احمد نفیسی، گاسپار ایپکیان

تهیه و تنظیم: ملیحه درگاهی

احمد نفیسی
در سال 1289 در اصفهان متولد شد. او در اصفهان و دانشکده حقوق تهران به تحصیل پرداخت و از جمله شهرداران جنجالی پایتخت به شماره می رود. از مناصبی که داشت مدیر کل وزارت اقتصاد ملی، وزارت اقتصاد، مدیر امور اداری سازمان برنامه و بالاخره از خرداد سال 1341 تا آذر 1342 به مدت 19 ماه شهردار تهران بوده است. پارک ساعی در دوران مسئولیت او احداث شد. وی از کسانی بود که با داشتن کارنامه‌ای درخشان در مدیریت شهری، به خشم مقامات سیاسی دوران گرفتار آمد و به مدت سه سال را در زندان گذراند. احمد نفیسی، جوان‌ترین شهردار تهران به شمار می‌آمد و با آن‌ که توانست از محبوبیت عمومی برخوردار شود، مدت زمان زیادی عهده دار مسئولیت شهرداری نبود. نفیسی تألیف و ترجمه‌هایی را نیز در پرونده کاری خود داشت.

گاسپار ایپکیان
در سال 1300 شمسی گاسپار ایپکیان از سوی سید ضیاء رئیس بلدیه تهران شد، وی اقدامات مهمی در تهران انجام داد از جمله تامین روشنایی خیابانهای امیریه، لاله‌زار، استانبول... در این زمان ساختمان بلدیه در قسمت شمالی میدان توپخانه بنا شد که تا اوایل دهه 40 پا برجا بود. در زمان ریاست گاسپار ایپکیان، بلدیه دارای شش اداره شد که مشتمل بر اداره صحیه و معاونت عمومی، اداره محاسبات و عایدات، اداره امور خیریه، ساختمان روشنایی و آب، اداره تفتیش، سجل احوال، احصائیه و نشریات و اداره کابینه پرسنل، تنظیمات، ملزومات اجراییات و رسومات بود.

فهرست مطالب:


احمد نفیسی
مقدمه
احمد نفیسی / دانشنامه آزاد ویکی پدیا
جناب آقای احمد نفیسی 1341 الی 1342 (19 ماه) / شهرداری تهران
احمد نفیسی / پژوهشکده ی باقرالعلوم
احمد نفیسی/ دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران
بدون شرح: بخشی از محاکمه احمد نفیسی شهردار تهران (دهه 40) توصیه شد در شهرداری را قفل بزنم / پایگاه مجلات تخصصی نور
جرم شهردار تهران در دهه ی 40 چه بود؟ / دنیای اقتصاد
گفتگو با احمد نفیسی شهردار پیشین تهران / مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
احمد نفیسی، سیاستمدار برجسته دهه 40 و شهردار پیشین تهران در سنِ هشتاد و پنج سالگی در گذشت / رادیو فردا
خاطرات آذر نفیسی از انحرافات اخلاقی پدر  / گذرگاه

گاسپار ایپکیان
مقدمه
اولین شهردار تهران که بود، چه کار کرد؟ / دنیای اقتصاد
اولین بلدیه چی / هویس
اولین شهردار تهران / بیست
بلدیه از دوره قاجار تا پهلوی / مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
تئاتر ارمنیان در تهران / پایگاه مجلات تخصصی نور
از احتسابیه و بلدیه تا شهرداری / دانشنامه ی حقوق
100 سال شهرداری (گاسپار ایپکیان) / انجمن علمی و دانستنی
عمارت شهرداری تهران / دانشنامه آزاد ویکی پدیا

احمد نفیسی:
احمد نفیسی / دانشنامه آزاد ویکی پدیا

احمد نفیسی (زاده ۱۲۹۹ اصفهان - درگذشته ۱۳۸۳ تهران)، از شهرداران تهران بود.
زندگینامه: احمد نفیسی از خرداد ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ به مدت ۱۹ ماه عهده‌دار این مقام بود. پارک ساعی در دوران مسئولیت او احداث شد. نفیسی تألیف و ترجمه‌هایی را نیز در پرونده کاری خود داشت.
در زمان شهردار بودنش به پنج نفر از پادشاهان و رؤسای جمهور کشورهای بزرگ جهان کلید طلایی شهر تهران را اهدا کرد. همچنین نظارت در انتخابات مجلس شورای ملی از فعالیت‌های دیگر او بود.
زندگی خانوادگی: همسر وی نزهت نفیسی بود که از نخستین زنانی بود که به مجلس شورای ملی راه یافت همچنین آذر نفیسی، دخترش نویسنده می‌باشد آذر نفیسی با بیژن نادری ازدواج کرده، صاحب دو فرزند به نام‌های نگار و دارا می‌باشد.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%86%D9%81%DB%8C%D8%B3%DB%8C

جناب آقای احمد نفیسی 1341 الی 1342 (19 ماه) / شهرداری تهران
در سال 1289 در اصفهان متولد شد. او در اصفهان و دانشکده حقوق تهران به تحصیل پرداخت و از جمله شهرداران جنجالی پایتخت به شماره می رود. از مناصبی که داشت مدیر کل وزارت اقتصاد ملی ، وزارت اقتصاد ، مدیر اموراداری سازمان برنامه و بالاخره از خرداد سال 1341 تا آذر 1342 به مدت 19ماه شهردار تهران بوده است.وی در همین زمان بود که پارک ساعی را ایجاد کرد که به دست محمد رضا پهلوی افتتاح گردید.نفیسی تآلیفاتی نیز داشته که ترجمه کتاب احوال تیتو پیشوای یوگوسلاوی ، دوره مجله ایران آباد از محتوای آثار وی می باشد.
وی در سال 1342 بازداشت می شود و در طبقه زیرین وزارت دادگستری تحت بازداشت قرار می گیرد . روز اول بازداشت یک بازپرسی 8 ساعته از وی میشود و بدنبال آن قرار بازداشت صادر می گردد.دستگیری نفیسی چون یکباره انجام گرفت برای مردم موجب ابهام بود و سوالات و واکنشهایی را سبب گردید تا حقیقت ماجرا آشکار شود.به هر حال تحلیل های مختلفی در خصوص پرونده احمد نفیسی انجام گرفت و به دلیل آنکه موقعیت وی با شهرداران قبلی مانند منتصر ، مهام و فتح الله فرود که سرو کارشان به دادگستری کشیده شد فرق می کرد ، حساسیت مردم را برانگیخته بود.او ریاست نخستین کنگره آزاد زنان و مردان ایران بود و در انتخابات پارلمانی 200 نماینده مجلس شورای ملی کم و بیش نظارت و دخالت داشت . علاوه برآن طی ریاست بر شهرداری به 5 تن از پادشاهان و روسای جمهوری کشورهای بزرگ جهان کلید طلائی شهر تهران را اهداء کرده بود.بطور کلی زندان و یا تعقیب هیچ یک از شهرداران تا آن موقع به اندازه نفیسی در جامعه اثر نگذاشت زیرا او درست زمانی به این روز افتاد که برخی پیش بینی می کردند به زودی وی صندلی وزرات را اشغال می کند.اما بعد از دو سال بازجوئی و تشکیل پرونده قریب به 13 کارتن ، که هر کارتن 2000 برگ بازجوئی یعنی 26 هزار برگ تحقیق از احمد نفیسی و عده ای از مدیران کل شهرداری بوده ، در هفته اول آبان سال 1344 قرار مجرمیت وی رد می شود بالاخره نفیسی در شهریور سال 1345 با سپرده ای به مبلغ 550 میلیون ریال آزاد می شود.در نهایت پس از بحثها وواکنشهای فراوان محاکمه احمد نفیسی در تاریخ 21 شهریور 1346 در شعبه اول دیوان کیفر آغاز می شود اما نتیجه کار به اعلام برائت نفیسی منتهی می شود.احمد نفیسی شهردار تهران برائت کامل حاصل می کند و پرونده او از دیوان کیفر به دیوان عالی کشور فرستاد شده نقص بلا ارجاع تشخیص داده می شود ولی در مورد سایرین حکم صادره قطعیت یافت.موقعی که این حکم به وسیله شعبه دیوان عالی کشور صادر شد ، نفیسی با دریافت گذرنامه رهسپار سوئیس شده بود.
http://www.tehran.ir/default.aspx?tabid=119&ArticleId=4182

احمد نفیسی / پژوهشکده ی باقرالعلوم
سعیده سلطانی مقدم
کلمات کلیدی  :  تاریخ، پهلوی، نفیسی، امینی، حسنعلی منصور، شاه، پیراسته
   "احمد نفیسی" فرزند "مهدی" در سال 1289 در اصفهان به دنیا آمد.[1] او دوره­ی ابتدایی را در دبیرستان "حکیم نظامی" اصفهان به پایان رساند و از دبیرستان سعدی دیپلم گرفت و در دانشگاه رشته علوم سیاسی خواند. نفیسی دوره فوق­لیسانس را در رشته حسابداری صنعتی و امور اداری را از "آمریکن یونورسیتی" واشنگتن  دریافت کرد[2] و در بازگشت به ایران در سازمان برنامه به کار پرداخت و در وزارتخانه­های مختلف شغل­های زیادی را به عهده گرفت که از جمله: مدیر کل امور اداری سازمان برنامه، مدیر کل وزارت اقتصاد ملی، رییس کل دفتر وزارت اقتصاد، بازرس اداره کل بودجه، معاون کل غله، مدیر رفاه اجتماعی سازمان برنامه، نماینده مدیر عامل و قائم مقام نخست وزیر در مراجع عمومی صاحبان سهام برنامه، عضو کمیسیون عالی تبلیغات سازمان برنامه،[3] مدیر مجله "ایران آباد" و شهردار تهران را به عهده داشت.[4] احمد نفیسی از طرفداران سرسخت امینی و عضو حزب ایران بود.[5]
 
شهردار تهران
  در سال 1333 وقتی "ابوالحسن ابتهاج" که در بانک بین­الملل در واشنگتن مشغول بود، به عنوان مدیر عامل سازمان برنامه انتخاب شد. او از احمد نفیسی خواست که با او همکاری کمک کند، به این گونه شد که احمد نفیسی از وزارت اقتصاد ملی به سازمان برنامه رفت. چند سالی مشغول کار در آنجا بود که به معاونت سازمان برنامه رسید. هنگامی که "دکتر محسن نصر" شهردار تهران بود به معاونت شهرداری تهران رسید، در این زمان اداره امور شهر تهران با او بود تا این­که در پنج خرداد ماه 1340 در زمان نخست وزیری "دکتر علی امینی" به عنوان شهردار معرفی شد و تا 18 آذر 1342 که حکم بازداشت او صادر شد، در این سمت بود.[6] وی در این زمان بود که "پارک ساعی" را ایجاد کرد، نفیسی زمانی که تاکسی رانی در ایران به خصوص تهران شروع به کارکرد وی یکی از اعضای سازمان مزبور بود[7] و خود او نیز چندین دستگاه تاکسی داشته  و کار می­کرده است.[8]
 
