پول

تهیه و تنظیم: شایسته مدنی
همه‌ی ما می‌دانیم که پول در زندگی چقدر مهم است و برای همین نیز، همواره درباره‌ی آن حرف می‌زنیم، و بخشی از وقت روزانه‌مان را به خیال‌پردازی‌هایی در باب قدرت و ارزش‌های حاصل از پول اختصاص داده و آن را روی دیگر سکّه‌ی زندگی خویشتن می‌دانیم.

 

این موضوع، مقدار زیادی از انرژی هیجانی و روانی ما را به خود معطوف می‌کند. برخلاف رویکرد اقتصادی که "پول را پول می‌داند"، به هر سو که می‌نگریم، می‌بینیم که افراد، فهم متفاوتی از پول داشته و انواع مختلفی برایش متصور هستند.از یکسو، پول به بخش جدایی ناپذیری از طبیعت انسانی تبدیل شده است و استفاده از آن، به‌مانند هوایی که تنفس می‌کنیم، از ضروریات زندگی می‌باشد، واز سوی دیگر پولی شدن بر مناسبات اجتماعی ما تاثیر عمیقی می‌گذارد.

جامعه‌شناسی پول به عنوان بخشی از جامعه‌شناسی اقتصادی، موضوع مهم و درخور توجهی است که به امروز کمتر به آن پرداخته شده است. امروزه بیش از هر زمان دیگری شاهد تسلط حوزه‌ی اقتصاد و پول بر فرهنگ و زندگی روزمره هستیم. نگاهی اجمالی به رسانه‌ها، حجم بالای تبلیغات بانک‌ها، جایزه‌های پولی با عناوین و جذابیت‌های مختلف، همه و همه بخشی از بازنمایی جذاب پول هستند. شیوع ناگهانی انواع کارت‌های بانکی یا همان پول‌های پلاستیکی در میان همه‌ی اقشار جامعه به ویژه خانواده‌ها، هدایای پولی وابسته به این کارت‌ها و یا انواع دیگر پول در شکل چک پول و غیره، ساختارهای ارتباطات خانوادگی و کنش‌های متقابل افراد را در حوزه‌های غیررسمی تغییر داده است.

انسان شناسی و فرهنگ، ارتباط فرهنگ و پول را از دو سال گذشته در ستون "اقتصاد و فرهنگ" مورد بررسی قرار داده است و با توجه به حجم مطالب لازم می‌داند برای پول پرونده‌ای تشکیل دهد تا مطالب به شکل منسجم‌تری عرضه شوند. عناوین این پرونده از این قرار است:

·        مارکس: پول و تضادهای سرمایه‌داری

http://anthropology.ir/node/12872

·        وبر: پول و عقلانیت در جامعه

http://anthropology.ir/node/13093

·        دورکیم: پول و اخلاق در نظم اجتماعی

http://anthropology.ir/node/13187

·        گفتگو با ناصر فکوهی: پولی شدن جامعه و سقوط اجتماعی و فرهنگی

http://anthropology.ir/node/13240

·        جامعه‌شناسی پول: گذشته، حال و آینده

http://anthropology.ir/node/13326

·        پول (بخش نخست)

http://anthropology.ir/node/13414

·        پول (بخش پایانی)

http://anthropology.ir/node/13504

·        جامعه شناسی پول

http://anthropology.ir/node/13616

·        مفهوم اجتماعی پول

http://anthropology.ir/node/10387

·        پولهای خاص: توسعه‌ی کیفی پول‌های مدرن

http://anthropology.ir/node/10406

·        پول خانوادگی

http://anthropology.ir/node/10502

·        واژگان یک فرهنگ (13): پول، کاغذهای قیمتی

http://anthropology.ir/node/14175

·        گفتگو با ناصر فکوهی: اخلاق حرفه‌ای؛ پول به مثابه هدف اصلی کنشگران اجتماعی

http://anthropology.ir/node/14204

·        معنای مقدس پول

http://anthropology.ir/node/14848

·        پول، معنا و اخلاق

http://anthropology.ir/node/14650

·        واژگان یک فرهنگ (14): پول: جدال اخلاق و ثروت

http://anthropology.ir/node/14230

·        نگاهی به کتاب "فلسفه پول" اثر جورج زیمل

http://anthropology.ir/node/12709

·        پس‌انداز به من آرامش می‌دهد

http://anthropology.ir/node/16669

·        معنای اجتماعی پول (کتاب)

http://anthropology.ir/node/16469

·        دیدگاه فمینیسم در رابطه با پول

http://anthropology.ir/node/16133

·        رویکردهای متفاوت نسبت به پول

http://anthropology.ir/node/11771

·        رویکرد انسان‌شناختی درباره‌ی پول

http://anthropology.ir/node/15929

·        تبارشناسی معنای پول

http://anthropology.ir/node/15830

·        پول دارم، پس مورد تایید هستم

http://anthropology.ir/node/18578

·        فقیر

http://anthropology.ir/node/18388

·        من خسیسم

http://anthropology.ir/node/18240

·        بدون پول دیر می‌شود

http://anthropology.ir/node/18103

·        بازار در مد

http://anthropology.ir/node/17943

·        آبرو و اعتبار را نمی‌شود خرید

http://anthropology.ir/node/16990

·        در اثر سرریز ناگهانی پول، زندگی‌ها تجملاتی شده‌اند

http://anthropology.ir/node/20691

·        برآمدن پول: تاریخ مالی جهان

http://anthropology.ir/node/20475

·        روایت فوکویی از پول

http://anthropology.ir/node/20163

·        روند تغییر مبادلات

http://anthropology.ir/node/19965

·        باید از زندگی لذت برد

http://anthropology.ir/node/20943

·        اندک‌اندوزی زنانه

http://anthropology.ir/node/20964

·        درباره‌ی مستند "خانه‌ی من"

http://anthropology.ir/node/20975

·        زندگی قرضی

http://anthropology.ir/node/20992

·        از پول‌گذشتگی

http://anthropology.ir/node/21114

·        فقر و شادی

http://anthropology.ir/node/21241

·        پس‌انداز زاینده

http://anthropology.ir/node/21237

·        معنای اجتماعی پول از نظر زنان

http://anthropology.ir/node/21733

·        معنای اجتماعی پول از نظر زنان (بخش دوم)

http://anthropology.ir/node/21841

·        معنای پول در خوشبختی

http://anthropology.ir/node/22081

·        معنای پول در زمان

http://anthropology.ir/node/22209

·        معنای پول در خانه

http://anthropology.ir/node/22455

  • نگاهی به پول خارجی

http://anthropology.ir/node/22646

  • معنای پول در بدن

http://anthropology.ir/node/22685

  • معنای پول در اخلاق

http://anthropology.ir/node/22801

  • معنای پول در عرف

http://anthropology.ir/node/23034

  • معنای پول در مناسک و دین

http://anthropology.ir/node/23144

  • معنای غیراخلاقی پول

http://anthropology.ir/node/23259

  • نقش بانکها در ساخت و ساز شهری تهران چیست؟

http://www.anthropology.ir/node/23232

  • معنای پول در روان

http://anthropology.ir/node/23352

  • پول، سپر بلا

http://anthropology.ir/node/23591

 

 

 

دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد.
کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:

شماره حساب بانک ملی:
0108366716007

 شماره شبا:
 IR37 0170 0000 0010 8366 7160 07

 شماره کارت:
6037991442341222

به نام خانم زهرا غزنویان

فتیشیسم کالا

فتیشیسم، عبارت است از  شتایش اشیائی   که درستش گنندگان  پیش مدرن به آن ها  ویژگی  های جادویی و الهی می بخشیدند. قبل از مارکس ، مبلغین مذهبی مسیحی از این واژگان   برای توصیف سردرگمی مردمانی که هنوز مسیحی نشده و پیکره های کوچک  را  به خدایی می پرستیدند،  استفاده می کردند.  با طرح «فتیشیسم کالا » نویسند ه ی سرمایه   به مفهوم تفکر جادویی دنیای مدرن  و « انباشت گسترده ی کالاها» در این دوره اشاره دارد.  وی این مفهموم را  قبل از انسان شناسانی نظیر  مارشال سالینز و دیگرانی که پس از وی « توتم» های جامعه ی مصرفی، از

فتیشیسم، عبارت است از  شتایش اشیائی   که درستش گنندگان  پیش مدرن به آن ها  ویژگی  های جادویی و الهی می بخشیدند.

قبل از مارکس ، مبلغین مذهبی مسیحی از این واژگان   برای توصیف سردرگمی مردمانی که هنوز مسیحی نشده و پیکره های کوچک  را  به خدایی می پرستیدند،  استفاده می کردند.  با طرح «فتیشیسم کالا » نویسند ه ی سرمایه   به مفهوم

تفکر جادویی دنیای مدرن  و « انباشت گسترده ی کالاها» در این دوره اشاره دارد. 

وی این مفهموم را  قبل از انسان شناسانی نظیر  مارشال سالینز و دیگرانی که پس از وی « توتم» های جامعه ی مصرفی، از هارلی دیویدسن  تا تلفن دستی را مطالعه می کردند، مطرح کرد .  لیکن  مارکس نیز مانند مبلغین مذهبی،  فتیشیسم کالا را نشانه ای از سرگردانی می داند.  کالاها  تولید کار انسان و  نتیجه ی روابط اجتماعی بین افراد اند، لیکن در بازار  این کالا ها در رابطه با یکدیگر و بر معیار  نسبت ارزش مبادله ای شان به یکدیگر سنجیده می شوند؛ به زبان دیگر بر اساس «روابط بین اشیا» ؛ و در نتیجه رابطه بین انسان ها  ـ و یخصوص « استثمار»   حاکم بر تولید   به فراموشی سپرده می شود.  مفهوم فتیشیسم  کالا   الهام بخش بسیاری از تولید کنندگان کالاهای مارک های معروفند.  اشیا هوس انگیری که  بازار های دنیا را پر کرده  اند، شرایط کار طاقت فرسای کارگران  تولید کننده ی این کالاها را (در آسیا و …)  از  چشم جامعه ی مصرف زده پنهان می کند.

تاریخ انتشار

يكشنبه, مهر 5, 1394 - 00:10

شاخه اصلی

اقتصاد سیاسی

گزارش سخنرانی شایسته مدنی و ناصر فکوهی: معنای جامعه‌شناختی پول

بزرگ‌ترین خطری که جامعه‌ی ایران را تهدید می‌کند، خطر نئولیبرالیسمی است که با این رفتارهای آسیب‌زا مانند خودنمایی و نوکیسگی شهری ترکیب می‌شود و اشکال انفجارانگیزی به وجود می‌آورد که همان تنش‌ها و آسیب‌های اجتماعی هستند که روی گسل‌هایی که جامعه‌ی ایران دارد مانند گسل جنسیت (نابرابری زنان و مردان)، گسل اقتصادی (نابرابری بین فقرا و ثروتمندان)، گسل قومی، گسل‌های جماعتی و ... می‌تواند عمل کند.


شصتمین جلسه از یکشنبه‌های انسان‌شناسی و فرهنگ با حضور حسین راغفر، شایسته مدنی و ناصر فکوهی در خانه‌ی انسان‌شناسی و فرهنگ برگزار شد. در این جلسه شایسته مدنی، مدیر روابط عمومی و مرکز اسناد انسان‌شناسی و فرهنگ که در حوزه‌ی جامعه‌شناسی اقتصادی فعالیت می‌کند، سخنرانی خود را با عنوان «معنای جامعه‌شناختی پول» ایراد کرد. متن زیر سخنرانی ایشان و سخنان ناصر فکوهی پیرامون بحث نئولیبرالیسم و مسئله «کالایی شدن» در جامعه ایران از دیدگاه انسان‌شناختی و فرهنگی است.


شایسته مدنی: معنای پول تحت تاثیر روابط قدرت و اجتماعی است

به لحاظ اجتماعی و فرهنگ، پول مقوله‌ای است که جدا از تعریف اقتصادی معناهای دیگری هم دارد. در واقع پرسش این است که معنای پول چیست؟ وقتی پول وجود نداشته، معاملات پایاپای انجام می‌شده است و در واقع پول آمده است تا تسهیلگر این معاملات شود و روابط پولی آدم‌ها را آسان سازد. با گسترده‌تر شدن جوامع، پول قدرت گرفته است. امروزه اگر پول نداشته باشیم از بسیاری از خدمات محروم هستیم، خدماتی مثل تحصیلات، سلامت، فراغت که تا حد زیادی به پول وابسته‌اند. اما نیاز ما به پول فقط در یک حوزه‌ی عمومی و در نیازهای اساسی نیست، بلکه پول قلمروهای ذهنی، روحی، روانی، احساسی مثل عشق و عواطف را در بر گرفته است. اگر بخواهم تعریف دیگری از پول ارائه کنم، می‌توانم استناد کنم به مارکی دومیرابو که می‌گوید: «بعد از خط که اولین اختراع بزرگ بشر است، پول دومین اختراع مهم بشر به‌حساب می‌آید.» در یک نمای کلی می‌خواهم بحث کنم که در جامعه‌شناسی پول چگونه به پول نگاه می‌شود و این رویکرد معنابخش به پول چیست و در ادامه به این بپردازم که معنای پول در جامعه‌شناسی شهری ما چیست و در چه شرایطی این معناها شکل می‌گیرد و در آخر به جمع‌بندی بحث و مقایسه‌ی این پژوهش با پژوهش مشابه‌ای که در خارج از ایران انجام شده، خواهم پرداخت.

ما دو رویکرد در جامعه‌شناسی پول داریم: ۱. رویکرد ساختاری، ۲. رویکرد فرهنگی. در رویکرد ساختاری پول به‌عنوان یک شیء که در روابط و ارتباطات وجود دارد در سطح کلان مکانیسم‌های قانونی و سیاست‌های حاکم بر تجارت مورد بررسی قرار می‌گیرد. جامعه‌شناسانی که به رویکرد ساختاری می‌پردازند، اغلب از پول به‌عنوان وسیله‌ای برای روشن کردن ردپای روابط اجتماعی استفاده می‌کنند؛ مثلاً در پدیده‌ای مانند هدیه دادن، حضور قدرت و وابستگی‌های اجتماعی بین افراد و گروه‌ها چگونه است؟ رویکرد دیگر، رویکرد فرهنگی است که در آن بر طبقه‌بندی شناختی و معناهای پول تأکید می‌شود، در واقع در سطح خرد یعنی اینکه ارزش‌ها و باورهای افراد چه تأثیری بر نگاهشان و رفتارشان با پول دارد؟ در سطح کلان دستگاه‌های اعتقادی مثل ارزش‌های جامعه‌ی مدنی و مذهب، این‌ها چگونه پول را تعریف می‌کنند و چه معنایی از پول می‌سازند؛ در واقع دیدگاه فرهنگی تعریف و تفسیر اجتماعی پول را مدنظر قرار می‌دهد. همه‌ی این بحث‌ها منکر خصوصیت کمی و ابزاری پول نیست، اما یک قدم به جلو می‌رود و می‌گوید پول فقط شامل بحث کمی و اقتصادی نیست و معناهای دیگری نیز دارد.

 جامعه‌شناسان کلاسیکی که به بحث پول پرداختند مثل مارکس، وبر و یا زیمل، پول را یکی از عواملی دانستند که تغییرات بزرگ اجتماعی را به وجود آورده است. نگاه این جامعه‌شناسان نگاه تقریباً منفی به پول است و معتقدند که پول همه‌ی کیفیت‌ها را کمی کرده است. اما جامعه‌شناسان معاصر مانند خانم زلیزر، یک نگاه معکوس به پول دارند، اینکه در واقع افراد چه تأثیری بر معنای پول می‌گذارند. دیدگاه فرهنگی خیلی با دیدگاه اقتصادی همخوانی ندارد و در واقع اقتصاددانان دیدگاه فرهنگی را همواره به دیده‌ی تردید نگریسته‌اند، البته استثنائاتی هم وجود دارد مانند ژان پیتر. برای مثال زلیزر نشان می‌دهد که چگونه پول مدرن که ابزاری اقتصادی است در خانه به پول خاص تبدیل می‌شود و نام پول خانگی بر آن می‌نهد؛ چراکه وقتی پول وارد اقتصاد خانواده می‌شود و تبدیل می‌شود به پول زن و فرزندان و مقوله‌ی خاصی را در بر می‌گیرد، دیگر تحت الزامات اقتصادی بازار نیست. روابط قدرت و روابط اجتماعی دیگری به پول معنای دیگری می‌بخشند. پول برای خانم‌ها به این اختصاص داده می‌شود که اقلام خاصی خریداری گردد. یا مثلاً اگر هدیه دادن را در نظر گیریم، این مسئله مهم است که چه کسی هدیه می‌دهد، چقدر می‌دهد و به چه کسی می‌دهد و این روابط چگونه توصیف می‌شود؟

 این مثال‌ها این را می‌رساند که پول یک ناهمگونی‌ای دارد. در جامعه‌ی مدرن انواع مختلف پول وجود دارد. رویکرد معنابخش به پول همین توضیح را دارد که در آن پول معناهای مختلف پیدا می‌کند. در ادبیات و فرهنگ خودمان هم شاهد آن هستیم، مانند پول کثیف یا پول حرام یا حلال. این‌ها خود ممکن است یک وجه مشخصی را در بر گیرد، اما دارای معانی متفاوت است؛ مثلاً در برخی از جوایز مانند نوبل که هم خود جایزه ارزشمند است و هم مبلغی که برایش در نظر گرفته می‌شود مبلغ بالایی است، این امر هدفی را در خود دارد و آن این است که این جایزه هم به لحاظ ارزش اجتماعی مهم است و هم مبلغی که اهدا می‌شود. برخی جوایز هستند که سعی دارند آن بخش ارزش مالی را کم‌رنگ کنند و بر ارزش خود جایزه تأکید کنند. در واقع اگر مبلغ مشخصی از پول به‌عنوان هدیه داده شود، اینکه چه کسی هدیه می‌دهد و به چه کسی می‌دهد مهم است. این‌ها همه معانی مختلفی است که پول می‌سازد. در واقع به قول خانم زلیزر، مردم در پیدا کردن راه‌هایی که به پول معنا ببخشند و در فرهنگشان وارد کنند واقعاً استاد هستند. این خاص همه‌ی فرهنگ‌ها و حتی فرهنگ‌های مدرن است.

