جنسیت و فضای شهری

گردآوری و تنظیم: زهره دودانگه
 رابطه میان جنسیت و فضای شهری یکی از ابعاد ارتباط میان فضای شهر و فرهنگ است. در مطالعه این بُعد با رابطه میان بدن انسانی و فضا سر و کار داریم. فضاهایی که بنا بر ماهیت خود می توانند به سوی مردانه شدن یا زنانه شدن سوق یابند و یا تجارب متفاوتی برای هریک از این دو جنس رقم زنند. در این حوزه به ویژه گفتمان های فمنیستی به صورت پررنگ تری خود را مطرح می کنند و تلاش دارند تا مناسبات زنان را در متن فضاهای مرد سالارانه مورد تحلیل قرار دهند. در نتیجه چنین تحلیل هایی مفاهیمی چون تجارب زنانه از فضای شهر، عدالت جنسیتی در فضا، امنیت، حقوق شهروندی زنان و مشارکت آنها در امور شهر و ... مطرح می شود. در پرونده حاضر علاوه بر مفاهیم یاد شده، مجموعه مقالاتی درباره زندگی شهری زنان ایران از دریچه تاریخ ارائه شده است.

فهرست مطالب

الف) کلیاتی در باب زن و شهر

1- زن و شهر /پرویز پیران، مسرت امیرابراهیمی و گیتی اعتماد
2- انتشار فصلنامه جستارهای شهری ویژه‌ زنان و شهر /همشهری آنلاین
3- معرفی کتاب: زنان و شهر: مسکن، خدمات و محیط شهری/زیبا جلالی نائینی
4- شهر و زنان
5- درآمدی بر نظریه های شهر و جنسیت در جستجوی شهرهای انسانی تر/جواد مهدیزاده

ب)حضور پذیری زنان درفضای عمومی
1- سیاست فضا؛ موقعیت زنان در فضای عمومی/ آذر(زهرا) تشکر
2- نگاهی به حضور زنان در سطح شهر  / خبر آنلاین
3- مجموعه مقالات کارگروه زنان و فضای عمومی شهری در همایش زنان و زندگی شهری
4- گزارش: از اندرونی تا عرصه عمومی/الهام رحمت آبادی
5- اوقات فراغت، سرمایه فرهنگی و زنان (مطالعه‌ی موردی زنان شهرستان جویبار) / قربانعلی ابراهیمی ، رقیه مسلمی پطرودی

ج) امنیت زنان در شهر
1- طراحی شبکه دسترسی و تامین امنیت زنان/ مهشید شکوهی
2-مجموعه مقالات کارگروه زنان، امنیت و آسیب های اجتماعی در همایش زنان و زندگی شهری
3- درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی /الهام ضابطیان و مجتبی رفیعیان
4- مطالعه تطبیقی میزان احساس امنیت اجتماعی زنان و مردان ساکن شهر یزد/ سیدعلیرضا افشانی ، راضیه ذاکری هامانه
5- بررسی عوامل مؤثر بر بزه دیدگی زنان شهر تهران / سهیلا صادقی فسائی ، زهرا میرحسینی
6- احساس ناامنی در تجربه زنانه از زندگی روزمره/ یوسف اباذری ، نفیسه حمیدی ، سهیلا صادقی فسایی

د) تجارب زنانه در شهر
1- تلقی و تجربه زنان از شهر تهران: زمینه ها و الگوها/محمد سعید ذکایی
2- قدم زدن زنان در شهر/ سامال عرفانی
3- قدم زدن در شهر؛ کنشی زنانه/ نعمت الله فاضلی
4- گفتگو: تجربه های حسی - عاطفی زنان در محیط شهر/کبوتر ارشدی

ه) تفکیک جنسیتی
1- از خشونت دولتی تا تفکیک جنسیتی در فضاهای عمومی/ شهلا اعزازی، آذر تشکر و گیتی اعتماد
2- گفتگو: فرهنگسرای بانو چگونه شکل گرفت؟ فرهنگسرای زنانه در همسایگی پارک ساعی

و) زنان و حقوق شهروندی
1- مجموعه مقالات کارگروه زنان، حقوق شهروندی و مدیریت شهری در همایش زنان و زندگی شهری
2- زنان و حکمروایی خوب شهر/ وحید تاجدار و مصطفی اکبری
3- برابری جنسیتی در نظریه شهروندی متمایز آیریس ماریون یانگ/محمدعلی توانا

ز) زنان و شهر در گذر تاریخ ایران
1- روند تحولات تاریخی فضاهای گذران اوقات فراغت زنان از قاجاریه تاکنون در شهر تهران/ احمد پور احمد، فاطمه سالاروندیان
2-دختران مدرس کاتولیک در شهر ارومیه (عکس)
3- دختران مدرس پروتستان در شهر ارومیه (عکس)
4- زن دوچرخه سوار در دوره قاجار (عکس)
5- تربیت نسوان فارس مدارس دخترانه فارس در دوران قاجار و پهلوی اول/ زهرا حامدی
6- نشریات زنان در عصر قاجار(6)/ رضا آقابابا دستجردی
7- نشریات زنان در دوران قاجار و رضاخان (1)/ حمیرا رنجبر عمرانی
8- نشریات زنان در دوران قاجار و رضاخان (2)/ حمیرا رنجبر عمرانی
9- تببینِ گفتمانی تبدیل شدنِ زنان به موضوع سیاست گذاری های رسمی در دوره‌ی رضاخان (با تـأکید بر نظریه‌ی نژادی)/ حسین کچوئیان ، قاسم زائری

الف) کلیاتی درباب زن و شهر
1- زن و شهر /پرویز پیران، مسرت امیرابراهیمی و گیتی اعتماد

جنسیت و فضای شهری گفتاری در جغرافیای کنار گذاشتن (پرویز پیران)
درست در زمانی که رابرت ازرا پارک و ارنست برگس با آب و تاب تمام بر طبل نظریه بوم شناختی می‌کوبیدند و طنین آن جهان گستر می‌شد، آن هم در شیکاگو ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰، زنان فرهیخته‌ای بودند که تحقیقات ارزنده‌ای در باب شهر به فرجام می‌رساند که به کلی نادیده گرفته شد و امروز جداشده‌ای اینجا و آنجا، آن هم کمرنگ از آن نمی‌یابیم. در زیر سایه سنگین نگاه مردانه به شهر و علم و معرفت و در طوفانی که محققان مرد برانگیخته بودند، ورق کوچک مطالعات زنان، هرگز به سال نرسید. سال‌ها قبل یعنی در دهه ۱۶۴۰ میلادی، این بار در انگلستان جنبش‌های اجتماعی رادیکالی به راه افتاد که برنامه‌های برابری خواهانه ارزنده‌ای داشتند. لیکن هیچکدام روشنایی روز را ندید. بررسی‌های خانم جین آدامز (Jane Adams) در خانه هوول (Hull hause) که آن بر زنان محقق شیکاگو از گذاشت، با توطئه نادیده گرفتنی در خصیصه دنیای مردانه است، روبرو گشت، اشاره به چنین مواردی سرباز ایستادن ندارد و مثنوی هفت هزار بیتی خواهد بود.
مقاله‌ای که این چکیده خلاصه آن است می‌کوشد ضمن اشاره به دنیای مردانه نباشد، آن هم نه محدود به ایران، بلکه در سراسر جهان به تأثیر این دنیای مردانه در معرفت و علم، در سیاست و از همه مهم‌تر در فضای شهری اشاره کند و بیان دارد که چگونه شهرها محصول برنامه‌های شهری مردانه و یا فقدان برنامه اثر اراده مردانه آدمیانی است که دستی در نظام قدرت دارند. در این رابطه ذهنیت ایرانی که در آن مکان به گونه‌ای محصور رخ می‌نماید و لذا فضای بیرون و درون کاملاً از هم گسسته تصویر می‌شوند، رشادتی خواهد شد تا نشان داده شود که زن در جسم و تصویر ایرانی به فضای محصور درون تعلق دارد و تقسیم کار و زندگی بر پایه جنس گرایان همه آدمیان و همه فضاها را گرفته است. در پایان اشاره خواهد شد که در کنار این کلیت فضای مردانه نیز عادلانه نیست.
حضور زنان در اینترنت (مسرت امیرابراهیمی)
۱) اینترنت به مثابه حوزه عمومی جدید ـ اینترنت به عنوان حوزه عمومی جدیدی مطرح می‌شود که دارای ۴ خصوصیت اصلی حوزه عمومی از دیدگاه هابرماس می‌باشد که عبارتند از دسترسی همگانی، آزادی بیان، آزادی ابراز عقیده در مورد مسائل دولت و حضور در حوزه عمومی فارغ از نقش‌های نهادینه اصلی است. اینترنت در واقع باعث به وجود آمدن فضاهای عمومی جدیدی شده که زنان و جوانان همانند اقشار دیگر امکان بحث در مورد مسائل مختلف را با افراد گوناگون می‌یابند. این فضا نوعی دموکراسی به همراه خود دارد که در آن هرکس تنها یک صدا دارد و امکان بحث با هر کسی با هر طرز فکر موجود است (اینترنت به عنوان حوزه عمومی و فضای جدیدی برای ابراز عقیده به عنوان یک شهروند و یک عضو فعال جامعه و نهایتاً به عنوان لابراتواری برای دموکراسی در ایران مطرح می‌شود که زنان و جوانان از اعضای فعال آن به شمار می‌آیند).
۲) حذف بدن و امکان ظهور هویت‌های جدید در فضای مجازی ـ به علت حذف بدن و در نتیجه امکان ناشناس نگاه داشتن هویت واقعی در فضای مجازی اینترنت نوع رفتار و هنجارها متفاوت از فضای واقعی است. در فرهنگ‌هایی که حضور افرد در فضاهای عمومی نشأت گرفته از الگوهای هنجاری و عقیدتی مشخصی است. برخی از افراد جامعه مانند زنان و جوانان به علت شناخته شدن و در معرض قضاوت قرار گرفتن امکان ابراز عقیده و ابراز وجود کمتری پیدا می‌کنند اما در فضای مجازی اینترنت به علت حذف مشخصات فیزیکی و جغرافیایی این آزادی را دارند تا آن طور که مایل هستند خود را ابراز نمایند. هر چند این آزادی بیان نیز در چهارچوب آزادی‌های فرهنگی خاص هر جامعه تعریف می‌شود اما به علت خاصیت جهانی بودن آن دارای تعریفی خاص است (هنجار و هویت زنان و جوانان ایرانی در فضاهای مجازی اینترنت و در ارتباط با هنجار و هویت وی در فضاهای عمومی واقعی).
۳) فضای عمومی، مسائل خصوصی ـ فضای مجازی به علت حذف بدن و نامرئی بودن به آسانی تبدیل به فضای خصوصی می‌شود که افراد بسیاری از مسائل خصوصی خود را در آن مطرح می‌نمایند. اما این فضا در عین حال عمومی‌ترین فضائی است که تاکنون بشر به آن دسترسی داشته است. بنابراین یکی از مسائل مهمی که در این زمینه مطرح می‌شود دگرگون شدن و ادغام شدن مفاهیم خصوصی و عمومی (اعم از فضا و گفتمان) است (بحث دگرگونی مفاهیم فضا و گفتمان عمومی و خصوصی در زندگی امروز شهری).
۴) جوامع مجازی زنان در اینترنت ـ به علت جغرافیای بدون مرز و مکان اینترنت امکان ایجاد جوامع مجازی و گسترده‌ای در اینترنت وجود دارد که باعث می‌شود همبستگی جدیدی بین افراد فارغ از مکان و فضا به وجود آید. این گونه تعامل‌های مجازی باعث به وجود آمدن جوامع مجازی جدیدی شده است که در آن‌ها حضور افراد متفاوت فارغ از جنسیت، سن، فرهنگ و سلیقه ممکن است، اما تنها شرط شرکت در چنین جوامعی داشتن زبانی مشترک و نیز امکان بیان نوشتاری از طریق کامپیوتر است (ایجاد جوامع مجازی زنان از طریق وبلاگ‌ها و وب سایت‌ها).
فضای عمومی شهری و زنان (گیتی اعتماد)
فضای عمومی شهری را در ایران می‌توان به دو دوره سنتی و مدرن (تجدد) دسته‌بندی کرد. در دوره اول فضاهای عمومی به طور کلی کم و محدود بودند (بازار، مسجد، قهه‌خانه و غیره). چون عملکردهای شهر سنتی محدود بود و بعضاً در خانه صورت می‌گرفت. اما همین فضای عمومی محدود نیز تقریباً مردانه بود. حضور زنان در بعضی غیرممکن (زورخانه، قهوه‌خانه) و در بعضی کمرنگ بود (مساجد، دارالحکومه و غیره).
در دوران تجدد به دنبال تغییرات اقتصادی ـ اجتماعی، سیاسی و نیاز به عملکردهای جدید، فضاهای عمومی متعددی به وجود آمد (خیابان‌ها، مراکز اداری، پارک‌ها و غیره). اما در این دوره نیز حضور زنان در همه فضاهای عمومی تحقق نیافت و یا لااقل با محدودیت‌هایی روبرو بود.
در این بحث ضمن بررسی فضاهای عمومی (در دوره سنتی و تجدد) به وضعیت زنان (نحوه حضور، امکان استفاده، مشکلات و محدودیت‌ها و غیره) در این فضاها می‌پردازیم و سوالاتی را مطرح و به پاسخ آن می‌اندیشیم.
۱) زنان از فضاهای عمومی شهری چگونه استفاده می‌کنند؟
۲) امکان حضور زنان در فضاهای عمومی تا چه حد میسر است؟
۳) مشکلات حضور زنان در فضاهای عمومی چه می‌باشد؟
۴) این مشکلات تا چه حد فرهنگی و تا چه حد مربوط به قوانین است؟
انجمن جامعه شناسی ایران
http://www.aftabir.com/articles/view/social/directory/c4c1207472218p1.php/%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1
تاریخ ورود: 21/01/91


2- انتشار فصلنامه جستارهای شهری ویژه‌ زنان و شهر /همشهری آنلاین
تازه‌ترین شماره فصلنامه «جستارهای شهرسازی» با موضوع ویژه زنان و شهر بر پیشخوان مطبوعات قرار گرفت.
این شماره با محوریت اماکن شهری و میزان توجه این اماکن به جنسیتو اصولا زنان است.
در بخش از مقدمه سردبیر آمده است: گاهی اوقات چنین نتیجه گیری می‌شود که شهرها را مردان می‌سازند و به همین دلیل بیشتر شهرها ساختار و فضاهای مردانه دارند و کمتر برای راحتی عبور و مرور در فضاهای شهری چاره اندیشی شده است.
اما بنا بر‌آنچه که در این شماره نشریه آمده است، فضاهای شهری تهران از گذشته تا به امروز برای زنان چگونه ساخته شده است؟
آنها چه اندازه امکان حضور، فعالیت و کار در فضاهای شهری را دارند و امروز در مقایسه با گذشته‌های دور ، شهرها تا چه میزان این امکانات را برای زنان مهیا کرده‌اند.
دست اندرکاران فصلنامه در این شماره که به دبیری تحریریه‌ای اسماعیل عباسی ، روزنامه نگار و کارشناس پیش‌کسوت حوزه شهری و زیست محیطی فراهم آمده است، عناوینی چون شهر‌های انسانی‌تر، مفهوم عدالت و رابطه آن با شهر، زنان و رویکرد عدالت جنسیتی در توسعه پایدار، از اندرونی تا عرصه عمومی، منشور اروپایی زنان در شهر و.... موضوعات اصلی را پی گرفته‌اند.
http://hamshahrionline.ir/details/76232
تاریخ ورود: 21/01/91


3- معرفی کتاب: زنان و شهر: مسکن، خدمات و محیط شهری/زیبا جلالی نائینی
http://ww.ensani.ir/fa/content/205237/default.aspx
تاریخ ورود: 21/01/91


4- شهر و زنان
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468556
تاریخ ورود: 21/01/91


5- درآمدی بر نظریه های شهر و جنسیت در جستجوی شهرهای انسانی تر/جواد مهدیزاده
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468557
تاریخ ورود: 21/01/91

ب) حضور پذیری زنان درفضای عمومی
1- سیاست فضا؛ موقعیت زنان در فضای عمومی/ آذر(زهرا) تشکر

چکیده بحث:
باوجود پایه ای بودن حقوق زنان در فضای عمومی و"حق دسترسی به فضای عمومی امن و آزاد"، بیش از دو دهه است که بحث و گفتگو در این باره تحت تاثیر اولویتهای حقوقی زنان در فضای خصوصی تا حدودی به تعویق انداخته شده است. با گسترش حضورزنان در فضاهای عمومی و پروبلماتیک شدن این امر از سوی دولت، واکنشهای استدلالی دراین باره از سوی فعالان و محققان حوزه زنان از حد شناخت مساله و مباحثی درزمینه ضرورت و دلایل حضورزنان در فضای عمومی فراتر نرفت و این درحالی است که سیاستگزاریهای دولتی پس از پشت سر گذاشتن یک دوره کشمکش برسرتعریف قواعد تعیین کننده چگونگی حضور زنان در فضای عمومی، از این حد فراتر رفته و اکنون اصل حضور زنان در فضای عمومی را به طور بنیادی هدف قرار داده است. به همین قیاس باوجود زنده بودن گزاره های ایدئولوژیکی که همچنان زنان را به عنوان ابژه جنسی قلمداد می کند، نمیتوان موضوع حضورزنان در فضای عمومی را تنها ازمنظرمباحث ایدئولوژیک بررسی کرد چرا که ایدئولوژی دیگر کمتر پشتیبان قدرت قرار گرفتهو مساله وارد فاز سیاستگذاری وبرنامه ریزی و اجرا شده است. محدودیت حضورزنان در فضای عمومی مبنای تخصیص منابع قرار گرفته و در توزیع جنسیتی فضا درحال تاثیرگذاری و بازتولید است، فضاها روزبه روز بیشتر بر مبنای جنسیت تقسیم بندی می شوند و شهرها از دسترس زنان دورتر می شوند. از این رو طرح مساله و تحلیل آن لاجرم می بایست صورت نوینی به خود بگیرد.
در بحث پیش رو سعی خواهد شد سه گفتار" زنانه شدن فضای عمومی"، " فضای شهری زنانه"و " فضای مجازی به عنوان عرصه عمومی زنان" و نیز سیاستهای تفکیک جنسیتی فضا از دیدگاه سیاست فضا و برمبنای " حق به شهر" مورد بحث قرار گرفته و گفتارها و سیاستهای تعیین کننده حضور زنان در فضای عمومی مورد تحلیل قرار گیرد.
منبع: نشستی در انجمن جامعه شناسی ایران
http://www.isa.org.ir/news/5095
تاریخ ورود: 21/01/91


