زهره زرشناس

تهیه و تنظیم: ژینیا نوریان، کارشناسی ارشد ایرانشناسی

 

تصویر: علیرضا طیبی،‌ http://www.bookcity.org/images/2011/6/img_0148.jpg
دکتر زهره زرشناس در آذرماه سال ۱۳۳۰ در تهران چشم به جهان گشود. پس از دریافت مدرک فوق لیسانس فرهنگ و زبانهای باستانی از دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۷ با رتبه اول در آزمون ورودی (کنکور) دانشگاه تهران در دوره دکترای فرهنگ و زبانهای باستانی به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۶۵ موفق به اخذ  مدرک دکترا از دانشگاه تهران شد.

دکتر زرشناس از سال ۱۳۵۷  عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان ایران و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ترتیب استادیار موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی و دانشیار و استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بوده است.

ایشان از سال ۱۳۶۸ تاکنون به تدریس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در پژوهشگاه علوم انسانی، دانشگاه تهران، دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم و تحقیقات) و بنیاد ایرانشناسی اشتغال دارند و تاکنون راهنمایی و هدایت بیش از ۱۰۰پایان نامه کارشناسی  ارشد و دکترا  را بر عهده داشته اند. دکتر زرشناس با تألیف بیش از ۸۰ مقاله در مجلات علمی ایرانی و خارجی و تألیف ۱۰کتاب در سال ۱۳۸۰ موفق به کسب درجه استادی (پروفسوری) شده و عضو چندین انجمن علمی ایرانی و خارجی مانند انجمن ایرانشناسان  اروپا ( SIE ) و انجمن زبانشناسی, و انجمن ایران شناسی ایران است.

http://www.zarshenas.com/fa/

تحصیلات

آخرین مدرک تحصیلی:  دکترا

دانشگاه محل تحصیل:  دانشگاه تهران

سال دریافت مدرک تحصیلی: 1365   

مرتبة علمی:  استاد ( پایه26 )

تخصص:  فرهنگ و زبانهای  باستانی

گرایش:  زبان سغدی، زبان اوستا، زبان پهلوی اشکانی

 

تالیفات

کتاب‌ها

(1380) شش متن سغدی. انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

(1380) جستارهایی در زبان های ایرانی میانه شرقی . انتشارات فروهر

(1382) زبان و ادبیات ایران باستان. دفتر پژوهش‌های فرهنگی (چاپ دوم 1384، چاپ سوم 1390)

(1384) میراث ادبی روایی در ایران باستان . دفتر پژوهش‌های فرهنگ

(1385) زن و واژه. انتشارات فروهر

(1387) دستنامه سغدی . پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. (کتاب برتر دانشگاهی در رشته زبانشناسی در سال 1388) و (کتاب برگزیده گروه ادبیات پژوهشی از سوی بنیاد پروین اعتصامی در سال 1389)

(1387) جشن‌نامه دکتر بدرالزمان قریب. به کوشش زهره زرشناس و ویدا نداف. طهوری

(1389) نامه خاتون ارگی و صد و نوزده پاره نوشتار دیگر. زهره زرشناس و لیلا عسگری. فرهنگستان زبان و ادب فارسی (کتاب برتر دانشگاهی در رشته زبان‌شناسی در سال(1389)

(1389) تیشتریشت. زهره زرشناس و فرزانه گشتاسب. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

(1389) قصه‌هایی از سُغد. زهره زرشناس وآناهیتا پرتوی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

نمادها و ارزشها در آیین زردشتی . (زیر چاپ)

تاریخ سغد. ویراستار علمی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (زیر چاپ)

مقالات

(1365) یک داستان سغدی، چیستا، سال چهارم ، شماره 5 . صص 322 - 325

(1366) بن مایه های کهن ایرانی در دیوان حافظ ، چیستا، سال پنجم ، شماره 1. صص 12 - 16

(1366) داستان سغدی سه ماهی»، چیستا، سال پنجم ، شماره 3 . صص 239 – 244

(1369) رساله ای سغدی در نکوهش نوشابه مستی آور »، فرهنگ، کتاب ششم، موسسهٔ مطالعات و تحقیقات فرهنگی. صص 233 تا 242

(1369) داستان سغدی مروارید سنب ، سیمرغ، سال اول، شماره 7 ـ 9. صص 39-37

(1369) چند وام‌واژه سغدی در شاهنامه فردوسی ، فرهنگ، کتاب هفتم، موسسهٔ مطالعات و تحقیقات فرهنگی. صص 293-269

(1369) حافظ و شکسپیر، رو یا رویی شرق و غرب ، نشر دانش، سال یازدهم ، شماره 2 . صص 12 - 16

(1372) داستان سغدی پیرمرد خوش اقبال ، یادیار ، موسسهٔ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، شماره 1 . صص 113 - 121

(1374) داستان سغدی بازرگان و روح دریا، نیمه دیگر . شماره 2 ، دانشگاه کلمبیا . صص 47- 8 5

(1374) معرفی فرهنگ سغدی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی) ، فصلنامهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال اول، شماره دوم.صص 126 -131. ( معرفی کتاب )

(1375) دستور تاریخی زبان فارسی، فصلنامه فرهنگ (ویژهٔ زبان شناسی) ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال نهم، شماره اول ، شماره مسلسل 17 . صص 346-341

(1375) داستان سغدی میمون و روباه، فصلنامه فرهنگ (ویژهٔ زبان شناسی)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال نهم، شماره اول ، شماره مسلسل 17 . صص 358-349

(1375) زبان خوارزمی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی)، فصلنامهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال دوم . شماره 1. صص 53- 65

(1376) از مینو تا گیتی به روایت بهار، جهان کتاب، سال دوم ، شماره 13 و 14. صص 8 - 9

(1376) بخش کردن روز به سه پاره به روایت سغدی، مجموعه یاد بهار، انتشارات آگاه. صص 213 - 220

(1376) زبان بلخی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی) ، فصلنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال سوم، شماره اول.صص 12- 40

(1376) عناصری از یک قصه سغدی مانوی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی)، فصلنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال سوم، شماره سوم. صص98 - 112

(1377) زنی هست آرایش روزگار، نامه پارسی ، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، سال سوم، شماره سوم ، صص 175 تا 180(سخنرانی چاپ شده)

(1377) سغدی زبان میانگان برای انتقال قصه های کهن، فصلنامه انگلیسی موسسه فرهنگی اکو، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، شماره 3. صص 1 - 15

(1377) یک داستان سغدی، مجموعه مهر و داد و بهار ( یادنامه استاد دکتر مهرداد بهار ). صص 197- 208

(1378) اصطلاحی فلسفی در ادبیات سغدی بودایی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی) ، فصلنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، سال چهارم، شماره اول ، مهر 77 انتشار، 87 . صص 84 - 94

(1378) تیر آرش در دست زو پسر طهماسب، جهان کتاب، سال چهارم ، شماره 23 و 24.صص 2 - 4

(1379) واژه اهریمن در ادبیات سغدی بودایی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی)، فصلنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، سال چهارم ، شماره چهارم ، زمستان 77، انتشار 79 . صص 42 - 51

(1379) پیام آور نور و شعری در رثای او، ایران شناخت ، شماره 18 و 19 . صص 37-21

(1379) ذکر علی (ع) در شاهنامه، فصلنامهٔ فرهنگ (ویژه امام علی (ع))، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال سیزدهم، شماره اول ـ چهارم، شماره مسلسل33-36. صص 43 - 54

(1379) کارنامه ای پر بار، جهان کتاب، موسسه فرهنگی هنری جهان کتاب، سال پنجم، شماره 23 ـ 24، صص 24 تا 25

(1379) این نمایشنامه ی کهن ایرانی،کتاب ماه هنر ( ویژه هنر و اسطوره )، خانه کتاب ایران، شماره 25 - 26 . صص 32 - 34

(1379) واژه فارسی کشاورز ( ترجمه از زبان فرانسه). نامه فرهنگستان ( علمی ـ پژوهشی )، فصلنامهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال چهارم ، شماره 16، زمستان 77 ، انتشار آذر 79 . صص 161 – 166

(1380) به‌یاد ‌مانی ( نگاهی به شعر پارتی)، جشن نامه دکتر اسلامی ندوشن . صص 44 - 64

(1380) نام دژی در شاهنامه، نامه فرهنگستان ( علمی ـ پژوهشی ) ، فصلنامهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال پنجم ، شماره اول. صص 30 - 34

(1380) قصه اصحاب کهف به روایت سغدی، نامه فرهنگستان ( علمی ـ پژوهشی)، فصلنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال پنجم ، شماره دوم. صص 21- 40

(1380) اصطلاحی بودایی در زبان سغدی، ارج نامه پرویز شهریاری .صص 314-308

(1380) دگرگونی مفهوم فر در ادبیات سغدی، فصلنامهٔ فرهنگ (ویژه زبانشناسی) ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال چهاردهم، شماره اول ـ دوم ، شماره مسلسل 37 - 38 . صص 388 - 403

(1380) تاریخ ادبیات باستانی ایران، نامه پارسی ، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، سال ششم، شماره دوم. صص 5 - 17

(1380) ادبیات ایران پیش از اسلام، دایره المعارف بزرگ اسلامی (البیری ـ باباطاهر)، جلد دهم. صص 557 - 564

(1380) اسطوره های امریکای وسطا، کتاب ماه ( هنر) ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شماره 35 و 36. صص 62- 63

(1381) چند واژه مونث در ادبیات دینی سغدی، نخستین همایش ملی ایران شناسی (چکیده مقالات) بنیاد ایرانشناسی. ص 208

(1381) القاب زنان اشرا فی در نوشته های سغدی، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی) ، فصلنامهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، سال پنجم ، شماره چهارم . شماره مسلسل 20 . صص 76 - 84

(1381) کهن ترین متن سغدی، مجموعه سروش پیرمغان (یادنامه جمشید سروشیان)،به کوشش کتایون مزداپور. صص325-333

(1381) مانویت، آموزه دو بُن، مجموعه سروش پیرمغان (یادنامه جمشید سروشیان)،به کوشش کتایون مزداپور. صص217-236

(1381) مانویت، آموزه دو بُن، مجموعه سروش پیرمغان (یادنامه جمشید سروشیان)،به کوشش کتایون مزداپور. صص217-236

(1381) شواهدی از ساخت امکانی در گویش بلوچی، مجموعه مقالات نخستین هم‌اندیشی گویش‌شناسی ایران، به کوشش حسن رضایی باغ بیدی. صص 259 - 270

(1381) تا ژرفای نخستین نوشته های ایرانیان شرقی، نامه پارسی، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، سال هفتم، شماره دوم. صص 5 - 20

(1381) شهریاری پیروز اشه، کتاب ماه (ویژه اسطوره و آیین)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شماره47 – 48. صص 56 - 59

(1382) واژگان زبان سغدی در یک نگاه، دومین هم اندیشی مسائل واژه گزینی و اصطلاح شناسی (چکیده مقالات)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص 62

(1382) چیستا، دایره المعارف زن ایرانی . صص 367 - 368

(1382) دین ـ زنان در نوشته های سغدی،کتاب زن و فرهنگ ،وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (پژوهشکده مردم شناسی). صص 319-330

(1382) واژه ای از میانرودان، نامه فرهنگستان (علمی ـ پژوهشی)، فصلنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، سال ششم، شماره اول، شماره مسلسل 21 . صص 179 ـ 183

(1382) سخنی در باره ی زن در نوشته های سغدی، نامه پژوهشگاه میراث فرهنگی ، شماره 3 . صص 31 ـ 38

(1383) زبان سغدی در یک نگاه، نامه پارسی، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، سال نهم، شماره اول. صص 5 ـ 26

(1383) چند واژهٔ مونث در نوشته های دینی سغدی، مجموعه مقالات نخستین همایش بین المللی ایرانشناسی، بخش 1. صص 295 ـ 310

(1383) نخستین نوشته های ادبی ایرانی میانهٔ شرقی، نامهٔ پژوهشگاه ( فصلنامهٔ پژوهش های ایرانشناسی) ، سال چهارم، شمارهٔ ششم ، شهر دوشنبه. صص 47 ـ 64 ( به زبان تاجیکی)

(1383) تداوم سنتی کهن در میان اقوام ایرانی، فصلنامه فرهنگ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، سال هفدهم ، شماره های سوم و چهارم ، شماره مسلسل 51ـ 52. صص 59 ـ 74

(1384) جستاری در ادبیات شفاهی ایرانی میانهٔ شرقی، نامه پارسی، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی ،سال دهم، شماره اول. صص 45 ـ 59

(1384) جستاری در ادبیات دوران هخامنشی، جشن نامه دکتر محسن ابوالقاسمی ، انتشارات هرمس. صص 273-286

(1384) ادبیات ایران پیش از اسلام، دانشنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، ج 1، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صص 251-258

(1384) دارو و درمان درسنت اوستایی، مجلهٔ آیینه میراث (ویژه‌نامه تاریخ علم)، دوره جدید، سال سوم، شماره اول ، شماره مسلسل 28. صص 217-224

(1384) قصهٔ کرماهی »، نامه انجمن ، فصلنامهٔ انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، سال پنجم، شماره اول. صص 23-32

(1384) قصه حضرت ایوب، نامهٔ پارسی ، شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی، سال دهم ، شماره سوم، صص 57-65

(1385) ادبیات ایران پیش از اسلام، ایران (تاریخ، فرهنگ و هنر)، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. صص 155-173

(1385) مفهوم دو گانهٔ دیو، نامهٔ فرهنگستان ( علمی ـ پژوهشی)، فصلنامهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دوره هشتم، شماره سوم، پیاپی 31. صص 140-148

(1385) دئنا در نوشته‌های سغدی، نامه انجمن، فصلنامه انجمن آثار مفاخر فرهنگی، سال ششم، شماره اول، شماره مسلسل 21. صص 51-60

(1386) تخاری، زبان و آثار، دانشنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ج 2، تهران. صص 275-279

(1386) بلخی، زبان و آثار، دانشنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی ،ج 2، تهران. صص 33-36

(1386) پزشکی در ایران باستان، مجموعه مقالات کنفرانس توسعه دانش و فناوری در ایران، ج 1، به اهتمام دکتر مهدی گلشنی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. صص 27-3

(1386) رستم پهلوان در سغد، تاریخ‌نامه ورزش ایران زمین (1)، مجموعه مقالات، سخنرانی‌ها و گزارش‌های نخستین هم‌اندیشی بین‌المللی تاریخ ورزش ایران، به کوشش حسن باستانی راد با همکاری سید امیر حسینی و دکتر هایده صیرفی، کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران. صص 147-161

(1386) جستاری در ادبیات سکایی، شاخه‌های شوق، یادگار نامهٔ بهاء‌الدین خرمشاهی، به کوشش علی دهباشی، 2 ج، نشر قطره و نشر شهاب، ص ص 1689-1700

(1387) اندرزی به زبان سغدی، جشن‌نامه استاد اسماعیل سعادت، زیرنظر حسن حبیبی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.ص ص 385- 396

(1387) نگاهی به نحو زبان سغدی، یادنامه یحیی ماهیار نوابی (بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی)، ص ص43 -56

(1387) ساخت‌واژه در زبان سغدی، آفتابی در میان سایه‌ای،(جشن‌نامه استاد دکتر بهمن سرکاراتی)، به کوشش علیرضا مظفری، دکتر سجاد آیدانلو، ص نشر قطره، ص ص 250-240

(1387) واژه سغدی xwt'w ، جشن نامه دکتر بدرالزمان قریب، به کوشش دکتر زرشناس، دکتر نداف، طهوری، ص ص 103-111

(1388) جلوه‌ای از هنر سغدی، فصلنامه ‌فرهنگ مردم (ویژه‌نامه علی بلوکیاشی)، س هفتم، ش 27و 28، ص ص 221-228

(1388) خوارزمی، زبان و آثار، دانشنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی، جلد 3، ص ص

(1388) سکایی، زبان و آثار، دانشنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، جلد 3، ص ص

(1388) پزشکی در ایران باستان، فصلنامه تاریخ پزشکی (آموزشی – پژوهشی)، س اول، ش اول، ص ص 11- 34

(1389) ضمیر در زبان سغدی، تابه خورشید به پرواز برم (یادنامه دکتر محامدی). تهران ، کتاب روشن ، ص ص 271-281

(1389) کتیبه‌ای سغدی، دو فصلنامه علمی – تخصصی زبان‌شناخت (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، س اول، ش اول، ص ص 23-36

(1390) کتایون، فردوسی و شاهنامه سرایی (به مناسبت همایش بین المللی هزاره شاهنامه ) فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ص ص 651-658

(1390) کاووس در ایران و هند، دانشنامه شبه قاره، ص ص

 بلخی، زبان و خط، دانشنامه بزرگ ایران (زیر چاپ)

  زبان خوارزمی، دانشنامه ایران و اسلام (زیر چاپ)

  آفُرشِن، دانشنامه بزرگ ایران (زیر چاپ)

 اندرگاه، دانشنامه بزرگ ایران (زیر چاپ)

 فارسی باستان، زبان و آثار، دانشنامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی (زیر چاپ)

 وام واژه خدیو در شاهنامه فردوسی، دو فصلنامه علمی - تخصصی زبان‌شناخت (زیر چاپ)

2001. " Sogdian Language (a lingua franca for transferring the old stories)"  , English Quarterly Eco Cultural Institute. Tehran, Foreign ministry of Islamic Republic of Iran., No.3, pp. 72-88

2003 . " Sogdian ̉wzyy " , The Spirit of Wisdom {Mēnōg ī Xrad} ( Essays in memory of Ahmad Tafazzoli), U.S.A: Mazda publisher. pp. 244-248

2004 . " The Double Sense of Sogdian δyw " , Turfan Revisited (The first Century of Research into the Arts and Cultures of the Silk Road ), ed. Desmond Durkin- Meisterernst, Simone Christiane Raschmann, Jens Wilkens, Marianne Yaldiz, Peter Zieme, Berlin . pp. 416 – 417

2004 . " HAXYCTИH HABИШTAXOИ AДAбИИ ЭРОНИИ МИЁНАИ ШАРҚӢ" (The earliest Eastern Middle Iranian Literary Writings), НОМАИ ПАЖЎХИШГОХ (фАСЛНОМАИ ПАЖЎХИШГОИ ЭРОНШИНОСИ), соли чахорум, шумораи шашум, бахор ва тобистони 2004. pp. 47-64

2005 . " Sogdian xwt ̉w " ,Proceedings of the 5tth Conference of the Societas Iranologica Europaea, eds. Antonio Panaino and Andrea Piras, Vol. 1. pp. 757-762

2009 . “Sogdian γnt’k”, CAJ, Central Asiatic Journal, 2 (53), pp-296-304. ISI

2011 . “Women in Sogdian Literature”, CAJ, Central Asiatic Journal, pp. ISI

 

http://www.ihcs.ac.ir/Pages/Features/StaticPage.aspx?id=1495

 

مشاغل اجرایی

 1 ـ  دبیر و عضو هیئت تحریریة فصلنامة علمی ـ پژوهشی فرهنگ ( ویژة  زبانشناسی )، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،  از  1375 تاکنون.

2 ـ  عضو هیئت تحریریه مجله مطالعات ایرانی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان.

3ـ  مدیر بخش (دپارتمان) فرهنگ و زبانهای باستانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی  از سال 1371 تا 1381 .

4 ـ  رییس پژوهشکده ( دانشکده) زبانشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از سال 1375 تاکنون.

5 ـ  نماینده منتخب پژوهشگاه در کمیته ارتقاء در پژوهشگاه علوم انسانی .

6 ـ  مجری و برگزارکنندة  دوره های دکترای فرهنگ و زبانهای باستانی و زبانشناسی همگانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (برای نخستین بار ).

راهنمایی پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکترا:

ـ  راهنمایی 10  پایان نامة دکترا در گروه فرهنگ و زبانهای باستانی در دانشگاه  آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات  (در فاصله سال های 1370 تا 1383 ) .

ـ راهنمایی پیش از 70 پایان نامة کارشناسی ارشد در گروه فرهنگ و زبانهای باستانی در  دانشگاه تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، و  دانشگاه آزاد اسلامی واحد تحقیقات ( در فاصلة سالهای  1368 تا 1383 ).   

(برای مشاهده عناوین پایان نامه‌ها به پیوند زیر مراجعه نمایید:

http://www.ihcs.ac.ir/Pages/Features/StaticPage.aspx?id=1495

 

 سخنرانی در کنفرانس ها و مجامع علمی

ـ 1377 .  مراسم نکوداشت سرکار خانم دکتر قریب ( پاییز 1377) در  انجمن مفاخر فرهنگی، عنوان سخنرانی: «زنی هست آرایش روزگار».

ـ 1379 .  پنجمین کنفرانس زبانشناسی ( اسفند 1379) در  دانشگاه علامه طباطبایی، سخنران و رئیس جلسه، عنوان سخنرانی : «سغدی زبان میانگان برای  انتقال قصه های کهن ».

ـ  1380 . نخستین  هم اندیشی گویش شناسی ایران در فرهنگستان زبان و ادب پارسی ( 9 ـ 11 اردیبهشت 1380 ). عنوان سخنرانی:  « ساخت امکانی در گویش بلوچی» .

 ـ  1381 .  نخستین همایش ایرانشناسی (27 ـ 30  خرداد 1381 ) در بنیاد ایرانشناسی، عضو هیئت  علمی، سخنران و عضو هیئت رئیسه در جلسات،  عنوان سخنران :  « چند واژة مونث در ادبیات دینی سغدی » .

ـ 1382 .  پژوهشکده مردمشناسی ، سازمان میراث فرهنگی ( مرداد 1382 )  عنوان سخنرانی :  « زن  در نوشته های سغدی » .

