انتخابات ریاست جمهوری 1392

انسان شناسی و فرهنگ همانگونه که وعده داده بود تلاش خواهد کرد  مباحث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری 1392 را از دریچه و نگاه فرهنگی خود پوشش دهد. نخستین  قدم در این پرونده  جلسه ای بود که روز یکشنبه دوم تیر ماه در دانشکده علوم اجتماعی و به همت انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد.  بازتاب گسترده این جلسه در مطبوعات و سایت های داخلی   خارجی خود گویای اهمیت و حساسیت  موجود نسبت به سرنوشت دولت آینده و دستاوردهای مثبت احتمالی آن برای کشوربود. از همین رو ما از امروز  پرونده ای را در این زمینه می گشاییم که نقطه نخست آن انتشار چند گزارش از میان ده ها گزارش دیگر، مهم درباره این جلسه است که سه روزنامه  کشور (اعتماد، بهار، شرق) و دو خبرگزاری (ایسنا و مهر) به انتشار رساندند. علاقمندان به مشارکت در این مبحث می توانن نقطه نظرات خود را در قالب های تعریف شده سایت برای ما ارسال کنند تا در این پرونده و در سایت منعکس شود.  در ماه های آینده نیز این پرونده به تدریج با مطالب جدید به روز خواهد شد.

 

1- آقای حسن روحانی خودتان چه فکر می کنید؟
http://www.anthropology.ir/node/18587

2- و  حالا حسن روحانی...
http://www.anthropology.ir/node/18613

3- تحلیل مفهوم «مقاومت » با نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری
http://www.anthropology.ir/node/18629

4- عطر شادی، بوی گاز: شادی های انتخاباتی
http://www.anthropology.ir/node/18617

5- فراخوان انسان شناسی و فرهنگ برای اظهار نظر و ارسال مقاله درباره انتخابات
http://www.anthropology.ir/node/18636

6-گفتگو با آقای علی رضا پناهی، کارگر خدمات درباره انتخابات
http://www.anthropology.ir/node/18653

7- گفتگو با آقای علیرضا پناهی کارگر خدماتی درباره انتخابات
http://www.anthropology.ir/node/18653

8- گفتگو با ناصر فکوهی: احیای سرمایه اجتماعی
http://anthropology.ir/node/17973

9- آقای روحانی! ایران قهرمان نمی خواهد
http://anthropology.ir/node/18687

10- گفتگو با ناصر فکوهی » احیای سرمایه اجتماعی
http://anthropology.ir/node/18670

11- انتخابات، ارامنه ایران و مطالبات آنها
http://anthropology.ir/node/18767

12- نقشه های انتخابات ریاست جمهوری نود و دو
http://anthropology.ir/node/18848

13- بازیابی انتقاد پس از اغماء : به خاطر تاسیس کرسی «نقد اجتماعی برنامه های دولت»
http://anthropology.ir/node/18925

14- گفتگو با ناصر فکوهی: انتظارات جامعه دانشگاهی و روشنفکران از دولت جدید
http://anthropology.ir/node/19223

15- خلاصه مقالات همایش «تبیین مفهوم اعتدال»
http://anthropology.ir/node/19380

16- گفتگو با ناصر فکوهی: اعتدال سیاسی چیست؟
http://anthropology.ir/node/19380

17- هدیه دانشگاهیان کجاست؟
http://www.anthropology.ir/node/19655

18- از «گذشته» فرهادی تا «نیویورک» روحانی
http://www.anthropology.ir/node/19736

19- زندگی با آرزوها (به مناسبت بیلان صد روزه دولت روحانی)
http://www.anthropology.ir/node/20533

20- گزارش میزگرد روزنامه آرمان (بهمن 1392) درباره منشور حقوق شهروندی
http://www.anthropology.ir/node/21401

21- یک سال پیش، سه سال بعد
http://www.anthropology.ir/node/23500

22- یک تسویه حساب سیاسی در راه است: در مورد استیضاح وزیر علوم
http://www.anthropology.ir/node/24442

 

میزگرد انجمن جامعه شناسی ایران درباره رفتارشناسی انتخاباتی مردم در انتخابات ریاست جمهوری نود ودو

روزنامه اعتماد

از پتانسیل جنبشی تا خیزش انتخاباتی
تحلیل جامعه شناسان از انتخابات ریاست جمهوری در دانشگاه تهران

نویسنده: محسن آزموده


    جلایی پور: مردم در ایران دقیقا و آگاهانه سر صندوق رای رفتند و با این دقت رای دادند. این به دلیل آن است که بر خلاف برخی نظرات جامعه ایران توده یی نیست شاید در ایران مردم حزبی یا تشکیلاتی نباشند، اما فوق العاده عقل دارند و این ناشی از یک فردیت نهادینه شده در مردم است
    ربیعی: وقتی جامعه دچار دلشوره و نگرانی می شود، روح جامعه به حرکت می آید و یک موج می سازد و حماسه ایجاد می کند و خیابان ها را به اشغال خود درمی آورد. اما کاش عصر حماسه تمام شود و ما به جای سونامی انتخاباتی شاهد آن باشیم که روح تحول خواهی نهادهایی قانونمند برای بیان مطالبات خود داشته باشد
     صندلی های تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران عصر یکشنبه دوم تیرماه برای شمار کثیر دانشجویان و اساتید و مخاطبانی که آمده بودند تا پاسخی برای پرسش های متعددشان درباره انتخاباتی که گذشت ، بیابند، کم بود. به گفته دکتر محمد امین قانعی راد جلسه هفتگی انجمن جامعه شناسی ایران که هفته های پیش در دفتر کوچک این انجمن و با حضور تعداد انگشت شماری از متخصصان برگزار می شد، بدون آنکه تبلیغاتی صورت بگیرد، چنان مورد استقبال قرار گرفت که حتی سالن شریعتی دانشکده نیز گنجایش مخاطبان را نداشت. آنچه در 24 خردادماه سال جاری در ایران رخ داد، تنها تحلیلگران و متخصصان را شگفت زده نکرد، بلکه پرسش های فراوانی را فراروی عموم جامعه گذاشت و بار دیگر مفروض «پیش بینی ناپذیر بودن جامعه ایران» یا به تعبیر دیگر «دقیقه نود بودن آن» را به اذهان متبادر کرد. اما ورای این داوری های نسنجیده به راستی چه تحلیلی از جامعه ایران می توان ارائه کرد و روندهای اجتماعی در آن را چگونه می توان توضیح داد؟ در نشست انجمن جامعه شناسی در «تحلیل جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست جمهوری» دکتر محمد امین قانعی راد، دکتر حمیدرضا جلایی پور، دکتر علی ربیعی، دکتر ناصر فکوهی، دکتر علی محمد حاضری، دکتر هادی خانیکی و دکتر سعید معیدفر سخنرانی کردند، چهره هایی چون دکتر یوسف اباذری و دکتر مهدی منتظر قائم نیز در این جلسه حضور داشتند.
    دکتر قانعی راد، رییس انجمن جامعه شناسی ایران مدیر جلسه بود. وی در آغاز دستور جلسه را اعلام کرد و گفت: هدف این جلسه تحلیل جامعه شناختی انتخابات ریاست جمهوری است. اینکه مردم و گروه ها و قشرها و طبقات مختلف ایشان از جمله اقوام، قومیت ها، بازار، دانشجویان، روستاییان، شهرنشینان، جوانان، زنان و... چه نقشی در آن ایفا کردند. برخی معتقدند که در این انتخابات احزاب نقش فعالی نداشتند و این با وجود آن است که امروز در کشور 24 حزب رسمی حضور دارد، در حالی که برخی دیگر این انتخابات را حرکتی کاملاحزبی و سیاسی تلقی می کنند. همچنین باید روشن شود که گروه های مرجع اعم از نخبگان سیاسی، روشنفکران، دانشگاهیان، هنرمندان، رسانه ها و مطبوعات چه نقشی را در این انتخابات ایفا کردند. ضمن آنکه باید نقش روندهای جهانی و تاثیر آنها را نیز در این انتخابات روشن کرد. البته جلسه به مسائل راهبردی کاری ندارد.
    
    گشایشی در عرصه عمومی کشور
    در ادامه دکتر حمیدرضا جلایی پور، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی سخنرانی کرد. وی انتخابات اخیر را رخداد مهمی دانست که لکوموتیو دولت را جابه جا کرده است و گفت: من بحث خود را با یک سوال سیاسی آغاز می کنم و به یک مساله جامعه شناختی ختم می کنم. در واقع می خواهم تبیینی جامعه شناختی از پتانسیل جنبشی جامعه ایران ارائه دهم. سوال سیاسی این است که چرا آقای روحانی به نحو غیرمنتظره در دور اول و با اکثریت قاطع آرا پیروز شد؟ در حالی که حتی خود اصلاح طلبان انتظار داشتند در بهترین حالت انتخابات به دور دوم کشیده شود. ضمن آنکه خود اصولگرایان فکر می کردند در دور اول یکی از کاندیداهای مورد نظرشان پیروز می شود. بر این اساس باید مشخص شود که شرایطی که در آن، این انتخابات رخ داد، چگونه بود. از سال 88 به بعد مخالفان اصلاحات کوچک ترین امتیازی به ایشان ندادند و بر روند کنترل جامعه افزودند. تا جایی که از یک سال گذشته تا به امروز تمام کسانی که به نحوی می خواستند در انتخابات فعال شوند، از فعالیت منع شدند و نمی توانستند از کاندیدای مورد نظر خود حرف بزنند. آقای خاتمی نخستین کسی بود که گفت باید دنبال هاشمی رفت. اما شرایط به گونه یی بود که حتی آقای هاشمی به عنوان شناسنامه انقلاب رد صلاحیت شد. این فضا به گونه یی بود که بخش وسیعی از طبقه متوسط ناکام و ناامید بودند. عده یی از ایشان نیز جذب سیاست های نوسازی آقای قالیباف شدند. سایر رای دهندگان نیز جذب سایر کاندیداها شدند، به گونه یی که هیچ کس پیش بینی نمی کرد که از میان 6 کاندیدا آقای روحانی پیروز شود. پس چطور شد که آقای روحانی رای آورد؟
    جلایی پور در پاسخ به این پرسش گفت: در جریان انتخابات اخیر بر خلاف انتظار گروه های تندرو، به ویژه در روزهای منتهی به انتخابات جنبشی فراگیر شکل گرفت. این جنبش فراگیر که به این انتخابات برق آسا منجر شد، ناشی از پتانسیل جنبشی جامعه ایران است. گسترش نارضایتی اقتصادی ناشی از تحریم ها و سوء مدیریت و عدم ثبات نرخ ارز و کاهش درآمد دولت از عوامل فعال کننده این پتانسیل بودند. اما مساله مهم تر نگرانی مردم از آینده کشور بود. اینکه ایران مثل عراق و افغانستان و سوریه و لیبی نشود. البته این عوامل می تواند موجب شورش یا انقلاب شود. اما ما دیدیم که مردم در ایران دقیقا و آگاهانه سر صندوق رای رفتند و با این دقت رای دادند. این به دلیل آن است که بر خلاف برخی نظرات، جامعه ایران توده یی نیست. شاید در ایران مردم حزبی یا تشکیلاتی نباشند، اما فوق العاده عقل دارند و این ناشی از یک فردیت نهادینه شده در مردم است. این فردیت نهادینه شده به هوشیاری جمعی منجر می شود و باعث می شود که جامعه در شرایط دشوار مذکور به جای شورشی یا انقلابی شدن به سمت جنبش حرکت کند.
    جلایی پور در بخش پایانی سخنش گفت: در این شرایط اصلاح طلبان هوشمندانه واقعیت جامعه ایران را شناختند، نارضایتی ها را تحلیل کردند و آگاهانه وارد بازی انتخابات شدند. ایشان از یک سال پیش کاندیدایی را معرفی کردند که تبلیغات سرخود باشد و به چهره های کم تر شناخته شده مثل نجفی و عارف و روحانی اشاره نکردند. ابتدا آقای خاتمی آمد و سپس ثبت نام آقای هاشمی روحانی هفتاد و نه ساله بود که موجب شد تمام مطالبات دوباره زنده شود. 2 ساعت بعد از ثبت نام هاشمی در تمام شهرها و روستاها زلزله یی بر پا شد. یعنی جوانه های جنبش با ثبت نام او رشد کرد. در پس رد صلاحیت روحانی و عارف مطرح شدند. ائتلاف این دو را نیز باید بیش از همه کار جوانان شهرستان خواند. حمایت آقای خاتمی از ائتلاف را نیز نمی توان نادیده گرفت. همین برنامه ریزی دقیق موجب شد که در دو روز آخر جنبشی فراگیر شکل بگیرد که حتی در روستاها تا 70 درصد به روحانی رای دادند. این انتخابات گشایش انفتاحی در فضای کشور ایجاد کرد و مانع از این شد که شرایط بیمار کشور به جراحی قلب باز نیاز داشته باشد.
    
    سونامی بی نظیر انتخاباتی
    دکتر علی محمد حاضری دیگر سخنران این نشست این انتخابات را رخدادی شگفت انگیز خواند و گفت: شخصا در این سی و پنج سال انتخاباتی را ندیده بودم که جناح منتقد با اختلاف کمی بیش از نصف آرا پیروز شود. نکته دیگر این انتخابات آن بود که نیروهای خودسر به خود اجازه حمله به آرای مردم را ندادند. ضمنا در این انتخابات بخش های کمتر توسعه یافته جامعه توانستند مطالبات قومی خود را بیان کنند. اما مساله مهم سونامی رای بی نظیری بود که ظرفیتی فراتر از جنبش ها و قدرت های رسانه یی داشت. به همین دلیل باید از نقش ارتباطات چهره به چهره غافل نشد. البته نکته نازیبای انتخابات ضعف و ناکارآمدی نظام نظرسنجی هایی بود که توسط نهادهای علمی صورت گرفت و جامعه علوم اجتماعی کشور باید فکری به حال این امر بکند.
    دکتر حاضری با اشاره به تغییر آرای طبقه متوسط از قالیباف به سمت روحانی به دلیل تغییر شعارهایش در روزهای پایانی گفت: طبقه متوسط در آخرین روزها مطالبات خود را در جای دیگری متجلی دیدند. البته باید نقش عقلانیت اصلاح طلبی در ائتلاف را برجسته کرد. این انتخابات نشان داد که عقلانیت ابزاری اصلاح طلبی در پذیرش رهبری بیش از ولایت پذیری بخش های سنتی جامعه ایران است. ایشان توانستند تنوع نظرات را از میان ببرند، ضمن آنکه نشان دادند که عدم حضور بی معناست. در این انتخابات شاهد پیشرفته ترین روش عقل جمعی در مرکزیت نهاد اصلاح طلبی بودیم، تا جایی که تا اقناع آخرین نفر بحث ها پیگیری شد. این انتخابات از یکسو ظرفیت بالای رفتار حزبی نهادینه شده در ایران را نشان داد و از سوی دیگر دستاوردهای ذخیره شده ملی در جامعه ایران برای هوشیاری اجتماعی و حرکت در آخرین لحظات را شاهد بودیم.
    
    عقلانیت در تصمیم گیری
    هادی خانیکی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه نیز در این نشست بحث خود را با تاکید بر ارتباط میان سه ساحت سیاست ورزی، کنشگری علمی و کنشگری روشنفکرانه در فهم پدیده هایی چون انتخابات آغاز کرد و گفت: باید در تحلیل میان سه سطح خرد، میانی و کلان تمییز قائل شد. در سطح خرد نقش کنشگران سیاسی اهمیت می یابد. در سطح میانی به این امر پرداخته می شود که چگونه جامعه در آخرین لحظات به پای صندوق ها رفتند. نگرانی این بود که فرودستان جامعه به اعتبار رسیدگی معیشتی رفتاری در برابر طبقه متوسط داشته باشند، اما تلنگر منزلتی به ایشان باعث شد که مناطق محروم و حاشیه یی رای بالایی به آقای روحانی بدهند. در سطح کلان تحلیل نیز باید به مساله تاریخی جامعه ایران که ناامنی است توجه شود.
    دکتر خانیکی سپس به بحث رسانه ها در انتخابات اشاره کرد و گفت: نقش رسانه ها را در انتخابات 76 به وضوح می توان دید، اما در این انتخابات به نظرم آن تاثیر را نمی توان دید، بلکه باید مجموعه ترکیبی از رسانه ها اعم از برخورد رودرروی مردم، شبکه های اجتماعی، مطبوعات و رسانه های رسمی را با نقش های متفاوت ارزیابی کرد. البته بیش از همه باید به نوع دیگری از ارتباطات سیاسی که مبتنی بر نوعی دیالکتیک انتقادی بود اشاره کرد. در سال های اخیر اصلاح طلبان توان رسانه یی خود را از دست داده بودند، اما در چند ماه پایانی گفت وگوهایی میان سه سطحی که گفتم صورت گرفت که بعد از آمدن آقای هاشمی این دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد. در این انتخابات شاهد نوعی عقلانیت در تصمیم گیری شدیم. از دل این عقلانیت اصلاحاتی بیرون آمدن که رنگ و بوی اعتدال داشت.
    
    سامان سیاسی نداریم
    دکتر علی ربیعی، سخنران بعدی این نشست بحث خود را با نگرانی از وضعیت پیش بینی ناپذیری جامعه ایران آغاز کرد و گفت: چندین دوره است که وضعیت جامعه به همین صورت است. علت آن است که ما سامان سیاسی نداریم و در بی سامانی سیاسی انتخابات صورت می دهیم. یکی از دلایل آن است که ساخت قدرت از عصر پهلوی تا عصر حاضر تمایل دارد که مستقیم با مردم حرف بزند و رفتاری توده ستایانه دارد. این امر سبب می شود که موج تحول خواهی در آستانه انتخابات مطالباتش را در یک ایماژینه می یابد. بر این اساس حرکت جامعه ایران را اولادر یک فرآیند تحول خواهی و ثانیا در آنچه من آن را «لج ملی» می خوانم، می توان توضیح داد. این موج تحول خواهی را من از انتخابات مجلس چهارم تا الان دنبال کرده ام.
    وی سپس به بازخوانی تحولات سیاسی ایران همسو با تحولات ارزشی و تحول خواهی جامعه پرداخت و در پایان گفت: در شرایطی که همه شادند و جشن می گیرند و هر کس می گوید حماسه رخ داده است من معتقدم که این تغییرات ناشی از یک بیماری در جامعه و فقدان سامان سیاسی است. ما ساختار سیاسی مشخص و نظام کنترل اجتماعی نداریم. در کشور ما جامعه مدنی شکل نگرفته است، احزاب، اصناف، اتحادیه ها و گروه ها حضور جدی و متشکل ندارند و در نتیجه وقتی جامعه دچار دلشوره و نگرانی می شود، روح جامعه به حرکت می آید و یک موج می سازد و حماسه ایجاد می کند و خیابان ها را به اشغال خود درمی آورد. اما کاش عصر حماسه تمام شود و ما به جای سونامی انتخاباتی شاهد آن باشیم که روح تحول خواهی، نهادهایی قانونمند برای بیان مطالبات خود داشته باشد.
    
    تقدم امر اجتماعی بر امر سیاسی
    دکتر ناصر فکوهی، استاد انسان شناسی دانشگاه تهران در این نشست بر اهمیت نگاهی جامعه شناختی بر انتخابات تاکید کرد و گفت: به نظر من رسالت جامعه شناسی این نیست که به بحث سیاسی درباره این یا آن نامزد بپردازد. گفتمان سیاسی در همه جای دنیا امر سیاسی را به کنش کنشگران سیاسی تقلیل می دهد. در حالی که امر سیاسی این نیست. امروز در سطح جهان بحث های متنوعی پیرامون خود مفهوم انتخابات صورت گرفته است و بحث در این است که چطور یک سیستم واقعی کنش اجتماعی که فرآیندی دارای پیوستار و غیرقابل مدیریت و پراکنده است، به یک لحظه خاص در یک انتخابات تقلیل می یابد؟ این کار تخیل است که ایماژی می سازد و این تصور و تخیل را پدید می آورد که پیروزی در انتخابات به معنای تغییر اجتماعی است.
    دکتر فکوهی با تاکید بر اهمیت تحلیل اجتماعی گفت: آن چیزی که در یک جامعه موثر است و به صورت قاطعانه می تواند جامعه را تغییر دهد و می تواند آن را به طرف بهتر شدن پیش ببرد، امر اجتماعی است، یعنی کنش در سطح روزمرگی و در شکل پیوستاری اش و نه اتفاقی که صرفا در راس سیستم سیاسی رخ می دهد.
    وی سپس به نقد راهکارهایی که در سال های اخیر برای حل مشکلات ارائه شده پرداخت و گفت: شکست امر سیاسی این طور خودش را نشان می دهد. بنابراین برنده این انتخابات هیچ یک از کاندیداها به تنهایی نبودند، بلکه همه آنها بودند، زیرا همه آنها مخالف روندهایی بودند که در جامعه اجرا شده بود. کسانی هم که رای دادند دچار این توهم نبودند که با انتخابات همه مشکلات حل می شود. خوشبختانه چیزی که در جامعه ما عوض شده این است که سیستم سیاسی تغییرات اجتماعی را درک کرده است و فهمیده که جامعه یی با سرمایه فرهنگی و اجتماعی بالارا به راحتی می توان اداره کرد.
    دکتر فکوهی در پایان ضمن تاکید بر عقلانیتی که در انتخابات اخیر شکل گرفت، گفت: امروز بیش از هر زمان از جامعه شناسان کشور انتظار می رود که به نقد فضای موجود بپردازند. این حداکثرخواهی یا اتوپیسم نیست، اما معتقدم وظیفه جامعه شناسی نقد است.
    
