پس از ذکر مقدمه برزویه شواهدی از تقدیر گرایی از ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و شاهنامه  فردوسی ذکر می کند.
در فصل پنجم 4 ایزد که همواره نزد ایرانیان اهمیتی خاص داشته‌اند یاد شده‌اند: اهورامزدا، مهر، وای و ناهید. به غیر از توضیحات کوتاه و مختصر نویسنده پیش از هر بخش این فصل، باقی مطالب اشعاری از هرمزدا پشت، فروردین پشت، مهر پشت، رام پشت و آبان پشت است. البته این نکته بر کسی پوشیده نیست که همواره برترین ایزد، اهورامزدا بوده است.
مهر نیز در واقع حافظ نظم اجتماعی و ضامن پیمانها است. شاید بتوان او را (رتبه) هنری دانست. در فارسی نو، مهر به معنی خورشید نیز می‌آید شاید از این جهت که ستارگان چشمان همواره بنیادی اویند و خورشید به تدریج مظهر مرئی او می گردد.
«مهر دارنده دشتهای پهناور را می‌ستاییم
که کلامش راستین است، که به رزمگاه تعلق دارد
آن هزار گوش، آن خوش پیکر
آن ده هزار چشم، آن بلند بالا
دارنده برج پهن، آن نیرومند
آنکه نخوابد، آن بیدار» (صفحه 107)
شاید برای خواننده جالب باشد که ایزد وای که زمانی در شرق ایران پرستش می‌شده در دوره‌ای پابه‌‌پای اهورامهر مورد احترام و توجه بوده است. تا جایی که به عنوان نمونه آرمانی جنگجویان آریایی مطرح می‌شود.
«او را نشود
تهمورث زیناوند، پوست پوشیده
بر سر زرین
از او خواست این بخشایش را: به من ده
ای وای مقتدر
که کاملاً پیروز شوم، بر دیوان و مردمان، ساحران، و پریان ...»(صفحه 115)
فصل ششم به نام زرتشت و توضیحاتی در باب شخصیت و آموزه‌های اوست. نویسنده در ابتدای این فصل بیان می‌دارد. «اگر از خویشتن بپرسیم که مطالب موثق برای دانسته‌های خود درباره زرتشت را در کجا می یابیم آن‌گاه پاسخ می‌تواند چنین باشند: در سروده های خود پیامبر یعنی گاهان» (صفحه 123)
به واقع شاید این مطلب صحیح باشد. چرا که گاهان حتی تبار و خانواده زرتشت را هم به ما معرفی می‌کند. نام بند و سرسخت‌ترین دشمن دین و معجزات پیامبر ذکر می‌شوند.
موعظه‌های زرتشت از گاهان، ادامه مطالب فصل 6 است.
شاید جذابترین موضوع در هر آیین و عقیده ای آن چه است که در فصل هفتم با عنوان فرجام شناسی ذکر شده و به بحث آخر الزمان و منجی آن پرداخته است. همان‌طور که از چنین موضوعی انتظار داریم فصل مربوط به آن حجم نسبتاً زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است. در یشت 19 نبرد پایانی وصف شده است. البته نام منجی در اینجا نمادین است چون (استوت ارته) راستی مجسم نام دارد. اشعار زامیاد یشت (یشت 19) راهگشای مطالب توضیح داده شده است.
«هنگامی که استوت ارته پدیدار گردد
از آب دریای کیانسر
پیک اهورامزدا، پسر ویسپو تئوریزی
گرز پیروزمند گرداننده، که فریدون دلیر داشت
به هنگامی که ضحاک بکشت...» (صفحه 156)
سرنوشت روان پس از مرگ به عنوان فرجام شناسی فردیی اوستایی مطرح می شود و از دئنا (خود –نفس) نام برده می‌شود. در پایان جهان با مکان‌های گوناگون و افراد مختلفی روبه‌رو می‌شویم یکی از این مکان‌ها پل چینود است که روان در گذشتگان از آن عبور می‌کنند. پلی که برای فرد گندکار از موباریکتر می‌شود و برای فرد پرهیزکار وسیع می‌گردد.
ذکر پایان جهان، همواره با پیشگوئیها و مکاشفاتی همراه است که وقایع مختلفی را برای آن ذکر می‌نمایند.