 به این پرسش که پول چه معنایی دارد بازمی‌گردم. در این پژوهش معناهای مختلف پول را در بین افراد جامعه جمع‌آوری و بررسی کرده‌ام؛ مسئله‌ی مهم در این بخش این است که پول در چه شرایطی چنین معناهایی دارد. گاهی پول کاملاً مساوی معنای زندگی برای یک نفر می‌شود، وقتی با بیماری مهلک دست‌به‌گریبان است، یا برآورنده‌ی زندگی آسوده و لذت‌بخش است، یا می‌تواند معنای مهرطلبی داشته باشد و یا رضایت دیگران را جلب کند. پول می‌تواند تندرستی، زیبایی و عاقبت‌به‌خیری و عمر طولانی آورد، یا آدم‌ها را از دیگران بی‌نیاز کند و یا برای آن‌ها اعتمادبه‌نفس به همراه بیاورد. پول حق انتخاب می‌دهد و فردیت را محکم می‌کند، یا می‌توانند با پول احسان و نیکوکاری داشته باشند. در برخی تعاریف پول خوشبختی یا برآورنده‌کننده‌ی آرزوهاست و یا در مقابل آن مخرب است و تمام روابط انسانی را تخریب می‌کند و نوکیسگی و تجملات می‌آورد و مصرف‌گرایی را افزایش می‌دهد. گاهی پول تمایزهای اجتماعی را نشان می‌دهد و آبرو و اعتبار را حفظ می‌کند، گاهی چرک کف دست قلمداد می‌شود. داشتن پول در آموزش و تعلیم و امکانات آموزشی بیشتر تأثیرگذار است. این‌ها معناهای مختلف پول است که تعدادش در این تحقیق بالغ بر ۲۸۰ معنای مختلف از آدم‌های مختلف را در بر می‌گیرد.   

با توجه به نظرات آدم‌هایی که با آن‌ها مصاحبه شده، یک بخش زیادی از معنای پول را در خانواده و بخشی از آن را در فرهنگ و یک بخشی در حوزه‌ی بازار و معنای اقتصادی پول و یک بخش کاملاً روانی و فردی تعریف می‌کنیم. دو بخشی که از همه بزرگ‌ترند و همه معنای پول را در آن‌ها دیدند، بخشی است که به خانواده و به فرهنگ مربوط می‌شود. یک بخش خیلی باریک به اقتصاد و بازار تعلق دارد و بخش فردیت، بخش بزرگ‌تری از آن را به نسبت تشکیل می‌دهد. این نشان می‌دهد که بیشترین معنای پول در خانواده و فرهنگ تعریف می‌شود؛ یعنی با دیگران.

 درست مانند همین پژوهش بر اساس داده‌های اسنادی از زنان امریکا توسط خانم زلیزر در سال ۱۹۹۰ در امریکا انجام شده است. میزان معناهایی که پول در این جامعه‌ی نئولیبرال سرمایه‌داری برای زنان داشت بسیار کمتر از این بود؛ یعنی میزان گستردگی و معنا داشتن پول در جامعه‌ی ما بسیار وسیع و گسترده است. زلیزر در کتاب «معنای اجتماعی پول» تنها به ۵-۴ حوزه می‌رسد؛ حوزه‌ی بخشش، فقرا و در واقع خیریه‌ها، حوزه‌ای که پول در خانه جریان دارد و بخش هدیه که به طور جداگانه به آن می‌پردازد. این همه گستردگی که در پژوهش من دیده شده در آن جامعه دیده نشده است، نتیجه‌ای که می‌خواهم به آن برسم این است، ممکن است به این معنا باشد که جامعه‌ی ما تبدیل به جامعه‌ای شده است که بیشتر پولی (Monetization) گشته است. اما از یک طرف می‌توانیم این‌گونه بنگریم: ما جامعه‌ای هستیم که در آن پول سپر بلا است. خانم‌های مصاحبه‌شونده‌ی پژوهش من سعی می‌کنند از پول به‌عنوان ابزاری برای حفظ خانواده و فرهنگ استفاده کنند که ناچار و ناگزیر به استفاده از این ابزار هستند و این به معنای این نیست که پولکی شده‌اند، کمااینکه بخش فردیت حوزه‌ی کوچکی را به خود اختصاص داده است.


   ناصر فکوهی: کالایی شدن مطلق، موقعیتِ جهان امروز

من سعی می‌کنم این موضوع را در چارچوب انسان‌شناسی و رویکرد فرهنگی که رویکرد اصلی آن است، مطرح نمایم و ارتباط بحث اقتصادی را با مباحث فرهنگی مشخص سازم. در انسان‌شناسی مسائل پول و اقتصاد پولی از ابتدای قرن ۲۰ مطرح می‌شود. کتاب‌های مهمی در این زمینه وجود دارد که متأسفانه هیچ‌یک به فارسی ترجمه نشده است؛ به کتاب معروف مارسل موس به اسم هدیه یا دهش و کتاب مالینوفسکی به نام آرگونوت‌های اقیانوس آرام غربی می‌توان اشاره کرد که به فارسی ترجمه نشده‌اند. این دو کتاب نشان می‌دهند که پدیده‌ی کالای واسط که همان پول باشد خاص جوامع مدرن نیست و در ابتدایی‌ترین جوامع نیز مسئله‌ی کالای واسط در قالب کالاهای دیگری که کالای مادی هستند مانند صدف‌های دریایی در مورد آرگونوت‌ها وجود داشته است. منتها بعدها گرایشی در انسان‌شناسی تحت عنوان انسان‌شناسی اقتصادی به وجود می‌آید که عمدتاً مباحث آن بر پولی شدن جوامعی است که در ابتدا در مفهوم بعد از دولت ملی یا بعد از nation state، پولی نبودند و پولی شدن جوامع عمدتاً یک مبحث آسیب‌شناسی در انسان‌شناسی است. چطور جوامع پیش‌صنعتی تبدیل به جوامعی می‌شوند که در آن هیچ‌چیز باقی نمی‌ماند که کالایی نباشد و صرفاً ارزش مبادله است که حرف اول و آخر را می‌زند؟ مرحله‌ی نئولیبرالیسم متأخر هم مرحله‌ای است که در آن حتی چیزهایی که هنوز وجود ندارند هم تبدیل به کالا و خرید و فروش می‌شوند. این مبحث پیچیده‌تری است که دکتر راغفر به آن اشاره نکردند و از این کالاها تحت عنوان کالاهای ثانویه یاد می‌شود که در بورس است و امر بسیار پیچیده‌ای است و در آن چیزهایی که وجود ندارد، می‌شود هزاران بار خرید و فروخت.

 موقعیت وحشتناکی که در حال حاضر در دنیا به وجود آمده است به دلیل همین کالایی شدن و پولی شدن مطلق همه‌ی پدیده‌ها است، این اتفاق وقتی می‌افتد که خود پول هم تبدیل به کالا می‌شود، این مسئله بعد از جنگ جهانی دوم شروع می‌شود و در مقابل آن اقتصاددانان بسیار برجسته‌ای مانند کینز به مخالفت برمی‌خیزند. وقتی پول تبدیل به کالا شد دیگر مصداق این ضرب‌المثل که هرچه بگندد نمکش می‌زنند وای به روزی که بگندد نمک اتفاق می‌افتد؛ یعنی دیگر هیچ مرز و مانعی وجود نداشت که ما تا آخر خط پیش رویم. انسان‌شناسی اقتصادی بر روی این مسئله کار کرده است که وقتی از اقتصادهای سنتی به‌سوی اقتصادهای مدرن و بعد پسامدرن می‌رویم چه اتفاقاتی در جوامع رخ می‌دهد، چطور سیستم‌های ارزشی این جوامع تخریب می‌شوند. از جمله در جامعه‌ی خود ما این مسئله به شکل گسترده‌ای اتفاق افتاده که البته علت سریع‌تر اتفاق افتادن این قضیه در ایران وجود پول بیشتر است که پس از ورود درآمدهای نفتی رخ داده و به‌سرعت جامعه‌ی ما را از اواخر سال ۱۳۳۰ و به خصوص از دهه‌ی ۴۰ تغییر داده است. فقط می‌توانیم بگوییم که در طول ۱۰ سال جنگ و اوایل انقلاب است که یک مقداری این سرعت روند نئولیبرالی شدن در جامعه کاهش می‌یابد و بعد از آن بلافاصله با سرعت بسیار بیشتری ادامه پیدا می‌کند.

 میزان تخریب در ایران بسیار شدید است، جامعه‌ی ایران در حال حاضر در حال تجربه‌ی شدیدترین (هم به لحاظ سرعت و هم تراکم) فرایند پولی شدن است. تمام زیرساختارها و روساختارهای اساسی در جامعه شامل آموزش، بهداشت و سلامت در حال تخریب هستند. همان‌طور که خانم مدنی نشان دادند کاری که جوامع توسعه‌یافته در این مورد کردند این بوده است که آن بخش‌هایی از نیازهای انسان که نبودش می‌تواند جامعه را تخریب کند یعنی سیستم اخلاقی، دینی و اعتقادی را از میان ببرد، این‌ها را از سیستم پولی خارج نمودند؛ مثلاً کسی برای سلامت و مسکن خود فکر نمی‌کند؛ چراکه بیمه‌های مختلفی وجود دارد که افراد را زیر پوشش خود قرار می‌دهد.

 بحرانی که در حال حاضر جهان با آن روبه‌رو است، این است که نئولیبرالیسم جدید در حال از بین بردن این امور در سیستم جهانی است، وقتی این‌ها از بین رود وارد چیزی می‌شویم که بارها از آن نام برده‌ام و آن سیستم «مقروض‌سالاری» (Debtocracy ) است؛ یعنی سیستمی که در آن افراد نه بر اساس دارایی‌ها بلکه بر اساس قرض‌هایشان زندگی می‌کنند. این سیستم کاملاً شبیه یک نوع برده‌داری جدید است (به دلیل اینکه بردگان در یونان باستان تمام زندگی‌شان بر اساس قرض بود و همه عمر باید کار می‌کردند تا قرض‌هایشان را پرداخت نمایند که هیچ‌وقت هم تمامی نداشت). امروز داریم به چنین جوامعی نزدیک می‌شویم که نمونه‌ی آن در آمریکا سال‌هاست ساخته شده است. اروپای غربی در مقابل این مسئله مقاومت کرده است، به خصوص آلمان و فرانسه، اما انگلستان تا حدودی از آن آسیب دیده است. این قضیه اگر به نهایت برسد، می‌تواند یک کشور توسعه‌یافته را کاملاً تخریب نماید. نمونه‌ی این مسئله را در سطح شهری، امروزه در شهر دیترویت آمریکا شاهد هستیم. در سطح کشور نیز کشوری مانند یونان را داریم که ورشکست شده است. این مسئله در جامعه‌ی ما پدیده‌های دیگری نیز به وجود آورده است که حاصل لایه‌های آسیب پیشین است که با لایه‌های آسیب جدید ترکیب شده است، از جمله تخریب پدیده‌های بهداشت، آموزش، حمل‌ونقل عمومی، سیستم‌های آب‌رسانی و سیستم‌های خدمات شهری و غیره است که تقریباً به‌صورت کامل در حال رخ دادن است.

 اما از این بدتر پدیده‌های خودنمایی و نوکیسگی اجتماعی است؛ یعنی آن چیزی که از آن با اصطلاح شناخته‌شده‌ی «پولدارهای جدید یا Nouveau riche» یاد می‌کنند که در ایران به شدت در حال آسیب زدن است. ما از این سیستم تجربیات مختلف داریم و اصلاً چیز تازه‌ای نیست که شامل سیستم‌های آمریکا، روسیه، چین، آسیای جنوب شرقی، هند است. این سیستم بنا بر اینکه چگونه مدیریت شود، می‌تواند به طرف یک سیستم مافیایی بسیار وحشتناک و عدم امنیت غیرقابل تصور و به‌سوی سیستم‌های بزرگ مافیایی که در حقیقت به شکل ساختاری و نه در سطح خرد عمل می‌کنند، به سمت تخریب طبقه‌ی متوسط و ایجاد تنش‌های بزرگ اجتماعی رود. در واقع به نظر من، امروز بزرگ‌ترین خطری که جامعه‌ی ایران را تهدید می‌کند و جامعه‌ی ایران به نظر من هرگز در طول تاریخش تا این حد در خطر نبوده است، خطر نئولیبرالیسمی است که با این رفتارهای آسیب‌زا مانند خودنمایی و نوکیسگی شهری ترکیب می‌شود و اشکال انفجارانگیزی به وجود می‌آورد که همان تنش‌ها و آسیب‌های اجتماعی هستند که روی گسل‌هایی که جامعه‌ی ایران دارد مانند گسل جنسیت (نابرابری زنان و مردان)، گسل اقتصادی (نابرابری بین فقرا و ثروتمندان)، گسل قومی، گسل‌های جماعتی و ... می‌تواند عمل کند.

من البته هیچ‌وقت مثل دکتر راغفر اعتقاد نداشته‌ام که مسائل جامعه را بشود با یک حکم حل کرد، منتها این یک بحث درازمدت است و دیدگاه جامعه‌شناسان با اقتصاددانان در این زمینه مقداری تفاوت دارد. ما معتقد نیستیم که سیستم‌های فساد از بالا هدایت می‌شود، بلکه سیستم‌های فساد از پایین هدایت می‌شود، در واقع سیستم‌های اجتماعی هستند که سیستم‌های بالادست فساد را ایجاد می‌کنند. به همین جهت است که نمی‌شود جامعه‌ای مانند سوئد را در فرانسه ایجاد کرد؛ چراکه جامعه‌ی فرانسه از پایین با جامعه‌ی سوئد متفاوت است. این به معنای تبرئه‌ی بالادستی‌ها هم نیست، متنها این دیدگاه که ما به شکل ابلاغی یا به شکل قانونی یعنی تفکر قانونی که با قانون می‌شود مسائل را حل کرد، من فکر نمی‌کنم. برای مثال به کتاب چرندوپرند دهخدا مراجعه کنید که در ۱۰۰ سال پیش نوشته شده است، جامعه‌ی ایران از همان موقع با این مسئله‌ی فساد درگیر بوده است. من نکات جناب راغفر را نیز می‌پذیرم، اما این یک مسئله‌ی اجتماعی است که مسائل اقتصادی آن را بدتر می‌کند. نئولیبرالیسم یک سیستم انتگرال جهانی است نه یک سیستم دولت ملی، سیستم تقسیم کارش جهانی است نه محلی. به نوعی انتقاد اساسی که نسبت به سیستم نئولیبرالیسم در جهان وجود دارد، این است که در حال نابودی دولت ملی یا nation state است.

منبع مطلب: سایت فرهنگ امروز

http://farhangemrooz.com/news/34123/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D9%84

این گزارش در سایت فرهنگ امروز منتشر شده است. گزارش تفصیلی این جلسه طبق روال گزارش دیگر «انسان شناسیو فرهنگ»، منتشر خواهد شد.
 

معرفی کتاب: آنچه با پول نمی‌توان خرید

سندل، مایکل (1393)، آنچه با پول نمی‌توان خرید: مرزهای اخلاقی بازار، ترجمه حسن افشار، تهران: نشر مرکز
چیزهایی هستند که با پول نمی‌شود خرید، اما این روزها تعدادشان زیاد نیست. امروزه تقریبا هر چیزی خرید و فروش می‌شود. چند نمونه:

  • سلول زندانی بهتر: شبی 82 دلار. در سانتاآنای کالیفرنیا و چند شهر دیگر، زندانی‌های بی‌آزار می‌توانند تسهیلات بیشتری بخرند، مثلا سلول تمیز و ساکتی دور از سلول‌های دیگر.
  • عبور خودرو تک‌سرنشین از خط ویژه: 8 دلار برای ساعت‌های پر رفت و آمد. در مینیاپولیس و شهرهای دیگری برای کاهش بار ترافیک اجازه می‌دهند خودروهای تک‌سرنشین از خط ویژه عبور کنند. قیمت مجوز بر حسب میزان راه‌بندان متغیر است.
  • مادر هندی جانشین برای حمل جنین: 6250 دلار. زوج‌های غربی‌ای که به دنبال مادر جانشین می‌گردند حالا بیشتر به هندوستان می‌روند که این کار هم قانونی است و هم هزینه‌اش کمتر از یک سوم هزینه‌ی آن در آمریکاست.
  • حق مهاجرت به آمریکا: 500000 دلار. خارجی‌هایی که 500000 دلار در آمریکا سرمایه‌گذاری کنند و دست کم ده شغل در ناحیه‌ای با نرخ بیکاری بالا ایجاد کنند واجد شرایط دریافت گرین کارت و اجازه‌ی اقامت دائم در آمریکا شناخته می‌شوند.
  • پروانه شکار کرگدن سیاه در حال انقراض: 150000 دلار. در افریقای جنوبی مدتی است که به مزرعه‌دارها اجازه می‌دهند پروانه‌ی شکار تعداد  محدودی کرگدن را بفروشند تا برای پرورش و حفظ حیوان‌های در حال انقراض انگیزه پیدا کنند.
  • شماره تلفن همراه پزشک: 1500 دلار به بالا در سال. روز به روز پزشکان بیشتری شماره تلفن همراه خود را به قیمت 1500 تا 25000 دلار در سال در اختیار بیمارانی که بخواهند دسترسی فوری به پزشک داشته باشند قرار می‌دهند.
  • اجازه‌ی تخلیه‌ی کربن در محیط: تنی 13 یورو. اتحادیه‌ی اروپا بازار تخلیه‌ی کربنی دارد که به شرکت‌ها اجازه می‌دهد حق ایجاد آلودگی را خرید و فروش کنند.
  • پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های معتبر: ؟ اگر چه قیمت آن را ذکر نکرده‌اند، مسئولان چند دانشگاه بزرگ به وال استریت ژورنال گفته‌اند دانشجو‌های نه چندان بااستعدادی را می‌پذیرند که خانواده‌ی ثروتمندی دارند و ممکن است مبالغ هنگفتی به دانشگاه کمک کنند.