2- نگاهی به حضور زنان در سطح شهر  / خبر آنلاین
خانواده - مروری بر وبلاگ‌نوشته‌های زنانه در هفته سوم بهمن ماه87
 نگاهی به حضور زنان در سطح شهر
حضور زنان در عرصه عمومی ابتدا به وسیله افزایش فرصت های ورزشی و تحصیلی و به تبع آن افزایش اشتغال زنان در دهه های اخیر نهادینه شده است. همچنین حضور زنان در عرصه هایی مثل اماکن خرید، مدارس بچه ها و... در تغییر الگوی زن خانه دار تاثیر بسزایی داشته است. مفهمو ساده تحرک این است که زنان در سطح شهر دیده می شوند حتی در جنوب شهر و شهرهای کوچک هم شاهد حضور زنان در عرصه عمومی هستیم. این جابجایی ها با مسائل بحرانی خاصی مواجه است.
یکی از مهم ترین این بحران ها امنیت در خیابان است. جابجایی زنان ویژگی های خاصی را می طلبد این ویژگی ها از نظر الگوی زمانی و مکانی و همچنین نظام حمل و نقل با جوانان و بخصوص مردان متفاوت است. مثلا زنان در ساعاتی حرکت می کنند که هوا روشن است و تاریکی برای زنان بسیار محدود کننده می نماید. حضور زنان در مکان هایی که مردانه تلقی می شوند بسیار کمرنگ است و زنان بیشتر در اماکنی همچون مراکز خرید دیده می شوند. در واقع حضور زنان معمولا در قالب مشتری است نه تولید کننده.
در مورد نظام حمل و نقل باید گفت که زنان بیشتر متکی به نظام حمل و نقل عمومی هستند تا وسیله نقلیه شخصی. زیرا یا آن خانوار وسیله نقلیه شخصی ندارد و یا وسیله در اختیار مرد قرار می گیرد چرا که معمولا سفرهای زنان غیرضروری تر تلقی می شود این در حالیست که زنان در طول روز کارهای متفاوتی را در مکان های مختلف انجام می دهند. در واقع الگوی مطلوب این است که زنان به دلیل مسئولیت های بیشتر نیاز بالاتری به وسیله نقلیه شخصی دارند زیرا این نوع وسیله منعطف ترین وسیله نقلیه می باشد و با چند مسئولیتی بودن زنان همخوانی بیشتری دارد اما در عین حال وجود نظام های حمل و نقل عمومی قدرتمند باعث جابجایی بیشتر زنان می شود.
 مامان دوم
تا حالا دقت کردید که به دختر ها از دو سالگی مادری کردن رو آموزش میدن و دختر بچه ها از همون کوچیکی یاد می گیرن که مثلا مسئولیت یه عروسک رو به عهده بگیرن و تر و خشکش کنن...
این قضیه ادامه پیدا می کنه تا وقتی که دختر ها بزرگ می شن و می خوان ازدواج کنن اون موقع هم بهشون تاکید می کنن که باید بشن مامان دوم شوهرشون . یعنی حواسشون باشه یه وقت صبحونه نخورده از خونه بیرون نره ، لباسش کثیف و چروک نمونه ،با لباس نازک تو سرما از خونه بیرون نره ، وسایلش مرتب باشه ، یه وقت صبح ها خواب نمونه ، چیزی اش رو جا نذاره ، وقتی مریض میشه آش و سوپ و داروش رو به موقع بخوره و ...
این که این قضیه چقدر از طرف خود خانم ها تاکید میشه و اگر یه زنی نخواد اینجوری باشه هزار تا انگ بهش می خوره که جای بحث نداره!؟
از طرفی مرد ها هم اینطوری آموزش دیدن که همسر یعنی مادر دوم!
و زنی که این مسئولیت های مادری اش رو خوب انجام نده - حتی اگه نیاز های عاطفی و جنسی همسرش رو بر آورده کنه - باز هم همسر خوبی نیست ! و مردها مدام این سرکوفت رو به همسرشون میزنن و از طرف جامعه هم تایید و تصدیق می شن.
 وبلاگ معصومه ابتکار:  دیوارهای فروریخته
می گویند همان ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب چند روزی یکی از خانم های گوینده خبر تلویزیون (احتمالا خانم ریاضی) غیبت می کند و در برنامه خبر ظاهر نمی شود. امام خمینی که متوجه این غیبت می شوند سراغ وی را می گیرند و ابراز نگرانی می کنند که مبادا این خانم را به خاطر زن بودن از برنامه خبر کنار گذاشته باشند. البته این طور نبود و آن خانم چند روز بعد دوباره بر صحنه تلویزیون ظاهر شد. ولی امام حق داشت نگران باشد، چون آینده را می دید.
این روزها گاهی احساس می شود خاطرات دوران انقلاب به طور گزینشی بیان می شود و به نظر می رسد بعضی ها حتی بازگویی واقعیات تاریخ را نیز تاب نمی آورند.به همین خاطر برخی مطالب را بارها و بارها می شنویم ولی بعضی را که جنبه محرمانه هم ندارد، نمی شنویم.
خاطره دیگری هست که همیشه در ذهنم زنده خود را می نمایاند. دانشگاهها تازه باز شده بود که این اتفاق افتاد. یکی از نوه های امام که آن زمان دانشجوی دانشگاه تهران بود برای ایشان تعریف می کند که امروز قرار شد در کلاس های دانشگاه دیوار حائلی میان دختران و پسران کشیده شود و در بعضی کلاس ها نیز این کار صورت گرفته است.
امام از این اقدام ناراحت می شوند و ضمن اینکه گزارش کاملی از موضوع می گیرند دستور می دهند تا فردا صبح باید دیوارها برچیده شود.
 زندگی «جی‌.دی. سلینجر» از نگاه‌ زن‌های تاثیرگذار زندگی او
25نوامبر سال ۱۹۹۸ در یک روز پاییزی شهر کورنیش ایالت نیوهمپشایر آمریکا کسی در خانه‌ی «جی‌دی. سلینجر» پیر و منزوی را زد. خدای من! چه‌طور یک نفر همچین اجازه‌ای به خودش داده؟ آن‌هم خانه‌ی «جی‌.دی. سلینجر»، کسی که بارها با تفنگ ششلول از غریبه‌‌هایی که سرزده رفته‌اند تا احوالش را بپرسند یا دزدکی به خانه‌اش سرک بکشند، استقبال کرده است. نویسنده‌ای که دور تا دور خانه‌ی الونک مانندش حصار کشیده تا کسی از دیوار خانه‌اش بالا نرود و فضولی نکند چرا که کم نیستند چنین آدم‌هایی در ایالات متحده و چه بسا دنیا که می‌میرند برای دیدن حتی یک‌ لحظه‌‌ی این نابغه‌ی داستان‌نویسی آمریکا. «سلینجر» از سال ۱۹۵۳ در این خانه مستقر شده و کمتر کسی را به آن راه داده.
مثلا یک بار «ایان همیلتون» معروف فکر انجام همچین کاری به سرش زد. تصمیم گرفت که زندگی‌نامه‌ی «سلینجر» را منتشر کند و رفت به شهر «کورنیش» و از اهالی محل درباره‌ی «سلینجر» سئوال کرد. این‌که از چه فروشگاه‌هایی خرید می‌کند و از چه مسیری می‌گذرد و در نهایت آن‌قدر پرس و جو کرد تا به در خانه‌ی «سلینجر» رسید اما نویسنده‌ی بدعنق «ناتوردشت» اصلا حوصله‌اش را نداشت و به قول معروف دست به سرش کرد. ماجرا به این سادگی خاتمه نیافت و «همیلتون» که ید طولایی در روزنامه‌‌نگاری داشت به این راحتی‌ها دست از سر «سلینجر» بر نداشت و آن اتفاق‌هایی رخ داد که شرح مبسوط‌ش در مقدمه‌ی «احمد گلشیری» بر کتاب «دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌وهشتم» آمده است.
http://www.khabaronline.ir/detail/3606/
تاریخ ورود: 21/01/91


3- مجموعه مقالات کارگروه زنان و فضای عمومی شهری در همایش زنان و زندگی شهری
http://www.wul.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=265&Itemid=313
تاریخ ورود: 21/01/91


4- گزارش: از اندرونی تا عرصه عمومی/الهام رحمت آبادی
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468568
تاریخ ورود: 21/01/91


5- اوقات فراغت، سرمایه فرهنگی و زنان (مطالعه‌ی موردی زنان شهرستان جویبار) / قربانعلی ابراهیمی ، رقیه مسلمی پطرودی
چکیده:
چگونگی گذران اوقات فراغت بازتابی از سرمایه اجتماعی،‏ اقتصادی و فرهنگی هر جامعه است. پژوهش حاضر تأثیر سرمایه فرهنگی را بر اوقات فراغت با بهره‌گیری از روش پیمایشی مورد بررسی قرار داده است. ابزار مورد استفاده برای جمع‌آوری داده‌ها،‏ پرسشنامه بوده‌ است. جامعه‌ی آماری این تحقیق را کلیه‌ زنان ساکن شهرستان جویبار در دامنه سنی 64- 15 سال تشکیل می‌دهند. بر اساس نتایج آخرین سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385،‏ مجموع کل زنان 15 تا 64 سال در شهرستان جویبار 25325 نفر بوده است که با استفاده از روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای،‏ نمونه‌ای به حجم 378 نفر بر اساس فرمول کوکران انتخاب گردید. نتایج تحقیق حاکی از آن است که میانگین مشارکت زنان در اوقات فراغت فعال (91‎/1 از 4) بیشتر از مشارکت زنان در فراغت غیرفعال (3‎/1 از 4) است. میزان مشارکت زنان در فعالیت‌های فراغتی در جامعه مورد مطالعه پایین‌تر از حد متوسط است. نتیجه رگرسیون خطی چند متغیره نشان می‌دهد که از میان سه بعد سرمایه فرهنگی،‏ دو بعد (سرمایه فرهنگی عینیت یافته و نهادینه شده) دارای تأثیر معنادار بر اوقات فراغت می‌باشند.
منبع: نشریه زن در توسعه و سیاست (دوره: ۹، شماره:4)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=794218
تاریخ ورود: 21/01/91


ج) امنیت زنان در شهر
1- طراحی شبکه دسترسی و تامین امنیت زنان/ مهشید شکوهی

مقدمه: توجه به مساله امنیت در تمامی ابعاد از جمله موارد مهمی است که می باید در طراحی محیط مصنوع مد نظر برنامه ریزان و طراحان شهر قرار گیرد. طراحی محیط زیست انسان به طور صحیح و عوامل موثر در ارتقای کیفیت آن به تامین بهداشت جسمی، روحی و اجتماعی انسان می انجامد.
در بسیاری از نقاط جهان منجمله ایران تامین امنیت و ایجاد شهرهای امن در سرلوحه برنامه های توسعه قرار گرفته است. از طرف دیگر مساله رعایت عدالت جنسیتی در طراحی فضاهای شهری محور دیگری است که در برنامه ریزی و طراحی شهری به آن توجه شده است.
استفاده متناسب و عادلانه از فضاهای شهری بدون توجه به گروه، جنس و قومیت و تمایزهای اجتماعی بین آحاد مردم از اهداف طراحی با توجه به عامل جنسیت می باشد. اینکه افراد بتوانند با حقوقی برابر، بدون تبعیض و آزادانه از فضاهای مجتمع زیست های خود استفاده کنند از اهداف برنامه های جدید طراحی با رعایت ملاحظات مربوط به جنسیت ها ( گروه های) مختلف است. با توجه به دیدگاه های فوق به منظور ارتقای کیفیت طراحی فضاهای شهری بررسی امنیت زنان در فضاهای شهری مورد بررسی این مقاله خواهد بود. تامین امنیت از دیدگاه های مختلف در جامعه می تواند مد نظر قرار گیرد. امنیت اجتماعی، امنیت فیزیکی و ... یکی از ابعاد تامین امنیت فیزیکی را میتوان با توجه به طراحی مناسب ابعاد کالبدی شهری مورد بررسی قرار داد...
منبع: همایش زنان و زندگی شهری
http://www.wul.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=196&Itemid=242
تاریخ ورود: 21/01/91


2- مجموعه مقالات کارگروه زنان، امنیت و آسیب های اجتماعی در همایش زنان و زندگی شهری
http://www.wul.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=266&Itemid=314
تاریخ ورود: 21/01/91


3-- درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی /الهام ضابطیان و مجتبی رفیعیان
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468561
تاریخ ورود: 21/01/91


4- مطالعه تطبیقی میزان احساس امنیت اجتماعی زنان و مردان ساکن شهر یزد/ سیدعلیرضا افشانی ، راضیه ذاکری هامانه
چکیده:
احساس امنیت،‏ پیشنیاز هرگونه توسعه اجتماعی،‏ اقتصادی،‏ فرهنگی و سیاسی محسوب شده و با سطح پیشرفت جوامع در ارتباط است. آگاهی از وضعیت احساس امنیت ساکنان یک اجتماع نقش موثری در شناخت چالش ها و راهکارهای توسعه یک جامعه داشته و در جهت تقویت زیرساخت های آن عمل می‌نماید. لذا پژوهش حاضر درصدد است تا میزان احساس امنیت اجتماعی را در بین زنان و مردان ساکن شهر یزد مورد مقایسه قرار دهد.روش مورد استفاده در این تحقیق،‏ از نوع پیمایشی می‌باشد؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونهگیری خوشه ای متناسب از 246 نفر از افراد ساکن شهر یزد گردآوری شده است.احساس امنیت اجتماعی در دوازده بعد امنیت جانی،‏ امنیت مالی،‏ امنیت اقتصادی،‏ امنیت شغلی،‏ امنیت اخلاقی،‏ امنیت فرهنگی،‏ امنیت عاطفی،‏ امنیت احساسی،‏ امنیت فکری،‏ امنیت حقوقی،‏ امنیت قضایی و امنیت نوامیس به تفکیک زنان و مردان سنجیده شده است. یافته های تحقیق گویای آن است که احساس امنیت جانی در زنان یزدی به طور معنی‌داری کمتر از مردان بوده؛ درحالی که احساس امنیت اقتصادی در مردان پایین-تر از زنان است. در سایر ابعاد احساس امنیت اجتماعی تفاوت معنی‌داری بین زنان و مردان وجود ندارد.
منبع: نشریه زن در توسعه و سیاست (دوره: ۱۰، شماره: ۳)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=1294908
تاریخ ورود: 21/01/91


5- بررسی عوامل مؤثر بر بزه دیدگی زنان شهر تهران / سهیلا صادقی فسائی ، زهرا میرحسینی
منبع: زن در توسعه و سیاست (دوره: ۹، شماره: ۱)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=451708
تاریخ ورود: 21/01/91


6- احساس ناامنی در تجربه زنانه از زندگی روزمره/ یوسف اباذری ، نفیسه حمیدی ، سهیلا صادقی فسایی
منبع: زن در توسعه و سیاست (دوره: ۶، شماره: ۲۰)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=1004045
تاریخ ورود: 21/01/91


د) تجارب زنانه در شهر
1- تلقی و تجربه زنان از شهر تهران: زمینه ها و الگوها/محمد سعید ذکایی

مقدمه:  شهرها مکان های اصلی تولید، مصرف و بازتولید هنجارها و هویت های جنسیتی بشمار می آیند و در همان حال خود از تمایزات و ویژگی های جسمانی جنسیت و نیز واقعیت اجتماعی جریان ها و فعالیت های روز مره (فعالیت در خانه، حوزه عمومی و حرکت و جابجایی در شهر) تاثیر می پذیرند. واقعیت این است که این تاثیر گذاری مشترک (شکل گیری مشترک) در پژوهش ها و آثار مربوط به برنامه ریزی، سیاست گذاری و توسعه شهری چندان مورد توجه نبوده است. دلیل این غفلت این است که مفاهیم شهر و جنسیت و مادی و اجتماعی معمولا بعنوان قلمروهای مطالعاتی مجزایی تلقی می شوند. برای مثال اگر چه بیشتر متون مقدماتی مطالعات شهری، تفکیک های جنسیتی را در حوزه هایی مانند مسکن، حمل و نقل، اشتغال و مسولیت های مراقبتی به رسمیت می شناسند، با این حال بصورت سیستماتیک به مطالعات شهر و جنسیت بعنوان عرصه هایی که متقابلا یکدیگر را تولید می کنند نمی پردازند. اعتقاد بر این است که سوگیری های جنسیتی هم در مطالعات کلاسیک ( مکتب شیکاگو) و هم در مطالعات اخیر ملهم از سنت پست مدرن (مکتب لس انجلس) مورد غفلت بوده اند (دی سنا، 2008: 2). شهرها و شهر به همان اندازه که خصلتی طبقاتی دارند و به همان اندازه که سازه هایی اجتماعی و فرهنگی تلقی می شوند، سازه هایی جنسیتی نیز بشمار می آیند و از این رو لازم است شیوه های جدیدی را برای توجه به نقش و واقعیت جنسیت در شهر جستجو کرد . مفهوم سازی های مجددی از لحظه های عادی زندگی روز مره زنان در شهر لازم است که بصورت نظام مند با رویکرد ها و روش هایی تجربی چون مردم نگاری و یا دیگر روش های میدانی قابل دسترسی است...
منبع: همایش زنان و زندگی شهری
http://www.wul.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=200&Itemid=252
تاریخ ورود: 21/01/91


2- قدم زدن زنان در شهر/ سامال عرفانی
مقاله حاضر با استفاده از روش شناسی مقاومت نگارانه ی میشل دوسرتو که به رصد و تقریر مقاومت مردم در برابر نظم-های نشانه شناختی مسلط می پردازدو مشاهده ی فرایندهای زندگی روزمره به جنبه ای  از حضور و کنش زنان  در حوزه ی عمومی در جریان زندگی روزمره می پردازد. ادبیات و مطالعات اندکی در این رابطه در زمینه انسانشناسی شهری در شهرهای کردنشین تولید شده است؛ با این حال خواهیم کوشید در این حوزه به تحلیل وضعیت زنان در یکی از فضاهای حوزه ی عمومی شهر سنندج به نام خیابان" ششم بهمن" بپردازیم. در این شهر مانند دیگر نواحی ایران، رویت پذیری زنان ممنوع و یا حداقل بسیار محدود بوده و لذا زنان نمی توانند بدون دلیل در حوزه عمومی ظاهر شوند و برای حضور در حوزه عمومی باید یا دلیلی مانند کارکردن داشته باشند و یا بهانه ای همچون خرید. در چنین وضعیت ساختاری ای، زنان با استفاده از تمهیدات و تاکتیک هایی، سعی در غلبه بر محدودیت های مسلط و مذاکره بر سر تخصیص خلاقه ی فضا می پردازند و نظم نشانه شناختی-کارکردی غالب و نیز نظم مردسالارانه ی مسلط را به معارضه می طلبند.
کلید واژگان: انسان شناسی شهری، ، زنان کرد ، سنندج، رویت پذیری، حوزه عمومی.
مقدمه
 در حوزه ی انسانشناسی شهری در شهرهای کردنشین تقریبا نمی توان به هیچ اثری دست پیدا کرد. عمده ی نوشته های موجود درباره شهرها به اوضاع اقتصادی و سیاسی آنها می پردازند و آن هم  نه با رویکردی انسانشناختی. در این میان  بسیاری از شهرنگاری ها و مطالب مرتبط موجود به موقعیت شهرها در عراق خصوصا شهرکردنشنین کرکوک پس از صدام و مسائل سیاسی آن مربوط هستند، که این مساله هم با توجه به موقعیت استراتژیک کرکوک و مناقشات سیاسی حول سرنوشت آن قابل درک است. از سوی دیگر اگرچه شهرشناسی و مطالعات انسان شناسی شهرها در کردستان چندان قابل توجه نیست، و در شرایطی  که تا پیش از اصلاحات ارضی هنوز اکثریت جمعیت در این منطقه در روستاها به سر می بردند، اما بهرحال تمدن شهرنشین در این منطقه وجود داشته است.به طوری که  که قدمت شهرها وشهرنشینی در این منطقه از خاورمیانه بسیار کهن است. مثلا شهر سقز با قدمت چندهزارساله در ایران، و یا  شهرهای بسیار کهن دیاربکر  و وان در ترکیه و اربیل  در عراق از این دست هستند. در این بین اربیل از قدیمترین شهرهای جهان با قدمت هزار سال است که ازهمان زمان تا به امروز شهرنشینی در آن تداوم داشته است.
 با این وجود عدم اهتمام کردها و محققین غیر کرد به حوزه ی انسان شناسی شهری  در موارد متعدد ذهنیتی غلط آفریده است که بر اساس آن «...تصویری کلیشه ای و رمانتیک از کردها به مثابه مردمی بدوی، یا جنگجویانی کوهستانی، هنوز در میان مردم و حتی عده ای از تحصیلکردگان رایج است.این تصویر ابعاد توسعه سیاسی و اجتماعی جاری درمیان کردها را نادیده گرفته است. حقیقت امر این است که اغلب مردم کرد ترکیه، عراق و ایران اگر نه همه آنها در دهه های گذشته شهرنشین شده اند. بخشی از این شهری شدن شتابان ناشی از تضادهای سیاسی ، سیاست حکومت ها در انتقال و تخریب روستاها بوده، که به طور منظم در عراق سالهای 1970 تا 1980 و از سال 1991 به این سو در ترکیه اتفاق افتاده است. هرچند در بین سایر عوامل، نقش اقتصاد قابل توجه است، ولی عواملی چون تخریب اقتصاد کشاورزی، فرصت بهتر برای کار، آموزش و مراقبت های بهداشتی از علل مهم دیگر شهری شدن شتابان بوده است. با این وجود شکل غالب سکونت شهری در کردستان عراق ناشی از سیاستهای انتقالی بوده است که در کل، بازتاب گرایشاتی است که در کل عراق هم قابل مشاهده است.»(محمد زاده،243، 1383).
وضع مهاجرت از روستاهای کردنشین در ایران نیز چندان بهتر از دو کشور دیگر نیست. در ایران موج مهاجرت از روستاها به شهر در کردستان همانند دیگر نواحی ایران با اصلاحات ارضی آغاز گشت اما چندین دلیل دیگر نیز باعث افزایش و تداوم این روند شدند که در دیگر نواحی ایران به این شکل، قابل ملاحظه نیستند. در میان این موارد می توان به عواملی همچون جنگ ایران و عراق، تداوم بحران سیاسی در کردستان و شرایط وخیم اقتصادی و معیشتی در روستاها اشاره کرد .
 به طور کلی اینها از عمده عواملی بودند که سبب افزایش سریع جمعیت در شهرها گشتند و همانطور که می دانیم هر تغییر ناگهانی سبب ایجاد نوعی بی نظمی می گردد.که این بی نظمی هم در روستاها به دلیل از دست دادن سریع جمعیت و هم در شهرها به دلیل افزایش سریع جمعیت در آن اتفاق افتاده است که در این مقاله مجال پرداختن به آنومی ایجاد شده نیست.
 دراینجا به مبحث اصلی مقاله یعنی به گوشه ای از حیات روزمره ی شهری زنان اختصاصی می پردازیم: قدم زدن زنان در سنندج.
سنندج
سنندج مرکز استان کردستان است که پس از ارومیه و کرمانشاه سومین شهر بزرگ کردنشین ایران است. در این شهر نیز تمهیداتی در حیطه ی مدیریت شهری به کار گرفته شده است که در آن قدرت سیاسی-ایدئولوژیک مسلط با به خدمت گرفتن مهندسین و طراحان شهری در پی استقرار نظمی کارکردی معطوف به تامین شرایط حداکثری بازتولید قدرت حاکم بوده است. در چنین بستری است که باید به خوانش مدیرت و عمران و توسعه شهری پرداخت. فی المثل در قلب  منطقه یی  قدیمی از شهر، خیابانی به نام سیروس احداث و عبور داده شده است تا این محل قدیمی و کوچه پس کوچه های پر پیچ و خم آن را به دایره نظارت دائمی نظم مسلط درآورده و از تخصیص آن به مکانی دور از کنترل و فضایی ضدکارکردی در راستای مقاومت از جانب مخالفین جلوگیری شود. نظم نشانه شناختی مسلط همواره در معرض تهدیدهایی از نوع خشن و نیز غیر خشن و پیچیده تر است. مثلا بارها ابراز شادمانی یا سوگواری عمومی مردم در جریان مناسبت های منطقه، یا جشن های نوروزی، یا پایکوبی های متعاقب پیروزی تیم های ورزشی منطقه، خیابان ها را به عرصه حضور مردم تبدیل ساخته و نظم نشانه شناختی-کارکردی هژمونیک را با خطر واسازی مواجه کرده است. از سویی دیگر مقاومت در سطح زندگی روزمره هم رخ می دهد. نظم مسلط  در چنین فضایی به مدیرت کارکردی فضاهای شهری بسیار بها می دهد.
خیابان پاسداران سنندج
خیابانها با پیدایش شهرها پدید آمدند.«اغلب عنوان می شود که در شهرهای باستانی (همچون نینوا و بابل) خیابان ها، فضاهایی بسیار مورد توجه و رسیدگی بوده اند و به بهداشت و کاربردی بودن آنها (برای حمل و نقل کالاها و عابران) اهمیت زیادی داده می شده است....با این وصف باید توجه داشت که اگر از خیابان های درجه اول بگذریم، کوچه ها و خیابان های باریک دیگر شهر، همواره مرکز زباله ها و مکان هایی آلوده به حساب می آمده اند.»(فکوهی 1383ص 312)
این خصلت را در شهر سنندج هم می توان دید. خیابان پاسداران امروز اما معروف به نام دیروز آن در میان مردم یعنی خیابان ششم بهمن (همین نامگذاری دوگانه یکی از مصادیق بصیرت های دوسرتو در باب سویه های مواجه زندگی روزمره با نظم کارکردی مسلط است)، خیابانی است که از دیگر خیابانهای این شهر شیکتر و تمیزتر و نیز عابران آن بیشتر از عابران دیگر خیابانهای شهربه ظاهر خود اهمیت داده و لباسهای شیک و مد روز را به تن می کنند.  مغازه های این خیابان  نیز شیک ترین مغازه های سنندج و البته گران ترین مغازه ها هستند. این خیابان به دلیل داشتن تعداد بسیار زیادی پاساژ و مرکز خرید، بهترین بهانه ها را برای قدم زدن زنان در شهر پدید آورده است.  انسانهایی که در این خیابان راه می روند و یا می ایستند درکناز مغازه های رنگارنگ باعث شده اند که این خیابان بسیار خوش بو، رنگارنگ و سرشار از انرژی جوانان  و خنده های انان باشد.
زنان و قدم زدن
از مهمترین ویژگیهای  این خیابان انست که این خیابان  آنقدر شلوغ و پر ازدحام است که زنان در عین دیده شدن، دیده نمی شوند زیرا در ازدحام زنان و مردانی که در این خیابان حضور دارند گم می شوند و لذا زنان می توانند طی روزهای یک هفته بارها و حتی بارها طی یک روز در آن قدم بگذارند  و نسبت به همین میزان رویت شدن در دیگر خیابانهای شهر، کمتر در مظان اتهام قرار گیرند که چرا به دفعات در خیابان رویت شده اند. این حاشیه امنیت فراختر مرهون آن است این خیابان بهانه های موجه برای قدم زدن آنها   را در اختیارشان قرار می دهد؛ مثلا اینکه اولا این خیابان دارای تعداد زیادی مغازه است و ثانیا اینکه در مرکز  سنندج امروز قرار گرفته و لذا زنان به بهانه رسیدن به دیگر مسیرهای شهر می توانند از این خیابان عبورکنند. این خیابان تنها محلی برای تفریح و گشت و گذار زنان نیست بلکه کارکرد پنهانی تر و مهم تری برای زنان دارد و آن این است که فرصتی فراهم می اورد تا زنان حضوری طولانی در حوزه عمومی داشته باشند. حضوری که می تواند ساعتها به طول انجامد آن هم در یکی از اصلیترین و مدرنترین خیابانهای شهر. این خیابان در میان خیابان های شهر سنندج  به لحاظ  امتداد خیابانی کوچک است اما به یمن مغازه های بسیار زیاد آن، این امکان را برای زنان فراهم می سازد که بتوانند ساعاتی طولانی با سرعتی کم در آن راه رفته و یا ایستاده و مغازه ها را نگاه کنند. خیابان ششم بهمن در کنار فراهم آوردن این فرصت برای زنان که هم ببینند و هم دیده شوند، فضایی از شهر است که زنان عابر آن، با نحوه پیراستن و اراستن و نیز پوشش خود به نظر می رسد که اعتراض خود را به  قالب و نظم مسلط  مردسالارانه و پدرسالارانه ی پوشش و ارایش  آشکار می سازند. زنان دراین خیابان  نسبت به زنانی که در دیگر نقاط شهر راه می روند شیک پوش تر وبه اصطلاح آرایش کرده تر هستند، نسبت به دیگر زنان در حال راه رفتن در این شهر کمتر کدهای پوشش رسمی تجویزشده را رعایت کرده و لباسهای به روزتری به تن دارند.
 از سوی دیگر اما در این شهر زنانی هستند که این خیابان، افرادی را که برای قدم زدن به آنجا می روند و نیز رفتارهای کالبد انسان در این فضا را قبول نداشته و با آن مخالفند. این زنان مخالفت خود را با کارهایی مانند عدم خرید از مغازه های این خیابان، گذر بسیار سریع از این خیابان( گام برداشتن های تند و سری که پایین انداخته شده) و نیز معاشرت نکردن با زنانی که در این خیابان بسیار قدم می زنند، نشان می دهند. در همین رابطه نکته ای جالب در ذهنیت مخالفان آن است که  صفت  دختران و زنانی که بسیار در این خیابان دیده می شوند برگرفته از نام این خیابان است: دخترهای شش بهمنی. این صفتی پسندیده برای زنان نیست زیرا این صفت یعنی" زنانی که بی دلیل ،زیادی در حوزه عمومی رویت می گردند" و این رویت پذیری زیاد برای انها مجازاتهایی درپی خواهد داشت از جمله طرد شدن. مثلاهمین صفت برای دختری کافی است تا خواستگار وی را از ازدواج با او پشیمان سازد و یا آبروی زنی را برباد دهد.
قدم زدن در این خیابان قدم زدنی عادی نیست، بلکه یک پارتی خیابانی(مهمانی بزرگ) دختران (و نیز پسران) است. مراسمی که در خانه ها اجازه برگذاری آن داده نمی شود و لذا به خیابان منتقل شده است. این مسله در نگاه اول با توجه به  نحوه پوشش عابران این خیابان قابل استنباط است. پوشش و آرایش عابران این خیابان، آرایش و پوششی است  که مردم این شهر، البته با سبک زندگی ای خاص، در مهمانی های مهم، با آن  ظاهر می شوند با عطرهایی که مخصوص مهمانی است. مهمانی که در آن تعداد مهمانان زیاد است و طی آن دختران و پسران به طور سریع همدیگر را دیده و در همین زمان کوتاه با هم آشنا شده و به اصطلاح تلفن هایشان را رد و بدل می کنند. مهمانی که در خانه ها اجازه برپاشدن ندارد و لذا جوانان آن را به نحوی دیگر در خیابان برپا می دارند.
تنبیه دختران و زنانی که با استفاده از کالبد خود، اعتراضشان را به پوشش مسلط جامعه در این خیابان به نمایش می گذارند، نه فقط از طرف خود مردم شهر بلکه از مسوول حفظ نظم جامعه نیز انجام می شود(البته این مجازات دوگانه از نقطه عزیمت های مختلف صورت می گیرد).
نتیجه گیری
زندگی روزمره عرصه خلاقیت های فزاینده جهت رهایی از الزامات نظم نشانه نشاختی-کارکردی مسلط و گشایش امکانات فراخ تر کنش است. زنان در خیایان شش بهمن با استفاده از تاکتیک هایی، فضایی برای حضوری مداوم تر در حوزه عمومی خلق می کنند و بدین گونه با نظم نشانه شناختی مسلط و چارچوب فرهنگی خود مبارزه کرده و اهداف خود را پی می گیرند و تا حدی هم موفق بوده اند. انها در داخل خود چارچوب فرهنگی و نظم نشانه شناختی موجود مسلط مبارزه می کنند و با تغییر در برخی از نشانه ها( مثلا داشتن حجاب اسلامی اما به سبک خود) مقاومت خویش را ابراز می دارند.
منابع
گاهنامه نویسا.(1383)شماره دوم.ناسیونالیسم در کردستان(2)
فکوهی, ناصر(1383) انسانشناسی شهری، تهران: نشر نی
http://www.anthropology.ir/node/11230
تاریخ ورود: 21/01/91