    نگران توقعات فزاینده هستم
    در پایان این نشست نیز بحث و گفت وگویی میان سخنرانان و مخاطبان صورت گرفت. علی ربیعی در این بخش گفت: من نگران توقعات فزاینده یی هستم که این روزها از سوی برخی از افراد جامعه مشاهده می شود. بین وضع موجود و وضع مطلوب شکافی وجود دارد و باید مراقب بود که سطح توقعات به گونه یی نباشد که همه دستاوردهایی که به دست آمده از دست رود.
    هادی خانیکی نیز از فضای امید به وجود آمده استقبال کرد و آن را زمینه یی برای دیالکتیک میان کنشگران سیاسی و چهره های دانشگاهی و فعالان روشنفکری خواند و گفت: باید نگرش برد-برد را گسترش داد. اعتدال در گفتمان اعتدال به معنای محافظه کاری یا نادیده گرفتن میل به تغییر نیست، بلکه اعتدال به معنای حرکت خردورزانه بردبارانه است.
    معیدفر نیز با تاکید بر فضای اعتدال به وجود آمده گفت: خوشبختانه پیام 24 خرداد شکاف ها و کینه های عظیم را از میان برد البته نباید کار نهادسازی فراموش شود و لازم است تا جامعه مدنی تقویت شود.
    
  http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2759930  
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2710 به تاریخ 4/4/92، صفحه 11 (اندیشه)

 

 

روزنامه بهار

تحلیل جامعه‌شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری یازده

 نارضایتی‌های عمومی جنبش اجتماعی آفرید

حمیدرضا محمدی

«حماسه» بود. «حماسه»‌ای به «امید» تغییر. تغییر در همه شئون زندگی. همان رخدادی که دقیقا 10 روز پیش، جمعه بیست‌و‌چهارم خرداد به مدت 13 ساعت به وقوع پیوست. مردم ایران «تدبیر» کردند، به دولت «تدبیر و امید» اعتماد کردند و درنهایت هم خندان به خیابان‌ها آمدند؛ «خنده»ای که چهار سال بود از میان خانواده‌های ایرانی رخت بربسته بود؛ اما این‌که چگونه شد که در میان رقبای دست «راست»ی به ظاهر قدرتمند، یک میانه‌رو یا به قول خودش «معتدل»، فتح و ظفر یافت نیاز به تحلیلی جامعه‌شناسانه دارد که این اتفاق عصر روز یکشنبه به وقوع پیوست. زیرا «انجمن جامعه‌شناسی ایران» همت گمارد و در تالار ابن‌خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، هفت نفر از جامعه‌شناسان خبره ایران را در نشستی تحت عنوان «تحلیل جامعه‌شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری» به دور هم جمع کرد تا آنان این سوال را پاسخ گویند. آنچه در ادامه می‌خوانید گزارشی است از مطالب ارائه‌شده در این مجلس که چهار ساعت به طول انجامید.

نامزد پیروز نه حزب داشت، نه روزنامه
«محمد‌امین قانعی‌راد» در جایگاه رییس انجمن جامعه‌شناسی ایران و البته مدیر جلسه به عنوان مقدمه باب محفل را گشود و گفت «که باید پدیده انتخابات را به تحلیل نشست. این‌که چه عوامل و نیروهای اجتماعی در این قضیه نقش داشتند و سپس آن‌ها را تفکیک کرد. گروه‌های اجتماعی چون زنان، جوانان، اقوام، مذاهب، بازار، هنرمندان، دانشگاهیان، شهرنشینان، روستانشینان، کارگران و غیره هر یک نقشی داشتند که در کنار جریان‌های سیاسی اعتدال‌گرایی، اصلاح‌طلبی و اصولگرایی معنایی دیگر می‌یابند. باید تحلیل کرد که آیا 24 حزب به ثبت رسیده در وزارت کشور در این انتخابات نقشی داشتند یا خیر؟ زیرا بعضی بر این عقیده‌اند که در این دوره احزاب هیچ فعالیتی نداشتند و بعضی دیگر برآنند که حرکت رخ داده، کاملا حزبی بود و باید به این موضوع که نامزد پیروز فاقد روزنامه و حزب مختص به خود بود، توجه ویژه کرد. حتی موضع نظام و مسئولان نظام در این‌باره، به عنوان یکی از فاکتورهای تعیین‌کننده که در چارچوب کلی کار می‌کنند، اهمیت بسیاری دارد. پرسش دیگر این است که آیا می‌توان رفتار مردم را براساس الگوهای سنی، جنسی، نسلی، طبقاتی، تحصیلاتی، جغرافیایی و غیره تبیین کرد؟» وی در ادامه ابراز داشت که «اما در این میان دو نکته حائز اهمیت بالایی است. نخست آن‌که شناخت جامعه ایران و میزان توسعه‌یافتگی سیاسی در آن، می‌تواند از رهگذر انتخابات باشد و نباید از آن غفلت کرد. زیرا از جامعه‌شناسی انتخابات به جامعه‌شناسی سیاسی و درنهایت به دایره بزرگتر جامعه‌شناسی ایران می‌رسیم تا بتوانیم پرتوی بر رفتار جامعه ایرانی اندازیم. نکته دیگر هم آن است که پیام غالب و گفتمان حاکم چه بود. زیرا تفسیر درست از این پیام می‌تواند در استمرار آن موفق باشد و این‌که در این راه، چه اقدامات ملموسی می‌توان انجام داد. زیرا در حرکت‌های اجتماعی‌ از این دست، گرایش‌های غصب‌سازی هم وجود دارد.» قانعی‌راد در پایان البته گفت «باید دانست چنین اتفاقاتی را به شکل کلی بررسی کرد یا به صورت قشرها و برش‌های اجتماعی. از سوی دیگر باید دانست که این انتخاب، اقتصادی و منفعت‌محور بوده است و با الگوی تضاد طبقاتی یا بر مبنای ایدئولوژی سیاسی مسلط و این‌که آیا رفتاری فردی بوده است یا اجتماعی. این‌ها مجموعه سوالاتی است که باید در تحلیل جامعه‌شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری به آن‌ها پاسخ داد.»

پتانسیل جنبشی؛ عاملی برای پیروزی
سخنران نخست، «حمیدرضا جلایی‌پور»، پشت تریبون قرار گرفت. او معتقد بود که باید گفتمان اعتدال‌گرایی به ظهور رسیده در برابر اصولگرایی حاکم را به بحث نشست. وی در ادامه گفت «باید به دقت این پدیده را بررسی کرد که چگونه انتخابات برق‌آسای 92 به وقوع پیوست که همه نظرسنجی‌ها هم تا روز آخر خلاف آن را نشان می‌دادند؟ این‌که پیروزی قاطع و غیرمنتظره روحانی در دور اول، به چه ترتیبی به دست آمد؟ اتفاقی که نه تنها رقبای اصولگرا که حتی رفقای اصلاح‌طلب نزدیک به روحانی هم حتی تصور نمی‌کردند این پیروزی، آن هم در دور اول به وقوع بپیوندد؛ البته به این سرعت هم نمی‌توان اوضاع را تحلیل کرد و باید که چند سال بگذرد تا آثار آن مشخص شود؛ اما به ‌هرروی باید دید که این پیروزی قاطع در چه شرایطی رخ داد. نکته اول آن‌که از سال 88 به این سو علی الدوام، اصلاحات و سران آن را کوبیدند و کوچک‌ترین امتیازی ندادند. حتی در صداوسیما چهره آقای خاتمی را به عنوان اهل فتنه، شطرنجی کردند. بر شرایط سازماندهی جامعه افزودند که من این گستردگی را در 100سال اخیر به این سو سراغ ندارم و گفتمان تازه‌ای را تحت عنوان فتنه به راه انداختند. از یک سال پیش هم اصلاح‌طلبان خواستند هر کسی را وارد انتخابات کنند تهدید و ارعاب و پرونده‌سازی کردند. حتی آنگاه که خواستند بر سر گزینه مورد نظرشان یعنی آقای خاتمی اجماع کنند چنان ماجرایی درست کردند که ایشان گفت به سراغ آقای هاشمی بروید. در همین شرایط هاشمی که خود شناسنامه انقلاب است هم رد صلاحیت شد. 95‌درصد نامزدهای اصلاح‌طلب شوراها هم رد صلاحیت شدند. اینترنت مستمرا کند شد و پارازیت‌ها روی ماهواره‌ها اوج گرفت. حتی گفته شد شورای نگهبان می‌تواند پس از تایید صلاحیت و در جریان ایام تبلیغات نیز نامزدها را ردصلاحیت کند. در این میان کندروان مخالف اصلاحات هم معتقد بودند که شکوفایی 76 و 88 دیگر در میان طبقه متوسط رخ نخواهد داد و اصلاحات ناکام خواهد شد. به هرحال هر یک از نامزدهای عیان‌شده، پاسخگوی قشری خاص بودند. قالیباف به بحث نوسازی و زیباسازی شهر پرداخت. رضایی به بحث بحران اقتصادی کشور پرداخت و از مسائل زیست‌محیطی و گردوغبار استان‌های غربی و جنوبی صحبت می‌کرد. طرفداران گفتمان احمدی‌نژادی به سراغ جلیلی رفتند. میانه‌روهای اصولگرا به دنبال ولایتی بودند و اصلاح‌طلبان و اعتدالیون در پی روحانی. اما همه این تحلیل‌ها و نظرسنجی‌ها، برخلاف نظر تندروها، برآب شد و در فضای بسته ایران پس از 88، به شکلی خلق‌الساعه و فراگیر، نامزدی به پیروزی قاطع و در همان دور اول، به پیروزی رسد که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد.» این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه ریشه این اتفاق را پتانسیل جنبشی مردم ایران دانست و ابراز داشت «گسترش نارضایتی‌های عمومی اجتماعی و اقتصادی چون کاهش ارزش ریال، افزایش قیمت سرسام‌آور ارز و طلا، بیکاری، تورم و مهم‌تر از همه گسترش نگرانی امنیتی از آینده کشور سبب بود: اما به نظر من عواملی که ذکر شد در هر کشور می‌تواند زمینه‌ساز انقلاب و شورش باشد، نه جنبش اجتماعی آن هم برای مردمی که چهار سال است سرخورده و مایوس شده‌اند.» او در ادامه با بیان این را‌که گفته می‌شود جامعه ایران، جامعه‌ای توده‌ای و احساساتی است قبول ندارم، ادامه داد: «اگر این سخن صحیح بود هیچ‌گاه یک جنبش اجتماعی قانونی و شورانگیز که همه دنیا را به حیرت وادارد، واقع نمی‌شد. در ایران، فردیت شکل گرفته در جامعه نهادینه شده است و حتی می‌توان هر فرد را یک ستاد و سازمان دانست. اما به‌هرروی اصلاح‌طالبان و هواداران آن‌ها به یک هوشیاری جمعی دست زدند. این‌ها واقعیت جامعه ایرانی را شناختند و آن این بود که مردم در انتخابات شرکت می‌کنند. بر همین مبنا هم جامعه را ساختند. اصلاح‌طلبان نامزدهایی را معرفی کردند که نامش به تنهایی تبلیغات بود. خاتمی نیامد و هاشمی آمد. آن‌گاه که مرد 79 ساله ثبت‌نام کرد گویی همه امیدها زنده شد و مردم تحقق مطالباتشان را در او دیدند. فضای کشور به یکباره از رکود به درآمد. بنابراین چون می‌دانستند هاشمی که روزگاری نماد اشرافیت معرفی شده بود و امروز یار و غمخوار مردم، 30‌میلیون رای خواهد داشت، نه به بهانه سن که به دلایل دیگر ردصلاحیت شد، امید تبدیل به نگرانی عمومی شد. در شهرستان‌ها و به‌خصوص در میان جوانان، بیشترین تقاضا ائتلاف عارف و روحانی بود. حتی به خاتمی ایراد می‌گرفتند که شما 16 سال است که رهبر اصلاحات هستی و نظرت را اعلام کن. پس از انصراف عارف، در فاصله سه روز به انتخابات، جنبشی فراگیر در حمایت از روحانی شکل گرفت. زمینه مستعد شد و در قلب گرفته جامعه ایرانی، انفتاح رخ داد به گونه‌ای که حتی 87‌درصد روستاییان سیستان‌وبلوچستان و 70‌درصد روستانشینان گیلان به روحانی رای دادند.» نکته جلایی‌پور نیز همان بود که پیش‌تر نیز بیان داشت که جامعه ایرانی پتانسیل جنبشی دارد نه شورش و انقلاب.

جذابیت فوق‌العاده پیروزی روحانی
یکی‌دیگر از استادان جامعه‌شناسی حاضر، «محمدعلی حاضری» بود که به ایراد سخن پرداخت. او در ابتدا با بیان این‌که هیچ‌گاه تصور پیروزی فردی از جناح منتقد مخالف را نداشته است و این پیروزی، جذابیت فوق‌العاده‌ای داشت، گفت«جشن ملی و شادی مردم ایران که فردای انتخابات به وقوع پیوست، هیچ‌گونه برخورد خودسرانه‌ای با مردم صورت نگرفت. در حالی که بهانه لازم برای این اتفاق بود اما فرمان و اجازه آن صادر نشد. نکته دیگر آن‌که بخش‌های کمتر توسعه‌یافته کشور توانستند مواضع پوپولیستی و قوم‌گرایانه خود را نشان دهند. اما مسئله مهم در این میان، سرعت وقوع این جنبش جدید بود که ظرفیت رسانه‌ای بالایی را در شبکه‌های اجتماعی داشت که به نظر من ابدا سازمان‌یافته نبود بلکه هر نفر، خود یک ستاد بود و همین ارتباطات چهره‌به‌چهره بود که پیام را انتقال داد.» استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت‌مدرس در ادامه بیاناتش به اثبات ضعف و ناکارآمدی نظرسنجی‌های مهندسی‌شده در ایران اشاره کرد و گفت: «با این‌که در کشور ما جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی پیشرفت بسیاری داشته است اما متاسفانه هنوز در عرصه نظرسنجی‌ها عقب هستیم و تحت نظرسنجی‌های غیرعلمی، مهندسی‌شده و در راستای اهداف خاص سیاسی هستیم.» وی سپس نگاهی تحلیلی به آرای قالیباف نیز داشت: «آرای آقای قالیباف نسبت معنا‌داری با جامعه طبقاتی ایران دارد و توانسته بود طبقه متوسط را هم با اتخاذ مواضعش و هم از طریق تاثیرگذاری‌اش در سیستم شهری تهران، به سوی خود بکشاند؛ اما معنا‌دارترین رویگردانی از آرای او در آخرین روزها رخ داد. زیرا قالیباف در آخرین روزها از مطالبات طبقه متوسط شهری به جاهای دیگری پراکنده شد و از اینجا رانده شد و طبیعتا مانده از سایر طبقات جامعه ایرانی. پس طبقه متوسط در آخرین روزها اهدافش را در مواضع شخص دیگری متجلی دید.» اما حاضری تاکید بسیاری بر نقش عقلانیت اصلاح‌طلبی بر وقوع این حماسه بزرگ داشت و آن را عامل اصلی پیروزی دانست: «از آنجا که اصولگرایان همچنان به شیخوخیت سنتی خود اعتقاد دارند، از سوی آنان هم هدایت می‌شوند. به این ترتیب اصلاح‌طلبان ظرفیت بسیار بالاتری برای پذیرش رهبری و هدایت‌شدگی عقلانیت را دارند تا جناح رقیب که همچنان بر ولایت‌پذیری سنتی خود پای می‌فشرد که تعارضات آن، خود را در این انتخابات نشان داد. در واقع اصلاح طالبان نه انتخابات را تحریم کردند که بی‌نتیجه و بدون سرانجام بود و نه حضور بی‌قید و شرط و به هر قیمت در انتخابات را در دستور کار خود قرار دادند. از سوی دیگر رهبری حساب‌شده و متمرکز سیدمحمد خاتمی در جریان اصلاحات کار سنگینی را صورت داد. جلسات مستمر و تحلیل‌های اقناعی صورت پذیرفت که این اقناع تا آخرین نفر ادامه می‌یافت. با سعه‌صدر کامل و به شکل اجماعی، به نتیجه حضور در انتخابات منتهی شد و ضرورت حضور خاتمی و هاشمی اعلام شد. البته تا پیش از ثبت‌نام هاشمی، تحلیل‌های کیهان مبنی بر رای نیاوردن ایشان بود اما با ثبت‌نام در لحظات پایانی، همه تحلیل‌های کیهان به هم ریخت. هاشمی در مظلومانه‌ترین وضعیت حذف شد. این پتانسیل ‌درصدد جایگزین برآمد اما گزینه‌ای که اعتمادبخش باشد، زیرا پیچیدگی‌های جامعه سیاسی ایران بر جریان اصلاحات روشن بود. پس بر عقلانیت جمعی پیشرفته خود تکیه کرد و به نتیجه هم رسید.»

آرای روحانی در مناطق محروم جلوتر از‌شهرهای بزرگ
خطیب سوم این نشست «هادی خانیکی» بود که به ایراد سخن پرداخت. او در ابتدا خاطره نشست انتخاب نو در فاصله یک ماه پس از انتخابات دوم خرداد 76 را یادآوری کرد که در آن او در کنار سعید حجاریان، محمدرضا تاجیک، پرویز پیران و عبدالعلی رضایی سخنرانی کردند و هشت سال بعد در کنار دکتر حاضری با چند نفر از جامعه‌شناسان اصولگرا آن رخداد را بررسی کردند که به گفته خانیکی تلاش مذبوحانه‌ای بود در جهت اثبات این‌که روی کار آمدن احمدی‌نژاد تحول نیست. خانیکی در ادامه به یکی از مقالات اصولگرایان پس از انتخابات اشاره کرد که «او نوشته بود اصلاح‌طلبان هرگاه که به پیروزی می‌رسند می‌گویند گامی در راستای دموکراتیزاسیون و رسیدن به جامعه مدنی بوده است و هرگاه شکست می‌خورند اعلام می‌کنند جامعه ایران توده‌ای است و گامی به عقب رفته است. اما به واقع نقش ما در این میان کجاست؟ برای آن‌که در یک محیط آکادمیک بحث قابل ارائه علمی‌تر شود تنها نباید پدیده‌های اجتماعی را تحلیل کرد بلکه باید کنشگری‌های علمی به‌خصوص کنشگری روشنفکران را هم بررسی کنیم. اگر جامعه‌شناسان در انتخابات حاضر نشوند چطور می‌خواهند آن را بشناسانند. در این بین، نظرسنجی‌هایی که صورت می‌گیرد تغییر را نشان می‌دهد اما گفته نمی‌شود و به اطلاع مردم نمی‌رسد. حتی معتبرترین نظرسنجی‌ها که متعلق به صداوسیماست هم تغییر را نشان می‌دهد اما گفته نمی‌شود. اما در جامعه ما حتی در نقاطی با کمترین برخورداری از فرصت‌های رسانه‌ای، جریانی برآمد که از نامزدی حمایت کرد که در همه جای ایران از دورترین روستاها به مرکز تا مراکز گسترده شهری اشتراک معنا داشت. حتی در بعضی مناطق که صندوق سیار وجود داشت صد‌درصد آرا، برای روحانی بود. البته ما هم‌اکنون قادر به تحلیل طبقاتی نیستیم اما این را از نظر دور نداشته باشیم که در آمدو‌شد هاشمی نگرانی بر فرودستان جامعه به اعتبار نوعی رسیدگی معیشتی به طبقه فرودست مستولی شده بود. در همین راستا باید دید چرا آرای روحانی در مناطق محروم و حاشیه‌ای از شهرهای بزرگ جلوتر است. چرا با این‌که بعضی نامزدها، شعارهای پوپولیستی داشتند اما از این سطح از آرا برخوردار نشدند. برای فهم این موضوع باید به سطح کلانی از تحلیل دست زد و نباید از مسئله تاریخی جامعه ایران غافل ماند.» استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه سخنانش به سبب جایگاه علمی خود به جایگاه رسانه‌ها در این انتخابات پرداخت و گفت «در انتخابات 76 رسانه‌های خرد در برابر رسانه‌های بزرگ حاکم نقش‌آفرینی کردند؛ به‌گونه‌ای که روزنامه‌های سلام و عصر نو تا جایی تاثیر گذاشتند که حجاریان به شوخی می‌گفت که دیگر حتی چوپان‌های ایذه هم عصر ما می‌خواندند. این اتفاق درست در انقلاب اسلامی هم افتاد و رسانه‌های خردی چون کاست‌ها و اعلامیه‌ها به پیروزی رسیدند. در سال 88 نقش رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی بود که رخ عیان کرد. اما در انتخابات اخیر رسانه تاثیرگذار، ترکیبی از مجموعه این رسانه‌ها بود که شامل فرصت محدودی که تلویزیون در کمال ناباوری در اختیار گذاشته بود، شبکه‌های اجتماعی، مطبوعات اندک، ارتباطات میان فردی و ارتباطات سیاسی بود. در واقع اصلاح‌طلبان نوعی از دیالکتیک انتقادی را در فضایی نابرابر و بسته به کار گرفتند و سوال این بود آیا می‌شود وارد انتخابات شد یا خیر؟ طیف وسیعی از نخبگان جامعه وارد عرصه شدند و این بیداری جامعه و رسیدن به وضع کنونی منتهی شد. به بیان دیگر با آمدن هاشمی این دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه رسید و همه هوشیار شدند و استفاده از رسانه‌های موجود هم بسیار موثر بود.» خانیکی در ادامه گفت:«گفتمان اعتدال محصول همین فرآیند است که همه را پیش برد که البته به معنای عدول نیست بلکه میل به تحول است و حرکتی خردورزانه و بردبارانه. معنای جریان ظهورکرده گرایش به عقلانیت، ثبات و اعتدال بود. البته ناگفته نماند که آینده نامطمئن همه نامزدهای انتخابات را مجاب کرد که هیچ‌کس از وضع موجود دفاع نکند. هرچند از آنجا هر یک از اصولگرایان در این شرایط خود را محور قرار داد، تفرقه به وجود آمد و امکان اجماع در میانشان از بین رفت.» وی در پایان ابراز داشت که مهم‌ترین تاثیر این انتخابات شکل‌گیری و بروز کنش ارتباطی، گفت‌وگویی و میان فردی بود.