ـ 1383 . مراسم بزرگداشت سرکار خانم دکتر قریب ( بهار 1383 ) در سرای اهل قلم در نمایشگاه بین المللی کتاب به مناسبت تجدید چاپ کتاب فرهنگ سغدی .

ـ  1383 .«پزشکی در ایران باستان »، کنفرانس علم، توسعه وفن آوری، آبان 1383 ، دانشگاه صنعتی شریف .

ـ  1383 .«تداوم سنتی کهن در میان اقوام ایرانی»، دومین همایش ایرانشناسی،آذر 83 ، بنیاد ایرانشناسی.

 http://iranshenas.blogfa.com/post-173.aspx

سخنرانی های بین المللی

A Sogdian Tale

Research Institute for Languages and Cultures of Asia and Africa, ( ILCAA) Tokyo, April 30 , 2009

Women in Sogdian Literature

The Sixth Conference of Societa Iranologica Europa, 18-22 September, Vienna. 2007

Sogdian γnt’k

The Sixth Biennial of Iranian Studies (SOAS), 3-5 August, London. 2006

Sogdian xwt’w”

The Fifth Conference of the Societa Iranologica Europa, 6-11 Octobr,  Ravenna. 2004

“The Double Sense of Sogdian δyw

 Turfan Revisited, the First Century of Research into the Arts and Cultures of the Silk Road, 8 – 13 September 2002, Berlin.

http://www.zarshenas.com/fa/category/%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c/

 

فعالیت‌های علمی و فرهنگی

عضو هیئت تحریریه مجله علمی و پژوهشی "پژوهش های انسان شناسی"

عضو هیئت تحریریه مجله علمی و پژوهشی " پژوهش های انسان شناسی " متعلق به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  از سال ۱۳۸۹

عضو هیئت ممیزه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از ۱۳۸۷

عضو شورای علمی آکادمی المپیک جمهوری اسلامی ایران از ۱۳۸۵

عضو شورای علمی بنیاد حکمت اسلامی صدرا از ۱۳۸۶

دبیر منتخب کمیته ارتقاء پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۹

عضویت هیئت تحریریه دو فصلنامه علمی پژوهشی "مطالعات هنر اسلامی"  از سال ۱۳۸۸

عضو شورای عالی واژه‌گزینی فرهنگستان از سال ۱۳۸۴

عضویت هیئت تحریریه فصلنامة نامه پژوهشگاه در سازمان میراث فرهنگی

عضویت هیئت تحریریه فصلنامه پازند، نشریه علمی زبان

دبیر فصلنامه علمی ـ پژوهشی فرهنگ ویژه زبانشناسی

ریاست گروه (دپارتمان) ایرانشناسی

 ریاست گروه (دپارتمان) ایرانشناسی در بنیاد ایرانشناسی از سال ۱۳۸۴

ریاست گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی

ریاست گروه (دپارتمان) فرهنگ و زبانهای باستانی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ۱۳۷۱-۱۳۸۱

ریاست پژوهشکده زبانشناسی

ریاست پژوهشکده (دانشکده) زبانشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ۱۳۷۵-۱۳۸۹

عضو هیات تحریریه فصلنامه فرهنگ

عضویت هیات تحریریه فصلنامه علمی-پژوهشی فرهنگ در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

عضو هیات تحریریه مجله مطالعات ایرانی

عضویت هیات تحریریه مجله مطالعات ایرانی در دانشگاه شهید باهنر کرمان از سال ۱۳۸۴

دبیر فصلنامه فرهنگ، ویژه زبانشناسی

دبیر فصلنامه علمی-پژوهشی فرهنگ، ویژه زبانشناسی که تا کنون ۸ شماره از آن چاپ شده است.

http://www.zarshenas.com/fa/category/positions/

 

زهره زرشناس و آثار  وی در آیینه گزارش‌ها

گزارش نشست «کارنامه زرشناس» در شهر کتاب

کارنامه سغدی پژوهی زهره زرشناس

هادی مشهدی: سه شنبه دهم فروردین، نشست مرکز فرهنگی شهر کتاب، به بررسی کارنامه علمی دکتر زهره زرشناس، پژوهشگر، محقق و مولف در حوزه سغدی‌شناسی اختصاص داشت. زهره زرشناس در آذر ۱۳۳۵* متولد شده و در سال ۱۳۶۵ در رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی موفق به اخذ دکتر‌ی شده است. او هم اکنون عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و بنیاد ایران‌شناسی و استاد دانشگاه تهران در رشته زبان‌شناسی است. زرشناس صاحب تالیفات، تحقیقات و مقالات متعددی در حوزه سغدی‌شناسی و زبان و فرهنگ ایران باستان است. در این نشست دکتر «بدرالزمان قریب»، دکتر « کتایون مزداپور» دکتر «ویدا نداف» و مریم دارا، حضور داشتند و به معرفی آثار و تلاش‌های «زرشناس» در حوزه سغدی‌شناسی پرداختند.

* (بر اساس اطلاعات دریافتی از دکتر زرشناس تاریخ صحیح 1330 است.)

ما گنجینه بزرگی داریم که اگر به هر دلیل به آن بی‌اعتنا باشیم خیانت کرده‌ایم

دکتر «بدرالزمان قریب» عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بنیان‌گذار سغدی‌شناسی در ایران، ابتدا به تشریح مشکلات و معضلات دانشجویان این رشته و همچنین به دشواری‌های تدریس آن در ابتدای راه پرداخت. او نبود ترجمه آثار و دستور زبان سغدی را از جمله مهم‌ترین این مشکلات برشمرد و ادامه داد «ترجمه را تکه‌تکه به دانشجویانم می‌دادم و بعد باید آهسته‌آهسته به آنها می‌گفتم که چرا باید سغدی را یاد بگیرند و به چه دردشان می‌خورد و سغدی چه رابطه‌ای با زبان‌های فارسی و زبان‌های دیگر دارد، تا دانشجویان به آن علاقه‌مند می‌شدند.» قریب زبان سغدی را زبانی ایرانی برشمرد که حاوی قصه‌ها، دعاها، و متون متعدد اجتماعی و دیوانی است. وی پس از شرح مراحل چاپ ترجمه مذکور و تالیف مقالاتی در باب دستور زبان سغدی مراحل تالیف واژه‌نامه سغدی را این‌گونه شرح داد: «دو یا سه سال پس از این‌که به دانشگاه تهران آمدم از طرف بنیاد فرهنگ، نامه‌ای آمد که در آن از دانشگاه تهران و گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی خواستند که من واژه‌نامه‌ی سغدی را بنویسم، آن موقع دوستانم مثل دکتر تفضلی و دکتر بهار داشتند واژه‌نامه‌ی متون مختلف را می‌نوشتند و این فرصت خوبی بود که من قسمتی از وقتم را بگذارم و واژه‌های سغدی را جمع‌آوری کنم. کاری که مدتها قبل هم کرده بودم ولی باید با هدف به خصوصی این کار را می کردم. باید فرهنگی درست می شد که آن را بنیاد فرهنگ چاپ کند ولی متاسفانه اتفاقاتی افتاد که نشد، طول کشید تا من توانستم این فرهنگ را به جایی برسانم که بتوانم هرچه درباره‌ی واژه هست از قبیل صورت دستوری و صورت واژه‌شناسی و ریشه‌شناسی‌اش را بنویسم. مقدمه ای هم نوشتم که خیلی مورد توجه قرار گرفت.»

 دکتر قریب تحقیقات، پژوهش‌ها و فعالیت‌های دانشجوی سابقش، دکتر زرشناس، را در رفع مشکلات و کاستی‌های حوزه سغدی شناسی موثر و کارا دانست و از این بابت ابراز خوشحالی کرد. وی تصریح کرد که من با هیچ شروع کردم و خوشحالم که این روند ادامه پیدا کرد، بعد دیدم که شاگردان دکتر زرشناس هم دارند سغدی کار می‌کنند. من خوشحالم و امیدوارم که دانشجویان دیگری هم باشند که در حوزه های دیگر زبان‌های ایرانی کار کنند. ما گنجینه بزرگی داریم که اگر به هر دلیل به آن بی اعتنا باشیم خیانت کرده‌ایم.

پس از اتمام سخنان دکتر قریب، دکتر زرشناس بخشی از یک متن سغدی را خواند. وی یکی از مشکلات ترجمه‌ی آثار سغدی را ناقص بودن غالب آثار برشمرد و تصریح کرد که غالب متون برجای مانده تحت تاثیر عوامل طبیعی یا انسانی فاقد سطور ابتدایی، میانی و یا انتهایی‌اند و برای قرائت آن‌ها باید به داستان‌های مشابه رجوع کرد.

دشواری مدیریت علمی

دکتر کتایون مزداپور سخنران بعدی این نشست بود. وی زرشناس را دانشجوی برجسته‌ی دکتر قریب و همچنین مدیری موفق و کارآمد خواند و سابقه‌ی همکاری پانزده ساله با او را گواه این مدعا دانست. مزداپور، زرشناس را فردی پیگیر و با پشتکاری قابل توجه معرفی کرد و افزود: «مدیریت علمی فوق‌العاده مشکل است اما ایشان به خوبی از عهده برآمده‌اند، کتاب‌ها و مقالات زیادی نوشته‌اند و شاگردان خوبی تربیت کرده‌اند. ایشان به جز زبان سغدی زبان‌های دیگر شرقی مثل ختنی و خوارزمی را هم کار کرده‌اند. مزداپور در ادامه به معرفی کتاب‌های «زبان و ادبیات ایران باستان» و «میراث ادبی روایی در ایران باستان» پرداخت. وی تصریح کرد که این کتاب‌ها به طور اختصاصی به زبان سغدی مربوط نمی‌شوند، آنها در حوزه‌ی فرهنگ‌ها و زبان‌های ایران باستان هستند و هر دو کتاب‌های درسی محسوب می‌شوند. مزداپور کتاب «زبان و ادبیات ایران باستان» را کتابی مفید برای معرفی نمونه‌ها و دوره‌های مختلف زبان‌های باستانی، دانسته با اشاره به قول دکتر قریب مبنی بر کمبود منابع و تالیفات فارسی در معرفی زبان‌های باستانی این کتاب را کمک با ارزشی برای دانشجویان و همچنین منبعی مفید برای عامه مردم و علاقه‌مندان ارزیابی کرد. وی کتاب «میراث ادبی و روایی ایران باستان» را هم شامل همان ویژگی‌ها دانست و اظهار داشت: «این کتاب نگاه دیگری به مطالب دارد و غالب سرفصل‌های‌اش واقعا مهم‌‌اند». او سپس به معرفی نشریه‌های «زبان شناخت» و «فرهنگ» به سردبیری زرشناش پرداخت و عنوان کرد که این نشریات در حوزه‌ی زبان شناسی کار می‌کنند و زرشناس مطالب پیوسته‌ای درباره‌ی زبان سغدی در آن‌ها چاپ کرده است. او به طور خاص به مقاله‌ای درباره‌ی دگرگونی مفهوم فره در ادبیات سغدی اشاره کرد و این مقاله را با ارزش و بدیع خواند. مزداپور در پایان، تلاش‌های زرشناس را در ادامه‌ی مسیر دکتر قریب دانست و ابراز امیدواری کرد که این تلاش‌ها بتوانند باعث آشنایی مردم با فرهنگ ها و زبان های باستانی شوند.

مروری بر کارنامه‌ی زرشناس

دکتر ویدا نداف، از دانشجویان دکتر زرشناس و عضو هیات علمی دانشگاه همدان، در ابتدا معرفی مختصری از زبان سغدی و همچنین شرح کوتاهی از تاریخچه سغدی‌شناسی ارائه داد. وی سغد را سرزمینی معرفی کرد که ادیان بودایی، مسیحی و مانوی در آنجا رواج داشته و از این رو زبان سغدی سه نوع متن دارد: متون سغدی مانوی، متون سغدی مسیحی و متون سغدی بودایی. حجم زیادی از این متون مربوط به سغدی بودایی است که باستان‌شناسان انگلیسی طی حفاری‌هایی در ترکستان چین یافته‌اند و در موزه‌ی بریتانیا نگهداری می‌کنند. نداف به «شش متن بودایی» که زرشناس آن را ترجمه کرده، اشاره و تصریح کرد که ترجمه‌ی این متون به دلیل این که ابتدا از سانسکریت به چینی و سپس به سغدی ترجمه شده‌اند و همچنین به دلیل وجود واژه ‌و اصطلاحاتی که مربوط به مکتب بودایی است، بسیار مشکل است. نداف اشاره کرد که چهار متن از متون مذکور را زرشناس ترجمه و در سال ۱۳۸۰ منتشر شده است.

 وی درباره‌ی چگونگی کار دکتر زرشناس در ترجمه‌ی این متون گفت: «ایشان هر متن را ابتدا حرف نویسی، آوانویسی و سپس به فارسی برگردانده‌اند و کاملا به متن وفادار بوده‌اند، واژه به واژه. اگر اصل چینی و یا سانسکریت موجود بوده، آورده شده است. متون چینی بعضا دوباره به فارسی برگردانده شده‌اند. یادداشت‌های‌ کتاب بسیار مفید است چون تمام اصطلاحات سخت به شکل پی‌نوشت توضیح داده شده است. اصل متون هم در آخر کتاب به خط سغدی آورده شده‌اند.»

سپس نداف کتاب دیگری تحت عنوان «جستارهایی در زبان‌های ایرانی میانه شرقی» را معرفی کرد. این کتاب مجموعه مقالات زرشناس است که نداف و دکتر وحیدی آن را جمع‌آوری کرده‌اند. پس از آن نداف به اجمال بخش‌هایی از این کتاب را معرفی کرد. این کتاب شامل چند بخش است. بخش اول این کتاب شامل سیزده مقاله است، اولین مقاله‌ ترجمه‌ی دعایی از اوستا به زبان سغدی است. این دعا کهن‌ترین متن سغدی شناخته شده است. دومین مقاله ادبیات زبان‌های ایرانی میانه شرقی است. مقالات بعدی شامل نه داستان و معرفی زبان‌های خوارزمی و بلخی است. نداف بر تلاش زرشناس برای جمع‌آوری معادل‌های این داستان‌ها از زبان‌های دیگر تاکید کرد و افزود: زرشناس تمام کسانی که به این داستان‌ها پرداخته‌اند و همچنین متون دستنویس سغدی آنها را به مخاطب معرفی کرده است. وی بر اهمیت مقالاتی که زبان‌های خوارزمی و بلخی را معرفی می‌کنند از این حیث تاکید کرد که تا به حال مقاله‌ای به زبان فارسی در معرفی این حوزه نوشته نشده است و این مقالات را برای علاقه‌مندان بسیار مفید دانست. کتاب دیگری که نداف معرفی کرد «زن و واژه» نام داردکه در سال 1385 انتشارات فروهر آن را چاپ کرد. بخش‌هایی از این کتاب به زنان سغدی و ارزش زن در ایران میانه و باستان می پردازد. پس از آن نداف مقاله‌ای در مورد ساختار توانشی در زبان سغدی را معرفی کرد و در ادامه به ذکر عناوین دیگر کتاب و شرح و بررسی آنها پرداخت. کتاب دیگری که نداف به معرفی آن پرداخت «نامه خاتون ارگی و ۱۱۹ پاره نوشتار سغدی» است. او اشاره کرد که زرشناس این کتاب را به همراه لیلی عسگری از دانشجویانش تالیف کرده و انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را چاپ کرده است.

زبان سغدی، زبان مهم ایرانی

مریم دارا دانشجوی دکتری فرهنگ و زبان‌های باستانی برای آشنایی بیشتر مخاطبان با زبان، فرهنگ و خط سغدی به تشریح خاستگاه این فرهنگ و زبان پرداخت. دارا، زبان‌های دوره‌ی میانه را به سال‌های بین ۳۳۰  قبل از میلاد و ۶۵۱ مربوط دانست. وی تشریح کرد زبان‌های میانه به دو دسته شرقی و غربی و این دو به شمالی و جنوبی تقسیم می‌شوند. زبان سغدی در دسته‌ی شرقی و رده‌ی شمالی قرار می‌گیرد. او در ادامه عنوان کرد که این زبان مهم‌ترین زبان ایرانی بین سده‌ی دوم تا دوازدهم میلادی محسوب می‌شود و بعد به زبان بین‌المللی جاده‌ی ابریشم و همچنین به زبان اداری و تجاری در ترکستان چین بدل شده‌ است. دارا وجود امیران فارسی زبان خراسان و ماوراءالنهر و نفوذ زبان‌های ترکی و عربی را دلیل کم‌رنگ شدن زبان سغدی در قرن دوازدهم و نابودی آن در قرن چهاردهم برشمرد. وی نظام صرفی، فعلی و اسمی و ضمیری زبان سغدی را بسیار گسترده‌تر از زبان‌های غربی دانست و واژگان آن را قابل مقایسه با واژگان زبان‌های اوستایی و باستان. مریم دارا در ادامه به تشریح خط سغدی پرداخت و نمونه آن را برای مخاطبان نمایش داد.

انگیزه، پیگیری، تلاش و نتیجه

زهره زرشناس با ارجاع به گفته‌های دکتر قریب درباره‌ی کمبود منابع سغدی‌شناسی و دشواری‌های یادگیری این زبان، سغدی را زبان دشواری خواند که دستور زبان سختی دارد. وی افزود:  این زبان از یک سو مشابهت‌هایی با زبان‌های باستانی دارد و حاوی صورت‌های صرفی هند و اروپایی است و از سوی دیگر به دوره‌ی میانه می‌رسد و صرف‌های آسان شده این دوره را به شکل دیگری در خود دارد. زرشناس وجود چندین صرف متناظر و موازی در یک زبان را دلیلی بر دشواری آن زبان برشمرد. او مجموعه این دشواری‌ها و مشکلات را انگیزه‌ی خود برای تدوین دستور زبان عنوان کرد. وی زبان سغدی را زبانی دانست که جدا از فرهنگ و زبان ایرانی نیست و بر این زبان و فرهنگ تاثیر داشته است. زرشناس مردم سغد را مردمانی فرهنگ‌دوست و فرهنگ‌پرور و عامل انتقال فرهنگ و زبان از طریق جاده ابریشم دانست و این خصوصیت آنان عامل تبدیل زبان سغدی به زبان اقتصاد و تجارت ارزیابی کرد. زرشناس در ادامه وجود نقاشی‌های متعدد رزمی، بزمی و دینی بر دیوار کاخ‌های اشراف سغد را دلیل فرهنگ‌پرور بودن سغدیان عنوان کرد.

وی در ادامه به معرفی کتاب «درسنامه سغدی» پرداخت و ضرورت تدوین آن را این‌گونه عنوان کرد: «در این کتاب سعی کردم برای چنین زبان و چنین فرهنگی که این اندازه تاثیرگذار بوده و دوام داشته است دستور زبانی تهیه کنم که علاقه‌مندان بتوانند به آسانی با آن ارتباط برقرار کنند» زرشناس در این کتاب سه قصه از متن‌های مانوی و بودایی را به عنوان ابزار کار گزینش کرده است. او دلیل این انتخاب را امکان بررسی مسائل دستوری در قالب داستان عنوان کرد. در بخش اول کتاب دستور زبان تحلیل و بررسی شده است و مثال‌هایی از قصه‌های مذکور در بخش دوم آورده شده است. زرشناس ابراز امیدواری کرد که به کارگیری این شیوه و شیرینی قصه‌ها دشواری زبان را بکاهد و برای علاقه‌مندان و پژوهشگران مفید باشد.