کارهای ادبی نفیسی
   نفیسی برای پذیرفته شدن در دانشکده حقوق زبان عربی را به خوبی یاد گرفته بود، به مطالعه مجلات عربی نیز علاقه پیدا کرده بود، از خوانندگان مجله معتبر "الهلال" چاپ مصر بود که در یک شماره از آن مجله مقاله­ای درباره سرگذشت و عاقبت کار "کلئوپاترا" نظر او را جلب کرد و به ترجمه آن پرداخت. او با "سعید نفیسی" که با "روزنامه اطلاعات" همکاری داشت، آشنا بود و این باعث شد که مقاله­اش در اطلاعات چاپ شود و این اولین فعالیت ادبی او در دوره دانشجویی بود. در سال 1339 که معاون سازمان برنامه شد، مجله "ایران آباد" را منتشر کرد. صاحب امتیاز و مدیر مجله بود. او سه تن از روزنامه­نگاران با تجربه "نصرالله شیفته"، "احمد شهیدی" و "محمد کشاورزیان" را به عنوان مشاور مدیر انتخاب کرد. مجله "ایران آباد" فقط یک سال منتشر شد. وقتی احمد نفیسی از سازمان برنامه به شهرداری رفت اول معاون، بعد شهردار شد. کارهای ادبی را رها نکرد. او هنگامی که شهردار تهران بود با روزنامه اطلاعات همکاری داشت، در این زمان چند مقاله برای مجله "سپید و سیاه" نوشت. بعد از پیروزی انقلاب نفیسی شعرهایی در مجله "سپید و سیاه" سرود و به جز این­ها چند جلد کتاب از داستان­های شاهنامه را در سال­هایی که در زندان بود، برای نوجوانان تنظیم کرد و به چاپ رساند[9] و ترجمه کتاب شرح احوال "تیتو پیشوای یوگسلاوی" نیز از کارهای او می­باشد.[10]
 
احمد نفیسی و حسنعلی منصور
   احمد نفیسی در پنجم خرداد سال 1340 به پیشنهاد "دکتر علی امینی" نخست وزیر و با فرمان شاه به عنوان شهردار تهران انتخاب شد، او از همان آغاز کار مورد توجه شاه قرار گرفت، در این ایام شاه مرتب نفیسی را می­پذیرفت و ساعت­ها در دفتر مخصوصش با او صحبت می­کرد. این سال­ها توجه شاه به نفیسی برای همه آشکار بود؛ به طوری که اطرافیان او را نخست وزیر آینده می­دانستند. "حسنعلی منصور" رییس "کانون مترقی" و وزیر پیشین که علاقه داشت، نخست وزیر بشود، چند بار از نفیسی خواست که اگر خودش نامزد نخست وزیری نیست، به او برای رسیدن به این مقام کمک کند. احمد نفیسی شاید برای کمک به "حسنعلی منصور" بود که در تاریخ 5 شهریور 1341 دبیر کلی کنگره «نهضت آزد زنان و آزاد مردان» را قبول کرد.[11] این کنگره که با شرکت دو هزار نفر از سراسر کشور تشکیل شد، قرار بود نامزدهای وکالت دوره 21 مجلس شورای ملی و دوره چهارم مجلس سنا را انتخاب کند. نظر نفیسی آن بود که افراد موجهی که در تهران و شهرستان­ها دارای زمینه هستند به عنوان نامزد وکالت دو مجلس انتخاب شوند؛ ولی اکثریت نامزدهای انتخاب شده، در کنگره نه همگی یاران "منصور" بودند، نه همه افراد مورد نظر نفیسی بودند؛ اما کسانی بودند که سیستم می­خواست، این افراد بعدا هسته مرکزی "حزب ایران نوین" را به رهبری "منصور" تشکیل دادند.[12]
 
نفیسی و شاه
   همانطور که گفته شد، شاه در ابتدا به نفیسی توجه ویژه­ای داشت. شاید شاه در وجود این مرد باهوش باسواد و رک­گو که پشتکارش در میان رجال آن زمان ضرب­المثل بود، باعث این همه توجه شده بود؛ اما بعدا شاه دیگر از این همه صراحت او ناراحت شده بود و بعد از برنامه "انقلاب سفید" و حوادث خونین خردادماه سال 1342 شاه همه قدرت را به دست گرفت و دیگر نمی­خواست، قدرتش را از دست بدهد و تحمل کسانی که فکر می­کرد، برای او خطر آفرین شده بودند، را دیگر نداشت و دیگر نمی­خواست افرادی، مانند نفیسی باعث نگرانی خاطر او باشند. علل واقعی تیرگی شاه با نفیسی معلوم نیست؛ اما گفته می­شود، توجه بعضی سفرای خارجی به نفیسی یا چاپ عکس بزرگ احمد نفیسی و "ژنرال دوگل" در یکی از مجله­های معتبر فرانسه در جریان سفر "دوگل" به تهران سبب شد، نظر شاه به نفیسی تغییر پیدا کند و از طرفی نفیسی نیز با "دکتر مهدی پیراسته" «وزیر کشور» اختلاف داشت و کار این دو به مشاجره و منازعه کشید.[13] در آن زمان "انجمن شهر تهران" وجود نداشت و وزیر کشور قایم­مقام انجمن شهر بود و کارهای شهرداری تهران می­بایست، به تصویب و امضای وزیر کشور برسد. کشمکش از هر دو طرف شدت یافت، نفیسی متکی به نمایندگان مجلس و مقامات عالیه کشور بود و "پیراسته" قاضی و قانون­دان بود.[14] "دکتر پیراسته" که زمانی وکیل دادگستری بود، می­دانست، پروندهای محکمه پسند چگونه ساخته می­شود با توجه با اختلافاتی که با نفیسی و عواملی که در شهرداری داشت، مکرر گزارش­هایی درباره نفیسی به عرض می­رساند. شاه هم که در این هنگام برای چنین گزارشاتی آمادگی پیدا کرده بود، پیراسته را تشویق به این کار کرد و تمام این­ها به منجر به بازداشت شدن نفیسی و زندان رفتن او شد.[15] نفیسی متهم به تصرف غیر قانونی در اموال دولت شد.[16]
 
محاکمه احمد نفیسی
  او در سال 1343 بازداشت شد و در طبقه زیرین وزارت دادگستری بازداشت شد. روز اول بازداشت، یک بازپرسی هشت ساعته از او می­شود و به دنبال آن قرار بازداشت صادر می­شود، نفیسی دو نفر را برای وکالت خود انتخاب می­کند، یکی "صادق بهداد" و دیگری "محمد شاهکار" که نماینده مجلس شورای ملی بوده است.
   "دکتر شاهکار" وکیل نفیسی در این پرونده به مهم­ترین اتهام وی؛ یعنی ماجرای خرید زمین رباط کریم پرداخت.[17]
   اوایل بازداشت نفیسی به غیر از وکلای مدافع افراد دیگری اجازه ملاقت با او در زندان را نداشتند و او به مطالعه کتب فارسی و انگلیسی و فرانسه و نیز نوشتن نامه برای دختر خود که در انگلستان به تحصیل مشغول بود.[18] دستگیری نفیسی چون یک دفعه صورت گرفت، برای مردم موجب ابهاماتی شد که "محمدرضا شاه" در پاسخ به این ابهامات گفت: "مبارزه با فساد در این مملکت به طور قطع به عمل می­آید و هر کسی ولو گذشته درخشان داشته باشد، اگر منحرف شد، تحت تعقیب قرار خواهد، گرفت و در ادامه می­گوید، پرونده نفیسی در مرحله اتهام است و معنی اتهام محکومیت نیست؛"[19] از جمله کسانی که در این دوره با او ملاقات داشتند، "بهداد" وکیل مدافع او و دختر 16 ساله­ نفیسی و همسرش "نزهت نفیسی" نماینده مجلس شورای ملی که فقط در 25 ساعت اول بازداشت موفق به یک بار ملاقات شده بود.[20]
   نفیسی اولین شهرداری نبود که تحت تعقیب قرار می­گرفت؛ اما موقعیت او حساس بود، او ریاست نخستین "کنگره آزاد زنان" و "مردان ایران" را به عهده داشت و در انتخابات پارلمانی 200 نماینده مجلس شورای ملی کم و بیش دخالت داشت، به علاوه طی ریاسات بر شهرداری به 5 تن از پادشاهان و روسای جمهور کشورهای بزرگ جهان کلید طلایی شهر تهران را اهدا کرد و به خاطر این موقعیت زندان و تعقیب هیچ یک از شهرداران تا آن موقع به اندازه نفیسی در جامعه اثر نگذاشته بود. زمانی که همه فکر می­کردند، او به وزارت برسد، سر از زندان در آورد. به هر صورت او در بازپرسی روز پنج شنبه 31 اردیبهشت 1343 مدرکی به بازپرش می­دهد که جمع پرداختی به مقاطعه­کاران "یک میلیون و چهارصد هزار تومان" بوده است آن هم سفته عهده بانک اصناف "سی میلیون تومان" و چون مورد مقاطعه تحویل قطعی نگردیده و بر فرض تحویل قطعی برابر ماده 15 قرار داد منعقده فی­مابین شهرادری و مقاطعه­کار چنان­چه به نظر کارشناسان هرینه زاید بر کار پرداخت بگردد، شهردای مجاز است از اموال مقاطعه کار طلب خود را تامین نماید.[21]
  نفیسی در آن زمان گفته بود، چنانچه بخواهد با قید کفیل یا ضامن آزاد شود، چون اموال و اسنادی ندارد، در زندان می­ماند؛ ولی دوستانش اعلام کردند که آماده­اند هر نوع تضمین و کفیلی را بسپارند.[22]

سرانجام دادگاه نفیسی
   پس از 7 ماه بازداشت قرار مجرمیت احمد نفیسی در اواخر تیرماه 1343 صادر شد. بازپرس دیوان کیفر در این قرار که برای تایید دادستان دیوان کیفر فرستاده شده بود، برای مدیر فنی شهرداری نفیسی و سه نفر از مهندسین ناظر و یک از مقاطعه­کاران نیز قرار مجرمیت صادر کرد؛[23] اما بعد از دو سال بازجویی و تشکیل این پرونده قریب به 13 کارتنی که هر کارتن شامل 2000 برگ بازجویی؛ یعنی 26 هزار برگ تحقیق از احمد نفیسی و عده­ای از مدیبران کل شهرداری بود، در هفته اول آبان سال 1344 قرار مجرمیت وی رد شد. "آقای مخبر" بازپرس دادسرای دیوان کیفر  قرار مجرمیتی علیه نفیسی و سایر متهمان در قریب به 250 صفحه تنظیم و جهت صدور کیفر خواست و اظهار نظر دادستان دیوان کیفر به دادسرای دیوان کیفری فرستاد. دادستان دیوان کیفر نیز پرونده مزبور را جهت اظهار نظر به "آقای پارسایی" دادیار دادسرای دیوان کیفر کار ارجاع کرد و وی پس از چند هفته مطالعه مجرمیت صادره از طرف بازپرسی دادسرا را رد می­کند، به همین جهت "آقای صفوی" دادستان دیوان کیفر می­گوید، چند روز آینده نظر "دادیار دادسرا" در مورد پرونده مورد مطالعه قرار خواهد گرفت و نظر قطعی اعلام خواهد شد؛ ولی مطالعه برای مدت نامعلومی به تعویق افتاد و به همین جهت آغاز محاکمه نیز به تعویق افتاد. بالاخره نفیسی در شهریور سال 1345 با سپرده 550 میلیون ریال آزاد شد و در نهایت پس از بحث­ها و واکنش­های فراوان محاکمه نفیسی در تاریخ 21 شهریور 1346 در شعبه اول دیوان کیفر آغاز شد؛ اما نتیجه کار به اعلام برائت نفیسی منتهی می­شود. موقعی که این حکم به وسیله شعبه دیوان عالی کشور صادر شد نفیسی با دریافت گذرنامه به سویبس رفت.[24] احمد نفسی با صدور حکم جدید که او را تبرئه می­ساخت،[25] تمام حقوق و مزایای عقب افتاده خود را دریافت کرد.[26]
   در کتاب شبه خاطرات آمده است: نفیسی هم اکنون در شرکتی نه چندان بزرگ که همه تشکیلاتش در یک آپارتمان قرار دارد به عنوان مدیر عامل به کار مشغول است؛ یعنی مانند هزار نفر از مردم وطن ما چه در داخل و چه در خارج کشور به کارهایی نه در حد تجربه نه یه اندازه لیاقتش اشتغال دارد ....[27]