فشار اقتصادی و سیاسی لج ملی ایجاد کرد
«علی ربیعی» چهارمین سخنران این نشست بود که مطالبی را بیان کرد. وی در ابتدا گفت «نظرسنجی‌ها یا توسط نهادهای امنیتی و دولتی صورت می‌گیرد یا توسط نامزدها و بنابراین تا به حال رفتارشناسی صحیحی نسبت به این رویداد منتشر نشده است.» و در ادامه انتخابات غیرقابل پیش‌بینی و تصور در ایران را نگران‌کننده قلمداد کرد و آن را ناشی از نابسامانی سیاسی در ایران دانست: «انتخابات‌ پس از جنگ همه به نوعی انقلاب‌گونه بود که نشان داد جامعه سیاسی ایران سامان سیاسی ندارد. در واقع هم ایراد از ساخت قدرت است و هم جامعه مدنی. زیرا در همه دنیا اختلاف‌ها در حد پنج‌درصد است اما در ایران اختلاف نفر اول و دوم بسیار زیاد است.» او سپس به دوران پهلوی هم نقبی زد و ابراز داشت: «پس از انقلاب سفید که حکومت پهلوی به سوی مدرنیت پیش رفت خواست که از نزدیک با مردم ارتباط برقرار کند. جامعه ایران را می‌توان جامعه مبهم منجی‌خواه دانست که سه عنصر مهم در انتخابات‌ آن اثر دارد که عبارتند از: فرآیند تغییرخواهی، لج ملی و اتفاقات شب انتخابات. دوسوم مجلس سوم در دست چپ‌ها بود. در انتخابات مجلس چهارم، مرحوم توسلی در تهران نفر 31 شد و در ناباوری ناطق‌نوری به دور دوم رفت و محمدجواد لاریجانی نماد مذاکره با غرب، ابوترابی نماد برادر شهید و حسینی نماد اخلاق در خانواده نفرات اول تا سوم تهران شدند. در سال 76 جامعه ترقی‌خواهی کرد و به کاریزمای خاتمی رای داد. در 84 کسی آمد که علیه هرآنچه در 27 سال پیش از آن رخ داده بود قد علم کرد و در سال 92 هم جامعه نگران و ترسیده از فشار اقتصادی و سیاسی زیاد موجی ایجاد کرد که همراه با همان لج ملی بود. هرچند بر مبنای اعتماد به هاشمی و خاتمی هم بود و موجی پشت روحانی به راه افتاد.» اما با این حال ربیعی همچنان بر این عقیده بود که حتی این رخداد هم به همان فقدان سامان سیاسی مربوط می‌شود.

رای مردم عقلانیت بود
پنجمین واعظ این جلسه «ناصر فکوهی» بود که در آغاز بیاناتش وظیفه جامعه‌شناس را تحلیل انتقادی دانست نه تعریف و تمجید از پیروزی واقع‌شده و گفت: «تیپولوژی این جلسه بیشتر به جشن‌های پیروزی شباهت دارد که فقط کف و سوت را کم دارد. به نظر من استادان حاضر در جلسه باید به جای موضع‌گیری‌های سیاسی و تمجید از این اتفاق، آن را به نقد می‌نشستند. زیرا وظیفه جامعه‌شناس نگاه نقادانه است، نه سیاسی و نباید چنین مباحث مهمی را بر مبنای مباحث یک کنشگر محدود سیاسی مانند کیهان تقلیل داد. اما به‌هرروی در هر انتخاباتی چرخش قدرت رخ داده به تغییر اجتماعی می‌انجامد. 16 سال پیش گفت‌وگویی با روزنامه جامعه داشتم که تیتر آن، این بود: «جامعه مدنی؛ آرمان خوش‌باوران» که اصلا گفت‌وگوی مسالمت‌آمیزی نبود و هیچ‌یک از آن حرف‌ها را امروز نمی‌توان زد. تحلیل آنجا بر این بود که برآمدن خاتمی، تبدیل به اتوپیایی در سطح جامعه شده است که امر سیاسی با امر اجتماعی منطبق شده که همان جامعه مدنی است. هرچند جامعه مدنی در همه جوانب، به مراتب، جامعه سخت‌تری نسبت به جامعه اتوریته و آمرانه است زیرا در یک جامعه مدنی مسئولان افراد مشخص است. اما چرا آن زمان و حالا امر اجتماعی بر امر سیاسی پیروز شد؟ یعنی کنش در سطح روزمرگی آن اتفاق افتاد نه در راس سیستم که 70 سال است راس سیستم به امر سیاسی متصل شده است. اما در چهار سال گذشته امر سیاسی به شکست انجامید و آنچه به ظهور رسید نه پوپولیسم رایج در ونزوئلا که پوپولیسم قاجاری بود که در آن نخبگان به‌شدت محدود شدند، انتقاد ممنوع شد، علوم انسانی گویی که برچیده شد، دیدگاه‌های عمیق و علمی به محاق رفت و نهادهای برنامه‌ریز و متخصص‌پرور تعطیل شدند. در پوپولیسم قاجاری رخ داده در چند سال اخیر، ضربات کاری بر سیستم اجتماعی ایران وارد آمد و سازمان برنامه و بودجه، شورای پول و اعتبار و حتی صندوق ذخیره ارزی نابود شدند که همه این‌ها سبب شد تا واکنشی عقلانی در میان مردم پدید آید.» استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران در ادامه با بیان این‌که جامعه را نمی‌توان با بعضی گفتمان‌های سیاسی وادار به کنش‌های اجتماعی کرد، گفت:«چیزی که عوض شده این است که سیستم سیاسی درک کرده که با جمعیت بیش از 70‌میلیونی که 60،70‌درصد آن جوان است و در آن دانشگاه‌ها و سرمایه فرهنگی اجتماعی رشده کرده، مانند جامعه‌ای در اواخر دوران قاجار عمل کرده است. حتی کسانی که به روحانی رای ندادند هم با همین عقلانیت در انتخابات شرکت کردند. بر همین اساس روحانی بحث دولت فراجناحی را مطرح کرده است. در این میان وظیفه جامعه‌شناسان این است که اگر فضای بهتری برای نقد فراهم آمد، به نقد و بحث بیشتری بپردازند. زیرا وظیفه علوم اجتماعی نقد کردن است نه دفاع و اگر غیر از این عمل کند به ذات خود خیانت کرده است.»

رفتار عقلانی مردم در برابر گرفتن فرصت‌ها از سوی دولت‌
آخرین جامعه‌شناسی که در این مجلس به بیان صحبت پرداخت «سعید معیدفر» بود. او در ابتدا با ابراز شادمانی خود از این حماسه بزرگ و این‌که با وجود فرصت‌طلبی مردم، تا آخرین دقایق و به سبب کنش حکومت، امیدی به پیروزی نداشتیم، گفت: «در دوره‌ای که قرار است حکومت شکل دیگری به خود بگیرد و رابطه‌اش با مردم تغییر کند، بالطبع آنچه به وقوع می‌پیوندد پیش‌بینی‌ناپذیر می‌شود و حتی روی کار آمدن احمدی‌نژاد هم از این دست بود. در سال 76 نیز چنین بود. مردم دریافتند که قرار است رابطه‌شان با حکومت تغییر یابد؛ اما آن‌گاه رخدادهای سال 78 اتفاق افتاد و اجبارها، الزام‌ها، فشارها و نادیده گرفتن مردم مجددا آغاز شد، سلب اطمینان عمومی برگشت و حکومت جای آن را گرفت.» رییس سابق انجمن جامعه‌شناسی ایران در ادامه گفت بعضی در سال 84 از انتخاب احمدی‌نژاد خوشحال بودند اما پس از گذشت چهار سال به آگاهی رسیدند. در سال 88 جامعه موقعیت مناسبی برای ‌گذار ایجاد کرد اما مردم پس از انتخابات توسط طبقه متوسط شهری، با این‌که حکومت همه فرصت‌ها را گرفت اما به رفتاری عقلانی و نه هیجانی دست زدند. در واقع تا 24 خرداد، فضا کاملا مرده بود اما به یکباره همه‌چیز رنگ عوض کرد.» معیدفر اما انتخابات 92 را هیجانی نمی‌داند و می‌گوید «زمینه‌ها به‌گونه‌ای نبود که رفتاری جنبشی رخ داده باشد اما شکل هیجانی هم نداشت. بسیاری بیم و امید داشتند و تحت رفتارهای حکومت بودند و در انتخابات شرکت نکردند که باید به تحلیل نشست. اگرچه رفتار جامعه یکدست نبوده و در مناطق محروم بیشتر هیجانی و در مناطق شهری بزرگ کنش سیاسی بود اما به هرروی بی‌اعتمادی و فقدان نهادهای مدنی و اجتماعی و تلاش برای رسیدن به تغییر بر مبنای عقلانیت بود که این اتفاق مبارک را رقم زد.» در انتهای نشست «تحلیل جامعه‌شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری» نیز پرسش و پاسخ حاضران در جلسه با استادان سخنران برگزار شد.

http://www.baharnewspaper.com/Page/Paper/92/04/04/1

 

 

روزنامه شرق

رفتارشناسی انتخاباتی ایرانیان
در نشستی با حضور 7 جامعه شناس بررسی شد

محبوبه حسین زاده

    
    : نتایج شگفت آور انتخابات سال 92 تا حدی غیرقابل پیش بینی بود که انجمن جامعه شناسی ایران را بر آن داشت تا با برگزاری نشستی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به بررسی جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات بپردازند. در این نشست که با استقبال پرشوری همراه بود: حمیدرضا جلایی پور، محمدعلی حاضری، هادی خانیکی، علی ربیعی، ناصر فکوهی و سعید معیدفر به بیان تحلیل ها و دیدگاه های خود پرداختند.
    
    جنبش انتخاباتی و جامعه غیرشورشی
    حمیدرضا جلایی پور، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، حضور مردم در انتخابات سال 76، 88 و 92 را نوعی جنبش اجتماعی نامید و گفت: «برخلاف نظر برخی از افراد، معتقدم جامعه ایران جامعه ای توده ای نیست و بیشتر از اینکه یک جامعه انقلابی و شورشی باشد و آدم های سرخورده و مایوس پرورش دهد، یک جامعه با پتانسیل جنبشی است. معتقدم باید دلیل این رخداد انتخاباتی را هم در پتانسیل جنبشی مردم ایران تحلیل کرد. هرچند موضوعاتی مثل گسترش نارضایتی اقتصادی یا نگرانی امنیتی از آینده کشور در تشدید این جنبش و گسترش آن دخالت داشتند، اما دلیل اصلی بروز این رخداد نبودند. او ادامه داد: «ما در جامعه شاهد یک نوع فردیت نهادینه شده هستیم. هرکدام از افراد مثل یک سازمان و تشکل عمل می کنند و این برای جنبش انتخاباتی سال 92 امری تعیین کننده بود.» او با تحلیل شرایط جامعه در هنگام انتخابات سال 92 و حضور اصلاح طلبان در روند انتخابات گفت: «از سال 88 تاکنون جریان مخالف اصلاحات، کوچک ترین امتیازی به اصلاح طلبان ندادند. او گفت: «انتخابات سال 92 و جنبش انتخاباتی که به راه افتاد در قلب گرفته جامعه سیاسی ایران یک فنر گذاشت. خوشبختانه جامعه ایران به عمل قلب باز احتیاج نداشت اما به این مساله هم دقت کنیم که فنر خاصیت های خودش را دارد. مسوولان باید اجازه دهند تا پتانسیل جنبشی تخلیه شود و به مطالبات جامعه که تبدیل به جنبش های پویا می شود، پاسخ داده شود.»
    
    سونامی رای، بروز مواضع قوم گرایانه و رویگردانی طبقه متوسط شهری از قالیباف
    علی محمد حاضری، یکی دیگر از سخنرانان این نشست، یکی از ویژگی های مهم انتخابات 92 را سونامی رای بی نظیر به روحانی در روزهای آخر انتخابات دانست و گفت: «سرعت سونامی رای بی نظیری که به روحانی داده شد، فراتر از ظرفیت رسانه ای کشور بود و عاملی که در این انتخابات نقش داشت، ارتباطات چهره به چهره فردی و موثر بود.» حاضری در حالی که این انتخابات را نماد پیچیدگی جامعه سیاسی ایران نامید، در تحلیل این انتخابات، آرای قالیباف را نماد تحلیل معنادارتری نسبت به رفتار طبقاتی جامعه دانست و گفت: «نقش خود قالیباف و تکیه بر برخی نیروها و مواضعی که اتخاذ کرده بود، باعث شده بود او از رای طبقه متوسط شهری برخوردار باشد. اما ما شاهد بامعنا ترین رفتار طبقاتی جامعه ایران در روزهای منتهی به انتخابات بودیم یعنی رویگردانی بخشی از طبقه متوسط شهری از قالیباف و این مساله به این دلیل بود که وی خواسته یا ناخواسته در آخرین لحظات مجبور یا واداشته شد در گوشه رینگ از تاکید بر مواضع مطالبات طبقه شهری به سمت مطالبات دیگر روی بیاورد و در این تغییر موضع، از اینجا مانده و از آنجا رانده شد. با این تغییر موضع، طبقه متوسط شهری، در آخرین روزهای انتخابات، هدف و نماد خود را در جای دیگر یعنی آقای روحانی متجلی دید و قالیباف در حقیقت با این اتخاد مواضع و تغییر در آخرین لحظات به تغییر موضع جامعه کمک کرد.» حاضری همچنین با مقایسه رفتار انتخاباتی اصلاح طلبان و اصولگرایان گفت: «نقش مهم دیگر در این انتخابات را انباشت تجربه و عقلانیت اصلاح طلبی برای اتخاذ موضع در مقابل اصولگرایان برعهده داشت. در بین اصولگرایان به لحاظ رفتار اعتقادی و ایمانی، امکان مدیریت از بالاتوسط شیخوخیت سنتی ایران بیشتر از طبقه متوسط است. در زمانی گفته می شد که در بین اصولگرایان به لحاظ رفتاری این امکان وجود دارد که توسط شیوخ مدیریت شوند، در این انتخابات مشاهده کردیم که عقلانیت ابزاری طبقه متوسط شهری یا اصلاح طلبی، ظرفیت بیشتری برای پذیرش عقل جمعی و هدایت شدگی اجتماعی نسبت به پذیریش سنتی اصولگرایان جامعه دارد.»
    
    تلنگر منزلتی به فرودستان جامعه برای رای به روحانی
    هادی خانیکی، گفت: «پدیده های اجتماعی و سیاسی را نمی شود شناخت، مگر اینکه بین آن سه ساحت سیاست ورزی، کنشگری علمی و کنشگری روشنفکرانه یا فرهنگی بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. یعنی اگر جامعه شناسان و کنشگران سیاسی ما با موضوعی مثل انتخابات روبه رو نشوند و در آن حضور نداشته باشند و نقش ایجاد نکنند، چگونه می توانند آن را بشناسند.»او افزود: «ما باید سه سطح تحلیل را از هم جدا کنیم. یک سطح تحلیل خرد است که در آن نقش کنشگری سیاسی، نقش اول است. در تحلیل میانی باید به تغییراتی بپردازیم که در جامعه ما اتفاق افتاد که با کمترین برخورداری از فرصت های رسانه ای، یک جریان و یک کاندیدا توانست با اشتراک معنی در همه جا به پیروزی برسد، یعنی ما در این انتخابات قادر به تحلیل طبقاتی آرا نیستیم. این در حالی است که در آمدوشد هاشمی و ائتلاف بین روحانی و عارف، این نگرانی وجود داشت که فرودستان جامعه به اعتبار نوعی رسیدگی معیشتی و بحث یارانه ها، رفتاری متفاوت در برابر طبقه متوسط خواهند داشت ولی انگار یک تلنگر منزلتی به همان بخش از جامعه خورد و شاهد هستیم که فرودستان جامعه بیشتر از انتخاب روحانی استقبال کردند چون در توزیع آرای روحانی در کشور می بینیم که مناطق محروم و استان های حاشیه ای از شهرهای بزرگ جلوتر هستند. چرا چنین چیزی در انتخابات رخ داده است در حالی که برخی از کاندیداهای دیگر که شعارهای اقتصادی و پوپولیستی داشتند، نتوانستند از این سطح از آرا برخوردار شوند. برای فهم این مساله باید وارد سطح دوم تحلیل یعنی تغییرات فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران شویم. در کنار این نباید از سطح کلان تحلیل هم غافل شد، همان چیزی که به عنوان تحول تاریخی جامعه ایران یا مساله تاریخی جامعه ایران هم یاد می شود. مساله تاریخی جامعه ایران به همان مساله ناامنی برمی گردد که همیشه در جامعه ایران به عنوان نگرانی مطرح بوده است. این انتخابات و انتخاب روحانی در حقیقت یک واکنش است به اینکه چطور می شود این ناامنی را کنترل کرد و به سمت نوعی اعتدال و عقلانیت رفت.» خانیکی در ادامه به بررسی نقش رسانه ها در انتخابات پرداخت و گفت: «در انتخابات 76 می توانستیم به راحتی بگوییم که رسانه های خرد در برابر رسانه های بزرگ نقش آفرینی کردند. روزنامه سلام و عصر، به تنهایی در انتخابات سال 76 تاثیرگذار بودند. در انتخابات سال 88 شبکه های مجازی و اجتماعی نقش بیشتری داشتند. اما در انتخابات سال 92، گمان می کنم که یک مجموعه ترکیبی از رسانه ها توانست تاثیرگذار و نقش آفرین باشد. فرصت های محدودی که در کمال ناباوری تلویزیون در اختیار کاندیداها گذاشت، شبکه های اجتماعی، مطبوعات اندکی که وجود داشت و در نهایت ارتباطات میان فردی که کارکرد رسانه ای داشتند. اما مساله مهم دیگری هم در کنار ارتباطات چهره به چهره در این میان نقش داشت و آن ارتباطات سیاسی مبتنی بر نوعی دیالکتیک انتقادی بود. بالاخره از چندسال پیش، فضایی وجود نداشت که اطلاح طلبان بتوانند وارد انتخابات شوند و محدودیت های فراوان آنها را به این تردیدهای اولیه ای کشانده بود که اصولاآیا می توانند وارد انتخابات شوند یا خیر. این مساله آنها را وادار کرد تا به سمت کاندیداهایی حرکت کنند که بتوانند رسانه هم باشند. طرح آمدن آقای خاتمی و درست بودن یا نبودن حضور وی در انتخابات، باعث شکل گیری گفت وگوهایی بین طیف های وسیعی از فعالان سیاسی و فرهنگی جامعه شد. این گفت وگوها به بیدارکردن جامعه کمک کرد و با آمدن هاشمی این دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد و باعث سطح دیگری از هوشیاری جامعه نسبت به مساله شد. از سوی دیگر بروز نوعی مدیریت در حاکمیت و تصمیم گیری هایی که می شد، به شکل گیری این گفت وگو کمک کرد. رسانه ها در شناساندن دکتر روحانی و مسایلی که دکتر عارف مطرح می کردند نقش داشتند. کاندیداها از فرصت های مناظره هم استفاده کردند و بالاخره تغییری که در جامعه وجود داشت، زبان خودش را پیدا کرد و زبانش همان کاندیدایی است که به آن رای داد.» خانیکی در پایان سخنانش گفت: «من معتقدم گفتمانی که تحت عنوان اصلاح طلبی شکل گرفت، همه از کاندیداها گرفته تا جامعه را پیش برد و همه طبق گفتمانی حرکت کردند که معنی آن گرایش به نوعی عقلانیت، ثبات، اعتدال و نگرانی نسبت به آینده نامطمئن بود و این همان وضعیت پارادوکسیکال ما را نشان می دهد که یک بخش جامعه دچار دلسردی و انفعال بود و بخش دیگر جامعه به این سمت می رفت که چطور عاقلانه وضعیت خودش را رقم بزند و از دل آن اصلاحاتی بیرون آمد که رنگ و بوی اعتدال داشت و در گرایش به یک تغییر یا تعقل تبلور پیدا می کرد.»
    
