سرآغاز

ماهی ِ سفره هفت سین

بهار مختاریان
goldfish-t8402.jpg
شاید کسی نتواند بگوید از کی ماهی به سفره هفت سین ایرانی راه یافته است، اما سالهاست که سفره هفت سین را رنگ و بویی از زندگی می بخشد. بارها به کودکان گفته شده که هنگام تحویل سال به ماهی تنگ بلور خیره شوند، چون هنگام تحویل به بالا می جهد.

آیا این تنها، راه حلی بود که بزرگترها برای آرام نگه داشتن کودکان هنگام تحویل سال اندیشیده بودند و یا آنکه در پس آن  می تواند حقیقتی بسیار کهن  نهفته باشد  که معنای خود را  قرن هاست از دست داده است؟
 

در این گفتار می کوشم به طور خلاصه به ریشه یابی حضور ماهی هنگام سال نو بپردازم. نخست باید خاطر نشان کرد که بسیاری از نمادها به باورهای اسطوره ای متعلق اند که امروزه معنای آنها روشن نیست. نقوش حیوانی در اصل پیوند تنگاتنگی با نجوم دارند و منطقه البروج (Zodiak) نقوشی را نشان می دهند که در حقیقت با آسمان ارتباطی ندارند و مفاهیمی هستند که از زمین به آسمان داده شده اند. مسئله تاثیر نجوم و منطقه البروج در باورهای کهن چنان زیاد و مسلط بود که اسطوره شناسی قرن نوزدهم و بیستم را شدیدا تحت تاثیر قرار داد و بسیاری از دانشمندان این دهه ها، به طور افراطی، اساس پیدایش اسطوره ها را تنها با نجوم مربوط می کردند و  بر این باور بودند که در محتوای آنها همواره علائم آسمانی به ویژه نشانههایی از اختران و حرکت ماه و خورشید دیده می شود. باید خاطر نشان کرد که گرچه این دیدگاه ها برای روشن کردن تعریف اسطوره بسیار یک بعدی بود و بعدها همه کنار گذارده شدند، اما این پژوهش ها از اهمیت خورشید و ستارگان در باور مردمان نمی کاهد. مسلم است که حرکت روزانه خورشید و تغییرات فصلی آن تاثیر به سزایی در باور مردمان باستان داشته است.
 

در تصور حرکت دورانی خورشید به دور زمین که البته کشف کوپرنیک آن را به هم ریخت، در سومر و مصر چهار نقطه مهم (نقاط کاردینالی) برای آن قائل بودند که با نقوش حیوانی گاونر (در سومر قوچ)، شیر، عقرب و دلو(در برخی موارد جدی) نشان داده می شد. هر یک از این جانوران با جانوران دیگر که کم کم به منطقه البروج افزوده شدند، به یکی از عناصر اربعه مربوط بودند، یعنی گاو با هوا، شیر با آتش، عقرب با خاک و دلو با آب پیوند داشتند. در بخش آبی حرکت خورشید امروزه سه برج جدی و دلو حوت (ماهی) را داریم که هریک به نوعی با آب ارتباط دارند.
 

 در نقوشی که از منطقه البروج داریم حوت (ماهی) اکثرا به صورت دو ماهی نشان داده می شود و نه تنها در منطقه البروج ها شایع و رایج است بلکه در نقوش فرش و بافته ها نیز دیده می شود. اما این دو ماهی به چه معناست؟
 

«مسئله نقش دو ماهی در نجوم شبیه به مسئله جوزا (دوقلوها) است. دو نقش ماهی، یکی مرده (نقش زیری) و دیگری زنده (نقش رویی) می تواند نشان از مرگ و زایش خورشید باشد. در واقع این نقش دوتایی را نباید تنها هنری دانست بلکه نشانگر همخوانی با عناصر متقابل اولیه است. البته باید توجه داشت که در برخی موارد نقش تک ماهی را هم داریم که شاید کهن تر و یا متاخرتر باشد. اما در گاهشماری بر اساس جوزا احتمالا یکی از این ماهی ها آغاز و دیگری اتمام زمانی را نشان می داد. به عبارتی، نقش یگانه ماهی یا به معنی زایش و یا به معنی مرگ است، اما در نقش دوگانه یکی مرگ و دیگری زندگی  را نشان می دهد.
 

در منطقه البروج از لحاظ نجومی، ماهی در کنار جدی و دلو در بخش باززایی خورشید قرار دارد. به طور کلی شواهدی بسیار کهن وجود دارد که ماهی نشانه بازایی شمرده می شد.
 

نقوشی که از ماهی در نخستین نقاشی ها به دست آمده است (مثلا در تیرینس Tiryns ) در اصل به دلفین شبیه اند (البته تحقیقات نشان می دهد که انها در اصل نوعی دلفین بوده اند که در حدود 4000 پ.م. در مدیترانه وجود داشتند. نام این نوع ماهی Phocaenacommunis Cuvier) بوده است که بخش رویین تنش سیاه و بخش زیرین سفید است.نقوش بسیار زیادی از این حیوان بر روی ظروف یونانی و اتروسکی دیده شده است (این مسئله در داستان تزئوس هم ذکر شده است). دلفین همواره به پرش از آب شهره بوده است. مسلم است که چنین پرشی برای افراد جوامع کهن شگفت انگیز و جذاب بوده است. در واقع در این پرش آنها شاهد حرکت بالا رونده از عنصر آب پایین سنگین به سمت عنصر نور روشن سبک خشک بالا بودند.
 