هرکسی نمی‌تواند این چیزها را بخرد. ولی امروزه راه‌های زیادی برای پول درآوردن هست. اگر شما هم مایلید درآمد اضافه‌ای پیدا کنید، چند راه تازه‎ی آن از این قرار است:

  • کرایه دادن پیشانی، یا جای دیگری از سطح بدن برای تبلیغات بازرگانی: 777 دلار. شرکت هواپیمایی نیوزلند سی نفر را استخدام کرد که سرشان را از ته تراشیدند و روی سرشان این عبارت را خال‌کوبی کردند: «می‌خواهید هوایی عوض کنید؟ به نیوزلند سفر کنید.»
  • موش آزمایشگاهی شدن برای آزمایش داروها: 7500 دلار. بسته به وسعت آزمایش یا میزان اختلالی که در بدن ایجاد می‌کند قیمت ممکن است بالاتر یا پایین‌تر باشد.
  • جنگیدن در سومالی یا افغانستان برای شرکت‌های نظامی خصوصی: از 250 دلار در ماه تا 1000 دلار در روز. بسته به مهارت‌ها، تجربه، و ملیت قیمت فرق می‌کند.
  • ایستادن در صف در طول شب در کاخ کنگره برای نگه داشتن نوبت لابی‌گری که می‌خواهد در یک جلسه‌ی کنگره شرکت کند: ساعتی 15 تا 20 دلار. لابی‌گر می‌تواند به شرکت‌هایی مراجعه کند که افراد بی‌خانمان و افراد دیگر را برای ایستادن در صف استخدام می‌کنند.
  • اگر شاگرد کلاس دوم مدرسه‌ی ناکارآمدی در دالاس هستید، کتاب بخوانید و پول بگیرید: در کتاب دو دلار. برای تشویق بچه‌ها به کتاب‌خوانی، مدرسه‌ها به آنها پول می‌دهند.
  • اگر اضافه وزن دارید، چهار ماهه شش کیلو و نیم وزن کم کنید: 378 دلار. شرکت‌های بهداشتی و بیمه برای کاهش وزن افراد و دیگر رفتارهای سالم به آنها مشوق‌های مالی می‌دهند.
  • بیمه‌ی عمر شخص بیمار یا پیری را بخرید، تا زمانی که زنده است اقساطش را بپردازید، بعد که از دنیا رفت مبلغ بیمه را دریافت کنید: تا میلیون‌ها دلار، برحسب قرارداد بیمه. این نوع شرط‌بندی روی عمر دیگران یک صنعت 30 میلیارد دلاری شده است. هر چه بیمه‌گذار زودتر بمیرد، سرمایه‌گذار بیشتر می‌برد.

ما در روزگاری به سر می‌بریم که تقریبا هر چیزی خرید و فروش می‌شود. در سه دهه‌ی گذشته، بازارها – و ارزش‌های بازاری – به طور بی‌سابقه‌ای بر زندگی ما حاکم شده‌اند. ما با انتخاب خودمان به این نقطه نرسیده‌ایم. تقریبا بر سر ما آوار شده است.

با پایان جنگ سرد، بازار و اندیشه‌ی بازاری اعتبار بی‌سابقه‌ای پیدا کرد، که کاملا طبیعی بود. معلوم شده بود که هیچ سازو کار دیگری بررای سامان‌دهی تولید و توزیع کالا به اندازه‌ی تولید ثروت و رفاه کارآمد نیست. با این حال، حتی بعد که کشورهای بیشتری به استفاده از سازوکار بازار در مدیریت اقتصادشان روی آوردند، اتفاق دیگری در حال وقوع بود. ارزش‌های بازاری نقش بیشتری در زندگی اجتماعی پیدا می‌کرد. اقتصاد یک امپراتوری می‌شد. امروزه منطق خرید و فروش نه فقط بر کالاهای مادی بلکه بر کل زندگی ما حاکم شده است. وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم آیا این جور زندگی را میخواهیم یا نه.

دوره‌ی فخرفروشی بازار

سالهای منتهی به بحران مالی 2008 دوره‌ی ایمان سرمستانه به بازار و محدودیت‌زدایی از بازار بود: دوره‌ی فخرفروشی بازار. این دوران در اوایل دهه‌ی 1980 آغاز شد که رونالد ریگان و مارگارت تاچر اعلام کردند نه به دولت که به بازار معتقدند و بازار را کلید آبادانی و آزادی می‌دانند. این دوران در دهه‌ی 90 نیز با لیبرالیسم بازاردوست بیل کلینتن و تونی بلر ادامه یافت و آنها این باور را تعدیل و در عین حال تحکیم کردند که راه بهروزی مردم از بازار می‌گذرد.

ولی آن باور حالا رنگ باخته. دوره‌ی فخرفروشی بازار سر آمده. بحران مالی نه تنها در ظرفیت ریسک‌پذیری بازار شک به وجود آورد، بلکه این احساس عمومی را ایجاد کرد که بازار از اخلاق جدا شده است و باید راهی برای پیوند دوباره‌ی آنها پیدا کرد. ولی دقیقا روشن نیست که این یعنی چه و ما چگونه باید با آن روبرو شویم.

عده‌ای می‌گویند عیب اخلاقی دوره‌ی فخرفروشی بازار، طمع بود که باعث ریسک‌های غیرمسئولانه می‌شد. راه حل، بنا بر این دیدگاه، غلبه بر طمع، تاکید بر پاک‌دستی و مسئولیت‌پذیری بانک‌داران و مدیران، و وضع مقررات معقولی برای جلوگیری از وقوع دوباره‌ی چنان بحرانی است.

این تشخیص، حداکثر، تشخیص ناقصی است. اگرچه حقیقت دارد که طمع در آن بحران مالی نقش داشت، خطر بزرگ‌تر چیز دیگری است. مهلک‌ترین تحولی که در سه دهه‌ی گذشته اتفاق افتاد زیاد شدن طمع نبود، گسترش بازارها و سرایت ارزش‌های بازاری به حوزه‌هایی از زندگی بود که سنخیتی با آنها نداشتند.

چاره این نیست که همه‌ی تقصیرها را به گردن طمع بیندازیم. لازم است در نقشی که بازار باید در جامعه بازی کند تجدید نظر کنیم. به یک بحث عمومی در این باره نیاز است که چطور می‌توان بازار را در جایگاه خودش نگه داشت. برای این بحث باید به مرزهای اخلاقی بازار بیندیشیم. باید از خودمان بپرسیم آیا چیزهایی هست که نشود با پول خرید.

دست‌اندازی بازار و تفکر بازاری به جنبه‌هایی از زندگی که از قدیم هنجارهای غیربازاری بر آنها حاکم بوده‌اند یکی از مهم‌ترین تحولات زمان ماست. به افزایش مدارس و بیمارستان‌ها و زندان‌های انتفاعی فکر کنید، و واگذاری جنگ‌ها به پیمانکاران نظامی خصوصی. (در عراق و افغانستان عده‌ی نیروهای پیمانکار بیشتر از نیروهای ارتش آمریکا بود.)

به سایه انداختن شرکت‌های امنیتی خصوصی بر نیروهای پلیس حکومتی فکر کنید – مخصوصا در آمریکا و بریتانیا که تعداد محافظان خصوصی از دو برابر ماموران پلیس هم بیشتر شده.

یا به بازاریابی تهاجمی شرکت‌های دارویی در کشورهای ثروتمند فکر کنید. (اگر آگهی‌های بازرگانی بین برنامه‌های شب تلویزیون‌ها در آمریکا را ببینید، نتیجه می‌گیرید که بزرگ‌ترین مشکل بهداشت جهانی دیگر نه مالاریاست، نه آلودگی‌های انگلی، نه مرض خواب، بلکه شیوع بیماری بیماری انزال زودرس.)

همین طور فکر کنید به نفوذ آگهی‌های تجارتی در مدارس دولتی؛ فروش امتیاز نام‌گذاری پارک‌ها و مکان‌های عمومی؛ بازاریابی برای تخمک و اسپرم سفارشی برای لقاح مصنوعی؛ واگذاری حاملگی به مادران جانشین در کشورهای در حال توسعه؛ خرید و فروش مجوز ایجاد آلودگی بین شرکت‌ها و کشورها؛ تامین هزینه‌ی مبارزات انتخاباتی به صورتی که رای‌ها تقریبا خرید و فروش می‌شوند.

این روش‌های بازاری تخصیص هزینه برای بهداشت، آموزش، ایمنی عمومی، امنیت ملی، دادرسی جزایی، حفظ محیط زیست، تفریحات، تولید مثل، و امور اجتماعی دیگر، که تا سی سال پیش اغلب ناشناخته بودند، حالا تا حدود زیادی برای ما عادی شده‌‌اند.

همه چیز برای فروش

این حرکت به سوی جامعه‌ای که همه چیزش قابل فروش است چرا باید ما را نگران کند؟

به دو علت: نابرابری و فساد. اول، نابرابری. به نابرابری فکر کنید. در جامعه‌ای که همه چیزش قابل فروش باشد، زندگی برای افراد بی‌بضاعت سخت می‌شود. هر چه بیشتر با پول بشود خرید، ثروت (یا نداشتن‌اش) مهم‌تر می‌شود.

اگر با ثروت فقط بتوان قایق شخصی وماشین کورسی و تعطیلات آنچنانی خرید، نابرابری درآمد یا دارایی خیلی اهمیت پیدا نمی‌کند. اما اگر با پول بشود روزبه روز چیزهای بیشتری خرید، توزیع درآمد و دارایی مهم‌تر می‌شود – نفوذ سیاسی، مراقبت پزشکی بهتر، خانه‌ای در محله‌ی امن و نه در محله‌ی جرم‌خیز، امکان تحصیل در مدارس نخبه‌پرور به جای مدارس ورشکسته، وقتی که همه‌ی چیزهای خوب قابل خرید و فروش باشند، زمین تا آسمان فرق می‌کند که پول داشته باشی یا نداشته باشی.

به این علت بوده که چند دهه‌ی اخیر به خانواده‌های کم‌درآمد یا میانه‌حال واقعا سخت گذشته. نه فقط فاصله‌ی غنی و فقیر بیشتر شده، بلکه کالایی شدن همه چیز به پول اهمیت بخشیده و نیش نابرابری را گزنده‌تر کرده.

علت دوم اینکه ما نباید راحت همه‌چیزمان را به فروش بگذاریم توضیحش مشکل‌تر است. ارتباطی با نابرابری و بی‌انصافی ندارد؛ مربوط می‌شود به مخرب بودن بازارها. قیمت گذاشتن روی چیزهای خوب زندگی ممکن است مایه‌ی فساد آنها شود. به این خاطر که بازار فقط کالا پخش نمی‌کند؛ نوع نگاه به کالا را هم نشان می‌دهد و تبلیغ می‌کند. پول دادن به بچه برای اینکه کتاب بخواند ممکن است او را کتاب‌خوان‌تر کند، ولی در ضمن به او یاد می‌دهد که کتاب خواندن را مثل تکلیف درسی، کاری زورکی ببیند نه کاری ذاتا لذت‌بخش. به مزایده گذاشتن صندلی‌های سال اول دانشگاه ممکن است به بودجه دانشگاه کمک کند، اما شرافت دانشگاه و ارزش مدرکش را زیر سوال می‌برد. استخدام مزدوران خارجی برای جنگیدن به جای ما ممکن است جان شهروندان را حفظ کند، ما معنی شهروندی را خراب می‌کند.

خیلی از اقتصاددان‌ها گمان می‌کنند بازار به خود خود خنثی‌ست و تاثیری در کالایی که مبادله می‌کند نمی‌گذارد. اما اینطور نیست، بازار اثرش را می‌گذارد. ارزش‌های بازار گاهی ارزش‌های دیگر را، ارزش‌هایی را که باید حفظ کنیم، از میدان به در می‌کنند.

البته همه در این باره که کدام ارزش‌ها را باید حفظ کنیم، و چرا، یک نظر ندارند. بنابراین برای اینکه ببینیم پول چه چیزهایی را باید، یا نباید، بتواند بخرد، باید ببینم کدام ارزش‌ها لازم است بر حوزه‌های مختلف زندگی مدنی و اجتماعی ما حاکم باشند. موضوع کتاب حاضر رسیدن به این نتیجه است.

فهرست مطالب:

پیش گفتار: بازار و اخلاق

دوره‌ی فخرفروشی- همه چیز برای فروش- بازاندیشی در جایگاه بازار

  1. نوبت شکنی

مسیر تندرو – خط لکسوس- شغل نوبت گیری – بازار سیاه وقت دکتر- پزشکان ملازم – منطق بازار – بازار در مقابل صف – بازار و فساد – بازار سیاه بلیط چه عیبی دارد؟ - بزارا سیاه کمپینگ در پارک یوسمیتی – فروش بلیط برای مراسم عشای ربانی پاپ – بلیط کنسرت اسپرینگستین – منطق صف

  1. مشوق‌ها

پول دادن برای عقیم کردن – نگاه اقتصادی به زندگی – پول دادن به بچه‌ها برای نمره آوردن – رشوه برای درمان – مشوق ناپسند – جریمه یا قیمت – جریمه‌ی سرعت غیرمجاز – تقلب مترو و کرایه‌ی فیلم – سیاست تک فرزندی در چین – خرید و فروش پروانه‌ی فرزندآوری – خرید و فروش پروانه‌ی آلوده سازی – جبران کربن – شکال کرگدن با پرداخت پول – شکار فیل دریایی با پرداخت پول – مشوق‌ها و درگیری‌های اخلاقی

  1. بازار چگونه اخلاق را به حاشیه می‌راند

چیزهایی که با پول میشود و نمی‌شود خرید – عذرخواهی و تبریک‌گویی خریدنی – مخالفت با هدیه دادن – پولی شدن هدیه‌ها – افتخار خریدنی – دو جور مخالفت با بازار – به حاشیه رانده شدن هنجارهای غیربازاری – محل دفن ضایعات هسته‌ای – جمع‌آوری اعانه و تاخیر والدین – پدیده‌ی تجاری شدن – فروش خون – دو اصل اعتقادی در آیین بازار – اقتصادی کردن عشق

  1. بازار در زندگی و مرگ

بیمه سرایدار – بیمه احتضار؛ شرط بندی روی جان انسان – قمار مرگ – تاریخچه‌ی اخلاقی بیمه‌ی عمر – بازار پیش خرید تروریسم – بیمه‌ی عمر شخص ثالث – سهام مرگ

  1. حقوق نام‌گذاری

فروش امضاء – اسم‌بازی – اسکای باکس، جایگاه ویژه – مانی بال – محل آگهی – تجارتی شدن چه اشکالی دارد؟ - بازاریابی شهری – نجات غریق و فروش نوشابه – ایستگاه‌های مترو و کوره راه‌های طبیعت – ماشین پلیس و شیرهای آتش‌نشانی – زندان‌ها و مدرسه‌ها – جامعه‌ی اسکای باکسی

 

برای خرید کتاب های معرفی شده در انسان شناسی و فرهنگ به این کتابخانه یا سایت مربوط به آن  مراجعه کنید

خانه کتاب دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

تهران، پل گیشا، جنب دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

61117952 - 021

09384439577

www.ut-book.com

 

 

 

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

رویکرد انسان شناختی درباره ی پول

انسان شناسان با توجه به مفهوم پول ابتدایی، مفهومی فرا اقتصادی و سمبولیک از پول ارائه می دهند. مطالعات قوم نگاری نشان می دهد که در برخی از اجتماعات اولیه، پول کیفیات خاصی می یابد که فارغ از ارزشهای کمّی است (زلیزر، 1989: 348).

 

 ما همه ی انواع اشیایی را که انسان شناسان توانسته اند در جوامع مورد مطالعه ی خود ملاحظه کنند و به عناوین متفاوت در مبادلات اقتصادی و یا اجتماعی به کار برده شده اند، "پول ابتدایی" می نامیم. این تعریف برای تمام اشیایی که مورد وثیقه نیز به کار می رود نیز صادق است. این اشیاء می توانند انواع متفاوتی داشته باشند: صدف های بزرگ و درخشنده (در منطقه خلیج مکزیک ، گاوها در آفریقای شرقی، خوک ها در گینه نو و همچنین صدف هایی از مروارید) یا کوچک و سفید (کوری) به شکل منفرد یا دسته ای، سنگ های یشم یا سنگ های مرجانی صفحه مانند، قطعات پارچه، پرهای پرندگان با رنگ های متنوع، دندان های خوک به شکل مارپیچی ... بذرهای کاکائو ملانزی، می توانند نقش پول را ایفا کنند (دوپویی، 1385: 175). وجوه مختلف یا پول "با اهداف خاص" اصطلاحی است که کارل پولانی (1957) استفاده کرده است. گاهی نوعی پول تنها در یک روستا مورد استفاده قرار می گیرد. هر وجهی استفاده مخصوص و محدود به خود را دارد (برای خرید تنها برخی از کالاها یا خدمات) و روش های خاص واگذاری و صورت تبادل متفاوت و اغلب استفاده کننده های معین دارد (زلیزر، 2000: 1891). به باور پولانی مناسبات اقتصادی در مناسبات خویشاوندی گنجانده شده اند (دوپویی، 1385: 42). پولهای رایج متعدد یا  پولهایی با "اهداف خاص" که پولانی (1957) نام می برد، در یک روستا همزیستی دارند، در یک روستا هر پولی استفاده خاص و محدودی دارد (برای خرید کالایی خاص یا گرفتن خدماتی ویژه). برخی از پولهای رایج ممکن است به یک طبقه یا جنسیت خاص محدود شوند (زلیزر، 1989: 348). به باور پولانی (1957)، اشکال بینابینی مبادله ی غیر کالایی عبارتند از مبادله ی دو سویه یا داد و ستدی، و توزیع مجدد، در حالیکه مبادله ی پایاپای و تبادل پولی انواعی از مبادله ی کالایی به حساب می آیند. در جوامع کشاورزی – شبانی، مبادله ی دوسویه (داد وستدی) کارکرد دارد، زیرا در آن هدایا، هدایای متقابلی را چه در همان زمان و چه با فاصله ی زمانی اندک ایجاب می کنند. انتقال ها یا میان دو طرف و یا میان طرف های متعدد در چرخه های مبادله ی طولانی انجام می گیرند. توزیع مجدد که با دوسویگی محض متفاوت است، فرآیندی است که در آن کالاها و خدمات در یک نقطه مرکزی گرد آمده و سپس بر اساس قواعد متفاوتی، هر یک از طرف ها می توانند از آنها برخوردار شوند. در حالیکه معامله ی پایاپای نوعی گردش تجاری کالاهای تولید شده به قصد مبادله ی بلافصل به نرخ های مورد توافق یا قابل مذاکره است، مبادله ی پولی، عرضه ی کالاها و خدمات را به تقاضای نقدینگی وابسته می سازد (ریور، 1386: 138).