     جامعه شناسی اسکیپی، جامعه بی سامان سیاسی و انتخابات انقلاب وار
    علی ربیعی، سخنران بعدی این مراسم، گفت: «جامعه شناسی ما در رفتار شناسی رای دهندگان، جامعه شناسی اسکیپی است. ما نچ نچ می کنیم و با تعجب می گوییم که نتیجه اینطوری شد! این اصلاخوب نیست، چون ما قدرت پیش بینی نداریم. من واردکردن بحث های احساسی و غیرمعقولانه را در مورد تحلیل انتخابات نمی پسندم و باید در جست وجوی علت واقعی این پدیده باشیم.» او افزود: «جامعه ما سامان سیاسی ندارد. انتخابات در بی سامانی سیاسی انتخابات انجام می شود و این بی سامانی سیاسی در ایران علت های مختلف دارد. ولی جوامعی که راه انتخابات را در پیش می گیرند و در این مسیر گام برمی دارند، یکسری لوازمی دارند که جامعه ما فاقد آن است و به همین دلیل است که جامعه ما سامان سیاسی ندارد. انتخاب در کشورها با یک اختلاف چهار تا پنج درصدی قابل پیش بینی است ولی در کشور ما اینکه چه کسی برنده انتخابات می شود، 90درصد تغییر پیدا می کند. ما سامان سیاسی نداریم و لذا غالب انتخابات ما بعد از جنگ، انتخاب های انقلاب وار است یعنی زیروروی اساسی صورت می گیرد.» ربیعی توضیح داد: «افراد جامعه مدنی یک جامعه ای که سامان سیاسی ندارد، به دنبال یک منجی ناشناخته هستند و یکباره تحولات اساسی در جامعه رخ می دهد و این مساله خوشایندی نیست و نشان از بی ثباتی جامعه دارد. در جامعه ما یک سامان در بی نظمی شکل گرفته است که ریشه انتخاباتی ما را تشکیل می دهد و من اسم این را می گذارم «سامانه مبهم منجی خواه» که بر یک تحول ارزشی پدید آمده سوار می شود و با توجه به تغییر نسلی، موضوع این تحول خواهی هم جابه جا می شود و همین مساله آرای انتخاباتی ما را شکل می دهد.»
    او عناصر اصلی آرای انتخاباتی در ایران را به سه گروه تقسیم کرد: «اول: فرآیند تحول خواهی، دوم لج ملی و اینکه اگر مردم احساس کنند شخصی دچار مظلومیت شده است به او گرایش پیدا می کنند و گروه سوم مربوط به اتفاقات شب انتخابات و حرف هایی است که کاندیداها مطرح می کنند که روی میل تغییرخواهی می نشیند. من دلم نمی خواهد به اصلاح طلبان در این انتخابات نمره بالابدهم و بگویم که عقل گرایی اصلاح طلبان، این انتخابات را به وجود آورد. بلکه معتقدم که تغییرخواهی جامعه این انتخابات را رقم زد.
    جامعه در این مناظره ها احساس کرد که روحانی می تواند این تغییرخواهی را نمایندگی کند چون او حرف دل مردم را زد. البته اعتمادی که جامعه به خاتمی داشت هم بی تاثیر نبود و اینجاست که به تعقل گرایی اصلاح طلبان نمره می دهم. از سوی دیگر مظلومیت هاشمی و تعقل وی برای قرارگرفتن پشت روحانی به همراه عوامل مطرح شده، باعث شد که روحانی رای بالایی در انتخابات بیاورد.»
    ربیعی در پایان گفت: «در انتخابات سال 92، هاشمی مظلوم واقع شده بود، جامعه ترسیده بود و شعارهای احمدی نژاد شکست خورده بود، سیاست های داخلی بسته بود، فشارهای خارجی زیاد شده بود و همین مسایل، اساس این تغییرخواهی را شکل می داد و به همین دلیل است که اختلاف چندانی در آرای مناطق روستایی، شهری، تحصیلکرده و... به روحانی وجود ندارد چون همه جامعه دچار یک ترس عمومی نسبت به وضعیت موجود شده بود و شخصا فکر می کنم که بعد از انتخابات جامعه آرام تر و تنش ها کمتر شده است.»
    
    پیروزی امر اجتماعی بر امر سیاسی
    ناصر فکوهی، سخنران بعدی این مراسم بود که با انتقاد از بحث هایی که تاکنون در این جلسه مطرح شده بود، گفت: «در بیشتر این بحث ها به ماجرای انتخابات، نگاه سیاسی شده بود. در حالی که ما بارها گفتیم و بحث کردیم که سیاست و امر سیاسی یا انباشت و چرخش قدرت در جامعه، فقط محدود به جمع کوچکی به نام کنشگران سیاسی نمی شود، در اینجا بیشتر راجع به نقش چهره های سیاسی در انتخابات و نقش آنان صحبت شد و این گفتمان بسیار رایجی در گفتمان سیاسی است.»
    او توضیح داد: «انتخابات در نهایت تقلیل یک سیستم واقعی کنش اجتماعی دارای شکل فرآیندی، پراکنده و غیرقابل مدیریت به یک لحظه خاص و مکان خاص است که همان روز و مکان انتخابات است و همین انتخابات، تخیلی را به وجود می آورد که خودش را به سیستم بزرگ چرخش قدرت در سیستم اجتماعی تسری می دهد. بر همین اساس در بسیاری از افراد این تخیل وجود دارد که پیروزی انتخاباتی لزوما به معنای تغییر در سیستم اجتماعی است در حالی که نه در کوتاه مدت و نه در درازمدت، تغییر در سطح و راس سیستم اجتماعی به معنای تغییر در خود سیستم اجتماعی ـ سیاسی نیست.»
    فکوهی ادامه داد: «اتفاقی که در این انتخابات افتاد، پیروزی امر اجتماعی بر امر سیاسی بود. امر اجتماعی نه در مفهوم مردم بلکه به معنای چیزی که در جامعه موثر است و به صورت قاطعانه جامعه را تغییر می دهد یا به جامعه امکان می دهد که به سمت بهترشدن و به سمتی برود که کنشگران جامعه از آن رضایت بیشتری داشته باشند. امر اجتماعی یعنی کنش در سطح روزمرگی و در شکل پیوستاری آن. اما امر سیاسی چیزی است که در راس سیستم اتفاق می افتد. از 60 تا 70 سال پیش امر اجتماعی در ایران به شکل کاملامشخص و ریشه ای به امر سیاسی متصل شده است.»
    این جامعه شناس افزود: «ببینید که در چندسال اخیر چگونه با این جامعه برخورد شده است. نفی نخبگان، نفی انتقاد، نفی علوم اجتماعی و نفی نیاز به برنامه ریزی با همین باور صورت گرفت که یک سیستم بزرگ اجتماعی را می توان بر حسب روابط و کنش هایی اداره کرد که ما در ابتدای قرن و در دوره قاجار داشتیم. چیزی که در این سال ها در ایران اتفاق افتاد یک پوپولیسم قاجاری بود و نتیجه اش این بود که ضربات شدیدی به سیستم اجتماعی وارد شد. همه این مسایل باعث ایجاد یک واکنش عقلانی هم در حوزه سیاسی و هم در حوزه اجتماعی شد. به نظر من برنده این انتخابات آقای روحانی نیست، بلکه همه هشت کاندیدا بودند چون همه مخالف مسایلی بودند که اتفاق افتاد، بعضی خیلی کمتر و بعضی بیشتر، بعضی از روی اعتقاد واقعی و بعضی به دلیل اینکه جور دیگری نمی توانستند مساله را مطرح کنند. از سوی دیگر فکر می کنم حتی کسانی که به روحانی رای ندادند و به کاندیداهای دیگر رای دادند، با همین عقلانیت رای دادند و حتی خود روحانی هم این مساله را درک کرده چون گفتمانش، گفتمان اصلاح طلبی نیست و می خواهد فراجناحی عمل کند.»
    او تاکید کرد: «جامعه امروز ما را با بیشتر از چندین میلیون دانشجو و فارغ التحصیل، سرمایه اجتماعی بالا، نسبت بالای شهرنشینان نمی توان با گفتمان های سطحی وادار کرد که کنش های اجتماعی مورد نظر ما را انجام دهد. این جامعه در داخل سیستم شناختی خودش به سمت عقلانیت حرکت می کند. اما چیزی که در جامعه ما عوض شده این است که سیستم سیاسی ما پذیرفته که نمی توان با یک جامعه 70، 80 میلیونی که درصد بالایی از افراد آن جوان هستند، جامعه ای را که به شدت سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و دانشگاه ها در آن رشد کرده است، همانند جامعه اواخر دوره قاجار برخورد کرد.» فکوهی در پایان گفت: «وظیفه انجمن جامعه شناسی، دانشجویان، جامعه شناسان و بقیه افراد این است که اگر فضای بهتری برای نقد به وجود آمده، امروز بیشتر از هر زمانی نقد کنند. اگر فضای بهتری برای بحث به وجود آمده، بحث کنند. اگر قدرت سیاسی سر کار آمده است که معتقد است با مخالفان خودش برخورد غیرسیاسی نمی کند و مخالفان خودش را تحت فشار نمی گذارد، از همین امروز نقد این قدرت سیاسی را شروع کنیم. این چیزی است که جامعه ما به آن نیاز دارد هرچند من طرفدار رادیکالیسم و عجله و اتوپیسم نیستم ولی معتقدم از همین قدم اول باید انتخاب های درست صورت گیرد چون همه مردم با توجه به شغل خود درک می کنند که فردی که به عنوان وزیر انتخاب می شود، این سمت چقدر با شغلش تناسب دارد و چه میزان با دلایل سیاسی به این سمت برگزیده است.»

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2759918

 

ایسنا

/بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران/

تحلیل جلایی‌پور از انتخابات: ادعای تبانی را قبول ندارم/جامعه ایران «جنبشی» است نه «شورشی»

کد خبر: 92040201147

یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۴

 

یک تحلیلگر مسایل سیاسی و عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، انتخابات 92 و رای به حسن روحانی را ناشی از پتانسیل جامعه ایران برای حرکتهای جنبشی دانست.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حمیدرضا جلایی‌پور در نشستی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که عصر امروز (یکشنبه) برگزار شد، در بررسی جامعه‌شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری 92، با طرح این پرسش که باید دید چرا روحانی در این انتخابات پیروزی قاطع و غیرمنتظره به دست آورد؟ گفت: از سال 88 تاکنون تندروهای مخالف اصلاحات کوچک‌ترین امتیازی به اصلاح‌طلبان ندادند و به شرایط کنترلی جامعه افزودند و تا جایی که من می‌فهم، در تاریخ 100 ساله ایران چنین رویکردی سابقه ندارد.

وی یادآور شد: از یک سال پیش تمام کسانی که به نحوی می‌خواستند در انتخابات ریاست‌جمهوری فعال شوند شروع به تهدید و ارعاب اصلاح‌طلبان کردند به طوری که وقتی اصلاح‌طلبان می‌خواستند برای انتخابات آماده شوند و از کاندیدای مورد اجماعشان یعنی آقای خاتمی حمایت کنند، نتوانستند و خاتمی اولین کسی بود که گفت باید سراغ هاشمی رفت.

این فعال سیاسی با اشاره به ردصلاحیت بسیاری از کاندیداهای اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر و نیز انتقاد از آنچه کند شدن مستمر شبکه‌های اجتماعی و پارازیت‌های وقت و بی‌وقت بر روی شبکه‌های ماهواره‌ای خواند، تصریح کرد: ما در چنین شرایطی به سمت انتخابات سال 92 پیش رفتیم؛ شرایطی که در آن بخش وسیعی از طبقه متوسط با توجه به اتفاقات سال 88 دیگر نمی‌توانستند شکوفایی‌شان را بروز دهند چراکه ناکام و ناامید بودند. همچنین تعدد کاندیداها شرایطی را فراهم کرده بود که هر کسی با هر سلیقه‌ای را می‌توانست پوشش دهد.

این عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران افزود: اصلاح‌طلبان پیش‌بینی ورود به مرحله دوم را می‌کردند اما اصولگرایان معتقد بودند در همان مرحله اول پیروزند و اگر به دور دوم بروند یا ترکیب قالیباف - جلیلی است یا جلیلی - روحانی.

وی با بیان اینکه "انتخابات ریاست‌جمهوری 92 در نوع خود بی‌نظیر بود و حتی از این نوع انتخابات در سوئیس نیز شاهد نبوده‌ایم و در حالی این نتیجه به دست آمد که اتفاقات سال 88 را پشت سر گذاشته‌ایم"، افزود: معتقدم باید دلیل این رخداد را در پتانسیل جنبشی مردم ایران تحلیل کرد. البته موضوعاتی مثل گسترش نارضایتی اقتصادی یا نگرانی امنیتی از آینده کشور در تشدید این جنبش و گسترش آن دخالت داشتند اما دلیل اصلی آن نبود.

جلایی‌پور ادامه داد: برخلاف برخی، من معتقدم جامعه ایران جامعه‌ای توده‌ای نیست اما عوامل مستعدکننده وجود دارند. بیش از آنکه جامعه ایران انقلابی و شورشی داشته باشد و در خود آدم‌های سرخورده و مأیوس پرورش دهد، یک جامعه با پتانسیل جنبشی است. بعد از انتخابات همه شوکه شده بودند و حتی تحلیلگران آمریکایی کلاه از سر برداشتند.

این استاد جامعه‌شناسی با بیان اینکه "در بخش زیادی از جامعه ما فردیت شکل گرفته است"، اظهار کرد: در جامعه شاهد یک نوع فردیت نهادینه شده هستیم. هرکدام از افراد مثل یک سازمان و تشکل عمل می‌کنند و این برای جنبش انتخاباتی سال 92 امری تعیین‌کننده بود.

این عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همچنین به هوشیاری جمعی اصلاح‌طلبان و هوادارانشان اشاره کرد و گفت: معتقدم اصلاح‌طلبان هم واقعیت ایران را شناختند و هم ساختند. آنها روند نارضایتی‌ها را تشدید کردند و فهمیدند که با وجود همه نارضایتی‌ها مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد. آنها اعلام کردند که با وجود اینکه برخی مسائل سال 88 پاسخ داده نشده است، در انتخابات شرکت می‌کنند اما با کاندیداهایی که "تبلیغات سرخود" هستند یعنی افرادی مثل خاتمی و هاشمی که برای مردم و عموم جامعه شناخته‌شده‌اند.

وی همچنین تصریح کرد: خاتمی برای نیامدنش به عرصه انتخابات دلایلش را گفت و هاشمی بر عرصه انتخابات پا گذاشت و معتقدم یکی از دلایل رخداد بزرگ انتخاباتی سال 92، ثبت‌نام این روحانی 79 ساله است. دو ساعت پس از ثبت‌نام هاشمی در تمام شهرهای ایران موضوع کاندیداتوری او مطرح شد و آثار جوانه‌های جنبش اجتماعی از ثبت‌نام هاشمی آغاز شد. اگر هاشمی در انتخابات می‌ماند 30 میلیون رای می‌آورد و به گفته خودش اصلا در شورای نگهبان بحث سن و سال مطرح نبوده است.

این فعال نزدیک به اصلاح‌طلبان تاکید کرد: با ردصلاحیت هاشمی امید مردم تبدیل به یک نگرانی عمومی شد و فردی که تا آن موقع نماد اشرافیت بود مورد اقبال مردم قرار گرفت.

جلایی‌پور موضوع ائتلاف میان عارف و روحانی را از دلایل اثرگذار بر جنبش انتخاباتی دانست و گفت: معتقدم ائتلاف ابتدا کار جوانان شهرستان‌ها در ستادهای عارف و روحانی بود. آنها شعار ائتلاف دادند و پای آن ماندند و از طرفی خاتمی نیز بر این موضوع تمرکز داشت. انتقادی که در سال‌های گذشته به خاتمی وجود داشته این است که با وجود رهبریت اصلاح‌طلبان، رهبری نمی‌کند ولی ما دیدیم در این مقطع او این کار را کرد و ائتلاف عارف و روحانی را پذیرفت و به همین دلیل شاهد رای بالای مردم در روستاها و استانهای مختلف کشور مثل گیلان و سیستان و بلوچستان به آقای روحانی بودیم.

وی همچنین از مقام معظم رهبری به خاطر اینکه اجازه نداد در ساعات اولیه پایان رای‌گیری رای‌خوانی شود، تشکر کرد چراکه به گفته او این اقدام به آرامش در انتخابات و پس از آن کمک کرد.

این جامعه‌شناس و تحلیلگر مسایل سیاسی با طرح این مساله که برخی معقتدند در این انتخابات تبانی شده است، تصریح کرد: من این حرف را قبول ندارم. انتخابات سال 92 و جنبش انتخاباتی که به راه افتاد در قلب گرفته جامعه سیاسی ایران یک فنر گذاشت. خوشبختانه جامعه ایران به عمل قلب باز احتیاج نداشت اما این را هم دقت کنیم که فنر خاصیت‌های خود را دارد.

این عضو هیات علمی دانشگاه در پایان خطاب به مسئولان و مدیران کشور تاکید کرد: باید اجازه داد تا پتانسیل جنبشی جامعه تخلیه شود. ما در سال‌های 76، 88 و 92 شاهد تخلیه پتانسیل جنبشی جامعه بوده‌ایم و عمیقا معتقدم جامعه ایران پتانسیل جنبشی دارد نه شورشی و انقلابی.

http://isna.ir/fa/news/92040201147/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C

 

بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران/

حاضری: انتخابات سال 92 نماد پیچیدگی جامعه سیاسی ایران است

کد خبر: 92040201152

یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۶

 

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با تحلیل انتخابات 24 خرداد 92 گفت: این انتخابات نماد پیچیدگی‌های جامعه سیاسی ایران است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، علی‌محمد حاضری عصر امروز در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان اینکه در انتخابات شاهد بودیم که یک جناح منتقد و مخالف در کمال ناباوری به پیروزی رسید، افزود: ما پس از انتخابات و در هفته گذشته شاهد دو جشن ملی با دو ویژگی سیاسی و غیرسیاسی بودیم و خوشبختانه تراکم مطالبات شادی‌طلبانه مردم یکجا با هم پاسخ داده شد و نکته مهم این بود که در فرآیند برگزاری این جشن‌ها نیروهای خودسر اجازه فرمان حمله به مردم پیدا نکردند و نتوانستند خودسرانه وارد شوند.

وی اضافه کرد: نکته مهم دیگر در این انتخابات این بود که بخش‌های کمتر توسعه یافته کشور توانستند مواضع قوم‌گرایانه و پوپولیستی خود را نشان دهند و ظرفیت اینگونه مواضع امکان ظهور و بروز پیدا کرد.

حاضری به روند افزایش رو به رشد رای حسن روحانی در روزهای منتهی به انتخابات اشاره کرد و گفت: این سرعت و ظرفیت فراتر از جنبش‌های جدید که اکنون از آن نام برده می‌شود و سرعت تحولات در یکی - دو روز آخر مانده به انتخابات در ساختن سونامی رای برای آقای روحانی بی‌نظیر بود و ما در واقع شاهد انتقال پیام به صورت چهره به چهره بودیم که این ظرفیت فراتر از ظرفیت رسانه بود. این رای محصول انتقال پیام از طریق چهره به چهره بود.

این استاد جامعه‌شناسی همچنین با بیان اینکه "این انتخابات نکته نازیبایی را برای ما جامعه‌شناسان به اثبات رساند"،‌ تصریح کرد: این نکته نازیبا اثبات ضعف و ناکارآمدی نظام نظرسنجی غیرعلمی و مهندسی شده در ایران بود و باید ابراز تاسف کرد که ما در حوزه نظرسنجی بسیار ضعیف هستیم و بسیاری از نظرسنجی‌ها تحت مدیریت‌های غیرعلمی و مهندسی شده است و ما این را در انتخابات سال 92 به عینه مشاهده کردیم.

وی در ادامه به تحلیل آرای برخی دیگر از کاندیداهای انتخابات ریاست‌جمهوری پرداخت و گفت: آقای قالیباف در ابتدا از پایگاه رای طبقه متوسط شهری برخوردار بود که این به خاطر نقش خود و همچنین تکیه بر برخی از نیروها و همچنین مواضعی که داشت، بود ولی ما در روزهای منتهی به انتخابات شاهد روی‌گردانی بخشی از طبقه متوسط شهری مورد هدف آقای قالیباف از وی بودیم و این به خاطر این بود که وی خواسته یا ناخواسته در آخرین لحظات مجبور شد در گوشه‌ رینگ از سمت مطالبات طبقه شهری به سمت مطالبات دیگر روی بیاورد و در واقع تغییری بدهد و طبقه متوسط شهری نیز با توجه به این تغییر در مواضع آقای قالیباف و مطالباتی که پیگیری می‌کرد، در آخرین روزها نماد خود را در جای دیگر یعنی آقای روحانی دید و قالیباف با این کار در واقع به تغییر نظر بخشی از جامعه شهری کمک کرد.