 زرشناس اظهار داشت: «تصور من این بود که با انتشار این کتاب کسانی که بخواهند بدون رفتن به کلاس این زبان را بیاموزند بتوانند با استفاده از آن به این امر دست یابند». او در ادامه به معرفی جدیدترین کتاب‌هایش «تیشتر یشت» و «قصه‌هایی از سغد» پرداخت. او «تیشتر یشت» را با همکاری دکتر فرزانه گشتاسب و «قصه‌هایی از سغد» را با همکاری آناهیتا پرتوی تالیف کرده است. تیشتر یشت یکی از یشت‌های اوستایی است که زرشناس هدف از ترجمه آن را بومی کردن آثار کهن ایرانی عنوان کرد. او ضمن یادآوری این مطلب که تیشتر یشت را در گذشته شادروان پورداوود ترجمه کرده است متذکر شد که اکثر متون مربوط به زبان‌های باستانی ایران و متون زبان‌های میانه را غربی‌ها ترجمه کرده‌اند و با استناد به این مطلب، بومی کردن این آثار را یکی از رسالت های گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی برشمرد و در نظر داشتن دیدگاه و پیشینه مطالعاتی یک فارسی زبان را در ترجمه این متون ضروری دانست. زرشناس این یشت را از این جهت پر اهمیت تلقی کرد که در آن به اسطوره‌ی باران‌آوری اشاره شده و نیز کهن‌ترین متنی است که به تیر انداختن آرش می پردازد. زرشناس ضرورت تالیف و ترجمه «قصه‌هایی از سغد» را با توجه به چگونگی ترجمه این آثار جدا کردن آنها از زبان سغدی بیان کرد. وی تصریح کرد که این امر با تلاش آناهیتا پرتوی محقق شده است. چراکه او تلاش کرده است خلاف آنچه تا به حال صورت گرفته یعنی بدون در نظر گرفتن علم زبا‌ شناسی این آثار را به زبان فارسی امروزی بازنویسی کند تا علاقه مندان به زبان و ادبیات فارسی از این طریق با زبان و فرهنگ سغدی آشنا شوند. وی دلیل این رویکرد را توجه دادن مخاطب به مسائلی از قبیل مردم‌شناسی و روان شناسی از طریق قصه برشمرد و افزود از این طریق می توان زمینه آشنایی عامه با دیدگاه ‌ و نظرات نیاکان را فراهم آورد. زرشناس با اشاره به پرداختن به رویکرد علمی در تالیف این کتاب آن را اثری دانست که هم می تواند کاربرد آکادمیک داشته باشد و جالب عوام باشد.

http://www.bookcity.org/news-978.aspx

مطالعه منابع اروپایی در تالیف «دستور زبان سغدی»

کتاب دستنامه سغدی نوشته زهره زرشناس توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، منتشر شد. زرشناس درباره این کتاب گفت: این اثر نخستین کتابی است که با توجه به یافته‌های اروپاییان در حوزه دستور زبان سغدی تالیف شده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، زرشناس، درباره تازه‌ترین تحقیق خود درباره زبان سغدی که یکی از زبان‌های باستانی ایرانی میانه شرقی است، گفت: دستور زبان سغدی برای نخستین بار در این کتاب بررسی و تالیف شده که در دانشگاه‌ها هم تدریس  می‌شود.
وی در ادامه با اشاره به منابع پژوهشی خود در تالیف این کتاب توضیح داد: تالیف دستور زبان سغدی در کتاب دستنامه سغدی، براساس مطالعه ام روی تمامی زبان‌های اروپایی تجزیه و تحلیل شده و دراین‌باره از کتاب‌ها و منابعی به زبان‌های آلمانی، انگلیسی و فرانسه استفاده کرده‌ام.
این استاد دانشگاه که پایان‌نامه‌اش را درباره زبان سغدی تنظیم کرده است، اضافه کرد: موضوع این پایان‌نامه زبان سغدی بود. من با بهره‌گیری از سابقه ۱۵ ساله تدریس در زمینه زبان سغدی در دوره دکترا و یافته‌های این سال‌ها، این دستور زبان را نوشته‌ام.
این پژوهشگر در ادامه از چاپ کتاب دیگری با عنوان «جشن‌نامه بدرالزمان قریب» که به کوشش وی و «ویدا نداف» تالیف شده، سخن گفت و توضیح داد: این جشن‌نامه که مربوط به بزرگداشت خانم دکتر بدرالزمان قریب و شامل مجموعه مقالاتی از استادان داخل و خارج کشور است، امسال توسط انتشارات «طهوری» به بازار آمده است.
وی درباره مقالات منتشر شده در این مجموعه اظهار داشت: در این کتاب ۵ مقاله از نویسندگان، پروفسور نیکولاس سیمز ویلیامز، پانیانو، دکتر جانی چونگ و...به زبان انگلیسی و ۱۲ مقاله نوشته دکتر ویدا نداف، کتایون مزداپور ،دکتر منوچهر ستوده، ایرج افشار و... به زبان فارسی گنجانده شده است.
زهره زرشناس متولد ۱۳۳۰ و فوق لیسانس فرهنگ و زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران و عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
وی از سال ۱۳۶۸ به تدریس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی، دانشگاه آزاد و بنیاد ایرانشناسی اشتغال داشته است.


http://www.ibna.ir/vdchz6nx.23nzmdftt2.html

 

"دستور زبان سغدی"  از قرن 12 تا امروز

کتاب «دستنامه سغدی» (دستور زبان سغدی) نوشته «زهره زرشناس» که توسط انتشارات «پژوهشگاه علوم و مطالعات فرهنگی» منتشر شده است، زبان سغدی از قرن 2 تا قرن 12 میلادی (اواخر سلسله سامانی) در ایران رواج داشته است و نوعی زبان میانجی در آن دوره‌ها به شمار می‌آید.

«زهره زرشناس» در گفت‌و‌گو با ایبنا، گفت: زبان سغدی قرن‌ها کارکردی مانند زبان انگلیسی امروز داشته و به نوعی زبان میانجی تجار جاده ابریشم بوده است. این نخستین کتابی است که با توجه به یافته‌های اروپاییان در حوزه دستور زبان سغدی تالیف شده است.
وی درباره ویژگی‌های دیگر این دستور زبان توضیح داد: زبان سغدی، زبان باستانی ایرانی میانه شرقی است و من به علت تجربه‌ای که در تدریس این زبان داشتم، تألیف آن را آغاز کردم.
این پژوهشگر افزود: این اثر علاوه بر آنکه برای دانشجویان کارشناسی ارشد، دکترای فرهنگ و زبان‌های باستانی مفید است، می‌تواند برای هر علاقمند دیگر زبان‌های باستانی نیز جذاب باشد.
زر‌شناس در ادامه با اشاره به موقعیت این زبان در ایران باستان و زمان سامانیان گفت: برای کسانی که به زبان‌های آغازین فارسی و زبان شاهان و امیران سامانی علاقمندند، خواندن این کتاب جذاب است. چون این زبان از قرن دوم میلادی تا قرن 12یا 13 میلادی زبان میانجی فارسی بوده است.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر نقش این زبان در شکل‌گیری زبان فارسی و جایگاه آن در مواجهه با زبان‌های بیگانه وارد شده به زبان فارسی، توضیح داد: این زبان از نظر واژه‌سازی و واژه‌گزینی به زبان فارسی کمک شایانی می‌کند و قادر است از جهات زیادی آن را در مقابل هجوم بسیاری از واژه‌های بیگانه محافظت کند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: ما در زبان سغدی اصطلاحات و لغات بسیاری داریم که می‌توانند به صورت معادل در دستور زبان فارسی به کار روند. همچنین این زبان گویش‌هایی فلات پامیر را نیز تقویت می‌کند.
زهره زرشناس متولد 1330 و فوق لیسانس فرهنگ و زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران و عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
وی از سال 1368 به تدریس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی، دانشگاه آزاد و بنیاد ایرانشناسی اشتغال داشته است.
زرشناس با نوشتن 70 مقاله در مجلات علمی و ادبی به کسب درجه استادی نایل شده است و نیز، عضو چندین انجمن علمی ایرانی و خارجی مانند انجمن ایرانشناسی اروپا و انجمن زبان‌شناسی ایران است.
«زبان و ادبیات ایران باستان» و «میراث ادبی روایی در ایران باستان» از جمله تالیفات اوست.

http://www.ketabnews.com/detail-11875-fa-81.html

زن و واژه ها منتشر شد

 

کتاب «زن و واژه، گفتارهایی درباره زنان و زبان سغدی» نوشته زهره زرشناس و به کوشش دکتر ویدا نداف از سوی انتشارات فروهر یه چاپ رسید.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این کتاب مجموعه مقالاتی در مورد فرهنگ و زبان سغدی است که درچهار بخش تدوین شده است. زنان سغدی، زبان سغدی، واژه‌های سغدی و پیوست‌ها.
بخش نخست به زنان سغدی اختصاص دارد .مقاله‌های این بخش «شاهدختها و شاه بانوان»، «دین زنان سغد» و «دئنا درنوشته‌های سغدی» هستند.
بخش دوم کتاب، مختص به زبان سغدی است و سه مقاله «سغدی، زبان میانگان برای انتقال قصه‌های کهن»، «ساختار توانشی در زبان سغدی و بلوچی» و مقاله سوم «زبان سغدی در یک نگاه» نام دارد.
بخش سوم کتاب به واژه‌های سغدی اختصاص دارد که این واژه‌ها عبارتند از؛ اهریمن، آوازه، فره، دیو، حوض و کشاورز. 
بخش چهارم با عنوان پیوست‌ها، دو مقاله «چیستا» و «دارو و درمان در سنت اوستایی» را شامل می‌شود.
به اعتقاد دکتر زرشناس، واژه‌های مونث در زبان سغدی از اقتدار اجتماعی زنانی سخن می‌گوید که وجود القاب و عنوان‌های زنانه آن‌ها در زبان، بازتاب ارجمندی اعتبار و منزلت اجتماعی آنان است.
دکتر زهره زرشناس رئیس پژوهشکده زبان‌شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، مدرک دکترای فرهنگ و زبان‌های باستانی‌اش را از دانشگاه تهران دریافت کرده‌است. کتاب حاضر، دومین مجموعه از مقالات وی است.
نخستین مجموعه زرشناس «جستارهایی در زبان‌های ایرانی میانه شرقی» نیز پیش از این از سوی انتشارات فروهر به چاپ رسید. از دیگر آثار وی می‌توان به «زبان و ادبیات ایران باستان» و « میراث ادبی روایی در ایران باستان» اشاره کرد.
انتشارات فروهر ،«زن و واژه» را برای نخستین بار در شمارگان 1000 نسخه، 296 صفحه، قطع رقعی به بهای 35000 ریال در اختیار علاقه‌مندان قرار داده‌است.

 

http://www.ibna.ir/vdcivzaz.t1ary2bcct.html

 

 

دستنامه سغدی در بخش پژوهش چهارمین جشنواره پروین اعتصامی برگزیده شد

زهره زرشناس،‌ برگزیده بخش پژوهش چهارمین جشنواره پروین اعتصامی برای کتاب دستنامه سغدی، گفت: وقتی شنیدم کتابم برگزیده شده، احساس کردم که این جشنواره حد و مرزی ندارد و پژوهش جدی در آن دارای رتبه و اهمیت است. جایزه پروین، رویدادی است که زحمات پژوهشگر در آن مورد تایید قرار می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، زرشناس، شب گذشته (دوشنبه، 16 اسفند)، در حاشیه مراسم آیین پایانی جشنواره پروین اعتصامی،‌ درباره کتاب دستنامه سغدی (دستور زبان سغدی) گفت: برای اولین بار دستور زبان سغدی که یک زبان مرده است به فارسی نوشته شده است. 

وی افزود: این کتاب حاصل 17 الی 18 سال تدریس من در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتر است و علاقمندان و متخصصان برای آشنایی هر چه بیشتر با این زبان می‌توانند از این کتاب استفاده کنند.
وی با اشاره به نقش جوایزی اختصاص یافته به زنان، مانند جشنواره پروین توضیح داد: این جایزه می‌تواند محرک و انگیزه خوبی برای نویسندگی زنان باشد؛‌ چرا که با این رویداد زنان احساس می‌کنند که به کارشان بها داده شده است و به زحمتشان ارج نهاده می‌شود. 
وی در توضیح ارزیابی دیدگاه‌ها در داوری جایزه پروین اعتصامی نیز گفت: من احساس می‌کنم این جشنواره فارغ از هر گونه نگاه گروهی یا سلیقه‌ای کار کرده و حد و مرزی ندارد. هنگامی که کتابم به عنوان برگزیده معرفی شد، دریافتم که «پژوهشگری» مورد تایید قرار گرفته است. 
دستنامه سغدی، نوشته زهره زرشناس، سال گذشته (88)، توسط انتشارات پژوهشگاه علوم و مطالعات فرهنگی منتشر شد.
زبان سغدی از قرن ۲ تا قرن ۱۲ میلادی (اواخر سلسله سامانی) در ایران رواج داشته است و نوعی زبان میانجی در آن دوره‌ها به شمار می‌آید. این نخستین کتابی است که با توجه به یافته‌های اروپاییان در حوزه دستور زبان سغدی تالیف شده است.

http://www.ibna.ir/vdcaoano.49na015kk4.html

 

«دست‌نامه سغدی» کتاب برتر زبان‌شناسی

کتاب «دست‌نامه‌ سغدی» نوشته زهره زرشناس (مدرس پژوهشگاه علوم انسانی و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات) در هجدهمین جشنواره پژوهش دانشگاه تهران، عنوان کتاب برتر سال در حوزه زبان‌شناسی را به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هجدهمین جشنواره پژوهش دانشگاه تهران به مناسبت هفته پژوهش با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و دانشجویان برتر در هر رشته، روز سه‌شنبه (24آذرماه) در سالن علامه امینی کتابخانه دانشگاه تهران برگزار شد.
دکتر محمد جعفری، معاون پژوهش و فناوری دانشگاه، دکتر وحید اصفهانیان و دکتر فرهاد رهبر، رییس دانشگاه تهران، در هجدهمین جشنواره پژوهش دانشگاه تهران سخنرانی کردند و در پایان به استادان، پژوهشگران و دانشجویان برتر هر رشته لوح تقدیر و جوایزی اهدا شد.
در این مراسم، کتاب «دست‌نامه سغدی»، نوشته دکتر زهره زرشناس (مدرس پژوهشگاه علوم انسانی و دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات، که به همت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شده، در حوزه زبان‌شناسی به کسب رتبه برتر در سال 1388 نایل آمد.
این کتاب که در دوره کارشناسی ارشد و دکتری رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی، راهگشای دانشجویان است حاصل تجربیات و پژوهش طولانی زرشناس در حوزه زبان‌های باستانی، به ویژه زبان سغدی است. زبان سغدی زبان بین‌المللی حوزه فرهنگی جاده ابریشم در جهان باستان به شمار می‌آید.

نگاهی به کتاب «دست‌نامه سغدی»
کتاب «دست‌نامه سغدی» (دستور زبان سغدی) نوشته زهره زرشناس توسط انتشارات پژوهشگاه علوم و مطالعات فرهنگی منتشر شده است، زبان سغدی از قرن 2 تا قرن 12 میلادی (اواخر سلسله سامانی) در ایران رواج داشته و نوعی زبان میانجی در آن دوره‌ها به شمار می‌آید.
زبان سغدی قرن‌ها کارکردی مانند زبان انگلیسی امروز داشته و به نوعی زبان میانجی تجار جاده ابریشم بوده است. این نخستین کتابی محسوب می‌شود که با توجه به یافته‌های اروپاییان در حوزه دستور زبان سغدی تالیف شده است.
زهره زرشناس، ویژگی‌های دستور زبان سغدی را این چنین می‌داند :" زبان سغدی، زبان باستانی ایرانی میانه شرقی است و به علت تجربه‌ای که در تدریس این زبان داشتم، تألیف آن را آغاز کردم". 
این اثر علاوه بر آن که برای دانشجویان کارشناسی ارشد، دکترای فرهنگ و زبان‌های باستانی مفید است، می‌تواند برای هر علاقه‌مند دیگر زبان‌های باستانی نیز مفید باشد.
موقعیت این زبان در ایران باستان و زمان سامانیان، برای کسانی که به زبان‌های آغازین فارسی، زبان شاهان و امیران سامانی علاقه‌مندند، بسیار جذاب است. چون این زبان از قرن دوم میلادی تا قرن 12 یا 13 میلادی زبان میانجی فارسی بوده است. 
دیدگاه زرشناس بر نقش این زبان در شکل‌گیری زبان فارسی و جایگاه آن در مواجهه با زبان‌های بیگانه وارد شده به زبان فارسی چنین است که این زبان از نظر واژه‌سازی و واژه‌گزینی به زبان فارسی کمک شایانی می‌کند و قادر است از جهات زیادی آن را در مقابل هجوم بسیاری از واژه‌های بیگانه محافظت کند.
به باور این استاد دانشگاه، ما در زبان سغدی اصطلاحات و لغات بسیاری داریم که می‌توانند به صورت معادل در دستور زبان فارسی به کار روند. همچنین این زبان گویش‌هایی فلات پامیر را نیز تقویت می‌کند.
زهره زرشناس سال 1330 در تهران زاده شد و کارشناسی‌ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی را از دانشگاه تهران دریافت کرد و عضو هیات علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. وی از سال 1368 به تدریس در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی، دانشگاه آزاد و بنیاد ایرانشناسی اشتغال داشته است.
زرشناس با نوشتن 70 مقاله در مجلات علمی و ادبی به کسب درجه استادی نایل شده است و نیز، عضو چندین انجمن علمی ایرانی و خارجی مانند انجمن ایرانشناسی اروپا و انجمن زبان‌شناسی ایران است.
کتاب‌های «زبان و ادبیات ایران باستان» و «میراث ادبی روایی در ایران باستان»، «شش متن سغدی»، «جستارهایی در زبان‌های ایرانی میانه شرقی»، «زن و واژه»، «دستنامه سغدی»، «جشن‌نامه دکتر بدرالزمان قریب» و... از جمله تالیفات اوست. وی چندین کتاب نیز در دست چاپ دارد.

http://www.ibna.ir/vdceve8n.jh8fzi9bbj.html

 

شورای گسترش زبان و ادب فارسی

گزارش /سغدی - زرشناس

 

در ادامه سلسله سخنرانی‌های پژوهشکده مردمشناسی، برنامه سخنرانی دکتر زهره زرشناس با عنوان «زن در نوشته‌های سغدی» در سالن اجتماعات سازمان میراث فرهنگی کشور برگزار شد. به گزارش خبرنگار بخش میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دکتر زرشناس در ابتدا با اشاره به انتشار اولین مقاله راجع به این زبان توسط احسان یارشاطر در دهه 30 گفت: آثار زبان سغدی در مکانها و زمانهای گوناگون و برای مقاصد گوناگون طی پنج تا شش سده متمادی قابل توجه است و این آثار به دو گروه اصلی دینی و غیردینی و آثار دینی به سه گروه بودایی، مانوی و مسیحی تقسیم می‌شوند. به این ترتیب که پیروان این سه دین که در‌ آسیای مرکزی ساکن بوده یا مهاجر نشین بودند، آثار دینی مربوط به خود را به زبان سغدی ترجمه کردند. البته علت آن به عنوان نمونه در مورد مانویان تحت فشار بودن آنها در ایران در دوره ساسانیان و وجود تسامح دینی آشکار در آسیای مرکزی بوده است. اما زبان مشترک موجود در نسخه‌ها، با وجود سه فرهنگ و دین متفاوت، حایز اهمیت است. وی سغدی‌ها را در کمک به گسترش فرهنگ ایرانی مؤثر خواند و اظهار داشت: سغدی‌ها در جاده ابریشم همراه با تجارت کالا، فرهنگ و آثار ترجمه خود را نیز از شرق به غرب آسیا منتقل می‌کردند. از طرفی، تنوع فرهنگی آثار در خط آن نیز منعکس شده و بنابر ضرورت مکان و زمان از گونه‌های خطی متفاوتی شامل سوتره (خط ملی سغدی) مانوی و سوریانی استفاده می‌شده است. همچنین باید بگویم نوشته‌های غیردینی در کتیبه‌ها، سکه‌ها سفالینه‌ها، نامه‌های باستانی و در اسناد و مدارک به‌دست آمده از کوه مغ در 1904 به‌دست آمده است و تعدادی از نامه‌های تجار به خانواده‌هایشان نیز در سبدی بزرگ زیر یکی از برجهای دیده‌بانی دیوار چین به‌دست آمد. اما متاسفانه با وجود باستان شناسان اروپایی حتا یک سطر یا متن اصل از این زبان در ایران وجود ندارد و همگی در کتابخانه موزه بریتانیا، کتابخانه ملی پاریس، سن پترزبورگ و موزه برلین آلمان است. زرشناس با اشاره به این مطلب که زبان در اجزا و ساخت و کاربرد خود از فرهنگ جامعه تاثیر می‌گیرد و در عین گویایی، پیشگام تحولات نبوده است، اذعان داشت: زبان در برابر تغییرات، پایدار عمل می‌کند و نه تنها نشاندهنده نگرش فرهنگی سخنگویان معاصر که نگرش گذشتگان را به مسایل فرهنگی خاص می‌نمایاند. وی در ادامه با اشاره به برخی واژه‌های مونث مربوط به زنان دینی و روحانی، با مشخصه دستوری زنانه فعالیت‌های اجتماعی سیاسی آنان در جوامع سغدی را مورد ارزیابی قرار داد و گفت: واژه “دمام بن“ یکی از عنوان‌های زنانه‌یی است که تقریبا از نظر منزلت اجتماعی در درجه اول اهمیت قراردارد و به معنای بانو، همسر، ملکه و شهبانو است. دیگر واژه‌ها مانند بامبن، ختن و خاتون، به ترتیب به بانوان اول، دوم و سوم شاه اطلاق می‌شده است. و اینکه ختن و خاتون هیچ ریشه لغوی مشترکی ندارند. دکتر زرشناس با اشاره به واژه ختاو، خوو، آنرا یکی از قدیمی‌ترین عنوان‌های آسیای مرکزی معادل حکمرانان و اشراف برشمرد و گفت: معادل فارسی این کلمه در متن‌های فارسی دری دهقان بوده است و از آن می‌توان نتیجه گرفت واژه خود منحصر به ایزدان بوده و بعدا بنا بر سنت‌ ایرانیان آنرا به پادشاهانی در رده‌ی خدایان اطلاق می‌کردند. واژه‌های شمن بانو به معنای رابعه بودایی، “دناورانچ” زن گزیده مانوی و به معنای دین آور و “نیوشا“ خدمتگزار گزیده “قدیس بانو“ نیز از جمله کلمات و القاب دینی به زنان در زبان سغدی است. جالب توجه اینکه زنان قدسی به‌نام “بغ بانو“ مانند “بانو ننئی” همواره مورد ستایش و پرستش بودند و تصویر آنها بر تختی با سر شیر، در حالیکه در دو دست از چهاردستش خورشید و ماه را گرفته است بر روی سکه‌های کوشانی و سغدی دیده می‌شود. وی در پایان تاکید کرد: واژه‌های مونث در زبان سغدی از اقتدار اجتماعی زنانی سخن می‌گوید که وجود القاب و عنوان‌های زنانه آنها در زبان بازتاب ارجمندی اعتبار و منزلت اجتماعی آنان است. زرشناس گفت: بدین وسیله قصد داشتم بگویم جنسگرا بودن یک زبان نشاندهنده وجود تبعیض جنسی آن در جامعه نیست و بالعکس.

http://www.persian-language.org/report-print-29.html

 

«راولینسون» نخستین پژوهشگر منشور کوروش هخامنشی

 

دکتر زهره زرشناس گفت: اولین پژوهش درباره منشور کوروش توسط «راولینسون» و در مجله انجمن سلطنتی آسیایی به چاپ رسید. در کتاب‌های مختلف، ترجمه‌های متعددی از این منشور دیده می‌شود، در ایران نیز ترجمه فارسی خوبی از آن توسط دکتر عبدالمجید ارفعی منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «نگاهی دوباره به لوح کوروش هخامنشی» عنوان دهمین نشست تخصصی موزه ملی ایران بود که دکتر زهره زرشناس با استفاده از مستندات معتبر تاریخی در سالن نشست‌های تخصصی موزه‌ ایران باستان به بررسی منشور کوروش هخامنشی پرداخت. دکتر زهره زرشناس، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطاعات فرهنگی گفت: منشور کوروش در سال 1879 میلادی توسط هرمز رسام در خرابه‌های شهر بابل پیدا شده است و از آن پس در اتاق شماره 55 موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. این لوح استوانه‌ای از سنگ خاکستری است که روی آن را با گِل پوشانده‌اند و به خط میخی اکدی نیز متن آن را نوشته‌اند. وی افزود: موزه بریتانیا تاریخ تقریبی نگارش منشور را میان سال‌های 532 تا 530 پیش از میلاد حدس زده است. چون نبردی که میان کوروش و نبونئید روی داد در این زمان بود و منشور را به همین دلیل فراهم آورده‌اند. البته درباره این تاریخ با قطعیت نمی‌توان سخن گفت و ممکن است اندکی پیش از نبرد نهایی و فتح بابل نوشته شده باشد. 