[1]. مطبوعات عصر پهلوی، مجله بامشاد، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1382، ص122
[2]. مجله سپید و سیاه،( مطبوعات عصر پهلوی)، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1382، ص122
[3]. مجله بامشاد، پیشین، ص123
[4]. عاقلی، باقر؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی، تهران، گفتار،1380، ج3، ص1635
[5] مجله بامشاد، پیشین، ص22
[6]. بهزادی، علی؛ شبه خاطرات،تهران، زرین،1377،ج 3، ص 662
[7] . نفیسی، احمد؛ برنده­ها هم بازنده­اند(خاطرات احمد نفیسی)، تهران، علم ،1378، ص178
[8]. موسوی، علی اصغر؛ شهرداران تهران، قم، نشر خرم، 1378، ص 94
[9]. بهزادی، پیشین، ص663
[10]. شهرداران تهران، پیشین، ص96
[11]. طلوعی، محمود؛ رجال عصر پهلوی، تهران، البرز، 1373، ج1، ص472
[12]. بهزادی، پیشین، ص664
[13]. طلوعی، محمود؛ چهره­ها و یادها، تهران، علم، 1381،ص 674
[14]. عاقلی، پیشین، ج3، ص1635
[15]. طلوعی، پیشین، ص674
[16]. عاقلی، همان، ص1635
[17]. شهرداران تهران، پیشین، ص 95
[18]. مجله خواندنیها سال 24 شماره 28، ص7
[19]. محله خواندنیها، سال 24 شماره 29، ص5
[20]. مجله خواندنیها سال 24 شماره 34، ص4
[21]. خواندنیها سال 24 شماره 70، ص7
[22]. شهرداران تهران، پیشین، ص96
[23] .مجله خواندنیها، شماره 85، ص1
[24]. مجله بامشاد، پیشین، ص123
[25]. طلوعی، پیشین، ص483
[26]. مجله سپید و سیاه، پیشین، ص21
[27].بهزادی، پیشین، ص 665

http://www.pajoohe.com/25513/index.php?Page=definition&UID=40515

احمد نفیسی/ دانشنامه های انقلاب اسلامی و تاریخ ایران
احمد نفیسی در ۱۲۹۸ش در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را در رشته حقوق در دانشگاه های تهران و آمریکن یونیورسیتی آمریکا به پایان رسانید. سپس به خدمات دولتی روی آورد. مدتی در وزارت اقتصاد مشغول به کار شد و تا مرحله مدیریت کل وزارت اقتصاد ملی پیش رفت. سپس به سازمان برنامه رفت و مدیریت امور رفاه اجتماعی سازمان برنامه را برعهده گرفت. مدتی نیز مدیر امور اداری آن سازمان بود تا اینکه به شهرداری تهران منتقل شد. مدتی معاونت شهرداری را عهده دار بود و سپس به شهرداری شهر تهران منصوب شد. او بعد از تاسیس حزب ایران نوین، به آن حزب پیوست و به عنوان تئوریسین آن حزب معروف شد. او در آبان/۱۳۴۲ با اعلام جرم وزارت کشور دستگیر شد و در ۱۳۴۶ش از اتهامات (اختلاس) تبرئه شد.
http://daneshnameh.irdc.ir/?p=2655


بدون شرح: بخشی از محاکمه احمد نفیسی شهردار تهران (دهه 40) توصیه شد در شهرداری را قفل بزنم / پایگاه مجلات تخصصی نور
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/937447

جرم شهردار تهران در دهه ی 40 چه بود؟ / دنیای اقتصاد
آذرماه 1342 نشریات در تیتر صفحه اول نوشتند که حکم بازداشت نفیسی شهردار تهران صادر شد.
او فرزند «مهدی» در سال 1289 در اصفهان به دنیا آمد. دوره‌ ابتدایی را در دبیرستان «حکیم نظامی» اصفهان به پایان رساند و از دبیرستان سعدی دیپلم گرفت و در دانشگاه رشته علوم سیاسی خواند. احمد نفیسی از طرفداران سرسخت امینی و عضو حزب ایران بود.  وی در سمت‌های مختلفی فعالیت داشت که یکی از بحث برانگیز‌ترین آنها شهرداری تهران بود.

شهردار تهران
در سال 1333 وقتی «ابوالحسن ابتهاج» که در بانک بین‌الملل در واشنگتن مشغول بود، به عنوان مدیر عامل سازمان برنامه انتخاب شد. او از احمد نفیسی خواست که با او همکاری کند. این گونه شد که احمد نفیسی از وزارت اقتصاد ملی به سازمان برنامه رفت. چند سالی مشغول کار در آنجا بود که به معاونت سازمان برنامه رسید. هنگامی که «دکتر محسن نصر» شهردار تهران بود به معاونت شهرداری تهران رسید، در این زمان اداره امور شهر تهران با او بود تا اینکه در پنج خرداد ماه 1340 در زمان نخست وزیری «دکتر علی امینی» به عنوان شهردار معرفی شد.
او در این سمت فعالیت کرد تا 18 آذر 1342 که حکم بازداشت او صادر شد. در سال 1343 در طبقه زیرین وزارت دادگستری بازداشت شد. روز اول بازداشت، یک بازپرسی هشت ساعته از او می‌شود و به دنبال آن قرار بازداشت صادر می‌شود، نفیسی دو نفر را برای وکالت خود انتخاب می‌کند، یکی «صادق بهداد» و دیگری «محمد شاهکار» که نماینده مجلس شورای ملی بوده است. «شاهکار» وکیل نفیسی در این پرونده به مهم‌ترین اتهام وی؛ یعنی ماجرای خرید زمین رباط کریم پرداخت. این اتهام جای خاصی در پرونده وی داشت. پرونده‌ای که به گفته عاملی در مجلس سنا هزاران برگ داشت مجموعا و 237 کارتن کاغذ می‌شد. اولین گزارشی که موجب تعقیب نفیسی شد مربوط است به تبانی وی با شرکت اتو سعدی در مورد اقدام به خرید یک قطعه زمین در رباط کریم که به دو برابر قیمت اصلی خریداری شده بود. این زمین به بهانه میدان سازی خریداری شد در حالی که با توجه به پاسخ وزارت کشور به استعلام آن، خرید زمین و میدان‌سازی فوق العاده و ضروری نبود.  تحقیقات صورت گرفته نشان می‌داد که این معامله بدون رضایت  و موافقت شهردار وقت صورت گرفته بود و او در مقام معاون شهردار دستور خرید را صادر کرده بود. هر چند نفیسی در جلسه محاکمه که چهار سال پس از بازداشت شروع شد این اتهام را رد کرد و گفت که اقدامات مربوط به خرید این زمین قبل از تصدی وی بوده است. وی عنوان کرد که این اقدام با توجه به نظر اداره امور املاک و مهندسین شهرسازی صورت گرفته بود. به این ترتیب او اتهام مزبور را رد کرد.
وی همچنین در خصوص روابطش با محمد مهدی موسوی رییس شرکت مقاطعه کاری نیل عنوان کرد که موسوی از کارمندان با سابقه شهرداری بوده و روابط او با وی در حدود وظایفش بوده است. نکته جالب توجه حضور او و موسوی به صورت همزمان در مهمانی یک نفر یهودی است که نشان‌دهنده روابط نفیسی با یهودیان است.
مورد دیگر پرونده نفیسی به تبانی در کار آسفالت خیابان‌های تهران بود که دادسرای دیوان کیفری در خصوص این مورد هم قرار تعقیب صادر کرده بود.  اما این دو مورد تنها مفاد مجرمیت نفیسی نبود بلکه در پرونده وی مواردی چون تدلیس (فریب در معامله) در قراردادهای آسفالت، پرداخت چهل هزار تومان رشوه به مقاطعه کاران، پرداخت پاداش‌های اضافی به کارمندان شهرداری و تصرف غیر قانونی وجوه شهرداری هم دیده می‌شد.
اگر چه او در بازپرسی روز پنج شنبه 31 اردیبهشت 1343 مدرکی به بازپرس می‌دهد که جمع پرداختی به مقاطعه کاران «یک میلیون و چهارصد هزار تومان» و آن هم سفته عهده بانک اصناف «سی میلیون تومان» بوده است و چون مورد مقاطعه تحویل قطعی نگردیده و بر فرض تحویل قطعی برابر ماده 15 قرار داد منعقده فی مابین شهرداری و مقاطعه کار چنانچه به نظر کارشناسان هزینه زاید بر کار پرداخت بگردد، شهرداری مجاز است از اموال مقاطعه کار طلب خود را تامین نماید، این اتهام را هم مردود دانست.
 او که تا زمان محاکمه 33 ماه و هشتاد روز را در بازداشت به سر برده بود  در نهایت تنها به سه سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد. احمد نفیسی کمی بعد رهسپار سوییس شد و به این ترتیب پرونده بحث‌برانگیز او با تمامی ناگفته‌هایش مختومه شد.
 http://www.donya-e-eqtesad.com/news/752837/


