سرآغاز

هنر پیش از تاریخ: یک قرن تفسیر

ترجمه مهسا اکبری
( تصویر: گوزن ، غار لاسکو )

مفهوم هنر پیش از تاریخ چیست؟ مورد قبول واقع شدن رسمی این مفهوم به پایان قرن 19 باز می گردد. مدت زمانی طولانی، [هنر پیش از تاریخ] با نقاشی های شمال غرب اروپا ( به ویژه اسپانیا و شمال فرانسه)، در غارهای لاسکو(Lascaux )، آلتامیرا (Altamira) ، نیو (Niaux) و پش مرل (Pech-Merle) یکی دانسته می شد. در واقع، هنر صخره ای یک هنر جهانی است.

حدود 40000 تا 30000 سال است که در بسیاری از مناطق جهان (اروپا، استرالیا و آفریقای جنوبی) ظاهر شده است. سپس آن را در امریکا، بین سال های 20000 تا 10000 [پیش]می یابیم.
هنر صخره ای با یک درون مایه واحد عمیق مشخص شده است. در وهله اول پستانداران بزرگ- گاو میش ها، اسب ها، شیرها یا گوزن های نر در اروپا، آنتیلوپ ها (antilopes) [جانوری شبیه آهو] و گوزن سانان در آفریقای جنوبی، زرافه ها و تهی شاخان [پستانداران نشخوار کننده با شاخ های گود] در آفریقای شمالی- سپس آدم های ترانتروپ (théranthrope)- نیمی انسان و نیمی حیوان- (به عنوان مثال «جادوگر» غار سه برادر، آری اِژ (Ariège)) و صحنه های شکار. همچنین در تمام قاره ها، نقوش دست های چسبیده به دیواره ها  به صورت شگفت انگیزی یافت می شود. در طی بیش از یک قرن، نظریه هایی در پی یکدیگر مطرح شده است.

هنر برای هنر
نظریه هنر برای هنر در پایان قرن 19 برتری یافت. امیل کرتَیَک Emile Cartailhac (1921-1845)، کارشناس دوره پیش از تاریخ، به عنوان مثال، انسان پیش از تاریخ را مانند یک نوع مدعی زیبایی شناسی تصور می کند که در ورودی غارش با زیبایی های جهان تغذیه می شود و تمرین می کند که آنها را بازسازی کند. اما این نظر  روسویی  هرگز دوام نخواهد یافت. چرا رفتن به مکان های تاریک  و نا مناسب عمق غارها برای نشان دادن زیبایی های طبیعت؟ زیبایی احتمالاٌ دغدغه اول انسان پیش از تاریخ نبوده است. حتی اگر یک بعد زیبایی شناختی، در اجرا و خلق آثار هنری واقعی مطرح باشد.

یک هنر جادویی
یک فرضیه جدید، برگرفته از قوم نگاری در گرما گرم [دوران] پیشرفت و ترقی، در ابتدای قرن 20 مطرح شد: هنر یک بیان آیینی جادویی به منظور تسهیل شکار یا باروری و حاصلخیزی خواهد بود. برای سالومون رنش Salomon Reinach  (1932-1858) و هنری بگون  Henri Bégouën (1956-1863) هنر پیش از تاریخ بر «جادوی خوشایند» بنا شده است. نیاکان ما می پنداشتند که با طراحی بر دیواره ها، می توانند بر جهان واقعی نفوذ داشته باشند. بنابراین، آنها شکار را با جراحتی صوری برای اطمینان بیشتر از هلاکت آن در واقعیت، و ماده های باردار را برای اطمینان از داشتن توانایی هرروزه برای تهیه گوشت کافی، ترسیم می کردند. همین طور، «ونوس» (مجسمه مؤنث) پیش از تاریخ بانوان باردار را نشان می دهد. مسئله این است که مقدار بسیار اندکی از تصاویرحیوانات به صورت مجروح به چشم می خورند؛ تنها 10% هنر غارها. و حیوانات نشان داده شده، [حیواناتی] نیستند که اغلب بیشتر از بقیه شکارمی شده اند.