بخش‌بندی سطرهای منشور کوروش

وی افزود: متن لوح را به شش قسمت می‌توان تقسیم کرد، بخش اول از سطر 1 تا سطر 19 است که در آن شرحی از نبرد میان کوروش و نبونئید آمده است. این بخش نشان می‌دهد که کاهنان معبد مردوک، پیش از فتح بابل، کوروش را به سرزمین خود فرا خوانده‌اند. درباره تسلیم بابل و معرفی نبونئید نیز درهمین سطرها آگاهی‌هایی به دست داده شده است. بخش دوم از سطر 19 تا 23 است. در این قسمت کوروش از خود و خانواده و نژادش سخن می‌گوید. سطرهای 23 تا 34 بخش سوم منشور است. در آن به توصیف خط مشی کوروش برای بازسازی بابل پرداخته شده است. کوروش به سرزمین‌هایی اشاره می‌کند که ویران شده بودند و او دستور آبادی آنها را داده است. مثل آشور ، بابل و شهرهای مقدس آن سوی دجله. در بخش چهارم که شامل سطرهای 34 تا 35 است، ستایش مردوک خطاب به کوروش و پسرش کمبوجیه آمده است و در بخش پنجم، سطرهای 36 تا 37، بیانیه‌ای است درباره زندگی خوب و مرفه در قلمرو هخامنشیان و نوید آن که بابل نیز از چنان شرایطی برخوردار خواهد شد. بخش ششم نیز که دربردارنده سطرهای 37 تا 45 است، به جزییاتی درباره بناهای اختصاصی که کوروش دستور ساختن آنها را داده بود، اختصاص یافته است. بدین ترتیب شش بخش لوح در پی هم آمده است. نویسنده کتاب «شش متن سغدیی» گفت: نکته مهم این است که در میانرودان (بین‌النهرین) سنت دیربازی وجود داشته است که شاهان بابل در آغاز سلطنت خود، اعلامیه‌هایی به صورت منشور یا لوحه‌های گِلی و استوانه‌ای پدید می‌آوردند و آنها را در معابر عمومی نصب می‌کردند. به نظر خاورشناسان، می‌توان استوانه کوروش را هم در همان ژانر یا گونه ادبی قرار داد و آن را ادامه سنت محلی بابل دانست. وی افزود: «امیری کورت»، استاد خاورشناس، در مقاله‌ای که در جلد چهارم «تاریخ کمبریج» منتشر شده است، اهمیت منشور کوروش را در همین تکرار سنت بابلی برای مشروعیت بخشیدن به پادشاهی‌اش، می‌داند و می‌گوید که آنچه در منشور آمده، فرمول‌های کهن میانرودانی بوده است. «کورت» مثال می‌زند که برخی از آن فرمول‌های تکرار شونده عبارتند از پرداختن به امور معابد که فرآیندی برای مشروعیت بخشیدن به قدرت بوده است و کوروش هم از همین شکل قراردادی استفاده کرده است، انتقاد از کردار و اعمال شاه پیشین و مذمت او و ادعای اینکه خدایان او را طرد کرده بودند و نیز دوران شاه جدید که همراه خواهد بود با قربانیان افزون‌تر برای خدایان.

منشور کوروش ادامه سنت پایدار چند هزار ساله

نویسنده کتاب «جستارهایی در زبان‌های ایرانی میانه شرقی» گفت: «شرووه»، خاورشناس دانشگاه هاروارد، منشور کوروش را در چارچوب میراث ادبی شفاهی قرار می‌دهد و معتقد است که آن میراث، فرمول‌های خاصی داشته است. شرووه تصویر شاهان در سنگ نبشته‌های باستانی ایران را هم ادامه همان سنت شفاهی تلقی می‌کند و مثال می‌زند که هنگامی که داریوش در کتیبه بیستون می‌نویسد: «اهورامزدا شاهی را به من بخشید»، در واقع بند 65 «مهریشت» اوستا را تکرار می‌کند. همین سخن را هم در «ریگ ودا» می‌توان یافت. عبارتی مشابه این را در کتیبه «تیگلت پیلسر» آشوری هم می‌توان دید. همه اینها نشان می‌دهد که ما با یک سنت شفاهی منطقه‌ای روبه‌رو هستیم. نویسنده کتاب «زبان و ادبیات ایران باستان» در ادامه سخنانش افزود: همانطور که گفته شد، استوانه کوروش شباهت‌هایی با نوشته‌های شاهان بین‌النهرین دارد. یکی از آن نوشته‌ها متعلق به «مردوک کپلا ادینا» در سال 722 پیش از میلاد است، یعنی زمانی که او بر تاج و تخت بابل دست یافت. دیگری، سالنامه «سارگون» آشوری است که 12 سال پس از کتیبه «مردوک کپلا» نوشته شده است. سارگون نیز دقیقا به همان مسایلی اشاره می‌کند که کوروش بر آنها تاکید دارد. او از بازسازی معابد و احترام به خدایان یاد می‌کند. «نبونئید» نیز در استوانه به جای مانده از او، باز از چنین فرمولی پیروی می‌کند. استوانه نبونئید اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. پس منشور کوروش تداوم سنتی چند هزار ساله است. نویسنده کتاب «میراث ادبی روایی در ایران باستان» گفت: از سویی دیگر، مشابهت‌های متن استوانه با عناصر دیرپای سنت شفاهی منطقه، نشان از آن دارد که کاهنان بابل به دستور کوروش در نوشتن استوانه دخالت مستقیم داشته‌اند. حتی برخی از محققان، استوانه کوروش را تبلیغی از سوی او می‌دانند تا محیط بابل را اندکی پیش از فتح آن، برای ورود خود آماده کرده باشد. وی افزود: البته این که استوانه کوروش تنها یک بیانیه تبلیغی است، طرفداران چندانی ندارد. این را هم باید در نظر گرفت که پاره‌ای از پژوهندگان فراهم آمدن منشور را پس از فتح بابل می‌دانند. نکته دیگر آن است که ما در دوره ساسانیان و کتیبه‌های آنها نیز تداوم این سنت دیرپا را می‌بینیم. ساسانیان نیز از چنان فرمول‌هایی برای نشان دادن مشروعیت سیاسی خود استفاده کرده‌اند. آن فرمول‌ها، در طول تاریخ، همواره تکرار شده است.
نویسنده کتاب «زن و واژه» خاطرنشان کرد: به هر حال چه بپذیریم که متن استوانه ادامه سنت شفاهی و ادبی رایج در منطقه بوده است و چه آن را یک متن معمول میان شاهان باستانی تلقی کنیم، آن را باید سند افتخارآمیزی برای فرهنگ کهن و دیرپای این مرز و بوم بدانیم. پیش از سخنرانی دکتر زهره زرشناس، داریوش اکبرزاده، کارشناس ارشد موزه ملی ایران، به معرفی آثار و خدمات علمی دکتر زرشناس پرداخت و پژوهش‌های سغدشناسانه او را بی‌مانند و دارای اعتبار علمی فراوان برشمرد.
زهره زرشناس، استاد دانشگاه، پژوهشگر، نویسنده و مترجم است. او دکترای زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران دارد و تاکنون راهنمایی بیش از ۷۰ پایان نامه کارشناسی ارشد و دکترا را بر عهده داشته است. «شش متن سغدیی»، «جستارهایی در زبان‌های ایرانی میانه شرقی»، «زبان و ادبیات ایران باستان»، «میراث ادبی روایی در ایران باستان»، «زن و واژه» و... از جمله کتاب‌های زرشناس است. وی کتاب «نمادها و ارزش‌ها در آیین زرتشتی» را زیر چاپ دارد.

http://www.ibna.ir/vdcc44qo.2bqx48laa2.html

بدر سغدیانه

جدید آنلاین: در مراسم اهداى جایزه تاریخى و ادبى دکتر محمود افشار یزدى به دکتر بدرالزمان قریب، پژوهشگر زبان و ادبیات سغدى، مولف فرهنگ سغدى و استاد دانشگاه تهران، که عصر یکشنبه هشتم دى ماه در موسسۀ لغت نامۀ دهخدا برگزار شد، دکتر ژاله آموزگار و دکتر یدالله ثمره استادان دانشگاه تهران سخن گفتند. آنگاه نوبت سخن گفتن به دو تن از دانشجویان دکتر قریب؛ دکتر زهره زرشناس و محمد شکرى فومشى، رسید تا از استاد خود بگویند. در این میان سخنان دکتر زهره زرشناس حاوى اطلاعات جالبى دربارۀ زبان و ادبیات سغدى، حیطۀ نفوذ، اهمیت کشف دوباره و تحقیقات دیگر مربوط به این زبان بود که مطلب زیر فشرده اى از همان سخنرانى است.

زهره زرشناس

دکتر قریب نخستین استاد کرسى زبان سغدى از سال ۱۳۵۰ تا کنون، استاد بازنشسته دانشگاه تهران و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسى، فرزانه بانویى است که عمر خود را در خدمت به فرهنگ و زبان هاى ایران باستان، به ویژه زبان سغدى و گسترش زبان فارسى گذرانیده و آثار پژوهشى ِ متعدد و یگانه اى تألیف کرده است. من اولین دانشجویى بودم که رساله ام را به زبان سغدى به راهنمایى استاد گرفتم.

مى دانیم که سمرقند اهمیت زیادى در جادۀ ابریشم شاهراه میان چین و دنیاى غرب داشته است. نوشته هاى مورخان اسلامى حکایت از مهاجرت سغدیان پیش از اسلام و فعالیت هاى سغدیان ِ تجارت پیشه در طول این جاده دارد. نتیجه بارز این امر اهمیت یافتن زبان سغدى به صورت زبان میانگان در جاده ابریشم بود.

از این نظرگاه نقش سغدیان را در ترکستان و ماوراء النهر، مى توان با نقش یونانیان در دنیاى باستان، البته در مقیاسى محدودتر، قابل قیاس دانست. در پرتو همین نقش زبان سغدى است که بیشتر دست نویس هاى آن در این ناحیه به خصوص در نواحى اطراف تورفان به دست آمده است.

زبان سغدى پیش از کشف گنجینۀ ترکان در ترکستان چین، در اوایل سده بیستم میلادى، زبانى تقریبا ناشناخته بوده است. نخستین کسانى که پرده از راز زبان خاموش سغدى برگرفتند، محققان آلمانى بودند که در سال هاى آغازین سدۀ بیستم با مطالعه یک متن مکشوف از تورفان این زبان ِ تا آن زمان ناشناخته را سغدى نامیدند.

گرچه ابوریحان بیرونى در حدود هزار و اندى سال پیش با ذکر روزها و ماه ها و جشن هاى سغدى تلویحاً به این زبان اشاره کرده بود، اما در آغاز قرن بیستم است که زبان سغدى تولدى دوباره مى یابد.

طى یکصد سال گذشته با پوشش هیأت هاى اکتشافى متعدد، آثار مکتوب این زبان به صورت پراکنده از نواحى نزدیک شهر سمرقند تا یکى از برج هاى داخلى دیوار بزرگ چین، و از مغولستان شمالى تا دره علیاى رود سند در شمال پاکستان، کشف شدند.

با انتقال این اسناد به موزه هاى برلین، پاریس، لندن و سن پترزبورگ دانشمندان اروپایى و آمریکایى به مطالعۀ این نوشته هاى کهن پرداختند و بسیارى از این متن ها به زبان هاى گوناگون اروپایى ترجمه شد. زبان شناسان، ویژگى هاى صرفى و نحوى زبان سغدى را مشخص کردند و حقایق بسیارى را دربارۀ این زبان آشکار ساختند.

زبان سغدى یکى از زبان هاى گروه شرقى ایرانى میانه، زبان ناحیۀ حاصلخیز سغد، واقع در میان رود سیحون و جیحون بوده است. این زبان در طول ده قرن، سده هاى دوم تا دوازدهم میلادى، مهم ترین زبان ایرانى در ترکستان و ماوراء النهر، زبان تجارى جادۀ ابریشم و از دیر زمان ابزار ارتباط و پیوند فرهنگ هاى سرزمین هاى شرقى و غربى آسیا بوده است.

آثار بازیافتۀ سغدى به دو گروه دینى و غیر دینى تقسیم مى شود. آثار غیر دینى در برگیرندۀ کتیبه هاى متعدد، سکه هاى گوناگون -که تاریخ برخى از آنها به سدۀ دوم میلادى مى رسد و در زمرۀ کهن ترین نوشته هاى زبان سغدى است- سفالینه ها، نامه هاى باستانى، اسناد و مدارک، تعدادى داستان و چند متن طبى است.

آثار دینى که بخش اعظم متون سغدى را تشکیل مى دهد، احتمالا در فاصله سده هاى هشتم تا یازدهم میلادى نوشته شده اند و اغلب ترجمه هایى از نوشته هاى پیروان ادیان بودایى، مانوى و مسیحى و متاثر از فلسفه و عقاید این سه دین هستند. به همین اعتبار آثار دینى این زبان به سه گروه متون سغدى مانوى، متون سغدى بودایى و متون سغدى مسیحى تقسیم مى شود.

زبان سغدى بر اثر نفوذ و توسعه تدریجى فارسى میانه که برخوردار از پشتیبانى دولت ساسانى بود و نیز زبان ترکى که ارمغان هجوم قبایل ترک زبان، از رواج افتاد و سیر نابودى آن از سده پنجم هجرى به بعد همزمان با رواج زبان فارسى از یک سو و نفوذ زبان عربى و ترکى از سوى دیگر شتاب بیشترى یافت.

هر چند که امروز گویش دور افتادۀ یغنابىِ رایج در دره رودخانۀ یغناب، در جمهورى تاجیکستان، یگانه یادگار زندۀ از زبان سغدى است، لیکن تأثیر مستقیم زبان سغدى بر زبان فارسى و نقش بسیار مهم بخارا و سمرقند، مادرشهرهاى قلمرو زبان سغدى را در گسترش ادبیات فارسى، به ویژه در دوران متقدم آن نمى توان انکار کرد.

دشوارى دست یافتن به منابع و مآخد جدید دربارۀ زبان سغدى، این زمینۀ پژوهشى ِ تقریبا ناشناخته در ایران و کمبود و در واقع نبود منابع فارسى دربارۀ زبان سغدى، بر ارزش ِ پژوهش هاى دکتر بدرالزمان قریب مى افزاید. به ویژه ارزش اثر ارزنده و ماندنى ایشان، کتاب فرهنگ سغدى را دو چندان مى کند.

این کتاب گنجینۀ عظیمى از واژه ها و ترکیبات سغدى را در اختیار پژوهشگران این زبان و دیگر زبان هاى کهن ایران و رشته هاى وابسته قرار مى دهد و مى توان آن را به مثابه ابزار اصلى، براى مطالعات زبان هاى ایرانى به کار برد. 

فرهنگ سغدى با بهره گیرى از جدیدترین روش هاى فرهنگ نویسى و با نگرش به آخرین آراء و دستاوردهاى ایران شناسان جهان تدوین شده و این مهم به همت بانوى فاضلى به انجام رسیده که زندگى خود را وقف علم و دانش و خدمت به جامعۀ دانشگاهى ایران کرده است. بانویى که به راستى سزاوار ستایش در هر انجمنى است.

بدو گفت رودابه کاى شاه زن
سزاى ستایش به هر انجمن

گفتیم که اکثر متون بازیافتۀ سغدى بررسى شده اند و تقریبا همۀ این دست نوشته ها به زبان هاى زندۀ جهان برگردانده شده اند، اما جاى خالى واژه نامه اى جامع از زبان سغدى در میان آثار متعدد ایران شناسان جهان دربارۀ زبان هاى ایرانى به واقع نمایان بود.

به گفتۀ کنفوسیوس، شناخت انسان بدون شناخت قدرت کلمات میسر نیست و استاد به راستى در قوت بخشیدن به قدرت کلمات در ایران ممتاز بوده و سهمى بسزا داشته است.

وى با فراهم آوردن این واژه نامه که از نظر علمى و پژوهشى از ارزشى جهانى و بین المللى برخوردار است، حاصل تلاش و کوشش یکصد سالۀ ایران شناسان و زبان شناسان کشورهاى مختلف دنیا را در بارۀ زبان سغدى گردآورى کرده است و به عبارتى دیگر، صدها مقاله و کتاب را در قالب یک واژه نامۀ قابل دسترس براى دانشجو و دانش پژوه در اختیار فارسى زبانان قرار داده است.

افزون بر این، ایران شناسان، پژوهشگران، دانشجویان زبان هاى ایرانى، ادیبان، پژوهندگان زبان و ادبیات فارسى به جهات گوناگون به ویژه در امر واژه گزینى و واژه سازى و بازشناسى واژه هاى مهجور و شاذ و درک امکانات گوناگون قرائت واژه ها نیز مى توانند از این فرهنگ بهرۀ فرواوان برند.

تلاش ارزشمند این بانوى دانشمند را ارج مى نهیم که زبان فراموش شدۀ سغدى را از نو به فارسى زبانان شناساند و آموزش آن را باب کرد و سپس به آسان ساختن دستیابى به این زبان نویافته و بازیافته و گنجینۀ واژه هاى غنى آن پرداخت. اینک جاى آن دارد که بدرالزمان قریب را بدر سغدیانه بنامیم.

http://www.jadidonline.com/story/01032009/soghdian

 

زهره زرشناس در ویکی پدیا

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%B2%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3

مشاهیر و فرهیختگان ایران

http://91.98.46.102:8080/Farhikhtegan/details.aspx?id=6545

 

دسترسی به برخی از مقالات

تالیفی

کتیبه‌ای سغدی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120504173650-9040-11.pdf

تداوم سنتی کهن در میان اقوام ایرانی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427103432-5207-412.pdf

دگرگونی مفهوم "فر" در نوشته‌های سغدی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427102949-5207-310.pdf

ذکر علی(ع) در شاهنامه

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427102909-5207-272.pdf

داستان سغدی میمون و روباه

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427102704-5207-161.pdf

قطعه ای به زبان سغدی در نکوهش میخوارگی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427102451-5207-47.pdf

یک داستان سغدی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120426181507-5196-199.pdf

دارو و درمان در سنت اوستایی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120426180222-5195-283.pdf

قصه حضرت ایوب (ع) به روایت سغدی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120413174901-5163-94.pdf

نخستین نوشته‌های ادبی ایرانی میانه شرقی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120413174738-5163-26.pdf

تاریخ ادبیات باستانی ایران

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120413174723-5163-13.pdf

واژه اهریمن در ادبیات سغدی بودایی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329102745-2070-4.pdf

اصطلاحی فلسفی در ادبیات سغدی بودایی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327153246-4006-134.pdf

زبان خوارزمی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120327153110-4006-18.pdf

زنی هست آرایش روزگار

http://www.ensani.ir/storage/Files/20101129114045-%d8%b2%d9%86%db%8c%20%d9%87%d8%b3%d8%aa%20%d8%a2%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4%20%d8%b1%d9%88%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1.pdf

هنر و افسانه‌های سغدی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20101123151028-%d9%87%d9%86%d8%b1%20%d9%88%20%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a%20%d8%b3%d8%ba%d8%af%d9%8a.pdf

جلوه‌ای از هنر سغدی

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/488187

ادبیات ایران پیش از اسلام

http://rezabishetab3.blogfa.com/post-57.aspx

تحقیق و ترجمه

چند وامواژه سغدی در شاهنامه فردوسی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427102506-5207-60.pdf

 

ترجمه

"حافظ و شکسپیر: دیدار شرق و غرب" وویچیخ اسکالموفسکی

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120828102055-2183-455.pdf

معرفی کتاب

دستور تاریخی زبان فارسی نوشته محسن ابوالقاسمی، 1375

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120427102710-5207-167.pdf

 

متن برخی از مقالات

رستم پهلوان در سغد؛ دکتر زهره زرشناس

بر پایة یافته های باستان شناختی نخستین نقاشی های دیواری سغدی به اواخر سدة پنجم و اوایل سدة ششم میلادی تعلق دارند. سنت نقاشی دیواری سغدی از هنر یونانی - ایرانی رایج در دورة کوشان ها و دیگر سلسله های حاکم در منطقه در چهار سدة نخست میلادی نشأت گرفته است. سپس سغدیان ذائقه و توانایی های هنری خویش را بدان افزودند و مضمون های بومی را با داستان های حماسی و پهلوانی درآمیختند.

