سرآغاز

شکار شیر با تیر و کمان

محمد سعید محصصی
شکار شیر با تیر و کمان

شکار شیر با تیر و کمان، کارگردان، ژان روش، محصول 1965، مدت فیلم پخش شده: 76 دقیقه
 
 خلاصه: در یک روستا در کشور نیجر و به قول راوی فیلم «کشور هیچ جا» مردم برای حفاظت از دام های شان از حمله ی حیوانات درنده با تیر زهرآلوده به جنگ آنان می روند. تمام این جریان محور این فیلم بلند مستند است و از قِبل نمایش دقیق و همراه با جزییات این قضیه کارگردان قصد دارد روایت گر زندگی، ساخت های اجتماعی و فرهنگ و آیین های مردم این گوشه از جهان باشد.   به عنوان مقدمه باید بگویم که مستند مردم شناسی از جمله ژانرهای مهم سینمای مستند بوده و حتی می توان گفت که سینمای مستند جدی با این سینما متولد شده است یعنی فیلم های نانوک شمال و موانا اثر رابرت فلاهرتی. اما مانند خیلی از انواع این سینما در میان توده ی بینندگان تلویزیون مهجور افتاده است. با دیدن این فیلم ما حتی با یکی از پیشروان سینمای مستند مشاهده یی و سینما ــ وریته آشنا می شویم.
    دوربین ژان روش در این فیلم همه جا روی دست فیلم بردار است و به یادم نمی آید که از سه پایه استفاده شده باشد. این نکته سبب می شود که دوربین به آزادگی در همه جا گردش کند و بتواند در جزء جزء منظرهای زندگی اجتماعی بومیان ِ موضوع فیلم شرکت داشته باشد. اگر که به یاد داشته باشیم که در زمان ساخت فیلم ( دهه ی 60 میلادی ) دوربین های سبک وزن فیلم برداری 16 میلی متری، تازه داشتند به  میدان می آمدند و خبری از دوربین های کوچک ویدیویی امروزین نبود و دوربین های دیجیتالی پیشرفته ی کنونی تنها در خیال متصوَر بود؛ این کار ژان روش در سینمای مستند یک کار پیش روانه بود. و البته نباید از یاد ببریم که روش بیش از آن که یک فیلم ساز باشد، یک مردم شناس بود و یک اهل علم. به این ترتیب فیلم پر است از نماهای از قبل کادربندی نشده و حرکت های ناگهانی و پر از تکان. اما این خصیصه سبب شده که بتوان کم ترین حرکات این مردم بومی را شناسایی کرد. در باب اهمیت این قضیه باید دو نکته را توضیح بدهم:
       1 ــ در عالم واقع هیچ کس از «سوژه شدن» خوشش نمی آید و مستند ساز در هنگام نزدیک شدن به آدم های موضوع فیلم خود باید با احتیاط زیاد و از طرف دیگر با نوعی آزادی عمل برای خود که تزاحمی در روند زندگی این آدم ها رفتار کند. به این دلیل وجود دستگاه های فیلم برداری و صدابرداری ِ اغلب دست و پاگیر، می تواند به کارش لطمه بزند. 
        2 ــ امر مهم تر اما این است که نگاه ِ واقعاً سمج و گاه فضول! مستندساز نباید از آدم های سوژه شده به تمسخر و تبختر تعبیر شود. روشن تر بگویم کسانی مانند ژان روش که از ده ها کیلومتر دورتر از آفریقا به « کشور هیچ جا » می آیند به دلایل زیاد، که به تفاوت فرهنگ ها و برتری شگفت ِ سطح زندگی اجتماعی مردم اروپایی نسبت به آفریقاییان؛ ممکن است که نگاهی از بالا به این بومیان داشته باشند. این مقوله در بسیاری از فیلم های مردم شناسی، می تواند مشاهده شود.