فرضیه ساختارگرایانه
در سال های 1970-1950، شناخته شده با ساختارگرایی، آندره لووروا-گوران André Leroi-Gourhan (1986-1911) و آنت لمینگ- امپرر  Annette Laming-Emperaire (1977-1917) معتقدند که در هنر غارها، حیوانات و نشانه ها طبق اصول مهم تقابلی سازمان دهی شده است که اندیشه اسطوره ای را می سازد: به عنوان مثال، دوگانه اسب-بیزون یا اسب-گاو نر بر پایه دین پیش از تاریخ است. اسب یک اصل مذکر، بیزون-گاو نر یک اصل مؤنث است. تمام غارهای مزین و تمام اشیای آراسته پیرامون این زوج سامان دهی شده اند. اما این تئوری تنها در مورد تعداد اندکی از غارها صدق می کند. همیشه جفتی مشابه آنچه که بر روی دیواره ها می بینیم، وجود ندارد و اغلب [به صورت] سه گانه ای مانند ترکیب اسب-بیزون-ماموت در غار روفینیاک (دوردونی (Dordogne)) می باشند. با این وجود، ساختارگرایی این مزیت را دارد که نشان می دهد که غارهای مزین سازماندهی شده اند و تصاویر بر حسب اتفاق بر روی دیواره ها قرار نگرفته اند.

تحلیل نمادین
فرضیه تحلیل نمادین، ارائه شده توسط دنیس ویلو  Denis Vialou، سعی دارد تلفیقی از همه تئوری ها ایجاد کند. این فرضیه پیشنهاد می دهد که تصاویر پیش از تاریخ به مثابه نمادهایی از مفاهیم قابل تغییر مطالعه شوند، اما مستقیماً تحت تأثیر موقعیت مکانی غار. فرضیه تحلیل نمادین، بعد از ایجاد یک «دستور زبان» مشترک، به منظور تلاش در ایجاد پیوند و رابطه بین قلمرو قبایل پیش از تاریخ و روشن کردن سازمان دهی های اجتماعی، سعی در تعیین میزان تنوع در بین محوطه ها دارد.

شمنیسم
شمنیسم یک تئوری قدیمی به تازگی احیا شده توسط دیوید لوئیس David Lewis-Williams ویلیام و ژان کلوت Jean Clottes است. این نظریه شمن را خالق اصلی هنر غارها می داند. تحت تأثیر برخی از مواد توهم زا، روح او دستخوش «اوهام» (visions) است که از مراحل متوالی عبور می کنند. نقاط درخشان، خطوط، شبکه ها، شکل های هندسی، تصاویر حیوانات به این مراحل متفاوت راه دارد. بدین ترتیب، برای نگارنده ها، طرح های حکاکی ها و نقاشی های صخره ای دوران پیش از تاریخ مطابق  اوهام شمن هاست. بنابراین در گذشته هنرمندان شمن هایی بودند که تنها آنچه را که در جریان رویاهایشان می دیدند بر روی دیواره ها نقاشی می کردند. تز شمنیسم موضوع  مباحث بسیار داغی میان طرفدران تحلیل اسطوره شناختی شده است.

تحلیل اسطوره شناختی
تحلیل اسطوره شناختی، بازگشتی پیشنهاد شده به اسطوره هاست. برخی از تصاویر، بیان شخصیت های اسطوره ایست. به همین ترتیب در استرالیا، آخرین بومی ها اشکال طراحی شده را با اجداد و نیاکانشان تفسیر می کنند مانند شخصیت های اسطوره ای دیده شده در زمان رویا (time dream). در آفریقای شمالی، شخصیت های ترانتروپ مِسَک (Messak)، در جنوب لیبی، در اسطوره های سکنه بومی یافت می شود. در پرگوسه (Pergouset)، درلو (Lot) مجموعه ای از طرح ها یک اسطوره منشأ را تداعی می کند. ( نگاه کنید قاب صفحه 27)

یک تفسیر کثرت گرایانه
تفاسیر لزوما نافی یکدیگر نیستند.  .تمام متخصصین می پذیرند که نقاشی ها و حکاکی های صخره ای در چارچوب اعتقادات و اعمال جادویی و دینی جای می گیرند. در این قالب و چارچوب، ما می توانیم بپذیریم که تصاویر ارائه شده، در مکان هایی مقدس (مانند غار ها) ترسیم شده اند یا انواع متفاوتی از آداب مذهبی (توتمی، پاگشایی، شکار، باروری) را به جا می آوردند. برخی تصاویر اساطیر را شرح می دهند، برخی در این آیین ها و مناسک مذهبی سهیم اند (جادویی، شمنی و غیره)، برخی دیگر می توانند یاد وقایع مهمی را گرامی بدارند.

Akbari_mhs@yahoo.com

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.