دکتر زهره زرشناس، استاد پژوهشگاه علوم، انسانی و مطالعات فرهنگی

سغدیانه، از شهرب نشین (ساتراپی) های شاهنشاهی هخامنشی،  سغدیان مردمانی ایرانی، نیاکان قدیمی تاجیک های امروزی، و زبان سغدی زبان مردم نواحی سمرقند و درة زرافشان (در تاجیکستان امروزی) بوده است.

این زبان از مهم ترین زبان های ایرانی میانة شرقی، زبان میانگان جادة ابریشم در سده های ششم تا دهم میلادی (چهارم هجری) و زبان اداری، تجاری و فرهنگی در نواحیی مانند واحه های تورفان در ترکستان شرقی بوده است. پیکرة ادبی  این زبان از سنگ نوشته، متن های ادبی و داستان، متن های دینی (مانوی، بودایی و مسیحی) و اسناد و مدارک اجتماعی – اقتصادی تشکیل شده است.

در میان آثار بر جای مانده از این زبان داستان رستم، پهلوان افسانه ای اقوام ایرانی نژاد، دیده می شود که به یمن وجود شاهنامه، این شاهکار ادبیات جهان، نزد همگان شناخته است. داستان رستم که در خرده نوشتاری مکشوف در دون هوانگ به زبان سغدی ثبت شده  و با حلقة داستان های رستم که فردوسی در شاهنامه نقل کرده است، تفاوت هایی دارد. این تفاوت ها نشان دهندة آن است که در ایران شرقی حلقة جداگانه ای از افسانه های مربوط به این پهلوان در دوران پیش از اسلام وجود داشته است.     گروهی از ایرانشناسان افسانة رستم را سکایی  و گروهی دیگر آن را متعلق به سنت ادبی بومی پیش – سکایی زرنگ (سیستان) می دانند.

رستم شاهنامه، همانند قهرمان حلقة داستانی سکایی، چهرمان پهلوانی است که در گونه های خاصی از مضمون های داستانی ِ ادبیات شفاهی غیر دینی و سرگرم کننده ظاهر می شود و از دوران  پیش- مسیحی سینه به سینه منتقل شده است. این پهلوان چهرمان جنگجوی حماسی هند و اروپایی است که با عمری دراز محافظ سلسه های فرمانروا است و خویشکاری  اصلیش تاج بخشی است.

داستان رستمِ فارسی منظوم است و خرده نوشتار سغدی رستم به نثر نوشته شده است. متن سغدی داستان که بیش از داستان های شاهنامه صورت افسانه ای دارد، جزئی از داستانی طولانی تر بوده است که آغاز و انجام آن در دست نیست. آنچه در پی می آید، برداشتی امروزی و نزدیک به متن سغدی از صحنه نبرد رستم با دیوان است :

... رستم تا دروازة شهر از پی دیوان تاخت و بسیاری از آنان را بر خاک هلاک انداخت. دیوان چون به شهر رسیدند، دروازه ها را از بیم رستم بستند. رستم با پیروزی و سرافرازی بازگشت و به چمنزاری خرم رفت. زین را از رخش برداشت و او را به چرا رها نمود. خود نیز جامة جنگ را از تن بیرون کرد و خوردنی بخورد و آرام گرفت و به خواب رفت. دیوان گرد هم آمدند و انجمن کردند و گفتند شرم بر ما باد که یکه سواری ما را چنین در هم شکست و در شهر زندانی کرد. چاره ای باید ساخت. یا باید همه جان بسپاریم و نابود شویم و باکین خدایان بستانیم. پس از آن دیوان ساز و برگ گران فراهم ساختند. آنگاه دروازه های شهر را به ضربت های گران گشودند و به سوی رستم روی آورند. از دیوان بسیاری سوار بر گردونه  و بسیاری سوار بر فیل و بسیاری سوار بر خوک و بسیاری سوار بر روباه و بسیاری سوار بر سگ و بسیاری سوار بر مار و بسیاری سوار بر سوسمار و بسیاری پیاده بودند. بسیاری نیز پرّان بودند و چون کرکس تیز  می رفتند. بسیاری هم سر بر زمین و پا به بالا داشتند و واژگون می رفتند. زمانی دراز راه پیمودند و به شعبده و جادو باران و برف و تگرگ برانگیختند و آتش و شعله و دود بپا ساختند و غوغا کردند و به جست و جوی رستم دلاور شتافتند. رخش از نیرنگ دیوان آگاه شد. دمان خود را به رستم رسانید و او را بیدار کرد و  از نیرنگ دیوان آگاه ساخت. رستم برخاست و جامة جنگ پوشید و پوست پلنگ بتن کرد و تیر و کمان برداشت و بر رخش سوارشد و به جانب دیوان تاخت. چون سپاه دیوان را از دور دید تدبیری اندیشید. رو به رخش کرد و تدبیر خود را با وی در میان گذاشت. رخش پذیرفت ناگاه بازگشت و رستم را به شتاب از برابر دیوان دور کرد.

دیوان چون چنین دیدند گمان کردند رستم می گریزد. تیز در پی وی تاختند و با خود چنین گفتند : دلیری پهلوان شکسته شد و از ما گریخت. دیگر یارای نبرد با ما نخواهد داشت. نباید او را رها کنیم. همچنین نباید او را ببلعیم، بلکه باید او را زنده به چنگ آریم و سخت شکنجه کنیم: دیوان به یکدیگر دل دادند و نعره زنان در پی رستم تاختند.

چون خوب خسته و پراکنده شدند، رستم ناگهان بازگشت و بر دیوان حمله برد چون شیر بر نخجیر و یا کفتار بر رمه و یا شاهین بر خرگوش و یا خارپشت بر اژدها و کار آنان را ساخت.

داستان های این پهلوان افسانه ای ایران را در دیوارنگاره های سغدی نیز می توان یافت. این دیوار نگاره ها در ویرانه های کاخ های اشراف سغد در مکان هایی چون پنجکنت، ورخشه و افراسیاب به دست آمده است. نقاشی های دیواری سغدیان شاهدی گویا بر حیات و تداوم سنت های پهلوانی درفرارود است. همان سنت هایی که در دوران اشکانیان و ساسانیان به دست گوسان ها و هُنیاگران و با حمایت شاهان در ایران شکوفا گشت و از همان زمان در فرارود نیز زنده بود و تداوم یافت.

بخش اعظم دیوارنگاره های غیر دینی سغد مضمون هایی پهلوانی و روایی را توصیف می کنند. برای نمونه از حلقة داستانی رستم و یا داستان ضحاک در دیوار نگاره های مکشوف در پنجکنت می توان نام برد.

پیشینة سنت مصوّر کردن داستان های محبوب عامه بر دیوار (دیوارنگاره) به دوران هخامنشی، یعنی سده های پیش از میلاد، باز می گردد.

بر پایة یافته های باستان شناختی نخستین نقاشی های دیواری سغدی به اواخر سدة پنجم و اوایل سدة ششم میلادی تعلق دارند. سنت نقاشی دیواری سغدی از هنر یونانی – ایرانی رایج در دورة کوشان ها و دیگر سلسله های حاکم در منطقه در چهار سدة نخست میلادی نشأت گرفته است. سپس سغدیان ذائقه و توانایی های هنری خویش را بدان افزودند و مضمون های بومی را با داستان های حماسی و پهلوانی درآمیختند.

بیشتر دیوار نگارهای سغدی زینت بخش اشراف اتاق های کاخ های  سغد بوده است و داستان های پهلوانی و حماسی به صورت سلسله تصویرهای یک داستان مصور دنباله دار در میانة دیوارهای این اتاق ها توجه هر بیننده را به خود جلب می کرده است. شایان ذکر است که دیوار نگارهای دارای مضمون دینی همیشه در پایین ترین بخش دیوار هر اتاق و با رنگهایی بسیار ملایم تر از رنگهای تند و درخشان نقاشی های پهلوانی به تصویر در می آمده اند. 

نخستین بار بلینتسکی داستان رستم پهلوان ایرانی را در خرده نوشتار سغدی مکشوف از دون – هوانگ با داستان سلسله دیوار نگاره های پنجکنت، یعنی حلقه داستانی رستم، یکی دانست.

می دانیم که پهلوان در ایران، همانند «شوالیه» در فرانسة قرون وسطی و «هِلد» در میان ژرمن های روزگار باستان، به گروهی برتر از مردان تعلق داشته که برای دفاع از شرف و حیثیتِ خود، خاندان، قبیله و کشور خویش جان خود را به خطر می اندازد و در چنین سنت هایی پهلوان به هنگام نبودنِ دشمنِ انسانی، با نیروهای طبیعت، اهریمنان، هیولاها و دیوان می جنگد که نمونة بارز آن نبرد رستم با دیوان است. برتری از همان آغاز با زادن غیر عادی پهلوان آغازمی شود. برای مثال : زادن رستم از پهلوی مادر به مدد پر سیمرغ :

بکافید بی رنج پهلوی ماه                                                          بتابید مربچه را سرز راه                 

چنان بی گزندش برون آورید                                                     که کس درجهان این شگفتی ندید

یکی بچه بُد چون گَوی ششیرفش                                               به بالا بلند و به دیدار کَش

شِگفت اندر و مانده بُد مردوزن                                                    که نشیند کس بچة پیل تن

بر ستم بگفتا غم آمد به سر                                                        نهادند رستمش نام پسر

                                                                                                                                                                                                            (شاهنامه، ج 1، ص 139)

دو دیگر آنکه نشانه هایی هم در شعر و هم در نقاشی، پهلوان را از سایر شخصیت ها متمایز می کند و پهلوان راحتی در لحظة مرگ یا شکست، خارق العاده و با شکوه و دارای نشانه های الهی می نمایاند.

در دیوار نگاره های سغدی نیز، پهلوان همواره با نشانة ویژه ای به تصویر در می آید تا متمایز از دیگران باشد. برای مثال در نقاشی های دیواری حلقة رستم گاه یک پرندة کوچک و گاه موجود بالدار کوچکی مرکب از چند حیوان (مثلاً پرنده ای با سر شیر و دُم ماهی) در حال پرواز یا جنب و جوش به دورِ سر پهلوان دیده می شود ( ← تصویر 1)

در بیشتر دیوار نگاره های سغدی مکشوف در ورخشه، سمرقند و پنجکنت همین موجوداتِ کوچکِ مرکب از پرنده و حیوان مشاهده می شوند. این موجودات به رغم شکل های گوناگون دارای نقشی واحداند : نقش متمایز کردن پهلوان از دیگران خواه در رزم یا در بزم.

افزون بر این در دیوار نگاره های سغدی گاه خدایان و ایزدان بر کردار پهلوان نظارت داشته و در نبردها جانب او را می گیرند. برای نمونه در نقاشی های دیواری حلقة رستم در پنجکنت ( ← تصویرهای 2 و 3) موجود مونث نیمه پنهانی در پشت پرتگاه دیده می شود. در تصاویر دیگر ( ←4 و 5) موجود کوچک مونثی را، که گردنبندی برگردن دارد، دور سر همان موجود مونث، در حال پرواز، مشاهده می کنیم که حکایت از نشانه دار بودن موجود مونث نخستین دارد. یعنی احتمالا ًایزد بانویی است که برای حمایت از پهلوان در نقاشی های دیواری به صورتی نیمه پنهان به تصویر درآمده و مانند خودِ پهلوان نشانه دار است. حتی برخی از ایرانشناسان این ایزد بانو را، که در یک دیوار نگارة دیگر سغدی (در صحنة کُشتی) به تصویر در آمده است، با ایزد بانوی زمین در ادبیات بودایی، یعنی با «دردها پرتهوی» یکی دانسته اند.

رستم در شاهنامه نیز نشاندار است. هنگامی که می خواهند سام، پدر بزرگ رستم را از زادن نواده اش آگاه کنند، پیکر کودکی به اندازه رستم از جنس حریر می دوزند و از موی سمور پُر کرده و به بازویش نقشی از اژدها می بندند و برای سام می فرستند.

           یکی در کودکی دوختند از حریر                                     به بالای آن شیر ناخورده شیر

           درون وی آکنده موی سمور                                           به رخ برنگاریده ناهید و هور

           یه بازوش بر اژدهای دلیر                                              به چنگ اندرش داده چنگال شیر

و در ادامه آمده است ...

           پس آن صورتِ رستم گرزدار                                         ببردند نزدیک سام سوار

                                      

      (شاهنامه، ج 1، ص 140-139)                                                                                                                

برای پرهیز از دراز گویی به توصیف اجمالی حلقة داستانی رستم در دیوار نگاره های پنجکنت می پردازم: داستان از نبرد با دشمنی انسانی آغاز می شود و سپس به نبرد پهلوان با حیوانی مار یا اژدها گونه می پردازد ( ← تصویر های 8 و 9 ) آنگاه نبردِ رستم با هیولایی که دارای سُم بُز مانند است، مشاهده می شود ( ←تصویر 10 ) و در پایان رستم را در بزم پیروزی ( ←تصویر 1) با همان نشانة پهلوانی  می بینیم.

حاصل سخن آنکه همانند ادبیات پهلوانی، دیوارنگارهای سغدی به دست هنرمندانی حرفه ای شکوفا شد که در خدمت علایق و خواسته های جامعه ای اشرافی و جنگ جو بودند. بی تردید پشتیبانی بازرگانان سغد و رفاه مادی آنان ضامن اصلی بقا و شکوفایی سنت نقاشی دیواری سغدی بود.

در هنر سغدی همانند  ادبیات پهلوانی سغدی سنتی را می توان پی گرفت که از عصر کیانی تا پایان دورة ساسانی در جهان ایرانی تداوم داشت و به ارزش های والای عصر پهلوانی ارج بسیار می نهاد.

کتابنامه

-    زرشناس، زهره. میراث ادبی روایی در ایران باستان. تهران : دفتر پژوهش های فرهنگی

-     زرشناس، زهره (1380) . شش متن سغدی. بخش نخست. تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. 

-    فردوسی، ابوالقاسم (1382) . شاهنامه. 2 جلد. تهران : هرمس.

-    قریب بدرالزمان (2537/1357) . «رستم در روایات سغدی». شاهنامه شناسی (مجموعة گفتارهای نخستین مجمع علمی بحث دربارة شاهنامه). تهران : بنیاد شاهنامه فردوسی. ص 44-53 .

 

-    Azarpay .G .(1981) . Sogdian Painting . U.S.A .

-    Gershevitch, I. (1968) , "Old Iranian Literature" . Handbuch der Orientalistik, Abt.1, Bd.4: Iranistik, Abs.2:Lieratur, Lief 1, Leiden,pp. 1-30.

-    Nöldeke,Th.(1920).Das iranische Nationalepos. Heidelberg.

-    Sims –Wiliams, N . (1976) . "The Sogdian Fragments of the British Library", IIJ18. pp. 43-82 .

-    SkjaervØ, P.O. (1998) . "Eastern Iraian Epic Tradition II : Rostam and Bhis*ma". Acta Orientallia, Hung . vol. 51 )1-2. Pp.159-170 .

 

http://myancientpersian.blogfa.com/post-157.aspx

ادبیات ایران پیش‌ از اسلام‌

مجموعه فعّالیّتهای‌ ادبی‌ ایرانیان‌ باستان‌ که‌ به‌ دو صورت‌ شفاهی‌ و مکتوب‌ و به‌ تمامی‌ زبانهای‌ ایرانی‌ است. بخشی‌ از آنها دولتی‌ است، مانند سنگْنوشته‌های‌ شاهان‌ و نوشته‌های‌ روی‌ سکّه‌ها و بخشی‌ دیگر، مبتنی‌ بر داستانهای‌ ملّی، افسانه‌ها و بعضی‌ از آداب‌ و رسوم‌ اجتماعی‌ است‌ و پیکرة‌ اصلی‌ ادبیّات‌ شفاهی‌ غیردینی‌ پیش‌ از اسلام‌ را تشکیل‌ می‌دهد. امّا بیشتر آثاری‌ که‌ از این‌ دوران‌ به‌ صورت‌ مکتوب‌ بر جای‌ مانده‌ با دستگاههای‌ دینیِ زردشتی، بودایی، مانوی‌ و مسیحی‌ مرتبط‌ است‌ و بدنة‌ اصلی‌ ادبیّات‌ دینی‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ را می‌سازد. در ایران‌ پیش‌ از اسلام، آثار دینی‌ و ادبی‌ معمولاً به‌ کتابت‌ درنمی‌آمده‌ و بیشتر به‌ صورت‌ روایی، سینه‌ به‌ سینه، منتقل‌ و حفظ‌ می‌شده‌ است. مثلاً کتاب‌ اوستا، پس‌ از سده‌ها انتقال‌ شفاهی، سرانجام‌ در دورة‌ ساسانی‌ به‌ کتابت‌ درآمد (کلنز، ص. 33 ).

پایبندی‌ ایرانیان‌ به‌ حفظ‌ سنّت‌ ادبیّات‌ شفاهی‌ و نیز جنگها و تعصّبات‌ دینی‌ و فرهنگی‌ و تغییر خطّ و زبان‌ و بسیاری‌ عوامل‌ دیگر موجب‌ نابودی‌ گنجینه‌ ادبی‌ پرارزش‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ شده‌ است. از این‌رو، آنچه‌ از زبانهای‌ مختلف‌ ایرانی‌ به‌ صورت‌ مکتوب‌ باقی‌ مانده‌ در برابر حجم‌ گستردة‌ ادبیّات‌ ایران‌ باستان‌ بسیار ناچیز است.

زبانهای‌ ایرانی‌ شاخه ای‌ از زبان‌ فرضی‌ هند و ایرانی ‌اند که‌ از قدیم‌ترین‌ روزگاران‌ تاکنون‌ درون‌ مرزهای‌ ایران‌ یا بیرونِ آن‌ متداول‌ بوده‌اند و زبانها و گویشهایی‌ را شامل‌ می‌شوند که‌ از نظر ویژگیهای‌ زبانی‌ وجوه‌ مشترک‌ دارند. از زبانهای‌ ایرانی، در طیّ تاریخی‌ دراز، اسنادی‌ در دست‌ است‌ که‌ چگونگی‌ تحوّل‌ آنها را نشان‌ می‌دهد. تاریخ‌ این‌ تحوّل‌ را می‌توان‌ به‌ سه‌ دوره اصلی‌ بخش‌ کرد:

1. دوره باستان؛

2. دوره میانه؛

3. دوره جدید.

از زبانهای‌ ایرانی‌ دوره باستان، که‌ از قدیم‌ ترین‌ زمان‌ تا انقراض‌ شاهنشاهی‌ هخامنشی‌ (330 ق‌ م) در گسترة‌ بسیار پهناوری‌ رواج‌ داشته‌ است، چهار زبان‌ مادی، سکایی، فارسی‌ باستان‌ ٭ و اوستایی‌ ٭ را می ‌شناسیم. در مآخذ باستانی‌ اشاراتی‌ به‌ ادبیّات‌ شفاهی‌ این‌ چهار زبان‌ شده‌ است، ولی‌ تنها از دو زبان‌ اوستایی‌ و فارسی‌ باستان‌ آثار ادبی‌ مکتوبی‌ برجای‌ مانده‌ است.

از زبانهای‌ ایرانی‌ دورة‌ میانه، که‌ پس‌ از فروپاشی‌ شاهنشاهی‌ هخامنشی‌ تا انقراض‌ حکومت‌ ساسانیان‌ (651 م) و آغاز دورة‌ اسلامی‌ در مناطق‌ مختلف‌ متداول‌ بوده، آثار ادبی‌ عمده‌ای‌ در دست‌ است. زبانهای‌ این‌ دوره‌ از نظر ویژگیهای‌ زبانی‌ به‌ دو گروه‌ غربی‌ (شامل‌ زبانهای‌ پارتی‌ یا پهلوی‌ اشکانی‌ و فارسی‌میانه‌ یا پهلوی‌ ساسانی) و شرقی‌ (شامل‌ زبانهای‌ سُغدی‌ ٭، خوارزمی، سکایی‌ و بلخی‌ ٭ ) بخش‌ می‌شوند.

مانی‌ و پیروان‌ او، برخلاف‌ سنّت‌ ایرانی‌ انتقال‌ شفاهی‌ آثار ادبی، به‌ نگارش‌ آثار خود بسیار اهمّیّت‌ می‌دادند. از این‌رو از آنها آثار ادبی‌ ارزشمندی‌ به‌ زبانهای‌ ایرانی‌ (فارسی‌ میانه، پهلوی‌ اشکانی‌ و سغدی) برجای‌ مانده‌ است.

1. دورة‌ باستان‌

الف. ادبیّات‌ مادی

از زبان‌ مادی، زبان‌ قوم‌ آریایی‌ ماد، که‌ در غرب‌ و شمال‌ غرب‌ ایران‌ رایج‌ بوده‌ اثر مکتوبی‌ در دست‌ نیست‌ (گرشویچ، «ادبیّات‌ کهن‌ ایران»، بند 2 )، امّا در نوشته‌های‌ مورّخان‌ یونانی‌ مانند کتسیاس، هرودت‌ و دینون‌ به‌ داستانهای‌ عشقی‌ و حماسی‌ مادی‌ و اشعار این‌ دوره‌ اشاره‌ شده‌ است‌. مثلاً داستان‌ غنایی‌ زَرْیادْرِس‌ و اوداتیس‌ را می‌توان‌ نام‌ برد که‌ در مآخذ متعدّدی‌ دیده‌ می‌شود و به‌ نظر بویس‌ («زریادرس‌ و زریر»، ص‌ 477-463 ) دارای‌ اصل‌ مادی‌ است‌ و بعدها در شاهنامه‌ ٭ فردوسی‌ به‌ صورت‌ داستان‌ «گشتاسب‌ و کتایون» بازتاب‌ یافته‌ است. داستانهای‌ حماسی‌ مادی، یا داستانهای‌ مربوط‌ به‌ کوروش، شاه‌ هخامنشی، از دیگر آثار ادبی‌ مادی‌ است‌ (گرشویچ، همان‌جا).