3- قدم زدن در شهر؛ کنشی زنانه/ نعمت الله فاضلی
در محیط‌هایی که گروه‌های انبوه زنان حضور دارند، این احساس وجود دارد که در اینجا نیز مانند محیط خانه نوعی صمیمیت، گرمی و آرامش شکل گرفته است. همچنین زنان با حضور در شهر تلاش می‌کنند تا عدالت را به شهر بازگردانند. فضاهای شهری بر اساس مناسبات قدرت، از تبعیض و نابرابری قومیتی و دینی یا اقتصادی رنج می‌برد.
قدم‌زدن در شهر به عنوان پدیده‌ای اجتماعی با تمام فرآیندهای امروزی جامعه و فرهنگ مانند مصرفی‌شدن، دموکراتیک‌شدن، فردی شدن، رسانه‌ای شدن، زیبایی‌شناسانه شدن، زنانه شدن و دیگر فرآیندها ارتباط دارد. این فرآیندها هر کدام به نوعی تمامی عواطف، احساسات، عقلانیت و وجود انسان شهری و همچنین جامعه شهری را متاثر می‌سازد. ما برای رسیدن به درک روشن از ابعاد گوناگون پدیده قدم‌زدن در شهر باید تک تک فرآیندهای مدنی را و تاثیرات و نسبت‌های آن با قدم‌زدن را توضیح دهیم. اجازه دهید در این یادداشت از فرآیند زنانه‌شدن صحبت خود را آغاز کنیم. ما می‌دانیم که قدم‌زدن با جنسیت رابطه‌ای نزدیک دارد. قدم‌زدن در جامعه شهری امروز عمدتا، «کنش روزمره زنانه» است تا مردانه، اگرچه در شهر نیز می‌توان حضور مردان را مشاهده کرد. از آنجایی که مردان به عنوان گروه‌های فرادست اجتماعی، قدرت را در اختیار دارند، در نتیجه آن‌ها از سویی فرصت فراغت کمتری برای قدم‌زدن در اختیار دارند، به مشاغل مهم اقتصادی و سیاسی مشغولند و در هنگام تردد در شهر از اتومبیل‌ها که عمدتا در مالکیت آن‌هاست استفاده می کنند.
بنابراین چون زنان نسبت به مردان فرصت‌های شغلی کمتری در اختیار دارند، همچنین برای تردد نیز صاحب اتومبیل نیستند و فرصت‌های گوناگون بودن در شهر مانند خریدکردن به آن‌ها واگذار شده است، عمل قدم زدن بیش از آنکه مردانه باشد کنشی زنانه قلمداد می‌شود. این امر موجب تحول عظیمی در جامعه شهری ایران شده است زیرا در گذشته شهر ایرانی تنها محل تردد مردان بود. قدم‌زدن موجب زنانه‌شدن فضای شهری مدرن ایرانی شده است. زنانه‌شدن قدم‌زدن در جامعه شهری، پیامدهای مختلفی هم برای زنان و هم برای جامعه دارد.
زنان از طریق قدم‌زدن در پارک‌ها، خیابان‌ها، میدان‌ها و فضاهای عمومی شهر احساس می‌کنند که می‌توانند از این طریق بخشی از بی‌قدرتی‌شان در جامعه را جبران کنند و از این طریق فرصت دیده‌شدن را به دست می‌آورند. همان طوری که نقاشان، خطاطان، رمان‌نویسان و هنرمندان از طریق خلق آثار هنری، حدیث نفس می‌کنند و به ابراز خویش می‌پردازند، قدم‌زدن در واقع نیز راهی برای «خودبیانگری زنانه» است. توده‌های زنان نیز از طریق قدم‌زدن در شهر، با خلق اثر هنری به نام بدن زنانه در شهر به ابراز خویش می‌پردازند.
قدم‌زدن زنانه مانند قلم‌زدن برای خطاطان است. آن‌ها نیز هنگام راه‌رفتن بر روی آسفالت خیابان‌ها، سنگفرش پیاده‌روها، با هر گام خویش واژه‌ای را بر سطر خیابان می‌نویسند و نقش خود را بر لوح شهر حک می‌کنند. آن‌ها از این طریق به بازتعریف محیط عمومی شهر به عنوان محیطی زنانه، می‌پردازند. توده‌های تن آراسته‌شده زنانه، در محیط‌های شهری نوعی زیبایی‌شناسی را به شهر هدیه می‌دهد. علاوه براین، زنان با حضور خود در محیط‌های شهری و فضاهای عمومی، نوعی لطافت، آرامش و اخلاق مدنی را به فضای شهر می‌دهند.
در محیط‌هایی که گروه‌های انبوه زنان حضور دارند، این احساس وجود دارد که در اینجا نیز مانند محیط خانه نوعی صمیمیت، گرمی و آرامش شکل گرفته است. همچنین زنان با حضور در شهر تلاش می‌کنند تا عدالت را به شهر بازگردانند. فضاهای شهری بر اساس مناسبات قدرت، از تبعیض و نابرابری قومیتی و دینی یا اقتصادی رنج می‌برد.
با حضور توده‌وار زنان در این محیط‌ها، تا حدودی این تبعیض‌ها تعدیل یا کمرنگ می‌شوند. چراکه زنانی که در این محیط‌ها حضور جمعی پررنگ دارند از قشرها، مذاهب، عقاید و گروه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. چیزی‌که این محیط‌ها را یکپارچه و منسجم می‌کند زنانه بودن آن‌هاست؛ در نتیجه به کمک صفت زنانه‌شدن محیط که با عمل قدم‌زدن زنانه و یا همان حضور زنانه در این محیط‌ها شکل می‌گیرد تمام برچسب‌های دیگر حذف یا کمرنگ می‌شوند.
* مردم شناس و استاد دانشگاه
 منبع: پایگاه خبری رسانه قانون
http://www.ghanoononline.ir/News/Item/50421/20/%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1--%DA%A9%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87.html
تاریخ ورود: 21/01/91


4-گفتگو: تجربه های حسی - عاطفی زنان در محیط شهر/کبوتر ارشدی
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468566
تاریخ ورود: 21/01/91

ه) تفکیک جنسیتی
1- از خشونت دولتی تا تفکیک جنسیتی در فضاهای عمومی/ شهلا اعزازی، آذر تشکر و گیتی اعتماد

نشست گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران
 روز دوشنبه ۲۰ آذر ماه نشستی با عنوان «سیاست فضا: موقعیت زنان و فضای عمومی» و «جنسیت و فضای عمومی» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، توسط مرکز مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران برگزار شد.
شهلا اعزازی: خشونت دولتی علیه زنان، همچون طرح جدید گذرنامه به ابعاد خشونت ها افزوده
در این نشست، ابتدا دکتر شهلا اعزازی، طی مقدمه ای به مسئله خشونت علیه زنان پرداخت و گفت: در تعریف خشونت علیه زنان، هر گونه ضرب جرح بر بدن و وارد آوردن فشارهای روانی بر اساس جنسیت، خشونت علیه زنان تعریف می شود و البته به گفته ای دیگر خشونت علیه زنان را می توان نظارت سختگیرانه بر رفتارهای زن توسط مرد دانست که امروز ما شاهد نوع جدیدی از خشونت علیه زنان هستیم که می توان آنرا به خشونت دولتی تعبیر کرد که نمونه اش همین طرح جدید گذرنامه در کمیسون امینت اجتماعی مجلس است که قرار است با این قانون جدید، صدور گذرنامه برای زنان زیر ۴۰ سال را به اذن پدر یا حاکم شرع مشرو سازند. شهلا اعزازی افزود: هیچ معلوم نیست این شرط چهل سالگی برای زنان را از کجا آورده اند؟ از همین رو باید از ارائه دهندگان این طرح پرسید که در این سن مگر چه اتفاقی برای زنان می افتد، آیا در سن ۴۰ سالگی عقل زنان کامل می شود، یا اینکه در این سن شکسته می شوند؟ وی افزود: این درحالی است که طبق قوانین موجود، دختران در ۱۳ سالگی می توانند ازدواج کنند یا در ۱۶ سالگی می توانند در انتخابات شرکت کنند، حال چطور زنان به زعم نویسندگان این طرح، تا ۴۰ سالگی هم نمی توانند بدون اجازه ولی قهری از کشور خارج شوند؟ شهلا اعزازی در انتها افزود: که این نوع قوانین و مقررات مانند لایحه جدید گذرنامه، در واقع همان نوع نظارت سختگیرانه بر رفتار زنان است که به عنوان خشونت علیه زنان شناخته می شود.
 گیتی اعتماد: راه حل های دختران و پسران برای دور زدن تفکیک جنسیتی متنوع است
پس از سخنرانی کوتاه شهلا اعزازی، دکتر گیتی اعتماد، سخنان خود را با موضوع «جنسیت و فضای عمومی» آغاز کردند .گیتی اعتماد ابتدا فضای عمومی را چنین تعریف کرد: «فضای عمومی، فضایی است که مردم فارغ از جنس و سن و موقعیت اجتماعی بتوانند از آن استفاده کنند ، فضای عمومی درجه بندی دارد، مثلا یک خیابان را با یک باشگاه ورزشی هر چند هر دوی آنها عمومی هستند را نمی توان در یک درجه قرار داد .» وی سپس فضای عمومی را به دو دوره قبل و بعد از مدرنتیه تقسیم کرد. و سپس به بیان ویژگی های این دو دوره پرداخت. گیتی اعتماد افزود: یکی از ویژگی های فضای عمومی در دوره قبل از مدرنتیه آن است که حضور زنان در فضاهای عمومی بسیار کمرنگ است، به طوری که در فضای عمومی پیش از مدرنیته، اگر گریزی از حضور زنان در بیرون از خانه وجود نداشت، معمولا اماکنی خاص زنانه می ساختند که البته چنین فضاهایی نیز خیلی محدود بودند، مثلا در حد حمام های زنانه و بعضی از مکاتب آموزشی.
گیتی اعتماد در ادامه گفت: در دوره پیش از مدرنیته، فضاهای عمومی عبارتند بودند از : اماکن مذهبی، مثل مساجد زیارتگاه ها، بازار، مدارس مذهبی، مکتب خانه ها، باغ های خصوصی، حمام های عمومی و معابر عمومی. و در این دوره ارتباط میان زنان و مردان بسیار کم و محدود بود و طرح جداسازی جنسیتی به شدت اعمال میشد .
 وی سپس گفت: در دوره مدرنتیه که با حضور پهلوی ها شکل گرفت، فضاهای عمومی تغییراتی زیادی کرد .در این دوره فضاهای عمومی، به سه دسته تقسیم می شوند، معابر عمومی، فضای کار و خدمات و بالاخره فضاهای تفریحی. در این دوره با ورود اتومبیل، خیابان های جدید جای معابر گذشته را گرفتند و بیشتر اماکن عمومی همچون بازار و ادارات دولتی نیز کنار خیابان ها ساخته شدند .در این دوره برای اولین بار فضاهای تفریحی خاصی مانند پارکها و سینماها ساخت شد که بعد از انقلاب هم در فضای عمومی تغییر عمده ای رخ نداد، هر چند چندین مکان عمومی جدید مانند فرهنگسراها و کافی نت ها به فضای عمومی افزوده شد که خاص دوره پس از انقلاب هستند و قبل از انقلاب نبودند.
گیتی اعتماد گفت: البته در دوره مدرنتیه، برخی از فضاهای عمومی قبل از مدرنیته، مانند مساجد، قهوه خانه ها و زورخانه به حیات خود ادامه دادند . اما به رغم آن که فضاهای عمومی از نظر فیزیکی بعد از انقلاب چندان تفاوتی نکردند ولی تغیییرات چشمگیری را در محتوای این فضاها پس از انقلاب می بینیم . برای نمونه جدایی و تفکیک بین زنان و مردان در فضاهای عمومی، بعد از انقلاب پر رنگ تر شدند. مثلا اتوبوس ها یا کلاس های درس، تفکیک جنسیتی اعمال شد و حتا مکان هایی که امکان تفکیک شان برای زن و مرد به صورت مجزا وجود نداشت، بین دختران و پسران پرده کشیده می شد
وی افزود: البته اعمال جداسازی و تفکیک جنسیتی، با اینکه معضلاتی را برای ارتباط میان دختران و پسران ایجاد کرده، ولی آنها هم برای مشکل خود راه حل های متنوعی پیدا کرده اند، مثلا دختران و پسرانی که در جنوب شهر تهران زندگی می کنند و دچار محدودیت هایی بیشتری در این زمینه هستند، ترجیح می دهند که برای قرار ملاقات های شان از پارک های شمال شهر استفاده کنند و یا حتا برخی از دختران و پسران جوان از مراسم های عمومی مثل عزاداری محرم، برای باهم بودند ، استفاده کنند .
گیتی اعتماد در ادامه سخنان خود به طرح مشکلات زنان در استفاده از فضاهای عمومی همچون مزاحمت های خیابانی، فقدان یا کم بودن امنیتی فضاهای عمومی برای زنان پرداخت.
 آذر تشکر: گسترش «فضای اردوگاهی» برای گروهی نشانه دار، مثله کردن سیستماتیک فضای زیست زنان
سخنران بعدی این نشست دکتر آذر تشکر بود، که سخنان خود را حول «سیاست فضا: موقعیت زنان و فضای عمومی» در جمع علاقه مندان مطرح ساخت.
آذر تشکر ابتدا تاریخچه ای از طرح بحث فضای عمومی زنان مطرح کرد: بعد از انقلاب، تا یک برهه ای از زمان، بحث مطالعات زنان در حاشیه بود، به ویژه تا زمان پایان جنگ ایران و عراق. ولی پس از جنگ، عمده مباحث مربوط به زنان در قالب مسائل حقوقی و خانواده مطرح می شد. ولی در دوره اصلاحات، حوزه مباحث مربوط به زنان گسترده تر شد که در این مرحله برای اولین بار، بحث فضای عمومی مطرح می شود که در واقع یک گفتگو با سیاستمدارن بود. مثلا اینکه چرا زنان حضور گسترده تری در جامعه دارند. آذر تشکر سپس چرایی این پرسش را بطور اختصار چنین بیان کرد: اشتغال، تحصیل، و به ویژه تغییر نقش های زنان و مردان در خانواده.
وی افزود: پس از دوره اصلاحات، الان بحث حضور زنان جنبه عملی به خود گرفته و دیگر از حالات تئوری درآمده است. از این رو در این دوره، دولت برای تعیین شکل حضور زنان در اماکان عمومی دخالت می کند، مثلا با همین ابزار گشت ارشاد. در این دوره ما وارد یک حوزه جدید از حضور زنان در فضای عمومی می شویم که همان فضای اینترنت و مجازی است. به عبارتی در دوره بعد از اصلاحات، دیگر مبحث زنان و فضا، از شکل تئوری درآمده و جنبه عینی و مادی به خود می گیرد. برای همین است که ما در این مقطع بحث تقسیم برابر منابع میان زنان و مردان را داریم. و اینکه موانع حضور فعال زنان در جامعه مانند مزاحمت های خیابانی و نبود امینت چقدر می تواند تاثیرگذار در این تقسیم برابر منابع باشد .در این دوره ما شاهد هستیم که «گتو»های خاصی در جامعه شکل می گیرد که باعث می شود مثلا فضاهای خاص زنانه بیشتر تشکیل شود، برای نمونه در قالب طرح جداسازی و تفکیک جنسیتی در دانشگاها یا احداث پارکهای ویژه و جدایی هرچه بیشتر در وسایل نقلیه و غیره. ناگفته نماند که «گتو» یک سیستم خاصی است که در آن یک گروه یا قومی را به واسطه ای اینکه رفتارهای شان با فضای عمومی جامعه تضاد دارد یا مضر تشخیص داده می شود، جدا می کنند و محدودیت هایی را بر این «گروه نشانه دار» اعمال می کنند.
آذر تشکر در ادامه سخنان خود افزود: یک اتفاق خیلی مهمی که در جداسازی های جنسیتی اتفاق افتاده این است که برای توجیه این کار، به وضوح از ادبیات فمنیستی استفاده می شود. مثلا برای توجیه جداسازی جنسیتی در دانشگاه، کامران دانشجو می گوید ما می خواهیم خانم ها راحت باشند یعنی از ادبیات فمنیست استفاده می کند. یا ادعا می کنند که خانم ها دوست دارند بدون پوشش باشند در پارکها و ما هم برای تامین حقوق آنها پارک های خاص زنان ایجاد می کنیم .در حالی که احداث این پارکها و مکان های خاص زنان، در واقع ایجاد «گتو» برای زنان است که از طریق این اردوگاه ها یعنی ایجاد یک بخش شهری محصور شده، شبکه ای از نهاد ها و گروه های ویژه، مجموعه های فرهنگی که در برگیرنده انزوای اجتماعی- اخلاقی برای یک گروه نشان دار است، فضای زندگی و شانس زندگی اعضای آن گروه نشانه دار به طور سیستماتیک مثله می شود.
وی سپس افزود: «گتوسازی» از سه سنت تاریخ نگاری آوارگان یهودی در دوران نازیسم، تاریخ آسیای شرقی و سیاهان آمریکایی در جامعه صنعتی استخراج شده و شهر چینی ها در نیویورک مثالی برای این مقهوم به شمار می رود. گتو به عنوان ابزار کنترل است که چهار عنصر برچسب، ممانعت از حضور جمعیت در فضاهای عمومی شهر، حبس و در خودپیچیدگی نهادی را در بر می گیرد. ایجاد گتو با دو هدف انجام می گیرد: منافع مادی برای گروه بزرگتر و حداقل تماس گروه با افراد دیگر.
جایگزینی فضای مجازی به جای روابط واقعی در میان زنان و مردان و گتو کردن زنان، در مجموع سبب می شود که زنان از فضای عمومی محروم شوند، در حالیکه تماس چشمی و زبان بدن بین دو جنس باعث می شود زنان و مردان بتوانند موقعیت های ذهنی خود را به اشتراک بگذارند. وقتی دو جنس ارتباط نداشته باشند، روابط زنانه زیاد می شود؛ جلسات زنانه و حتی روابط جنسی زنانه هم بیشتر می شود و موجب آسیب های اجتماعی بسیاری در حوزه زنان خواهد شد.
پس از اتمام سخنرانی ها، جلسه پرسش و پاسخ تشکیل شد و این نشست تا ساعت ۷ شب به طول انجامید.
منبع: نشست انجمن جامعه شناسی ایران
http://www.iranzanan.ir/social/cat_13/003736.php?q=print
تاریخ ورود: 21/01/91


