سرآغاز

رشد خانه های دوم روستایی در مازندران و پیامدهای آن (روستاهای واز، گزنه سرا و نوجمه)

امیر هاشمی مقدم
vila2.gif

اخیرا فرصتی دست داد تا برای چندمین بار، به روستاهای کوهستانی گزنه سرا (Gazne Sara) و نوجمه (Noojmeh) بروم. پیش از این، یکی دوبار به خانه دوستان در گزنه سرا رفته بودم. این بار اما مهمان یکی از خانه های روستای همجوار گزنه سرا، یعنی نوجمه بودم. نوشته پیش رو، یادداشتهایی است درباره خانه های دوم ساخته شده در این روستاها، و پیامدهای آنها به-ویژه بر محیط زیست منطقه که نگارنده از نزدیک بازدید کرده و نتایج بازدیدهایش را به شکل توصیفی شخص سوم ارائه نموده است.
برای رسیدن به این روستاها، ابتدا باید به چمستان (Chamestan) رفته، سپس مسیر روستای جوربند را در پیش گرفته و نرسیده به این روستا، جاده سربالایی سمت راست را در پیش بگیری تا به واز (Vaaz) برسی. اگر مازندرانی هم نباشید، احتمالاً نام چمستان به گوش تان رسیده است. نام این شهر کوچک که بیشتر به روستا می ماند، در آگهی های روزنامه ها به فراوانی دیده می شود «ویلای نوساز با همه امکانات، 30 میلیون تومان»، «زمین هزار متری در منطقه خوش آب و هوای چمستان، فقط 20 میلیون تومان»، «ویلا داخل شهرک در نزدیکی چمستان و پایتخت ساخلی ایران، 35 میلیون تومان» و... . همان قدر که نام بی مسمای «پایتخت ساحلی ایران» بلای جان محیط زیست و حتی فرهنگ شهرستان نور شده، تبلیغ زمین و ویلای ارزان قیمت هم بلای جان چمستان شده که اتفاقاً یکی از شهرهای شهرستان نور است. کافی است یک روز ضمیمه رایگان روزنامه همشهری را تهیه کرده و نگاهی به صفحات زمین و ویلای آن بیندازید. زمینهای کشاورزی ای که با هجوم پایتخت نشینان برای ساخت خانه دوم، بدون مجوز تبدیل به ویلا می شود؛ بگذریم از اینکه بسیاری از این ویلاها پس از یک یا دو سال، بر اساس شیوه ساخت و ساز معروف به «بساز و بفروش»، یا دیوارشان تَرَک بر می دارد یا سقف شان فرو می ریزد. اما به هرحال همین است که اکنون نخاله-های ساختمانی و زباله ها درون جنگلهای چمستان تخلیه می شود. جنگلهایی که در اثر تعرض انسانها، روز به روز دارند کوچک و کوچکتر می شود. گمان بیهوده ای است که بتوان از دست این تهاجم ها، به روستاها پناه برد. بسیاری از روستاهای مازندران اگر در پذیرش غریبه ها و نابودی محیط زیست شان گوی سبقت از شهرها نربوده باشند، بی تردید جا هم نمانده اند. برای نمونه در مسیر چمستان به گزنه سرا، ابتدا به روستای واز می رسی. روستایی که در حال تبدیل شدن به شهر است. روستایی که تا ده سال پیش، جمعیتش تقریباً یک دست بومی بود. اما اکنون زمینهایش متری دویست هزار تومان به بالا، به مسافرانی فروخته می شود که می خواهند در مازندران، خانه دومی برای خود دست و پا کرده باشند. همین است که روستای واز اکنون گسترش فیزیکی بسیاری به خود دیده است. البته در همه این روستاها، بخشی از خانه های دوم به بومیهای استان تعلق دارد که در بهار و تابستان، پنجشنبه و جمعه های خود را در آنها می گذرانند. منطقه مورد اشاره ما، عموماً ییلاق آملی ها است. البته آنها که در شهر آمل ساکنند، خود تا یکی دو دهه پیش در روستاها بودند. همانند ساکنان سایر شهرهای این استان. تقریباً می توان اینگونه دسته بندی نمود که آملی هایی که روستای آباء و