ب. ادبیّات‌ سکایی‌

از زبان‌ سکاها، که‌ طوایفی‌ ایرانی‌ بودند و در دو سوی‌ دریای‌ خزر، دشتهای‌ جنوب‌ روسیّه‌ و ماوراءالنّهر می‌زیستند، اثر مکتوبی‌ برجای‌ نمانده‌ است‌ (همان، بند 3 ). هرودت‌ از افسانه‌هایی‌ مربوط‌ به‌ اصل‌ و منشأ سکاها و نیز از داستانهایی‌ به‌ زبان‌ سکایی‌ دربارة‌ اَریمَسْپی‌ یک‌ چشم‌ و گریفین‌ های‌ محافظ‌ طلا نام‌ می‌برد (هرودوت، ج‌ 2، ص. -203 205، 227 ). گرشویچ‌ (همان، بند 4) احتمال‌ می ‌دهد که‌ داستان‌ رستم‌ ٭، قهرمان‌ نامی‌ شاهنامه، که‌ فقط‌ در منابع‌ سغدی‌ و فارسی‌ شناخته‌ است، از داستانهای‌ حماسی‌ سکایی‌ باشد. داستانهای‌ حماسیِ زبان‌ آسی، از زبانهای‌ ایرانی‌ شرقی‌ جدید، و میراث‌ ادبی‌ درخور توجّه‌ این‌ زبان‌ که‌ تا آغاز سدة‌ نوزدهم‌ م‌ سینه‌ به‌ سینه‌ روایت‌ و حفظ‌ می‌شده‌ است، احتمالاً بازتاب‌ بخشی‌ از بُن‌مایه‌های‌ ادبیّات‌ شفاهی‌ سکایی‌ باستان‌ است‌.

ج. ادبیّات‌ فارسی‌ باستان‌

زبان‌ فارسی‌ باستان، نیای‌ زبان‌ فارسی‌ امروزی، زبان‌ قوم‌ پارس‌ بوده‌ است‌ که‌ در دورة‌ هخامنشیان‌ (550ـ330 ق. م) بدان‌ تکلّم‌ می‌شده‌ است‌. تنها آثار مکتوب‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ کتیبه‌های‌ برخی‌ از شاهان‌ هخامنشی‌ به‌ خطّ میخی‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر سنگ، بر الواح‌ زرّین‌ و سیمین، سنگ‌ وزنه، مُهر و ظرف‌ برجای‌ مانده‌ و کتابت‌ آنها هم‌زمان‌ با تألیف‌ آنهاست‌.

مهم‌ترین‌ کتیبه‌هایی‌ که‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ نگاشته‌ شده‌ است‌ (برای‌ آگاهی‌ از متن‌ کتیبه‌ها، نک‌: کنت، ص. 156-116 ) عبارت‌ است‌ از: کتیبه‌های‌ داریوش‌ در بیستون‌ (مهم‌ترین‌ و مفصّل‌ترین‌ کتیبة‌ داریوش‌ به‌ سه‌ زبان‌ فارسی‌ باستان، اَکَّدی‌ و ایلامی)، فارس‌ (تخت‌ جمشید و نقش‌ رستم)، سوئز و الوند و کتیبه‌های‌ خشیارشا در تخت‌ جمشید (که‌ از آن‌ میان‌ سنگ‌ نوشتة‌ سه‌ زبانه‌ مشهور به‌ دَیْوَه‌ از مهم‌ترین‌ کتیبه ‌های‌ این‌ زبان‌ است)، و الوند (لوکوک، ص‌ 179-277).

آنچه‌ در این‌ سنگْنوشته ‌ها آمده‌ مربوط‌ به‌ سیاست‌ و حکومت‌ است‌. هر متنی‌ که‌ به‌ نام‌ داریوش‌ اوّل‌ نوشته‌ شده‌ شامل‌ مقدّمه، بخش‌ اصلی‌ و مؤخّره‌ است‌ و سنگْنوشته‌های‌ جانشینان‌ او، جدا از کتیبة‌ دَیْوَة‌ خشیارشا (که‌ اندک‌ تقلیدی‌ از عبارت‌ بندیهای‌ نوشته‌های‌ داریوش‌ در آنها دیده‌ نمی‌شود و حکایت‌ از تسلّط‌ کافی‌ نویسنده‌ بر نوشتن‌ دارد)، تکرار عبارات‌ پیشین‌ داریوش‌ است. طرح‌ اصلی‌ کتیبه‌ها به‌ طور کلّی‌ و با اندکی‌ تفاوت‌ (بسته‌ به‌ مراد نویسنده) به‌ صورت‌ زیر است‌: ستایش‌ اَهورَمزدا ٭؛ معرّفی‌ شاه؛ نام‌ سرزمینهای‌ خراجگزار یا یاد کردن‌ ساختن‌ بنا؛ ذکر فرو نشاندن‌ شورشها؛ دعا یا اندرز به‌ شاهان‌ آینده، همراه‌ با شکرگزاری‌ از اهورَمزدا.

کوشش‌ داریوش‌ برای‌ تبدیل‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ به‌ زبانی‌ ادبی‌ هرگز به‌ نتیجه‌ نرسید. او، در سنگْنوشته‌ها، با لحنی‌ به‌ دور از مبالغه، با دقّت‌ بیان، سادگی‌ واژه‌ها و کوتاهی‌ جملات، یکنواختی‌ زبان‌ آنها را جبران‌ می‌کند. این‌ نوشته‌ها طبعاً عاری‌ از تخیّلات‌ ادبی‌ و صُوَر خیال‌ است‌ و، به‌رغم‌ ارزش‌ آنها از نظر تاریخی‌ و زبان‌شناختی، فاقد اهمّیّت‌ ادبی‌ است‌ (گرشویچ، همان، بند 15-5؛ تفضّلی، ص‌ 23ـ31؛ زرشناس، زبان‌ و ادبیّات‌ ایران‌ باستان‌، ص‌ 21-15).

بنابر گزارش‌ نویسندگان‌ یونانی، ادبیّاتِ حماسیِ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ نیز احتمالاً به‌ صورت‌ شفاهی‌ وجود داشته‌ است‌ (همو، میراث‌ ادبی‌ شفاهی‌ در ایران‌ باستان، ص‌ 25ـ36). افسانة‌ زوپیر، یا برخی‌ روایات‌ مربوط‌ به‌ کوروش‌ و داستانهای‌ مربوط‌ به‌ بردیای‌ دروغین، از آن‌ جمله‌ است‌ (کریستنسن، کارنامة‌ شاهان‌، ص‌ 82 ، 87ـ88).

د. ادبیّات‌ اوستایی

زبان‌ اوستایی‌ که‌ در ایرانویج، سرزمینی‌ از نواحی‌ شرق‌ ایران‌ (احتمالاً خوارزم، یا مرو و یا بلخ)، بدان‌ سخن‌ می‌گفته‌اند (آموزگار و تفضّلی، ص‌ 21ـ23) زبانی‌ است‌ که‌ کتاب‌ دینی‌ زردشتیان، اوستا، بدان‌ نوشته‌ شده‌ است. از این‌ زبان‌ جز کتاب‌ اوستا و آثار وابسته‌ به‌ آن‌ اثر دیگری‌ برجای‌ نمانده‌ است‌. قدیم‌ترین‌ آثار این‌ زبان‌ به‌ سده‌های‌ دهم. - هشتم‌ ق. م‌ تعلّق‌ دارد، امّا به‌ سبب‌ اهمّیّت‌ سنّت‌ شفاهی، کتاب‌ اوستا تا سدة‌ چهارم. م‌ مکتوب‌ و مدوّن‌ نشده‌ بود. در این‌ تاریخ، مقارن‌ پادشاهی‌ شاپور ساسانی‌ (309ـ379 م) (کلنز، همان‌جا)، و پس‌ از رسمیّت‌ یافتن‌ دین‌ زردشتی، این‌ مجموعه‌ با خطّی‌ مخصوص‌ به‌ نام‌ «دین‌دبیری» (=.خطّ دینی)، که‌ به‌ همین‌ منظور از روی‌ خطّ فارسی‌ میانة‌ کتابی‌ و خطّ پهلوی‌ زبوری‌ ابداع‌ شده‌ بود، با تلفّظ‌ موبدان‌ اواخر دورة‌ ساسانی‌ به‌ کتابت‌ درآمد (نک‌: اوستایی، خطّ و زبان‌ * ).

اوستایی‌ که‌ امروز در دست‌ است‌ و به‌ صورت‌ دست‌ نوشته‌ از 1278م‌ به‌ بعد استنساخ‌ شده‌ است‌ (گرشویچ‌، همان‌، بند. 17 ) در حدود یک‌ سوم‌ یا یک‌ چهارم‌ اوستای‌ دورة‌ ساسانی‌ است‌. اوستا ی‌ مکتوب‌ روزگار ساسانیان، بنابر کتاب‌ دینکرد) کتاب‌ 8 ، فصل‌ 1 ، بند 17-7 ) در 21 نَسْک‌ (=.باب) تدوین‌ شده‌ بود. این‌ کتاب‌ تألیف‌ عظیمی‌ بود، دربر دارندة‌ مطالبی‌ دربارة‌ پیدایش‌ جهان‌ و رستاخیز، نجوم‌ و پزشکی، زندگی‌ زردشت‌ و تاریخ‌ انسان، حماسه‌ها و اسطوره‌های‌ کهن‌ و مجموعه‌ای‌ از دانستنیهای‌ گوناگون. همة‌ اوستا از نظر زبان‌ یکدست‌ نیست. این‌ تفاوت‌ را می‌توان‌ ناشی‌ از اختلاف‌ گویشی‌ یا قدمت‌ بعضی‌ از بخشهای‌ آن‌ دانست.

متنهای‌ اوستایی‌ را براساس‌ قدمت‌ زبانی‌ و ویژگیهای‌ دستوری‌ و زبان‌شناختی‌ و نیز از دیدگاه‌ آموزه‌های‌ بنیادی‌ و محتوای‌ مذهبی‌ می‌توان‌ به‌ دو دستة‌ اوستا ی‌ گاهانی‌ و اوستا ی‌ متأخّر بخش‌ کرد:

1. اوستای‌ گاهانی ... متنهای‌ گاهانی، که‌ در حدود یک‌ ششم‌ از اوستا ی‌ موجود را دربر می‌گیرد، تنها مأخذ معتبر درخصوص‌ زندگی‌ زردشت‌ است‌ و در مجموع‌ آموزة‌ خالص‌ بنیانگذار آن‌ را باز می‌نماید. اوستا ی‌ گاهانی‌ شامل‌ این‌ بخشهاست‌:

الف. گاهان‌ (گاتها یا گاثاها) قدیم‌ترین‌ بخش‌ اوستا ظاهراً سرودة‌ خود زردشت‌ مشتمل‌ بر هفده‌ سرود است‌ که‌ در اوستا ی‌ کنونی‌ جزئی‌ از یسنا ٭ ست. اشعار گاهان‌ هجایی‌ است‌ و از نظر ساختمانی‌ با اشعار ودایی‌ مشابهت‌ دارد. متأسّفانه‌ ناآشنایی‌ کامل‌ با اندیشه‌های‌ زردشت‌ (مانند رابطة‌ خاصّ انسان‌ و دانای‌ همه‌ چیز)، مشکلات‌ دستوری‌ (صرفی‌ و نحوی)، ابهامات‌ واژگانی‌ و پیچیدگی‌ زبان‌ شعر موجب‌ شده‌ است‌ که‌ اوستاشناسان‌ در فهم‌ و ترجمة‌ گاهان‌ با دشواری‌ مواجه‌ شوند. ترجمة‌ گاهان‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ میانه‌ (=.پهلوی) نیز کمک‌ چندانی‌ به‌ فهم‌ بهتر آن‌ نمی‌کند. به‌ نظر گرشویچ‌ (همان، بند. 23 )، به‌ رغم‌ این‌ دشواریهای‌ زبانی، عقاید رفیع‌ و والای‌ زردشت‌ از میان‌ این‌ اشعار غنایی‌ دینی، که‌ برای‌ بیان‌ اندیشه‌های‌ روشن‌ و انسانی‌ و تحوّلی‌ در اندیشه، در قالبی‌ زیبا و لطیف‌ سروده‌ شده، مشهود است. گاهان‌ را به‌ پنج‌ «گاه‌« (=.بخش) تقسیم‌ کرده‌اند و هر «گاه‌» دارای‌ فصلهایی‌ به‌ نام‌ «ها» است‌.

ب. «یسنهای‌ هفت‌ها». این‌ بخش، که‌ به‌ نثر است‌ و پس‌ از گاهان‌ قدیم‌ترین‌ بخش‌ اوستا را شامل‌ می‌شود، «یَسْنهای‌ هَپْتَنگهایْتی» یا «یَسْنهای‌ هفت‌ فصل» نیز نامیده‌ می‌شود و مشتمل‌ بر یَسْنْهای‌ 35 تا 41 است.

ج. دعاهای‌ یسن‌ 27 . در این‌ بخش‌ از اوستا ی‌ گاهانی‌ متن‌ دعاهای‌ معروف‌ زردشتی‌ نظیر اَهُونَوَر، اَشِمْ وُهُو و یِنْگهِه‌ هاتام‌ آمده‌ است.

2. اوستا ی‌ متأخّر ... این‌ بخش‌ از اوستا تقریباً پنج‌ ششم‌ تمامی‌ کتاب‌ مقدّس‌ زردشتیان‌ را دربر می‌گیرد و اوستای‌ جوان‌ نیز نامیده‌ می‌شود. در این‌ بخش، گرچه‌ دشواریهای‌ زبانی‌ کمتری‌ وجود دارد، لکن‌ با اشکالات‌ بسیاری‌ در فهم‌ متن‌ روبه‌رو می‌شویم‌ که‌ حاصل‌ تلفیق‌ عقاید پیش‌ از زردشت‌ با گفته‌های‌ او و جذب‌ عناصری‌ از آیینهای‌ گوناگون‌ در دین‌ زردشتی‌ به‌ سبب‌ گسترش‌ آن‌ در نواحی‌ مختلف‌ ایران‌ است. اوستا ی‌ متأخّر بازنمای‌ دین‌ زردشتی‌ متأخّر و به‌ طور کلّی‌ نمایندة‌ تفکّر مذهبی‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ است. دربارة‌ تاریخ‌ تألیف‌ و تدوین‌ آن‌ نمی‌توان‌ به‌ یقین‌ سخن‌ گفت. امّا احتمال‌ دارد که‌ یَشْتهای‌ کهن، یعنی‌ قدیم‌ترین‌ بخش‌ اوستا ی‌ متأخّر، به‌ سدة‌ هشتم‌ یا نهم‌ ق. م‌ تعلّق‌ داشته‌ باشد (بویس، تاریخ‌ آیین‌ زردشتی‌، ج‌. I، ص‌ 19 ). اوستا ی‌ متأخّر بخشهای‌ زیر را شامل‌ می‌شود که‌ از آن‌ میان‌ فقط‌ ارزش‌ ادبی‌ یشتها را با گاهان‌ می‌توان‌ سنجید و دیگر بخشهای‌ آن‌ ارزش‌ ادبی‌ چندانی‌ ندارد:

الف. یَسْنا. یسن‌ به‌ معنی‌ «ستایش‌ و نیایش»، مشتمل‌ بر دعاها و سرودهای‌ دینی‌ و ذکر ایزدانی‌ که‌ برای‌ شرکت‌ در مراسم‌ یَسْنَه‌ یا یسنا خوانده‌ می‌شوند و نثارهایی‌ که‌ به‌ آنان‌ تقدیم‌ می‌شود. این‌ بخش‌ از 72 «ها» (=.فصل) تشکیل‌ شده‌ و هر «ها» شامل‌ بندهایی‌ با اندازه‌های‌ متفاوت‌ است‌. گاهان‌ و «یسنهای‌ هفت‌ها» در میان‌ یسنها جای‌ دارند؛ از این‌رو، این‌ بخش‌ 48«ها» را دربر می‌گیرد.

ب‌. ویسْپْرَد * . به‌ معنی‌ «همة‌ ردان‌ = سروران»، شامل‌ 24 «کرده» =(فصل) و مطالب‌ آن‌ اغلب‌ برگرفته‌ از یَسْنها و مکمّل‌ آنهاست. که‌ به‌ خصوص‌ در اعیاد مذهبی‌ مانند گاهنبارها (=جشنهای‌ فصلی) خوانده‌ می‌شود.

ج. خُرده‌ اوستا * . این‌ مجموعه، که‌ اوستای‌ کوچک‌ نیز نامیده‌ می‌شود، دربر دارندة‌ دعاها و نیایشهای‌ کوتاه‌ مخصوص‌ دینور زردشتی‌ دربرابردعای‌خاصّ روحانیان‌ است. آذربادمَهْرَسْپندان، موبد موبدان‌ زمان‌ شاپور دوم‌ ساسانی، این‌ مجموعه‌ را مدوّن‌ کرد و مهم‌ترین‌ بخشهای‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از: نیایش، سی‌ روزه‌ و آفرینگان‌ یا دعاهایی‌ که‌ همراه‌ با اهدای‌ نذورات‌ خوانده‌ می‌شود (تفضّلی، ص‌ 43).

د. وندیداد ٭ صورت‌ قدیم‌تر واژة‌ وندیداد، ویدیوداد به‌ معنی ‌» قانون‌ جدایی‌ و دوری‌ از دیوان‌» است‌. این‌ کتاب‌ در 22 فَرگَرْد (=.بخش) تدوین‌ شده‌ و در حقیقت‌ رسالة‌ عملیّه‌ای‌ است‌ به‌ صورت‌ پرسش‌ و پاسخ‌ (اهورَمزدا به‌ پرسشهای‌ زردشت‌ پاسخ‌ می‌دهد). وندیداد نوزدهمین‌ نَسْک‌ از اوستای‌ دورة‌ ساسانی‌ و یگانه‌ نسکی‌ است‌ که‌ از آن‌ دوران‌ به‌ صورت‌ کامل‌ به‌ دست‌ ما رسیده‌ است. پرسشهای‌ وندیداد در باب‌ قوانین‌ تطهیر و کفّارة‌ گناهان‌ است. چند داستان‌ اسطوره‌ای‌ نظیر داستان‌ جم‌ (فرگرد 2) و بخش‌ جغرافیایی‌ مشروحی‌ دربارة‌ سرزمینهای‌ گوناگون‌ (فرگرد 1) از دیگر بخشهای‌ وندیداد است. گرشویچ‌ این‌ بخشِ اوستا را مهم‌ترین‌ بخش‌ آن‌ و مرجعی‌ آگاهی‌ دهنده‌ دربارة‌ واقعیّتهای‌ زندگی‌ باستانی‌ شرق‌ایران‌ می‌داند (همان، بند. 27-26 ).

ه... یَشْتها ٭ یشت‌ به‌ معنی‌ «ستایش‌ و نیایش» و از نظر لغوی‌ هم‌ریشه‌ با واژة‌ کهن‌ یَسْن‌ و واژه‌های‌ «جشن» و «ایزد» در زبان‌ فارسی‌ است. این‌ بخش‌ شامل‌ 21 یشت‌ است‌ و هر یشت‌ به‌ چند کرده‌ (=.بخش) تقسیم‌ می‌شود. تفاوت‌ یَشْتها با یسنا در مضامین‌ آنهاست. یَسْنْ نیایشهایی‌ عامّ برای‌ آیینهای‌ مختلف‌ ستایش‌ و یشت‌ سرودهایی‌ در ستایش‌ ایزدان‌ است. یشتها از نظر کمّیّت‌ و قدمت‌ یکسان‌ نیستند (کریستنسن، مزداپرستی‌ در ایران‌ قدیم‌، ص‌ 55 به‌ بعد). هر یشت‌ بزرگ‌ (از جمله‌ یشت‌ 5، 8، 10، 13، 17، 19) که‌ دارای‌ بخشهای‌ کهن‌ است‌ معمولاً شامل‌ وصف‌، مدح‌ و به‌ یاری‌ خواندن‌ ایزدی‌ است‌ که‌ آن‌ یشت‌ بدو اختصاص‌ دارد و در جای‌ جای‌ آن‌ اسطوره‌ها و حوادث‌ تاریخی‌ به‌ صورت‌ ضمنی‌ و بسیار فشرده‌ و مبهم‌ یاد می‌شود. می‌توان‌ گفت‌ که‌ بخشی‌ از تمامی‌ یشتها موزون‌ است‌. برخی‌ ایران‌شناسان‌ وزن‌ آن‌ را هجایی‌ (براساس‌ شمار هجاها در هر مصراع)، و گروهی‌ دیگر ضربی (براساس‌ تکیه) می‌دانند (لازار، «وزن‌ اوستای‌ متأخّر»، ص. 284؛ همو «تصنیف‌ و وزن‌ در یشتهای‌ اوستا»، ص. 228-217 ). برتری‌ یشتها بر دیگر بخشهای‌ اوستا به‌ سبب‌ پویایی‌ و شاعرانه‌ بودن‌ آن‌ است‌ که‌ با ویژگی‌ آیینی‌ و دینی‌ دیگر بخشهای‌ اوستا همخوانی‌ ندارد. ایزدان‌ در یشتها از مهارتها و ویژگیهای‌ حماسی‌ و جذّابی‌ برخوردارند و با زبانی‌ شاعرانه‌ وصف‌ شده‌اند. مثلاً مهر یشت، در 35 کرده، اثری‌ برجسته‌ و بدیع‌ از نظر توانایی‌ توصیف‌ و تشبیهات‌ شاعرانه‌ و صوَر خیال‌ در ادبیّات‌ متقدّم‌ هند و اروپایی‌ است. قرینه‌ سازی‌ در نقل‌ روایتهای‌ اساطیری‌ و حماسی‌ مانند نبرد تیشتر با دیو «اپوش» در تیشتر یشت‌ و کاربرد دو مجموعة‌ متفاوتِ اسامی‌ و افعال‌ برای‌ موجودات‌ اورمزدی‌ و اهریمنی‌ از دیگر ویژگیهای‌ یشتها است‌ (گرشویچ، همان، بند. 22-21 ).