2- گفتگو: فرهنگسرای بانو چگونه شکل گرفت؟ فرهنگسرای زنانه در همسایگی پارک ساعی
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468565
تاریخ ورود: 21/01/91

و) زنان و حقوق شهروندی
1- مجموعه مقالات کارگروه زنان، حقوق شهروندی و مدیریت شهری در همایش زنان و زندگی شهری

http://www.wul.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=263&Itemid=311
تاریخ ورود: 21/01/91


2- زنان و حکمروایی خوب شهر/ وحید تاجدار و مصطفی اکبری
منبع: جستارهای شهرسازی - بهار و تابستان 1387 - شماره 24 و 25
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/468559
تاریخ ورود: 21/01/91


3- برابری جنسیتی در نظریه شهروندی متمایز آیریس ماریون یانگ/محمدعلی توانا
منبع: نشریه زن در توسعه و سیاست (دوره: ۹، شماره: ۴)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=794129
تاریخ ورود: 21/01/91


ز) زنان و شهر در گذر تاریخ ایران
1- روند تحولات تاریخی فضاهای گذران اوقات فراغت زنان از قاجاریه تاکنون در شهر تهران/ احمد پور احمد، فاطمه سالاروندیان

چکیده:
یکی از انواع فضاهای عمومی شهر،‏ فضاهای گذران اوقات فراغت می‌باشد. مهم‌ترین علت تفاوت فضاهای فراغتی در شهرهای اسلامی با سایر شهرها،‏ تأکید دین اسلام بر مساله جنسیت در فضاهای عمومی و رعایت اصل تفکیک جنسیتی و تعیین شرایط و ضوابط خاص برای حضور زنان و مردان در این فضاهاست. تهران به عنوان مهم‌ترین کلان شهر ایران و پایتخت یک کشور اسلامی از گذشته تا کنون شاهد تغییرات زیادی در سیمای فضاهای فراغتی خود بوده است. در این مقاله با تکیه بر دو نوع روش تحقیق تاریخی و نیز روش تحقیق توصیفی- تحلیلی سیر تاریخی مساله جنسیت و فضاهای گذران اوقات فراغت زنان از زمان قاجاریه تا کنون در تاریخ شهر تهران بررسی گردد و نقش فرهنگ اسلام و ویژگی های تاریخی- سیاسی در تغییرات حضور زنان در فضاهای فراغتی شهر تهران از آن دوره تا کنون نشان داده شود. نتایج تحقیق حاکی از آن است که فضاهای فراغتی شهر تهران بر اساس جنسیت،‏ ازدوره قاجار تا دوره معاصر را می‌توان به سه دسته فضاهای فراغتی کاملاً زنانه،‏ فضاهای فراغتی کاملاً مردانه و فضاهای فراغتی مردانه/ زنانه تقسیم کرد. حضور زنان در هر کدام از این فضاهای فراغتی متفاوت از دیگری بوده است. بررسی‌ها نشان داد حضور زنان در فضاهای فراغتی که متعلق به هر دو جنس می‌باشد نسبت به گذشته بیشتر شده و در عین حال فضاهای فراغتی منحصر به یک جنس نیز در این دوره بازتولید شده‌اند که می‌توان به پارک بانوان, پارک‌های آبی،‏ سالن‌های اجرای موسیقی منحصراً برای بانوان و استادیوم‌های ورزشی برای مردان اشاره کرد.
منبع: زن در توسعه و سیاست (دوره: ۱۰، شماره: ۳)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=1294522
تاریخ ورود: 21/01/91


2-دختران مدرس کاتولیک در شهر ارومیه (عکس)
منبع: دنیای زنان در عصر قاجار
http://ids.lib.harvard.edu/ids/view/11795826?buttons=y&printThumbnails=true
تاریخ ورود: 21/01/91


3- دختران مدرس پروتستان در شهر ارومیه (عکس)
منبع: دنیای زنان در عصر قاجار
http://ids.lib.harvard.edu/ids/view/11795843?buttons=y&printThumbnails=true
تاریخ ورود: 21/01/91


4- زن دوچرخه سوار در دوره قاجار (عکس)
منبع: شهر فارسی
http://www.shahrefarsi.com/%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%82%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%B3.html
تاریخ ورود: 21/01/91


5- تربیت نسوان فارس مدارس دخترانه فارس در دوران قاجار و پهلوی اول/ زهرا حامدی
منبع: نشریه  زمانه - سال پنجم، شهریور 1385 - شماره 48
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/81558
تاریخ ورود: 21/01/91


6- نشریات زنان در عصر قاجار(6)/ رضا آقابابا دستجردی
چکیده
یکی از عواملی که در پی آشنایی ایرانیان با فرهنگ و تمدن غربی وارد کشور شد و نقش مهم و تاثیرگذاری در پیدایش افکار ترقی خواهانه ایرانیان داشت انتشار روزنامه است. این رسانه که مدت زیادی نیست وارد کشور شده همواره محلی برای مبارزات سیاسی، عقیدتی و تنویر افکار عمومی بوده است.
زنان در این عرصه نیز همچون دیگر عرصه های اجتماعی پابه پای مردان و به دنبال ورود افکار آزادی خواهی نقش خود را در راه آشنایی زنان با حقوق خود و احیای حیثیت او ایفا نمودند. پرداختن به تعدادی از مهم ترین نشریات عصر قاجار که بدست زنان انتشار می یافت محتوای مقاله حاضر را تشکیل می دهد.
کلیدواژه ها
نشریات، قاجار، آزادی خواهی، حقوق زن، جنبش های اجتماعی
بیان مسئله
یکی از عمده راهکارهای زنان در راه بیداری افکار عمومی و خصوصاً زنان عصر قاجار استفاده از رسانه های جمعی در راستای این هدف بود. با نگاهی به نشریات زنان این عصر می توان به خوبی دریافت که آگاه ساختن زنان با حقوق حقه خود، بیداری و احیای حیثیت آنها مهم ترین درونمایه این نشریات بوده است. در مقاله حاضر به بررسی تعدادی از نشریات زنان این عصر پرداخته می شود تا هم با افکار و اندیشه های پدیدآورندگان این نشریات آشنا شویم و هم به اهداف، ارگان ها و سیاست های آنها بپردازیم. پرداختن به موضعی اینچنین از آن نقطه نظر حائز اهمیت است که خواهیم دید زنان این عصر با چه افکار و اندیشه ها و اهدافی دست به راهنمایی زنان می زدند. با این مقدمه می توان پرسش پژوهش حاضر را اینگونه مطرح کرد که درونمایه نشریات این عصر چه بوده و این ابزار چه نقشی در بیداری زن ایرانی ایفا نمودند؟  
دانش
دانش نخستین نشریه ویژه زنان بود که اولین شماره آن در سال 1289 شمسی چهار سال پس از انقلاب مشروطه منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر این نشریه، خانم دکترکحال،  در همان شماره نخست خود را چنین معرفی کرد: « این کمینه خانم دکتر صبیه مرحوم میرزا محمد حکیم باشی جدید الاسلام این جریده موسوم به دانش را علی الحساب هفته ای یک نمره تقدیم ارباب ذوق و دانش می سازم...» ( روزنامه دانش، 1328 ه.ق، ص 2)
دانش در نخستین شماره خود بیان کرد که: « روزنامه ای است اخلاقی، علم خانه داری، بچه داری، شوهرداری. مفید به حال دختران و نسوان و به کلی از پلتیک و سیاست مملکتی سخن نمی راند». ( روزنامه دانش، ش1، ص1) و آرمانش، تربیت نسوان و دوشیزه گان و تصفیه اخلاق زنان است. ( روزنامه دانش ،ش1، ص2)
( دانش در حالی که بر آگاهی و دانش آموزی زنان تاکید داشت و حریم خانه را مقدس می دانست، عقیده داشت که زن برای پاسداشت آن باید علم خانه داری، بچه داری و شوهرداری را بیاموزد.
در نوشته های این نشریه حفظ الصحه اطفال بیشترین حجم  را در بر گرفت، روش غذا دادن به کودک، درمان بیماری کودکان و روش شیر دادن کودکان از مواردی است که دانش، با وسواس و تیزبینی تمام به شرح آن می پرداخت، پس از آموزش بچه داری، رسم شوهرداری و خانه داری از دیگر موارد مورد بحث روزنامه دانش بود). ( وطن دوست 22:1385)
شکوفه
نخستین شماره شکوفه در سال 1292 شمسی به مدیریت خانم مریم عمید معروف به مزین السلطنه منتشر شد.( شکوفه در ماه دوبار منتشر می شد و تاریخ نخستین شماره آن ذیحجه 1330 است که چهار سال متوالی تا ذیقعده 1334 انتشار آن در چهار صفحه ادامه یافت.
 کاریکاتورهای زیبا و آموزنده ای در هر شماره شکوفه چاپ می شد و با دیدگاهی انتقادی، خرافات و آداب و رسوم کهنه اجتماع را مورد بازنگری قرار می داد.
خانم مزین السلطنه در سال 1294 ش روزنامه شکوفه را به گونه کامل در اختیارانجمن همت خواتین قرار داد و این نشریه از این تاریخ ارگان رسمی این انجمن شد). ( وطن دوست 24:1385)
انجمن همت خواتین درسال 1294 به کوشش خانم نورالدجی بازرس کل مدارس دخترانه آن زمان تاسیس شد. از مهمترین هدف های این انجمن ترویج استفاده از اشیا ساخت ایران و تشویق زنان به شرکت در فعالیت های اقتصادی خانواده بود.
چنانچه از بررسی شماره های گوناگون شکوفه نیز بر می آید تربیت دوشیزه گان و اخلاق زنان راجع به مدارس نسوان از مهم ترین اهداف این نشریه در طول چهار سال انتشارش بوده است. اما برای تعیین روش روزنامه باید دوران انتشار آن را به دو نیمه تقسیم کرد: در حالی که شکوفه از آغاز انتشار تا شماره 10 سال دوم بیشتر مقالات خود را به ترویج علوم و فرهنگ در بین زنان، طراز اداره مدرسه، وضع مدارس دخترانه و چگونگی پیشرفت آنان اختصاص داد از شماره 10 تا پایان انتشارش به صورت ارگان انجمن همت خواتین و مدیران مدارس نسوان در آمد و به بسط و تبلیغ نظرهای انجمن پرداخت. در این زمان همچنان که محتوای مقالات سیاسی تر می شد، مسائلی چون استقراض از دولت های خارجی، امتیازاتی را که بدون شک در مقابل باید به دول تسلیم کرد، استقلال ملی، مبارزه با نفوذ بیگانگان و وظایف زنان را در این باره مطرح کرد و در حالی که بر کوشش زنان در راه اعتلای وطن تاکید می کرد. آنها را در این راه همپای مردان می دانست. ( وطن دوست 27،1385)
( به هر  روی  در هر دو نیمه، موضوع مدارس نسوان و تحصیل زنان مضمون همیشگی نوشته های شکوفه را به خود اختصاص می داد.
پس از سواد آموزی مبارزه با خرافات رایج و تقبیح آداب و رسوم و عقاید عقب افتاده متداول در میان زنان از دیگر مباحث مهم این نشریه بود. شکوفه همچنین وضعیت زنان در دیگر نقاط دنیا به ویژه در اروپا را مطرح کرد و آن را از اساسی ترین راه های آگاهی یابی زنان در ایران دانست.
بدین ترتیب با توجه به این که روزنامه شکوفه بیشتر در مدارس دخترانه دربین مدیران و آموزگاران و دانش آموزان زن انتشار می یافته، اهمیت تاثیر مستقیم آن در بین زنان آن روزگار انکار ناپذیر بوده است). ( وطن دوست 26:1385)
عالم نسوان
صدر هاشمی در کتاب « تاریخ جراید و مجلات ایران » می نویسد:
( مجله عالم نسوان در طهران به صاحب امتیازی نوابه خانم صفوی و در تحت نظر مجمع فارغ التحصیلی مدرسه عالی اناثیه امریکایی ایران بیت آل در سال 1299 شمسی تاسیس و شماره اول آن در ذیحجه 1338 قمری مطابق میزان (مهر) 1299 شمسی منتشر شده است.
مجله عالم نسوان از مجلاتی است که مخصوص نسوان تاسیس و بیشتر مقالات آن به قلم فارغ التحصیلان مدرسه اناثیه آمریکایی نوشته شده است .
مقالات این مجله در پیشرفت و ترقی نسوان مملکت و تعلیم اصول خانه داری و زندگانی جدید به آنها کمک فراوان نموده است ).
زبان زنان
( خانم صدیقه دولت آبادی خواهر حاجی میرزا علی محمد دولت آبادی در سال 1298 شمسی یعنی سه سال پس از تعطیلی روزنامه شکوفه، روزنامه زبان زنان را در اصفهان انتشار داد که ترتیب انتشار آن پانزده روز بود. روزنامه زبان زنان از مسلک مقرر خود که بحث در امور مربوط به زنان و دوشیزه گان باشد به تدریج خارج شد و به موضوعات دیگری پرداخت که در نتیجه روزنامه جنبه جنجالی پیدا کرد، به مناقصه قلمی با مردان می پرداخت و موضوع آزادی و استبداد را بیش از مرد و زن و مسائل مختص به زن هدف بحث قرار می داد. در سال دوم، پیشامد کودتای حوت ( اسفند ) 1299 سبب تعطیل روزنامه در اصفهان شد و تبدیل آن در سال 1300 شمسی به مجله ای با انتقال به تهران پیش آمد). ( ببران 49:1381)
( مندرجات روزنامه زبان زنان پس از درج مقاله اساسی که غالباً راجع به نسوان است از ( قبیل زنان و علوم ) و ( زن بیچاره نیست ) شامل مقالات مختلف می باشد که بیشتر آن  مقالات نیز مربوط به زنان است.
این روزنامه در سال های انتشار خود طرفدار آزادی و توسعه فرهنگ بین زنان کشور بود. خدمات سیاسی این روزنامه در مرحله امضای قرارداد 1919 وثوق الدوله و مخالفتی که این نشریه با نفوذ انگلیسی ها در ایران کرد درخشان بود. در حقیقت زبان زنان به تنهایی مبارزه مطبوعاتی با قرارداد 1919 را در اصفهان به عهده داشت. مبارزات صدیقه دولت آبادی برای بیداری زنان با مخالفت محافل مذهبی اصفهان روبرو شد و اداره روزنامه اش را بیش از دو بار سنگ باران کردند و سرانجام روزنامه اش توقیف شد.   
زبان زنان گرچه اول روزنامه ای نیست که با مدیریت یک بانو در ایران منتشر شده بلکه قبل از آن یعنی در آغازمشروطیت، روزنامه شکوفه به مدیریت مرحوم خانم مزین السلطنه در تهران تاسیس و منتشر گردیده، ولی همانطور که خود بانو دولت آبادی در شماره 4 سال دوازدهم مجله عالم نسوان در ضمن یک مقاله نوشته « زبان زنان اول نامه بوده که توانست اسم زن را به عهده بگیرد و با فکر زن و قلم زنان نوشته شود و اهمیت موقعی داشته باشد چون که در آن تاریخ در اصفهان فناتیک، به طبع می رسید ». در حقیقت همان قسم که بانو دولت آبادی متذکر گردیده، انتشار روزنامه به نام زن در اصفهان یک شهر با تعصبات شدید مذهبی کار بسیار مشکلی بوده و به همین جهت هم به شرحی که ذیلاً یادآور می شویم عاقبت مدیر روزنامه توانست در اصفهان مقاومت و در مقابل کارشکنی و سنگ سار کردن خانه و محل اداره او ناچار به ترک این شهر و مهاجرت به تهران گردید.
جمعیت نسوان ایران
روزنامه جمعیت نسوان ایران یا جمعیت نسوان وطن خواه به مدیریت محترم اسکندری منتشر می شد. وی زن تحصیل کرده ای بود که بیش از سایرین به مسائل اجتماعی توجه داشت و خواهان تساوی کامل حقوق زن و مرد بود. ( روزنامه جمعیت نسوان وطنخواه، 1302ش)  او نوشت عده ای با هوچی گری می خواهند ( مطالب حقه نسوان ) را از بین ببرند ولی نسوان دنیا سر از خواب گران غفلت برداشته، راه استرداد حقوق حق خود را یافته اند. ( این بیداری نتیجه عکس العمل قرن ها ظلم و فجایعی است که به عالم نسوان وارد شده ) و ادامه داد که اکنون ( تا آخرین دقیقه خواهیم کوشید و تا جان داریم... از مطالبه حقوق حقه خود و دفاع نوع خود دست بردار نیستیم ). ( روزنامه نسوان وطنخواه،  شماره 2،  1302 ش)
ایران نو
( یکی از روزنامه های مهم زبان فارسی روزنامه ایران نو است که به مدت چند سال در طهران منتشر شده و قبل از کودتا، ارگان حزب دموکرات بوده است.
مندرجات ایران نو که در آن تاریخ یکی از بهترین و مفید ترین جراید یومیه پایتخت بوده عبارت است از مقالات سیاسی که درباره اوضاع سیاسی و اجتماعی داخلی و خارجی بحث می شده و مخصوصاً از حوادث و اتفاقات داخلی و پایتخت به تفصیل گفتگو شده و نیز تلگرافات مربوط به وقایع داخلی و خارجی در روزنامه درج است. گاه گاهی تحت عنوان ادبیات از اشعار شعرای معاصر درباره موضوعات مختلف در ستون های روزنامه دیده می شود. سرمقاله روز به روز تند تر و شدید تر می گردیده و نویسندگان روزنامه مطالب خود را با کمال آزادی به خصوص درباره عملیات روسیه تزاری با بی پروایی تمام می نوشتند.
ایران نو شدیداً ضد روسی بود و چندین بار به همین علت توقیف شد و مدتی هم به دلیل نداشتن سرمایه کافی به چاپ نرسید. ( اتحادیه 22:1361)
ایران نو به یک جنبه دیگر از عقاید مارکسیستی توجه داشت که در ایران بیشتر معنا داشت و آن تقسیم اجتماع بود به دو طبقه فقرا و اغنیا، یکی حاکم و دیگری محکوم. ( اتحادیه 32:1361)  ایران نو در تشکیل احزاب اصرار داشت و می نوشت که پارتی یا فرقه با پارتی بازی تفاوت دارد. ( اتحادیه 54:1361) ایران نو می گفت که حزب سیاسی از افرادی تشکیل می شود که برای قوی ساختن وطن خود حاضر به فداکاری باشند. ( اتحادیه 87:1361)
( تندی مقالات ایران نو باعث شده که روزنامه چند بار از طرف دولت توقیف گردد. رسول زاده که مدتی سردبیر روزنامه ایران نو بوده از مسلمانان قفقاز است که در تاریخ مشروطیت ایران عامل موثری به شمار می رفته و برای بیداری ایرانیان خدمات مهمی کرده است. تندی افکار او سبب رنجش کهنه پرستان و آرزومندان تجدید رژیم گذشته گردید و سبب شد که پس از سقوط کابینه دموکرات مستوفی الممالک و روی کار آمدن اعتدالیون، دولت روس تبعید رسول زاده را از محمد ولی خان سپهدار خواستار شود. این بود که رسول زاده به ناچار از طهران خارج شد و به قفقاز رفت و از آنجا به اسلامبول روانه شد.
پس از تبعید رسول زاده از ایران طولی نکشید که روزنامه ایران نو نیز دچار توقیف شد و بدین ترتیب دوره اول روزنامه پایان یافت.
دوره دوم ایران نو پس از 13 سال تعطیلی یعنی در سال 1302 شمسی شروع گردیده و شماره اول این دوره در تاریخ سه شنبه 28 رمضان 1341 قمری منتشر شده است. در این دوره صاحب امتیاز و مدیر روزنامه، رهنما معرفی گردیده و روزنامه ارگان فرقه دموکرات مستقل ایران بوده است ). ( اتحادیه 45:1361)
نتیجه گیری
بررسی نشریات فوق نشان می دهد که زنان در ابتدا تلاش داشتند رسانه خود را به دور از اهداف سیاسی و تنها با پرداختن به موضوعاتی چون بچه داری، شوهرداری، بهداشت و... منتشر سازند اما تشکیل ارگان هایی در ارتباطات سیاسی که اندیشه آن عمدتاً از درون همین روزنامه ها بر می خاست آنها را تبدیل به پایگاهی سیاسی می نمود که پس از مدتی چیزی به جز تعطیلی و توقیف روزنامه انتظار آن را نمی کشید. اما با نگاهی به تماس ها و نامه های زنان به این روزنامه ها می توان به روشنی دید که زنان روزنامه ها را خود یا توسط دیگری که سواد داشت می خواندند و از مطالب آن استفاده می کردند. شاید بتوان اینگونه اظهار داشت که این روزنامه ها به اهداف خود در آشنایی زنان با حقوق، بهداشت و وظایف خود رسیده بودند. از آنجایی که روزنامه ها در آغاز انتشار، خود را بری از هرگونه سیاسی کاری می دانستند پس انتظاری نیز در این ارتباط از این روزنامه ها نمی رفت. تنها اندک زمانی پیش می آمد که روزنامه با تبدیل شدن به ارگان یک حزب یا سازمان خاص می توانست از نقطه نظر سیاسی نه تنها به زنان که به مردان هم آگاهی دهد اما طولی نمی کشید که نشریه توقیف و با انتشار دفعات بعد خود باز تنها به موارد غیر سیاسی می پرداخت. همانگونه که مشاهده شد زنان دیگر در این مرحله چون گذشته نسبت به اتفاقات داخلی و خارجی بی تفاوت نبودند. آنها با مطالعات روزنامه ها، شرکت در جلسات انجمن ها، سواد آموزی و ... اینک به تفاوت شرایط کشور خود با دیگر جوامع پی برده بودند و خواستار اصلاح و بهبود وضع خود شده بودند. همچنین زنان دریافته بودند چه تفاوت هایی میان جوامع وجود دارد و خواستار رفع این تبعیض ها بودند. در این شرایط زنانی که در خارج از کشور تحصیل کرده بودند و روزنامه می خواندند همه در انجمن ها و مدارس، زن ایرانی را آگاه و بیدار می ساختند. در کل با نشان دادن درونمایه های روزنامه های این عصر مشخص می شود که روزنامه به اهداف خود در جهت آشنا ساختن زنان با اموری خاص رسیده اند. اموری چون حقوق حقه، وظایف زناشویی و تکالیف خانوادگی.
. آبراهامیان یرواند، 1377. ایران بین دوانقلاب از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ترجمه کاظم فیروزمند، حسن شمس آوری و محسن مدیرشانه چی. تهران: نشرمرکز
2. آدمیت فریدون و ناطق هما، بی تا. افکار اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در آثار منتشر نشده دوران قاجار. بی جا: بی نا
3. آدمیت فریدون، بی تا. اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار. بی جا: بی نا
4.  ابراهیمی ایراندخت، بی تا. انقلاب اکتبر و ایران ( مجموعه مقاله). بی جا: بی تا
5. اتحادیه منصوره، 1377. اینجا طهران است، چاپ اول. تهران: بی نا
6. احمدی خراسانی و اردلان، 1382. نوشین و پروین، سناتور. تهران: نشر توسعه
7. ادوارد پولاک یاکوب،1361. سفرنامه پولاک، چاپ اول. تهران: خوارزمی
8. ادواردبیت چارلز، 1365. سفرنامه خراسان و سیستان، ترجمه قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری، چاپ اول. تهران: یزدان
9. ادیب الملک، 1364. سفرنامه ادیب الملک به عتبات، چاپ اول. تصحیح مسعود گلزاری. تهران: دادجو
10. استاد ملک فاطمه، 1367. حجاب و کشف حجاب در ایران. تهران: موسسه مطبوعاتب عطائی
11. اعظام قدسی حسن، 1342. خاطرات من یا روشن شدن تاریخ صد ساله. بی جا: بی نا
12. افضل الملک غلامحسین، 1361. افضل التواریخ، چاپ اول. به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران
13. انصاف پور غلامرضا، بی تا. قدرت و مقام زن در ادوار تاریخ. بی جا: بی نا
14. اوبن اوژن، 1362. ایران امروز، چاپ اول. ترجمه علی اصغر سعیدی. تهران: زوار
15. اورسل ارنست، 1352. سفرنامه اورسل، ترجمه علی اصغر سعیدی. بی جا: بی نا
16. بابن و هوسه، 1362. سفرنامه جنوب، چاپ اول. مترجم محمد حسن خان اعتماد السلطنه، مصحح میر هاشم محدث. تهران: دنیای کتاب
17. بامداد بدر الملوک، 1347. زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید. تهران: ابن سینا
18. ببران صدیقه، 1381. نشریات ویژه زنان، چاپ اول. تهران: روشنگران و مطالعات زنان
19. براون ادوارد، بی تا. یک سال در میان ایرانیان، بی جا: بی نا
20. بروگش هینریش، 1368. سفری به دربار سلطان صاحبقران، چاپ دوم. ترجمه کردبچه. تهران: بی نا
21. بشیریه حسین، 1380. موانع توسعه سیاسی در ایران. تهران: گام نو
22. بهرامی عبدالله، بی تا. خاطرات عبدالله بهرامی از آخر سلطنت ناصرالدین شاه تا اول کودتا. تهران: انتشار علمی
23. بهفر مهری، 1378. شکوفایی آرمان و بینش زن ورانه در نشریه شکوفه، حقوق زنان، شماره 11
24. بهلر، 1356. سفرنامه بهلر، به کوشش علی اکبر خداپرست. تهران: توس
25. پاتینجر هنری، 1348. سفرنامه پاتینجر، ترجمه شاهپور گودرزی. تهران: دهخدا
26. پاولویچ و ...، بی تا. سه مقاله درباره انقلاب مشروطه ایران، ترجمه م. هوشیار. بی جا: بی نا
27. پروین، 1379. زنان در فرایند سیاسی ایران در قرن بیستم، ترجمه شهرام زرندار. چاپ نشده
28. تحویلدار اصفهانی میرزا حسین خان، 1342. جغرافیای اصفهان، به کوشش منوچهر ستوده. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی
29. تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، 1376. تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی و وزارت اطلاعات
30. تقی زاده سید حسن، 1349. مقالات تقی زاده، زیر نظر ایرج افشار. تهران: بی نا
31. جواهر کلام عبدالعزیز، 1357. تاریخ تهران. تهران: کتابخانه منوچهری
32. خسرو پناه محمد حسین، 1381. هدف‏ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی. تهران: نشر پیام امروز
33. دانشور علوی نورالله، بی تا. تاریخ مشروطه ایران و جنبش وطن پرستان اصفهان و بختیاری. بی جا: بی نا
34. درویل گاسپار، 1348. سفرنامه دروویل، چاپ دوم. ترجمه جواد محیی. تهران: گوتنبرگ
35. دژم عذرا و همکاران، 1384 . اولین زنان، چاپ اول، تهران: نشر علم
36. دلریش  بشری،1375. زن در دوره قاجار، چاپ اول. تهران: حوزه هنری
37. دولت آبادی صدیقه، بی تا. نامه ها، نوشته ها و یادها، به کوشش افسانه نجم آبادی و مهدخت صنعتی، چاپ اول، ج 3. شیکاگو: انتشارات نگرش و نگارش زن
38. دولت آبادی یحیی، 1336. حیات یحیی، ج 4. تهران: ابن سینا
39. دیولافوآ ژان، بی تا. سفرنامه دیولافوآ، ترجمه و نگارش فره وشی. بی جا: بی نا
40. رابینو ه.ل، 1343. سفرنامه مازندران و استر آباد، چاپ دوم. ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
41. رایت دنیس، 1357. انگلیسیان در ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار. تهران: دنیا
42. رجبی محمد حسن، 1374. مشاهیر زنان ایرانی و پارسی گوی از آغاز تا مشروطه. بی جا: انتشارات سروش
43. رشدیه شمس الدین، 1362. سوانح عمر، چاپ اول. تهران: نشر تاریخ ایران
44. رنه دالمانی هانری، 1335. سفرنامه از خراسان تا بختیاری، ترجمه فره وشی. تهران: ابن سینا، امیرکبیر
45. زاهد، سعید و خواجه نوری ، بیژن 1384، جنبش زنان در ایران، چاپ اول. شیراز: ملک سلیمان
46. ساناساریان الیز، 1384. جنبش حقوق زنان در ایران، ترجمه نوشین احمدی خراسانی. تهران: نشر اختران
47. فتحی مریم، 1383. کانون بانوان با رویکردی به ریشه های تاریخی حرکت های زنان در ایران. تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
48. سرنا کارلا،1362. سفرنامه مادام کارلا سرنا، ترجمه علی اصغر سعیدی، چاپ اول. تهران: کتابفروشی زوار
49. شریف کاشانی محمد مهدی، 1362. واقعات اتفاقیه در روزگار، چاپ اول، به کوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان. تهران: نشر تاریخ ایران
50. شیخ الاسلامی پری، 1351. زنان روزنامه نگار و اندیشمند ایران. تهران: بی نا
51. شیخ الاسلامی پری، بی تا. زن در ایران و جهان. بی جا: بی نا
52. طاهر زاده بهزاد کریم، 1363. قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، چاپ دوم. تهران: اقبال
53. ظهیر الدوله، 1351. خاطرات و اسناد ظهیر الدوله، چاپ اول. به کوشش ایرج افشار. تهران: کتاب های جیبی
54. عافیت محمدرضا، 1968. سردار ملی ستارخان. بی جا: بی نا
55. عضد الدوله سلطان احمد میرزا، 2535. تاریخ عضدی، با توضیحات و اضافات عبدالحسین نوایی. تهران: بابک
56. فرخ‏زاد پوران، 1378. دانشنامه زنان فرهنگ ساز ایران و جهان، ج 1. تهران: انتشارات زریاب
57. فلاندن اوژن، 2536. سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، چاپ سوم. ترجمه حسین نور صادقی. تهران: اشراقی
58. فلور ویلم، 1366. جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجاریه، ج 1. ترجمه ابوالقاسم سری. تهران: توس
59. فوران جان، 1378. مقاومت شکننده (تاریخ تحولات اجتماعی ایران ار صفویه تا سال های پس از انقلاب اسلامی)، ترجمه احمد تدین. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا
60. فون بلوشر پیرت، 1363. سفرنامه بلوشر، ترجمه کیکاووس جهانداری. تهران: خوارزمی
61. فووریه، 1326. سه سال در دربار ایران، ترجمه عباس اقبال. بی جا: علمی
62. قویمی فخری، بی تا. کارنامه زنان مشهور ایران. بی جا: بی نا
63. کامبخش عبدالصمد، بی تا. نظری به جنبش کارگری در ایران. بی جا: بی نا
64. کراچی روح انگیز، 1374. اندیشه نگاران زن در شعر مشروطه، چاپ اول. تهران: انتشارات دانشگاه الزهرا
65. کربلایی شیخ حسن، 1361. قرارداد رژی، چاپ دوم. تهران: مبارزان
66. کرزن جورج ناتیل، .1350 ایران و قضیه ایران، ترجمه: غ. وحید مازندرانی. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب
67. کرمانی ناظم الاسلام، 1362. تاریخ بیداری ایرانیان، چاپ چهارم. به اهتمام علی اکبر سعیدی سیرجانی. تهران: آگاه نوین
68. کسروی احمد، 1324. خواهران و دختران ما، چاپ دوم. تهران: پیمان
69. کلانتر ضرابی عبدالرحیم، 2536. تاریخ کاشان، چاپ سوم. به کوشش ایرج افشار. تهران: امیرکبیر
70. کسروی احمد، 1378. تاریخ مشروطه ایران، چاپ نوزدهم. تهران: امیرکبیر
71. گرتودبل، 1363. تصویرهایی از ایران، چاپ اول. ترجمه بزرگمهر ریاحی. تهران: خوارزمی
72. گرنت واتسون رابرت، بی تا. تاریخ ایران، ترجمه وحبد مازندرانی. بی جا: بی نا
73. گنجینه اسناد، سال اول، دفتر اول، بهار 1370، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران
74. گوبینو کنت، بی تا. سه سال در ایران، ترجمه ذبیح الله منصوری. بی جا: بی نا
75. لئونوراشل ماری، بی تا. خاطرات لیدی شل، چاپ دوم. ترجمه حسن ابوترابیان. تهران: نشر نو
76. لوتی پیر، بی تا. به سوی اصفهان، مترجم بدر الدین کتابی. بی جا: بی نا
77. محجوبی اردکانی حسین، 1357. تاریخ موسسات تمدنی جدید در ایران، ج 2. تهران: دانشگاه تهران
78. مستوفی عبدالله، 1343. شرح زندگانی من، چاپ دوم. ج 1. تهران: زوار
79. معیر الممالک دوستعلی خان، 1362. یادداشت هایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، چاپ دوم. تهران: نشر تاریخ ایران
80. ملک زاده مهدی، بی تا. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. بی جا: بی نا
81. مینوی مجتبی، بی تا. تاریخ و فرهنگ. بی جا: بی نا
82. نائینی میرزا علی خان، 1366. سفرنامه صفا السلطنه نائینی، چاپ اول، به اهتمام محمد گلبن. تهران: اطلاعات
83. ناهید عبدالحسین، 1360. زنان ایران در جنبش مشروطه. تبریز: نشر احیا
84. نجفی قوچانی محمد حسین، 1362. سیاحت شرق، چاپ دوم، تصحیح رمضانعلی شاکری. تهران: امیرکبیر
85. نسخه خطی، مجموعه ضیا الدین تویسرکانی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران. شماره 3460
86. والمونت، بی تا. ماه شب چهاردهم، به توسط اوستاس دولوری
87. وطن دوست غلامرضا، 1385. زن ایرانی در نشریات مشروطه، چاپ اول. تهران: بی نا
88. هاردینگ سر آرتور، 1363. خاطرات سیاسی سر آرتور هاردینگ، ترجمه جواد شیخ الاسلامی. تهران: مرکز نشر دانشگاهی
89. هالینگبری ویلیام، 1363. روزنامه سفر هیئت سرجان ملکم به دربار ایران در سال های 1799، 1800و 1801، ترجمه امیر هوشنگ امینی. تهران: کتابسرا
90. هدایت مهدی قلی خان، 1344. خاطرات و خطرات، چاپ دوم. تهران: زوار
91. هدایت مهدی قلی خان، 1362. گزارش ایران، چاپ دوم، به اهتمام محمد علی صوتی. تهران: نشر نقره
http://anthropology.ir/node/4156
تاریخ ورود: 21/01/91