حاضری همچنین به آنچه عقلانیتِ اصلاح‌طلبی برای ائتلاف و نقطه مقابل آن در بین اصولگرایان خواند اشاره کرد و گفت: در زمانی گفته می‌شد که در بین اصولگرایان به لحاظ رفتاری این امکان وجود دارد که توسط شیوخ مدیریت شوند، در این انتخابات مشاهده کردیم که عقلانیت اصلاح‌طلبی ظرفیت ورود و بروز پیدا کرد و نتیجه تبعیت از عقل جمعی را در خود مشاهده کرد در حالیکه در جریان اصولگرا اینگونه نبود و در آن جریان منافع شخصی و تعارض‌ها نتایج خود را نشان داد.

این استاد دانشگاه در ادامه به چند ویژگی این مساله اشاره کرد و گفت: اصلاح‌طلبان در این انتخابات در ابتدا با یک موج گسترده از تنوع مواضع و آرا روبرو بودند؛ یک طرف موضع حضور بی‌قید و شرط و به هر قیمتی برای حداقل ایفای نقش در جامعه را برای انتخابات مطرح می‌کرد و از سوی دیگر ما شاهد مواضع رادیکال از سوی بخشی از این جریان از جمله بحث تحریم و عدم شرکت به خاطر اتفاقات و پیامدهای سال 88 بودیم و در واقع باید گفت شاهد مواضع گوناگونی در این جبهه بودیم اما مدیریت عقلایی و غیرپوپولیستی جریان اصلاح‌طلب این دو طیف را به نقطه میانه عقلانیت حساب‌گرایانه ترجمه و نزدیک کرد و نتیجه آن حضور با کاندیدای حداکثری در عرصه انتخابات بود، البته نه با هر قیمتی.

وی با اشاره به اهمیت محوریت خاتمی در تمرکز مدیریتی اصلاح‌طلبان و با بیان اینکه "در راه تحقق این موضوع موانع و فشارهای زیادی نیز وجود داشت"، گفت: ما برای رسیدن به این روند شاهد برگزاری جلسات مستمر و تحلیل‌های اقناعی بودیم. در جلسات نظرات مختلف مطرح می‌شد و سعی بر اقناع همه افراد بود. این مرکزیت با سعه صدر تمام استدلال‌ها را شنید و به ضرورت حضور اجماعی با کاندیدای حداکثری در عرصه انتخابات رسید و در پی آن نیز بحث ضرورت حضور خاتمی یا آقای هاشمی در انتخابات ایجاد شد.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها افزود: در مورد آقای خاتمی فشار بر این بود که وی ردصلاحیت می‌شود و در مورد آقای هاشمی نیز تا قبل از ثبت‌نام این موضع وجود نداشت که ردصلاحیت می‌شود بلکه گفته می‌شد هاشمی ممکن است رای نیاورد، ولی در مورد آقای خاتمی فشار بر این بود که خاتمی ردصلاحیت می‌شود و ما این را از سوی رسانه‌هایی مانند کیهان که اگر نماد مرکزیت نیروهای امنیتی بدانیم شاهد بودیم.

حاضری خاطرنشان کرد:‌ در پرتو عقل جمعی و شجاعت آقای هاشمی، او وارد عرصه شد و معادلات تغییر کرد و با توجه به عقل جمعی نهادینه شده در جریان اصلاح‌طلبان پس از ردصلاحیت آقای هاشمی، اصلاح‌طلبان در پی جایگزینی آقای هاشمی برآمدند.

این استاد دانشگاه در پایان با بیان اینکه "این انتخابات نماد پیچیدگی جامعه سیاسی ایران است"، گفت: این انتخابات از یک سو ظرفیت بالای رفتار حزبی نهادینه شده در بخشی از جامعه مدرن ایران را و از سوی دیگر تجارب و دستاوردهای ذخیره شده در جامعه ملی ایران را برای هوشیاری ملی و اجتماعی در روزهای آخر انتخابات را نشان داد.

http://isna.ir/fa/news/92040201152/%D8%AD%D8%A7%D8%B6%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84-92-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87

 

/بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران/

علی ربیعی:انتخاب مردم اغلب انقلاب‌گونه بوده است/نتایج انتخابات در ایران قابل پیش‌بینی نیست

کد خبر: 92040201194

یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ - ۱۹:۱۷

 

یک تحلیلگر مسایل سیاسی و استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: در اغلب دوره‌های انتخابات بعد از جنگ، انتخاب‌های مردم انقلاب‌گونه و انقلاب‌وار بوده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، علی ربیعی عصر امروز در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه‌شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان اینکه "رفتارشناسی رای‌دهندگان در تمام دنیا برای نظام‌های سیاسی مهم است"، گفت: پویایی جامعه، ثبات آن و همچنین فهم رفتار مردم در انتخاب‌های سیاسی آنها معنادار است.

وی با انتقاد از نحوه نظرسنجی‌ها در کشور اظهار کرد: نظرسنجی‌ها در کشور ما بیشتر توسط نهادهای شبه‌دولتی و با بار امنیتی انجام می‌شود و برخی از آنها نیز در آستانه انتخابات نیز مربوط به کاندیداهاست و جنبه تبلیغاتی دارد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه "رفتارشناسی درستی در حوزه رفتاری رای‌دهندگان در کشور وجود ندارد و ما کتاب یا مقاله‌های زیادی در این زمینه نداریم"، تصریح کرد: معمولا نتایج انتخابات در چند دوره اخیر در کشور ما غیرقابل تصور و پیش‌بینی بوده است و این موضوعِ مفید و جالبی نیست بلکه نگران‌کننده است.

ربیعی با بیان مثالی در این زمینه گفت: در انتخابات سال 76 آقای ناطق‌نوری که دوست محترم و بااخلاقی است، به ما می‌گفت مگر شک دارید که من رای می‌آورم؟ از طرف دیگر آقای خاتمی می‌گفت من آمده‌ام که فقط حرفم را بزنم و صدایم شنیده شود ولی دیدیم که نتیجه آن شد. در سال 84 نیز کسی فکر نمی‌کرد احمدی‌نژاد بیاید و رییس‌جمهور شود و ما حد او را چنین نمی‌دیدیم ولی دیدیم که مردم او را انتخاب کردند.

این فعال سیاسی با بیان اینکه "در انتخابات اخیر نیز ترس و دلهره داشتیم و رفتار مردم برای ما قابل پیش‌بینی دقیق نبود"، گفت: این اصلا چیز خوبی نیست و من معتقدم که رفتار انتخاباتی مردم ما بر اساس جامعه‌شناسی اسکیپی است.

وی با بیان اینکه "ما باید علت واقعی رفتار مردم در عرصه انتخابات را دریابیم و به آن توجه کنیم"، اظهار کرد: ما در کشورمان سامان سیاسی نداریم و در یک بی‌سامانی سیاسی انتخابات انجام می‌شود؛ البته ممکن است برخی بگویند این بی‌سامانی سیاسی امر خوبی است ولی خوب نیست و این امر علت‌های مختلفی دارد که برخی از آنها جنبه تاریخی دارد.

ربیعی با بیان اینکه کشورهایی که راه انتخابات را در پیش می‌گیرند یکسری لوازم را برای آن در نظر دارند که این لوازم را سامانه سیاسی آنها می‌سازد ولی ما در کشور با فقدان این موضوع روبرو هستیم، گفت: جامعه مدنی ما سامانه سیاسی برای انتخابات ندارد. در دیگر کشورها نتایج انتخابات تقریبا قابل پیش‌بینی است ولی در کشور ما اینگونه نیست و مثلا حدود 10 درصد را می‌توان پیش‌بینی کرد و 90 درصد آن غیرقابل پیش‌بینی است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه "اغلب دوره‌های انتخابات در کشور ما بعد از جنگ با انتخاب‌های انقلاب‌گونه و انقلاب‌وار مواجه بوده است"، گفت: ساختار قدرت در کشور ما از زمان پهلوی تا الان علاقه داشته که با مردم به صورت مستقیم حرف بزند و رفتار توده‌گرایانه داشته است به نحوی که میانجی بین مردم و حکومت وجود نداشته باشد. صرف‌نظر از این موضوع که این امر چه لذت‌ها یا نالذت‌هایی دارد، اعضای جامعه مدنی در کشور ما دنبال منجی ناشناخته هستند.

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه "نتایج انتخابات با این وضع برای ما غیرقابل پیش‌بینی بود"، خاطرنشان کرد: ما تصور چندان روشنی از اتفاقات نداشتیم.

ربیعی با اشاره به فضای موجود در کشور تا قبل از برگزاری انتخابات گفت: رسانه‌ها بعضا در فشار بودند که حتی از آقای خاتمی و دیگر سران اصلاح‌طلب حرفی نزنند و حتی تا سه - چهار روز قبل از انتخابات ما شاهد چنین فشارهایی بودیم. از سوی دیگر هشت سال بود که تلویزیون آقای خاتمی را شطرنجی نشان می‌داد و ما با این دشواری‌ها در عرصه انتخابات روبرو بودیم و با توجه به همین دشواری‌ها وارد فضای انتخابات شدیم.

وی با بیان اینکه "آنچه که گل انتخابات ما را شکل داد، یک سامان در بی‌نظمی یا به عبارت دیگر سامانه مبهم منجی‌خواه بود"، اظهار کرد: ما شاهد ایجاد یک موج در آستانه انتخابات در کشور بودیم که بر این موج، تحول ارزشی، تغییر و تحول‌خواهی سوار بود.

این فعال سیاسی با بیان اینکه "بعد از جنگ بر اساس تحول نسلی، موضع تحول‌خواهی در جامعه ما متفاوت شده است"، افزود: موضوع دیگری که در این زمینه مهم بود، یک لج ملی بود که ما بعضا شاهد شکل‌گیری آن در کشور هستیم و نباید آن را شوخی گرفت.

این استاد دانشگاه ادامه داد: ایرانی‌ها وقتی احساس می‌کنند یک نفر مظلوم واقع شده است، بیشتر به سمت و سوی آن می‌روند و در واقع این موضوع یعنی لج ملی، در عرصه تصمیم‌گیری مردم در جامعه ما بعضا به صورت اثرگذار عمل می‌کند.

وی با اشاره به اهمیت میل تغییرخواهی در جامعه ایران گفت: من نمی‌خواهم در این عرصه به اصلاح‌طلبان نمره بالا بدهم و بگویم که آنها چنین موجی را ایجاد کردند و نقش اصلی را در این زمینه ایفا کردند. در کنار آن نمی‌خواهم با ذوق بگویم که عقل‌گرایی ایجاد شده در بین اصلاح‌طلبان نقش اساسی را ایفا می‌کرده، بلکه معتقدم این تغییرخواهی است که باید مورد توجه ویژه قرار بگیرد.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در ادامه با ذکر مثال‌هایی در این زمینه اظهار کرد: در مجلس سوم،‌ دو سوم مجلس دست جریان چپ بود و در انتخابات مجلس چهارم مرحوم توسلی نفر سی و یکم شدند و آقای ناطق‌نوری به دور دوم راه پیدا کردند و در آن زمان محمدجواد لاریجانی که نماد مذاکره با غرب بود، آقای ابوترابی که نماد احترام به جنگ بود و همچنین آقای حسینی که نماد اخلاق در خانواده است، در انتخابات مجلس در تهران حائز رتبه‌های اول تا سوم شدند.

ربیعی با بیان اینکه از همان دوره موج تغییرخواهی ایجاد شد، گفت: ‌در آن دوره هژمونی گفتمان چپ ضعیف نبود ولی تغییرخواهی به آن هژمونی «نه» گفت. در انتخابات سال 76 این تغییرخواهی نسبت به کانون قدرت و طبقه متوسط رو به بالای اقتصادی و فرهنگی شکل گرفت.

وی با بیان اینکه "در این زمینه کاریزمای آقای خاتمی و لج ملی نیز تاثیرگذار بود"، اظهار کرد: پدیده دوم خرداد بر اساس یک تغییرخواهی و تحولات اساسی ارزشی ایجاد شد و انتخاب خاتمی نتیجه این تحول‌خواهی بود.

ربیعی همچنین به انتخابات سال 84 اشاره کرد و یادآور شد:‌ به اعتقاد من احمدی‌نژاد نیز در سال 84 رای تغییرخواهی را آورد و در واقع رای واقعی آورد و جامعه به آن رای داد. او در مناظره‌ها گفت اینها باید بروند ولی نگفت که چه کسانی باید بیایند. وقتی که او گفت اینها باید بروند، ضمیرش را مشخص نکرد ولی جامعه متوجه ضمیر آن شد. گفتمان احمدی‌نژاد علیه وضع موجود آن زمان و علیه 30 سال قبل بود.

این فعال سیاسی با بیان اینکه احمدی‌نژاد بر روی موج تغییرخواهی نسبت به کانون قدرت و بزرگ‌نمایی در مورد برخی از افراد سوار شد، گفت: البته جنس آن تغییرخواهی متفاوت بود.

وی در ادامه به انتخابات ریاست‌جمهوری 24 خرداد 92 اشاره کرد و گفت: در انتخابات کنونی هاشمی مظلوم واقع شده بود، جامعه ترسیده بود و سیاست‌های احمدی‌نژاد شکست خورده بود، فشار اجتماعی زیاد بود و جامعه نگران بود و اینها باعث ایجاد موج تغییرخواهی شد. ضمن اینکه جامعه احساس کرد که رأی‌اش اثرگذار است و این مساله بواسطه اطمینان‌بخشی صورت گرفته از ناحیه رهبری بود.

این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه "باید تحلیل کرد که چرا آرای اقشار مختلف جامعه از طبقات گوناگون به هم نزدیک بوده و این آرا به سمت یک نفر رفته است"، اظهار کرد: به نظر می‌رسد که این موضوع از یک ترس عمومی و دلشوره عمومی منشاء گرفته است.

وی با بیان اینکه "من احساس می‌کنم بعد از انتخابات، درگیری‌ها و تنش‌ها در بین مردم کمتر شده است"، خاطرنشان کرد: بر اثر این تحولاتی که در جامعه رخ داد و نقشی که آقای هاشمی ایفا کرد جامعه فهمید اثر فحش‌هایی که نسبت به شخص ایشان روا داشته شده دروغ بوده است که البته من معتقدم تمام این فحش‌ها و حرف‌ها دروغ بوده است.

ربیعی با بیان اینکه "مظلومیت آقای هاشمی، لج ملی و موج تغییرخواهی در ایجاد نتایج این انتخابات بسیار موثر بود"، گفت: وقتی هاشمی ردصلاحیت شد این لج ملی بیشتر شد و از طرف دیگر این تغییرخواهی که ناشی از وجود یک ترس در جامعه بود در پشت آقای روحانی قرار گرفت. جامعه در واقع ترسیده بود و شاهد نگرانی در بین مردم بودیم. هر روز ارزش پول ملی کمتر می‌شد و به نظر من در موج ایجاد شده اقشار و طبقات مختلف بسیار تاثیرگذار بودند.

این فعال سیاسی به تعطیلی دانشگاه‌ها در آستانه انتخابات اشاره کرد و افزود: دانشگاه‌ها تعطیل شدند و سه میلیون دانشجو به شهرها و روستاها یعنی محل سکونت خود رفتند و در راستای ایجاد این موج تغییرخواهی موثر بودند.

وی با اشاره به مناظره‌های انتخاباتی تصریح کرد: مردم در مناظره‌ها احساس کردند که روحانی می‌تواند موج تغییرخواهی آنها را نمایندگی کند و در واقع حرف‌ها و مطالبی را زد که حرف دل مردم بود و یا به قول ما کف خیابانی بود، مطالبی که مردم در زندگی روزمره خود با آن روبرو هستند.

ربیعی با بیان اینکه "اعتماد جامعه به آقای خاتمی نیز در ایجاد این نتایج بی‌تاثیر نبود"، گفت: در اینجا می‌توانیم به تعقل‌گرایی اصلاح‌طلبان که توانست بازی را هدایت کند نمره بالایی بدهیم.

این استاد دانشگاه در پایان با بیان اینکه "در عرصه این انتخابات شاهد بودیم که تدبیر آقای هاشمی پشت سر آقای روحانی قرار گرفت"، اظهار کرد: این نیز یکی از عوامل موثر در استقبال عمومی به آقای روحانی و کسب رای بالا از سوی وی بود.

ربیعی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با بیان اینکه "من نگران این هستم که جریانی راه بیفتد که توقعات را از دولت بالا ببرد"، گفت: اگر چنین اتفاقی بیفتد و توقعات بالا برود و دولت نتواند به این توقعات پاسخ دهد، برای دولت مشکل ایجاد می‌شود.

این استاد دانشگاه در برابر اظهار نظر یکی از حاضران مبنی بر اینکه نهاد قدرت اجازه نمی‌دهد سامانه سیاسی در کشور ایجاد شود، پاسخ داد: در دوره‌های مختلف، کشور از افراط آسیب دیده است. در هر دوره‌ای که نهالی را کاشته‌ایم، افراطی‌گری اوج گرفته و این نهال کاشته شده از بین رفته است. ما نباید اینقدر به مسائل بصورت دایی‌جان ناپلئونی نگاه کنیم. وقتی که ما بر اساس افراط بخواهیم مسائل را تحلیل کنیم، تحلیل ما تحلیل درستی نخواهد بود.

وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره آرای سلبی در انتخابات نیز گفت: اگر شما آرای سلبی به کسی می‌دهید، در مقابل آن می‌خواهید چیزی را ایجاد کنید و در برابر هر سلبی، یک ایجاب هست.

ربیعی با اشاره به برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه انتخابات یک «نه» بزرگ به وضع موجود بود، اظهار کرد: در دل این «نه» یک مساله ایجابی نهفته است و در واقع شما تلاش دارید چیزی را جایگزین کنید و در برابر هر موضع سلبی یک مساله ایجابی وجود دارد.

این استاد دانشگاه در ادامه با ذکر مثالی در این زمینه گفت: یک نفر به من گفت که چرا آقای خاتمی را دوست داری و من به او گفتم من آقای خاتمی را دوست دارم به خاطر اینکه خیلی کارها را نمی‌کند، مثلا آبروی مردم را نمی‌برد، به زندگی خصوصی کسی نمی‌رود و دوست ندارد به مردم دروغ بگوید و من خاتمی را به خاطر خیلی از کارهایی که انجام نمی‌دهد، دوست دارم.

http://isna.ir/fa/news/92040201194/%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%BA%D9%84%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%87

 

 

/بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران/

هادی خانیکی: با آمدن هاشمی به انتخابات، صفی از هوشیاری و آگاهی بوجود آمد

کد خبر: 92040201196

یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ - ۱۹:۵۱

 

یک استاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: با آمدن هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری، دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد و سطحی از هوشیاری و آگاهی را در جامعه شاهد بودیم، به شکلی که کمک کرد گفت‌وگویی عقلانی در بخش‌هایی از حاکمیت شکل گیرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، هادی خانیکی در سخنانی در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با اشاره به نظرسنجی‌هایی که قبل از انتخابات و روزهای منتهی به انتخابات انجام می‌شد، اظهار کرد: بسیاری از نظرسنجی‌ها سمت و سویی که امروز شاهد آن هستیم را نشان می‌داد اما اعلام نمی‌شدند و معتبرترین نظرسنجی‌ها متعلق به سازمان صداوسیماست که اتفاقا نتایج آن نشان می‌دهد سمت و سوی مردم به همان جهتی بود که در انتخابات حرکت کردند اما نتیجه اعلام نشد.

وی با اشاره به ظرفیت‌های رسانه‌ای گروه‌ها و کاندیداهای مختلف در انتخابات اظهار کرد: پیروز انتخابات با کمترین برخورداری از فرصت‌های رسانه‌ای توانست موفق شود و از دورترین روستاها تا مراکز شهری، خانواده شهدا، نخبگان، دانشجویان و امثال اینها به او رای دادند. در برخی جاها که صندوق سیار وجود داشت، مثلا در استانداری‌ها، صددرصد به روحانی رای دادند.

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در سال 92 شاهد مجموعه ترکیبی از رسانه‌ها بودیم که بر آراء مردم تاثیرگذار بودند. کاندیداها از فرصت‌های محدودی که در کمال ناباوری تلویزیون در اختیار آنها قرار داد استفاده کردند و ارتباطات میان‌فردی و سیاسی با جامعه ایجاد کردند که به نوعی مبتنی بر دیالکتیک انتقادی بود. از یک سال پیش اصلاح‌طلبان با محدودیت‌های امنیتی و سیاسی روبرو بودند و فضایی را نمی‌دیدند که بخواهند وارد عرصه انتخابات شوند و از همین رو آنها به سمت کاندیداهایی رفتند که خودشان رسانه بودند.

خانیکی افزود: با آمدن هاشمی، دیالکتیک انتقادی به سطح جامعه منتقل شد و خود به خود صفی از هوشیاری و آگاهی به وجود آمد که به بروز تصمیمات عقلانی در حاکمیت نیز کمک کرد و البته معتقدم نیستم که این تصمیمات به طور کامل عقلانی بوده باشد و آنچه بعد از انتخابات شاهد بودیم، شکل‌گیری گفتمان اصلاح‌طلبی یا اعتدال‌گرایی یا ترکیبی از این دو در کنار اصولگرایی معتدل بود.