علاوه‌ بر متنهای‌ نسبتاً مشروحی‌ که‌ نام‌ برده‌ شد، متنهای‌ کوتاه ‌تری‌ نیز در شمار متنهای‌ اوستای‌ متأخّر جای‌ دارند که‌ عبارت‌اند از هیربدستان‌ و نیرنگستان؛ هادُخت‌ نَسْک‌، اَوْگمَدَیْچا؛ وَیثا نَسْک‌؛ آفرین‌ پیغامبر زردشت‌؛ وِشْتاسْپ‌ (=.گشتاسب‌) یشت‌ و شماری‌ واژه‌ و جملة‌ اوستایی‌ موجود در فرهنگ‌ اویْم‌ ٭، شایست‌ نشایست‌ ٭، پرسشنیها ٭ و غیره‌ آخرین‌ بخش‌ اوستای‌ متأخّر را تشکیل‌ می‌دهد (برای‌ آگاهی‌ از زبان‌ و ادبیّات‌ اوستایی‌، نک‌: گرشویچ‌، همان‌، بند 43-16؛ تفضّلی، ص‌33ـ72؛ زرشناس، زبان‌ و ادبیّات‌ ایران‌ باستان‌، ص‌21ـ31).

در میان‌ متنهای‌ موجود اوستایی، گاهان‌ و یشتها ارزش‌ ادبی‌ خاصّی‌ دارند. این‌ دو بخش‌ اوستا، که‌ منظوم‌اند، از نمونه‌های‌ والای‌ ادبیّات‌ متقدّم‌ هند و اروپایی‌ و دارای‌ ارزش‌ ادبی‌ درخور توجّهی‌اند.

2. دورة‌ میانه‌

1. ادبیّات‌ میانة‌ غربی‌

الف. ادبیّات‌ پارتی‌ (= پهلوی‌ اشکانی). پارتی، زبان‌ رسمی‌ ایران‌ در دورة‌ فرمانروایی‌ سلسلة‌ اشکانی‌ (میانة‌ سدة‌ سوم‌ ق. م.ـ ربع‌ اوّل‌ سدة‌ سوم‌ م)، یکی‌ از زبانهای‌ ایرانی‌ میانه‌ است. از صورت‌ باستانی‌ این‌ زبان‌ اثری‌ به‌ دست‌ نیامده‌ است، امّا از دورة‌ میانة‌ آن‌ نوشته‌هایی‌ بر روی‌ سنگ، چرم، سفال، فلز، سکّه، مُهر و جز آنها به‌ خطّ کتیبه‌ای‌ پارتی‌ و نوشته‌هایی‌ از مانویان‌ به‌ خطّ مانوی‌ (نک‌: ادبیّات‌ مانوی، همین‌ مقاله) در دست‌ است. سنگْنوشته‌های‌ دو یا سه‌ زبانة‌ شاهان‌ ساسانی، بنچاق‌ اورامان‌ و آثار دورا اوروپوس‌ مهم‌ترین‌ آثار برجای‌ مانده‌ از این‌ زبان‌اند (تفضّلی، ص‌.76ـ79). در میان‌ آثار برجای‌ مانده‌ از زبان‌ فارسی‌ میانه‌ (پهلوی) دو رساله‌ به‌ نامهای‌ درخت‌ آسوریگ‌ ٭ و یادگار زریران‌ ٭ وجود دارد که‌ با توجّه‌ به‌ شواهد زبان‌شناختی‌ می‌توان‌ آنها را متنهایی‌ دست‌کاری‌ شده‌ از زبان‌ پارتی‌ به‌ خطّ فارسی‌ میانه‌ دانست.

آثار کتیبه‌ای‌ این‌ زبان‌ از نظر تاریخی، زبان‌شناختی‌ اجتماعی‌ و گاه‌ دینی‌ حایز اهمّیّت‌ بسیارند. امّا از نظر ادبی‌ ارزش‌ و اهمّیّت‌ چندانی‌ ندارند. از ادب‌ پارتی‌ در دورة‌ پارتیان‌ متنی‌ به‌ شکل‌ اصلی‌ به‌ دست‌ ما نرسیده‌ است، تنها از روی‌ شواهد می‌توان‌ گفت‌ که‌ در دورة‌ اشکانیان‌ آثار ادبی‌ غیردینی‌ خواه‌ به‌ شعر و یا به‌ نثر موجود بوده‌ است. این‌ آثار به‌ صورت‌ سنّتی‌ شفاهی‌ تا پس‌ از ظهور اسلام‌ نیز ادامه‌ داشته‌ و پیشینة‌ ادبیّات‌ درخشان‌ مکتوب‌ صدر اسلام‌ است، گویا ادبیّات‌ غیردینی‌ پارتی‌ بیشتر منظوم‌ بوده‌ و قصّه‌گویان‌ و نقّالان‌حرفه‌ای، با همراهی‌ ساز، آنها را روایت‌ کرده‌اند: گروهی‌ از این‌ خنیاگران‌ حرفه‌ای‌ گوسان‌ (بویس، «گوسان‌ پارتی‌ و سنّت‌ خنیاگری‌ ایرانی»، ص‌45-10 ) نام‌ داشتند. گوسانها شاعران‌ و موسیقی‌دانانی‌ دوره‌گرد و در حقیقت‌ حافظ‌ داستانهای‌ ملّی‌ ایران‌ بودند و آنها را، به‌ ویژه‌ به‌ زبان‌ شعر، نقل‌ می‌کردند (همو، «نوشته‌ها و ادبیّات‌ پارتی»، ص. 1155 ). از این‌ داستانها، بعدها در گردآوری‌ و تدوین‌ خدای‌نامة‌ ٭ پهلوی‌ استفاده‌ شده‌ است. ویس‌ و رامین‌ * یکی‌ از منظومه‌های‌ عاشقانة‌ فارسی‌ است‌ که‌ اصل‌ پارتی‌ داشته‌ است. داستان‌ بیژن‌ و منیژه‌ * در شاهنامه‌ نیز شاید دارای‌ اصل‌ پارتی‌ باشد (خالقی‌ مطلق، ص‌ 274 به‌ بعد).

ب. ادبیّات‌ فارسی‌ میانه‌ (پهلوی). فارسی‌ میانه‌ زبان‌ رسمی‌ ایران‌ در دوران‌ ساسانیان‌ (224ـ651 م) و دنباله‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ بوده‌ است. خطهایی‌ که‌ در کتابتِ نوشته‌های‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ کار رفته‌ است‌ مأخوذ از خطّ آرامی‌ و عبارت‌ است‌ از: خطّ فارسی‌ میانة‌ کتیبه‌ای؛ خطّ فارسی‌ میانة‌ کتابی؛ خطّ فارسی‌ میانة‌ مسیحی‌ (=.زبوری) و خطّ مانوی‌ (نک‌: پهلوی، خط‌ و زبان). ٭

آثار ادبی‌ برجای‌ مانده‌ از زبان‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ دو گروه‌ دینی‌ و غیردینی‌ تقسیم‌ می‌شود. آثار دینی‌ بیشتر در سده‌های‌ سوم‌ و چهارم‌ ق، یعنی‌ زمانی‌ که‌ دیگر دین‌ زردشتی‌ دین‌ رسمی‌ ایران‌ نبود، تدوین‌ نهایی‌ یافت‌ و در طیّ زمان‌ به‌ سبب‌ تعصّبات‌ دینی، جنگها و ستیزها و به‌ ویژه‌ حملة‌ مغول‌ نابود شد. امّا آثار غیردینی‌ و ادبیِ محض‌ و گاه‌ تفنّنی‌ (به‌ شعر یا نثر) به‌ سبب‌ اهمّیّت‌ سنّت‌ شفاهی‌ در ایران‌ پیش‌ از اسلام، به‌ صورت‌ نوشتاری‌ درنیامد و سینه‌ به‌ سینه‌ حتّی‌ به‌ دوران‌ پس‌ از اسلام‌ منتقل‌ شد و پس‌ از آن‌ به‌ تدریج‌ رو به‌ فراموشی‌ نهاد. صورت‌ مکتوب‌ آنها نیز با تغییر خطّ پهلوی‌ به‌ عربی‌ و تحوّل‌ زبان‌ پهلوی‌ به‌ فارسی‌ و یا به‌ علل‌ سیاسی‌ و مذهبی‌ از میان‌ رفت. البته‌ ترجمة‌ عربی‌ و فارسی‌ برخی‌ از آنها مانند کلیله‌ و دمنه‌ * در دست‌ است‌. شعر پهلوی‌ نیز با تحوّل‌ زبان‌ و تغییر وزن‌ هجایی‌ به‌ عروضی‌ و از رونق‌ افتادنِ موسیقی‌ (چون‌ این‌ اشعار غالباً همراه‌ با موسیقی‌ خوانده‌ می‌شد)، به‌ وضعی‌ مشابه‌ دچار شد (نک‌: پهلوی‌، زبان‌).

آثار برجای‌ مانده‌ از زبان‌ فارسی‌ میانه‌ عبارت‌ است‌ از 1).آثار کتیبه‌ای‌ (غیرکتابی‌)؛ 2) آثار کتابی‌؛ 3) زبور پهلوی‌؛ 4).برخی‌ جملات‌ و لغات‌ پراکنده‌ که‌ در کتابهای‌ عربی‌ و فارسی‌ (به‌ خطّ عربی‌.ـ فارسی‌) آمده‌ است‌؛ 5) آثار مانویان‌ (نک‌: ادبیّات‌ مانوی‌، همین‌ مقاله‌).

آثار کتیبه‌ای‌ فارسی‌ میانه‌ مکتوب‌ در دوران‌ ساسانیان‌ تنها از جهات‌ زبان‌شناختی‌ و تاریخی‌ (تنها منبع‌ ایرانیِ تاریخ‌ ساسانی‌)، اجتماعی‌ و حتّی‌ دینی‌ اهمّیّت‌ دارند. این‌ کتیبه‌ها، که‌ متن‌ آنها به‌ دست‌ دبیران‌ اداری‌ نوشته‌ شده‌، پر از لفّاظی‌ است‌. در میان‌ آنها شاید بتوان‌ کتیبة‌ شاپور یکم‌ در کعبة‌ زردشت‌ را مستثنی‌ کرد، زیرا بسیار اندیشیده‌ و سنجیده‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و علاوه‌ بر آگاهیهای‌ تاریخی‌، جغرافیایی‌ و اجتماعی‌ آگاهیهای‌ ارزشمندی‌ در زمینة‌ شناخت‌ زبان‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ دست‌ می‌دهد.

آثار کتابی‌، که‌ بخش‌ بزرگی‌ از آنها در زمرة‌ ادبیّات‌ دینی‌ زردشتی‌ است‌، دارای‌ ارزش‌ ادبی‌ چندانی‌ نیست‌ و اهمّیّت‌ آنها بیشتر از جهت‌ زبان‌شناسی‌ و ریشه‌شناسی‌ است‌. بخش‌ برجسته‌ و متمایز ادبیّات‌ فارسی‌ میانه‌ را اشعار غیردینی‌ تشکیل‌ می‌داد که‌ اساس‌ آنها به‌ گوسانها (نک‌: ادبیّات‌ پهلوی‌ اشکانی‌، همین‌ مقاله‌) بازمی‌گردد و با نگرش‌ پیوندی‌ نداشت‌. سنّت‌ شفاهی‌ خنیاگری‌، که‌ با برافتادن‌ شاهنشاهی‌ ساسانی‌ ضربة‌ سختی‌ دیده‌ بود، در زمان‌ حکومتهای‌ محلّیِ دودمانهای‌ ایرانی‌ در جامه‌ای‌ نو حیاتِ تازه‌ای‌ آغاز کرد. جوهر شعری‌، صوَر خیال‌ و تصویرسازی‌ شعر ساسانی‌ با رنگی‌ غیرزردشتی‌ و با وزن‌ و قافیة‌ اشعار عربی‌ به‌ حیات‌ خود ادامه‌ داد. به‌ طور کلّی‌ ادبیّات‌ غیردینی‌ فارسی‌ میانه‌ را باید در ادبیّات‌ اسلامی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ پی گرفت‌.

در مجموع‌ ادبیّات‌ فارسی‌ میانه‌ دارای‌ خصیصه‌های‌ ادبیّات‌ شفاهی‌، یعنی‌ گمنامی‌ مؤلّف‌، اجتماع‌ سبک‌ها، محافظه‌کاری‌ در موضوع‌ و وفاداری‌ به‌ مطلبی‌ خاصّ همراه‌ با آزادی‌ سرقت‌ ادبی‌ است‌. ارزش‌ و اعتبار سنّت‌ شفاهی‌ در ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ تا بدان‌ حد بود که‌ گرچه‌ نوشتن‌ برای‌ مقاصد رسمی‌ مانند نوشتن‌ اسناد و نامه‌های‌ اداری‌ و دیوانی‌ از سدة‌ ششم‌ ق. م‌ در ایران‌ آغاز شده‌ بود، امّا آثار ادبی‌ تا دوران‌ ساسانی‌ به‌ کتابت‌ درنیامد، لذا بخش‌ اعظم‌ این‌ آثار پس‌ از اسلام‌ به‌ دست‌ فراموشی‌ سپرده‌ شد یا به‌ دلایل‌ گوناگون‌ از میان‌ رفت‌ و آثار ادبی‌ موجود زبان‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ نسبت‌ دورانِ طولانیِ کاربرد آن‌ (بیش‌ از 500 سال) اندک‌ است.

2. ادبیّات‌ میانه شرقی‌

الف‌. ادبیّات‌ سغدی

سغدی‌ زبان‌ مردم‌ سرزمین‌ سغد به‌ مرکزیّت‌ سمرقند و درّة‌ زرافشان‌ (در تاجیکستان‌ امروزی‌) بود. به‌ علاوه‌ زبان‌ میانگانِ (یا زبان‌ میانجی‌) جادّة‌ ابریشم‌ در سده‌های‌ ششم‌ تا دهم. م‌/ چهارم‌ ق‌ و زبان‌ اداری، تجاری‌ و فرهنگی‌ در مناطقی‌ مانند واحه‌های‌ تورفان‌ در ترکستان‌ چین‌ بوده‌ است. متون‌ سغدی‌ شناخته‌ به‌ سه‌ خطّ سغدی، مانوی‌ و سریانی‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و آثار به‌ دست‌ آمده‌ از این‌ زبان‌ را در دورة‌ میانه‌ برحسب‌ موضوع‌ می‌توان‌ به‌ دو گروه‌ غیردینی‌ و دینی‌ بخش‌ کرد. شمار آثار غیردینی‌ که‌ به‌ خطّ خاصّ سغدی‌ نوشته‌ شده‌ بسیار کمتر از آثار دینی‌ به‌ زبان‌ سغدی‌ و شامل‌ سکّه‌، نامه‌، سنگ‌ نوشته‌، سند و نوشته‌هایی‌ بر چرم‌ و کاغذ و پوست‌ است‌. ولی‌ آثار دینی‌ از نظر تنوّع‌ و حجم‌، مهم‌ترین‌ بخش‌ ادبیّات‌ زبانهای‌ ایرانی‌ میانة‌ شرقی‌ و متعلّق‌ به‌ دورانی‌ مابین‌ سده‌های‌ هشتم‌ تا یازدهم. م‌/ دوم‌ تا پنجم‌ ق‌ است‌ و به‌ پیروان‌ ادیان‌ بودایی‌، مسیحی‌ و مانوی‌ تعلّق‌ دارد (برای‌ آگاهی‌ بیشتر، نک‌: قریب‌، ص‌ نوزده‌.ـ بیست‌ و چهار).

آثار بودایی

که‌ نوعی‌ ادبیّات‌ ترجمه‌ای‌ و مشحون‌ از اصطلاحات‌ فلسفی‌ و احکام‌ آیین‌ بوداست‌، شاید پر حجم‌ترین‌ آثار ادبی‌ زبان‌ سغدی‌ باشد. متنهای‌ سغدی‌ بودایی‌ که‌ به‌ خطّ سغدی‌ نوشته‌ شده‌ است‌، بیشتر ترجمه‌های‌ متنهایی‌ چینی‌ است‌ که‌ اکثر آنها خود از اصل‌ سنسکریت‌ به‌ زبان‌ چینی‌ ترجمه‌ شده‌ است‌ و محتوای‌ آنها از مکتب‌ مَهایانه‌ بودایی‌ نشأت‌ گرفته‌ است‌. دو کتاب‌ وِسَنْتَره‌ جاتَکَه‌ و سوتره‌ چم‌ و پادافره‌ کردارها از مهم‌ترین‌ آنهاست‌. رساله‌های‌ دیگری‌ در مجموعه‌های‌ آثار سغدی‌ بودایی‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌ که‌ متنهای‌ سغدی‌، محفوظ‌ در کتابخانه‌ ملّی‌ پاریس‌، و متنهای‌ سغدی‌ کتابخانة‌ بریتانیا (برای‌ ترجمة‌ فارسی‌ آنها، نک‌: زرشناس‌، شش‌ متن‌ سغدی، ص‌ پانزده‌ـ بیست‌ وشش‌) از آن‌ میان‌ شایان‌ ذکرند.

آثار مسیحی

نوعی‌ ادبیّات‌ ترجمه‌ای‌ شامل‌ ترجمة‌ بخشهایی‌ از کتاب‌ مقدّس‌، زندگی‌ و اعمال‌ قدّیسان‌، چندین‌ موعظه‌ و تفسیر، اعمال‌ شهدای‌ مسیحی‌، آراء بزرگان‌ کلیسا و کلمات‌ قصار و عبارات‌ پندآموز است‌ که‌ به‌ خطّ سریانی‌ سترنجیلی‌ و نیز به‌ خطّ سغدی‌ نوشته‌ شده‌ است‌. این‌ آثار بیشتر از زبان‌ سریانی‌، زبان‌ دینی‌ مسیحیان‌ نسطوری‌ آسیای‌ مرکزی‌، ترجمه‌ شده‌ است‌ (سیمز ویلیامز، «ادبیّات‌ مسیحی‌ به‌ زبانهای‌ ایرانی‌ میانه‌»، ج‌. V، ص‌ 539-534 ).

آثار مانوی

این‌ متنها، که‌ به‌ خطّ مانوی‌ نوشته‌ شده‌، دربر گیرندة‌ ترجمة‌ سغدی‌ سرودها و متنهای‌ مربوط‌ به‌ کتابهای‌ دینی‌ مانوی‌ از اصل‌ فارسی‌ میانه‌ و پارتی‌ و آثاری‌ است‌ که‌ اصلاً به‌ زبان‌ سغدی‌ نوشته‌ شده‌ است‌. تاریخچة‌ آیین‌ مانوی‌، جدولهای‌ تقویمی‌، توبه‌نامه‌ها، داستان‌ و تمثیلها (برای‌ ترجمة‌ فارسی‌، نک‌: زرشناس‌، جستارهایی‌ در زبانهای‌ ایرانی‌ میانة‌ شرقی) از اهمّ این‌ آثار است‌.

نوشته ‌های‌ غیردینی‌ سغدی‌ نماینده بخشی‌ از فرهنگ‌ جوامع‌ سغدی‌ زبان‌ است‌ که‌ روزگاری‌ دراز (در حدود پنج‌ تا شش‌ سده‌) رکن‌ اصلی‌ جامعه‌ و فرهنگ‌ آسیای‌ مرکزی‌ بوده‌اند. متنهای‌ سغدی‌ بودایی‌ به‌ استثنای‌ متن‌ وِسَنْتَره‌ جاتَکَه‌، که‌ دارای‌ سبک‌ ادبی‌ پیشرفته‌تری‌ نسبت‌ به‌ دیگر متنهاست‌، فاقد ارزش‌ ادبی‌ خاصّ، حتّی‌ از جهت‌ زبان‌شناختی‌، و غالباً بازتاب‌ ادبیّات‌ جوامع‌بودایی‌مذهب‌وچینی‌زبانِهمعصرِخویش‌اند. ادبیّات‌سغدی‌ مسیحی‌ نیز گونه‌ای‌ ادبیّات‌ ترجمه‌ای‌ و فاقد ارزش‌ ادبی‌ است‌.

ادبیّات‌ مانوی‌، برخلاف‌ متنهای‌ بودایی‌ و مسیحی‌، از تخیّلی‌ رنگین‌، درخشان‌ و زنده‌ و تشبیهات‌ و استعاراتی‌ زیبا سرشار است‌ که‌ ملهم‌ از شخص‌ مانی‌ بوده‌ و برای‌ درک‌ بیشتر فلسفة‌ مانوی‌ ارزشمند و گرانبهایند و به‌ همان‌ اندازه‌ نیز از ارزش‌ زبان‌شناختی‌ برخوردارند. مانویان‌ هم‌ مهارت‌ نویسندگی‌ داشتند و هم‌ مترجمان‌ بسیار زبردستی‌ بوده‌اند و زبان‌ متنهای‌ سغدی‌ مانوی‌ روان‌، زیبا و کاملاً متمایز از ترجمه‌های‌ گنگ‌، پیچیده‌ و ناقص‌ مترجمان‌ مسیحی‌ و بوداییِ سغدی‌ زبان‌ است‌.

