سرآغاز

سخنی کوتاه در باره ی " بحث و بیت "

پیام سیستانی
naghashi-sistan-soofi.jpg

تصویر: نقاشی «عاطفه صوفی» 15ساله اهل سیستان و بلوچستان، برندهء نشان نقره جشنواره بین‌المللی نقاشی تیان‌جین چین
برگرفته از : http://aminnoura.parsiblog.com
بحث و بیت را بایستی یکی از زیباترین فرم های موسیقیایی سیستانی نامید که قالب شعری آن سیتک ( دوبیتی ) و ساز همراه آن دایره است . هر چند بسیاری از سیستانیان بدون دایره نیز بحث و بیت می کنند . سیتک و ساز دو همراه دیرین دلتنگی ها و شادباشی های سیستانیان بوده و هستند . دو بیتی یا سیتک را بایستی بنیادی ترین قالب شعری سیستانیان و دایره را اصلی ترین ساز مردمی ی آنان نامید .هر قومی و ملتی نسبت به شرائط زندگی ، جغرافیایی و روحی خویش قالبی را که بتواند زبان دل و زندگی آنان باشد برمی گزینند و دل خویش را به او می سپارند تا " زبان حال " دلتنگی ها و شادباش های شان باشد . دو بیتی یا سیتک در سیستان چنین جایگاهی دارد . سازها نیز چنین سرنوشتی دارند و همپیوند با شیوه ی زندگی ، بافت جغرافیایی ، بافت فرهنگی ، شیوه ی کشت و برداشت و اقتصاد خانواده ی هر دیاری هستند و هر سرزمینی نسبت به شرائط فرهنگی و جغرافیایی اش نوع ساز ، قالب شعری و حتا دستگاه موسیقیایی خویش را بر می گزیند .
با نگاهی به پیشینه فرهنگی مردم این دیار و میزان بهره گیری ی آنان از قالب های شعری و سازهای مختلف به نتایج جالبی می توانیم برسیم . برای نمونه از میان قالب های شعری تنها دوبیتی ، رباعی ، شعرک های کوتاه و ریتمیک و گاهی نیز چیزهایی شبیه مثنوی توانسته اند به زندگی خویش ادامه دهند و این فرصت به قالب های دیگر داده نشده و یا به سخنی دیگر ، باقی قالب ها توان زندگی و ادامه ی حیات را در بستر فرهنگی گویش سیستانی نداشته و با روحیه ی فرهنگی سیستانیان هم سو نبوده اند . سرنوشت سازها نیز چنین بوده است .
اگر فرض کنیم که قرار است از میان سازهای گوناگونی چونان ، قیچک ، رباب ، دهل ، سرنا و دایره ، یکی را برگزینیم که تمامی ویژگی های همه گیری را داشته باشد و روزانه بتواند با شادی ها و دلتنگی هایشان نیز هم زبانی کند ، بی گمان دایره پیروز این میدان می شود . زیرا دایره سازی قابل دسترس و ارزانی ست که تمامی ویژگی های ماندگاری و همه گیری را با توجه به زندگی سیستانیان دارد ، هم چنان که قالب دوبیتی به خاطر کوتاهی و تندی وزن ، هم نوایی و هم راهی با بسیاری از دستگاه ها و لحن های موسیقیایی و سادگی زبان ، ظرفیت ماندگاری بیشتری نسبت به قالب های دیگر داشته است . . می دانیم که سازهایی چونان سرنا ، دهل ، رباب و قیچک ، سازهایی حرفه ای و تخصصی هستند و تنها در دست عده ای خاص که آن ها هم تنها در مراسم خاصی می نوازند نه همیشه و همه جا . هم چنان که قالب هایی چونان قصیده ، غزل و قطعه قالب هایی بوده اند که توان همسویی با طبقات فرو دست جامعه را نداشته اند و با روحیه ی سازی چون دایره سازگار نبوده اند.
سیتک و دایره را می توان جزیی از زندگی ی بیشتر سیستانیان بر شمرد . در بیشتر خانه ها با نقش های گوناگونی یافت و در هر سنی هم با آنان همدل شد . کم تر دخترکی ست که تا همین پیش تر ها دایره نمی نواخت و به بهانه ی دایره نوازی ، در خیال خویش سر بر شانه های دلبند خیالی خود نمی نهاد ، یا کمتر زنی را می توان یافت که رنج ها ، تلخکامی ها و نیز شادباشی های خود را بی هیچ گونه هراسی در گوش دایره با زبان سیتک نجوا نمی کرد . حتا مردها نیز سیتک و دایره را یار خویش می پنداشتند و پس از برگشتن از نیزار ، شکار ، گندم درو ، کشت و پالیز و.. تا نیمه های شب با زنان بحث و بیت می کردند . جالب تر این که سیستانیان همین فرهنگ بحث و بیت را حتا با خویش به ترکمن صحرا نیز بردند تا آن جا نیز شب های دور و د راز غربت و زندگی را تاب آورند . انگار سیتک ، دایره و تیشه یاران دیرین آنان و تنهایی شان در درازنای تاریخ زیستن بوده اند . تیشه اگر برایشان ابزاری برای گذران زندگی و معیشت بوده است ، دایره و دوبیتی ، همدمی برای نپوسیدن و نمردن لای چرخ دنده های بی رحم زندگی و خشونت لجام گسیخته ی طبیعت . چنین است که می پندارم عمرسیتک ، دایره و تیشه در سیستان به بلندی عمر زندگی ، دلتنگی ها و شادمانی های اوست . شاید در کم تر جایی و کم تر قومی از اقوام ایرانی ، دایره چنین جایگاه و کارکردی داشته باشد .