این پول های خاص که داگلاس (1967) آن را نوعی نظام جیره بندی ابتدایی می داند، تبادل را توسط سهمیه بندی و استفاده و دسترسی محدود به پول، کنترل می کند. در این فرایند، پول اغلب کارکرد اقتصادی خود را به عنوان واسطه ی تبادل داشته است ولی کارکردی اجتماعی و مقدس هم دارد که برای بدست آوردن یا بهبود پایگاه یا آیینها استفاده می شود. نکته اینجاست که پول ابتدایی که قابل انتقال است، از قابلیت تعویض تا غیر قابل تعویض بودن، از پاک تا ناپاک در نوسان است، ولی پول مدرن در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا مدرنیته پول را از معنای فرهنگی عاری کرده است؟ بیشتر مفسران، تحت تاثیر مدل های اقتصادی، تفاوت عمیقی بین پول با "اهداف خاص" محدود و ابتدایی و پول مدرن با "اهداف همه جانبه" قائل هستند. پول مدرن یک وجه دارد، بدون کنترل اجتماعی یا مناسکی خاص بوده، کارکردی تبادلی و واسطه ای جهانی دارد. وقتی به بررسی پول مدرن می پردازیم، حتی انسان شناسان ابزارهای تحلیلی فوق العاده شان را رها می کنند. برای نمونه، داگلاس (1967)، در یک مقاله مهم اشاره کرده که ممکن است پول مدرن، نامحدود و "آزاد" باشد گرچه شواهد او محدود است. به نظر داگلاس پول مدرن در دو حالت کنترل و عقلانی می شود: در تبادل بین المللی و در سطح شخصی و خاص، جایی که بسیاری از ما سعی می کنیم پولمان را ابتدایی کرده و محدودیت هایی در منبع قرار داده و ابزارهای پولی را برای برخی از انواع پول در جهت دیگر اهداف علامت گذاری کنیم. باید توجه داشت پول مدرن با هوی و هوس های شخصی تفاوت داشته و با اشکال مختلف وجوه مادی هم فرق می کند (زلیزر، 2000: 1891).

فرانسوا سیمیاند، یکی از شاگردان دورکیم، عقیده داشت که پایه ی اجتماعی و فرا اقتصادی پول در نظام اقتصادی مدرن، همانطور که در جوامع قدیمی و ابتدایی وجود داشته است، قدرتمند باقی مانده است (1934). به علاوه سیمیاند علیه رویکرد عقل گرای سنتی را که به اشتباه از معنای مقدس، نمادین و حتی جادویی پول مدرن غافل می شود، مورد تذکر قرار داد. در کارهای اخیر، جامعه شناسان ،انسان شناسان، روان شناسان، مورخان و سیاست مداران، حالتهای دیگر مدل فایده گرای استاندارد پول مورد توجه قرار گرفته است. گروهی از انسان شناسان که از محدودیت های دیدگاه های نظری پیشین خود  به ستوه آمده اند، امروز به دنبال آن هستند که از [مفهوم] پول مدرن، زمینه ی جدیدی برای پژوهش در رشته ی خویش بسازند و البته برای این کار بر آنند  که مفهوم پول را به مثابه یک  واحد مبادله ی واحد و بدون معنای فرهنگی، نفی کنند. پری و بلوش (1989) نیز  در یک کتاب مهم مجموعه مقالات در این حوزه، با نشان دادن اینکه چگونه معانی نمادین متعدد  پول مدرن  در قالب های  فرهنگی شکل گرفته اند، ثابت می کنند که پول مفهومی ناهمگن است (زلیزر، 2000: 1891).

پولهای خاص اغلب به صورت اخلاقی یا مناسکی طبقه بندی می شوند: برخی از انواع پولها برای بدست آوردن غذا هستند و یا با آنها زنان را خریداری می کنند، پولهای دیگر به هدایای ازدواج یا پول خون تخصیص می یابند، در حالیکه پولهایی در خدمت پرداخت خساراتی چون زنا یا بی عفتی، توهین، برای تدفین مرده و یا برای مناسک جادویی صرف می شوند (زلیزر، 1989: 348). هرگونه زندگی اجتماعی از مبادلات تشکیل شده است: مبادله ی آداب، اموال، زنان و مبادله ی قدرت. به نظر می رسد که الزام تقابل در افعال اجتماعی را همه ی افراد، در همه ی جوامع و همه ی تمدن ها، به شدت حس کرده باشند و منظور بخش مهمی از قواعد و نهادها همانا مقرر کردن و سازمان دادن مبادلات است. پس می توان مبادله را قسمی رابطه ی اجتماعی بنیانی و بنیادی دانست و بررسی آن را در زمینه های گوناگون و از دیدگاه های گوناگون هدف قرار داد. شغل اقتصاد دانان آن است که مبادله ی اموال کم یاب را بررسی کنند، و انسان شناسان هم موارد فراوانی از توصیف تشریفات و آداب مبادله در بین اقوام متنوع نشان داده اند. می توان گفت که اقتصاد دان به کالای مبادله شده توجه دارد و جامعه شناس به خود مبادله (مندراس، گورویچ، 1369: 252).

در این زمینه اجتماعی پول کم کیفیت و یا با کیفیت "غلط" حتی اگر به مقدار زیاد باشد، بی استفاده و پست شمرده می شود. چنین دسته بندی از پول توسط توماس و زنانیکی  بین سالهای 1918 تا 1920 ثبت شده است؛ جایی که در تحلیلشان از فرهنگ دهقان لهستانی این طور نوشته اند: "پولی که از فروش یک گاو بدست می آید با پولی که برای جهیزیه دریافت می شود متفاوت است و هر دوی اینها با پولی که از بیرون بدست می آید فرق دارند". پولهای متفاوت در راههای متفاوت استفاده می شوند. به علاوه  توماس و زنانیکی خاطر نشان کردند که یک دهقان که پولی را برای هدف خاصی کنار می گذارد، اگر نیاز به پول پیدا کند ترجیح می دهد تا قرض بگیرد، "حتی اگر در شرایط سخت باشد"، تا اینکه به پول پس انداز شده خودش دست بزند. پولهای خاص از نظر ماری داگلاس (1967) به عنوان یک سیستم جیره بندی ابتدایی ست که کنترل تبادل را با اعمال محدودیتهایی در استفاده از پول رایج به همراه دارد. در این فرایند پول گاهی عملکرد اقتصادی دارد و گاهی اجتماعی، گاه برای بدست آوردن یک موقعیت مورد استفاده قرار می گیرد و گاه برای برگزاری جشن و مراسم خرج می شود. نکته اینجاست که پول ابتدایی قابل انتقال است، از حالت قابل تعویض تا غیر قابل تعویض، از کفرآمیز تا مقدس در نوسان است (زلیزر، 1389: 349).

در سال های دهه ی 20 قرن بیستم، داده های جمع آوری شده به وسیله ی مردم شناسانی چون تورن والد، بوآس، مالینوفسکی و مارسل موس توجه زیادی را معطوف کارکرد مبادله و ضوابط آیینی و نمایشی آن می کنند. این نکته نیز مطرح می شود که امر اقتصادی درون یک پدیده ی تام اجتماعی قرار می گیرد که خویشاوندی، سیاست و دین در آن تداخل دارند (ریور، 1386: 125). فرانس بوآس، برونیسلاو مالینوفسکی و مارسل موس مفهوم مبادله را در درون یک نظریه ی عمومی در قالب مفهوم "هدیه" (دهش) قرار می دهند و در این کار عمدتا بر مثال هایی که از پدیده های پوتلاچ و کولا می آورند، تکیه می زنند (ریور، 1386: 136). ریچارد تورن والد پس از تاکید بر فراگیری مبادلات، حتی نزد طایفه هایی قرار گرفته در پایین ترین رده های انسانی تاکید می کند و طرح تکامل گرایانه ای از سبک کلاسیک ساده تر ارائه می دهد؛ از داد و ستد به تجارت و از تجارت به بازار ضرورت ایجاد یک معادل پولی که شاید از دام، نمک یا چیز دیگری باشد، همراه با تجارت متولد می شود، اما پول چنانکه به بازار و عمل خرید منجر می شود؛ باید به طور دقیق شرح داده شود که ماهیت و نقش پول در بین مردم ابتدایی  مردم متمدن مشابه نیست، در جوامع ابتدایی پول انباشته از مفاهیم جادویی است. برای تورن والد پول نمی تواند از طریق تزریق جهان متمدن در اقتصادهای ابتدایی توسعه یابد. زیرا به نظر او جوهر اقتصاد ابتدایی عملا از اقتصاد مردم متمدن متفاوت است؛ آن چه که این نوع از اقتصاد را شاخص می سازد مخصوصا فقدان یک پول فراگیر است؛ مانند همه ی چیزهایی که تمدن ابتدایی را مشخص می سازد، نقص عقلانیت گرایی است. در تمدن های متفاوت، منطق های متفاوت و اقتصاد های متضاد وجود دارد. برای تورن والد مفهوم ابتدایی یک پدیده ی نوعی، قبل از هر چیز آنتی تز انسان اقتصادی است (دوپویی، 1385: 178).

در سال 1922، برونیسلاو مالینوفسکی (1884- 1942) بررسی راه گشایی در مورد فعالیت اقتصادی بین قبیله های بومی مالینزی از مجمع الجزایر گینه جدید منتشر ساخت. او مشاهده کرد که روابط قبیله ای و خویشاوندی در تولید و مبادله و در ترغیب افراد به پذیرفتن انواع مشخصی از فعالیت های اقتصادی امری حیاتی است (اسملسر، 1376: 89). تاثیر متغیرهای غیر اقتصادی در عرصه ی مبادله با وضوح بیشتری خودنمایی می کند، مالینوفسکی شکلهایی از بخشش خالص را شناسایی می کند که معمولا تبادل هدایا (بدون توقع تلافی) میان زن و شوهر و والدین و فرزندان را شامل می شود، حتی شکل هایی از مبادله که مشمول پرداخت پول برای خدمات انجام می گردد و کاملا بوسیله ی عرف تنظیم می شود. در موارد دیگر هم کالاهای مادی برای چیزهای غیر اقتصادی مانند امتیازات و عناوین مبادله می شود. او خاطر نشان می کند نظریه ی رسمی و مرسوم عرضه و تقاضا دراین گونه الگوهای مبادله مصداق ندارد (اسملسر، 1376: 91). مالینوفسکی برای اولین بار پدیده ی کولا را در مقاله ای مورد توجه قرار می دهد. او کولا را به مثابه یک نظام مبادله ی دوگانه که از یک طرف برای کالاهای انتفاعی و مصرفی و از طرف دیگر کالاهایی که ارزش نمادی دارند را معرفی می کند و نتیجه می گیرد که مفهوم ارزش و شکل تملکی که از طریق کولا آشکار می شود با اشکالی که در نزد ما جریان دارند متفاوت است. به گفته ی مالینوفسکی "کولا شکلی از مبادله ی بین قبیله ای در سطح گسترده است، این مبادله در بین مجمع الجزایری اجرا می شود که یک گردش بسته ی دایره وار را تشکیل می دهند ... در این مسیر، دو نوع از کالاها – و تنها این دو نوع – بدون توقف در مسیرهای متضاد به گردش در می آیند... همچنین هریک از آنها، در مسیر خاص خود در یک دایره ی بسته با دیگری برخورد می کند و همواره با آن مبادله می شود. همه ی جابجایی کالاهای کولا، جزئیات داد و ستدها، از طریق مجموعه ای از میثاق ها و اصول سنتی تنظیم و تثبیت شده اند و مراحل خاصی از کولا با تشریفات مناسکی و عمومی بسیار پیچیده همراه است" (دوپویی، 1385: 78- 79).

مارسل موس (1872- 1950) کتاب کوچکی تحت عنوان "هدیه" (1942) منتشر کرد. او در این کتاب ادبیات مردم شناختی گسترده ای را درباره ی مراسم و تشریفات و الگوهای مبادله مورد مداقه قرار داده بود. او در این قبیل مبادلات، تعهداتی الزام آور را – از طرف دهنده به دادن هدیه، از طرف گیرنده به دریافت و از طرف گیرنده به تلافی به مثل – مشاهده می کند (اسملسر، 1376: 91 و 92). او هم مانند مالینوفسکی تفسیر این گونه مبادلات سنتی را در قالب اصطلاحات صرفا سودجویانه یا اقتصادی غیرممکن تلقی می کند. ولی تاکید می کند که این هدیه ها به عنوان نمادهای الزام همبستگی متقابل افراد خویشاوند یا قبیله به یکدیگر تلقی می گردد. موس در واقع به مزایای جبران به اندازه خود هدیه علاقه مند است. سوالی که همه برنامه تحقیق او را در بر می گیرد: چه نیرویی در چیزی که هدیه داده می شود وجود دارد که موجب می شود گیرنده آن را بازگرداند. موس با آگاهی از اینکه هدیه دادن اتفاوی نیست بلکه بیشتر روی مجموعه ای سازمان یافته از مقررات و الزامات قرار دارد، توجه خود را به پتلاچ، نمونه ی بسیار پیچیده ی هدیه و جبران معطوف می کند و در این ارتباط مشاهده می کند که این نوع از پدیده ها با پرداخت هایی از نوع خاص مطابقت دارند (دوپویی، 1385: 95). مارسل موس بر وصف "کلی و تام بودن" این پدیده های ابتدایی به شرح زیر تاکید می کند: "این پدیده ها همزمان حقوقی، اقتصادی، مذهبی، زیباشناختی و مانند اینها هستند. این پدیده ها حقوقی هستند به این معنی که به حقوق فرد و گروه مربوط می شوند، سازمان یافته و موجد نشر اخلاقیات می باشند. این پدیده ها در عین حال سیاسی و بومی هستند چون به مذهب واقعی، اعتقاد به روح در حیوانات و اشیاء ، جادو و اشاعه ی اخلاق مذهبی مربوط می گردند، اقتصادی هستند زیرا دارای مفاهیم ارزش، سود، بهره، تجمل، ثروت، اکتساب، انباشت، مصرف و صرف آزادانه ی هزینه ی سنگین و تحمیلی می باشند... به علاوه این نهادها دارای بعد زیباشناسی مهم هستند ... به عقیده ی ما هیچ چیز فوری تر یا نویدبخش تر از تحقیق درباره ی پدیده های "کلی و تام" جامعه شناسی وجود ندارد (اسملسر، 1376: 91 و 92). موس یک شیء مادی مورد هدیه را، شاهدی می داند که باید در آن معانی زیر را دید: 1- اعلام احترام یا عدم تخاصم از سوی همسایه، 2- الزام باز پس دادن چیزی لااقل معادل آنچه دریافت شده است، 3- مصرف یک کالا برای ایجاد احترام، 4- ضرورت ایجاد ارتباط با گروه های دیگر برای انجام فعالیت در هر یک از گروه ها و سرانجام 5- تمایل به شرکت در نیروی عرفانی (مانا) آن شیء که با گردش خود نمادی از وحدت ارواح در قلب ها در جامعه در حال مبادله است. تقسیم اموال به باور موس یکی از اشکال هدیه است (ریور، 1386: 137).