اجدادی شان در مسیر آمل- چمستان قرار داشته، پس از سکونت در آمل، یک خانه ییلاقی در کوهستانهای چمستان (به ویژه همین مسیر واز به گزنه سرا) برای خود دست و پا کرده اند. مابقی آملی ها عمدتاً روستای سردسیری شان در مسیر جاده هراز قرار دارد. بنابراین گزینش روستای مقصد برای ساخت خانه دوم مازندرانیها، نسبت چندانی با حضور پدران شان در آن روستا ندارد. البته اکنون عمدتاً به طور فامیلی در یک روستا دیده می شوند. یعنی همین که در یکی دو دهه گذشته، یک نفر از یک خاندان یا فامیل، زمین یا خانه ای را در یکی از این روستاهای کوهستانی خریداری نموده، بقیه بستگان وی نیز ترجیح داده اند به آن روستا بروند و بنابراین اکنون برای یک غریبه ممکن است این سوءتفاهم پیش بیاید که این فامیلهای حاضر در روستا، به طور تاریخی در اینجا ساکنند. بخش چمستان و روستاهایش اگرچه در تقسیمات کشوری جزو شهرستان نور است، اما روستاهای کوهستانی آن عموماً در اختیار آملی ها است؛ البته به جز خانه های متعلق به غریبه های سایر استانها. خود نوری ها عموماً خانه های دوم شان را در مسیر کوهستانی نور به بلده و کجور که به جاده «آبشار آب پری» معروف است می سازند. دلیل ساخت خانه های دوم توسط مازندرانی ها، گرمای هوا و شرجی بودن آن در تابستانها است که گاهی فراتر از تحمل می نماید و همین است که حتی در فصل تابستان، برخی مازندرانیها هر شب به خانه های شان در روستاهای کوهستانی پناه برده و روزها برای انجام کارهای تجاری و اداری به شهر باز می گردند. چه در جاده آب پری، و چه در جاده گزنه سرا، اگر تا ده سال پیش عبور می کردید، بیشتر خانه ها دارای دیوارهای کاهگلی و سقف-های پوشیده شده با تکه های چوب بود که خود مازندرانی ها آنرا لت (Let) می نامند. این تکه های چوبی به گونه ای روی هم چیده می شد که آب را به سمت پایین هدایت می کرد. بر روی این چوبها، چندین قطعه سنگ می گذاشتند تا نیازی به میخ کوبی نباشد. اما اکنون مسابقه رنگ آمیزی است. سقفهای ایرانیتی با رنگهای عمدتاً زرد و قرمز. باید خیلی خوش شانس بود تا یکی از خانه های با سقف لت را دید. کم کم اوضاع دارد به سمتی پیش می-رود که اگر پنجره خانه ات را در روستا باز کنی، به جای دیدن منظره کوه یا جگل، انبوهی از خانه های دیگر که نام خود را ویلا نهاده اند می بینی. به هر ترتیب حدوداً ده کیلومتر از چمستان باید سربالایی رفت تا به روستای واز رسید. پارچه های رنگارنگ که فروش قطعه زمین یا یک دستگاه ویلا را تبلیغ می-کند، در گوشه گوشه روستا و مسیر خودروها دیده می شود. ویلاهایی که هیچ همخوانی ای با بافت روستا ندارند هم کم نیستند. نمونه اش ویلایی است که در آغاز ورود به روستا دیده می شود و متعلق به یک شهروند اصفهانی است که شاید در سال، مجموعاً دو هفته را هم در این ویلا سر نکند. اما به گفته اهالی، بسیار پیشرفته است و بسیاری از امکانات تأسیساتی آن قابل کنترل از اصفهان است. گویا برای این ویلا هزینه میلیاردی شده است. در کنار مناظر طبیعی این روستا که البته کم کم دارد پشت ویلاها دفن می شود، خنکی آب و هوای آن هم مایه جلب دیگران است. از واز که بگذری، دوباره وارد جاده ای سربالایی می شوی که از میان جنگلهای انبوه می گذرد. دست اندازی به جنگلهای این مسیر هم آغاز شده و برخی از بومیها تدریجاً دارند به شیوه های