گفتگو با احمد نفیسی شهردار پیشین تهران / مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
احمد نفیسی متولد 1298 از مدیران پیشین سازمان برنامه و شهردار تهران در زمان نخست‌وزیری علی امینی و اسدالله علم و از کارگردانان اصلی گنگرة جنجالی آزادزنان و آزادمردان بود وی به اصرار شاه به سمت شهردار تهران منصوب شد، اما در آذر ماه 1342 بازداشت شد و در محافل سیاسی و مطبوعاتی علت این موضوع اختلاف نظر بین او و پیراسته ــ وزیر کشور ــ قلمداد گردید. البه این ظاهر قضیه بود و تا اندازه أی با واقعیت فاصله داشت.
در این گفت وگو موضوعاتی چون خاندان نفیسی، تشکیلات سازمان برنامه و بودجه و نارساییهای آن، کارخانه ذوب آهن ایران، شهرداری تهران در دولت امینی و علم، انجمنهای شهری، کنگره آزادزنان و آزادمردان، اختلاف شهرداری با خرم، اصلاحات ارضی در ایران، واقعة 15 خرداد، کانون مترقی، ترور منصور، اختلاف پیراسته با نفیسی و… طرح و بررسی شده است.
… روزی آقای امینی مرا برای معرفی نزد شاه به پارک خیام که بالاتر از ادارة برق در میدان شهدا بود برد. قرار بود شاه آنجا بیاید و مقدمات انقلاب سفید را بذرپاشی کند. در آنجا وقتی شاه مرا دید و گفت: چطور اینجا آمدید؟ جواب دادم: آقای نخست‌وزیر مرا به شهرداری آوردند و به دستور ایشان اینجا آمدم. شاه گفت: بسیار کار خوبی شده و ما با شهرداری خیلی کار داریم. وقتی بازدید تمام شد شاه به امینی گفت: سری هم به پارک شهر برنیم. آنجا خلوت است و راحت تر صحبت می‌کنیم. شما با شهردار، روحانی و شجاع ملایری بروید. فلانی (یعنی ما) با من می آید. آنجا شاه گفت: ما برنامه هایی در سر داریم و قبلاً انتظار داشتیم نخست‌وزیران سابق اجرا کنند و حالا قدم اول را آقای امینی برای اصلاحات ارضی برداشتند. برای اجرای بهتر این برنامه‌ها به نیروهای جوان احتیاج داریم و من مایلم برای رسیدن به این اهداف نیروهای جوان کمک کنند. بعد به من رو کرد و گفت: باید ترتیبی برای ملاقات بیشتر بدهید، دستورات بعدی را ما اعلام خواهیم کرد. این مطالب را گفت و رفت. من آهسته به دکتر امینی گفتم: امیدوارم آقای نصر از این ملاقات ناراحتی نداشته باشد. امینی گفت: چیز مهمی نیست و هیچ نگران نباش اما دکتر نصر چند روزی با من سرسنگین بود.
بعد از سه چهار ماه که در شهرداری مشغول بودم روزی احمد نامدار به من اطلاع داد که شاه به امینی گفته که نصر در شهرداری کارش تمام است و باید برود. شما فردا به نخست‌وزیری بیایید.
فردا صبح به نخست‏وزیری رفتم. ابتدا امیرعزیزی ــ وزیر کشور ــ آمد و گفت:  سه چهار قبل شاه به من گفت: این جوان را که آوردید و معاون شهردار قرار دادید بهتر است شهردار باشد. و من به شاه گفتم: نخست‏وزیر نسبت به نصر رودرواسی دارد ولی تمام احتیاجات او را به نفیسی دادیم.
 یک ماه بعد شاه به من گفت: این ]نفیسی[ که همة کارها را بلد است چرا کسی را بالای سرش گذاشته اید مجدداً همین جواب را به ایشان دادم. پریروز باز مرا خواستند و گفتند من نمی‌خواهم این ]دکتر نصر[ شهردار باشد، باید فلانی ]نفیسی[  را شهردار کنید. مطلب را به نخست‏وزیر گفتم و ایشان هم خیلی ناراحت شد و می‌گوید حالا من با دکتر نصر چه کار کنم؟ من هم به ایشان گفتم: آقا اگر تو دکتر نصر را می‏خواهی استعفا بده و اگر مایلی نخست‌وزیر باشی این قدر شاه را ناراحت نکن. تو که وزیران خودت را این جور انتخاب کردی و بیشتر آنان را نمی‌شناختی حالا چه اصراری نسبت به نصر داری؟
در این بین آقای دکتر امینی وارد شد و خطاب به من گفت: از دست تو روز و شب ندارم. گفتم: عجب من چوب دو سر طلا شدم. عنوان مال دیگری است و زحمتش مال من، تازه بدهکارم. دکتر امینی گفت: حقیقتش من برای دکتر نصر ناراحتم. به ایشان گفتم: اجازه می‌دهید من پیشنهاد بکنم؟ گفت: بگو. گفتم: شما و دکتر نصر و آقای اشتری که وزیر مشاور شماست هر سه برای موعظه خوب هستید به طوری که به هر کسی صحبت کنید، طرف پس از تعظیم، حق را به شما می‌دهد. دکتر نصر را هم به عنوان وزیر مشاور معرفی کنید. این کار برای ایشان خیلی بهتر و راحت‏تر از کار شهرداری است و میدان وسیعی برای صحبت ایشان فراهم می‌کند. امیرعزیزی بلافاصله بلند شد و مرا بوسید. دکتر امینی گفت: پیشنهادت عالی است و فوری گوشی تلفن را برداشت. و از وزیر دربار خواست که از شاه پنج دقیقه وقت بگیرد برای یک کار فوری و مثل برق عازم دربار شد. فوری هم برگشت. عزیزی از او پرسید: چی شد؟ امینی گفت: وقتی این پیشنهاد رابه شاه گفتم، گفتند: چرا ده دقیقه قبل که اینجا بودی نگفتی؟ جواب دادم که این پیشنهاد را احمد نفیسی داد. شاه گفت: اینکه عقلش می‏رسد هم تو را خوشحال و هم شرّ این مرد را از سر من کوتاه کند چرا زودتر او را سر کار نیاوردی؟ خلاصه آقای دکتر نصر وزیر مشاور شد. اما دکتر امینی هنوز حاضر نبود مرا به عنوان شهردار معرفی کند و به امیرعزیزی گفت: فلانی را برای معرفی نزد شاه ببرید به عنوان کفیل شهرداری.
روزی که با عزیزی به کاخ سعدآباد رفتیم وزیر کشور خطاب به شاه گفت: به شرف عرض اعلیحضرت می‌رسانم که برحسب دستور آقای نخست‏وزیر، احمد نفیسی را به عنوان کفیل شهرداری معرفی می‌کنم. شاه گفت: باز هم که شهردار نشد. عزیزی گفت: قربان، به نظر آقای نخست‌وزیر ایشان برای این کار خیلی جوانند. شاه گفت: نخیر، باید شهردار تهران باشد…
http://iichs.org/index.asp?id=260&doc_cat=8

احمد نفیسی، سیاستمدار برجسته دهه 40 و شهردار پیشین تهران در سنِ هشتاد و پنج سالگی در گذشت / رادیو فردا
احمد نفیسی، شهردار تهران در دهه چهل خورشیدی، روز چهارشنبه گذشته در سنِ هشتاد و پنج سالگی در تهران درگذشت. وی از کسانی بود که با داشتن کارنامه‌ای درخشان در مدیریت شهری، به خشم مقامات سیاسی دوران گرفتار آمد و به مدت سه سال را در زندان گذراند. احمد نفیسی، جوان‌ترین شهردار تهران به شمار می‌آمد و با آن‌که توانست از محبوبیت عمومی برخوردار شود، دیرزمانی در مقام خود نپایید. احمد احرار روزنامه‌نگار باسابقه در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید: توجه به این سابقه که احمد نفیسی را اندکی بعد از قضایای 15 خرداد و بعد از انتخابات دوره 23 که ایشان هم فعال بود در آن انتخابات و او را گرفتند، به گمان من این جنبه سیاسی داشت.آذر نفیسی، دختر احمد نفیسی و استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه جان هاپکینز در آمریکا می‌گوید رؤیای پدرش نویسنده شدن بود و حتی وی جدا از سرودن اشعار چند کتاب ادبی برای نوجوانان ترجمه و تألیف کرد. مهدی خلجی (رادیوفردا): احمد نفیسی، در همان شهری درگذشت که دوره‌ای از مدیریت آن را در آغاز دوران انقلاب سفید محمد رضا شاه پهلوی بر عهده داشت، یعنی از سال 1340 به بعد به مدت حدود دو سال. احمد نفیسی که در سال 1298 زاده شد دانش‌آموخته رشته حقوق دانشگاهِ تهران و علوم سیاسی دانشگاه امریکایی American University واشنگتن بود. وی در وزارت دارایی و سازمان برنامه کار کرد و سپس معاونت شهرداری تهران را به عهده گرفت و سرانجام به مقام شهرداری تهران دست یافت. اما پس از آن‌که آماج خشم مقامات سیاسی دوران قرار گرفت به زندان افتاد و پس از گذراندن حدود سه سال حبس، در دادگاه محاکمه شد و از اتهام تخلفات اداری و مالی تبرئه گردید و تنها در مورد سرپیچی از دستور مافوق، یعنی سید مهدی پیراسته، وزیر کشور و اسدالله علم نخست وزیر وقت مجرم شناخته شد و در دادگاه تجدید نظر از این اتهام نیز مبرا شد. احمد نفیسی، تا زمان شهرداری خود، جوان‌ترین شهردار تهران به شمار می‌آمد و با آن‌که توانست نوآوری‌های چندی در کار شهرداری کند و برای نخستین بار ارتباط تلوزیونی میان شهردار و مردم را برقرار سازد و پیوندی گسترده با مطبوعات بیابد و از محبوبیت عمومی برخوردار شود، دیرزمانی در مقام خود نپایید. فرد هالیدی، متخصص بریتانیایی مسائل سیاسی خاورمیانه در سال 2002 در کتابِ عربستان بدون سلاطین، از احمد نفیسی به عنوان کسی نام می‌برد که با آرمان‌گرایی مدرنیستی خود به برنامه اصلاحات اقتصادی محمدرضا شاه تکیه کرد و به اراده او برای متجدد کردن ایران اعتماد ورزید، اما از نظر هالیدی شاه، بنا به خصلتی که ویژه شاهان این منطقه است تاب محبوبیت و استقلال نظر و عمل وی را نیاورد و به برکناری او رضایت داد. احمد احرار از روزنامه‌نگاران باسابقه درباره زندگی ساده و بی‌پیرایه احمد نفیسی و سیاسی بودن اتهام‌ها علیه وی می‌گوید: احمد احرار: احمد نفیسی منزلش در تهران، در همسایگی منزل ما بود. چسبیده بود به منزل مرحوم سیامک جلالی که او هم از همکاران مطبوعاتی ما بود. خانه او بسیار خانه معمولی بود. تا آنجایی که من می شناختمش مرد فعالی بود که در دوره معاونت شهرداری که فکر می کنم معاون دکتر محسن نصر بود که خود او هم اصلا مانند یک لوکومتیو کار می کرد و خیلی فعال بود و بعد هم در دوره شهرداریش خیلی کار کرد برای شهر تهران. با توجه به جریان امر و توجه به این سابقه که احمد نفیسی را اندکی بعد از قضایای 15 خرداد و بعد از انتخابات دوره 23 که ایشان هم فعال بود در آن انتخابات و او را گرفتند، به گمان من این جنبه سیاسی داشت. با این همه، آذر نفیسی، دختر احمد نفیسی و استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه جان هاپکینز در آمریکا می‌گوید رؤیای پدرش نویسنده شدن بود و حتی وی جدا از سرودن اشعار چند کتاب ادبی برای نوجوانان ترجمه و تألیف کرد: آذر نفیسی: جاه طلبی هم پدرم و هم کسانی از خانواده ما که او برای مثال می آورد همیشه از میان ادبا و به قول خودش حکما بود. احمد نفیسی نمونه سیاست‌مردانی بود که در تاریخ ما پیشینه و تباری دراز دارند: دبیران و وزیران و کارگزارانی که شوق پیشبرد جامعه را دارند و از دانش و مهارت برخوردارند اما با دیوار بلند نظامی سیاسی رویارو می‌شوند که نه محبوبیت مردمی رقیبی برمی‌تابد و نه استقلال فکر و اراده زیردستان خود را بی‌مجازات می‌گذارد.  
http://www.radiofarda.com/content/backgrounderembedded/291644.html