بوآس از خلال مطالعه بر پوتلاچ، پدیده ی هدیه ی نمایشی در نزد سرخپوستان کوالیوتل، تلینگیت و تشیمشیان در اطراف شهر ونکوور و در چارچوب رقابت میان چند رئیس که هر کدام از طریق بخشش های خود مدعی حق برخورداری از موقعیت عالی در سلسله مراتب اجتماعی هستند، را مورد تحلیل قرار داده است. در میان این اقوام پتوهای زیادی جمع آوری شده و توزیع می شود، تعدادی از قایق ها و سینی های مسی را نابود می کنند و گاه بعضی بردگان را سر می برند. در واقع این رئیس ها اموال خود را در برابر پاداشی غیر مادی از خود جدا می کنند. باید توجه داشت که در این رسم، ما نه با نوعی خودبزرگ بینی پنداری و نه با نوعی قرض دهی برای بهره بردن بعدی، بلکه در حقیقت با نوعی توزیع مجدد منابع و تلاش برای به رسمیت شناساندن یک جایگاه اجتماعی غالب روبرو هستیم. حتی در جوامع مدرن نیز، هدیه های بسیار سخاوتمندانه و ولخرجی های بسیار پر زرق و برق را باید در درون فرآیندی از رقابت برای کسب حیثیت و آبروی بیشتر تحلیل کرد (ریور، 1386: 136- 137). فرانتز بوآس پتلاچ را چنین تحلیل می کند: "نظام اقتصادی سرخپوستان امریکای شمالی در حد گسترده ای مانند جوامع متمدن بر اساس اعتبار پایه گذاری شده است. سرخپوستان در همه ی اشکال روی کمک دوستانشان حساب می کنند. آنها در مقابل قول می دهند که بعدا این کمک را جبران کنند. چنانچه کمک شامل کالای مادی باشد نزد سرخپوستان از طریق رواندازها محاسبه می شود مانند اینکه ما آنها را با پول ارزش گذاری کنیم، آنها قول می دهند که مقدار قرض گرفته شده را با سود بیشتری بازگردانند. سرخپوست نوشتار نمی شناسد. برای اینکه تضمینی داشته باشد، داد و ستد در ملاء عام انجام می شود. پتلاچ جریان مقروض شدن از یک طرف و پرداختن از طرف دیگر است. این نظام اقتصادی توسعه یافته است به اندازه ای که سرمایه افراد قبیله متجاوز از میزان ارزش موجود است؛ به عبارت دیگر این شرایط کاملا با شرایطی که در جامعه ی ما غالبند، مشابه است: اگر ما تمایل به پرداخت قرض هایمان را داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که برای پرداخت، یک جنگ به اندازه ی پول وجود ندارد. چنانچه همه ی بدهکاران قرض های خود را بپردازند، دیگر وحشت شومی که جامعه مدت های طولانی درگیر آن بوده است، وجود نخواهد داشت. باید درک شود، سرخپوستی که همه ی دوستان و همسایگانش را به یک پتلاچ بزرگ دعوت می کند و ظاهرا همه ی آنچه را که طی سالهای طولانی و پرمشقت انباشته، هدر می دهد، دو چیز در سر دارد که ما نباید از آن غفلت کنیم: دانایی و زیرکی. هدف اول او پرداخت قرض هایش است که در ملاء عام و با تشریفات بسیار انجام می شود به این منظور که در حافظه ها باقی بماند. دوم او با به کار انداختن ثمره ی کارش جهت کسب بیشترین منفعت برای خود و فرزندانش است. اینها افرادی هستند که هدایایی را به مناسبت یک جشن دریافت می کنند؛ قرض هایی را می گیرند که باید آنها را در امور موجود استفاده کنند؛ اما بعد از چند وقت لازم است که آنها را به هدیه دهندگان یا وارثانشان بازگردانند. بنابراین سرخپوستان پتلاچ را مانند وسیله ای برای تضمین آسایش فرزندانشان، در مواردی که آنها در سنین کودکی یتیم می شوند، در نظر می گیرند، به اصطلاح ما این "بیمه ی عمر" آنهاست" (بوآس 1889، به نقل از دوپویی، 1385: 69).

منابع:

·        ریور، کلود (1386)، درآمدی بر انسان شناسی، ترجمه ناصر فکوهی، نشرنی، چاپ هفتم

·        مندارس، هانری، گورویچ، ژرژ (1369)، مبانی جامعه شناسی، ترجمه باقر پرهام، تهران: نشر امیرکبیر، چاپ پنجم

·        اسملسر، نیل جی (1376)، جامعه شناسی اقتصادی، ترجمه محسن کلاهچی، تهران: نشر کویر

·        دوپویی، فرانسیس (1385)، انسان شناسی اقتصادی، ترجمه محدثه محب حسینی، تهران: نشر علم

·         Zelizer A. Viviana, (1989), The social meaning of money: Special money, The American Journal of Sociology

·         Zelizer A. Viviana, (2000), Money, In Edgar E. Borgatta (Eds), Encyclopedia of Sociology

 

 

 

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

پول، سپر بلا

چندی پیش، موضوعی مطرح شد که هدف آن پول بود و میخواست زوایای دیگری از این پدیده‌ی اقتصادی/ اجتماعی را در میان زنان متاهل شناسایی کند. طرح مساله‌ی این پژوهش و یافته‌های آن به مرور در شاخه اقتصاد و فرهنگ سایت انسان‌شناسی و فرهنگ منتشر شده است. از میان پاسخ‌هایی که به معنای پول داده شد به اشکال مختلفی از معنای پول دست یافتم که هرکدام را جداگانه مطرح کرده‌ام به گونه‌ای که ماحصل این پژوهش، فقط از این پرسش که معنای اجتماعی پول چیست، بدست آمده است. معنای خوب و بد پول در بدن، روان، دین، خوشبختی، عرف، زمان، خانه، اخلاق و معنای غیراخلاقی آن دیده شد و اینها معانی‌ای بودند که پول در وجه اجتماعی خود حامل آنها بود. نتایج نشان می‌دهد، پول در اکثر حوزه‌های زندگی رسوخ کرده است. نکته‌ای که در این بخش به آن خواهم پرداخت این است که این نفوذ حداکثری پول به چه معناست؟ آیا زنان مطالعه شده در این پژوهش پولی (پول زده) شده‌اند؟ آیا در صدر سخن بودن پول در تمامی حوزه‌ها این نگرانی را در پی نخواهد داشت که زندگی بیش از پیش مادی شده است؟

به لحاظ گونه‌شناسی، مفاهیم و معانی بدست آمده از یافته‌های این پژوهش، به گونه‌ای دسته‌بندی شد که پژوهشگر می‌بایستی با استفاده از روش تقلیل آنها را در مفاهیم کلی‌تری دسته‌بندی می‌کرد که هریک از این مفاهیم، مسیری برای رسیدن به معنای اجتماعی پول باشد. از آنجاییکه چنین ساختاری را در متون علمی نیافتم، با استفاده از روش خودم در این پژوهش، چهار مفهومی که معانی و یافته‌های بدست آمده به آنها منتهی شده بود را به عنوان ساختاری چهار وجهی برگزیدم که هریک، زوایایی از معنای اجتماعی پول را برای ما روشن می‌کند. معنای اجتماعی پول در این پژوهش، برآیند چهار حوزه‌ی؛ فرد، خانواده، فرهنگ و حوزه‌ی عمومی است. داده‌های بدست آمده از این چهار حوزه در این پژوهش، نگاه و راه تازه‌ای در باب معنای اجتماعی پول به روی ما گشود که تا کنون مغفول مانده بود. هرچند که پژوهش چندانی در این موضوع در کشور ما صورت نگرفته است، اما همین کارهای اندک هم بر روی کلیشه‌های پیشین و نوعا ایستایی بوده است که هیچگونه پویایی ندارند و در نتیجه از آشکار نمودن زوایای ناپیدای معنای اجتماعی پول و حقیقت آن بازمانده‌اند. به بیان دیگر، پژوهش حاضر با استفاده از روش‌ها و مکانیزم‌های علمی برای آشکار نمودن ابعاد پنهان معنای اجتماعی پول و دستیابی به جوهر آن به نوعی از تبارشناسی دست زده است که جزء جزء معنای پول در همه‌ی سطوح و عرصه‌های اجتماعی را در زیر دست پژوهشگر قرار داده است تا با استفاده از روش پدیدارشناسانه‌اش به تحلیل دقیق موضوع بپردازد.

چهارحوزه‌ی یاد شده در این چهار عنوان خلاصه می‌شود که سر عنوان‌های بخش نتیجه‌گیری نیز هستند.

پول از دیدگاه فردی به مثابه جریان زندگی است که امیددهنده و آرامش بخش است و هرگونه نگرانی را از بین برده و اعتماد به نفس می‌دهد.

پول از دیدگاه خانواده به مثابه ‌یکی از عناصر اصلی زندگی است که از راه‌های کار، پس‌انداز، ارث، وام، توانایی زنانه که با داشتن عقل معاش تامین می‌شود.

پول از دیدگاه فرهنگ به مثابه ارگانی است که در چهار حوزه‌ی عرف، دین، بدن و اخلاق، بیشترین کارهای کلیدی آنها را انجام می‌دهد. از یک سو مردم را با ریسمانی به خدا وصل میکند و از سوی دیگر روابط افراد با همدیگر و با جامعه را تنظیم کرده و مناسبت‌های اجتماعی آن را مشخص کرده و نقشه‌های کنش‌های انسانی را پیش روی آنها قرار می‌دهد.

پول از دیدگاه حوزه‌ی عمومی به مثابه ابزار قدرتمندی است که یا از سوی دولت به کار گرفته می‌شود و یا در بازار خودنمایی می‌کند.

با بررسی فراوانی هر یک از این مفاهیم، به این جمع‌بندی نهایی از معنای اجتماعی پول از دیدگاه زنان رسیدم که یافته‌هایی که با خانواده و فرهنگ مرتبط هستند، در مقایسه با حوزه‌ی عمومی و فردی بیشترین فراوانی را دارند. پول یک ابزار اقتصادی است و قاعدتا باید بیشترین معنا را در حوزه‌ی عمومی از آن خود می‌کرد، اما نتایج بدست آمده نشان داد که معنای اجتماعی پول، در حوزه‌ی عمومی در کمترین میزان نسبت به مفاهیم دیگر نمایان شده است.

وقتی پول از بازار و حوزه‌ی عمومی وارد حوزه‌ی خصوصی می‌شود، نقش و کارکرد آن را تغییر می‌کند؛ به این معنی که پول در بیرون از خانه، در بازار و حوزه‌ی عمومی که همه‌ی کنش‌ها جدّی و سرسختانه است، از ویژگی رسمی و انعطاف ناپذیری برخوردار است. اما همین پول وقتی وارد خانه می‌شود، جدیّت و سرسختی خود را از دست داده و از نرمی و لطافت خاصی برخوردار می‌شود، به گونه‌ای که پیوند صمیمانه‌ی تک تک اعضای خانواده با همدیگر را رقم می‌زند و بدین جهت معانی‌ای که در خانه بر پول مترتب است قدری متفاوت از معانی‌ای است که در حوزه‌ی عمومی بر آن مترتب است. البته اگر پول حوزه‌ی عمومی با همان ویژگی وارد خانه شود، آنوقت است که خانواده را نیز دچار تشویش می‌کند.

از سوی دیگر، معنای پول در حوزه‌ی فردی نیز وزن زیادی ندارد و این نکته، برخلاف این تصور رایج است که زنان، از‌سرخودخواهی و بیشتر از هر زمان دیگری پول را برای خود ‌خواسته و از آن استفاده ی شخصی می‌کنند.

توضیح این نکته ضروری است که ماهیت روش کیفی این است که نتایج به دست آمده، قابل تعمیم به کل جامعه‌ی آماری زنان نیست، اما درباره‌ی زنان متاهلی که در این پژوهش مشارکت داشته‌اند، یعنی زنانی که تصمیم‌ به ادامه‌ی زندگی مشترک داشته و به بقای خانواده فکر می‌کردند، این یافته‌ها قابل استناد است.

یافته‌های پژوهش به دو نتیجه مهم منجر شد که به اختصار به آنها می‌پردازم: از یک سو دیدگاه زنان نشان داد که خانواده‌ی شهری ایران پولی شده است. پولی شدن به این معنا است که بیشتر ارزش‌های کیفی به ارزش‌های کمّی تغییر شکل داده‌اند. هر چیزی را با پول میتوان بدست آورد و یا به بیان ساده‌تر می‌توان خرید. با پول اعتماد به نفس، قدرت، رضایت، آرامش، خیر و ثواب و... خریداری می‌شود. حوزه‌های نسبتا کمی وجود دارد که پول وارد آن نشده است. البته پول به خودی خود اراده ندارد و این کنشگر اجتماعی است که این پدیده‌‌ی اقتصادی را وارد روابط اجتماعی می‌کند. از آنجاییکه پول تجلی امر مادی است، حضور آن در همه‌ی حوزه‌های فردی و اجتماعی خوشایند نیست و این مساله را به ذهن متبادر میکند که پول باشد همه‌ی بایدها محقق می‌شود.

از طرف دیگر بهتر است این پولی شدن همه جانبه را به شکل دیگری بررسی کرد. پول سپر بلای خانواده‌ها‌ی امروزی شده است. تحولات خانواده از شکل گسترده به هسته‌ای و تحولات جامعه‌ی شهری که روز به روز «نگرش دلزده»‌ی زیمل را تداعی می‌کند، این هسته‌ی اصلی جامعه را بیش از پیش به تنهایی سوق داده است. حفظ آبرو که با پول ارتباط تنگاتنگی دارد باعث شده است که نوعی آینده‌نگری را در نظرات زنان این پژوهش ببینم که ماحصل آن اشکال مختلف پس‌انداز به شکل مخفیانه و آشکار است (برای اطلاع بیشتر به گزارش جلسه 25 مراجعه شود). خانواده‌ی امروزین مسئولیت‌های بسیاری را بر عهده دارد که ادای آنها به پول بستگی دارد، از حفظ سلامتی گرفته تا تهیه‌ی مسکن و امکانات اولیه و نیازهای فرزندان. در چنین شرایطی پول محافظی است که این امکانات حداقلی را فراهم می‌کند. خانواده‌ی شهری از همه طرف با حملات سخت اقتصادی و اجتماعی روبروست که یک تنه باید حریف همه‌ی آنها باشد. زنان گرچه بخش کوچکی از شاغلان را تشکیل می‌دهند، اما در مدیریت مالی خانواده نقش مهمی دارند. آنها مجبورند از این سپر بلا به نحو احسن استفاده کنند تا خانواده را حفظ نمایند. پس آن چیزی که به نظر مادی‌گرایی میرسد، راهی است که پیش روی آنان است تا بیشتر از قبل خانواده‌شان را حفظ کنند.

به تعبیر بوردیویی، سرمایه‌ی اقتصادی پررنگ‌تر از سرمایه‌ی اجتماعی و فرهنگی در کنش‌های اجتماعی جریان دارد. اگر تا پیش از این سرمایه‌ی اجتماعی باعث میشد که یک شهروند خوش‌حساب در محله‌ای که زندگی می‌کند به راحتی خرید کند، امروزه این سرمایه کمرنگ شده و تنها پول است که در مبادلات مالی خودنمایی میکند. برای تحلیل ساختارهای ذهنی افراد در مورد پول، کافی است به ساختارهای عینی میدان‌های گوناگون اجتماعی نگاه کنیم. جامعه به شدت پولی شده است و این را از می‌توان از بازنمایی‌هایی که پول در عرصه‌ی اجتماعی دارد متوجه شد.

 

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

معنای پول در روان

امینت خاطر و امینت مالی در یک ارتباط خطی قرار دارند: یعنی پول بیشتر، امنیت بیشتر می‌آورد. پول جلیقه‌ی نجات عاطفی، پوشش ایمنی و روشی برای دوری از نگرانی است. شواهدی از این از گزارش‌های بالینی مطالعه شرح حال زندگی ثروتمندان بدست آمده است. با وجود این در نظر گرفتن پول به عنوان امنیت خاطر می‌تواند باعث بیگانگی مردم با واقعیت‌ها شود، چون دیگر منابع مهم امنیت را ضعیف می‌پندارند. ترس از زیان‌های مالی بسیار مهم است، زیرا فرض بر این است که فردی که در جستجوی فراهم کردن ایمنی است هرچه بیشتر و بیشتر برای رضایت خویش به پول وابسته می‌شود (فرنهام و آرگایل، 1384: 185).

مصاحبه‌شوندگان این پژوهش که بانوان متاهل بودند، معنای پول در روان را در؛ "آسایش"، "آرامش"، "امید"، "نگرانی" و "اعتماد به نفس" می‌دانند.

درباره‌ی "اعتماد به نفس" چندین نفر از مصاحبه‌شوندگان دیدگاه خود را بیان کرده‌اند. مصاحبه‌شونده‌ای میگوید: «وقتی پول ندارم اعتماد به نفس من پایین می‌آید. پول یکی از ابزاری است که میتوان با آن قدرت داشت.»

مصاحبه‌شونده‌ای در خصوص "آرامش" می‌گوید: «تا حدی پول را میخواهم که به من آرامش بدهد نه اینکه باعث بشود آرامشم بهم بریزد. اینقدر پول میخواهم که راحت زندگی کنم.»

یکی از مصاحبه‌شوندگان درباره‌ی "آسایش و آرامش" می‌گوید: «پول، آسایش، زندگی بدون دغدغه، آرامش اعصاب و روان. همه جا مقبول و مورد تایید هستی، اعتماد به نفس داری، بعد وقتی بچه‌ات ازت خواسته‌ای داره می‌تونی براش بگیری و از خودت راضی می‌شی».

یکی از مصاحبه‌شوندگان درباره‌ی "نگرانی" میگوید: «شوهرم شاید این ماه 200 تومن داشته باشد، شاید یک میلیون و شاید هیچی. بیکاری هست و بیمه هم نداریم، بازنشستگی نداریم. این چیزهاست که نگرانم می‌کند. الان اگر خرج نکنم و این پول را بگذارم بانک، سودی هم روی آن می‌آید».

مصاحبه‌شونده‌ای که بیماری مزمن دارد معنای پول را امید به آینده دانسته و می‌گوید: « در بحث مسائل مالی، ام اس (بیماری) می‌تواند نگرانی من برای آینده باشد و اینطور هم هست و من این حاشیه‌ی امنیت را برای روزهایی میخواهم که توان کار کردن ندارم.»

تجربه‌ی آرام‌بخشی پول برای زنان در شرایطی بود که پول مانند کلیدی برای بازگشایی گره‌های زندگی‌شان عمل می‌کرد. این آرامش و آسایش ناشی از پول در شرایطی که مشکلات با پول برطرف می‌شدند حاصل میشد. مشکلاتی نظیر بدهی، بیماری، مسکن و ...

از نظر زنانی که بیماری در خانه داشته و یا خودشان بیماری بودند، پول دارویی امید بخش بود که می‌توانست به آنها کمک کند تا سلامتی خود را بازیابند و تندرستی نزدیکانشان را ببینند.

نگرانی از تامین نبودن آینده‌ی خود و فرزندان در شرایطی تجربه میشد که زنان و شوهرانشان پایگاه اقتصادی بالا و ثابتی نداشتند. وضعیت اقتصادی کلان در شرایط امروز و تورم‌های پی در پی باعث شد زنان طبقه‌ی متوسط و پایین دائم نگران بحران‌های اقتصادی خانواده باشند. بی‌خوابی، عصبانیت و افسردگی تجربه‌ای که زنان در این شرایط از آن صحبت کردند.