وی با اشاره به برخی تحلیل‌ها درباره وضعیت آراء اقشاری از جامعه گفت: برخی قبل از انتخابات معتقد بودند که فرودستان جامعه به اعتبار نوعی رسیدگی معیشتی که به آنها از سوی دولت شده بود رفتاری در برابر طبقه متوسط خواهند داشت اما چنین اتفاقی نیفتاد و فرودستان جامعه بیشترین اقبال را به شخص آقای روحانی داشتند، بویژه اینکه مناطق محروم و استان‌های حاشیه‌ای از شهرهای بزرگ در رای به آقای روحانی جلوتر بودند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: جامعه نسبت به سرنوشت عقلانیت و ثبات در آینده نگران شده بود و مطمئن نبود که اگر این عقلانیت اکنون شکل نگیرد آینده روشنی در انتظارش باشد. من در انتخابات یک کاندیدا را ندیدم که از وضع موجود در کشور دفاع کند و همه از این وضعیت نگران بودند و این یکی از ویژگی‌های انتخابات 92 بود.

http://isna.ir/fa/news/92040201196/%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%86-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B5%D9%81%DB%8C

 

/بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران/

فکوهی: باید از فرصت حضور روحانی استفاده کرد/معیدفر: با بیم و امید به وضعیت موجود نگاه کنیم

کد خبر: 92040201209

یکشنبه ۲ تیر ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۹

 

یک استاد دانشگاه تهران گفت: باید از فرصت بوجود آمده پس از انتخابات و رویکرد اعتدال‌گرایی استفاده کرد و فضای نقد و بررسی را افزایش داد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ناصر فکوهی در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان اینکه "بحث‌های امروز بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارد"،‌ گفت: بهتر است در تحلیل چیستی رای مردم در انتخابات سال 92 در دانشکده علوم اجتماعی نگاهی جامعه‌شناختی داشته باشیم.

وی ادامه داد: از شروع دولت احمدی‌نژاد در سال 84 و ادامه آن در سال 88 آنچه دنبال کرده‌ایم این است که سیاست و امر سیاسی و چگونگی توزیع،‌ انباشت و چرخش قدرت در جامعه صرفا به یک دایره کوچک به نام کنش‌گران رسمی سیاسی محدود نمی‌شود که بخواهیم در تحلیل هشت سال گذشته فقط در این چارچوب حرکت کنیم.

این استاد دانشگاه تهران تصریح کرد:‌ در مباحثی مثل انتخابات و حتی در پیشرفته‌ترین سیستم‌های سیاسی انتخابات در نهایت تقلیل یک سیستم واقعی کنش اجتماعی است که شکلی فرآیندی، پراکنده و غیرقابل مدیریت دارد و یک لحظه و مکان خاص در انتخابات است.

فکوهی با بیان اینکه "این احساس وجود دارد که پیروزی یک فرد در انتخابات به معنی تغییر در کشور است"، اظهار کرد: لزوما تغییر حتی در راس سیستم اجتماعی به معنی تغییر در خود سیستم اجتماعی نیست.

وی خاطرنشان کرد: اتفاقی که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 افتاد و حتی قبل از آن هم شاهدش بودیم، پیروزی امر اجتماعی به امر سیاسی بود؛ امر اجتماعی، نه به مفهوم مردم، بلکه آن چیزی که در یک جامعه موثر است و کمک می‌کند که جامعه به سمت بهتر شدن حرکت کند. امر اجتماعی، کنش در سطح روزمرگی مستمر مردم است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از حدود 70 سال پیش امر اجتماعی در ایران به شکل کاملا مشخص و ریشه‌ای به امر سیاسی متصل شده است و بروز آن را در اقتصاد و سیستم نفتی شده ایران می‌بینیم. جامعه‌ای که برای مشکلاتش پول‌درمانی می‌کند جامعه‌ای است که امر اجتماعی در آن به امر سیاسی گره می‌خورد.

فکوهی با اشاره به انتقادهایی که به رفتارهای دولت در هشت سال گذشته از سوی منتقدان و تحلیلگران وارد شده است، گفت: دولت قبل را متهم به پوپولیسم می‌کنند اما من معتقدم جامعه ما از سال‌های گذشته دچار نوعی پوپولیسم قاجاری بوده است و این نگرش، ضرباتی را به سیستم اجتماعی کشور وارد کرده که واقعه بزرگی مثل انقلاب اسلامی چنین ضرباتی را به سیستم اجتماعی نزد. انقلاب که شد، سازمان برنامه از بین نرفت اما در چند سال گذشته از بین رفت و در کنار آن شورای پول و اعتبار و صندوق ذخیره ارزی نیز از بین رفتند.

وی اضافه کرد: به نظر من همه اینها نوعی واکنش عقلایی در حوزه سیاسی و مردم ایجاد کرد و فکر نمی‌کنم برنده انتخابات آقای روحانی بوده باشد بلکه برنده هر هشت کاندیدا بودند، چراکه مخالف وضع موجود بودند؛ البته هر کدام به یک کیفیت.

این استاد دانشگاه با انتقاد از برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه گفته می‌شود مردم در انتخابات 92 به سمت عقلانیت حرکت کردند، گفت: مردم در داخل سیستم شناختی خود به سمت عقلانیت حرکت می‌کنند نه تنها امروز، بلکه چهار یا هشت سال گذشته هم عقلانیت را می‌خواستند. آنچه در این انتخابات تغییر کرده است، این است که سیستم سیاسی این مساله را به شکل نسبی درک کرد که جامعه 70 - 80 میلیونی ایران که در آن بیش از 60 درصد مردم جوان هستند و به شدت در دانشگاه‌ها رشد کرده‌اند را نمی‌توان مثل یک جامعه دوران قاجاری هدایت کرد.

فکوهی تاکید کرد: فکر می‌کنم حتی کسانی که به روحانی هم رای ندادند با همین نیت پای صندوق‌های رای آمدند و خواستند که به عقلانیت رای دهند.

این استاد دانشگاه، گفتمان فراجناحی روحانی را مورد توجه قرار داد و گفت: روحانی توانسته است از جامعه بازخورد مورد نظرش را بگیرد و وظیفه انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و جامعه‌شناسان و متفکران پیش از هر زمان این است که اگر فضای بهتری برای نقد امروز بوجود آمده است، بهتر است از این فضا استفاده کنند و مسائل و مباحث مختلف را به بحث بگذارند.

وی کابینه پیشنهادی آقای روحانی را معیار خوبی برای تشخیص نگاه و رویکرد دولت منتخب دانست و افزود: انتخاب آقای روحانی برای کابینه مشخص می‌کند که او یک انتخاب سیاسی دارد یا بر اساس نیازهای جامعه کابینه‌اش را معرفی می‌کند. من طرفدار رادیکالیسم، حداکثرخواهی و عجله نیستم اما معتقدم از همان گام اول باید انتخاب‌ها تخصصی باشد.

فکوهی با اشاره به فضای بسته در سالهای گذشته بویژه در عرصه دانشگاهی و فرهنگی گفت: من در چهار سال گذشته شخصا تحت فشار نبودم اما بسیاری از افراد صرفا به خاطر اینکه برای کشور دغدغه داشتند به دلایل واهی در زندان هستند؛ کسانی که به نظام و مردم علاقه دارند و معتقدم باید از فرصت حضور آقای روحانی استفاده کرد تا شاهد چنین فضاهایی نباشیم.

 

به گزارش ایسنا، در ادامه این برنامه سعید معید‌فر استاد دانشگاه با اشاره به اینکه "تا آخرین دقایق اعلام رای نهایی بسیاری از مردم با تردید زندگی کردند"، گفت: این تردید به خاطر کُنش احتمالی بود که از سوی حکومت انتظار می‌رفت.

وی ادامه داد: ایرانی‌ها در همه جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عمدتا برای امر اجتماعی تلاش می‌کنند اما متاسفانه امر سیاسی همیشه جلوی آنها را گرفته است.

این استاد دانشگاه با انتقاد از سخنان جلایی‌پور مبنی بر اینکه در انتخابات 92 یک جنبش و پتانسیل اجتماعی رقم خورد، اظهار کرد: معتقدم باید با بیم و امید به وضعیت به وجود آمده نگاه کنیم. آنچه امروز شاهدیم، تحت تاثیر حکومت و گروه‌های ذی‌نفوذ است و هنوز نگرانی‌ها و بی‌اعتمادی‌ها در جامعه از سوی مردم وجود دارد. باید تلاش کنیم سمت و سوی تغییرات یا عقلانیتی که در جامعه دیده می‌شود در نظام و حکومت هم ایجاد شود.

معید‌فر تصریح کرد: نباید رفتار مردم در انتخابات را یک واکنش و رفتار یکدست ببینیم. تفاوت جدی بین استان‌های توسعه یافته و نیافته وجود دارد.

http://isna.ir/fa/news/92040201209/%D9%81%DA%A9%D9%88%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AF%D9%81%D8%B1

 

مهر

 

تحلیل حمیدرضا جلایی پور از انتخابات ریاست جمهوری

حمید رضا جلایی پور استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در نشست «تحلیل جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست جمهوری» با اشاره به اینکه انتخابات ریاست جمهوری این دوره را جنبش ملی باید خواند گفت: در جامعه ایران یک پتانسیل جنبشی وجود دارد اما در طی چند سال اخیر به دلیل برخی مسائل دچار ازخودفرورفتگی شده بود.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «تحلیل جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست جمهوری» عصر امروز یک شنبه دوم تیرماه با حضور 7 تن از جامعه شناسان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

دکتر حمیدرضا جلائی پور استاد دانشگاه تهران و از سخنران­ان این نشست، انتخابات ریاست جمهوری این دوره را جنبش ملی خواند و گفت: در جامعه ایران یک پتانسیل جنبشی وجود دارد اما در طی چند سال اخیر به دلیل برخی مسائل دچار ازخودفرورفتگی شده بود.

جلائی پور  انتخابات ریاست جمهوری سال 92 را جنبشی برق­ آسا و غافلگیر کننده عنوان کرد و گفت: گفتمان اعتدال گرایی در برابر اصول گرایی موضوعی است که می­توان مفصل به آن پرداخت، اما سوال اینجاست که چرا حجت الاسلام روحانی موفق شد در این انتخابات در دور اول به پیروزی قاطعی دست یابد؟ از انتخابات سال 88 تا انتخابات ریاست جمهوری این دوره، مخالفان ساماندهی وسیعی را به انجام رساندند، با این همه جالب اینجا بود که تعداد کاندیداها و حضور از قشرهای مختلف تنوعی فراهم کرده بود و کمک می­ کرد هر قشری انتخاب آزاد و متناسب با سلیقه خود را داشته باشد، اما حادثه غیرمنتظره این بود که رأی قاطع و چشم­گیری در همان دور اول داشته باشیم.

وی افزود: در جریان انتخابات اخیر برخلاف انتظار تندروها، در روزهای منتهی به انتخابات یک جنبش فراگیر انتخاباتی به صورت برق آسا شکل گرفت از همین رو ما باید به پتانسیل جنبش جامعه ایران توجه داشته باشیم. چرا چنین جنبش انتخاباتی جرقه­ آسایی انجام شد؟ و این موضوعی است که باید تبیین شود.

استاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه این رخداد غیرمنتظره در واقع نشان­ دهنده استعداد جامعه ایران بود، ادامه داد: بسیاری از کارشناسان معتقدند فشارهای اقتصادی، افزایش تورم، افزایش بیکاری، کاهش درآمد دولت و .... منجر به این انتخاب و این حرکت ملی شد، اما معتقدم چنین عواملی در حالت عادی باید منجر به شورش یا انتقلاب شود، نه یک جنبش مدنی، قانونی و شورانگیز.

این استاد جامعه شناسی یادآور شد: این جنبش نشان دهنده آن است که فردیت در بخش زیادی از جامعه شکل گرفته است، افرادی که ممکن است عضو هیچ حزب یا گروه خاصی نباشند اما چنین جنبشی را خلق کردند، از همین رو من عنوان «فردیت نهادینه شده» را برای آن انتخاب می­کنم.

وی افزود: عاملی که باعث شد این جنبش به وقوع بپیوندد به هوشیاری مردم مربوط می­ شود. برخی اصلاح­ طلبان و هواداران آنها نه تنها واقعیت جامعه ایران که واقعیت انتخابات را شناختند، روند نارضایتی را تشخیص دادند و به این اطمینان رسیده بودند که با وجود تمام نارضایتی­ ها مردم ایران در این دوره از انتخابات شرکت خواهند کرد.

جلائی پور با اشاره به اینکه در جامعه ایران پتانسیل جنبشی فراگیر است، گفت: در جامعه ایران یک پتانسیل جنبشی وجود دارد اما در طی چند سال اخیر به دلیل برخی مسائل دچار ازخودفرورفتگی شده بود. جنبش­های اجتماعی دارای ویژگی های منحصر به خود هستند که انتخابات این دوره به عنوان یک جنبش ملی آن ویژگی­ها را دربرداشت.

http://mehrnews.com/detail/News/2082824

 

استاد دانشگاه تربیت مدرس بررسی کرد؛

چرایی تفاوت نظرسنجی‌ها با واقعیت جامعه در انتخابات ریاست جمهوری

دکتر علی محمد حاضری استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس معتقد است: رأی داده شده در انتخابات ریاست جمهوری محصول انتقال پیام­ها از طریق رسانه ­ها نبود بلکه به صورت چهره به چهره و فردی این اتفاق افتاد و نازیبایی آن در اثبات ضعف و ناکارآمدی نظرسنجی در جامعه ایران است.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «تحلیل جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست جمهوری» عصر امروز یکشنبه دوم تیرماه با حضور 7 تن از جامعه شناسان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

دکتر علی محمد حاضری استاد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس در این نشست گفت: نکات قابل تأمل در تحلیل­های سیاسی و جامعه شناسی انتخابات وجود دارد؛ در وهله اول اینکه یک جناح با اختلاف کم موفق به پیروزی در انتخابات شد. دوم آنکه پس از انتخابات در دو شرایط جشن ملی اتفاق افتاد و تراکم مطالبات شادی طلبانه را با هم فراهم شد. نکته سوم این تحلیل­ها آن بود که بخش­هایی از جامعه کمتر توسعه یافته کشور توانستند مواضع توده­ ای خود را نشان دهند.

وی افزود: این رأی محصول انتقال پیام­ها از طریق رسانه ­ها نبود بلکه به صورت چهره به چهره و فردی این اتفاق افتاد و نازیبایی آن در اثبات ضعف و ناکارآمدی نظرسنجی در جامعه ایران است. در واقع انتخابات این دوره نشان داد که نظرسنجی همچنان تحت مدیریت­های غیرعلمی صورت می­ گیرد و به همین دلیل است که تا این حد با واقعیت فاصله دارد.

استاد دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: تحلیل آراء دکتر قالیباف به زمان و تفکر بیشتری نیاز دارد، اما مهمترین موضوعی که از مجموع آراء این کاندیدا ریاست جمهوری برداشت می­ شود این است که طبقه متوسط جامعه از این کاندیدا روی­گردان هستند.

وی با اشاره به اینکه عقلانیت اصلاح طلبان برای اتخاذ حوزه در مقابل کج­ فهمی ولایت پذیری اصول گرایان قرار داشت، گفت: این انتخابات نشان داد که عقلانیت اصلاح طلبان ظرفیت بروز و ظهور برای پذیرش هدایت ­شدگی اجتماعی را بیش از ولایت­ پذیری سنتی جامعه اصول­گرایان داراست.

وی با بیان اینکه این جنبش به صورت یک پتانسیل خفته در جامعه وجود داشت و در سال­های گذشته نتوانسته بود خود را نشان بدهد، خاطر نشان کرد: این انتخابات نماد پیچیدگی­های جامعه سیاسی است، از یک سو رفتار حزبی نهادینه نشده در جامعه مدرن ایران و از سوی دیگر حفظ تجارب ملی جامعه ایران و هوشیاری آنها در حرکات آخرین روزهای انتخابات و بعد از آن بود. در واقع در این دوره از انتخابات عقلانیتی حاکم بود و نتیجه آن دستیابی به این نتیجه اطمینان آور و برآورده شدن انتظار جامعه بود.

حاضری با اشاره به اینکه درس­ آموزی از انتخابات گذشته برای این دوره بسیار موثر واقع شد، گفت: 3 عامل در این انتخابات موثر بود؛ تأکید بر عقلانیت و عقلانیت جمعی و پیشرفته آن بود، دیگر آنکه مرکزیت فکری و سیاسی جامعه ایران دارای پیچیدگی است و ظرفیت تفکر و کنش ارتباطی در حال شکل ­گیری است، ظرفیتی که علی رغم محدودیت توانست کارایی خود را نشان بدهد.

http://mehrnews.com/detail/News/2082835

 

استاد دانشگاه علامه طباطبایی:

گفتگوهای آزاد مبتنی بر دیالکتیک انتقادی در انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت

دکتر هادی خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است: در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری گفتگوهای آزاد مبتنی بر دیالکتیک انتقادی شکل گرفت و این دیالکتیک توانست به ضعف­های خود برسد و با نگاهی به گذشته این ضعف­ها را برطرف کند.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «تحلیل جامعه شناختی رفتار مردم در انتخابات ریاست جمهوری» عصر امروز یکشنبه دوم تیرماه با حضور 7 تن از جامعه شناسان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

دکتر هادی خانیکی استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در این نشست با بیان اینکه پدیده­های اجتماعی و سیاسی را نمی ­توان شناخت مگر آنکه بین کنش­گر علمی، سیاسی و فرهنگی ارتباط برقرار کنیم، گفت: 3 تحلیل خرد، میانی و کلان در اینجا حاکم است. تحلیل خرد معتقد است که کنش‌­گرایی سیاسی نقش اول را ایفا می­
‌کند.

وی افزود: تحلیل میانی می­ گوید: باید مجموعه تغییراتی که در جامعه ایجاد می­‌شود را بپذیریم، از همین رو این سوال مطرح می­‌شود که چه اتفاقاتی در جامعه رخ می­‌دهد که یک کاندیدا با کمترین برخورداری از ظرفیت­های رسانه­ ای می­ تواند به پیروزی دست یابد، به ویژه اینکه این انتخاب از دورترین روستاها تا مراکز شهرها و حتی در میان خانواده­ شهدا و نخبگان نیز وجود داشت و تحلیل کلان نیز تحول تاریخی جامعه ایران را دربرمی­ گیرد.

وی با طرح این سوال که نقش رسانه­ ها در این دوره از انتخابات چه بود گفت: در انتخابات سال 76 رسانه­ های خرد در مقابل رسانه­ های کلان نقش­ آفرینی بزرگی کردند، کما اینکه در انقلاب­ اسلامی ایران نیز رسانه­ های کوچک همچون نوار کاست­ها، اعلامیه­ ها و... مسئولیت انتقال پیام را بر عهده داشتند. در انتخابات این دوره از ریاست جمهوری علاوه بر رسانه­ های خرد و کلان و ارتباطات میان فردی و گفت­گوهای آزاد که در میان گرایش­های محتاطانه و رادیکال دنبال می­ شد نوع دیگری ارتباطات که ارتباطات سیاسی مبتنی بر دیالکتیک انتقادی بود نیز فراهم آمد.

دکتر خانیکی فیلم­های مستند را یکی از مهمترین عوامل رسانه­ ای برای معرفی کاندیداها عنوان کرد و گفت: علاوه بر فیلم­های رسانه­ای که به کاندیداها این فرصت را می­دادند تا به سوال طرفداران خود با این مضمون که: «من که هستم؟» پاسخ دهند، مناظره­ ها نیز دنباله­ رو روند این فرصت­ها بودند.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: گفتگوهای آزاد مبتنی بر دیالکتیک انتقادی شکل گرفت و این دیالکتیک توانست به ضعف­های خود برسد و با نگاهی به گذشته این ضعف­ها را برطرف کند.

وی یادآور شد: انتخابات این دوره باعث شد کنش ارتباطی شکل بگیرد و گفتگویی میان قشری از نخبگان ایجاد شود و از درون همه عقلانیت­هایی که بوجود آمد و جامعه را به سمت دموکراسی سوق داد.

http://mehrnews.com/detail/News/2082845

 

یک جامعه شناس:

رفتار مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری را نباید رفتاری یک دست ببینیم

یک استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه نباید رفتار مردم در انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک واکنش و رفتار یک دست ببینیم، گفت: تفاوت جدی در رفتار مردم بین استان‌های توسعه یافته و کمتر توسعه یافته وجود دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر سعید معیدفر، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، عصر روز گذشته دوم تیرماه در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه‌شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: حتی تا آخرین دقایق اعلام آرا با تردید به اخبار گوش می کردیم و به هیچ وجه تا لحظه آخر که اعلام کردند که آقای روحانی پیروز شده باز هم گفتیم نکند اتفاقی بیفتد و این امر به وقوع نپیوندد. این امر خیلی مهم است که ما رفتار حکومت را تحلیل کنیم.

وی افزود: من فکر می کنم وقتی تعامل میان حکومت و مردم تغییر کرد، نیاز به بررسی مجدد وجود دارد. در دوره های قبل جایگاه مردم مشخص بوده، جایگاه حکومت هم مشخص بوده است اما در این دوره حکومت سعی کرد که مستقیما با مردم ارتباط برقرار کند و رابطه نخبگان و روشنفکران که واسط بین حکومت و مردم هستند از بین رفت.