خاطرات آذر نفیسی از انحرافات اخلاقی پدر  / گذرگاه
نفیسی در صفحات متعدد کتابش با اشاره به اینکه در دستگاه پهلوی همه مردان به همسران خود خیانت می‌کردند، تاکید دارد که پدرش این قضایا را از همسرش یعنی مادر آذر ـ نزهت ـ پنهان نمی کرده و حتی از او برای ارتباط بیشتر با زنان دیگر کمک می‌گرفته است.
به گزارش خبرآن‌لاین به نقل از گاردین، آذر نفیسی، نویسنده ایرانی الاصل ساکن امریکا بعد از رمان «لولیتا خوانی در تهران» که با ترسیم فضایی سیاه از نخستین روزهای ایران پس از انقلاب مورد توجه محافل غربی قرار گرفت در کتاب جدید خود تجربه‌های ایرانی خود را با ادبیات داستانی غرب آمیخته است و داستان زندگی شخصی خود را روایت می‌کند.
وی در این کتاب که «چیزهایی که من درباره آنها سکوت کرده‌ام: خاطرات یک دختر اشرافی» نام گرفته است داستان زندگی شخصی خود را به زمانهای قبل و کمی هم بعد از انقلاب معطوف می کند و بیشتر درباره جدایی والدینش می نویسد که چگونه حکومت و سیاست در دوران پهلوی زندگی آنها را به هم زد. خاطرات این کتاب تا زمان مرک مادر روایت شده است.
به نوشته نفیسی والدین او که هر دو در سیستم حکومتی شاه دستی داشتند تنها کنار یکدیگر زندگی می کردند و هیچ احساسی نسبت به یکدیگر نداشتند و حتی وقتی پدر به عنوان شهردار تهران به اتهام توطئه علیه شاه به زندان می افتد دختر جوان امیدوار می شود که شاید همین زندان رفتن، باعث گرمی روابط والدین شود اما چنین اتفاقی نمی‌افتد.
نفیسی از شخصیت زننده پدرش و انحرافات اخلاقی وی سخن می گوید و در صفحات متعدد کتابش به این قضیه اشاره می کند و تاکید دارد که پدرش این قضایا را از همسرش یعنی مادر آذر ـ نزهت ـ  پنهان نمی کرده و حتی از دخترش برای ارتباط بیشتر با زنان دیگر کمک می‌گرفته است.
وی در صفحه اول کتابش از رابطه زنان مختلف با پدرش صحبت می‌کند که پدر به دلایل مختلف این روابط را توجیه می کند و می نویسد بسیاری از مردهای اطراف ما هم همین شیوه را دارند به طوری که این شیوه زندگی در میان اشراف زادگان و مسئولین رژیم شاه به یک رسم تبدیل شده است.
وی می‌نویسد در فرهنگ ایرانی نباید روابط و سرگذشت شخصی و خانوادگی افراد بازگو شود ولی می توان گفت من تمام این سالها برای گفتن این حقایق سکوت کردم.
نخستین جمله کتاب، شاید بهترین خلاصه این رمان بلند باشد: «اکثر مردان به همسر خود خیانت می‌کنند تا معشوقه داشته باشند. پدرم به مادرم خیانت می کرد تا زندگی خانوادگی خوبی داشته باشد!»
بنا بر این گزارش، اگر رمان اول نفیسی، طغیان نویسنده علیه وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب بود، مجموعه خاطرات تازه او، علاوه بر بیان خاطرات خصوصی او از خانواده و بویژه انحرافات اخلاقی پدر، شرح پنجه اندازی احساسی او با مادری است که خودکامه و خودرای معرفی شده و شوهر و فرزندان از گزند زورگویی و «زهر صدایش» ایمن نبودند.
آذر نفیسی دختر احمد نفیسی شهردار تهران در رژیم شاه و نزهت نفیسی از نخستین زنان حاضر در مجلس شورای ملی بود.
http://ketabnews.com/detail-20340-fa-1.html

گاسپار ایپکیان:
اولین شهردار تهران که بود، چه کار کرد؟ / دنیای اقتصاد

حمید نجار
تهران در سال 1300 یک دوره رشد را آغاز کرد. این زمان که مصادف با روزهای پایانی حکومت قاجار‌ها بود  با تحول اساسی و نوین‌سازی تهران همراه شد. در همین زمان جمعیت پایتخت نیز رشد مضاعفی داشت. بنابراین برای کنترل شهر و ادامه تحول در شهرسازی نیاز به تمرکز قدرت اجرایی بود.
به همین منظور پس از کودتای سوم اسفند 1299 و روی کارآمدن دولت سیدضیاءالدین طباطبایی و تسلط دولت بر تمامی امور، نخست وزیر برای رسیدن به اهدافش، تصمیم گرفت نهادهای مستقلی مانند بلدیه را به دولت وابسته کند.
در نخستین گام با تدوین نظامنامه‌ای در هیات دولت در همین زمان اداره بلدیه وابسته به دولت شد و بدین‌سان تحولات آن تحت تاثیر تصمیمات «قدرت سیاسی » قرار گرفت.
براساس این نظامنامه، ریاست تشکیلات بلدیه تهران زیر نظر ریاست وزرا قرار گرفت و نخست وزیـر از طرف خود کفیلی را برای اداره بلدیه تعیین می‌کرد.
وی فردی ارمنی به نام ایپکیان را کفیل بلدیه کرد و با جدا کردن بلدیه از نظمیه، تحولی جدید در آن پدید آورد. ایپکیان که در مقام مشاور سید ضیاء به این منصب رسیده بود، قوانینی وضع کرد که کم از حکومت نظامی نداشت. ایپکیان برای نظم امور شهرداری سعی در متمرکز کردن کار بلدیه طهران داشت. وی پایه‌گذار اولین ساختمان مرکزی شهرداری بود. مراحل اولیه ساختمان بلدیه در قسمت شمالی میدان توپخانه بر روی خرابه‌های غرفه‌های توپخانه ساخته شد. دولت سید ضیاء چندان مستعجل بود که ادامه کار میسر نشد. رفتن سید ضیاء با قدرت گرفتن رضا خان همراه شد. پس از به قدرت رسیدن وی و پس از به سلطنت رسیدنش شهر دربست در اختیارش افتاد.
این فرد که به عنوان اولین رییس دوره جدید فعالیت بلدیه در تهران از وی یاد می‌شود  و از سال 1300 به این مقام منصوب شد، تامین روشنایی خیابان‌های لاله‌زار، امیریه، علاءالدوله و اسلامبول را در کارنامه خود به ثبت رساند و او بود که صاحبان دکان‌های لاله‌زار، علاءالدوله (فردوسی کنونی) و ناصریه (ناصرخسرو بعدی) را موظف کرد تا درهای مغازه ها‌شان را بازسازی کرده و تابلوهایی خوانا بر سردر محل کسبشان نصب کنند.
در زمان ریاست گاسپار ایپکیان، بلدیه دارای شش اداره شد که مشتمل بر اداره صحیه و معاونت عمومی، اداره محاسبات و عایدات، اداره امور خیریه، ساختمان، روشنایی و میاه (آب)، اداره تفتیش، سجل احوال، احصائیه و نشریات و اداره کابینه پرسنل، تنظیمات، ملزمات اجراییات و رسومات بود.
به طوری که در تاریخ آمده است، او در سال 1302 پی‌ریزی و احداث وزارت خارجه، عمارت شهربانی کل کشور و ساختمان وزارت جنگ را در محدوده میدان مشق سابق شروع کرد و کوشید تا بلدیه را صاحب خانه‌ای کند که متناسب با حجم مسوولیت‌هایش باشد و با چنان نیتی در فاصله سال‌های 1300 تا 1302 به فکر احداث بنای بلدیه در میدان توپخانه افتاد و فضای آن را که زمان ناصرالدین‌شاه محل سکونت و تمرین توپچی‌ها و زنبورکچی‌های حکومتی بوده به فضای سبز تبدیل کرد و دستور داد عصرها، روبه‌روی حوض وسط میدان مزقانچی‌ها (دسته موزیک) برای مردم تهران مزقان بزنند و در همان سال‌ها بنیان ساختمان وزارت بهداری در شرق میدان را گذاشت و بنایی احداث کرد که کمی بعد تشکیلات بهداشتی تهران را در خود جای داد و تشکیلات نظمیه کل مملکتی و اداره عبور و مرور را هم در اطراف همان میدان تاسیس کرد و گفته می‌شود نخستین شهرداری بود که حقوق شهروندی ساکنان تهران را مورد عنایت ویژه قرار داد.
ایپکیان از ارمنیان عثمانی و مردی ادیب و فاضل بود. وی در سال 1295 هجری شمسی بنا به درخواست ارمنیان تهران، برای تدریس در مدرسه هایکازیان به تهران آمد و در این مدرسه تا سال 1298 هجری شمسی به تدریس پرداخت. از آن تاریخ به بعد مدت دو سال  به عنوان بازرس کل آموزش و پرورش تهران خدمت نمود.
او چون مطالعات و اطلاعات وسیعی در هنر تئاتر داشت، چند گروه تئاتر تشکیل داد و با همکاری همسر خود، هریپسیمه خسرویان که از ارامنه ایران بود و چند هنرمند آماتور چندین نمایشنامه به روی صحنه آورد که از آن جمله می توان به سه نمایشنامه طنزآمیز از مولیر، نمایشنامه نویس فرانسوی و نمایش نامه گدایان بزرگوار اثر طنزنویس معروف ارمنی، هاکوپ بارونیان، اشاره کرد. قابل ذکر است که ایپکیان دو نمایشنامه نیز به زبان فارسی به روی صحنه برده است. باید گفت حضور او در شهرداری تهران چندان دوامی نداشت و پس از 24 ماه در سال 1302 از این سمت برکنار گردید و جای خود را به سرتیپ بوذرجمهری داد.
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/736328/

اولین بلدیه چی / هویس
اگرچه در منابع مختلف، از چند نفر به طور غیررسمی با عنوان نخستین رئیس بلدیه یاد شده، و گروهی میرزا عباس‌خان مهندس‌باشی و عده‌ای دیگر خلیل‌خان ثقفی را نخستین بلدیه‌چی تهران دانسته‌اند و گروهی نیز از محمدخان و محمدحسن قاجار با این عنوان اسم می‌برند، اما واقعیت این است که تا سال 1300 شمسی، درهای تهران همچنان بر روی پاشنه سابق می‌گشت و هیچ‌کدام از شهرداران حتی اگر برنامه‌هایی برای تغییر سیمای پایتخت داشتند، به دلیل کوتاه بودن دوره مسؤولیت‌شان فرصت نیافتند کار چندان زیادی انجام دهند. تا این که در آن سال، اداره بلدیه مورد بازنگری جدی قرار گرفت و با تقلید از بلدیه پاریس، لندن و برلسن، دور جدیدی از فعالیت بلدیه شروع شد.