داشتن اعتماد به نفس به واسطه‌ی پول در شرایطی تجربه شد که زنان به دلیل مسائل دیگری، از اعتماد به نفس پایینی برخوردار بودند. تحقیر توسط دیگران باعث شده بود که زنان پول را ابزاری ببینند که با کمک آن اعتماد به نفس بدست می‌آید. از طرف دیگر زنان خانه‌دار بر این باور بودند که شاغل بودن زن به او اعتماد به نفس بیشتری میدهد چون نشانگر این است که زن توانایی حمایت مالی از خانواده را دارد.

نخستین چیزی که در تحلیل این حوزه بایستی مد نظر قرار گیرد، بررسی ارتباط پول و معناهای این خوشه است. بحث در خصوص روان در اینجا به روان‌شناسی اجتماعی ارتباط دارد.

زنانی که پول برایشان آسایش و آرامش به همراه داشت، آن دسته از زنانی بودند که با پول خرج کردن به آرامش دست پیدا کردند.

بی‌پولی برای برخی از زنان نگرانی از آینده را به همراه داشت. زنانی که در این شرایط به سر می‌بردند به جمع کردن پول روی آورده و تنها راه را خرج نکردن پول میدانستند. جمع کردن پول به شکلی که تداعی کننده‌ی یک فرد خسیس است. فردی که خرج نمیکند و فقط جمع می‌کند و این خسیس با خسیس زیمل تفاوت دارد. چون از جمع‌کردن لذّت نمی‌برد. بلکه از خرج کردن نگران است.

کسانی که امیدواری را به واسطه‌ی پول جستجو کرده‌اند بیمارانی بودند که پول را مهمترین امید انسان در روزگار سختی می‌دانستند و برای همین نیز بهبودی و تداوم زندگی‌شان را در گرو پول می‌دیدند. کسانی که از طریق پول اعتماد به نفس کسب کردند، بازنمایی پول را در لوازم خانه و ظاهرشان نشان میدادند.

در حالیکه نظریه‌پردازان و اقتصادسنجان، الگوهای بسیار پیچیده‌ی ریاضی از رفتارهای اقتصادی را در مقیاس گروهی ارائه می‌کنند و تقریبا همیشه این حقیقت آشکار "عقلانیت فردی" را در اساس پذیرفته‌اند، روان‌شناسان مشتاقند که خطاهای منطقی مردم عادی را در استدلال‌های اقتصادی نشان دهند. انسان‌شناسان و جامعه‌شناسان نیز نشان می‌دهند که چگونه نیروهای اجتماعی موجود (هنجارها، آیین‌ها، عرف و قوانین) همواره رفتارهای غیرعقلانی انفرادی و گروهی مردم را عقلانی تعبیر می‌کنند (فرنهام، آرگایل، 1384: 60).

بر اساس نظر لی و همکارانش (1987)، نظریه‌ی روان‌شناسی پول سه عامل را شامل می‌شود:

1. عوامل مربوط به توسعه‌ی نمادگرایی: از این روست که برای افرادی ویژه در فرهنگ‌های مختلف شکل، رنگ و شمایل پول ارزش و اهمیت خاصی دارد. بدین دلیل است که پول در کشورهای مختلف از نظر اندازه، رنگ و تصویر با هم تفاوت دارند.

2. عوامل مربوط به خود نمادگرایی: سلسله معانی‌ای (مثبت، منفی، خنثی) که در همه‌ی انواع پول‌ها وجود دارد.

3. عوامل مربوط به استفاده از پول: چرا برخی از پول‌ها پس‌انداز و بعضی دیگر مصرف می‌شوند. چرا بعضی بیش از بقیه ایمن، شخصی‌تر و یا مطلوب‌ترند. در حقیقت معانی پول در نحوه‌ی استفاده از آن بیشتر قابل مشاهده است (فرنهام، آرگایل، 1384: 59).

پول معانی مختلفی از جمله مفاهیم مقدس و یا دنیوی دارد. افزون بر این جنبه‌های اخلاقی در نحوه‌ی بدست آوردن پول و خرج کردن آن، بدین معناست که نگرش نسبت به پول با باورهای مذهبی ارتباط دارد. روان‌سنج‌ها به تازگی نسبت به ابداع مقیاس اندازه‌گیری چند عاملی معتبر نگرش‌های پولی علاقه نشان داده‌اند (فرنهام، آرگایل، 1384: 62).

روان‌شناسان اقتصادی اخیرا در مورد مفهوم اقتصادی عقلانی پول مدرن بحث کرده‌اند، به ویژه با عقیده قابلیت تعویض و مفهوم "حساب روانی" را پیشنهاد کرده‌اند: روشی که افراد بین انواع پول تمایز قائل می‌شوند. برای مثال آنها با یک پول بادآورده رفتار متفاوتی دارند تا پولی که ارث رسیده باشد؛ حتی اگر این مبالغ یکسان باشند. ولی حساب روانی بدون حساب جامعه‌شناختی قابل فهم نیست.

روان‌شناسان، پول را در چهار خرده گرایش جای می‌دهند:

•        روان‌شناسان بالینی بر چگونگی احساساتی که با پول در ارتباط است و وضعیت‌های بالینی، مضطرب و عصبی بحث می‌کنند.

•        روان‌شناسان رشد در این موضوع مطالعه می‌کنند که چه طور پول با گذراندن دوران کودکی معنای مهمی پیدا می‌کند.

•        روان‌شناسان شخصیت، به این موضوع می‌پردازند که چگونه پول به مفاهیمی چون شخصیت، هویت و اعتماد به نفس مربوط هست و اینکه چطور رفتارهای پولی متفاوت با گونه‌شناسی شخصیتی متفاوت، پیوند دارند.

•        بالاخره روان‌شناسان صنعتی، به مطالعه‌ی پول، به عنوان برون‌داد با ارزشی که افراد دریافت می‌کنند، می‌پردازند. فارنهام و ارگایل در کتاب اخیرشان "روان‌شناسی پول" (1998) مروری عالی بر رویکردهای روان‌شناختی داشته‌اند (ترنس، آمی، 1999: 569).

تصاحب پول احساس امنیت و آرامش بوجود می‌آورد و ما را متقاعد می‌کند که همه‌ی ارزش‌ها به آن ختم می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت که این احساس و اعتقاد، از حیث روان‌شناختی محض باعث می‌شود که همه‌ی اشیاء در یک سطح قرار گیرند و این امر نیز دلیل موجهی است بر این گلایه که پول، در عصر ما به "خدا" مبدّل شده است.

آرزوی داشتن پول، گرایشی دائمی است که ذهن، در اقتصاد پولی تمام عیار دارد. پول به طور فزاینده با بدل شدن به تجلی کامل و معادل مطلق تمامی ارزش‌ها، به شکل مجرد بر سر چیزهای متعدد می‌نشیند و به کانونی بدل می‌گردد که در آنجا اشیاء متضاد و بیگانه و دور از هم به یکدیگر برمی‌خورند و شباهت‌هایشان آشکار می‌شود. بنابراین پول عملا به ما امکان تفوق بر اشیاء خاص را می‌دهد و ما را از قدرت مطلق خود مطمئن می‌سازد و به ما می‌قبولاند که همچون وجود متعالی می‌تواند هر شیء و چیز مادون خود را در هر لحظه برای ما حاضر سازد و قادر است به همه‌ی چیزها مبدل شود (زیمل، 1386: 335- 334).

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

معنای غیراخلاقی پول

ناهنجاری‌های پولی در پیوند با مفهومی است که گیدنز آنرا تحت عنوان "تهدید بی‌معنایی شخصی" نامیده است. از نظر گیدنز، به علت تسلط نظامهای انتزاعی پولی و تخصصی بر زندگی اجتماعی بشر، معنای شخصی زندگی از بیشتر عرصه‌های وجودی رخت بربسته و زندگی انسان خالی از یک هدف و معنا و ارزش شخصی شده است. به نظر او بازگشت نظام اخلاقی و ایجادکننده‌ی معنا برای زندگی شخصی راه حل این بحران وجودی و معنایی می‌باشد (ریتزر، 1384: 823). وبلن هم در مورد مصرف و طبقه‌ی اجتماعی بیان می‌کند که علت مصرف انواع کالاها و خدمات نه برای معاش، بلکه برای ایجاد مبنایی برای تمایزات تبعیض‌آمیز (آن تمایزاتی است که برای ایجاد حسادت طراحی شده‌اند) میان مردم است. از نظر وبلن طبقه‌ی تن‌آسا به مصرف متظاهرانه مشغول می‌شود و مصرف متظاهرانه‌ی طبقه‌ی تن‌آسا نهایتا بر هرکس دیگر در نظام قشربندی اثر می‌گذارد. مردم در هر طبقه‌ی اجتماعی دیگر برای تصمیم‌گیری در این مورد که چه کالاهایی را مصرف کنند از رفتار طبقه‌ی تن‌آسا در نوک قله‌ی نظام قشربندی تقلید می‌کنند (ریتزر، 1389: 110).

مصاحبه‌شوندگان در این پژوهش که خانمهای متاهل هستند، ناهنجاری‌ پول را در معانی‌ای همچون؛ "تجمل‌گرایی"، "بریز و بپاش"، "غرور"،  "نوکیسه‌گی"، "اسراف و ولخرجی" و "تخریب" دیده و توصیف کرده‌اند.

یکی از پاسخگویان درباره‌ی "تجمل‌گرایی" میگوید: «دیروز یک ماشین عروس آنچنانی دیدم، عروسی تاج داشت و تور و در واقع لخت بود و فیلمبردار داشت از او فیلم‌برداری می‌کرد، این اثر پول نیست؟ این آقا اگر پول نداشته باشد نمیتواند آن ماشین را داشته باشد. انسان اول باید جنبه‌ی پول داشتن را داشته باشد. اگر پول کم کم بیاد جنبه‌اش هم پیدا میشود. الان در اثر سرریز ناگهانی پول، زندگی‌ها تجملاتی شده‌اند. پدر و مادر سر یک میز غذا نمی‌خورند. همه می‌دوند که پول دربیاورند. پدر کله‌ی سحر میرود اضافه کاری تا پول بدست بیاورد. چون باید خرج این تجملات را درآورد». از نظر این پاسخگو پول زیاد به جای اینکه باعث رفاه و آسایش شده باشد، خانواده را از هم دور کرده و تجمل‌گرایی را جایگزین آن نموده است.

پاسخگویی، 22 ساله تجربه‌ی خود را از ابراز "غرور" دیگران این طور بیان میکند: «بعضی وقتها که پول زیاد است، بعضی از آدم‌ها مغرور میشوند. کاری می‌کنند که دور و بری‌هایشان از آنها فراری می‌شوند. شوهرم با فامیل‌های خودش رابطه‌ی خوبی ندارد. فقط با پدر و مادرش راحت است و بس. خواهر و برادرهایش خیلی مغرور هستن و برای آدم تعیین تکلیف میکنند... برای همین میگویم پول مغروریت می‌آورد. فامیلهای شوهرم، فامیلهای خودم اینجوری هستند وقتی با آنها رفت و آمد میکنیم میگویند: تو چرا طلا نداری؟ این چه وضع زندگی است؟ چرا اینقدر زود بچه آوردی؟»

مصاحبه‌شونده‌ای، تحقیر ناشی از غرور را اینگونه توصیف می‌کند: «نمونه‌اش توی فامیل خودمان هست. یکی‌اش عمو و زن عموی خودم، با اینکه پول زیادی دارد ولی هیچ توجهی به ما ندارد. آمد خانه‌ی من، به جای اینکه به من دلداری بدهد و بگوید دخترم ما هم از اول همین جوری شروع کردیم ... تحقیرم کرد. من برایش چای آوردم، لباس محلی پوشیده بودم، به من گفت خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. گفت اینجوری بگردی همه به تو میخندند.»

یکی از مصاحبه‌شوندگان در مورد "نوکیسه‌گی" می‌گوید: «خانواده‌هایی را می‌شناسم که پولشان در حد زیادی بوده ولی زن و شوهر هیچ نوع محبتی بینشان نبوده. علت آن هم پول بوده و بس. برای اینکه اگر پول نباشد خانم خانه مجبور می‌شود یک جورایی این دیگ آن دیگ کند تا غذایی آماده شود. ولی وقتی خانم خانه از صبح میرود این بوتیک و آن بوتیک، یا دور هم جمع می‌شوند و وقت میگذرانند تا ظهر و برایشان مهم نیست این خانواده چی میخورند، در نهایت هم زنگ می‌زنند از بیرون پیتزا می‌آورند».

او که سالهاست ساکن یک محله بوده و تغییرات آن جا را به چشم دیده، در همین خصوص می‌گوید: «من علنا دیدم. توی همین شهرک نزدیک اینجا، اینها کارگر بودند، دولت زمینها را بعد از انقلاب به آنها داد، زمینهای مصادره‌ای بود. بعد از اینکه اینها مالک زمین شدند، زمین قیمت برداشت و گران شد. تا قبلش رعیت بودند و پول ندیده بودند، تا قبلش قاطر زیر پایشان بود بعد تبدیل شد به پاترول. این چیزها باعث شد که به مواد مخدر و قمار روی بیاورند. مجالس و عروسی‌هایشان بدون قمار و مواد نمی‌‌گذرد... بچه‌هایشان ول شدند و رفتند سراغ مواد مخدر. خانواده‌ها سلامت به سر نبردند و پول خرابشان کرد.»

پاسخگوی، 36 ساله در مورد "اسراف و ولخرجی" می‌گوید: «می‌بینی یکی همش لباس می‌خرد، تازه لباس خریده ولی دوباره برای عروسی خواهرش لباس می‌خرد. وضعیت زندگی‌شون هم خوب است. شوهرم میگوید پول را خرج کنی جاش می‌آید. البته ولخرجی نه. او هم با ولخرجی موافق نیست.»

اینکه زنان در چه شرایطی معنای غیراخلاقی پول را تجربه کرده‌اند به این مسئله ارتباط دارد که با چه کسانی و در چه شرایط مالی رفت و آمد داشته‌اند. غرور و تحقیر ناشی از آن از طرف کسانی تجربه شده بود که در بین دوستان و اقوام، مجبور به رفت و آمد با دیگران پولدار بوده‌اند. ایراد گرفتن دیگران و البته "دیگران مهم" از شیوه و سبک زندگی آنها باعث شده بود که آنها غرور ناشی از پول را تجربه کرده و آن را جنبه‌ی منفی پول قلمداد کنند.

زنان میانسال به این شکل از تحقیر بی‌توجهی نشان میدادند، اما زنان جوان‌تر از این تحقیر ناراحت شده و باعث شده بود تا جایی که در توان دارند سبک زندگی خود را تغییر دهند تا مقبول "دیگران مهم" باشند.

نوکیسه‌گی معنی‌ای است که به دیگران اطلاق می‌شود. دیگرانی که ناگهان پولدار شده و سبک زندگی‌شان را تغییر داده‌اند. زنانی به این تجربه اشاره کردند که در سنین بالای 40 سال قرار داشته و گذشته‌ی دیگرانی را که به ناگهان پولدار شده بودند را می‌دانستند. کسی این معنی را برای خودش به کار نبرد. به طور کلی معنای غیراخلاقی پول همیشه در مورد دیگران استفاده می‌شود و زنان از اثرات آن صحبت کرده‌اند. بسیاری از زنان میانسال که زندگی مالی‌شان فراز و نشیب‌های مختلفی داشت، معناهای غیراخلاقی پول را به صورت‌های مختلف در رفتارهای دیگران دیده و جنبه‌ی منفی پول را به اندازه‌ی جنبه‌ی مثبت آن مد نظر قرار دادند. زنان جوان که فرزندان کوچک دارند نگاه مثبتی به پول دارند و چشم‌اندازهای آینده‌ی زندگی را در داشتن پول و استفاده‌ی از آن برای فرزندانشان می‌بینند.

نگاه کلان در مورد پول به شکل تخریب‌گونه‌ی آن، در معدود زنانی مشاهده شد. کسانی که پول را عامل تخریب شهر و فضای شهری و فرهنگی شهری می‌دانستند، سالهای متعددی ساکن یک شهر بوده و تغییرات آن را مشاهده کرده بودند. توجه آنها به این تغییرات به ویژگی فرهنگی اجتماعی آنها ارتباط داشت. این زنان یا از تحصیلات بالا برخوردار بودند و یا سرمایه‌ی فرهنگی خانوادگی‌شان بالا بود و اخبار شهر را در مجلات و روزنامه‌ها پیگیری می‌کردند.

پول به مثابه شمشیر دو لبه‌ای است که نوع استفاده از آن، مرز پدیده‌های اخلاقی و غیراخلاقی را مشخص می‌کند. به بیان دیگر اگر از پول استفاده‌ی درستی بشود به معنی اعتبار و آبرو خواهد بود و اگر استفاده‌ی نادرستی از آن بشود، پدیده‌های غیراخلاقی همچون تجملگرایی، غرور، نوکیسه‌گی و ... معانی آن خواهند بود.

پول معانی مختلفی از جمله مفاهیم مقدس و یا دنیوی دارد. افزون بر این جنبه‌های اخلاقی در نحوه‌ی بدست آوردن پول و خرج کردن آن، بدین معناست که نگرش نسبت به پول با باورهای مذهبی ارتباط دارد. روان‌سنج‌ها به تازگی نسبت به ابداع مقیاس اندازه‌گیری چند عاملی معتبر نگرش‌های پولی علاقه نشان داده‌اند (فرنهام، آرگایل، 1384: 62).