وی با اشاره به اینکه مردم خواستار تغییر و تحول بودند و رفتار حکومت و گروه های سیاسی به شدت گسسته بوده و این باعث اتفاقات عجیب و غریب شده است، تصریح کرد: تحلیل بنده این است که آمدن آقای احمدی نژاد به این معناست که مردم به این سمت آمدند. طبقه متوسط در خلأ احزاب و نهادهای مدنی و نهادهای سیاسی نقش فعالی ایفا کردند.  

وی با اشاره به اینکه تا آخرین دقایق اعلام رأی نهایی بسیاری از مردم با تردید زندگی کردند، گفت: این تردید به خاطر کُنش احتمالی بود که از سوی حکومت انتظار می‌رفت. ایرانی‌ها در همه جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عمدتا برای امر اجتماعی تلاش می‌کنند، اما متأسفانه امر سیاسی همیشه جلوی آنها را گرفته است.

این محقق و استاد دانشگاه با انتقاد از سخنان جلایی‌پور مبنی بر اینکه در انتخابات 92 یک جنبش و پتانسیل اجتماعی رقم خورد، اظهار داشت: معتقدم باید با بیم و امید به وضعیت به وجود آمده نگاه کنیم. آنچه امروز شاهدیم، تحت تأثیر حکومت و گروه‌های ذی‌نفوذ است و هنوز نگرانی‌ها و بی‌اعتمادی‌ها در جامعه از سوی مردم وجود دارد. باید تلاش کنیم سمت و سوی تغییرات یا عقلانیتی که در جامعه دیده می‌شود در نظام و حکومت هم ایجاد شود.

معید‌فر با اشاره به نقش طبقه متوسط و دانشجویان در غیاب احزاب تصریح کرد: نباید رفتار مردم در انتخابات را یک واکنش و رفتار یک دست ببینیم. تفاوت جدی بین استان‌های توسعه یافته و نیافته وجود دارد.

http://mehrnews.com/detail/News/2082935

 

ناصر فکوهی:

برنده انتخابات ریاست جمهوری هر هشت کاندیدا بودند

یک استاد دانشگاه تهران در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران با بیان اینکه تغییر در رأس سیستم به معنی تغییر در سیستم اجتماعی نیست، گفت: فکر نمی‌کنم برنده انتخابات آقای روحانی بوده باشد بلکه برنده هر هشت کاندیدا بودند، چرا که مخالف وضع موجود بودند؛ البته هر کدام به نحو و کیفیتی

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر ناصر فکوهی، استاد جامعه شناسی دانشگاه، عصر روز گذشته دوم تیرماه در نشست بررسی جامعه‌شناختی رفتار انتخاباتی مردم ایران که از سوی انجمن جامعه‌شناسی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، با انتقاد نسبت به سخنرانی های قبل گفت: این یک جشن پیروزی است، فقط حاضران در جلسه کف و سوت نمی زنند. بحث‌های امروز بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارد. بهتر است در تحلیل چیستی رأی مردم در انتخابات سال 92 در دانشکده علوم اجتماعی نگاهی جامعه‌شناختی داشته باشیم. وظیفه جامعه شناسی نقد و دیدگاه انتقادی است. وظیفه جامعه شناس تعریف و تمجید نیست، بلکه تحلیل انتقادی است.

وی با بیان اینکه تیپولوژی این مراسم، شبیه یک جشن پیروزی است، افزود: رسالت جامعه شناسی این نیست. با صحبتهای کارشناسان بسیار موافقم اما تحلیلهای شما جناحی است. ما در دانشکده علوم اجتماعی هستیم نه در دانشکده علوم سیاسی.

فکوهی در ادامه سخنانش با تعریف سیاست و گفتمان سیاسی  ادامه داد: از شروع دولت احمدی‌نژاد در سال 84 و ادامه آن در سال 88 آنچه دنبال کرده‌ایم این است که سیاست و امر سیاسی و چگونگی توزیع،‌ انباشت و چرخش قدرت در جامعه صرفا به یک دایره کوچک بنام کنش‌گران رسمی سیاسی محدود نمی‌شود که بخواهیم در تحلیل هشت سال گذشته فقط در این چارچوب حرکت کنیم.

این عضو انجمن جامعه شناسی ایران تصریح کرد:‌ در مباحثی مثل انتخابات و حتی در پیشرفته‌ترین سیستم‌های سیاسی انتخابات در نهایت تقلیل یک سیستم واقعی کنش اجتماعی است که شکلی فرآیندی، پراکنده و غیرقابل مدیریت دارد و یک لحظه و مکان خاص در انتخابات است.

فکوهی با بیان اینکه این احساس وجود دارد که پیروزی یک فرد در انتخابات به معنی تغییر در کشور است، اظهار کرد: لزوما تغییر حتی در رأس سیستم اجتماعی به معنی تغییر در خود سیستم اجتماعی نیست. نه در کوتاه مدت و نه در میان مدت، تغییر در رأس سیستم به معنی تغییر در سیستم اجتماعی نیست.

وی خاطرنشان کرد: اتفاقی که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 افتاد و حتی قبل از آن هم شاهدش بودیم، پیروزی امر اجتماعی به امر سیاسی بود؛ امر اجتماعی، نه به مفهوم مردم، بلکه آن چیزی که در یک جامعه مؤثر است و کمک می‌کند که جامعه به سمت بهتر شدن حرکت کند. امر اجتماعی، کنش در سطح روزمرگی مستمر مردم است.

وی در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه 16 سال پیش مصاحبه ای با مجله جامعه انجام داده است و مطالبی را بیان کرده است و نسبت به جامعه مدنی حرفهایی زده که اکنون حتی نمی تواند یک کلمه از حرفهایش را پس بگیرد، گفت: زندگی کردن در جامعه مدنی در بسیاری از مواقع از زندگی کردن در جوامع آمرانه سخت تر است، چون مردم باید مسئولیت رفتار و کنش خود را بپذیرند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: از حدود 70 سال پیش امر اجتماعی در ایران به شکل کاملا مشخص و ریشه‌ای به امر سیاسی متصل شده است و بروز آنرا در اقتصاد و سیستم نفتی شده ایران می‌بینیم. جامعه‌ای که برای مشکلاتش پول ‌درمانی می‌کند جامعه‌ای است که امر اجتماعی در آن به امر سیاسی گره می‌خورد.

فکوهی با اشاره به انتقادهایی که به رفتارهای دولت در هشت سال گذشته از سوی منتقدان و تحلیلگران وارد شده است، گفت: دولت قبل را متهم به پوپولیسم می‌کنند اما من معتقدم جامعه ما از سال‌های گذشته دچار نوعی پوپولیسم قاجاری بوده است و این نگرش، ضرباتی را به سیستم اجتماعی کشور وارد کرده که واقعه بزرگی مثل انقلاب اسلامی چنین ضرباتی را به سیستم اجتماعی نزد. انقلاب که شد، سازمان برنامه از بین نرفت اما در چند سال گذشته از بین رفت و در کنار آن شورای پول و اعتبار و صندوق ذخیره ارزی نیز از بین رفتند.

وی تأکید کرد: به نظر من همه اینها نوعی واکنش عقلایی در حوزه سیاسی و مردم ایجاد کرد و فکر نمی‌کنم برنده انتخابات آقای روحانی بوده باشد بلکه برنده هر هشت کاندیدا بودند، چرا که مخالف وضع موجود بودند؛ البته هر کدام به نحو و کیفیتی.

این استاد دانشگاه با انتقاد از برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه گفته می‌شود مردم در انتخابات 92 به سمت عقلانیت حرکت کردند، گفت: مردم در داخل سیستم شناختی خود به سمت عقلانیت حرکت می‌کنند نه تنها امروز، بلکه چهار یا هشت سال گذشته هم عقلانیت را می‌خواستند. آنچه در این انتخابات تغییر کرده است، این است که سیستم سیاسی این مسأله را به شکل نسبی درک کرد که جامعه 70 - 80 میلیونی ایران که در آن بیش از 60 درصد مردم جوان هستند و به شدت در دانشگاه‌ها رشد کرده‌اند را نمی‌توان مثل یک جامعه دوران قاجاری هدایت کرد.

وی با اشاره به اینکه فکر می‌کنم حتی کسانی که به روحانی هم رأی ندادند با همین نیت پای صندوق‌های رای آمدند و خواستند که به عقلانیت رای دهند. روحانی توانسته است از جامعه بازخورد مورد نظرش را بگیرد و وظیفه انجمن جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و جامعه‌شناسان و متفکران پیش از هر زمان این است که اگر فضای بهتری برای نقد امروز بوجود آمده است، بهتر است از این فضا استفاده کنند و مسائل و مباحث مختلف را به بحث بگذارند.

وی کابینه پیشنهادی آقای روحانی را معیار خوبی برای تشخیص نگاه و رویکرد دولت منتخب دانست و تصریح کرد: انتخاب آقای روحانی برای کابینه مشخص می‌کند که او یک انتخاب سیاسی دارد یا بر اساس نیازهای جامعه کابینه‌اش را معرفی می‌کند. من طرفدار رادیکالیسم، حداکثرخواهی و عجله نیستم اما معتقدم از همان گام اول باید انتخاب‌ها تخصصی باشد.

فکوهی با اشاره به فضای بسته در سالهای گذشته به ویژه در عرصه دانشگاهی و فرهنگی گفت: من در چهار سال گذشته شخصا تحت فشار نبودم اما بسیاری از افراد و افرادی که عضو انجمن جامعه شناسی هستند صرفا به خاطر اینکه برای کشور دغدغه داشتند به دلایل واهی در زندان هستند؛ کسانی که به نظام و مردم علاقه دارند و معتقدم باید از فرصت حضور آقای روحانی استفاده کرد تا شاهد چنین فضاهایی نباشیم.

http://mehrnews.com/detail/news/2082916

تذکر : در مورد سخنان ناصر فکوهی ، مدیر انسان شناسی و فرهنک (دانشگاه تهران) و سایر سخنرانان  در برخی از این گزارش ها اشتباهاتی وجود دارد که ناشی از انتقال سریع بوده است. این امر به ویژه به گزارش روزنامه بهار بر می گردد که گاه از واژگان چون «خطیب» و «واعظ» برای  سخنرانان استفاده کرده است، متاسفانه این گویای ضعف مدیریتی  کنترل بر روزنامه ها و همچنین ضعف گزارشگران است که بارها مورد انتقاد ما قرار گرفته است. بنابراین انتشار این گزارش ها به معنی تایید کامل مختویاتشان نیست.  بزودی  گفتگوی مفصلی از ناصر  فکوهی در  این باره منتشر می شود، در اینجا ما عینا  مطالب را نقل کرده ایم اما مقایسه در مورد ایشان و سایر  شرکت کنندگان  خطا ها را نشان می دهند.

همچنین از آنجا که این پرونده با مقالات دیگری ادامه خواهد یافت، مشکل فوق  نیازی به اعلام رسمی به روزنامه نداشت، اما بار دیگر از روزنامه ها به ویژه روزنامه های همکار با انسان شناسی و فرهنگ خواهش می کنیم کار خود را جدی تر بگیرند و این گونه «شلختگی» ها را در ارائه مطالب، که مفهوم «ژورنالیسم» را در کشور ما به شدت زیر سئوال برده است،  به کنار بگذارند.

پرونده ی «ناصر فکوهی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/9132

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

تحلیل مفهوم "مقاومت" با نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری

بارها از تحلیلگران سیاست شنیده ایم که ادبیات سیاسی در ایران با همتای جهانی یا غربی خویش تفاوتهای ماهوی زیادی دارد. فی المثل "چپ" در ایران با چپ بین الملل افتراقاتی دارد. به شکلی که چپ سنتی در ایرانِ پس از انقلاب از دل روحانیت- بعنوان طبقه ای که در چپ بین الملل وجود ندارد- زاده شده است. و یا اصولگرایانی که حتی اگر تنها در لفظ به اصولگرایی معتقد باشند؛ بایستی فاصله محتاطانه خویش با نظام سرمایه داری و گفتمانش را حفظ نمایند؛ مدافعان سرسخت بازار آزاد و مالکیت خصوصی از آب درآمده اند و سعی میکنند تا از طریق مفاهیم مذهبی به هر نحو که شده آنرا توجیه نمایند. اصلاح طلبان، حافظان پروپاقرص ساختارها و رادیکالهای دولت نهم و دهم، حامیان تفکرات و سیاستمدارانی که به چپ پهلو میزنند. در این میان تنها در برشها و مقاطع سیاسی حساس شاید مرزبندیها تا حدودی با آنچه که در ادبیات سیاسی متعارف شاهدیم؛ مماس شده و یا یا آن یکی میشود. در مناظره ها و میتینگهای انتخابات ریاست جمهوری چنین امری کاملا مشهود است. اما هنوز یک مفهوم و یا گفتمان وجود دارد که در لایه های بالایی حاکمیت و در هر زمان و مکانی، هنوز بصورتی کاملا مبهم و پراشکال مطرح شده و کار که به انتخابات ریاست جمهوری میکشد؛ به برگ برنده برخی (آقای روحانی) و برگ بازنده دیگری (آقای جلیلی) بدل میشود و آن چیزی نیست جز "گفتمان مقاومت". در این نوشتار سعی دارم تا با تامل در جایگاه "مقاومت" در نظریات متفکرانی همچون فوکو و اسکوبار قدری از ابهامات پیرامون این مفهوم در ذهن سیاستورزان ایرانی را بکاهم.

مقاومت اشکال گوناگون دارد؛ چراکه اشکال سلطه متفاوت است. فوکو، انواع سه گانه سلطه را سلطه استثمارگونه، سلطه قومی، جنسیتی و مذهبی و... و نیز انواع سلطه مدرن بخصوص در حوزه سکسوآلیته و روانشناسی میداند. هر کدام از این انواع سلطه، انواعی از مبارزه یا مقاومت را ضروری میسازد. در هر جامعه ای به تناسب آنکه هر کدام از این انواع سلطه، غالب و شایع شوند به یکی از انواع مقاومت و مبارزه نیاز حاصل میشود. فی المثل در جوامع غربی که در عصر پسا-مدرن بسر میبرند؛ به تعبیر فوکو، سلطه در پیچیده ترین و نامحسوس ترین و به تبع ایندو، مقاومت ناپذیرترین شکلش ساری و جاری است. او دستگاههای حکومتی همچون پلیس، زندانها، و پدیده ایی اجتماعی همچون مُد را از تجلیات و تظاهرات این نوع از سلطه و سرکوب در حوزه هایی همچون سیاستگذاری (policy) و سکسوآلیته میداند. از دیدگاه فوکو اگرچه از میزان شدت و خشونت سلطه و سرکوب کاسته شده است اما بر میزان گستردگی و ظرافت آن افزوده شده. امروز دیگر همچون اعصار تاریک، مجرمین را دشنه آجین یا سلاخی نمیکنند اما شهروند مدرن یا پست مدرن امروزی خود با فراغ بال و طیب خاطر و به گونه ای ناخودآگاه اسباب سلطه و سرکوب خویش را فراهم میآورد و آشکار است که مشکل بتوان کسی که خود را به خواب زده است به این آسانیها بیدار کرد. با ظهور و بروز مدرنیته و پسا-مدرنیته اشکال جدیدی از سلطه و سرکوب شهروندان آغاز گشته است که از استعمار و استثمار کلاسیک به خود –استثمارگری نوین رسیده است. حال با این مقدمه میتوان به کنکاش در تعبیر سیاستورزان کشور از آنچه که "نظام سلطه" مینامند؛ که سعی در "مقاومت" در برابر آن دارند؛ و تبیین نواقص ذاتی آن پرداخت:

  1. دیپلماسی میدان عمل دولتهاست. دولتهای مدرن در ذات خویش سازوکارهایی سرکوبگرند؛ هیچ گریزی از دولت داشتن و دولتی بودن و دولتی عمل کردن در عرصه سیاست خارجی نیست؛ لذا با نظرداشت این فرضیات میتوان چنین نتیجه گرفت که "دولت مقاوم"، یا "استراتژی دولتی مقاومت" خود ترکیباتی متناقضند. هر شکلی از مقاومت در عرصه دولت و دیپلماسی دست آخر از جنگ و تقابل نظامی سردرمیآورد؛ آنچنانکه در بالکان، گفتمانهای ناسیونالیستی و رادیکال صربها در نهایت به منازعات خونبار کشید. در جنگ جهانی دوم، ناسیونالیسم مبتنی بر نژاد نازی، در برابر فرامیهن پرستی طبقاتی شوروی-هردو بعنوان یک گفتمان- صف آرایی نمود. در عرصه دیپلماسی بایستی به "نزدیکی گفتمانی" مبادرت ورزید. بنحویکه با تکیه بر مشترکات، سعی نمود تا گفتمانهای متفاوت را بهم نزدیک و درهم حل نمود.
  2. تبدیل گفتمان مقاومت به راهبرد مقاومت ماحصل فرایندی تدریجی و بسیار طولانی است که طی آن پاد-گفتمانهای رقیب ایجاد شده باشد. مستظهر بودن راهبرد مقاومت به پاد-گفتمانهای رقیب، مستلزم پشتوانه مردمی داشتن راهبردها یا به عبارتی ایجاد کانونهای محلی مردمی است که بطور مستمر در بازتولید خرده-گفتمانها، شراکت اُرگانیک یا انداموار داشته باشند. چنین چیزی در جامعه ایران قابل مشاهده نیست. طبقات متوسط ایران به دلایل گوناگونی که موضوع این نوشتار نیست؛ از راهبردهای عجولانه و معیوب مقاومت پشتیبانی و حمایت نمیکنند. هیچ جنبش اجتماعی نوینی در ایران با محوریت مقاومت که بالاخص"هسته ای "شدن کشور را بعنوان ابزاری هژمونیک دنبال کند؛ وجود ندارد. حتی میتوان گفت که پادگفتمانهای رقیب- منظور گفتمانهایی ایرانی شکل گرفته در برابر گفتمانهای کلان غربی است-واجد خصوصیاتی صلح طلبانه است که "خشونت" تنیده شده در انرژی هسته ای را، ذاتا غربی یا برخاسته از تاریخ غرب دانسته و لذا از آن کناره و تبرّی میجوید. مطالب پیش گفته در بخش (2) بر نواقص ساختاری گفتمان مقاومت در ایران اشاره دارد.
  3. انرژی هسته ای در غرب واجد تاریخی ازآنِ خود است. تاریخی تنیده شده با دو جنگ جهانی. جامعه غربی، به ناگاه و در فرازوفرودهای شدید جنگ، با انرژی و سلاحهای اتمی رودرو شده است. نتیجتا در آرامش و فراغت پس از طوفان جنگ، تمامی تلاش خود را مصروف ایجاد سازوکارهای اجتماعی و کنترلی لازم برای کنترل این سلاحها، درون خویش نموده است. جامعه ایران فاقد این سازوکارها و نهادهای مردمی و کنترلی است. تاریج گفتمان مقاومت با ابزار انرژی هسته ای در ایران، تاریخی آنچنان کوتاه است؛ که از قدرت متقاعدکنندگی بسیار اندکی چه برای شهروندان و چه برای جهان غرب برخوردار است. مطالب بخش (3) به نواقص تاریخی گفتمان مقاومت هسته ای اشاره دارد.
  4. در گیر شدن در مجادلات هسته ای، ما را وارد عرصه ای تنش آلود میکند؛ جاییکه قواعد بازی بطور حتم توسط غربیها- بخصوص کشورهایی با سابقه استعماری در دنیای انگلوساکسون و نیز کشورهای جنگ طلب همچون اسراییل- تعریف و تعیین میشود. از این جهت، تاکید بر انرژی صلح آمیز هسته ای خود قیدی غربی است. مثل این میماند که بر اتومبیلی غربی سوار باشید؛ که مسیر و حتی روغن موتور و سوختش توسط غرب تامین بشود و در نهایت به این دلخوش باشید که رنگ یا تزیینات آن داخلی است. در عرصه هسته ای – بخصوص از این جهت که تکنولوژیهای مربوط به آن کاملا وارداتی است- همه چیز از اساس غربی بوده و با تاریخ مدرنیته در آن دیار گره خورده است.
  5. گفتمان مقاومت، بیش و پیش از هر چیزی باید در عرصه های اجتماعی-فرهنگی تجربه شود. جاییکه زبان آن، گفتگو و تفاهم است و آنجاکه درآن از مزیتی نسبی برخوردار هستیم. در عرصه پوشاک و طراحی لباس، فعالیتهای مدنی، ناسیونالیسم، فولکلور و اقوام، معماری، هنر و... نه در میدان دیپلماسیِ مرتبط با مسایل هسته ای که اصولا طراحی آن از تاریخی غربی برخوردار است. میدانی که یا باید برچیده شود و یا با عقل و تدبیر و با احتیاط در آن قدم برداشت. امیدواریم که در دولت جدید چنین شود.
  6. محوری که یک سر آن زمین خودی با قواعد خودی و سر دیگر آن زمین دشمن با قواعد دشمن جهت براه انداختن "بازی" دیپلماسی است؛ دیگر کاملا بی معنی شده. در عصر جهانی شدن، فی المثل در یک زمین بازی فوتبال میان دو تیم ملی، بر پیراهن بازیکنان، یا در تابلوهای کناره زمین، تبلیغاتی شرکتهای فراملیتی بوضوح به چشم میآید و جریان نمایش بازی میتواند چندین و چند بار جهت پخش تبلیغات تلویزیونی قطع شود. منافع ملی در عرصه سیاست خارجی تعبیری بسیار کشدار دارد و به این راحتیها حاصل نمیشود چه رسد به اینکه از بستر سیاست خارجی بخواهیم جهت سخنوری و عرضه تئوریهای خویش استفاده نماییم.