تولد جدید بلدیه
گاسپار ایپکیان که به عنوان اولین رئیس دوره جدید فعالیت بلدیه در تهران از وی یاد می‌شود  و از سال 1300 به این مقام منصوب شد، تأمین روشنایی خیابان‌های لاله‌زار، امیریه، علاءالدوله و اسلامبول را در کارنامه خود به ثبت رساند و هم‌او بود که صاحبان دکان‌های لاله‌زار، علاءالدوله (فردوسی کنونی) و ناصریه (ناصرخسرو بعدی) را موظف کرد تا درهای مغازه ها‌شان را کرده و تابلوهایی خوانا بر سردرِ محل کسب‌شان نصب کنند.
در زمان ریاست گاسپار ایپکیان، بلدیه دارای شش اداره شد که مشتمل بر اداره صحیه و معاونت عمومی، اداره محاسبات و عایدات، اداره امور خیریه، ساختمان، روشنایی و میاه (آب)، اداره تفتیش، سجل احوال، احصائیه و نشریات و اداره کابینه پرسنل، تنظیمات، ملزمات اجراییات و رسومات بود.
به طوری که در تاریخ آمده است، او در سال 1302 پی‌ریزی و احداث وزارت خارجه، عمارت شهربانی کل کشور و ساختمان وزارت جنگ را در محدوده میدان مشق سابق شروع کرد و کوشید تا بلدیه را صاحب خانه‌ای کند که متناسب با حجم مسؤولیت‌هایش باشد و با چنان نیتی در فاصله سال‌های 1300 تا 1302 به فکر احداث بنای بلدیه در میدان توپ خانه افتاد و فضای آن را که زمان ناصرالدین‌شاه محل سکونت و تمرین توپچی‌ها و زنبورکچی‌های حکومتی بوده به فضای سبز تبدیل کرد و دستور داد عصرها، روبه‌روی حوض وسط میدان مزقانچی‌ها (دسته موزیک) برای مردم تهران مزقان بزنند و در همان سال‌ها بنیان ساختمان وزارت بهداری در شرق میدان را گذاشت و بنایی احداث کرد که کمی بعد تشکیلات بهداشتی تهران را در خود جای داد و تشکیلات نظمیه کل مملکتی و اداره عبور و مرور را هم در اطراف همان میدان تأسیس کرد و گفته می‌شود نخستین شهرداری بود که حقوق شهروندی ساکنان تهران را مورد عنایت ویژه قرار داد.
ایپکیان از ارمنیان کشور عثمانی و مردی ادیب، فاضل و خدمتگزاری لایق بود. وی در سال 1295 هجری شمسی بنا به درخواست ارمنیان تهران، برای تدریس در مدرسه هایکازیان به تهران آمد و در این مدرسه تا سال 1298 هجری شمسی به تدریس پرداخت. از آن تاریخ به بعد مدت دو سال  به  عنوان بازرس کل آموزش و پرورش تهران خدمت نمود.
او چون مطالعات و اطلاعات وسیعی در هنر تأتر داشت، چند گروه تأتر تشکیل داد و با همکاری همسر خود هریپسیمه خسرویان که از ارامنه ایران بود و چند هنرمند آماتور چندین نمایش نامه به روی صحنه آورد که از آن جمله می توان به سه نمایش نامه طنزآمیز از مولیر، نمایش نامه نویس فرانسوی، و نمایش نامه گدایان بزرگوار اثر طنزنویس معروف ارمنی، هاکوپ بارونیان، اشاره کرد. قابل ذکر است که ایپکیان دو نمایش نامه نیز به زبان فارسی به روی صحنه برده است.
دوهفته نامه "هویس" شماره 92
20 بهمن 1389
http://oldfarsi.hooys.com/Aramaneye_Iran/F_92_Gaspar_Ipakian_Nokhostin_Shahrdare_Tehran.htm

اولین شهردار تهران / بیست
http://20ist.com/archives/380


بلدیه از دوره قاجار تا پهلوی / مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
رزیتا میری
بلد به معنای شهر، بلدیه نام قدیم شهرداری است و در لغت‌نامه دهخدا به معنی" موسسه‌ای در هر شهر که در کار نظافت و خوبی آب و نان و چراغ و سوخت و خواربار صحت نظر دارد." پیش از تشکیل بلدیه مردم هر شهر طبق آداب و رسوم و اعتقادات شخصی و دینی بدون مداخله حکومت خدمات شهری را انجام می‌دادند و هر کس جلو خانه و دکان خویش را تمییـز می‌کرد.
اولین نظم امور شهری در دوره ناصرالدین شاه قاجار به اجرا درآمد و اداره‌ای به نام "اداره احتسابیه" که اعضای آن را محتسب می‌نامیدند تاسیس گردید، این اداره دارای دو شعبه بود "احتساب" و"تنظیف" که در هر کدام عده‌ای نایب، فراش و سپور خدمت می‌کردند. وظیفه اداره احتسابیه حفظ و تامین نظافت شهر بود که هم وظایف نظمیه و هم امور شهری را انجام می‌داد. افراد زیادی مصدر امور احتسابیه بودند از جمله: محمودخان کلانتر، محمود خان احتساب‌الملک، چراغعلی خان سراج‌الملک، آقاعلی آشتیانی  امین حضور، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، کنت دومونت فرت، محمد میرزا  قاجار قوانلو (کاشف‌السلطنه)، میرزا عباس خان مهندس‌باشی مشاورالدوله ...
پس از استقرار مشروطیت اولین بلدیه قانونی تهران از سوی مجلس شورای ملی هنگام نیابت سلطنت علیرضا خان عضدالملک قاجار به ریاست دکتر خلیل اعلم‌الدوله ثقفی در عمارتی واقع در سبزه میدان تاسیس شد. در واقع اولین بلدیه رسمی در زمان مظفرالدین شاه قاجار پایه‌گذاری شد و هدف آن "حفظ منافع شهرها و ایفای حوائج اهالی شهرنشین اعلام شد".  
بر طبق قانون بلدیه (مشتمل بر 108 ماده که در سال 1286 شمسی به تصویب رسید) ریاست بلدیه بر عهده رئیس انجمن بلدیه بود که از میان اعضای انجمن با اکثریت آراء انتخاب می شد ولی بعداً ریاست اداره بلدیه زیر نظر وزارت داخله انجام وظیفه می‌کرد، اولین شخصی که  بدین طریق حکم ریاست بلدیه تهران را گرفت ابراهیم خان یمین‌السلطنه  بود (از سال 1292 تا 1299 شمسی).
پس  از کودتای 1299 با  روی کار آمدن سید ضیاءالدین طباطبایی رئیس‌الوزرا اداره بلدیه از حالت انجمن شهری خارج شد و  به صورت "شهرداری" وابسته به دولت شد و ریاست این تشکیلات زیر نظر ریاست وزرا قرار گرفت.
در سال 1300 شمسی گاسپار ایپکیان از سوی سید ضیاء رئیس بلدیه تهران شد، وی اقدامات مهمی در  تهران انجام داد از جمله تامین روشنایی خیابانهای امیریه، لاله‌زار، استانبول... در این زمان ساختمان بلدیه در قسمت شمالی میدان توپخانه بنا شد که تا اوایل دهه 40 پا برجا بود. شهرداری جدید مانند شهرداری دوره ی خلیل خان اعلم الدوله، نه تنها مسئول نظافت خیابان ها بود بلکه جمع آوری زباله ها از سطح شهر را نیز جزء وظایف خود می دانست. این شهرداری با ادارات متعدد خود در ساختمان جدید الاحداث واقع در میدان توپخانه عهده دار بسیاری از امور بود. به عنوان مثال اداره ی سجل احوال یکی از مهمترین ادارات شهرداری بود که با صدور شناسنامه برای شهروندان به حقوق شهروندی و هویت یابی آنها اهمیت می داد. در این دوره امور شهر از طریق ادارات وابسته به شهرداری به صورت مدون به اجرا در آمد. مشارکت ارامنه در سطوح مدیریتی و روند مدرنیزاسیون شهری حکایت از رویکرد مشمولیت می کند.
 در سال 1302 شمسی کریم آقا بوذرجمهری شهردار تهران شد و به مدت طولانی در این سمت باقی ماند (1302- 1312ش) او با تلاش بسیار تهران را از شهر قدیمی به شهر جدیدی تبدیل کرد، ولی متاسفانه ویران کردن دروازه‌های تهران در زمان او صورت گرفت.

لازم به ذکر است سال 1309 شمسی نقطه عطفی در تاریخ بلدیه محسوب می‌شود زیرا قانون بلدیه 1325 قمری ملغی و قانون دیگری جایگزین آن می‌ شود و انجمن بلدی و تشکیلات بلدیه با وظایف و تعاریف جدیدی روبه‌رو شد و ریاست بلدیه را وزارت کشور (وزارت داخله) منصوب می‌نمود و انجمن بلدی استقلال خود را از دست داده به عنوان بازوی کمکی دولت در اجرای طرحهایش عهده‌دار امور بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
راهنمای کتاب، سال 2، 1350.
شهری، جعفر. تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج 5، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، 1368 .
شهیدی مازندرانی، حسین. سرگذشت تهران، ج1، تهران، راه مانا، 1383.
محبوبی اردکانی، حسین. تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران، ج 2، تهران، دانشگاه تهران، 1354- 1368.
مستوفی، عبدالله. شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجار، ج3، تهران، علمی، 1324- 1326.


http://iichs.org/index.asp?img_cat=178&img_type=0

پایگاه مجلات تخصصی نور / تئاتر ارمنیان در تهران
گاسپار ایپکیان در سال 1295 هجری شمسی هنرپیشه ای حرفه ای بود و آگاهی بسیار از تئاتر مدرن داشت. وی برای تدریس در مدرسه ی هایگازیان به تهران آمد، پس از اندک زمانی برادر او به نام آرمناک ایپکیان که حرفه ی او هنرپیشگی بود در تهران به برادرش پیوست. آن دو با یاری هنرمندان تئاتر ارمنیان تهران به نمایش دادن پرداختند. گاسپار ایپگیان در سال 1300 ش. شهردار تهران شد و پس از مدتی از ایران مهاجرت کرده و به مصر رفت. آرمناک ایپگیان در اواخر ژوئیه 1921 م. از طریق بندر گز مشهد، به کراسنا ورسک رفت، او یک هفته در بندر گز اقامت گزید و با همکاری الکساندر هوهاسیان، مانیا تادریزیان و همسرش نمایشنامه «راهزنان» نوشته شیلر را در ان شهر اجرا کرد. نقش برادران ایپکیان در پیشرفت هنر تئاتر تهران شایان بررسی است (ص 203).
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/8639/202/text