برخی از معناهای متفاوت که پول بدست می‌آورد به پتانسیل جهانی آن بستگی دارد: پول در گردش است. جهتی که پول طی می‌کند و معنای اجتماعی مکان‌هایی که پول در آنها در حرکت است،  بر معنای پول تاثیر می‌گذارد: خود پول می‌تواند به لحاظ اخلاقی پاک یا فاسد شود. اصطلاحی مثل "پول کثیف" و موضوع "پول شویی" این را مطرح می‌کند که پول ممکن است درمیان چنین تبادلات صدمه نبیند. این که آیا پول از جایی که بوده و یا به جایی که میرود، رنگ می‌گیرد ، یک نتیجه گیری از پیش واقع شده نیست.

وضعیت پول می‌تواند توسط  شبکه‌ای که در آن جریان دارد تحت تاثیر قرار گیرد. پول تحت تاثیر "منبع مستقیم و نزدیک"، "منبع نهایی" و "جهتی که در آینده طی می‌کند"، مشخص می‌شود. اینکه پول از کجا می‌آید و به کجا می رود مهم است. اولین منبع نزدیک پول را در نظر بگیرید و ببینید پول خاص از کجا می‌آید؟ اگر منبع، درگیر برخی از انواع نابسامانی‌ها، به لحاظ اجتماعی رسمی یا به لحاظ اخلاقی مشکل‌دار باشد (دزدی، فروش داروهای غیر قانونی) یا فرد را به صورت غیرقانونی درگیر کند (کلاهبرداری، دزدی)، با عبارت "پول کثیف" یا "پول حرام" برای توصیف آن مواجه خواهیم بود.  البته پول قابل تعویض، متجانس و سیال بوده و به سختی قابل پیگیری است و مشکل بتوان گفت که پول از کجا آمده است. ولی اغلب منابع پولی قابل پیگیری هستند (کاروترز، اسپلاند، 1998: 1390).

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

معنای پول در مناسک و دین

نظریه‌های تمایز کارکردی در جوامع صنعتی تبیین مرتبطی ارائه می‌کنند که حاکی از تحلیل نقش عمده‌ی نهادهای دینی در جامعه است. این بحث با کار اثرگذار امیل دورکیم، اشکال ابتدایی زندگی دینی و از دهه‌ی 1960 که دیدگاه کارکردگرایانه نگرش غالب در جامعه‌شناسی شده بود آغاز شد. کارکردگرایان تاکید می‌کنند که دین صرفا دستگاهی متشکل از اعتقادات و باورها نیست (آنطور که وبر اظهار می‌دارد)؛

بلکه همچنین دستگاهی از کنش‌ها شامل مناسک رسمی و مراسم نمادین برای مشخص کردن گذر از مراحل مهم زندگی، تولد، ازدواج، مرگ و نیز جشن‌های موسمی است. به عقیده‌ی دورکیم این مناسک با حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی، حفظ نظم و ثبات و از اینرو ایجاد منافع جمعی، کارکرد اساسی برای جامعه دارند. دورکیم دلیل می‌آورد که جوامع صنعتی با تمایز کارکردی مشخص می‌شوند، جوامعی که در آنها اهل فن و سازمان‌های تخصصی مسئولیت مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و پرورش، کنترل اجتماعی، سیاست و رفاه را به عهده گرفتند، یعنی غالب وظایفی که در اروپای غربی منحصرا توسط راهبان، کشیشان و کلیساهای محلی انجام میشد در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با گسترش دولت رفاه در اروپا،  سازمان‌های غیر انتفاعی و خیریه‌ی مذهبی که مخارجشان در قرون وسطی داوطلبانه تامین میشد – نوانخانه‌ها، پرورشگاه‌ها و آسایشگاه‌ها – از میان رفتند. رشد دولت رفاه موجب تاسیس مدارس دولتی، مراکز بهداشت و درمان دولتی، شبکه‌های خدمات رفاهی برای کمک به بیکاران، سالخوردگان و فقرا شد. دورکیم با آشکار کردن نقش‌های اجتماعی عمده‌ی سازمان‌های دینی، پیش‌بینی می‌کند که پسماند نقش‌های اخلاقی و روحانی این سازمانها، جدای از تشریفات رسمی تولد، ازدواج و مرگ و برگزاری مراسم تعطیلات خاص به تدریج از میان خواهد رفت (اینگلهارت، 1387: 26).

مصاحبه‌شوندگان معنای پول در مناسک و دین را به صورت؛ "خیرات"، "عاقبت به خیری" و "برکت" توصیف کرده‌اند. بیان اینگونه‌ی معنای پول ارتباطی به دینداری مصاحبه‌شوندگان نداشت. برخی از مصاحبه‌شوندگان که از نظر شاخص‌های ظاهری دیندار بودند، صحبت از حلال و حرام بودن پول نکردند و در بین پاسخگویان کسانی بودند که علی‌رغم نداشتن شاخص‌های دینداری از عاقبت به خیری و برکت پول صحبت کردند.

یکی از مصاحبه‌شوندگان خیرات را با داشتن شأن مذهبی یکسان میداند و میگوید: «وقتی پول داشته باشی و بخواهی سفره‌های مذهبی برگزار کنی یا خیرات کنی، یا تاسوعا و عاشورا دوستانت را دور هم جمع کنی، نیاز به پول است و از جهت اجتماعی و مذهبی وجه‌ی خوبی دارد.»

یکی از مصاحبه‌شوندگان که به تازگی پدرش را از دست داده بود در خصوص "عاقبت به خیری" می‌گوید: «بابام که فوت کرده بود حدود 4000 نفر توی مراسمش بودند. نمی‌دونم اون دنیایی هست یا نه، ولی میدیدم چقدر همه برایش ناراحت هستند... باید دید چه چیزی مهم است. درست است که بابای من اشتباه زیاد داشت ولی خوب زندگی کرد. دست به خیر بود و بریز و بپاش داشت. عاقبت به خیری یعنی همین، یعنی وقتی تو میروی چهار نفر بگویند خدا رحمتش کند تا اینکه لعنت بفرستن. او با رفتارش اعتبار کسب کرد».

پاسخگویی درباره‌ی "برکت" می‌گوید: «مدتی است که پولی را در بانک گذاشتیم و سودش را می‌گیریم، تمام مدت ناراحت هستم که این حلال است یا نه؟ از طرف دیگر توانایی کار کردن با این پول را نداریم، آن هم در این شرایط اقتصادی. سود پول را هر ماه میگیرم اما با اکراه. قبلا این پول‌ها حرام بود و خوردن نداشت. الان همه عادت کرده‌اند.به نظرم این پولها برکت ندارد و زندگی را بی‌برکت کرده است.»

زنانی که تجربه‌ی عاقبت به خیری و ارتباط آن را با پول بیان کردند، دیگرانی را الگوی این عاقبت به خیری در اطراف خود داشتند. حضور هزاران نفر در مراسم تدفین فردی که عمر خود را صرف کمک کردن به دیگران کرده بود، نمونه‌ای از این عاقبت به خیری است.

خیرات و کسب ثواب ناشی از آن از نظر برخی از زنان، شیوه‌ای بود که به کمک آن شخص هم آرامش روحی پیدا میکند و هم یادی از افرادی می‌کند که از این دنیا رفته‌اند. زنانی که شاغل بودند، خیرات برای والدین‌شان، از پول خودشان بود و عقیده داشتند به این طریق نیازی نیست که بابت خیراتی که می‌کنند از همسرشان کسب تکلیف کنند.

وقتی درآمدی که بدست می‌آید با تلاش و کار همراه باشد، برکت داشته و در جای بهتری هزینه می‌شود. زنانی که از برکت پول صحبت کردند، کسانی بودند که وضعیت مالی‌شان بهتر شده و آن را نتیجه‌ی خواست خدا می‌دانستند.

بخشی از زنان این پژوهش جنبه‌ی معنوی این پول را مد نظر قرار داده و معانی‌ای همچون؛ خیرات، عاقبت به خیری و برکت را معانی پول دانستند. این زنان در واقع به پول جنبه‌ی الوهی بخشیده و معانی آن را در خدا جستجو کرده و آن را وسیله‌ی تقرب به خدا تلقی کرده‌اند. زنی که به سبب اعتقاداتش وارد کارهایی چون احسان، نیکی، انفاق در راه خدا می‌گردد، هرگونه افزایش دارایی‌اش را به سبب همین اعمالش و از سوی خدا دانسته و آن را عاقبت به خیری و آرامش ابدی می‌داند. در نتیجه از سخنان بخشی از این زنان می‌توان نتیجه گرفت که پول اگرچه پای در زمین دارد، اما دستش بر آسمان است.

اما برخی دیگر از زنان این پژوهش نگاه دیگری به این موضوع داشته و تنها به دلایل اعتقادی به شکل دینی پول توجه نکرده‌اند، بلکه با مشاهده‌ی تحسین شدن افراد خیّر و نیکوکار، برای کسب وجهه‌ی اجتماعی به خیرات و انفاق روی آورده بودند.

معنای دینی پول در این پژوهش، از دو مقوله ناشی می‌شود؛ خدا و مردم. بخشی از زنان پول را با عبارت‌هایی همچون برکت، فرو فرستاده از سوی خدا می‌دانستند و بخش دیگری از زنان با عبارت‌هایی همچون؛ خیرات، پول را وسیله‌ای برای رسیدن به خدا می‌دانستند.

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

معنای پول در عرف

تصویر: بازار محلی استان مازندران، تابستان 1388

ارتباط هنجارها و ارزش‌های پولی با دیدگاه رفتارگرایی پیتر بلاو در پیوند است. به نظر او مکانیسم‌هایی که میان ساختارهای اجتماعی پیچیده میانجی می‌شوند، هنجارها و ارزش‌هایی‌اند که درون جامعه وجود دارند. این هنجارها و ارزش‌ها به گونه‌ای غیرمستقیم تبادل اجتماعی را امکان‌پذیر می‌سازند...

 

یک عضو گروه که خودش را با هنجار گروهی تطبیق می‌دهد، به خاطر همین تطبیق، آشکارا تایید گروه را به‌دست می‌آورد و در ضمن به خاطر این واقعیت نیز مورد تایید قرار می‌گیرد که تطبیق با هنجار گروهی به استواری گروه کمک می‌کند. مفهوم هنجار در صورت‌بندی بلاو، او را به سطح تبادل میان فرد و جمع می‌کشاند، حال آنکه مفهوم ارزش‌ها او را به گسترده‌ترین سطح اجتماعی و تحلیل رابطه‌ی میان جمع‌ها سوق می‌دهد. از نظر بلاو چهار نوع ارزش وجود دارد که هر کدام کارکرد متفاوتی دارند. در این بخش ارتباط پول و هنجارها،  بیشتر با ارزش‌های کلی‌گرایانه روبرو هستیم، این نوع ارزش‌ها معیارهایی‌اند که به وسیله‌ی آنها ارزش نسبی انواع چیزهایی را که می‌توان مبادله‌شان کرد، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. وجود این معیاها امکان تبادل غیرمستقیم را فراهم می‌سازد (ریتزر، 1384: 438-440).

مصاحبه شوندگان معنای عرفی پول را در؛ "آب‌باریکه"، "نان شب"، "شانس"، "معیار شناخت" "چرک کف دست" و "خوش حسابی" دانسته‌اند. خاستگاه برخی از معانی و مفاهیم استفاده شده در این پژوهش، مردم و ادبیات عامیانه‌ی ناشی از روابط اجتماعی است که تابع هیچ قانون علمی و جامعه‌شناختی نیز نیست. مثلا پدیده‌ای به نام شانس هیچ اعتبار علمی ندارد اما در بین مردم به عنوان معنایی از پول از آن استفاده می‌شود. 

یکی از پاسخگویان در خصوص "خوش‌حسابی" چنین می‌گوید: «زندگی را بر پایه‌ی صداقت پایه‌گذاری کرده‌ام. فرض کنید امروز به عنوان مشتری بیام پیش شما و بگویم من این جاروبرقی را میخواهم و اولش هم صادقانه بگویم که من 50 تومن پول دارم، شما قسطی میدهی؟ چک میپذیری؟ حساب دفتری داری؟ طرف بدون اینکه بشناسه فقط می‌پرسید چه کاره هستید و من میگفتم: فرهنگی، توی آموزش و پرورش. می‌گفت باشه ولی دو تا چک را باید پاس کنی. با اینکه دو تا چک برایم سخت بود ولی سر موعد پاس میشد. سری بعد که میخواستم خرید کنم گفتم چک میدهم، گفت چک نمیخواهد هر چقدر دستت آمد و داشتی بیار. در مورد خرید کردن همیشه همینطور رفتار کرده‌ام ... این اعتبار به صداقت و خوش‌قولی است». از نظر این پاسخگو خوش حسابی در صورتی پدید می‌آید که صداقت در رفتار اقتصادی وجود داشته باشد و نتیجه‌ی آن این است که راحت‌تر میتوان معاملات را انجام داد.

یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان، پول را "معیاری برای شناخت" شریک زندگی دانسته و می‌گوید: «پول ابزاری است برای اینکه طرف مقابل را بشناسی. همان طور که می‌گویند اگر میخواهی کسی را بشناسی باید با او سفر کنی یا معامله انجام بدهی.»

بانویی 38 ساله، درباره‌ی "شانس" می‌گوید: دوست داشتم توی یکی از این حساب‌های بانکی برنده می‌شدم و پول زیادی نصیبم می‌شد. خوشبختی یعنی همین، یعنی اینکه یک عالمه پول به حسابت بریزن.»

مصاحبه‌شونده‌ای 36 ساله، درباره‌ی "آب‌باریکه"‌ میگوید: «پسرم داشت بزرگ میشد و همسرم کار دولتی نداشت. کار دولتی برای من خیلی ارزش داشت. چون امنیت دارد، حقوقش ثابت است، بهتر است یک آب‌باریکه باشد تا خیال آدم راحت باشد». راحتی خیال با حضور پولی حتی کم اما همیشگی امکان‌پذیر است.

یکی از مصاحبه‌شوندگان که همسرش شغل ثابتی ندارد درباره‌ی "نان شب" می‌گوید: « من الان در شرایطی هستم که پول نداریم، بعضی شبها برای پول نان هم می‌مانیم. چون شوهرم کار آزاد دارد و الان که هوا سرد است سرکار نمیرود.»

یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان به مفاهیم عرفی که در فرهنگ وجود دارد انتقاد کرده و می‌گوید: «چه کسی گفته است که پول چرک کف دست است. خیلی هم مهم است و به زندگی معنا میدهد. اینها را قدیم گفته‌اند که نسبت به پول بی‌توجه شویم اما درست نیست.»

دسته‌بندی این معانی در خوشه‌ی عرف به این دلیل است که این معانی با پول ارتباط داشته اما در اقتصاد جایگاهی ندارند. ضمن اینکه در عرف و فرهنگ مردمی این معانی جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده‌اند.

صحبت از آب‌باریکه یا همان حقوق ثابت دولتی و دائمی را کسانی مطرح می‌کردند که همسرشان شغل ثابت و قابل اعتمادی نداشت. در بعضی مواقع شغل همسر درآمدی خوبی هم داشت اما زنان اظهار می‌کردند که هیچ اعتمادی به شرایط اقتصادی نیست و بهتر است یک درآمد ثابت و یا آب‌باریکه‌ای باشد تا اینکه گاهی پول باشد و گاهی نباشد. زنانی که در خانه‌ی پدری با حقوق کارمندی زندگی کرده بودند، شیوه‌ی زندگی کارمندی را شناخته و آن را به شغل آزاد و درآمد بدون برنامه ترجیح می‌دادند.

نان شب معنایی است که در گفتمان خانواده‌هایی با درآمد پایین معنای خاص و مهمی دارد. نان شب به معنای حداقل درآمد برای زندگی است که برای مشاغل فصلی و کم‌درآمد سر بی‌شام زمین گذاشتن نشانه‌ی انتهای فقر است.

شیوه‌ی خرج کردن و تعاملاتی پولی، برای تعدادی از زنان، معیار شناخت دیگری بخصوص همسر آینده است. این صحبت توسط زنانی مطرح شد که در سال‌های اولیه‌ی زندگی بوده و در دوران پیش از ازدواج از این معیار برای شناخت همسرشان استفاده کرده بودند. ضمن اینکه فرهنگ و مثل‌های فارسی هم از نظر آنها، این نوع شناخت را تایید می‌کند.

خوش حسابی یکی دیگر از معانی عرفی پول است که توسط تعدادی از زنان گفته شد. مسئله‌ای که در خوش حسابی قابل توجه است، صداقت در تعاملات پولی است. این صداقت تنها به گفتار نیست و کسی که ادعای این صداقت را دارد و اعتبار پس از آن را راهی برای ساده شدن تعاملات مالی می‌داند، باید مدتی از سکونتش در یک منطقه‌ی شهری گذشته باشد. خوش حسابی مخصوص کسانی است که در یک محله‌ی شهری، صداقت و اعتبار خود را ثابت کرده‌اند. بعضی از مشاغل مانند فرهنگیان راحت‌تر و سریع‌تر به این اعتبار می‌رسند، چرا که سیستم اجتماعی نگاه ویژه‌ای به این قشر از جامعه دارد و آنها را کسانی می‌بیند که سرمایه‌ی فرهنگی – اجتماعی بالایی دارند.

در این پژوهش ارتباط  پول با شانس، شبیه برنده شدن در بلیت‌های بخت آزمایی و یا رسیدن ناگهانی به پول بادآورده بود. کسانی از این موقعیت پولی استقبال کرده‌اند که زندگی‌شان کم و کاستی‌هایی دارد که با درآمد فعلی‌شان قابل جبران نیست. شانس داشتن و برنده شدن در یک حساب بانکی یا قرعه‌کشی‌های تبلیغاتی تلویزیون یکی از راه‌هایی بود که این افراد به آن امیدوار بودند و در مسابقات شرکت می‌کردند و یا اجناسی را خریداری می‌کردند که در قرعه‌کشی آن شرکت کنند.