گوناگون به این جنگلها نیز نفوذ می کنند تا دیر یا زود، خانه و ویلاسازی به اینجاها هم کشیده شود. البته گاهی ادارات هم در این زمینه سهیم هستند. برای نمونه، در طول مسیر واز تا گزنه سرا، تیرهای بتونی چراغ برق به فاصله های 30- 20 متری از یکدیگر کاشته شده است. با توجه به طول این مسیر که حدود 25 کیلومتر است، بنابراین حدوداً یک هزار تیر کاشته شده که پس از پایان کار، مشخص شده که مجوز لازم را از اداره هایی چون منابع طبیعی دریافت نکرده بودند و بنابراین هرگز برق از این مسیر به روستاهای گزنه-سرا و نوجمه و... نرسید. بلکه، همچنان دارند از همان برقی که از سمت بلده برای شان آمده، استفاده می برند. بخشی از مسیر واز به گزنه سرا آسفالت است و بخشی خاکی. با توجه به گسترش زیرساختهای جاده ای، دیر یا زود بخش خاکی آن هم آسفالت می شود؛ به ویژه با پیگیری هایی که خود بومیها برای این کار دارند. هنگام عبور از این جاده، به ویژه زمانی که خلوت بوده و رفت و آمد خودروها کم باشد، می توان جانورانی همچون روباه، شغال و گراز که مازندرانی ها خی (Xi) می نامند نیز دید. ضمن آنکه بسیاری اوقات، بخشهای زیادی از این جاده را مه غلیظ در بر گرفته است. به هر ترتیب در فاصله حدوداً 35 کیلومتری چمستان، بالاخره سر و کله روستاهای گزنه سرا، واز و کنگر چال پیدا می شود. ابتدا به یک دو راهی می رسی که اگر سمت راست بروی، به روستای نوجمه و اگر سمت چپ بروی ابتدا به گزنه سرا و سپس به کنگرچال می رود. گزنه سرا و کنگرچال، هر دو نام خود را به واسطه زیادی گیاهانی چون گزنه و کنگر گرفته اند. گزنه گیاهی است که در بیشتر مناطق مازندران به وفور یافت می شود و اهالی هم به شدت از تماس آن با بدن شان پرهیز می کنند. چه اینکه یک تماس کوتاه با این گیاه می تواند خارش بسیار شدیدی در آن نقطه از بدن ایجاد کند. البته گیاه پخته شده گزنه مصرف خوراکی هم دارد. کنگر هم بوته ای خار است که در اوایل بهار که هنوز ترد است، آنرا می چینند تا پخته شده آنرا در ماست یا آش استفاده کنند. اما نوجمه بر اساس گفته اهالی، از ترکیب نوج و مه گرفته شده که یعنی مه غلیظ. این نام با توجه به مه غلیظی که بسیاری اوقات فضای روستا را پوشانده، دور از ذهن نیست. همچنین وجه تسمیه دیگر آنرا نو جامه، یعنی جامه و لباس نو می دانند. گزنه سرا در دو سوی دره ای بزرگ واقع شده است و بنابراین چشم-انداز چندانی به بیرون ندارد. اگرچه چشم اندازهای درونی خود گزنه سرا به اندازه کافی زیبا هست، اما از آنجا که روستای نوجمه چشم اندازهای بیشتری به یبرون دارد، قیمت زمین در نوجمه هم بیشتر از گزنه سرا است. نوجمه به صورت کوهپایه ای و رو به شمال است. با وجودی که با دریا فاصله بسیار دارد، اما اگر مه نباشد، می توان از ایوان خانه ها، دریا و شهرهای محمودآباد، نور و چمستان را دید. ارتفاع این روستاها از سطح دیا، بیش از 2700 (دوهزار و هفتصد) متر است. همین است که قله «سوردار» با بلندی دو هزار متر نیز که قله معروف شهرستان نور است و چراغانی دکلهای مخابراتی روی قله، شبها از دور پیداست، پایین تر دیده می شود. کوچه های روستاها همگی خاکی، باریک و دارای شیب تند است. این روستاها بر خلاف واز، سکنه دائمی ندارند و در زمستان خالی از انسان اند. چه اینکه ارتفاع برف در زمستان به بیش از یک متر می رسد