از احتسابیه و بلدیه تا شهرداری / دانشنامه ی حقوق
اولین نظم امور شهری در دوره ناصرالدین شاه قاجار به اجرا درآمد و اداره‌ای به نام “اداره احتسابیه” که اعضای آن را محتسب می‌نامیدند تاسیس گردید، این اداره دارای دو شعبه بود “احتساب” و”تنظیف” که در هر کدام عده‌ای نایب، فراش و سپور خدمت می‌کردند. وظیفه اداره احتسابیه حفظ و تامین نظافت شهر بود که هم وظایف نظمیه و هم امور شهری را انجام می‌داد. افراد زیادی مصدر امور احتسابیه بودند از جمله: محمودخان کلانتر، محمود خان احتساب‌الملک، چراغعلی خان سراج‌الملک، آقاعلی آشتیانی  امین حضور، محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، کنت دومونت فرت، محمد میرزا  قاجار قوانلو (کاشف‌السلطنه)، میرزا عباس خان مهندس‌باشی مشاورالدوله ..
پس از استقرار مشروطیت اولین بلدیه قانونی تهران از سوی مجلس شورای ملی هنگام نیابت سلطنت علیرضا خان عضدالملک قاجار به ریاست دکتر خلیل اعلم‌الدوله ثقفی در عمارتی واقع در سبزه میدان تاسیس شد. در واقع اولین بلدیه رسمی در زمان مظفرالدین شاه قاجار پایه‌گذاری شد و هدف آن “حفظ منافع شهرها و ایفای حوائج اهالی شهرنشین اعلام شد”.
 بر طبق قانون بلدیه (مشتمل بر ۱۰۸ ماده که در سال ۱۲۸۶ شمسی به تصویب رسید) ریاست بلدیه بر عهده رئیس انجمن بلدیه بود که از میان اعضای انجمن با اکثریت آراء انتخاب می شد ولی بعداً ریاست اداره بلدیه زیر نظر وزارت داخله انجام وظیفه می‌کرد، اولین شخصی که  بدین طریق حکم ریاست بلدیه تهران را گرفت ابراهیم خان یمین‌السلطنه  بود (از سال ۱۲۹۲ تا ۱۲۹۹ شمسی).

پس  از کودتای ۱۲۹۹ با  روی کار آمدن سید ضیاءالدین طباطبایی رئیس‌الوزرا اداره بلدیه از حالت انجمن شهری خارج شد و  به صورت “شهرداری” وابسته به دولت شد و ریاست این تشکیلات زیر نظر ریاست وزرا قرار گرفت.
در سال ۱۳۰۰ شمسی گاسپار ایپکیان از سوی سید ضیاء رئیس بلدیه تهران شد، وی اقدامات مهمی در  تهران انجام داد از جمله تامین روشنایی خیابانهای امیریه، لاله‌زار، استانبول… در این زمان ساختمان بلدیه در قسمت شمالی میدان توپخانه بنا شد که تا اوایل دهه ۴۰ پا برجا بود. در سال ۱۳۰۲ شمسی کریم آقا بوذرجمهری شهردار تهران شد و به مدت طولانی در این سمت باقی ماند (۱۳۰۲- ۱۳۱۲ش) او با تلاش بسیار تهران را از شهر قدیمی به شهر جدیدی تبدیل کرد، ولی متاسفانه ویران کردن دروازه‌های تهران در زمان او صورت گرفت.
با روی کار آمدن رضا شاه به عنوان نخست وزیر روند تمرکز گرایی دولت با شدت بیشتری دنبال شد و دولت در تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۰۹ قانون جدیدی برای تشکیلات بلدیه تصویب کرد. متن آن قانون به منظور رفع مشکلات دولت در زمینه امور شهر تدوین شده و نحوه دریافت عوارض و مالیات‌‌ها را برای دولت مشخص و راحت تر کرده بود. در سال ۱۳۰۸ ه.ش چهار شعبه بلدیه به نام بخش در چهار نقطه شهر تشکیل شد و در سال ۱۳۱۵ تعداد بخش‌‌ها به هشت رسید.
 بعد از جنگ جهانی دوم و عزل رضا شاه و به قدرت رسیدن پسرش محمد رضا فعالیت شهرداری به همان شکل سابق تا سال ۱۳۲۸ ادامه یافت.
در سال ۱۳۲۸ به دلیل مشکلاتی که در سطح شهرها به شم می‌خورد و از آن جا که مردم نقش چندانی در امور شهرری نداشتند دولت تصمیم گرفت انجمن‌‌های شهری را مجددا فعال کند. اما چون به تشکیل انجمن‌‌های شهری از دیدگاهی قدرت گرایانه و از بالا نگاه می‌شد و هدف این بود که در تشکیل انجمن‌های شهری قدرت دولت هم لحاظ شود قدرت زیادی به انجمن‌‌های شهری و شهرداری داده شد و آنها عملا ویژگیهای یک نظام تمرکز گرا را پیدا کردند اما از دهه ۱۳۳۰ به بعد تغییراتی که در شرح وظایف و سیستم اداری شهرداری به وجود آمد این نهاد شهری به شکل و شمایل امروزی خود نزدیکتر شد.
عزل و نصب‌‌های پیاپی شهرداران که از سالهای اولیه بعد از شهریور ۱۳۲۰ شروع شده بود در سال‌‌های بعد نیز همچنان ادامه یافت که اسامی‌این شهرداران به ترتیب عبارتند از: مصطفی قلی رام، محمد سجادی، سید مهدی عماد السلطنه، فضل‌الله بهرامی، عباسقلی گلشائیان، غلام‌حسین ابتهاج، محمود نریمان، مهدی مشایخی، محمد خلعتبری، حسام‌الدین دولت آبادی، محمد مهران، مهدی نامدار، ارسلان خلعتبری، نصرالله امینی، سید محسن نصر، سرتیپ محمد علی صفاری، نصرت‌الله منتصر، سرلشکر محمد دولو، موسی مهام، ناصر ذوالفقاری، فتح الله فرود، احمد نفیسی، علی اکبر توانا، ضیاء‌الدین شادمان، تقی سرلک، منوچهر پیروز، جواد شهرستانی و غلامرضا نیک‌پی که از جمله شهردارانی است که بیشترین طول دوره ریاست را در شهرداری تا قبل از انقلاب داشته است. وی به مدت هشت سال یعنی از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۶ شهردار بود.

منابع :
۱- مرکز اسناد انقلاب اسلامی
۲- موسسه  مطالعات تاریخ معاصرایران
۳- سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

http://poustchi.loxtarin.com/post/83/%D8%A7%D8%B2%20%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B3%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%87%20%D9%88%20%D8%A8%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%87%20%D8%AA%D8%A7%20%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C.htm



100 سال شهرداری (گاسپار ایپکیان) / انجمن علمی و دانستنی
همزمان با تأسیس بلدیه ،قانونی به تصویب مجلس رسید که بر اساس آن انجمن بلدیه ،وظیفه داشت نسبت به انتخاب شهردار با رأی ونظر مردم اقدام کند وبراساس آن قانون، اولین انجمن بلیپدیه نیز در تهران تشکیل شدوشروع به کار کرد.اما در نخشتین اقداماتی که انجمن بلدیه انجام داد،به دلیل بی تجربگی اعضای آن ضعف هایآشکاری وجود داشت.چنانکه آنضعف ها اعتراض نمایندگان مجلس را برانگیخت. زیرا در میان اعضای انجمن بلدیه افرادسنت گرا وکسانی که با محتوای قانون به طور دقیق آشنا نبودند ، وجود داشتندوچون نظارت قانونی و مستمری بر کار آن ها اعمال نمی شد ،خواسته یا نا خواسته ، خودسری هایی در کار اعضای بلدیه پیش آمدواز این رو،نمایندگان مجلس در صدد اصلاح قانون بلدیه برآمدند ودر سال 1290 شمسی با پیشنهاد دولت مبتنی بر انفصال انجمن های بلدیه موافقت کردند. اما تعطیل انجمن های بلدیه، به معنای فسخ قانون بلدیه نبود. بلکه برای اصلاح قانون بلدیه و افزایش میزان کارآیی انجمن های بلدیه چنان تصمیمی گرفته شد. با این حال ،ادارۀ بلدیه همچنان مانند سابق و بر اساس قانون به خود وابسته کند، با وجودی که دولت سعی داشت بلدیه را به خود وابسته کند،این امر تا زمان کودتای رضا خان در سال 1299 هجری شمسی به طور کامل عملی نشد .اما پس از کودتای 1299 سید ضیاءالدین طباطبایی و تسلط نسبی دولت وی بر تمامی امور کشوری ،نخست وزیر برای رسیدن به اهدافش که سلطه بر تمام امور مملکتی بود،تصمیم گرفت نهادهای مستقلی مانند بلدیه را به دولت وابسته کند و بر اساس چنان نیتی ،با تدوین نظامنامه ای که به تصویب هیأت دولت رسید و در سال 1300شمسی ادارۀ بلدیه رسماً وابسته به دولت شد و تحت نفوذ تصمیمات «قدرت سیاسی» وزیر نظر رئیس الوزرا قرار گرفت ونخست وزریر از طرف خود کفیلی برای ادارۀ بلدیه تعیین کرد.
با روی کار آمدن رضا شاه ،به عنوان نخست وزیر ،روند تمرکز گرایی دولت با ششدت بیشتری دنبال شدودولت در تاریخ 30 اردیبهشت ماه سال 1309 قانون جدیدی برای تشکیلات بلدیه تصویب کرد. متن آن قانون به منظور رفع مشکلات دولت در زمینۀ امور شهری تدوین شده ونحوۀ دریافت عوارض و مالیات ها را برای دولت مشخص و راحت تر کرده بود و با وجود این که مطابق آن قانون تشکیل انجمن بلدیه پیش بینی شده بود، ولیکن نظامنامۀ انجمن های بلدیه شکل و شمایلی داشت که دست دولت در نحوۀ ادارۀ آن آزاد بود و بلدیه عملاًَ ناچار بود بر اساس اهداف دولت کار کند. به این معنا که انتخاب اعضای انجمن بلدیه به صورت دو مرحله ای بود. در مرحلۀ اول، مردم عده ای از اعضای انجمن بلدیه را انتخاب می کردند و مرحلۀ بعد وزرات داخله از میان برگزیدگان مردم کسانی را به عنوان اعضای انجمن بلدیه انتخاب می کرد .به عنوان نمونه در مورد تهران انتخاب اعضای انجمن بلدیه بدین صورت انجام می گرفت که «در مرحلۀ اول ،مردم 75 نفر را انتخاب می کردند و سپس وزارت داخله از میان برگزیدگان مردم 11 نفر را به عنوان نمایندگان انجمن بلدیه تهران انتخاب میکرد.» همچنین رئیس بلدیه از طرف وزارت داخله منصوب میشد و در واقع هدف دولت آن بود که انجمن بلدیه بازوی کمکی دولت برای اجرای طرح های شهری باشد. نه اینکه با اظهار نظر هایش مشکلی برای دولت ایجاد کند. در سال 1308 هجری شمسی ،چهار شعبۀ بلدیه به نام «بخش» در چهار نقطۀ شهر تشکیل شد و در سال 1315 هجری شمسی تعداد بخش ها به 8 رسید. به اضافه این که در شهر ری و شمیران هم، دو بخش عهده دار وظایف شهرداری شدند.
در سال 1319 برای آنکه بخش های مذکور تا حدی استقلال و آزادی عمل داشته باشند. به چهار برزن تبدیل شدند که هر یک وظیفۀ شهرداری را در برزن خود انجام میدادند و در سال 1325 هجری شمسی تعداد برزن ها به 16 واحد افزایش یافت.