بحث و بیت همیشه در سیستان با مصدر " کردن " و فعل " بکن " ، همراه است . فعلی که پیش از آنی که امری باشد ، خواهشی دوستانه و همدلانه است که سرشار از صمیمیت و شور است . حتا دایره و سازهای دیگر نیز بیشتر با این فعل همراهند ، هرچند این روزها با مصدر زدن نیز می آیند . بحث و بیت ، شیوه ای خاص ، با لحن های خاصی ست که معمولن نیز با واگفت های آشنا و قابل تکراری همرا هستند که گاه خود فرد و گاه جمع آن را تکرار می کنند . به گمان بنده ، بحث و بیت رجز خوانی های عاشقانه ای ست که گاه دو دلداده به بهانه ی بحث و بیت ، رازهای ناگفته ی خویش را وا گو می کردند تا از این طریق به گوش یار او برسد . یا رجزی ست که سرگشته ای گمنام برای رویارویی با زندگی ، طبیعت و سنت می خوانده است . این رجزخوانی ها در گذشته به چند طریق اجرا می شده است . برای بررسی ی آسان تر ، بحث و بیت را به دو بخش کلی تقسیم می کنیم . بحث و بیت های که بدون دایره اند و بحث بیت هایی که با همراهی دایره اجرا می شوند .
بیشتر بحث و بیت هایی که در هنگام کار کردن ، اجرا می شدند ، بحث و بیت
هایی بدون دایره بودند . در این جا بحث و بیت کردن تنها برای لذت بردن نبوده است بلکه می توان آن را نوعی رویارویی با دشواری کار ، تشنگی ، گرسنگی و حس نکردن گذر زمان پنداشت . این نوع بحث و بیت کردن ها معمولن بیشتر در هنگام " نی بری " ، "حصیر بافی " ، " خولک پوست کردن " هیزم جمع کردن ،کاشت و برداشت ، لایه روبی رودخانه و نهر ها ، بافندگی ....و در ترکمن صحرا در هنگام وجین ، قوزه باز کردن های شبانه و... بوده است . معمولن یا دو به دو و یا به صورت گروهی اجرا می کردند و آنقدر ادامه می دانند تا یکی و یا گروهی تسلیم گروهی دیگر می شد . در آغاز یکی به نمایندگی از گروهش دوبیتی ای را می خواند و بایستی گروه دیگر دوبیتی ای با همان مفهوم که به نوعی پاسخی به گوینده ی پیشین باشد را تکرار کند . به این ترتیب این هماوردی تا تسلیم یکی از گروه ها ادامه می یابد .
بحث و بیت به همراهی دایره شور و نشاط بیشتری دارد . در اینجا هم ، دو طرف ، دو دایره را چونان دو پهلوان در دست می گیرند ، پهلوانی که نه برای کشتن کسی به میدان می آید و نه حقارت و خوار شمردنش . می آید تا تنها خودش و دلش را به کرسی ی دلداگی بنشاند . او نه گرز بر فرق کسی فرود می آورد و نه شمشیر ، تنها با ضرباهنگ دایره ای عاشق ، دفتر ناسروده ی دل سرگشته اش را به این بهانه ورق می زند . سیستانیان دایره را دو گونه می نوازند . یکی " سر ْ دسی یا سر دستی " و دیگری " سر پایی یا رو پایی " . سر دسی معمولن بیشتر برای ریتم های آرام است و سرپایی یا رو پایی برای ریتم های تند تر . هرچند گاه برای تفنن با سرپایی نیز ریتم های آرام تری را می نوازند . در بحث و بیت ، بیشتر از شیوه ی " سر دسی " بهره می گیرند تا سرپایی .
بنده تا کنون دو گونه بحث و بیت با دایره را از نزدیک دیده ام . یکی همان شیوه ی رایجی که دو نفر و یا دو گروه با انتخاب ریتم و " واگفتی " شناخته شده ، آن را اجرا می کنند و دیگری شیوه ی بسیار پرهیجان تر ، ریتمیک تر و پر تحرک تری که همراه با حرکت کردن ِ میدان داران ِ بحث و بیت کننده از نقطه ای به نقطه ای دیگر است . در این شیوه دو نفر که قرار است بحث و بیت کننده باشند ، در دو سوی که معمولن در درازنای اتاقی ست دایره در دست ، روی زانو به گونه ای آماده باش می ایستند و پس از آغاز ِ بحث و بیت روی زانو به سوی دیگر اتاق در جهت مخالف هم حرکت می کنند و ضمن حرکت ، هم دایره می زنند و هم به نوبت بیت هایشان را می خوانند و تماشاگران نیز کنار دیوار ها آنان را همراهی می کنند . هنگامی که به انتهای اتاق رسیدند در همان حالت خواندن و نواختن ، دور می زنند . این چرخه آنقدر ادامه می یابد تا یکی از نفس بیفتد و دیگری قهرمان میدان دایره و دل شود .

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد.برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.