7- نشریات زنان در دوران قاجار و رضاخان (1)/ حمیرا رنجبر عمرانی
یکی از مهمترین عرصه‌هایی که زنان از همان ابتدای مشروطیت به صورت فعال در آن حضور یافتند و به مرور، خواسته یا ناخواسته، زمینه‌ساز تحول در فکر و اندیشه نسبت به زن ایرانی در جهت اهداف و فرهنگ غرب شدند، انتشار روزنامه و مجله بود.
طبق منابع موجود، اولین روزنامه‌ای که برای زنان چاپ شد، دانش به مدیریت خانم دکتر کحال بود که از سال 1328ﻫ .ق به صورت هفتگی منتشر می‌شد. در صفحه اول روزنامه اهداف آن این‌گونه ذکر شده بود: «روزنامه‌ای است اخلاقی، علم خانه‌داری، بچه‌داری، شوهرداری، مفید به حال دختران و نسوان و به کلی از پلتیک و سیاست مملکتی سخنی نمی‌راند». 1
در سرمقاله شماره اول، به حقوق و برتری مادری، اخلاق‌مند شدن مادران، امکان تحصیل علوم جدید از طریق روزنامه‌ها توسط زنان بزرگسال اشاره شده و در آخر اضافه شده است: «خانم‌هایی که سواد خواندن ندارند، بر آقایان محترم فرض است که این جریده را برای آنها هر هفته بخوانند تا آنها نیز از این فیض محروم نمانند، بلکه همین معنی سبب شود که تحصیل سواد نیز بفرمایند.» 2
این روزنامه، با وجود اینکه اولین تجربه زنان در روزنامه‌نگاری بود، تا حدود زیادی در برآورده ساختن اهدافی که در ابتدای انتشار، بدان‌ها اشاره شده بود، موفق عمل کرد و در شناساندن زنان به اجتماع، گام‌های مؤثری برداشت که از این جهت، قابل توجه است. 3
دومین روزنامه‌ای که توسط زنان چاپ و منتشر می‌شد، روزنامه مصور شکوفه بود که در سال 1331ﻫ .ق به مدیریت مریم عمید (مزین‌السلطنه)، رئیس مدرسه مزینیه منتشر شد. موضوع روزنامه در صفحه اول این‌گونه آمده است: «روزنامه‌ای است اخلاقی، ادبی، حفظ‌الصحه اطفال، خانه‌داری، بچه‌داری، مسلک مستقیمش تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاقی زنان، راجع به مدارس نسوان، عجالتآ ماهی دو نمره طبع می‌شود» 4
بیشتر مقالات و مطالب شکوفه به مدارس زنان، طرز امتحان آنان، و سایر امور مربوط به زنان و دوشیزگان مربوط بود. 5
از جمله مطالب مندرج در روزنامه شکوفه، مقاله‌ای است با عنوان «آگاهی یا حقیقت مطلب» که در آن، نویسنده ضمن برشمردن مزایا و عوارض تربیت و عدم تربیت زنان، ایجاد احساساتی چون حب وطن، خدمت به نوع، شرف ملی، افتخار مذهبی، فداکاری در راه استقلال وطن را در گرو وجود مادران عالمه می‌داند. 6
روزنامه شکوفه، اخبار و مقالاتی را نیز در مورد زنان جهان منعکس می‌کرد، مثل «نخستین قونقره نسوان»، 7 «نمایش زنانه در لندن» 8 و «مقایسه حالات زنان اروپایی با زنان ایرانی 9 که نشانگر آگاهی نویسندگان روزنامه از اوضاع و احوال بین‌المللی بود.
از شماره 22 سال دوم، سلسله مباحثی در مورد «حجاب» مندرج است که با دیدگاه‌های روزنامه‌هایی که سال‌های بعد درباره زنان منتشر شدند، بسیار تفاوت دارد. در قسمتی از مقاله‌ای با عنوان «فلسفه حجاب» آمده است
همه کس می‌داند که رفع حجاب، باعث اختلاط زن و مرد با یکدیگر می‌شود و مفاسد مترتبه بر این اختلاط را هیچ عاقلی نمی‌تواند انکار نماید. چه می‌بینیم در اروپا که حجاب مرفوع و اختلاط زن و مرد موجود است، هیچ عائله و خانواده نیست که دچار مشکلات فوق‌العاده و مخدورات مالایطاق این مسئله نشده باشد... وقتی که در فلسفه همین یک حکم محکم حجاب که در حق ما طایفه نسوان صادر شده است، تفکر نماییم، می‌فهمیم که پیغمبر اکرم به واسطه این حکم، تا چه اندازه جلوگیری از فساد اخلاقی و اعمال ماها فرموده و تا چه پایه، اسباب رستگاری و فلاح ما را تهیه نموده است... 10
از دیگر مباحثی که در روزنامه شکوفه مطرح می‌شد، توجه به امور اقتصادی است، در مطلبی که با عنوان «لایحه‌ای است که از انجمن همت خواتین و خانم‌های مدیرات مدارس نسوان درج شده است»، به تشکیل انجمن همت خواتین در جهت ترویج اشیاء داخلی و ترقی صنایع و هنرهای دستی دختران و شاگردان مدارس اشاره شده است. 11
زبان زنان، روزنامه دیگری است که در سال 1298ﻫ . ش تا 1300ﻫ . ش در اصفهان به صورت جریده‌ای که هر دو هفته یک بار به مدیریت صدیقه دولت‌آبادی و از سال 1300 به بعد در تهران به صورت مجله ماهانه منتشر می‌شد.
این روزنامه، اولین روزنامه زنان است که با عنوان زن به چاپ می‌رسید و شعار آن، «الجنه تحت اقدام الامهات» بود. 12 مندرجات آن، بیشتر سیاسی و ضد نفوذ بیگانگان و علیه استبداد بود. برخی از مقالاتش با این عناوین عبارتند از: «حق با آزادی است»، «سرنگون باد استبداد»، «زنده باد قلم»،  «پست و نابود باد جهل» 13
در مقاله «زنده باد قلم» دراتمام حجت در مقابل دشمنان، این گونه آمده است: «مقصود ما آگاهی و بیداری زنان و تشویق ایشان به علم و ادب و تربیت کردن مادران خوب برای اطفال ایران است و از این نیت مقدس هم به یاری خدا منصرف نمی‌شویم.» 14
این روزنامه در زمان انتشار در اصفهان، به دلیل مخالفت با قرارداد م1919 وثوق‌الدوله تحت فشار قرار گرفته و تهدیداتی حتی علیه مدیر روزنامه انجام گرفت. با کودتای 1299، انتشار آن در اصفهان پایان یافت. 15 و دوره بعدی انتشار آن در تهران پی گرفته شد.
زبان زنان اگرچه در ظاهر، حساسیت‌های کمتری را نسبت به مبانی فرهنگی ایرانی و اسلامی برمی‌انگیخت و ادعاهای علنی و جدی در آن، برای همرنگی با شعائر فرهنگ غرب، نظیر رفع حجاب ارائه نمی‌شد ــ شاید به دلیل انتشار اولیه‌اش در شهری سنتی ــ مذهبی چون اصفهان و شرایط زمانی خاصی که در آن قرار داشت ــ اما گزارش‌هایی در روزنامه از مخالفان انتشار آن ارائه می‌شد، که بارها دفتر نشریه و منزل صاحب امتیاز آن (صدیقه دولت‌آبادی) را مورد تعرض قرار دادند و نیز اقدامات بعدی صدیقه دولت‌آبادی برای هدایت زنان متجددمآب ایران در دوره رضاشاه، اعتماد کمتری را در صداقت ناشران روزنامه نسبت به آنچه بیان می‌کردند، به وجود می‌آورد.
از نشریات دیگر، مجله جهان زنان بود که به مدیریت فخر آفاق پارسا در مشهد انتشار می‌یافت. شماره اول آن در تاریخ 15 دلو 1299ﻫ .ش/25 جمادی‌الاول 1339ﻫ .ق منتشر شد و هر ماه، دو شماره از آن انتشار می‌یافت.
فهرست مندرجات شماره اول آن بدین قرار است:
عمل و امل ]آرزو[ زنان جهان؛ لزوم تعلیم زنان؛ بچه پروردن؛ زنان نامی؛ پخت و پز؛ مفاخر زنان؛ اشعار؛ مطایبه؛ سپاسگزاری؛ اطلاع؛ اولین خدمت بعد از انتشار چهار شماره از مجله در مشهد به دلیل انتقال همسر مدیر مجله به تهران، شماره پنجمین آن بعد از شش ماه تأخیر منتشر شد. انتشار جهان زنان در تهران غوغایی برپا کرد و مندرجات آن را جمعی، مخالف دین دانسته و خواهان مجازات مؤسس و ناشر آن شدند. 16
فرخ دین پارسا ــ همسر فخر آفاق ــ طی نامه‌ای به صدر هاشمی، جریان تعطیلی مجله و مجازات خانواده‌اش را این‌گونه بیان داشته است:
در مراجعت بنا به اصرار خانم خود که وعده داده بود، مجله جهان ‌زنان رادر تهران منتشر نماید، به تجدید انتشار مجله در تهران، شروع و اولین شماره مجله در تهران مصادف شد با سیاست مخالف نسبت به کابینه جناب قوام‌السلطنه. و این مجله که مندرجاتی جز لزوم تعلیم و تربیت زنان نداشت، پیراهن عثمان شده و با تحریک بازاری‌ها بر کابینه تاختند. بالاخره، رئیس‌الوزراء، وسایل استرضای مخالفین را فراهم و برای اسکات تحریک‌شدگان بازاری، مال‌الصلح، تبعید من و خانمم از تهران تعیین و عملی گردید. من و خانمم به اراک تبعید شدیم و وقتی به قم وارد شدیم، احساس کردیم که عزیمت ما به اراک خطرناک است؛ زیرا گفتگوهای تهران در مجالس و منابر، دال بر تکفیر خانم من در قم هم منعکس و شخصآ در معرکه‌ای که در قبرستان قم گرفته بودند، شنیدم که مدیره جهان زنان را در ردیف دشمنان خانواده رسول سبّ می‌نمایند. و چون در اراک هم چند نفری را به اسم بهایی و سوزاندن قرآن، مقتول ساخته بودند، در قم اقامت گزیدیم... 17
مندرجات مجله جهان زنان، بیشتر درباره آزادی زنان به سبک اروپایی و رفع حجاب و تساوی حقوق بود. 18 این امور می‌تواند دلایل فشارهای وارده بر آنها باشد. از جمله مواردی که در سرمقاله شماره منتشره در تهران تأکید شده است، بدین قرار می‌باشد:
«ــ مجله جهان زنان، تنها مروج افکار هیأت تحریریه خویش نبوده و از افکار و آرای هموطنان نیز استقبال می‌نماید.
ــ جهان زنان بعد از این شماره نیز به تعهدات و مرام گذشته، عمل خواهد کرد» 19
در پشت صفحه آخر با عنوان مدهای تازه، ضمن اشاره به تغییر فرم لباس و مدهای مختلف در کشورهای دیگر و اختصاص یافتن مجلاتی به همین منظور، گردانندگان مجله متذکر می‌شوند: «چون تعدادی از این نوع مجلات به دفتر اداره می‌رسد، خیاطخانه‌ای که مخصوص اداره مجله جهان زنان است، حاضر است با سبک مدهای جدید لباس، برای مراجعین، سفارش دوخت لباس قبول نماید.» 20
درج چنین مواردی در مجله جهان زنان در مقایسه با آنچه درباره نشریات اولیه زنان اشاره کردیم، نشانگر چرخشی سریع از سوی زنان روشنفکر به سوی ظواهر فرهنگ غربی است، تا جایی که به جای شعار استفاده از منسوجات و محصولات وطنی، در این مجله، علاوه بر وجود آخرین شماره‌های مجلات مد روز که حتمآ از خارج فرستاده می‌شد، خیاطخانه‌ای نیز برای دسترسی بهتر به این ظواهر و آخرین مدل‌ها مهیا شده است. از این رو، واکنش‌های عمومی در برابر نشریه‌ای با این عملکردها، بهتر قابل درک خواهد بود.
مجله جمعیت نسوان وطنخواه از دیگر نشریات مربوط به زنان است. که ارگان جمعیت نسوان وطنخواه بود. این مجله به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی ملوک اسکندری در تهران از سال 1302ﻫ . ش منتشر می‌شد. 21
دست‌اندرکاران مجله در معرفی اهداف خود در اولین شماره با مطلبی با عنوان «اولین قدم» این‌گونه بیان داشته‌اند:
کنون که به خواست یزدان و توفیق ربانی، اولین شماره مجله ما از افق مطبوعات طلوع نموده و نخستین قدم را برای ترقی و تعالی نسوان برداشته است، امیدواریم که به توفیق خداوندی با اقدامی ثابت، این راه دراز طولانی را پیموده، از عهده این مسئولیت مهم برآییم... اولا این مجله، مرکب از چندین قسمت است که هر یک در موقع خود، خالی از اهمیت نیست. مخصوصآ قسمت ادبی آن که فوق‌العاده مهم و جالب توجه است. مقالات عدیده به خصوص راجع به نسوان مشهوره عالم و حالات ادبا و شعرای سلف و غیره از مشاهیر مردمان بزرگ و نوشتجات و شاهکارهای آنها که علاوه بر جنبه ادبی، خود قسمتی از تاریخ است...
یکی از عمده‌ترین موضوعات که خصوصآ جالب توجه خواتین است و می‌باید نظر لطفی بدان بیندازند، نوشتجات زنان ادیبه و شاعره اروپا است که خارج از حد برای نسوان ما لازم است... و سنجیدن نسوان ایران با زنان دول متمدن و ترقی آنها و عقب بودن ما از مرحله تمدن و چاره برای ترقی زنان ایران... و ذکر اجتماعات نسوان و اخبار ترقیات زنان دنیا در هر موقع برای ترغیب و تشویق خواتین محترمه... 22
در پیگیری اهداف مجله، شماره دوم آن نویسنده در مقاله‌ای با عنوان «زن در قرن بیستم» در توجیه حرکت‌های استعماری این‌گونه آورده است:
تمدن، اقطار گیتی را گردش کرده، بنای آبادی و عمران را به مرور و دهور در هر مکان استوار نموده، همه جا را در انوار خویش متسغرق ساخت. همین که به ممالک اروپا رسید، مردم هوشیار این قسمت زمین، آن را ربوده مانند چراغی سحرآمیز در فضای تاریک جهالت بلند کردند و جهان را از فروغ آن روشن نمودند. 23
سپس با ذکر تاریخچه‌ای از دیدگاه‌های اقوام و ادیان مختلف گذشته نسبت به زن، به نهضت زنان در قرن بیستم پرداخته، می‌نویسد:
نهضت نسوان، با پیشرفت سریع در کار امتداد و انبساط است. این جنبش به ما مژده می‌دهد که تمدن مریض، بهبود خود را خواهان است. زن متدرجآ به مرکز حقیقی خویش نزدیک می‌شود.
در فرانسه و انگلیس و امریکا و آلمان و ایتالیا، نسوان صاحب عزم و اراده برای ترقی و سعادت نوع خود به مجاهدت مشغولند. جماعت اناثیه در سوئد و نروژ و فنلاند و نیوزلاند، در بعضی قسمت‌های آتازونی، به تمام حقوق مدنی و سیاسی نایل شده‌اند. 24
پس از همه این بحث‌ها به این نتیجه‌گیری دست می‌یابد:
هر جا نسوان در وظایف مساعی عمومی خود اشتراک داشته‌اند، جرایم روی به نقصان نهاده، مصائب باده‌خواری تقلیل یافته، در امور اجتماعی انتظام و آسایش کلی مشهود شده است. 25
 