نظام نامه بلدیه
براساس مصوبۀ مجلس، محمدخان قاجار دولو مأموریت یافت تا نظامنامۀ بلدیه را تدوین کند و او ،جزوه ای در خصوص وظایف بلدیه و مأمورانش و همچنین ذکر محدودۀ فعالیت و اختیارات آنها ،تنظیم کرد که به «نظامنامه بلدیه » معروف و مشتمل بر پنج فصل و 108 ماده است و بعدها پایه واساس شکل گیری شهرداری در تهران شد. آن نظامنامه ،در تاریخ 20 ربیع الثانی سال 1325 قمری به تصویب نمایندگان مجلس رسید و نامگذاری بسیاری از خیابان ها و کوچه های شهر و حتی شماره گذاری خانه ها و دکان ها را به دنبال داشت و گفته می شود تأمین روشنایی چند خیابان مهم شهر در شب ها و رساندن آب آشامیدنی به خانه ها با گاری های بشکه دار ،نظافت و آب پاشی خیابان ها نیز از همان زمان و توسط خود محمدخان قاجار شروع شد.
متأسفانه به دلیل تشابه اسمی محمدخان قاجار با آغا محمد خان قاجار ،عده ای از محققان ،به غلط از آغا محمد خان به عنوان نخستین بلدیه چی رسمی تهران یاد کرده و اقدامات محمدخان قاجار را به او نسبت داده اند، در حالی که به طور قطع ،نخستین مسئول ساماندهی امور شهر تهران ،کسی جز آغا محمد قاجار بوده و این ادعا از آن جا قابل اثبات است که برخی منابع تأکید دارند محمد خان قاجار مدت یک سال آن سمت را بر عهده داشت و برای اولین بار در تهران اقدامات نوینی انجام داد و در زمینۀ حمل ونقل عمومی ، راه اندازی سرویس در شکۀ اسبی برای عامه و چراغانی و مراسم آتش بازی فعالیت های متعددی کرد و حتی معروف است در سالروز جشن مشروطیت، آتش بازی با شکوهی را در میدان توپخانه ترتیب دادکه آن حرکت به صورت یک سنت درآمد وتا سالها بعد رایج بود.
پس از اقدامات اولیۀ محمد خان قاجار ، قرار شد مدیر امور تهران از میان کسانی انتخاب شود که آشنایی بیشتری با شاه و درباریان داشته باشد و ضمنا تحت ضوابط خاصی کار کند. بر این اساس در تارخ 14 خرداد ماه سال 1286 و هنگام نیابت سلطنت «عضدالملک قاجار » نمایندگان مجلس طرح تأسیس نهادی با عنوان بلدیه را تصویب کردند تا زیر نظر وزارت داخله فعالیت کند و ریاست اجرایی آنرا به عهدۀ خلیل خان ثقفی (اعتماد الدوله ) گذاشتند و برای او معاونی به نام علیرضا خان بهرامی که بعدها به «مهذب السلطنه» مشهور شد، در نظر گرفتند.
بهرامی، که چشم پزشک بود و در زمینۀ فلسفه و روان شناسی هم اطلاعاتی داشت، برای تنظیم بودجه، ادارۀ بلدیه و انجام امور کارگزینی و محاسبات یک ارمنی به اسم مسروپ مسروپیان را استخدام کرد.
بر اساس اولین بودجۀ بلدیه ،حقوق ماهیانه ای معادل 80 تومان تعیین و حکم مأموریت وی با امضاء وزیر داخله صادر شد.
بزرگترین اقدام اعلم الدوله در مقام رئیس تهران ،آن بود که بلدیه را صاحب دفتر و دستکی مستقل کرد و بر بالای ساختمان چادر خانه واقع در سبزه میدان و در مجاورت ارگ سلطنتی ،تابلوی «ادارۀبلدیه» را نصب و در اولین اقدامش، اطلاعیه ای صادر کرد با این مضمون که :«بنا به رعایت حال عموم و رفاهیت نفوس دارالخلافه ،از طرف اداره بلدیه اهالی وسکنه تهران با کمال احترام خواهش می شود از این به بعد ،هر یک حدود وحوالی خود را چه خانه باشد،چه دکاکین و مستغلات ،حتی المقدور تمیزو نظیف نگه دارند و لااقل تا هوا گرم و گرد وخاک بسیار است ،روزی یک مرتبه آب پاشی کرده و مخصوصاً کثافاتی که جمع شده و می شود ،باید عاجلاً دفع ورفع نمایند. به علاوه ،دکان دارها نباید وجبی از دکان خود تجاوز کرده یا اثاثه خود را در داخل سواد و حوالی دکاکین و قهوه خانه گذاشته ،کار را بر عابرین سخت نمایند واحدی نباید در معبر عام اسب والاغ و اغنام ببندد و...»
اولین بلدیه چی
اگرچه در منابع مختلف ،از چند نفر به طور غیر رسمی با عنوان نخستین رئیس بلدیه یاد شده وگروهی میرزا عباس خان مهندس باشی وعده ای دیگر خلیل خان ثقفی را نخستین بلدیه چی تهران دانسته اندو گروهی نیز از محمدخان ومحمئپدحسن قاجار با این عنوان اسم می برند،اما واقعیت این است که تا سال 1300 شمسی ،درهای تهران ،همچنان بر روی پاشنۀسابق می گشت وهیچکدام از شهرداران ،حتی اگر برنامه هایی برای تغییر سیمای پایتخت داشتند ،به دلیل کوتاه بودن دورۀمسئولیتشان ،فرصت نیافتند کار چندان زیادی انجام دهند. تا اینکه در آن سال ،اداره بلدیه مورد باز نگری جدی قرار گرفت وبا تقلید بلدیۀپاریس ،لندن وبرلسن دور جدیدی از فعالیت بلدیه شروع شد.
تولد جدید بلدیه
«گاسپار ایپگیان » که به عنوان اولین رئیس دورۀ جدید فعالیت بلدیه در تهران از وی یاد می شود و از سال 1300 به این مقام منصوب شد. تأمین روشنایی خیابان های لاله زار ،امیریه ،علاءالدوله و اسلامبول را در کار نامه ی خود به ثبت رساند هم او بود که صاحبان دکان های لاله زار ،علاءالدوله (فردوسی کنونی )و ناصریه (ناصرخسرو بعدی) را موظف کرد تا درهای مغازه هایشان را باز کرده و تابلوهایی خوانا بر سردر محل کسبشان نصب کنند.
در زمان ریاست «گاسپار ایپگیان »، بلدیه دارای شش اداره شد که مشتمل بر ادارۀ صحیه و معاونت عمومی، ادارۀ محاسبات و عایدات، ادارۀ امور خیریه، ساختمان، روشنایی و میاه (آب)، ادارۀتفتیش، سجل احوال ،احصائیه و نشریات و ادارۀ کابینۀ پرسنل،تنظیمات ،ملزمات اجراییت و رسومات بود.
به طوری که در تاریخ آمده است ،او در سال 1302 پی ریزی و احداث وزارت خارجه ،عمارت شهربانی کل کشور وساختمان وزارت جنگ رادر محدودۀمیدان مشق سابق شروع کرد و کوشید تا بلدیه را صاحب خانه ای کند که متناسب با حجم مسئولیت هایش باشد و با چنان نیتی در فاصلۀ سال های 1300 تا 1302 به فکر احداث بنای بلدیه در میدان توپخانه افتاد وفضای آن را که زمان ناصرالدین شاه محل سکونت و تمرین توپچی ها و زنبورکچی های حکومتی بود، به فضای سبز تبدیل کرد و دستور داد عصرها، روبروی حوض وسط میدان مزقانچی ها (دستۀ موزیک) برای مردم طهران مزقان بزنند و در همان سال ها بنیان ساختمان وزارت بهداری در شرق میدان را گذاشت و بنایی احداث کرد که کمی بعد تشکیلات بهداشتی تهران را در خودجای داد و تشکیلات نظمیۀ کل مملکتی و ادارۀ عبور ومرور را هم در اطراف همان میدان تأسیس کرد و گفته می شود نخستین شهرداری بود که حقوق شهروندی ساکنان تهران را مورد عنایت ویژه قرار داد.
http://forum.weare.ir/index.php/topic/3468-100%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C/

عمارت شهرداری تهران / دانشنامه آزاد ویکی پدیا
عمارت بلدیه تهران یا ساختمان شهرداری تهران ساختمان باشکوهی بود که به دستور موسیو گاسپار ایپکیان، شهردار ارمنی وقت تهران، در میان سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۲ خورشیدی در ضلع شمالی میدان توپخانه تهران ساخته شد.[۱] این ساختمان در میان سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۸ تخریب شد[۲] و جای آن به پایانه اتوبوسرانی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه واگذار گردید.[۳] رونما و دکور این ساختمان در شهرک سینمایی غزالی برای ساختن فیلم‌های تاریخی شبیه‌سازی شده است.
1.«مروری برشکل گیری میدان‌ها و خیابان‌های تهران قدیم». همشهری آنلاین، ۲۰ خرداد ۱۳۸۶. بازبینی‌شده در ۲۲ دی ۱۳۹۲.  
2.جواد ملکان. «میدان توپخانه، راوی پیر و امانتدار». روزنامه اعتماد، ۱۲ دی ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۲۲ دی ۱۳۹۲.  
3.جلال فرهمند. «توپخانه». ماهنامه بهارستان. بازبینی‌شده در ۲۲ دی ۱۳۹۲.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C_(%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86)

این پرونده در تاریخ 28/10/92 الی 4/11/92 تهیه و تنظیم شده است.

پرونده کنشگران حوزه شهری ایران (1)

http://anthropology.ir/node/16651

پرونده کنشگران حوزه شهری ایران (2)

http://anthropology.ir/node/18098



صفحه ملیحه درگاهی در انسان شناسی و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/5211

email:malihedargahi@yahoo.com

دوست و همکار گرامی
 چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد.
کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند:
شماره حساب بانک ملی:
 0108366716007
 شماره شبا:
  IR37 0170 0000 0010 8366 7160 07
 شماره کارت:
6037991442341222
به نام خانم زهرا غزنویان
 







 


 

در حال حاضر هیچ محتوایی با این واژه طبقه‌بندی نشده است.

اشتراک در RSS - احمد نفیسی، گاسپار ایپکیان