و هومن یسن (بهمن یسن) یکی از مهم‌ترین این پیشگوئیها و مکاشفات است. در بهمن یشت آخرین کارزارها به تفصیل وصف شده‌اند. اهمیت منجی در آخر الزمان از بدو تولد او، ذکر وقایع زمان تولدش و اتفاقات بعدی روشن می‌شود.
مکاشفات اردوایر از کتاب اردوایر از نامه، اطلاعات بیشتری در باب آخر الزمان از دیدگاه زرتشتی به خواننده ارائه می‌دهد. در زمان شاپور دوم ساسانی (379-303 م) مجمعی به ریاست آذرباد مهر اسپندان تشکیل شد تا حکم معینی در باب عبادات خاص مردمان جهت اطمینان خاطر مومنان دریافت کنند. 7 تن از بزرگان و پاک دینان انتخاب گشتند از بین آنها 3 تن و سرانجام یک تن یعنی ارداویر از جهت این مأموریت انتخاب گردید. وی پس از نوشیدن می و بنگ مکاشفه خود را آغاز نمود و پس از 7 روز رجعت کرده و به بیان مکاشفات خود و ثبت آنها توسط دبیری دانا پرداخت . مکاشفات اردوایر  از بیشتر جنبه تذکر فردی برای مومنان دارد چرا که او از مشاهده گناهکاران و نحوه عقوبت آنها و پرهیزکاران و پاداشهای آنرا صحبت می کند به نحوی که فرد عامی را تشویق به دوری از گناه و انجام خیرات می‌نماید. فصل هشتم به طور بسیار مختصر به سیاست دینی هخامنشیان، پارتیان و ساسانیان می‌پردازد و از تساهل دینی هخامنشیان سخن می‌گوید.
همگام با هر دین و آینی اندیشه‌های عرفانی نیز رشد می‌نمایند و گروندگانی می‌یابند. عرفان ایرانی موضوع بحث فصل نهم کتاب است. سرود سریانی مروارید از اسناد توماس که به عصر پارتی مربوط می‌شود بیان شده است. توصیف جمشید و صفات او که احتمالاً به دورانی کهن‌تر از دوران زرتشتی برمی‌گردد پس از افسانه مروارید آمده است. حتی در یسن 32 بند 8 قضاوتی تحقیر آمیز از جمشید بیان شده چرا که وی باعث شد مردمان به خوردن گوشت گاو روی آورند. بنابراین او فردی گناهکار و متکبر معرفی می‌شود. اما شهرت و محبوبیت جمشید نزد ایرانیان انکار ناپذیر است. چرا که آنرا عصر او را عصری طلائی و سعادتمند می دانند.
«فردی که تعلق داشت
به جمشید شاه، رمه دارنده
دیر زمانی که بر 7 کشور شهریاری کرد
...
هنگام شهریاری او
نه سرما بود نه گرما
نه مرگ نه رشک ...» (یشت 5، صفحه 251-250)
«گناه جمشید: یسنا 32: 8: به دلیل این گناه جمشید پسر و یونگهان، نامه اراست که آرزو داشت مردمان را خشنود سازد که موجب شد از آن ماگاوان را بکشند.» (ص 253)
فصل دهم کتاب به پادشاهی اختصاص یافته است. پادشاهان از آن رو در ایران مهم هستند که هر یک نماد ایدئولوژی و تفکر خاصی به شمار می‌روند. و در پی آن نزد مردمان محبوب با منفور هستند. در هر عصر و دوره تاریخی با افسانه های شاهی رو به رو می‌شویم. افسانه هایی که نحوه به حکومت رسیدن شاه را خارق العاده و نماد آسیب ناپذیری شاه و در نتیجه سلاله او می‌دانند. این افسانه‌ها حتی تا عصر اسلامی و کتب بعد از اسلام نیز ادامه یافتند.
فرجامین پخش کتاب تاریخ دین زرتشتی نام دارد. که به غیر از مطالب گاهان، به مطالب ارداویر از نامه هم اشاره می‌شود. از نکات مثبت کتابنامه کتاب این است که منابع مربوط به هر بخش جداگانه ذکر شده تا خواننده در صورت لزوم به منابع مورد نیاز خود ارجاع داده شود. به علاوه فهرست اعلامی در انتهای کتاب ذکر شده که برای یافتن نامهای خاص مانند نام اشخاص و مکان ها بسیار مفید است.

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.