و حتی گاهی سنگینی برف، سقف خانه ها را فرو می ریزد. در تابستان هم روزها هوای معتدل و شبها سرد دارد. به گونه ای که حتماً باید درب اتاقها را شب هنگام بست و برای خواب، یکی دو پتو روی خود کشید. بسیاری از افراد سالخورده، تابستان و بخشی از بهار و پاییز را در این روستاها می گذرانند و سایر ایام سال را ترجیح می دهند در خانه های خود یا نزد فرزندان شان در شهرها باشند. در حالی که جوان ترها ترجیح می دهند تنها روزهای تعطیل پایان هفته را در روستا به سر برند. بیشتر خانه ها حتی هنگامی که کسی در آنها نیست، لامپی در ایوان یا حیاط روشن می گذارند. دزدی کابل برق در این روستاها هم دیده می شود و همین است که روستای نوجمه، دروازه ورودی دارد. گویا در دوره ای که دزدی زیاد شده بود، نگهبان گذاشته بودند و شبها دروازه بسته می شد. آب روستاها از چشمه های اطراف تهیه می شود. چشمه ها بسیارند و گاهی آب فراوان است. اما در روزهای تعطیل و پایان هفته که روستاها انباشته از سکنه می-شود، کمبود آب مشکل ساز می شود و گاهی کار به مشاجره هایی بین اهالی می کشد که یکی دوبار شخصاً شاهد بوده ام. بیشتر خانه ها دارای حوضی کوچک و سرپوشیده هستند که آنرا پر از آب می کنند تا در هنگام کمبود، از آن استفاده کنند. آب را از سرچشمه، درون لوله های پلاستیکی کلفتی می کنند تا به منبع آب روستا که مخزنی فلزی است برسد. سپس از آنجا لوله های بسیاری منشعب می-شود که عموماً روکار و بدون نظم، آب را به خانه ها می رساند. خانه های روستاهای کوهستانی در مازندران به طور سنتی دو طبقه ساخته می شد. طبقه پایین بیشتر به عنوان انبار هیزم و... مورد استفاده قرار می گرفت؛ اگرچه یک یا دو اتاق هم می-توانست داشته باشد که در زمانهایی که هوا بیش از اندازه سرد باشد، در آنها به سر می برند. طبقه بالا تعداد اتاق بیشتری دارد. در معماری سنتی، اتاقها کوچک و بدون راه ارتباطی با یکدیگر ساخته می شدند تا زودتر گرم شوند. بنابراین برای رفتن از یک اتاق به اتاق دیگر، باید از اتاق وارد ایوان شد و به اتاق دیگر رفت. ضمن آنکه ضخامت دیوارهای کاهگلی نیز نگهدارنده گرما بود. در خانه های ویلایی نوساز که توسط بومی ها ساخته می شود، بخشی از معماری سنتی حفظ شده است؛ یعنی خانه ها دو طبقه اند و طبقه پایین انبار و یک اتاق مسکونی دارد و طبقه بالا اتاقهای بیشتری دارد. البته در خانه های نوساز، اتاقها به یکدیگر، به هال و به آشپزخانه راه دارند. اما خانه های ویلایی که توسط غریبه ها ساخته می شود، نظم یکسانی نداشته و از الگوهای گوناگونی پیروی می کنند. بیشتر خانه های قدیمی در روستاهای کوهستانی مازندران، حیاط بسیار کوچکی داشتند که گاه با یک پرچین کوتاه و گاه بدون آن از خانه همسایه ها جدا می شد. بنابراین فاصله خانه ها تا یکدیگر بسیار کم بود. آن دسته از خانه های قدیمی ای که حیاط یا زمین بزرگ داشتند، اکنون توسط ورثه تکه تکه شده اند. در زمینهای اطراف روستا کمتر کشاورزی انجام می-شود. بلکه بیشتر برای چرای دام مورد استفاده قرار می گیرد. گاوها و گوسفندها را در زمستان به جلگه می برند تا در دامداری ها نگهداری کنند. اما به محض آب شدن برف و یخها، آنها را به کوه می آورند. گاوها عموماً رها می شوند تا خودشان به کوه رفته، در طول روز چرا کرده و شب هنگام باز گردند. اما گوسفندها