     اما روش بنا را بر خودویژگی ِ زندگی این مردم گذاشته و تلاش زیادی کرده که با آن ها با احترام برخورد کند. این است که اصلاً فیلم از زبان یک آفریقایی روایت می شود و گویی برای بچه های آن سرزمین، داستــان زندگی خودشـان دارد گفتـه می شود. از سوی دیگر این بومیان هر کدام اسمی دارند و تنها آن و این بومی خوانده نمی شوند. این شخصیت دهی و منفرد سازی سبب می شود که این آدم ها به عنوان آدم هایی مثل خودمان بر پرده جان بگیرند؛ و از این رهگذر با این که بسیار ی از اعمال این مردم که از دید غریبه هایی مثل ما که می تواند حتی خنده دار به نظر آید، دارای معنی و منطق می شود. مثالی که در این باب باید بزنم اعمال بسیاری است که بومیان در هنگام استخراج زهر از گیاه مخصوص، آمادگی برای رفتن به شکار شیر، تله گذاری و کمین نشستن و تیراندازی به حیوانات و از جمله شیر، انجام می دهند و توضیحات راهگشایی است که راوی درباره ی منطق این اعمال ــ که بیان گر عقاید آنیمیستی بومیان است ــ می دهد. و اما مشاهده ی این اعمال به ویژه حرکات رقص گونه و در واقع داستان گویانه ای که بومیان در مراحل یادشده انجام می دهند، ما را به یاد چیزهایی می اندازد که درباره ی تاریخ هنرهای نمایشی و تئاتر و نیز آواز خوانی و موسیقی خوانده ایم و آن مطالب برای ما متجلی می شود. در کنار این امر استفاده ی زیاد فیلم ساز از موسیقی های زیبای بومی، به عنوان موسیقی متن، خود یکی از نشانه های این احترام به موضوع شناسایی و البته یکی دیگـر از راه هـای شناســایی مـردمی اســت که موضوع فیلم شده اند.
    یکی از خصیصه های مستند مردم شناسی که در این اثر بسیار مشهود است توجه ای است که روش به تقسیم کار میان اقشار گوناگون این مردم داشته است. این که وظایف چوپانان با شکارچیان قبیله فرق می کند و آن ها نباید در کار شکارچیان دخالت کنند و مسایلی مانند این ها. و اما این توجه علت اساسی ثبت دقیق همه ی اعمال بومیان است چه در زمان تهیه ی گیاه برای استخراج زهر و چه در هنگام تهیه ی پیکان سرِ تیر از آهن و نصب آن بر سر چوب ِ تیر و . . . و خلاصه همـه ی اعمـال دیگـر. در غـالب فیلم های مردم شناسی از جمله دیگر کارهای روش و یا آثار ورهرام و یا سعیـد منـافی ( مستند سـاز ایرانی مقیم اتریش ) ما شاهد صحنه های بسیاری هستیم که بی هر توضیحی در حاشیه ی صوتی فیلم، جزییات دقیق زندگی روزمره ی مردم ِ موضوع فیلم، بر پرده ثبت می شود. اما در این جا شاید به سبب روایت ــ گفتار متن ــ فیلم موفق می شود نقبی بزند نه تنها به تقسیم کار ــ سازمان اجتماعی مردم ِ مورد مطالعه و از جمله غیاب بسیاری از زنان در آیین ها و کارهای مربوط به شکار شیر و حتی دوری زنان از کارهایی  مانند آماده کردن زهر که به راحتی از آنان برمی آید ــ  بلکه هم چنین به اعتقادات مذهبی و آیین های این مردم. هر چند این اعتقادات از دید مای بیننده ی قرن بیست و یکمی، خرافی به نظر می آید، اما همین اعتقادات خرافی از جمله مثلاً بارها عذرخواهی از شیر در حال شکار شدن و این که اگر از او طلب بخشایش نکنند، روح شیر بعداً آن ها را دیوانه می کند؛ ما را به وجود زمینه های قدرت مند عقاید آنیمیستی در این مردم، واقف می کند. و اصلاً در یک فیلم چه گونه می شود از طریق مشاهده ی اعمال ـ فقط ــ پی به ریشه های این اعمال برد؟
       خلاصه این که سینمای مستند عرصه ای است که در آن بسیار کارها می شود کرد، اما برای منِ عاشق سینما دیدن این فیلم پس از بیش از 40 سال از زمان ساخته شدن آن؛ آن چه بیش از همه ارزش مند است این که ساخته شدن این گونه فیلم ها بود که امروز در برخی از  فیلم های مهم داستانی مشاهده می کنیم که  از اول تا آخر فیلم، دوربین لحظه ای روی سه پایه قرار نمی گیرد. دنیای سینما دنیای بده و بستان است و ...  

 

پرونده ی «ژان روش» در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/3203

 

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.