نویسنده این مقاله نگاهی دوسویه به جامعه خود و جوامع اروپایی داشته و با ذکر نمونه‌هایی از پیشرفت زنان، درصدد تحکیم انگاره‌های جدید فرهنگی در جامعه خود است:
چقدر گفتند از زن جز خدمت خانه و افزودن نسل، کاری ساخته نیست، اما تجارب عکس این را مدلّل ساخت... در فرانسه پنج میلیون زن در حالتی که بار مسئولیت خانواده و غصه‌های معیشت را تحمل نموده‌اند، در راه پر زحمت زندگانی مردانه قدم می‌زنند و با شرافت و عفت و نجابت به سعی و عمل، مشارکت دارند. در انگلیس نیز عده نسوان که در مشاغل عمومیه مشغولند، همین‌قدر است. در ممالک امریکا فقط عدد معلمات به چهارصد هزار نفر بالغ شده است. 26
1. روزنامه دانش. دهم رمضان سنه 1328ﻫ .  ق، سال اول، ش 1 ص 2و نیز محمد صدر هاشمی، همان، ج2،  ص 266-267 .
2. صدر هاشمی. تاریخ جراید و مجلات ایران. اصفهان، کمال، 1363، ج 2، ص  267-266 .
3. جهانگیر صلح‌جو. تاریخ مطبوعات ایران و جهان. تهران، امیرکبیر،1348 ص 76 .
4. محمد صدر هاشمی. همان، ص  80-81 .
5. همان.
6. روزنامه شکوفه. دوشنبه نهم ربیع‌الثانی، 1331ﻫ .  ق، سال اول،  ش 6 ص 2 .
7. همان، 5 شعبان المعظم 1332ﻫ .  ق سال دوم،  ش 4 ص 3-4 .
8. همان، 5  شهر ربیع‌الاول 1332ﻫ .  ق سال دوم، ش 22 ص 1 .
9. همان، 20 ربیع‌الاول 1332ﻫ .  ق سال دوم، ش 24 ص 3 .
10. همان، 20 ربیع‌الاول 1332ﻫ . ق، سال دوم، ش 3 ص 4 ش 24، ص 3 .
11. همان، دوشنبه  23 رجب‌المرجب 1333ﻫ .  ق، سال سوم، ش 12، ص 1-2 .
12. محمد صدرهاشمی. همان، ص 6-10 و نیز محمد محیط طباطبایی، تاریخ تحلیلی مطبوعات ایران. (تهران، بعثت،1375) ص 173-174 به نقل از لیلا رستگار «روزنامه‌نگاری زنان از آغاز تا شهریور. «20 پژوهشنامة تاریخ مطبوعات ایران، 1376 سال اول، ش اول.
13. روزنامه زبان زنان. سال اول، ش 6 ص 1-2 .
14. همان، شنبه 24 ذیحجه  1337ﻫ.  ق، سال اول، ش 5 ص 1-2 .
15. پری شیخ‌الاسلامی. زنان روزنامه‌نگار و اندیشمندان ایران. تهران، مؤلف، 1351، ص 98 .
16. همان، ص 181.
17. همان، ص 183-184 .
18. ناصر تکمیل همایون. همان، ص 45 .
19. مجله جهان زنان، برج میزان، 1300ﻫ . ش، سال اول،  ش 5 .
20. همان.
21. محمد صدرهاشمی. همان، ص 169-170 .
22. «اولین قدم»، مجله جمعیت نسوان وطنخواه. 1302ﻫ . ش، سال اول، ش اول، ص 1-3 .
23. «زن در قرن بیستم». همان،  1302ﻫ . ش، سال اول،  ش 2 ص 2 .
24. همان.
25. همان.
26. همان.
منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
http://www.iichs.org/index.asp?id=1059&doc_cat=1
تاریخ ورود: 21/01/91


8- نشریات زنان در دوران قاجار و رضاخان (2)/ حمیرا رنجبر عمرانی
در مقاله‌ای دیگر در توجه دادن زنان برای مشارکت اقتصادی می‌نویسد :
کمک و اعانت زنان در امور اقتصادی شخصی و مملکتی، مدخلیت تام دارد و در جریان زندگی، کاملا این نکته ملحوظ بوده و هر روز بر اهمیت و قدرش می‌افزایند. خدمات و زحمات اقتصادی زنان عالمه فهیمه اروپ و امریک و عثمانی، در تمام شعب حیاتی به وطن مقدس خود، مطلب را توضیح و سودمندی علم اقتصاد برای زنان هر جامعه را به خوبی مدلّل و مبرهن می‌دارد. 1
در شماره‌های بعد این مجله خط سیر و دیدگاه اقتصادی گردانندگان آن، به مبحث لباس و پوشش زنان، البته به صورتی بسیار محتاط و آرام معطوف می‌شود.
در مقاله‌ای با عنوان «انتقاد مد لباس ما» نویسنده ضمن انتقاد از طرح مباحث سنگین علمی و فلسفی در مجلات و نشریات زنان، توجه خود را به امور جزئی همچون لباس پوشیدن معطوف کرده، و آن را پایه و اساس تمدن دانسته، با انتقاد از مد لباسی که ناصرالدین شاه در ایران رواج داد، این‌گونه اظهارنظر می کند: «لباس را باید طوری انتخاب کرد که اولا، به اقتصاد نزدیک‌تر، ثانیآ، مطابق حفظ‌الصحه، و ثالثآ، قشنگ باشد.» 2 و ادامه می‌دهد: «مناسب حالت ما ایرانیان این است، تا حدی که ملت و مذهب ما اجازه می‌دهد، طرز لباس ملت امریکا را تقلید کنیم.» 3 و دلیل آن را صرفه اقتصادی و سادگی لباس‌های آنان می‌داند.
از همه مهمتر، مباحثی با عنوان «مد لباس» 4 است که از سوی نشریاتی مانند جهان زنان، مظاهر جدید فرهنگی در قالب پوشش مناسب و ضمن انتقاد از نوع پوشش زنان ایران، به تدریج به زنان ایرانی القاء می‌شود.
مجله دختران ایران نشریه‌ای دیگر از مطبوعات مربوط به زنان است که از سوی زندخت شیرازی در شیراز، تأسیس و در تهران، چاپ و منتشر می‌شد. اولین شماره این مجله در اول مرداد 1310ﻫ . ش در چهل صفحه چاپ شد. این مجله مصور بوده و روی جلد آن تصویر ایوان مدائن، با چند دختر در لباس‌های مختلف، منعکس شده و تصویر رضاشاه در بالای سر فرشته‌ای بالای ایوان رسم شده بود. زندخت درباره انتخاب این سرلوحه در شماره اول، می‌نویسد: «چون این مجله به نام نامی شاهنشاه پهلوی اشاعه می‌یابد، لذا تابلوی دختران ایران در ایوان مدائن را که از آثار استاد محترم آقای شایسته است، سرلوحه قرار دادیم.» 5
اغلب، مقالات به قلم مردان و زنان روشنفکری چون کاظم‌زاده ایرانشهر، رشید یاسمی، سعید نفیسی، صدیقه دولت‌آبادی و خود زندخت، که در نشریات همسوی دیگر نیز قلم می‌زدند، نوشته می‌شد. 6
یکی از بخش‌های مهم مجله، بخش «زنان نامی» بود که به شرح حال زنان مشهور اروپایی و ایرانی می‌پرداخت. بیشتر زنان ایرانی معرفی شده، از زنان ایرانی دوره باستان بودند. 7
از جمله موضوعات دیگری که در این مجله چاپ می‌شد، تعدد زوجات بود که مقالاتی در رد آن، به خصوص از سوی صدیقه دولت‌آبادی ارائه می‌شد. 8
همچنین، ازدواج ایرانیان با دختران اروپایی نیز از موضوعات دیگر این نشریه بود که البته این موضوع در مجلاتی چون آینده و ایرانشهر نیز درج می‌شد. در شماره دوم، گزارشی از سخنان محصلین ایرانی در کنفرانسی در برلین ارائه شد که کاظم‌زاده ایرانشهر، در پایان یکی از جلسات به این موارد اشاره کرده بود.
برای اینکه جوانان ایرانی، که سال‌ها در اروپا تحصیل و زندگی کرده‌اند، بتوانند از فیض یک زندگانی فامیلی در ایران، بهره‌مند شوند و در زیر شرایط و اوضاع تحمل‌ناپذیر ازدواج‌های کنونی بدبخت و اسیر نمانند، لازم است به تعلیم و تربیت دختران ایرانی و در اصلاح مدارس اناث بیش از پیش کوشند، و عده]ای[ هم برای تحصیل فنون مخصوصه به اروپا فرستاده شوند تا در این ممالک، تربیت صحیح دیده و محسنات زندگی ایرانی و فرنگی را حائز گشته، به ایران برگردند و زندگانی فامیلی و تربیت دختران را در آنجا اصلاح نمایند... 9
وی در جلسه دیگری صراحتآ حجاب را یکی از عوامل بدبختی زنان دانسته و می‌گوید: «مسئله حجاب نیز یکی از عناصر مهم بدبختی‌های زندگی خانوادگی می‌باشد و بسیاری از مضرات و معایب در زیر همین حجاب پرورش می‌یابد.» 10
در مبحث ششم در توصیه‌ای درباره وسائل و تدابیر لازم برای اصلاح زندگی خانوادگی در ایران، در مورد حجاب، این‌گونه اظهارنظر می‌شود:
درباره حجاب چنین به نظر می‌رسد که این مسئله باید به اختیار و به تدریج حل بشود؛ یعنی قانونی وضع شود که هر کس در برداشتن حجاب، آزاد و مختار است و به همین وسیله، به تدریج و بدون زحمت و اجبار، حجاب از میان برداشته می‌شود. ولی در این ضمن، جوانان و مردان نیز تا یک درجه تربیت باید بشوند تا رفع حجاب، مایه ازدیاد فساد اخلاق نگردد. 11
آخرین نشریه‌ای که به ارزیابی آن می‌پردازیم، مجله عالم نسوان است.
در تلاش‌های فرهنگی به منظور منطبق ساختن زن ایرانی با اهداف و برنامه‌های جهانی توسعه تمدن غرب، عالم نسوان به چندین دلیل، نمونه‌ای موفق به شمار می‌رود:
اولاً، این مجله زیر نظر مستقیم هیأت رئیسه مدرسه اناثیه امریکایی در ایران بود. ثانیآ، آراء و نظریاتی که در این مجله منعکس می‌شد، در طیفی همه جانبه و متأثر از تحولات بین‌المللی بود و بیشتر در جهت همسوسازی خانواده ایرانی با الگوی غربی آن تلاش می‌کرد. این نکته در سر لوحه اهداف مجله، بهتر قابل بررسی است:
«مجله‌ای است اخلاقی، اجتماعی و مفید به حال خانواده‌ها و برای آگاهی و بیداری و مساعدت زنان در امور خانه‌داری و ترقی و توجه اطفال. تنها مجله خانوادگی.» 12
موضوعات قابل طرح در مجله، به اهداف آن یاری می‌رسانید. علاوه بر مطالبی که درباره بهداشت، پرستاری، تربیت اطفال، نظافت و آشپزی چاپ می‌شد، مواردی نظیر تبلیغ مدهای لباس غربی نیز ارائه می‌شد در اولین شماره سال هشتم آمده است:
از آنجایی که تکلیف هر زن متمدن، دقت در طرز لباس و حسن انتخاب آن می‌باشد، این مجله نهایت سعی و اهتمام را بذل می‌نماید که در هر شماره، یکی دو نمونه با طرزی مطبوع و اسلوبی مرغوب از روزنامجات امریکا و اروپا اخذ نموده، 13 به ضمیمه دستورهای لازمه مناسب هر فصل، به نظر خانم‌های محترمه برساند.
ــ اخبار ترقی نسوان و خدمات آنان در کل جهان، خصوصآ ایران... 14
 