با چنین تصویری است که درک این داستان آپولون، ایزد خورشید که در آب فرو رفته بود، نیاز به توانایی دلفینی داشت تا روز دیگر تندرست از آب بیرون جهد به عبارتی نیاز به زیست دوگانه دلفینی که آب و هواست داشت، قابل فهم می شود. (Schwabe J., 1951: 56-58).
ریشه این مسئله را می توان به سومر عقب برد که در آن لقب خدای خورشید «ماهی» بود. البته وادل (Waddell) خاستگاه سومریان را با فنقییان مربوط می کند و برایشان اصلی هندی قائل است، ریشه این اندیشه را هند و آریایی می داند و آنرا با ویشنو (Vishnu) «مرد-ماهی» مربوط می کند و معتقد است از همین واژه، صورت انگلیسی «Fish»، لاتین «Piscis» و گوتی «Fisk» مشتق شده است.
 

«در سومر برآمدن خورشید را Sʹukhā) گویند که در برخی موارد با پسوند na همراه است که به طور تحت اللفظی «مرد-ماهی بالدار» معنی می شود، در صورت های متاخر زبان سومری، واژه دیگری به صورت «Pi-esʹ » یا Pishبه معنی «ماهی بزرگ» به کار می رود و همین صورت ارتباط این واژه سومری را با Vish هندی(1) نشان می دهد، زیرا جانشینی آواهای لبی F، B، P و V در بین واژه های زبان های هند و اروپایی معمول است. بر این اساس پسوند nu در ویشنو که در اصل سومری است و در مصر هم دیده می شود و به معنای اعماق است، می تواند مترداف صورت سومری pish-nu دانسته شود. این ریشه شناسی را در نام پوزیدون (Pos-eidōn) یونانی نیز می توان دید که احتمالا به معنی «ماهی نما» است.
 

در تصویر نگاری سومری نقش ماهی از طرف راست، برخاست خورشید و در طرف چپ غروب آن را نمودار می سازد. همین Sʹukhā در سنسکریت به صورت Sukhā به معنی «آسمان» به بهشت غربی وارونا، خدای اعماق آب، گفته می شود.
 

 تصور خورشید با ماهی  به این باور بر می گرد که خورشید هنگام غروب به درون آب فرو می رود و دوباره بیرون می آید» (Waddell, L. A., 1925:84-87).
 

در آیین ها ی امروزی هندویسم، هنوز هم ویشنو هنگام تناسخ (Avatar) خود نخست به سیمای ماهی (Matsya) بر می خیزد تا جهان را نجات دهد.
 

 
 

نتیجه گیری:
 

حال اگر مجموعه این اطلاعات خلاصه را کنار هم بگذاریم، متوجه می شویم که خورشید در پاییز می میرد،(عقرب نماد جهان زیرین است به همین جهت در منطقه البروج قرار گرفته است)، مردن به معنی از دست دادن نیرو ی خورشید است و از این رو  هستی او  بیمارگونه و  سایه داراست. در بخش آبی خورشید کمی نیرو می گیرد و سرآخر ماهی که نماد حرکت خورشیدی از اعماق آب یا عالم پایین به سمت بخش هوایی یا نور منطقه البروج است، او را به حیات دوباره برمی گرداند.  اکثر خدایان خورشیدی که در آبند و بخش حیات خورشید در آب را نشان می دهند، به صورت ماهی به بخش هوایی می جهند، یعنی به بخشی که از آنجا خورشید به سمت اوج خود حرکت می کند.
 

نقوش دوگانه ماهی در منطقه البروج و زیراندازها و فرش های محلی (ماهی درهم) می تواند در اصل برگرفته از همین مفهوم نجومی باشد و به همین جهت رواج گسترده ای داشته است. در بسیار از این نقوش در میان دو ماهی زیرین و رویین، نقش گل مدور یا نشانۀ خورشیدی قرار دارد.
 

پس شاید ماهی تنگ بلور هفت سین نیز بازمانده باور بسیار کهنی باشد که به طور نمادین حرکت خورشید به برج آغاز بهار را که در سومر حمل (یا قوچ) بود و در مصر ثور (گاونر) در زمین تداعی می کرد. پس، بی دلیل نیست که بزرگترها هنگام تحویل سال، بر این باور بودند که ماهی هنگام تحویل سال می جهد و جزو جدانشدنی هفت سین ایرانی شده است و تنگ بلورین آن را رو به روی آینه که نماد نور و هواست می گذاشتند تا این جهش نمادین را نشان دهند. می توان تصور کرد که در اصل، آیینی نمادین برای چنین تصوری با آیینه و ماهی صورت می گرفته که بعدها با هفت سین پیوند خورده است و امروزه جزء جدانشدنی آن شده است.
 

 
 

1-       واژۀ سنسکریت Vis-āra   هم به معنی «ماهی» است.

 

 
Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.