ب‌. ادبیّات‌ خوارزمی

خوارزمی‌ زبانِ قدیم‌ خوارزم‌ (بخشی‌ از ازبکستان‌ و جمهوری‌ ترکمنستان‌ امروزی‌) بوده‌ که‌ تا اواخر سده‌ چهاردهم. م‌ (8 ق) زبانی‌ زنده‌ بوده‌ است‌. آثار بازماندة‌ آن‌ شامل‌ آثار و مدارک‌ خوارزمی‌ میانه‌ (خوارزمی‌ قدیم‌) متعلّق‌ به‌ سده‌های‌ سوم‌ یا دوم‌ ق‌.م‌ تا سدة‌ نخست‌ ق‌ (700 م‌) و به‌ خطّ قدیم‌ خوارزمی‌، مقتبس‌ از خطّ آرامی‌، یعنی‌ خطّ آرامی‌.ـ خوارزمی‌ است‌. سکّه‌ها و کتیبه‌هایی‌ بر چوب‌، چرم‌، ظروف‌ نقره‌ و دیوار استودانها اهمّ این‌ آثار را پدید می‌آورد (همان‌، ص‌.173ـ174).

آثار و مدارک‌ خوارزمی‌ متأخّر متعلّق‌ به‌ دوران‌ اسلامی‌ و به‌ خطّی‌ مقتبس‌ از الفبای‌ عربی‌.ـ فارسی‌، که‌ معمولاً عربی‌.ـ خوارزمی‌ نامیده‌ می‌شود، و مشتمل‌ است‌ بر جمله‌هایی‌ به‌ خوارزمی‌ که‌ در برخی‌ از دستنویسهای‌ دو کتاب‌ فقهی‌ عربی‌، به‌ نامهای‌ یتیمة‌الدّهر فی‌ فتاوی‌ اهل‌الدّهر و قُنْیَة‌المُنیه‌ (سدة‌ هفتم‌ ق‌) آمده‌ است‌، و رسالة‌ کوچکی‌ با عنوان‌ رسالة‌ الالفاظ‌ الخوارزمیّة‌ الّتی‌ فی‌ قنیة‌ المبسوط‌ (سدة‌ هشتم‌ ق‌.م) مشتمل‌ بر شرح‌ لغات‌ خوارزمی‌ قنیة‌المنیه‌، و همچنین‌ معادل‌ کلمات‌ و جملات‌ فارسی‌ به‌ زبان‌ خوارزمی‌، در نسخه‌ای‌ از کتاب‌ لغت‌ مشهور زمخشری‌، با عنوان‌ مقدّمة‌ الادب‌، و معادل‌ خوارزمی‌ کلمات‌ عربی‌ نقل‌ شده‌ در دو نسخة‌ دیگر این‌ کتاب‌ (زرشناس‌، همان‌، ص‌.174ـ176).

جمله‌های‌ خوارزمی‌ مقدّمة‌ الادب‌ نسبتاً ساده‌ و روان‌ و وفادار به‌ متن‌ اصلی‌ عربی‌ است‌، ولی‌ با عبارتهایی‌ تکراری‌، یکنواخت‌ و ساختاری‌ واحد و کسل‌ کننده‌؛ با این‌ همه‌، اطّلاعات‌ کم‌نظیری‌ دربارة‌ زبان‌ خوارزمی‌ و گنجینة‌ واژگان‌ این‌ زبان‌ در دسترس‌ خواننده‌ می‌گذارد. در مجموع‌، آثار برجای‌ مانده‌ از این‌ زبان‌ را به‌ دشواری‌ می‌توان‌ ادبیّات‌ نامید.

ج‌. ادبیّات‌ سکایی

آثار برجای‌ مانده‌ از زبان‌ سکاها در دورة‌ میانه، که‌ از سین‌ کیانگ‌ (ترکستان‌ چین‌) در آغاز سدة‌ بیستم‌.م‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، شواهدی‌ از دو گویش‌ متفاوت‌ این‌ زبان‌ را ارائه‌ می‌کند: گویش‌ شمال‌ غربی‌ (معروف‌ به‌ تُمْشُقی‌، که‌ گویش‌ کهن‌تری‌ است‌) و گویش‌ شرقی‌ (معروف‌ به‌ خُتَنی‌). تقریباً تمامی‌ این‌ آثار متعلّق‌ به‌ بوداییان‌ است‌ و از سنسکریت‌ ترجمه‌ شده‌ و گونه‌ای‌ ادبیّات‌ ترجمه‌ای‌ دینی‌ است‌. گرچه‌ آثار غیردینیِ آن‌ نیز رنگ‌ بودایی‌ دارد. گویش‌ ختنی‌ تا سدة‌ پنجم‌ ق‌ در پادشاهی‌ ختن‌ کاربرد داشته‌ است‌. مفصّل‌ترین‌ متن‌ ختنی‌ کتاب‌ زَمبَستَه‌ به‌ شعر است‌. به‌ طور کلّی‌ متنهای‌ ختنی‌ مشتمل‌ است‌ بر تمثیلها، روایات‌، توبه‌ نامه‌ها، رسالات‌ طبّی‌، واژه‌ نامه‌های‌ چینی‌.ـ ختنی‌، واژه‌نامه‌های‌ ترکی‌.ـ ختنی‌، یک‌ متن‌ کوچک‌ جغرافیایی‌ و داستان‌ هندی‌ رامه‌ و همسرش‌ سیتا که‌ منظومه‌ای‌ حماسی‌ با تفسیری‌ بودایی‌ به‌ این‌ زبان‌ است‌. نسخه‌های‌ موجود ختنی‌ در زمانی‌ میان‌ سده‌های‌ هفتم‌ تا دهم. م‌ به‌ خطّ براهمی‌، مقتبس‌ از خطّ سنسکریت‌، نوشته‌ شده‌ است‌ (امریک‌ و شرو، ج‌. IV، ص‌.499-405).

آثار ترجمه‌ای‌ بدنة‌ اصلی‌ ادبیّات‌ سکایی‌ را پدید می‌آورد. امّا دخل‌ و تصرّف‌ مترجم‌ ختنی‌ زبان‌، مثلاً، داستانی‌ مانند رامه‌ و سیتا را به‌ شعر حماسی‌ اصیلی‌ در زبان‌ ختنی‌ مبدل‌ می‌سازد و اشعار غنایی‌ زیبایی‌ پدید می‌آورد که‌ بازتاب‌ سنّتی‌ دیرپا و ریشه‌دار در شعر و اندیشة‌ دینی‌ سکاهاست‌. استفاده‌ از واژگانی‌ غنی‌ برای‌ ترجمة‌ گونه‌های‌ مختلف‌ ادبی‌ نظیر شعر، افسانه‌ و حماسه‌ و حتّی‌ فلسفه‌، شاهدی‌ دیگر بر این‌ مدّعاست‌.

در مجموع‌ نوشته‌های‌ موجود زبان‌ ختنی‌ حکایت‌ از وسعت‌ کوششهای‌ ادبی‌ و گستردگی‌ دامنة‌ ادبیّاتی‌ دارد که‌ تنها بخش‌ کوچکی‌ از آن‌ به‌ دست‌ ما رسیده‌ است‌. این‌ نوشته‌ها از نظر زبان‌شناختی‌ نیز حایز اهمّیّت‌ بسیار است‌، زیرا به‌ شناخت‌ ما دربارة‌ زبانهای‌ شرقی‌ ایران‌ می‌افزاید.

د. ادبیّات‌ بلخی

بلخی‌ زبان‌ مردم‌ سرزمین‌ بلخ‌ باستانی‌ (شمال‌ افغانستان‌ کنونی‌) یگانه‌ زبان‌ ایرانی‌ میانه‌ است‌ که‌ نظام‌ نوشتاریِ آن‌ بر الفبای‌ یونانی‌ بنا نهاده‌ شده‌ است‌. آثار بازمانده‌ از این‌ زبان‌ که‌ به‌ اواسط‌ سدة‌ دوم‌ تا اواسط‌ سدة‌ نهم‌ م‌ تعلّق‌ دارد، اینهاست‌: سکّه‌های‌ شاهان‌ کوشانی‌، به‌ خطّ تحریری‌ یونانی‌.ـ بلخی‌، چهل‌ مُهر به‌ همان‌ خط‌، کتیبة‌ نوکونزوک‌، در مدخلِ دژـ معبد بَغْلان‌ در سرخ‌ کُتَل‌ (گرشویچ‌، «ادبیّات‌ بلخی‌»، ص‌ 1250 )، و سنگ‌ نوشتة‌ رَبَتک‌، متعلّق‌ به‌ کنیشکة‌ بزرگ‌ مکشوف‌ در استان‌ بغلان‌ افغانستان‌ (سیمز ویلیامز، «یادداشتهای‌ دیگری‌ دربارة‌ کتیبة‌ بلخی‌ ربتک‌»، ص‌ 97-79 )، از مهم‌ترین‌ آثار زبان‌ بلخی‌اند (نک‌: بلخی‌، زبان‌ و آثار * ). اندک‌ شمار بودن‌ متنها، ناقص‌ یا ناخوانا بودنِ آثار موجودِ زبانِ بلخی‌ و نیز دشواری‌ قرائت‌ و ترجمة‌ آنها، ادبیّات‌ زبان‌ بلخی‌ را به‌ صورت‌ حوزه‌ای‌ گسترده‌ برای‌ پژوهش‌ درآورده‌ است‌ که‌ تنها حایز اهمّیّت‌ زبان‌شناختی‌ است‌.

3. ادبیات مانوی

آثار مانوی‌ قدیم‌ترین‌ آثار ادبی‌ مدوّن‌ به‌ زبانهای‌ ایرانی‌ (فارسی‌ میانه‌، پارتی‌، سغدی‌ و بلخی‌)، صرف‌نظر از آثار کتیبه‌ای‌اند. این‌ آثار که‌ به‌ خطّ مانوی‌ (مقتبس‌ از خطّ تَدمُری‌) نوشته‌ شده‌ و متعلّق‌ به‌ دورانی‌ میان‌ سده‌های‌ سوم‌ و نهم‌ است‌، به‌ صورت‌ قطعه‌های‌ پراکنده‌ و آسیب‌ دیده‌ در اوایل‌ سدة‌ بیستم‌.م‌ از ویرانه‌های‌ صومعه‌های‌ مانوی‌ در تورفان‌، واقع‌ در ترکستان‌ چین‌، به‌ دست‌ آمده‌ است‌. محتوای‌ آثار مانوی‌ اساساً دینی‌ و متشکل‌ از عناصر سامی‌، و سامی‌.ـ یونانی‌ است‌ (زرشناس‌، «مانویّت‌، آموزة‌ دو بُن‌»، ص‌ 217ـ236).  ادبیّات‌ مانوی‌ مشتمل‌ است‌ بر:

الف‌. هفت‌ کتاب‌ مانی‌ *

به‌ گویش‌ آرامی‌ بین‌النّهرین‌ جنوبی‌، زبان‌ مادری‌ او که‌ به‌ دست‌ پیروانش‌ به‌ زبانهای‌ گوناگون‌ ترجمه‌ شده‌ است‌، به‌ نامهای‌ انجیلِ زنده‌ ، گنجینة‌ زندگان‌ (ابن‌ندیم‌: سِفْرالاَحیاء ، ص‌ 598)، فِرَقْماطیا ، رازها (ابن‌ندیم‌: سِفْرالاَسرار ، ص‌.598)، غولان‌ (ابن‌ندیم‌: سفْرالجَبابِره‌ )، نامه‌ها ( رسائل‌ ) و زبور . بخش‌ بزرگی‌ از این‌ آثار نابود شده‌ و فقط‌ از انجیل‌ زنده‌ ، غولان‌ ، نامه‌ها و زبور مانی‌ قطعاتی‌ به‌ زبانهای‌ فارسی‌ میانه‌، پارتی‌ و سُغدی‌ در دست‌ است‌. مانی‌، افزون‌ بر این‌ هفت‌ اثر، کتاب‌ مصوّری‌ با عنوان‌ ارژنگ‌ و کتاب‌ دیگری‌ به‌ نام‌ شاپورگان‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ میانه‌ داشته‌ است‌.

ب‌. آثار منثور پیروان‌ مانی‌

که‌ عبارت‌ است‌ از کِفالایا (مجموعة‌ روایتهای‌ منسوب‌ به‌ مانی‌)؛ شرح‌ حال‌ مانی‌، داستانهای‌ تمثیلی‌ (زوندرمان‌، متنهای‌ تمثیلی‌ ، ص‌. 109-83 )، نامه‌ها، چکیدة‌ تعلیمات‌ مانوی‌، مواعظ‌ مَنوهْمِدروشْن‌ و تفسیرجان‌ (بویس‌، «ادبیّات‌ مانوی‌ در ایرانی‌ میانه‌»، ص‌. 73-72 ).

ج‌. اشعار مانوی‌

که‌ بخش‌ عمده‌ای‌ از ادبیّات‌ مانوی‌ را تشکیل‌ می‌دهد و اغلب‌ به‌ زبانهای‌ فارسی‌ میانه‌ و پارتی‌ است‌. اشعار مانوی‌ در دست‌ نوشته‌ها معمولاً به‌ صورت‌ نثر نوشته‌ می‌شده‌، امّا پایان‌ ابیات‌ با نقطه‌ای‌ رنگین‌ مشخّص‌ شده‌ است‌. متنهای‌ منظوم‌ مانوی‌ را از نظر صورت‌ ظاهر می‌توان‌ به‌ سه‌ دستة‌ سرودهای‌ بلند، مدایح‌ دینی‌ بلند و سرودهای‌ کوتاه‌ تقسیم‌ کرد (زرشناس‌، «به‌ یاد مانی‌»، ص‌ 44ـ64). وزن‌ اشعار مانوی‌ را گروهی‌ هجایی‌، و گروه‌ دیگر ضربی‌ یا تکیه‌ای‌ دانسته‌اند. بنابر آخرین‌ پژوهشها، در وزن‌ اشعار پارتی‌، و به‌ احتمال‌ بسیار فارسی‌ میانه‌، علاوه‌ بر شمار هجاهای‌ تکیه‌دار، ضرب‌ وزن‌ نیز ممکن‌ است‌ متفاوت‌ باشد (لازار، «وزن‌ شعر پارتی‌»، ص‌. 371 و.بعد).

برخی‌ نوشته ‌ها و ترجمه ‌های‌ منثور مانویان‌ به‌ زبانهای‌ ایرانی‌، نظیر شاپورگان‌ ، ثقیل‌ و غیراستادانه‌ است‌ و این‌ ویژگی‌ در برخی‌ ترجمه‌های‌ منثور به‌ زبان‌ پارتی‌ نیز دیده‌ می‌شود. اکثر نوشته‌های‌ مانوی‌ اکنون‌ ناقص‌ و پراکنده‌ است‌، امّا این‌ مجموعة‌ مکتوب‌ بی‌ همانند، که‌ از کهن‌ترین‌ تألیفهای‌ ایرانی‌ به‌ شمار می‌آید، سیر تحوّل‌ سنّت‌ ادبی‌ این‌ سرزمین‌ را نشان‌ می‌دهد و نه‌ تنها برای‌ شناخت‌ آیین‌ مانوی‌، بلکه‌ برای‌ بررسی‌ زبان‌ و ادب‌ ایرانی‌ نیز سودمند است‌.

داستانهای‌ تمثیلی‌ مانوی‌ به‌ سه‌ زبان‌ فارسی‌ میانه‌، پارتی‌ و سغدی‌ بخش‌ مهمّی‌ از ادبیّات‌ مانوی‌ را تشکیل‌ می‌دهد. مانویان‌ در همة‌ نواحی‌ از امکانات‌ ادبی‌ بیگانه‌ برای‌ تبلیغ‌ آیین‌ خود بهره‌ می‌بردند و خود نیز عامل‌ مهمّی‌ در شناساندن‌ داستانهای‌ شرقی‌ به‌ اروپاییان‌ شدند. آثار منظوم‌ مانوی‌ اغلب‌ بدیع‌ و نومایه‌ است‌ و در آنها از صنایع‌ لفظی‌ و صوَر خیال‌، خصوصاً تشبیه‌ و مجاز، استفاده‌ شده‌ و از این‌ نظر اشعار پارتی‌ از اشعار فارسی‌ میانه‌ دلکش‌تر است‌. خطّ مخصوص‌ مانویان‌ که‌ برای‌ نوشتن‌ این‌ آثار به‌ کار رفته‌، تکامل‌بخش‌ سنّت‌ نوشتاری‌ زبانهای‌ ایرانی‌ است‌ و مطالعات‌ زبان‌شناختی‌ را سهولت‌ می‌بخشد.

منابع‌

آموزگار، ژاله‌ و احمد تفضّلی‌، اسطورة‌ زندگی‌ زردشت‌ ، تهران‌، 1370ش‌؛

ابن‌ندیم‌، محمّدبن‌ اسحاق‌، الفهرست‌ ، ترجمة‌ محمّدرضا تجدّد، تهران‌، 1366ش‌؛

تفضّلی‌، احمد، تاریخ‌ ادبیّات‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ ، به‌ کوشش‌ ژاله‌ آموزگار، تهران‌، 1376ش‌؛

 خالقی‌ مطلق‌، جلال‌، «بیژن‌ و منیژه‌ و ویس‌ و رامین‌»، ایران‌شناسی‌ ، س‌2، ش‌2، تهران‌، 1369ش‌؛

زرشناس‌، زهره‌، «به‌ یاد مانی‌ (نگاهی‌ به‌ شعر پارتی‌)»، تک‌ درخت‌ ، تهران‌، 1380ش‌؛

همو، زبان‌ و ادبیّات‌ ایران‌ باستان‌ ، تهران‌، 1382ش‌؛ همو، شش‌ متن‌ سغدی‌ ، تهران‌، 1380ش‌؛

 همو، جستارهایی‌ در زبانهای‌ ایرانی‌ میانة‌ شرقی‌ ، تهران‌، 1380ش‌؛

همو، «مانویّت‌ آموزة‌ دو بُن‌»، سروش‌ پیر مغان‌ (یادنامة‌ جمشید سروشیان‌)، به‌ کوشش‌ کتایون‌ مزداپور، تهران‌، 1381ش‌؛

 همو، میراث‌ ادبی‌ شفاهی‌ در ایران‌ باستان‌ ، تهران‌، 1384ش‌؛

قریب‌، بدرالزّمان‌، فرهنگ‌ . سغدی‌ (سغدی‌.ـ فارسی‌.ـ انگلیسی‌)، تهران‌، 1374ش‌؛

کریستنسن‌، آرتور، کارنامة‌ شاهان‌ ، ترجمة‌ باقر امیرخانی‌ و بهمن‌ سرکاراتی‌، تبریز، 1350ش‌؛

همو، مزداپرستی‌ در ایران‌ قدیم‌ ، ترجمة‌ ذبیح‌الله صفا، تهران‌، 1336ش‌؛

Boyce, M., ûZariadres and Zare ¦r?, Bulletin of the School of Oriental and African Studies (BSOAS) 17, 1955; Idem, ûThe Parthian Go ¦sa ¦n and Iranian Minstrel Tradition

Journal of the Royal Asiatic Society (JRAS) , 1957; Idem, ûMiddle Persian Literature

Handbuch der Orientalistik , Leiden, 1968; Idem, ûThe Manichean Literature in Middle Iranian

Handbuch der Orientalistik , Leiden, 1968; Idem, A History of Zoroastrianism , Leiden, 1975; Idem, ûParthian Writings and Literature

The Cambridge History of Iran , vol.3(2), ed. E. Yarshater, Cambridge, 1983; De ¦nkard , ed. D.M., Madan, Bombay, 1911

Emmerick, R.E. and Skjarvض, P.O., ûBuddhist Literature in Khotanese and Tumshuqese

Encyclopaedia Iranica IV, New York, 1990; Gershevitch, I., ûOld Iranian Literature

 Handbuch der Orientalistik , Abt.1, Bd.4: Iranistik , Abs.2: Literatur , Lief.I, Leiden, 1968; Idem, ûBactrian Literature

Cambridge History of Iran , 3(2) Cambridge, 1983;

Herodotus, The History , tr. A.D. Godley, 4 Vols. London, 1975

 Kellens, J., ûAvestique?, Compendium Linguarum Iranicarum , ed. R. Schmitt, 1989; Kent, R.G., Old Persian , New Haven, 1953

Lazard, G., ûLa mإtrique de L'Avesta rإcent?, Orientalia , Duchesne-Guillemin Emerito oblata , Acta Iranica 23, Leiden, 1984;

 Idem, ûLa Mإtrique de la poإsie parthe?, Acta Iranica 25, Leiden, 1985

Idem, ûComposition et mإtrique dans les Yaىts de L'Avesta?, Proceedings of the first European Conference of Iranian Studies , Part 1, Roma, 1990;

Lecoq, Pierre, Les Inscirptions de la Perse achإmإnide , Paris, 1997

Sims- Williams, N., ûChristian Literature in Middle Iranian Languages

Encyclopaedia Iranica V, New York, 1992; Idem, ûFurther Notes on the Bactrian Inscription of Rabatak, with an appendix

Proceedings of the third European Conference of Iranian Studies , part 1, Wiesbaden, 1998; Sundermann, W., Mittelpersische und Parthische Kosmogonische und Parabeltexte der Manichجer , Berlin, 1973 

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=19667&BookID=79088&Language=1

تاریخ دریافت: 14 و 15 نوامبر 2012

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

در حال حاضر هیچ محتوایی با این واژه طبقه‌بندی نشده است.

اشتراک در RSS - زهره زرشناس