 

پرونده ی «انتخابات ریاست جمهوری نود و دو» در انسان شناسی و فرهنگ 
http://www.anthropology.ir/node/18555

 

شاخه اصلی

نظریه

و حالا حسن روحانی...

مباحث و تحلیل‌هایِ سیاسی، فرهنگی و اجتماعیِ مربوط به انتخابات و رفتارِ انتخاباتیِ مردم، در دو هفته‌ی اخیر را می‌توان به دو دسته‌ی کلی فروکاست: آنها که در پیِ پاسخ به این سوال بودند که «چه شد که حسن روحانی رئیس‌جمهور شد؟» و دسته‌ی دیگر که سوال بنیادینِ خود را «حسن روحانی چه می‌کند، یا چه کاری می‌تواند بکند و یا چه کاری باید بکند؟» اختصاص داده‌اند. تحلیل‌هایِ دسته‌ی اول عموماً یا سرشار از ذوق‌زدگیِ سیاسی هستند و علناً به قدری از این موضوع خوشحالند که تحلیل و بحثِ منطقی را فراموش کرده‌اند؛ و یا با بدبینیِ مفرط این اتفاق را حاصلِ تبانیِ سیاسی و زدوبندهایِ محفلی می‌دانند. دسته‌ی دوم نیز اساساً غافلگیر شده‌ و در تبیینِ موضوع بیانی گُنگ و الکن دارند. بنابراین برایِ رسیدن به ذهنیتی شفاف‌تر در تحلیلِ پدیده‌ی انتخاباتیِ اخیر باید از منطقِ هر دو دسته فراتر رفت.

 

چه شد که حسن روحانی رئیس‌جمهور شد؟

بدونِ این‌که بخواهیم راهِ افراط بپیماییم، باید پذیرفت که انتخابات به سبکِ ایرانی، انتخاباتی کاملاً ویژه و منحصربه‌فرد است. هیچ سیستمِ دموکراتیک یا شبه‌دموکراتیکی در دنیا در عرضِ شانزده سال این‌همه نتایجِ در ظاهر متناقض و در اصل و باطن متنوع، شگفتی‌آفرین و البته قاعده‌مندی به بار نمی‌آورد. و از طرفی دیگر در هیچ کجایِ دنیا میزانِ مشارکتِ مردمی در مقاطعِ مختلف و با وجودِ دوره‌هایِ یأسِ عمومی از وضعیتِ اقتصاد و شرایطِ خطیرِ معیشتی و همچنین تشکیک در نهادِ انتخابات، به اندازه‌ی انتخاباتِ ریاستِ جمهوری اسلامیِ ایران نیست.

بنابراین نباید به شیوه‌ی تحلیل‌گرانِ خوشحال از نتایجِ انتخاباتِ اخیر، تنها در مواردی که برون‌دادِ انتخابات بابِ میل‌مان هست، رفتارِ انتخاباتیِ مردم را قابلِ تفسیر دانسته و تنها راهِ نجاتِ ملک و ملت را در فرایندهایِ دموکراتیک بدانیم و در غیرِ آن صورت، انتخابات را تحلیل‌ناپذیر و در مورادِ زیادی مخدوش فرض کنیم؛ از طرفی دیگر هم رفتارِ مردم را نباید مانندِ گروه‌هایِ موسوم به اپوزیسیون، با عواملی از قبیلِ جهل و عقب‌ماندگیِ فرهنگی و یا نهایتاً پروپاگاندایِ رسانه‌هایِ دولتی تبیین کنیم.

واقعیت این است که مردم رأی می‌دهند؛ چرا که در نبودِ آلترناتیوهایِ اصیلِ کنشِ جمعی و مداخله در سیاست، انتخابات، تنها راهِ ممکن برایِ حداقل تأثیرگذاری در سیاستِ عمومی‌ست: مردمِ خسته از سیاست‌هایِ تعدیلِ ساختاری به محمد خاتمی رأی می‌دهند تا گشایشی در وضعیتِ فروبسته و اسف‌بارِ اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند؛ هشت سال بعد هم وقتی در سیاست‌هایِ اقتصادی دولت در نادیده انگاشتنِ طبقاتِ پایینِ جامعه (همان اکثریتِ دموکراتیک) هیچ تحولِ اساسی‌ای رخ نمی‌دهد به کسی رأی می‌دهند که شعارِ حمایت از آنان و کشیدنِ خطِ بطلان بر سیاست‌هایِ -به خصوص اقتصادی- شانزده سال گذشته را سرداده است. و دو هفته‌ی پیش و بعد از مسجل شدنِ فریب‌آمیز بودنِ این شعارها، هم رفتاری متفاوت را در پیش می‌گیرند.

پس رفتارِ مردم غیرقابلِ پیش‌بینی نبوده و نیست. کسانی که رفتارِ مردم را فقط در انتخابِ خاتمی و روحانی قابلِ پیش‌بینی می‌دانند و همچنین آنانی که رفتارِ مردم را همیشه پیشامدرن و غیردموکراتیک فرض می‌کنند، مطلقاً اشتباه می‌کنند. در اینجا البته باید به شکافِ تحلیلیِ مربوط به رفتارِ انتخاباتیِ حاکمیت نیز اشاره کرد. بدونِ پرداختن به این موضوع، بحث و تحلیل کاملاً ناقص خواهد ماند اما از آنجایی که هنوز به لحاظِ تاریخی، داده‌هایِ متقنی در زمینه‌ی مسائلِ انتخاباتِ ریاست‌جمهوریِ دهم وجود ندارد، ما نیز مجبوریم، این موضوع را در تحلیلِ خود دخالت ندهیم؛ هر چند که تحلیل‌گرانِ خرسند از انتخاباتِ اخیر رفتاری مضحک در برخورد با این شکاف در پیش گرفته و به گونه‌ای  برخورد می‌کنند که گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته است و اساساً اما و اگرهایِ مربوط به این موضوع را در تحلیل‌هایِ خود نادیده می‌گیرند و حتا کوچکترین زحمتی به خود در زمینه‌ی پاسخگویی به تناقضاتِ خنده‌دارِ تحلیلی‌شان (هم تحلیل‌هایِ فعلی و هم تحلیل‌هایِ چهارسالِ گذشته‌ی خود) نمی‌دهند....

بگذارید حاشیه‌ها و تعارفاتِ هژمونیکِ جناحِ اصطلاحاً تحول‌خواه و طبقه‌ی متوسطِ خودساخته‌شان را کنار بگذاریم و در ادامه‌ی این یادداشت با رویکردِ واقعیِ خود، انتخاباتِ ریاست‌جمهوریِ اسلامیِ ایران را مرور کنیم: باید پذیرفت که رفتارِ انتخاباتیِ مردمِ ایران به نحوی انکار ناپذیر، رفتاری طبقاتی‌ست، هر چند که این کنش‌ها عموماً بدونِ سازماندهیِ طبقاتی و حتا آگاهیِ طبقاتی بوده‌اند، اما در هر صورت مبنایِ این رفتارها بیشتر از هر چیزی منبعث از وضعیتِ معیشتی و اقتصادِ کلیِ جامعه بوده است. دهه‌ی هفتاد را همگان دهه‌ی تعدیلِ ساختاری می‌دانند. رویکردِ نئولیبرالی که از بعد از جنگِ هشت‌ساله در ایران و همزمان با فروپاشیِ شوروی در سطحِ جهان، به طرزی مشکوک همه‌گیر شده بود، تمامِ ساختارهایِ مربوطِ به دولتِ رفاهِ نیم‌بندِ دهه‌ی شصت را به نابودی کشاند. دولتِ ایران با برنامه‌ریزیِ نهادهایِ پولی-مالیِ بین‌المللی نوعی خصوصی‌سازیِ افسارگسیخته و کاهشِ برنامه‌هایِ رفاهِ عمومی را در پیش گرفت، فرایندی که بازنده‌ی بزرگِ آن اکثریتِ دموکراتیکِ طبقاتِ فرودستِ جامعه بودند. در همین حین نیز از طرفِ جناحِ راستِ مذهبیِ این دولتِ اصطلاحاً فراجناحی، بیشترین فشارهای ممکن به تمامِ آزادی‌هایِ مدنی وارد آمد؛ حال سوال اینجاست: مردم ایران در دومِ خردادِ هفتاد و شش باید به چه کسی رأی می‌دادند، به نماد و نماینده‌ی ادامه‌ی این وضعیتِ فاجعه‌بار یا کسی که حداقل به گونه‌ای دیگر سخن می‌گفت؟

خاتمی رئیس‌جمهور شد اما اصلاح‌طلبان از رفتارِ انتخاباتیِ مردم درسِ اصلی را نگرفته بودند؛ آنها به راحتی تمامِ وزارت‌خانه‌هایِ اقتصادی و نهادهایِ مالی را در اختیارِ تیمِ دولتِ قبل قرار دادند و در بخش‌هایِ فرهنگی نیز علی‌رغمِ تلاش برایِ عمل به وعده‌ها در بیشترِ مواردِ شکست خوردند. بنابراین تغییری اساسی در ساختارهایِ اقتصادی و حتا اجتماعی ایجاد نشد. تنها حداقل‌هایی از آزادیِ بیان و قلم (آن‌هم تنها برایِ طیفِ موردِ توجه اصلاح‌طلبان) مهیا شد؛ حال سوالِ دوم اینجاست: مردم یا همان اکثریتِ مطلقِ محروم از مزایایِ اقتصادیِ جامعه در انتخاباتِ هشتاد و چهار باید به چه کسی رأی می‌دادند؟

احمدی‌نژاد با استفاده از خلاء آلترناتیوهایِ شناسنامه‌دارِ عدالت‌خواهی که در دو دهه‌ی گذشته به صورتِ کامل نابود شده بودند، دم از عدالتِ اجتماعی و کوتاه کردنِ دست‌هایِ انحصارگرِ اقتصاد می‌زد و خود را عدالت‌خواه جلوه می‌داد. درست همان چیزی که مردم به شدت تشنه‌ی آن بودند. اما حاصلِ دولتِ او به جز انحصارِ اقتصادی و تأییدی که نهادهایِ پولی-مالیِ جهانی برایِ اجرایِ طرحِ سوپرنولیبرالیِ هدف‌مندسازیِ یارانه‌ها به دولت او ارزانی داشتند (احتمالاً تنها موردی که در آن دولتِ ایران در هشت سالِ گذشته توسطِ یک نهادِ بین‌المللی تأیید شده است، همین مورد بوده!) چه بود؟

و حال باید سوالِ آخر را پرسید: مردمی که دو هفته‌ی پیش به روحانی رأی دادند، واقعاً به حسنِ روحانی و خاطراتی که از دولتِ هاشمی و خاتمی زنده می‌کرد رأی دادند یا ترس از نابودیِ کاملِ خود توسطِ جناحِ راستِ رادیکال آنها را به سویِ بدی سوق داد که حالا معلوم شده بود از آن بدتر هم وجود دارد؟ آیا مردمِ ایران دلشان برایِ قسمتی از سرمایه‌داریِ محروم از مزایایِ انحصارِ اقتصادی در هشت سالِ گذشته سوخته بود یا تحملِ دلارِ چهار هزار تومانیِ حاصل از سیاست‌هایِ بین‌اللملیِ جناحِ رادیکالِ غیرعقلانی را نداشتند؟ آیا واقعاً مردم در انتخاباتِ اخیر از دچار شدن به سرنوشتِ عراق و افغانستان و لیبی و سوریه نترسیده بودند؟

پاسخ به سوالاتِ بالا مشخص‌تر از آن است که نیازی به بیان داشته باشد. اما این‌که عده‌ای مصرانه سعی دارند وانمود کنند که فقط رفتارِ عقلانیِ  اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان (ترمِ جدیدی که احتمالاً حداقل برایِ چهارسال و یا بیشتر سپهرِ سیاستِ ایران را به خود مشغول خواهد داشت) باعثِ ایجادِ پیروزی‌شان شده است، توهینی مستقیم به شعورِ همان کسانی‌ست که رأیِ آنها واسطه‌ی پایکوبی و سر از پا نشناختنِ فعلیِ این جماعت است.

 

روحانی چه می‌کند؟ چه کاری می‌تواند بکند؟ و چه  باید بکند؟

بگذارید در ابتدا پاسخ دادن به این سوالات را در دو وجهِ اقتصادی و فرهنگی-اجتماعی، به صورتِ مجزا پی بگیریم: رفتارِ روحانی چه خواهد بود: عده‌ای روحانی را به لحاظِ رویکردِ فرهنگی و اجتماعی خاتمیِ هفتاد و شش پنداشته‌اند یا اگر خیلی بدبینانه بخواهند به موضوع نگاه بکنند او را معادلِ خاتمیِ هشتاد فرض می‌کنند. هر چند که سیرِ حوادث به احتمالِ زیاد از روحانی فقط روحانیِ نود و دو خواهد ساخت اما در حالِ حاضر به نظر می‌رسد واقع‌بینانه آن است که از روحانی چیزی بیش از هاشمیِ شصت و هشت تا هفتاد و دو انتظار نداشته باشیم.

در وجه فرهنگی-اجتماعی ساخته شدنِ هویتِ سیاسیِ روحانی یک موتورِ جلوبرنده خواهد داشت و یک ترمزِ قوی. عاملِ جلوبرنده رفتارِ مردمی‌ست که به او رأی داده و یا حتا نداده‌اند: مطالباتِ مردمی به صورتِ اصیل -و نه مصادره شده توسطِ کنش‌گرانِ سیاسی (نظیرِ آن چیزی که در دولتِ اصلاحات روی داد)- و در فرم‌هایِ متنوع و خلاقانه تا حدودِ زیادی می‌تواند روحانی را به سمتی سوق دهد که گشایشی در وضعیتِ اسف‌بارِ فرهنگی و اجتماعی (از هنر و ورزش بگیرید تا دانشگاه‌ها، علومِ انسانی و مبارزه با آسیب‌هایِ اجتماعی) ایجاد کند. در غیرِ این صورت (که شاملِ مصادره شدنِ مطالبات توسطِ گروه‌ها و جناح‌هایِ ذی‌نفع یا روی‌گردانیِ شخصیِ روحانی از این مطالبات و یا بی‌کنشیِ خطرناکِ مردم می‌شود) اتفاقِ خاصی در این حوزه رخ نخواهد داد. یعنی باز هم سهم‌خواهیِ گروه‌ها، تمایلاتِ شخصیِ افراد و یا سیرِ حوادث باعثِ تغییراتی جزئی در وجهِ فرهنگی-اجتماعیِ جامعه خواهد شد.

و ترمز نیز رفتارِ گروه‌هایِ مندرج در حاکمیت و سیاست‌هایِ کلیِ سیستم خواهد بود. بنابراین و با توجه داشتن به خطراتِ نهفته در عواملِ جلوبرنده و همچنین اصطکاکِ ناشی از ترمزهایِ قوی، تنها این خودِ مردم، دانشجویان، هنرمندان، صنف‌ها، اتحادیه‌ها و فعالانِ رسانه‌ای خواهند بود که با انسجام می‌توانند گشایشی واقعی در وضعیت ایجاد کنند وگرنه که نباید امیدِ زیادی به دولتِ پیشِ رو داشت.

اهمیتِ استتراتژیکِ وجه فرهنگی-اجتماعی در آن است که با بها دادن و ایجادِ فضایی آزاد برایِ همه (اینجا باید بازهم تأکید داشت که آزادیِ بیانی که تنها برایِ گروه‌هایِ سمپاتِ دولت که لزوماً با حاکمیت هم‌نوا نیستند، اِعمال شود به معنایِ آزادیِ واقعی نخواهد بود و در نهایت چیزی مانندِ فضایِ دومِ خرداد می‌شود) و با رشدِ افکارِ گوناگون و پیشرو، راهِ نفوذِ نیروهایِ فرصت‌طلبِ راستِ افراطی و مصادره‌ی گفتمان‌ها (نظیرِ مصادره‌ی گفتمانِ عدالتِ اجتماعی در هشت سالِ گذشته) در فرایندهایِ انتخاباتیِ آینده بسته خواهد شد.

و اما وجه اقتصادی: شعارِ روحانی در ایامِ انتخابات ادامه‌ی روندِ اجرایِ اصلِ چهل و چهار و به عبارتی واضح‌تر ادامه دادن به سیاست‌هایِ ضدِ رفاهی و ضدِ مردمیِ دو دهه‌ی گذشته بوده است. این دولت و تحلیل‌گرانِ سرمست از پیروزیِ انتخاباتی هنوز متوجه دلیلِ اساسیِ شکست‌هایِ قبلیِ خود نشده‌اند. البته باید این فرضِ اساسی را نیز بپذیریم ‌که دولت متولیِ منافعِ طبقاتیِ گروه‌هایِ خاصی‌ست که آنها را نمایندگی می‌کند، بنابراین اگر گروه‌هایِ موسوم به اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا منافعِ طبقاتیِ خود را در ادامه‌ی خصوصی‌سازی و کوچک کردنِ دولت می‌بینند و به همین خاطر نیز حتا به قیمتِ شکست‌هایِ آتی حاضر به فراموش کردنِ آن نیستند، که دیگر ما را با آنان کاری نیست اما اگر واقعاً به فکرِ آبادانیِ ملک و رفاهِ ملت هستند باید به دو خطری که در ادامه دادن به روندِ دو دهه‌ی اخیر نهفته است توجه کنند:

خطرِ اول در طولِ چهار یا هشت سالِ آینده پیش می‌آید: ادامه پیدا کردنِ فلاکتِ کسرِ عظیمی از جمعیتِ کشور با خصوصی کردنِ اموالِ عمومی و سلبِ مالکیتِ همه‌جانبه از مردم، کاهشِ خدماتِ رفاهی، تضعیفِ بیمه‌هایِ درمانی، نادیده گرفتنِ اصلِ تحصیلِ رایگان برایِ همه و...؛ و چه خطری بزرگ‌تر از نادیده‌گرفتنِ حقوقِ معیشتی و اولیه‌ی مردمی که حتا در روستاهایِ دوردست هم به یک دولت رأی داده‌اند و چه خیانتی بزرگتر از این؟

خطرِ دوم هم مهیا شدنِ بستری برایِ عوام‌فریبیِ راست‌ترینِ راست‌ها و لافِ عدالت‌خواهی زدنِ آنهاست. این خطر با همراهیِ سرکوبِ گفتمانی و هژمونیکِ گفتمان‌هایِ عدالت‌خواه توسطِ گروه‌هایِ فرهنگیِ اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان، همه چیز را برایِ تکرارِ تراژیکِ کمدیِ هشت سالِ گذشته در چهار یا هشت سالِ آینده مهیا خواهد کرد.

بنابراین حسنِ روحانی موظف و ناگزیر است تا در سیاستِ خصوصی‌سازی یک بازنگریِ اساسی انجام دهد؛ او می‌باید اصلاحِ جدیِ قانونِ ناجوانمردانه‌ی کار را در ابتدایِ لیستِ وظایف و مشغله‌هایِ خود قرار دهد. او باید به کابینه‌ی پیشنهادیِ اتاقِ بازرگانی وقعی ننهد، حسن روحانی باید از حداکثرِ پتانسیلِ پست ریاست‌جمهوری برایِ ایجادِ فضایِ رشدِ همه‌ی گفتمان‌هایِ فکری استفاده کند، او باید به قول و قرارهایِ خود در زمینه‎ی ایجادِ جامعه‌ای آزاد و امن پای‌بند بماند! و هیچ کدام از این‌ها نخواهد شد مگر با فشارِ و نیرویِ آگاهانه‌ی مردمی که در خردادِ نود و دو، علیرغمِ وجودِ ترمزهایِ بسیار قوی همچنان خواستارِ تغییراتِ اساسی در ساختارِ جامعه‌ی خود هستند.

اما نکته‌ی غم‌انگیز در پایانِ این یادداشت این است که منافعِ اقتصادیِ گروه‌هایِ سیاسی موافق و ترمزِ گروه‌هایِ سیاسیِ مخالفِ روحانی و همچنین ناآگاهی و عدمِ انسجامِ مردم، نهادهایِ مردمی، صنف‌هایِ غیردولتی و... در فضایِ هژمونیکِ نئولیبرالیسمِ حاکم بر کشور، مجالی نه تنها برای اجرا که برایِ بروز و بیانِ خواسته‌هایِ بالا هم ایجاد نخواهد کرد.

 

پرونده ی «انتخابات ریاست جمهوری نود و دو» 
http://www.anthropology.ir/node/18555

 

شاخه اصلی

نظریه
اشتراک در RSS - انتخابات ریاست جمهوری 1392