سرآغاز

فلسفه چیست؟ (فلسفه و زندگی عملی)

نایجل واربرتون ترجمه هدی بیات
Philosophy-of-CBT-Karnac-Cover_thumb.jpg

فلسفه از این جهت با دیگر رشته های هنری متفاوت است که برای مطالعه آن الزاماً باید به انجام آن بپردازیم. برای آن که تاریخ هنر را بشناسیم نیازی نیست که نقاش باشیم و لازمه شناخت شعر، شاعر بودن نیست. می توان بدون نواختن ساز، موسیقی را مطالعه کرد. اما مطالعه فلسفه مستلزم شرکت در بحثی فلسفی است. (یعنی دلایل یا شواهدی که منجر به نتیجه می‌شود) نه این که شما مجبور باشید در سطح فلاسفه بزرگ عمل کنید.
معنای این سخن آن نیست که ضرورتاً باید همزمان با متفکران بزرگ گذشته به فلسفه‌ورزی پرداخت، اما در مطالعه فلسفه همان فعالیتی را انجام می دهید که ایشان. می توانید فوتبال بازی کنید بدون آن که هم‌طراز "پله" باشید. همچنین می‌توان از فلسفه ورزی، رضایتمندی عقلانی بسیاری کسب کرد بدون اصالت یا تابناکی ویتگنشتاین.
اما در هر دو مورد باید برخی مهارتها را که توسط عاملان بزرگ استفاده می‌شوند پرورش داد. این نکته یکی از دلایلی است که به واسطه آن می‌توان فلسفه را موضوعی شایسته مطالعه قلمداد کرد.
"فلسفه" از کلمه‌ای یونانی ریشه گرفته است که معادل "دوستدار حکمت" است. اما این سخن در فهم نحوه کاربردی که امروزه واژه مزبور دارد، چندان راهگشا نیست. فلسفه موضوعی است که در مرکز بسیاری از مطالعات انسانی قرار دارد. در فلسفه بر پرسشهایی انتزاعی نظیر سؤالات ذیل تمرکز می‌شود: وجود خالق چگونه است؟ آیا جهان واقعاً همانگونه است که بر ما پدیدار می‌شود؟ چگونه زیستنی بایسته است؟ هنر چیست؟ آیا حقیقتاً از حق انتخاب برخورداریم؟ ذهن چیست؟ و …
ممکن است چنین پرسشهایی که تا این حد انتزاعی هستند، خارج از تجربیات روزمره ما رخ دهند. برخی فلسفه را به تمسخر می‌گیرند، زیرا چنین می‌اندیشند که این حوزه هیچ مناسبتی با زندگی ندارد و صرفاً برای کسب رضایتمندی عقلانی توسط افرادی برج عاج نشین مطالعه می‌شود و معادلی دانشگاهی است برای حل جدول. اما در این نگرش حقیقتاً تصویری نادرست از بخش اعظم این حوزه ارائه می‌شود. بحثهای پر جنجالی که درباره ممنوعیت ورزش بوکس در می‌گیرد، تنها با ارجاع به پرسشهایی مهم و انتزاعی پاسخ می‌یابد: مرزهای پذیرفتنی برای آزادی فردی در کشوری متمدن کدام است؟ چه توجیهاتی برای پدر سالاری وجود دارد؟ اجبار مردم به اینکه برای دست یافتن به اهدافشان به شیوه‌ای خاص رفتار کنند چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ به عبارت دیگر، این بحث صرفاً راجع به واکنشهای روده نسبت به ورزش مزبور نیست، بلکه به پیش فرضهایی بنیادین و فلسفی وابسته است. (پیش فرض ادعایی است که برای آن هیچ دلیلی ارائه نشده باشد)؛ این دعوی به گونه ای است که برای برآورده کردن اهداف استدلال پذیرفته شده و تحلیل دلایل و برهانها، حوزه‌ای خاص از فلسفه را تشکیل می‌دهد. در واقع اگر فلسفه روشی معین داشته باشد، این روش چنین قابل بیان است: تفسیر، نقد و تحلیل برهانها. مهارتهای فلسفی در حوزه‌هایی کاربرد دارند که مباحث مهم طرح می‌شوند نه صرفاً در قلمرو تفکر انتزاعی. این مهارتها، خصوصاً در نگارش مقالات مفید هستند، زیرا معمولاً از شما انتظار می‌رود که صرفاً به جای تأیید نتایج به ارائه دلیل برای آنها نیز بپردازید. به همین دلیل برای مطالعه هر رشته‌ای در دانشگاه به دست آوردن مبنایی فلسفی بسیار ارزشمند است.

 (Nigel Warburton)

منبع: http://www.open.ac.uk/Arts//philosophy/whatis.shtml
هدی بیات: bayat.hoda@yahoo.com
 

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.