ثانیاً: نسبت به بیشتر نشریات زنان از عمر بیشتری حدوداً از سال 1291ﻫ . ش تا 1311ﻫ . ش، نزدیک به بیست سال، برخوردار بود و همین مدت زمان در تداوم و تحقق اهداف گردانندگان آن بسیار مؤثر واقع می‌شد.
از جمله مطالبی که در عالم نسوان چاپ می‌شد، مربوط به مقایسه پیشرفت تمدن زنان اروپا، ژاپن، هندوستان، ترکیه و مصر با زنان ایران بود. در مقاله‌ای با عنوان «زن در ایران» آمده است:
زنها در ممالک متمدن و خوش‌بخت، مقام بسیار رفیعی را حائز می‌باشند... در ممالک مغرب به هر مدرسه که میل داشته باشند، داخل می‌شوند و هر رشته از علوم را که بخواهند، تحصیل نمایند... می‌خواهم ببینم ما چرا زبون و زاریم و چرا در ایران با زن‌ها اینطور معامله می‌کنند... 15
در مورد زنان ژاپنی، ضمن توصیف مدارس مختلف زنان از طبابت و فنون مختلف، 16 در جای دیگر اشاره می‌شود:
زنان ژاپونی با جسارت فوق‌العاده‌ای برای تساوی حقوق خود می‌کوشند. یکی از نتایج این کوشش آن است که پاکی اخلاق باید از زن و مرد یکسان باشد و به همان اندازه که ناپاکی در زن قبیح است، در مردان نیز زشت است. 17
مسئله حجاب، یکی از اساسی‌ترین مباحث مجله عالم نسوان بود. و این روند بعد از روی کار آمدن رضاشاه با جدیت و شدت بیشتری مطرح می‌شد. حجاب به عنوان مظهر اسارت و سیه‌روزی زنان، مطرح و با حسرت در مورد رفع حجاب در کشورهای دیگر اظهار می‌شد:
آری! افغانستان، حجاب مانع ترقی ملت را وداع گفت و زن‌های افغانی هم برای راه انداختن چرخ‌های ترقی جامعه، همدوش مردهای خود شده، پی به حیثیت خود خواهند برد. ملت ترکیه هم دیرزمانی است که پرده خرافات را دریده و پی به حقیقت اسلام برده است. مصری‌ها نیز که از موهومات، فارغ و به سرعت جاده ترقی را می‌پیمایند. آیا هنوز موقع آن نشده که ملت شش هزار ساله هم ]ایران[ در این انقلاب فکری شرکت جسته و از زن‌های خود برای ترقی نوع استفاده کند... 18
در مقالات دیگری که به صورت محاوره بین زنان درج می‌شد، حجاب به عنوان عاملی در فلج نمودن نیمی از افراد جامعه، یعنی زنان تلقی می‌شد 19 و در جایی دیگر،  زنان را به قهقرا می‌فرستاد در این میان، نامه زنی از بندرعباس با عنوان «راه ترقی» اینگونه پایان یافته است:
 چیزی که ما را به قهقرا برده، حجاب است که ما را پابند و خانه‌نشین نموده است. اکنون که مملکت، در ید قدرت پدر تاجدار ما ــ اعلیحضرت پهلوی ارواحنا فداه ــ قرار گرفته، ما نسوان ایرانی هم بایستی به نوبه خود جنبشی نموده ]به راه انداخته[ و از این ذلت و بدبختی خود را خلاص و برای اولادهای آتیه این مملکت، راه ترقی و سعادت را مفتوح نماییم. 20
در مقاله‌ای دیگری با امضای بلقیس ناظری ــ کرمانشاه، آمده است:
اما جای تردید نیست که مانع بزرگ برای به کار افتادن زن‌ها، وجود حجاب است. اشخاصی که برای وجود حجاب و ابقاء آن پافشاری می‌نمایند، غیر از آنکه عدم اطلاع خود را از قوانین مقدسه اسلام گوشزد می‌نمایند، فایده دیگری نمی‌برند... چرا ایرانی، نصف اعظم جمعیت خود را محبوس و در قید اسارت و ذلت گذارده و مانع است که آنها هم طریق تکاملی را بپویند؟ 21
احتمالاً بعید نیست که مقالات نوشته شده از شهرستان‌ها در عالم نسوان، در تهران و توسط خود گردانندگان مجله نوشته شده باشد تا بدین ترتیب اقدامات بعدی برای رفع حجاب در آینده به صورت خواسته‌ای ملی و از سوی تمام زنان ایران قلمداد شود تا حساسیت‌های کمتری را در پی داشته باشد.
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت حرکتی که آرام و بی‌صدا در حوزه نشریات زنانه شروع شده بود، در ابتدا با مطرح ساختن نواقص فرهنگی جامعه سنتی ایران، به خصوص در مورد روابط خانوادگی، 22 در مقایسه با نمونه‌های خارجی آن به مرحله‌ای رسید که به دلیل اصیل نبودن جریان‌های فکری و فرهنگی مطرح، به جای شناخت نواقص و درمان دردهای اجتماعی و ریشه‌یابی آن، تمامی چشم‌ها را به راه و روشی معطوف کرد که بیرون از مرزهای کشور در جریان بود و به جهت همان وابستگی، کانون حملات و انتقادات، به ارزش‌های فرهنگی و دینی به ویژه در مورد زنان معطوف شده و حجاب، مهم‌ترین و مؤثرترین مانع در برابر ترقی زنان معرفی شد و اموری چون استقلال اقتصادی و فرهنگی به حاشیه کشیده شده، گاه و بیگاه به منظور انحراف افکار از اصل خطری که فرهنگ ایرانی را نشانه گرفته بود، در سخنرانی‌ها و جشن‌ها توصیه‌هایی به ساده‌زیستی و صرفه‌جویی نیز ارائه می‌شد. 23 اما در عمل، چیزی جز تبلیغ و رواج فرهنگ مصرفی غربی، به خصوص در بین زنان، به وقوع نمی‌پیوست.
1. همان.
2. انتقاد لباس ما. همان، 1302 سال اول،  ش 7 و 8 ص 16-12 .
3. همان.
4. «مد لباس»، همان،  ص 16 .
5. مجله دختران ایران. مرداد 1310 سال اول، شماره اول.
6. محمد صدرهاشمی. همان، ص 21-23 .
7. «زنان نامی». مجله دختران ایران. مرداد1310ﻫ . ش، سال اول، ش اول، ص 19-20 .
8. «تکرار ازدواج ــ عدم تساوی حقوق در طلاق». همان، سال اول،  ش 2 ص 7-1 .
9. همان، شهریور1310ﻫ . ش، سال اول، ش 2 ص 24 .
10. همان.
11. همان.
12. محمد صدرهاشمی. همان، ص 3-1 .
13. حبیبه مجلل «مد لباس و پارچه». مجله عالم نسوان. دی ماه 1306ﻫ . ش، سال هشتم، ش اول، ص 32 .
14. همان.
15. «زن در ایران». همان، خرداد 1306ﻫ . ش سال هفتم، ش 7 و 8، ص 264-258 .
16. «انقلاب نسوان ژاپون». همان، ص 265-268 .
17. «زنان ژاپونی».  همان، اردیبهشت 1307 شمسی، سال هشتم، ش 3 ص 118 .
18. ح. سگزی‌زاده بوشهری. محصل طب. زن مگر بشر نیست. همان، ص207-204 به نقل از حبل‌المتین، شماره 36 .
19. همان، خرداد 1306ﻫ . ش. سال هفتم، ش 6، ص 213-216 و اردیبهشت 1307ﻫ . ش، سال هشتم، ش 3، ص 116-118 .
20. فاطمه اردشیری. بندرعباس: «راه ترقی». همان، آبان ماه 1310. سال یازدهم، ش6. ص 279-278 .
21. همان، ص 279-282 .
22. «دلشاد خانم مطالعه فرمایند». همان، اردیبهشت 1307 سال هشتم،  ش 3 ص 116-118 .
23. «متن سخنرانی ایران تیمورتاش در مورد ساده‌زیستی، از فارغ‌التحصیلان مدرسه عالیه اناثیه امریکایی، همان، آبان ماه 1309ﻫ . ش سال دهم، ش 6 ص 269-275و نیز نک به خبر «تأسیس مؤسسه نوزادگان برای حفظ نفوس آتیه نژاد ایران» که با سخنرانی ملکه پهلوی در سال 1307 در تالار موزه کاخ گلستان همراه بود. ملکه ضمن سخنانش، مادران ایرانی را به کم کردن خرج‌های کلان به منظور مصارف لباس دعوت کرد و گفت: «برای اینکه سرمشق عملی در این باب داده شود، خانواده سلطنتی، پیشقدم شده و از این تاریخ مصمم هستیم از استعمال البسه و اشیاء تجملی خودداری نماییم»، همان، مرداد 1307ﻫ . ش، سال هشتم، ش 5 ص 163 و نیز (ملکه در فکر کودکان است»: نشریه ایوینینگ استاندارد، 2 نوامبر 1928م / آبان1307ﻫ . ش به نقل از فتح‌الله نوری اسفندیاری، همان،  ص 451.
منبع: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
http://iichs.org/index.asp?id=1060&doc_cat=1
تاریخ ورود: 21/01/91


9- تببینِ گفتمانی تبدیل شدنِ زنان به موضوع سیاست گذاری های رسمی در دوره‌ی رضاخان (با تـأکید بر نظریه‌ی نژادی)/ حسین کچوئیان ، قاسم زائری
منبع: زن در توسعه و سیاست (دوره: ۹، شماره: ۲)
http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=554122
تاریخ ورود: 21/01/91


ایمیل zo1986do@gmail.com


مطالب مرتبط در انسان شناسی و فرهنگ
فضای شهری و فرهنگ
http://anthropology.ir/node/16998
رابطه فضای شهری و زندگی روزمره
http://anthropology.ir/node/16333
پرونده اینترنتی فضای معماری و شهری «پس از انقلاب اسلامی»
http://anthropology.ir/node/15927
پرونده اینترنتی «فضای معماری و شهری» در «دوره پهلوی»
http://anthropology.ir/node/15722
پرونده اینترنتی «فضای معماری و شهری» در «اواخر دوره قاجار و عصر مشروطه»
http://anthropology.ir/node/15530
پرونده اینترنتی فضای معماری و شهری
http://anthropology.ir/node/15133
(از بلدیه تا شهرداری)پرونده نهادهای دخیل در فضای شهری (1)
http://anthropology.ir/node/16535


دوست و همکار گرامی
چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید
http://anthropology.ir/node/11294

سلفی، تصویر و باز سازی بدن- بخش یکم

    سلفی،  تصویر و باز سازی  بدن- بخش یکم  /نویسنده تیدن برگ و کروز  ـ  خلاصه و برگردان: عاطفه اولیایی/ اهمیت و تعداد کاربر های  پلاتفرم های رسانه های اجتماعی  تصویرـ محور مانند اینستوگرام و تامبلر و برنامه هایی همچون سنپشات و واتزآپ به طور روز افزون  گسترش می یابند.  در فیسبوک نیز اکثر ارتباطات از طریق تصویر صورت می گیرد.  در این مقاله امکانات زنان برای تجربه ی بدن  خود از طریق به اشتراک گذاشتن تصاویر از ورای NSFW [1] و تامبلر ها بررسی می شود.  اخبار در باره ی  سلفی ها  سراسر رسانه های باب روز را گرفته است

اهمیت و تعداد کاربر های  پلاتفرم های رسانه های اجتماعی  تصویرـ محور مانند اینستوگرام و تامبلر و برنامه هایی همچون سنپشات و واتزآپ به طور روز افزون  گسترش می یابند.  در فیسبوک نیز اکثر ارتباطات از طریق تصویر صورت می گیرد.  در این مقاله امکانات زنان برای تجربه ی بدن  خود از طریق به اشتراک گذاشتن تصاویر از ورای NSFW [1] و تامبلر ها بررسی می شود. اخبار در باره ی  سلفی ها  سراسر رسانه های باب روز را گرفته است.  سلفی گیری  و به اشتراک گذاشتن سلفی ها  معمولا به  بوالهوسی تفسیر می شود  لیکن کارکرد اجتماعی  این تصاویر پیچیده تر از آن است که نادیده گرفته شود.

پژوهشگران  درمورد سلفی و موارد استفاده ی آن  به نتایح گوناگون رسیده اند. اولین مطالعات سلفی گیری را راهی برای کسب شهرت و  منفعت  برآورد کرده اند. مطالعه ی  سلفی ها و خود زنی نوجوانان، سلفی ها و نقاب، سلفی ها وجنیست، سلفی ها و دگرگونی مفهوم حریم، به تفاسیری همچون سلفی گیری و به اشتراک گذاشتنش به مثابه استثمار دیجیتالی هویت، تجربه ی عریانی، خود درمانی از طریق  تجربیات شخصی و شکل دادن به راه هایی برای ایجاد روابط اجتماعی و سلسله مراتبی کردن آن، بازتولید بدن مطیع و قابل کنترل و...  منتج شده اند.

 تصاویر نقشی بسیار مهم در تجربه ی بودن داشته  و به علت گستردگی  تعامل های اینترنتی، نقش غیر قابل  انکاری در شکل دادن به جهانمان دارند.  جهان بینی  دیداری­ ـ محورِ معاصر که عمیقا جوان گرا،  قوی گرا و ناهم جنس گراست،  زنان  و یخصوص زنان جوان و هم جنس گرا را در نگرانی وعدم رضایت از بدن خود فرو می برد.   

در باره ی  خصلت جنسی کردن، شیئ واره نمودن و هرزه نگاری فرهنگ تصویری بسیار نوشته اند.  هدف ما بررسی  عملکرد سلفی گیری در محیطی  است که از یک جانب  مشوق چشم چرانی  و نظر بازی جنسی است و از جانب دیگر زنان فاقد هیکلی مطابق با موازین زیبایی  (آنچه زیبایی خوانده می شود) را  نیز به عنوان عضو اجتماع سلفی گیر ها پذیرفته است.   بدین طریق  اینان نیز می توانند در این فضا سوژگی را تجربه کنند.

دگرگونی شناخت زنان از بدن خود  و برخورد با آن،  از ورای چنین تجربیاتی آسان تر می شود. مطالعه ی تعامل سلفی گیری  با  هنجار های فرهنگ غالب  از اهمیت بسیاری برخورداست.   پایه ی  نظری مطالعه ی ما در باره ی   بدن، جنسیت و گفتمان ها‌،  ساختارگرایی اجتماعی ( social constructivism)  است  و در پی پاسخ به این پرسشیم که آیا  سلفی گیری  و به اشتراک گذاشتن سلفی ها ، تجربه ی سوژگی را ممکن می سازد یا خیر.  

 بدن  <----->  سلفی

منظور از بدن چیست؟ بدن سازه ای اجتماعی است  محمل  ویژگی های فرهنگی و ارزش های اجتماعی.  فرهنگ مصرفی همه ی ما را به پاسداری  آن  گمارده است  تا آنجا که عدم برخوردادری از بدنی متناسب و جوان  نشانه ی  هویتی مخدوش شده است. در قرن ۲۱،  بدنِ  مجرد شده،‌  با ابزار های زیست ـ فناورانه  بازسازی گردیده و بدین  لحاظ در مقابل شیئ واره و کالایی شدن  بی دفاع مانده است.   بدن از ورای تصویر   شناخته، درک و تجربه می شود. بدن و  تصویر ساخته ی روابط اند.  چنین تفسیری دوگانگی تصویر/بدن را  به عنوان سوژه/ ابژه می شکند. در عملِ سلفی گیری،  سوژه و ابژه در سطح مادی یکی می شوند. در چهارچوب فرهنگ مصرفی و تصویری غرب،‌ سلفی گیری  منشأ تولید و یا رد گفتمان های هنجار در باره ی بدن  است. این امر به نوبه ی خود،‌  امکانات و یا محدودیت های  تجربیات بدنی را فراهم می آورد.

بخش مهمی از مطالعات فمینیستی  برپایه ی نوشته های های فوکو راجع به قدرتی است که  بدن را از ورای گفتمان های خود لگامی و هنجار ساز ،  مطیع می سازد و در نتیجه  زنان  تجربیات بدنی خود را تحت نظارت کسب می کنند.  قدرت در هر دو معنای  کارآیی داشتن و کنترل کردن و نیز قدرت درونی در مرکز مباحث توانمند کردن در حوزه های  فمینیسم، علوم اجتماعی،و بسیاری دیگر قرار دارد.  خودـ توانمندی مبنی بر هویت و تصویری است که از خود داریم و خودـ توانمندی کامل به معنای امکان گرفتن تصمیمات مهم و در اختیار داشتن منابعی است که در به عمل آوردن آن تصمیمات ضروری است. موضوع مورد بحث، ارتباط امر توانمندی با قدرت  است.  به نظر ما عضویت در گروه های سلفی گیر ها،  لزوما به معنای توانمند بودن  نیست.  پرسش آن است که جامعه  چه کسانی را در این حیطه ( نگاه کردن و در معرض نگاه بودن) توانمند می کند و  روند تولید دانش از ورای نگاه  (که به نوبه ی خود جامعه را شکل می دهد)،  چگونه است؟   تصویر، چگونه دیدن را می آموزد و بیننده از ورای هر آنچه قابل تصویر کردن است،  بر ارزش های اخلاق همگانی و زیبایی شناسی واقف می شود.  شرکت فعال در گروه سلفی گیرها از طریق  اشتراک، حاشیه نویشی و وبلاگ نویسی،  نه تنها دید زنان را از بدن خود، بلکه معیار آنچه در مجامع مجازی  قابل تصویر است را نیز به طور جدی  دگرگون می کند؛ و البته مردان نیز از این تأثیر مستثنا نیستند.   با استفاده از اصطلاح فوکو،  می توان گفت که این افراد  ‌» در رابطه با خود، وارد بازی های حقیقت شده اند.»   در واقع توانایی مراقبت و تیمار از خود  بازتاب  آزادی عمل  بوده، به معنای مقاومت در برابر  قدرت و محدود کردن آن است.  در این میان پرشس مهم  میزان کنترلی است که باید برخود اعمال کرد.  فوکو معتقد است  هنجار های استقلال نسبت به  خواست های شخصی سنجیده می شوند و این  امر به طوردائم بر خود ـ انتقادی و عدم رضایت از خود  که  مستقیما با هویت  گره می خورد، دامن می زند. تفسیری دیگر از نظریه ی «فن خودسازی»  فوکو  در زمینه ی  آزادی عمل،  توجه به نقش «خود آگاهی»  در  شکل دادن به  ابداعاتی برای فرارفت از محدویت ها و نیز ایجاد  اغتشاش در گفتمان غالب، و تأثیر اجتماعی  آن است.

 فضای حاکم بر  جامعه ی مجازی سافی ها و  و بلاگنویس ها،   پذیرای فرهنگ فمینیسم  و هم جنس گرایی است. چنین فضایی گفتمان تصویری جدیدی می آفریند.  یافتن زیبایی در هر چه غیر هنجار،  معیار های زیبایی شناسی بیینده را دگرگون می سازد. این نتیجه اگر چه در حیطه ی فرهنگ تصویری مصرفی بسیار حاشیه ای است لیکن به اندازه ی کافی قدرت مغشوش  کردنش را داشته و فضا را  برای  شکل گیری  بدیل های دوگانه ی  قدرت/زاویه ی دید    در مورد بدن زنان  آماده می سازد.  به تجربه، روند سلفی گیری ها و به اشتراک گذاشتن سلفی ها،  باعث دگرگونی ادراکی و نیز بدنی زنان شده است.  یکی از اعضای گروه سلفی گیر های مورد مطالعه که به تازگی فرزندی به دنیا آورده بود اظهار داشت: «جامعه  زن حامله و شیر ده را با ارجح دانستن جنین و با نوزاد بر بدن زن، از جرگه ی زنان خارج می کند، برای رودررویی با این احساس درونی شده ام بود که سلفی می گرفتم.  تجربه ای بسیار جالب و مثمر ثمر بود.»  در موارد دیگر، از ورای سلفی ها زنان متوجه زیبایی بدن خود شده  و تصمیم به مرافبت و تیمار آن گرفتند؛  انگیزه ی این تصمیم  نه تصاویر بدن ستارگان سینما و مدل ها،  بلکه خواست خود ایشان برای  دراختیار گرفتن بدنشان  بوده است.  در موارد دیگر (مانند مبتلایان به نابسامانی خوردن، به  تغییر شکل بدن، ویا به استرس های ناشی از سن)، سلفی گیری ابزار دانشی است برای  رهایی  از خواست «تصحیح بدن» به منظور همگونی با هنجار های  فرهنگ جوان پرست است.   شیوه ی های تازه ی  ایجاد رابطه با و استفاده از بدن خود از دیگر حوزه های دگرگونی نزد سلفی گیر هاست. 

 

 بخش دوم این مقاله  یکشنبه ی دیگر ره چاپ خواهد رسید.

 

*********

 این مطلب بخشی از کتابی است که  به زودی از طرف انتشارات انسان شناسی و فرهنگ منتشر خواهد شد. نقل قول و هر گونه  انتشار این مطلب بدون اجازه  کتبی و رسمی موسسه انسان شسی و فرهنگ ممنوع و قابل پیگرد قانونی است. متن منتشر شده برای جلوگیری از تقلب هاین احتمالی فاقد  منابع درونی بوده و بخش هایی از متن اصلی در آن خذف شده است یا بدون آنکه به اثر خدشه ای وارد شود تغییر کرده اند. متن نهایی و کامل در  شکل  کتاب منتشر  خواهد شد.


********************
صفحه ی عاطفه اولیایی در انسان شناسی و فرهنگ: 
http://anthropology.ir/oliaiatefe

پرونده ی امبرتو اکو  در انسان شناسی و فرهنگ:

http://old.anthropology.ir/node/28529

پرونده ی برونو لاتور در انسان شناسی و فرهنگ: 

http://anthropology.ir/dossier/858


 *********************
 

[1] https://en.wikipedia.org/wiki/Not_safe_for_work

 

تاریخ انتشار

يكشنبه, ارديبهشت 5, 1395 - 00:34

باید به شکل جدیدی از زن و مرد سخن بگوییم

بیدارزنی: بسیاری من را به ذات‌گرایی متهم می‌کنند، ولی خود ذات‌گرا هستند. آن‌ها می‌گویند که «انسان» وجود دارد و برای انسان ذات یا ماهیت قائل می‌شوند. ولی «انسان» وجود ندارد، «انسان» مطلقاً یک سازه[۱] است. آن‌ها برای چیزی که وجود ندارد ذات قائل هستند. ولی باید توجه داشت که زن و مرد وجود دارند. زن یا مرد بودن هویت‌های طبیعی ما هستند، ذات نیستند. این‌یک واقعیت است. بنابراین شخص گمنام یا بی‌نام‌ و نشان وجود ندارد، یک سازه محض است، مگر اینکه یک ماشین یا روبات باشد. ما یا با انسان مواجه هستیم یا با یک درخت یا یک‌چیز دیگر، ولی هر یک از این‌ها منفرد و واحد هستند. اگر شخصی از فرهنگی دیگر نزد من بیاید، می‌توانم با سخن گفتن با او با فرهنگش آشنا شوم. فرد نمی‌تواند نامعین باشد، انسان نامعین و نامشخص ایده‌ای تخیلی است. می‌توانیم با هر فردی سخن بگوییم و با فردیت او آشنا شویم. شخص نامعین نداریم، هر شخصی که وجود دارد یا مرد است یا زن. اگر فردی مرد یا زن نیست، پس چیست؟ ما ضرورتاً مرد یا زن هستیم. برخی انتقاد می‌کنند که ما افراد تراجنسیتی داریم و این دسته‌بندی باعث نادیده گرفتن آن‌ها می‌شود. در پاسخ باید بگویم که من دوستان تراجنسیتی دارم، آن‌ها از من خیلی سپاسگزار هستند چراکه به آن‌ها این امکان را داده‌ام تا هویت خود را انتخاب کنند. می‌توانند انتخاب کنند که مرد هستند یا زن، چراکه به‌طورکلی هر شخصی یا مرد است یا زن، حالت دیگری نداریم. در مواجهه با هر شخصی، زن یا مرد، باید پرسید مهم‌ترین مسئله تو به‌عنوان یک فرد چیست، و می‌توانیم به هم کمک کنیم تا به مهم‌ترین مسئله خود پی ببریم.