همراه چوپان و سگ گله می روند تا از گزند دزد و جانوران درنده در امان باشند. برای گاوها در کوه، کلبه-های چوبی یا سنگی ای ساخته می شود که آنها را تلار (Telar) می-نامند. میانگین اندازه یک تلار، درازای 6-5 متر و پهنای 4-3 متر است. البته خیلی اوقات چرای دام در مراتع و جنگلها ممنوع است. اما دامداران کمتر به این قوانین توجه کرده و به شیوه خودشان مأموران را دور می زنند. حتی بسیاری از زمینهای منابع طبیعی نیز در اختیار افراد خصوصی قرار می-گیرد. برای نمونه، زمین چند هکتاری ای بر تپه ای که بالای نوجمه قرار دارد، توسط یکی از بومی ها تصرف شد. گویا چندین-بار اداره منابع طبیعی اقدام به تخریب سازه هایی که در آنجا درست شده بود نمود؛ اما هر بار کار ادامه پیدا کرد تا اینکه اکنون دور تا دور زمین حصار کشیده و یک ویلای بزرگ نیز در وسط آن ساخته است. بومیان معتقدند وی بدون هماهنگی با برخی مسئولین، نمی توانسته زمینی به این بزرگی را تصرف کند. این کار الگویی شده برای برخی از دیگر بومیان تا در زمینهایی که امکان می یابند، سازه درست کرده و آنرا تصرف نمایند. اگر از این تپه که در بالای روستا قرار دارد عبور کنی، به دشت نسبتاً همواری می رسی که در بهار سرسبز، و در تابستان نیز بخشهایی از آن سرسبز است. این بخشهای سرسبز در کنار چشمه هایی قرار گرفته اند که تعدادشان کم نیست. این چشمه ها پس از وصل شدن به یکدیگر، به صورت رودخانه ای کوچک از میان دره روستای گزنه سرا می گذرند. همین است که چنانچه قصد بالا رفتن و صعود داشته باشی، نیازی به همراه بردن آب نیست. چشمه های آب به فاصله های اندکی از هم دیده می شود؛ به شرط آنکه بلد راه باشی. اگر چندین بار این دشتهای نسبتاً هموار، دره های کم عمق و سراشیبی های نه چندان تند را پشت سر بگذاری، بالاخره به ارتفاعات منطقه می رسی. این ارتفاعات تقریباً مشرف است بر جاده ای که بلده را به هراز متصل می کند. «دیو سپید پای دربند»، قله دماوند نیز از این ارتفاعات به خوبی پیداست. دیدن این قله و صلابت آن خستگی را از تن کوهنوردان به در می کند. کوه گرگ با 3584 متر ارتفاع، در همین نزدیکی است و در بسیار اوقات از سال، پذیرای کوهنوردان است. اگر هوا آفتابی باشد، اشعه خورشید پوست را می سوزاند، اما به جز این مشکل، گرمای چندانی حس نمی کنی؛ چرا که معمولاً نسیم خنکی می وزد. اما اگر هوا ابری باشد، این نسیم خنک جای خود را به سوز سرما می دهد. فرقی نمی کند چه فصلی باشد. در ارتفاعات بیش از سه هزارمتری آنجا، سرما به دنبال بهانه ای می گردد تا در بدن رخنه کند؛ و چه بهانه ای بهتر از هوای ابری؟ چه در مسیر بالا رفتن، و چه در آن بالا، گلها و گیاهان متنوعی می-توان دید. به ویژه بوته های بسیار پهنی که گاهی چندین متر از سطح زمین را پوشانده اند، قابل توجه است. برگ این بوته ها دقیقاً همانند برگ سرو است، اما ارتفاع شان بیشتر از 30-20 سانتی متر نیست و رشدشان عرضی است. حتی در آن بالا هم گاوها را می توان دید که هر کدام در گوشه ای مشغول چریدن اند. شاید روزی انسانها جای این گاوها را گرفته و در اینجا هم خانه های دوم، سوم و چهارم بنا کنند.

امیر هاشمی مقدم، مدیر گروه و عضو هیئت علمی گروه میدیریت جهانگردی و هتلداری دانشگاه مازیار است.
 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.