همانطور که بعضی از مفاهیم فهم متعارف در مورد پول با تایید همراه بود، برخی دیگر از این مفاهیم تقبیح شد. چرک کف دست یکی از این معانی بود که بعضی از  مصاحبه‌شوندگان در شرایط جامعه‌ی امروزی آن را بی‌معنی دانسته و به درست بودن آن نقد داشتند. این گروه از زنان پول را بسیار لازم و خوب قلمداد می‌کردند. زنان جوان‌تر دیدگاه مثبت‌تری به پول داشتند و هرچه سن زنان بالا می‌رفت این نگاه با تجربه‌ای که آنها در زندگی داشتند نگاه منفی‌تری به خود می‌گرفت. امید و داشتن چشم اندازی روشن برای آینده‌ی خود و فرزندان در گروه سنی پایین 40 سال به مراتب بیشتر از زنان میانسال بود.

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

معنای پول در اخلاق

تصویر: مغازه تعمیر سماور، بروجرد، 1391
برخی از معناهای متفاوت که پول بدست می‌آورد به پتانسیل جهانی آن بستگی دارد: پول در گردش است. جهتی که پول طی می‌کند و معنای اجتماعی مکان‌هایی که پول در آنها در حرکت است،  بر معنای پول تاثیر می‌گذارد: خود پول می‌تواند به لحاظ اخلاقی پاک یا فاسد شود. اصطلاحی مثل "پول کثیف" و موضوع "پول شویی" این را مطرح می‌کند که پول ممکن است درمیان چنین تبادلات صدمه نبیند. این که آیا پول از جایی که بوده و یا به جایی که میرود، رنگ می‌گیرد ، یک نتیجه گیری از پیش واقع شده نیست.

وضعیت پول می‌تواند توسط  شبکه‌ای که در آن جریان دارد تحت تاثیر قرار گیرد. پول تحت تاثیر "منبع مستقیم و نزدیک"، "منبع نهایی" و "جهتی که در آینده طی می‌کند"، مشخص می‌شود. اینکه پول از کجا می‌آید و به کجا می رود مهم است. اولین منبع نزدیک پول را در نظر بگیرید و ببینید پول خاص از کجا می‌آید؟ اگر منبع، درگیر برخی از انواع نابسامانی‌ها، به لحاظ اجتماعی رسمی یا به لحاظ اخلاقی مشکل‌دار باشد (دزدی، فروش داروهای غیر قانونی) یا فرد را به صورت غیرقانونی درگیر کند (کلاهبرداری، دزدی)، با عبارت "پول کثیف" یا "پول حرام" برای توصیف آن مواجه خواهیم بود.  البته پول قابل تعویض، متجانس و سیال بوده و به سختی قابل پیگیری است و مشکل بتوان گفت که پول از کجا آمده است. ولی اغلب منابع پولی قابل پیگیری هستند. در جوامعی که در آن اقتصاد پولی شده است، پول کاملا از فضاهای اجتماعی جداست، حضور پول در تبادلات غیرپولی می‌تواند در سطح بالایی مشکل‌ساز باشد. پول به همراه خودش اخلاق می‌آورد و اعضای جامعه می‌کوشند تا پول را از تبادلات دور نگه دارند ولی طبیعت پیچیده‌ی پول یک پدیده جهانی نیست.

پول در مدیریت و بقای پیوندهای اجتماعی قاطع بوده ولی نقش کوچکی در جدایی یا استقلال فضای اقتصادی بازی می‌کند. اینکه چه مقدار از پول در تبادلات استفاده می‌شود و چه طور استفاده می‌شود، هر دو به ساختار معنایی باز می‌گردد. اینکه چه طور از یک فعالیت به فعالیت دیگر جریان می‌یابد، پول می‌تواند خوب یا بد، مناسب یا مناسب، قانونی یا غیر قانونی باشد (کاروترز، اسپلاند، 1998: 1390).

معنای پول دراخلاق را مصاحبه شوندگان این پژوهش که بانوان متاهل بودند در معانی‌ای همچون؛"قناعت"، "اعتبار و آبرو"، "دوستی"،"فداکاری" و "بخشش" دیده و توصیف کرده‌اند.

یکی از مصاحبه‌شوندگان شیوه‌ی قناعت را اینگونه بیان می‌کند: «من الان میروم برنج میخرم کیلویی 5550 تومان، اگر یکی دو کیلو بخرم باید همین قدر پول بدهم ولی اگر 50 کیلو بخرم میتوانم کیلویی 5500 بدهم. میرم وام میگیرم و برنج را نقد میخرم و قسطش را میپردازم که باز هم به نفع من است. قبلا سالانه، مصرف من 100 کیلو بود با تمام مهمانی‌ها. از وقتی رشته پلو یاد گرفتم و خیلی هم خوشمزه‌ است، مصرف من شده سالی 80 کیلو، با اینکه بزرگتر خانواده هستم و عروس و داماد دارم. قبلا عدس و ماش مصرف میکردم ولی یارمه (بلغور) کمتر استفاده میکردم. الان یارمه را به برنج میزنم و خوشمزه هم هست. رشته و یارمه خیلی از برنج ارزان‌تر است. ولی به شوهرم میگویم همان صد کیلو را مصرف داریم. نمیگویم شده 80 کیلو. او هم همان 100 کیلو را میخرد و بیست کیلو میماند برای سال بعد. اگر پولش را بدهد که خودم بخرم، پول 20 کیلو را میگذارم کنار که جای دیگری به کار می‌آید». تبدیل غذاهای مختلف به یکدیگر و قناعت کردن شیوه‌ای است که این مصاحبه‌شونده به آن اشاره کرده است.

مصاحبه‌شونده‌ای در خصوص "فداکاری" چنین می‌گوید: «بعد از ورشکستگی، برای اینکه شوهرم به زندان نیوفتد، من و پسرم توی دفتر کار می‌کردیم. فکر می‌کردم که برای پدر خانواده که این همه زحمت کشیده باید برایش زحمت کشید. بچه‌ها پدرشان را رها نکردند که چون الان پول ندارد دیگر مثل کت کهنه شده باشد. موقع سختی هم با هم بودیم.»

مصاحبه‌شونده‌ی دیگری در همین خصوص می‌گوید: «از پدرم به من ارث رسیده بود و با آن ارثیه خانه خریدم. چند سال بعد شوهرم ورشکست شد. خودش چیزی نگفت اما من خانه را فروختم. الان بعضی از اقوام میگویند، خانه‌ای که فروختی کلی گران شده اما اهمیت نمیدهم. زندگی ارزش‌اش بیشتر از این حر فهاست.» از این گفتار چنین برمی‌آید که از پول گذشتگی شیوه‌ای از فداکاری است که مصاحبه‌شوندگان آن را بیان کرده‌اند.

توصیف دیگری از "فداکاری" را یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان اینگونه بیان میکند: «سال 42 همسرم منتقل شد کرج و حقوق‌های ما بیشتر شد و توی کرج همسرم رئیس بانک شد و توی کرج یک خانه‌ی 170 متری خریدیم با وام بانکی. مخارج ما در کرج خیلی بیشتر شد. مهماندار بودیم دائم. مستخدم داشتیم که با ما زندگی میکرد و ماهی 30 تومن هم حقوق می‌گرفت.اتفاقاتی که افتاد زندگی ما را تغییر داد. همسرم مریض شد و همه چیز را فروختیم برای معالجه همسرم. خوردیم به پیسی. حتی خدمتکار ما هم هرچی داشت فروخت برای این بیماری. فقط خانه برایمان مانده بود. نگذاشتیم فامیل متوجه فروختن وسایل بشوند و هرکس زنگ میزد دست به سر می‌کردیم و می‌گفتیم نیستیم. دو شیفت کار می‌کردم و تازه شبها گلسازی می‌کردم برای فروش. کم‌کم وضعیت زندگی روبراه شد و توانستیم یک باغچه‌ی کوچک بخریم.» ، مرور خاطراتی که فداکاری زن در آنها نمایان است، بخشی از خاطراتی بود که این مصاحبه‌شونده با غرور درباره‌ی آن صحبت می‌کرد.

"بخشش" نیز یکی از معانی مرتبط با پول است که مصاحبه‌شوندگان به آن اشاره کرده‌اند. یکی از مصاحبه‌شوندگان که در یک مرکز بهداشت روستایی کار میکند در رابطه با "بخشش" این طور گفت: «از درآمدی که دارم در حد خودم خرید می‌کنم. از آن آدمهایی نیستم که بروم تفریح و یا بگردم. من جایی کار می‌کنم که آدمهای ندار زیاد هستند. وقتی لازم است به آنها کمک می‌کنم و یا از کسانی که دارند برای آنها کمک می‌گیرم. از اینکه کار من توی روستا است راضی هستم. چون با مردم و مشکلاتشان از نزدیک در تماس هستم. یک بار یک بچه‌ای آمد که پدرش دستش را سوزانده بود برای اینکه شب یلدا هندوانه خواسته بود. به مادرش پول دادم‌که برای بچه هندوانه بخرد. همین مشاهدات باعث میشود‌که بیشتر به دیگران فکرکنم، لباس ساده بپوشم».

پاسخگویی، 33 ساله درباره "آبرو و اعتبار" می‌گوید: «اصلا از رو زدن خوشم نمی‌آید. دوست ندارم چانه بزنم. داشته باشم می‌پوشم، نداشته باشم، منّت نمی‌کشم و قرض نمی‌گیرم. خیلی وقتها شده فقط یک ماهی توی خانه داشتیم ولی آن را گذاشتم جلوی مامانم و طوری رفتار کردم که گفتند چقدر بریز و بپاش می‌کنی. پول با آبروی آدم رابطه دارد. یک موقعی هم که نداشته باشم بلو بلوف می‌زنم که می‌توانم فلانی را بخرم و آزاد کنم. اینطوری که فکر نکنند ندارم.» از نظر عرفی اعتراف به داشتن و نمایش دارایی شکلی از حفظ آبرو است.

یکی دیگر از مصاحبه‌شوندگان در خصوص "آبرو و اعتبار" می‌گوید: «زندگی ما را همین نزول چند بار زیر و رو کرد. همسرم با اینکه آدم مذهبی‌ای بود ولی ترس از بین رفتن آبرو و اعتبار، باعث شده بود که پول نزول کند و این کار را نه تنها بد نمی‌دانست بلکه در این بازار خراب، تنها چاره‌ی یک کاسب میدانست. کسی این روزها به کسی قرض‌الحسنه نمی‌دهد.» این مصاحبه‌شونده اولویت دادن به آبرو را در نهایت باعث از بین رفتن آن دیده است. در جایی که اعتبار و آبرو از اهمیت بالایی برخوردار باشد، برای حفظ آن ممکن است دست به دامن چیزی شد که خودش آبرو و اعتبار را تهدید می‌کند.

یکی از پاسخگویان در مورد دوستی چنین بیان می‌کند: «یادم می‌آید یک دوستی داشتم که از اول دانشگاه با هم بودیم، الان رئیس شده است. ایشان سوار ماشین شاسی‌بلند بود و من هم با پسرم توی پراید نشسته بودیم. به پسرم گفتم این دوست من است. ولی نتوانستم با ایشان سلام و علیک کنم! به علت تفاوت طبقاتی. او همراه خانواده سوار این ماشین‌ها بود و من دیدم نمی‌تونم باهاش ارتباط داشته باشم. مگر اینکه خودش بخواد. تا حدی پول را میخواهم که به من آرامش بدهد نه اینکه باعث بشود آرامشم بهم بریزد. یعنی این قدر میخواهم که دوستی‌ام با آن دوستم که طبقه‌اش بالاست حفظ بشود. پول باعث می‌شود که دوستی‌ها ایجاد و پایدار بماند.»

چگونگی تجربه‌ی معنای پول در شکل‌های مختلف اخلاقی بسیار گسترده و توسط بسیاری از زنان به شیوه‌های گوناگون بیان شد. مهمترین معانی مرتبط با اخلاق است. قناعت یکی از معانی است که بیشتر زنانی مطرح کردند که از درآمد مناسبی برخوردار نبوده و به قول خوشان صورت با سیلی سرخ نگه می‌داشتند. قناعت برای این زنان شیوه‌ای از رساندن دخل و خرج بود که با مدیریت مالی درست و ترفندهای زنانه صورت می‌گرفت. مثلا مصاحبه‌شونده‌ای برای خودش خیاطی می‌کرد نه به این دلیل که به این کار علاقه دارد، بلکه به این دلیل که به صرفه است و لباس بیرون گران تمام می‌شود.

زنان میانسال بیشتر از جوانان از قناعت صحبت کردند و سبک زندگی زنان جوان امروز را مورد نکوهش قرار دادند. در صحبت‌های آنها بارقه‌هایی از پشیمانی خرج کردن‌های دوران جوانی دیده می‌شد و مرتب این را می‌گفتند که این توصیه‌های آنها به دختران و عروسان‌شان با این که جنبه‌ی نصیحت داشته و چندان خوشایند نیست، اما تجربه‌ای است که به سادگی بدست نیامده و باید به هر شکلی به دیگران گفته شود.

بخشش، یکی دیگر از معانی مرتبط با پول است. بخشش در دیدگاه مصاحبه‌شوندگان شکل‌های گوناگونی داشت و هر کدام به طریقی این معنا را توضیح دادند. بخشیدن پول به دیگران نیازمند، در همه‌‌ی سنین پاسخگویان وجود داشت. برای این مسئله یعنی بخشیدن پول تفاوتی میان پاسخگویان تحصیل کرده و تحصیل نکرده مشاهده نکردم. تنها تفاوت در شکل بخشیدن و به چه کسی بخشیدن مشاهده شد.

برخی از پاسخگویان از دستگیری و بخشیدن پول به دیگران حس رضایت داشته و به این اعتقاد داشتند که «از هردست که بدهی از همان دست می‌گیری.» مصاحبه‌شوندگان بیان کردند که گذشت آنها از پول به شیوه‌ی تربیت خانوادگی‌شان مربوط است و پدر و مادرشان هم همین نگاه را به دیگران و حمایت مالی از آنها داشته‌اند. زنان تحصیل کرده و شاغل، اولا در بخشیدن پول به نیازمندان فقط جنبه‌ی احساسی را مد نظر قرار نداده و سعی میکردند که در مورد نیازمندان تحقیق کنند، دوم اینکه آنها بخشیدن را فقط در پول ندیده و یاد دادن یک مهارت را به شکل رایگان را هم شکلی از بخشش می‌دانستند. زنان جوان‌تر که تحصیلات بالاتری داشتند با این مسئله باور داشتند که باید «به جای ماهی دادن، به دیگران ماهیگیری یاد داد.»

موقعیت مالی مصاحبه‌شوندگان ارتباطی به تجربه‌ی آنها از بخشیدن پول نداشت. پاسخگویانی که در در موقعیت اقتصادی پایین قرار داشتند، بخشش را در حد توان خود به دیگران انجام می‌دادند و پول را هدیه‌ای از طرف خدا میدیدند که باید در جای مناسب هزینه شود و دیگران را هم نباید فراموش کرد.

در مورد بخشش از مصاحبه‌شوندگان سوال شد که آیا عضو خیریه‌های کمک کننده به نیازمندان هستند یا خیر. چند نفری عضو بودند و عضویت در این نهادهای مردمی را راهی برای کمک به نیازمندانی میدیدند که دسترسی به آنها غیرممکن است و در این شرایط بهتر است به این نهادها اعتماد شود تا کمک‌های ناچیز را یکی کرده و به دست نیازمندان برسانند. عده‌ای دیگر بر این باور بودند که نیازمندان فاصله‌ی چندانی از ما ندارند و یافتن‌شان کار مشکلی نیست و باید خودشان دست به کار شوند چرا که کسانی که آبرومند واقعی هستند به این نهادهای مردمی یا خیریه‌ها مراجعه نکرده و گمنام هستند.

مصاحبه‌شوندگانی توانایی کمک‌رسانی به نیازمندان دور و اطراف خودشان را داشتند که سالها بود در محله‌ای ثابت زندگی کرده و از حال و احوال همسایگانشان اطلاع داشتند.

اعتبار و آبروی ناشی از پول در جایی توسط زنان مطرح می‌شود که موقعیت مالی خود را در برابر خانواده‌ی درجه‌ی اول خود در خطر می‌بینند. از نظر پاسخگویان هر پدری علاقه‌مند است دخترش را در وضعیت مالی بهتر ببیند. زنان جوان‌تر زمانی که با خانواده‌ی خودشان رفت و آمد میکردند، سعی داشتند که اعتبار و آبروی همسرشان را با پول حفظ کنند. حتی یکی از مصاحبه‌شوندگان که از پس‌انداز خود برای تعویض کابینت خانه استفاده کرده بود اذعان داشت که نگذاشته پدرش این موضوع را بفهمد تا از اعتبار شوهرش جلوی خانواده‌‌ی خودش کاسته نشود.

رو انداختن برای درخواست پول با آبرو و اعتبار در رابطه بود و مصاحبه‌شوندگان وقتی آبروی خود را در خطر می‌دیدند که بخواهند از کسی پول قرض کنند. این ویژگی در همه‌ی پاسخگویان وجود نداشت و تعدادی بودند که به راحتی می‌توانستند از خواهر و یا دوستانشان پول قرض کنند و آن را نه تنها از بین برنده‌ی آبرو نمی‌دیدند بلکه عقیده داشتند که باعث نزدیکی افراد به یکدیگر هم می‌شود.

زنان دوستی را در شرایطی تجربه کرده‌اند که خانواده‌ی خودشان، مثلا مادرشان، هم به تعداد زیادی دوست داشته و با آنها رفت و آمد می‌کردند. هزینه برای دوست به منظور جلب توجه او بوده است. زنانی که خواهر نداشتند یا خواهرشان فاصله سنی بالایی با آنها داشت، بیشتر با دوستان وقت می‌گذراندند. حفظ دوستان جنبه‌ی روحی داشته و امکان تجربه‌ی فضای شاد و متفاوت از فامیل و خانواده را فراهم می‌کند. هزینه برای یک دوست با معنی "تلافی" پیوند دارد.

 

 

شاخه اصلی

اقتصاد و فرهنگ

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - پول