زمانی که من درباره تفاوت‌های جنسی می‌نوشتم، بسیاری از من می‌پرسیدند تفاوت جنسی چیست؟ البته همچنان هم این پرسش را مطرح می‌کنند. یکی از جنبه‌های مهم در تفاوت جنسی، تفاوت اندام و ویژگی‌های اندامی بین زن و مرد است. زن‌ها و مردها اندام‌هایی یکسان ندارند و این تفاوت جسمانی بر نوع مواجهه ما با جهان و مواجهه با خود تأثیر می‌گذارد. رابطه با زمان و مکان به‌واسطه تفاوت‌هایی که زن و مرد دارند فرق می‌کند. روابط بین انسان‌ها نیز به این دلیل بین زن و مرد متفاوت است. مواجهه مرد و زن با بچه‌دار شدن یا روابط بین فردی یکسان نیست. زن‌ها درون بدن خود معاشقه می‌کنند درحالی‌که مردها بیرون از بدن خود معاشقه می‌کنند. حمل کردن یک کودک درون بدن خود با حمل کردن کودک بیرون از بدن خود (مثلاً در بغل گرفتن) متفاوت است. تأکید من بر بدن برای این نیست که زن‌ها باید مادر بشوند، هدف ما مادر شدن نیست، هدف ما زن شدن است. تأکید بر این است که باید زن بودن خود را کشف کنیم. پس‌ازاینکه خود را کشف کنیم می‌توانیم علایق خود را پیگیری کنیم.

به همین شکل به‌جای استفاده از کودک باید از دختربچه یا پسربچه سخن گفت. برای فهم آن‌ها باید از آن‌ها پرسید «در این لحظه که زندگی می‌کنی چه تجربه‌ای داری؟» «چه چیزی برایت مهم است؟» من در ایتالیا با پسربچه‌ها و دختربچه‌های زیادی به خاطر تحقیقی که در مورد زبان و جنسیت انجام می‌دهم صحبت می‌کنم. در سال‌های اول مدرسه تغییری در بچه‌ها شکل می‌گیرد و دخترها و پسرها از یکدیگر جدا می‌شوند چراکه آموزشی در زمینه روابط دریافت نمی‌کنند. پسرها خشن می‌شوند و دخترها شروع به آرایش کردن می‌کنند. اگر با پسربچه‌ها و دختربچه‌ها با صمیمیت و راحت سخن بگویید دیر یا زود درباره روابط خود با دیگران سخن خواهند گفت. من از پسرها و دخترها خواستم با استفاده از واژه‌های «من»، «تو»، «ما» جمله بسازند؛ یا با «مشترک مصرف کردن» یا «دوست داشتن» جمله بسازند؛ یا از واژه «با هم» در جمله‌هایی استفاده کنند. کودکان از سن شش‌سالگی می‌توانند این کار را انجام دهند. مشخصاً ساختار نحوی جملاتی که دخترها و پسرها ساختند یکی نبودند. هنگامی‌که به پسربچه‌ها گفتم با واژه «با» جمله بسازند، می‌نوشتند «من این جمله را با مداد نوشتم» یا «من با کامپیوترم به مدرسه آمدم» ولی دختربچه‌ها می‌نوشتند «من امروز با دوست‌پسرم به سینما می‌روم» یا «من می‌خواهم با تو بمانم». پسرها از واژه «با» برای برقراری ارتباط بین یک سوژه (من) و یک ابژه (مداد یا کامپیوتر) استفاده می‌کنند. دخترها از واژه‌ی‌ «با» برای برقراری ارتباط بین دو سوژه (من و دوست‌پسرم/ من و تو) استفاده می‌کنند. دخترها رابطه مبنی بر میان‌سوژگی[۲] را ترجیح می‌دهند درحالی‌که پسرها رابطه بین سوژه و ابژه را ترجیح می‌دهند و بنابراین خود را محور رابطه با دیگر افراد یا چیزها در نظر می‌گیرند. اگر از پسرها بخواهیم شخص دیگری را در جمله‌های خود به کار ببرد، خود را با یک فرد در یک جمله قرار نمی‌دهند. آن‌ها دیگر پسرها را به‌عنوان یک گروه در جمله خود به کار می‌برند. مثلاً پسرها می‌گویند «من با دوستانم فوتبال بازی می‌کنم». درحالی‌که دخترها ترجیح می‌دهند یک نفر جنس مخالف را در جمله خود به کار ببرند. دخترها رابطه افقی یا هم‌سطح را ترجیح می‌دهند مثل جمله‌ی «من با دوست‌پسرم به سینما می‌روم». در چنین جمله‌ای هر دو نفر در یک سطح قرار می‌گیرند ولی پسرها به رابطه عمودی یا سلسه‌مراتبی علاقه دارند. دخترها زمان حال و آینده و پسرها گذشته را ترجیح می‌دهند. می‌توانیم دخترها و پسرها را از نوع نگرشی که دارند آگاه کنیم. بدین شکل کودکان را می‌توان تشویق به انجام فلسفه کرد. فلسفه یعنی مواجهه با یک مشکل و اندیشیدن به آن و یافتن راه‌حل برای آن مشکل. مطمئناً این مواجهه برای دختربچه‌ها و پسربچه‌ها متفاوت است چراکه مشکلات دخترها و پسرها یکی نیست. من به آن‌ها نخواهم گفت مشکلاتشان چیست، بلکه اجازه می‌دهم خودشان مشکلاتشان را کشف کنند. ولی کم‌کم به آن‌ها کمک خواهم کرد دریابند به جهانی به‌خصوص تعلق دارند_ جهان مردانه یا جهان زنانه. کم‌کم باید کمکشان کرد تا از این مسئله آگاه شوند. تنها با توجه به تفاوت‌های جنسی می‌توانیم بشریت را نجات دهیم. مشخصاً پسرها و دخترها در دنیایی یکسان زندگی نمی‌کنند. یکی از اشتباهات فرهنگ این است که دخترها و پسرها را به یک فرد خنثی و نامعین فرو می‌کاهد و آن‌ها را به یک ماشین، موجودی تصنعی یا روبات تبدیل می‌کند. من با دخترها و پسرهای زیادی کارکرده‌ام، می‌توانم به شما بگویم دخترها خیلی از پسرها تواناتر هستند، ولی چرا سیستم آموزشی باعث پیشرفت دختران نمی‌شوند؟ سیستم آموزشی نامناسب برای دختران باعث می‌شود آن‌ها نتوانند استعدادها و توانایی‌های خود را کشف کنند و از ساخت فرهنگی مختص خودشان بازمانند.

لویناس از «دیگری» سخن گفته بود. برخی به من می‌گویند که نوشته‌های تو خیلی شبیه نوشته‌های لویناس است. نمی‌دانم چرا این سخن را می‌گویند. درواقع من و لویناس رویکردهایی بسیار متفاوت داریم. ازنظر لویناس، تنها یک جهان وجود دارد و «دیگری» نیز در این جهان واحد تعریف می‌شود. ازنظر من، ما دوجهان داریم و باید این دوجهان را به یکدیگر نزدیک کنیم. در سنت فکری ما تنها یک نوع سوژه داریم ولی انسان از دو گونه سوژه (مرد و زن) متفاوت تشکیل‌شده است که در دوجهان متفاوت زندگی می‌کنند. باید تلاش کنیم جهان‌سومی بسازیم، جهانی که از برقراری رابطه بین این دو سوژه متفاوت تشکیل خواهد شد.

ما موجوداتی طبیعی هستیم، آنچه فرهنگ بر ما تحمیل می‌کند، تصنع است. اگر یک زن در پاریس و یک زن در استرالیا نتوانند با یکدیگر به‌واسطه طبیعت زنانه خود سخن بگویند، سازه‌هایی صرف شده‌اند، تبدیل به محصول فرهنگی شده‌اند و هویت فردی ندارند. فرم بدن‌های ما خیلی مهم هستند، اینکه ما زنان امکان به دنیا آوردن کودکان را داریم خیلی مهم است، جهان زنان و جهان مردان متفاوت است. من با دخترانی از سرتاسر جهان که در رابطه با نوشته‌های من پایان‌نامه دکتری می‌نویسند سروکار دارم. من چگونه می‌توانم با آن‌ها ارتباط برقرار کنم اگر به لحاظ طبیعی یکسان نباشیم؟ بعضی از آن‌ها از ژاپن، چین، استرالیا و دیگر کشورها می‌آیند. ما مشکلی در برقراری ارتباط نداریم. چراکه اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین پیش‌زمینه مشترک ما طبیعت ما است، که یکسان است. تفاوت‌های فرهنگی ثانویه هستند. ما باید به طبیعت خود بازگردیم و از فرهنگ فراتر برویم. می‌دانم کار آسانی نیست. ممکن است فکر کنید من خیلی رادیکال هستم، من رادیکال هستم چون راه دیگری وجود ندارد. با بازگشت به طبیعت خود قدرتمند می‌شویم، درحالی‌که فرهنگ به شما می‌گوید که شما هیچ‌کس نیستید، و با یک ماشین یا یک قطعه تکنولوژیک تفاوتی ندارید. فرهنگ باعث می‌شود ما طبیعت خود را فراموش کنیم.

بعضی از نقدها به آثار من به این خاطر است که نظرات من را متوجه نمی‌شوند. جنسیت یک سازه فرهنگی است و مسلماً باید سازه‌های قدیمی جنسیت را واسازی[۳] کنیم. ولی باید به یاد داشته باشیم که پس از واسازی باید سازه‌ جدید جنسیتی بسازیم. علت این امر این است که در فرهنگ گذشته، جنسیت تنها با در نظر گرفتن یک نوع سوژه ساخته شد. یک وحدت تخیلی و بی‌اساس بین مردانگی و زنانگی در نظر گرفته شد، و سوژه نامعین و خنثی ساخته شد. این سوژه نامعین وجود ندارد. نوشته‌های «سیمون دوبووار» واسازی مفاهیم جنسیت قدیمی هستند ولی دوبووار سازه جنسیتی جدیدی مطرح نمی‌کند. برای دوبووار ایده‌آل این است که من یک مرد باشم. نه، ممنون از پیشنهادتان، ولی من می‌خواهم یک زن باقی بمانم. ما باید فرهنگی جدید و جنسیتی جدید متناسب با طبیعت خود بسازیم. دو موجود طبیعی که جهان خود را می‌سازند و پس‌ازآن سعی می‌کنند با برقراری جهانی سوم با یکدیگر رابطه برقرار کنند.

آیا شما فکر می‌کنید برابری یک ایده‌آل است؟ برابری از نظر شما چیست؟ بسیاری برابری حقوق و فرصت‌ها را مطرح می‌کنند. در سیستم آموزشی امروز اینکه دخترها می‌توانند به مدرسه بروند به‌عنوان یک دستاورد خیلی مهم مطرح می‌شود. بله این خیلی خوب است که دخترها به مدرسه می‌روند و از اینکه در خانه بمانند بهتر است. ولی دخترها به مدرسه می‌روند و آموزشی دریافت می‌کنند که متناسب با طبیعت آن‌ها نیست. مدرسه رفتن دخترها آخر داستان نیست، ما به آموزشی مناسب دختران نیاز داریم. در مورد قوانین هم این‌چنین است. مثلاً سقط‌جنین، قانونی است که مختص زنان است. نباید برابری را با فرصت‌های برابر اشتباه گرفت. اگر بخواهیم فرصت‌های برابر را تحقق ببخشیم، به قوانینی متفاوت برای زنان و مردان نیاز داریم. تغییر دادن قوانین به‌صورت موردی کفایت نمی‌کند، باید تأکیدهای قانون را نیز تغییر دهیم. قانون مردانه‌ی سنتی به همه‌چیز به دید کالا، مال و اموال نگاه می‌کند. مثلاً زن و بچه داشتن برای مردان در این فرهنگ با داشتن مال و اموال یا دارایی مقایسه می‌شود. قوانین باید به شکلی تدوین شوند که به‌جای تأکید بر رابطه بین «مرد» و «دارایی» بر روابط میان «سوژه‌ها» تأکید کنند.

مثلاً امروز می‌بینیم که برخی از زنان توانسته‌اند به دنیای سیاست راه پیدا کنند. مشخصاً من مخالف ورود زنان به سیاست نیستم ولی زنان بسیار کمی با ورود به سیاست، در سیاست موجود تغییری ایجاد می‌کنند. چگونه می‌توان ورود یک زن به سیاستی که در آن فرهنگ مردانه برقرار است و زن‌ را به مرد تبدیل می‌کند، جشن گرفت؟ اگر زنی با ورود به سیاست زن باقی بماند و اسیر فرهنگ موجود مردانه نشود خیلی ارزشمند است ولی متأسفانه تلاش بسیاری از زن‌ها بر این است که ثابت کنند به‌اندازه مردها خوب هستند. مسلم است که به‌خوبی مردها هستند، ولی لطفاً تفاوت‌های جنسی خود را نیز در نظر بگیریم. هنگامی‌که تلاش می‌کنید به‌خوبی مردها باشید، خودتان را از دست می‌دهید، انرژی، تخیل و خلاقیت خود را از دست می‌دهید و در این صورت برای بشریت مفید نیستید. گاهی خیلی ناراحت می‌شوم وقتی می‌بینم که زن‌ها فرصت شکوفایی زنانه خود را از دست می‌دهند؛ این واقعاً مایه تأسف است. ما به ارزش‌های زنانه نیاز داریم. زن‌های زیادی دارند مرد می‌شوند. این در حالی است که ما باید فرهنگی بسازیم که متناسب باوجود طبیعی ما زنان باشد. زنان نباید به نیروهایی برای تثبیت و تقویت فرهنگ مردانه موجود تبدیل شوند.

سخن گفتن از زن و مرد را نباید به‌طورکلی کنار گذاشت. درگذشته به شکلی متفاوت از زن و مرد صحبت می‌شد. تأکید من این است که سخن گفتن از زن و مرد را باید حفظ کرد ولی به شکل جدیدی از زن و مرد سخن بگوییم. باید سازه‌های جدیدی از زن و مرد بسازیم. بگذارید یک مثال مطرح کنم. تفاوت انسان با درخت این است که رشد درخت از قبل مشخص است، اینکه چگونه رشد خواهد کرد و چه خواهد شد. ولی انسان‌ها این امکان را ندارند. ما به جهان وارد می‌شویم و دارای طبیعتی هستیم. بخشی از این طبیعت ما جنس ما است. هنگامی‌که ما وارد جهان می‌شویم، فرهنگ به شکل‌های متفاوت سازه‌های مصنوعی‌اش را بر ما تحمیل می‌کند و به ما اجازه نمی‌دهد براساس طبیعت خود رشد کنیم. شما را دعوت می‌کنم به خودتان بازگردید. یکی از بی‌شمار تفاوت‌هایی که دیدگاه من با «ژان ژاک روسو» دارد این است تلاش برای بازگشت به طبیعت توسط او تنها به دنیای مردانه ارجاع دارد درحالی‌که من به دنیای مردان و زنان در این بازگشت اشاره می‌کنم. امروز نه‌تنها کره زمین که انسانیت نیز درخطر است. ما باید به این پرسش که «بازگشت به انسانیت یعنی چه؟» فکر کنیم.

*این متن برگرفته از کارگاهی است که ایریگاری در تاریخ ۲۰ اکتبر ۲۰۱۵ در دانشگاه وین برگزار کرد.

Footnotes:

[۱] construct

[۲] intersubjectivity

[۳] deconstruct

تاریخ انتشار

يكشنبه, آبان 17, 1394 - 00:02

شاخه اصلی

نظریه

جنسیت، مصرف و فرهنگ شهری: یک مطالعه موردی در شهر تهران

در این نوشتار کوتاه تلاش شده است در ابتدا به بررسی رابطه و کنش متقابل دو پدیدۀ اجتماعی "مصرف" و "فرهنگ شهری" پرداخته شود، سپس رابطۀ میان "جنسیت" به عنوان یک برساختۀ اجتماعی و مصرف به عنوان یک پدیدۀ فرهنگی، مورد بررسی اجمالی قرار می گیرد و نهایتا با استفاده از داده های اتنوگرافیک مربوط به یک پژوهش صورت گرفته در تابستان 1388 تصویری از معنای مصرف برای طبقۀ متوسط شهری به دست داده شود.

فرهنگ شهری و مصرف

بررسی ارتباط میان پدیدۀ "شهر" و "مصرف" تلاشی نوپا نیست. همزمانی گسترش شهرها و ابرشهرهای مدرن با جریان صنعتی شدن در دنیا و بالطبع ظهور پدیدۀ تولید انبوه، به این رابطه معنا و مفهومی عمیق بخشیده است. در حالی که در شهرهای کوچک و روستاها, "مصرف" مفهومی محدود و تک بعدی است، در شهرهای بزرگ اوضاع به شکل دیگری است. در واقع شهرهای بزرگ دیگر تنها یک "محدوده" به حساب نمی آیند بلکه برساخته ای از یک "محدوده" و یک "کنش" هستند, که این کنش را می توان همان "فرهنگ شهری" نامید و بی شک "مصرف" یکی از مولفه های این فرهنگ شهری است. بسیاری از صاحب نظران معتقدند که اطلاق واژۀ "فرهنگ شهری" به این کنش شهری, اشتباه یا به عبارتی دیگر نادقیق است و بایستی از واژۀ "فرهنگهای شهری" استفاده کنیم, چه هر شهر نه زایندۀ یک فرهنگ واحد که تولیدکننده و بازتولیدکنندۀ مجموعه ای از فرهنگها و خرده فرهنگهاست. آنچه در اینجا به بحث ما مرتبط است, رابطۀ تمامی این خرده فرهنگها با پدیدۀ مصرف است, برای مثال در حالی که "فرهنگ طبقۀ مرفه شهری" با  "مصرف تمایزبخش" (distinctive consumption) گره خورده است, "فرهنگ گروههای مجرم خیز" نیز با "مصرف یا سو مصرف مواد مخدر" پیوندی عمیق دارد. بنابراین به نظر می آید که پرداختن به موضوع فرهنگ شهری بدون توجه به بعد مصرفی آن کاری غیرممکن یا دشوار باشد.

اهمیت این ارتباط از چشم صاحبنظران علوم اجتماعی نیز پنهان نماینده است و امروزه ما با طیف وسیعی از نظرات و تبیین ها در مورد ارتباط مصرف با فرهنگ شهری مواجه هستیم. در حالی که دسته ای از محققان با پیروی از سنت کینزی, تحقیقات خود را بر رابطۀ میان "مصرف" و "درآمد" متمرکز نموده اند و از ابعاد فرهنگی مصرف به کلی چشم پوشیده اند, تورستاین وبلن, که بسیاری او را اولین نظریه پرداز حوزۀ مصرف به عنوان یک پدیدۀ فرهنگی می دانند, به مصرف دیدی کاملا اجتماعی-فرهنگی داشته است. وبلن معتقد است که اقتصاد چیزی جزو جنبۀ مادی فرهنگ افراد و جوامع نیست و به مصرف نیز دیدی مشابه دارد. در همین راستا, وبلن "مصرف" را راهی برای نشان دادن میزان ثروت و کسب منزلت اجتماعی, تشخص و احترام می داند. او در این ارتباط نوع خاصی از مصرف را معرفی می کند به نام "مصرف متظاهرانه", این نوع از مصرف نه در راستای اهداف زیستی و مادی که صرفا برای کسب احترام به کار می رود. وبلن محل بروز این نوع از مصرف را "شهر" می داند, "انگیزۀ این رفتار تظاهری و تاثیرگذاری آن در شهر مشهودتر است" (وبلن, 1970 :124)وبلن سپس دلیل این تاثیرگزاری بیشتر را این گونه شرح می دهد که در روستا به دلیل محدود بودن روابط و تعداد افراد, همۀ افراد از جایگاه یکدیگر به خوبی اطلاع دارند و دلیل چندانی برای مصرف تظاهری وجود ندارد اما در شهر به دلیل کثرت افراد و پیچیدگی روابط, شهرنشینان وادار می شوند برای تعیین جایگاه اجتماعی خود دست به مصرف تظاهری بزنند.(وبلن, 1970: 125)

ادامۀ خط فکری وبلن و تبیین های او در مورد مصرف را می توان به خوبی در کارهای بوردیو و بخصوص نظریۀ مشهور او در مورد "تمایز"(distinction) دنبال کرد. بوردیو معتقد است طبقات مختلف کالاهای مختلف را می خرند تا جایگاه خود را در ساخت اجتماعی نشان دهند, به این ترتیب رقابتی دائمی میان افراد برای استفاده از کالاهای خاص و پرهیز از تن دادن به خرید کالاهای عمومی شده وجود دارد که باعث می شود کالاها یا به عبارت دیگر مصرف, مرتبا تعریف وبازتعریف شود. کار بوردیو اولا از این جهت مهم است که منحصر به خرید یا انتخاب کالاها نمی شود بلکه بحث را به "سلیقه" می کشاند که مقوله ای به کل فرهنگی است. بوردیو همچنین با پرداختن به طیف گسترده ای از مسائل همچون نوع مسکن, نوع دکوراسیون, نوع موسیقی و نوع نقاشی, ارتباطی تنگاتنگ میان موضوع مصرف و تعیین جایگاه فرد در فرهنگ شهری را مطرح می نماید.(فکوهی, 1382:302)

مصرف و جنسیت

بحث در مورد رابطۀ میان مصرف و جنسیت را می توان در دو جبهه به پیش برد, اولا با طرح این سوال که آیا مصرف امری جنسیتی است؟ به این معنا که آیا نوع و میزان مصرف با توجه به جنسیت فرد مصرف کننده تغییر می یابد؟ و ثانیا اینکه اگر بپذیریم بسیاری از زنان, نمایندگان خانوادۀ خود در امر مصرف هستند, مصرف یا همان خرید برای آنان چه مفهومی دارد؟ آیا صرفا به معنای انجام فعالیتی روزمره و تکراری است یا متضمن معنایی مهم تر یا متفاوت است؟

در ارتباط با سوال اول, نظرات بسیار متفاوتی وجود دارد. با اینکه بازارهای دنیای در حال حاضر به شدت جنسیتی هستند و گروه هدف کالاهای کمی را می توان هر دو جنس دانست, اما تحقیقات نتایج متفاوتی بدست می دهند. بسیاری از تحقیقات معتقدند که میزان خرید همان قدر با جنسیت در ارتباط است که با دیگر فاکتورهای اجتماعی همچون سن. زنان برای خودشان بیشتر از مردان خرید نمی کنند, تنها نوع خرید آنان متفاوت است, اگر مردان به خرید اتومبیل علاقه دارند, زنان علاقه مند به خرید البسه یا جواهرات هستند. هر زمان که شکاف بزرگی میان میزان خرید مردان و زنان مشاهده می شود به این دلیل است که زنان غالبا تنها برای خود خرید نمی کنند, آنها نمایندۀ فرزندان, همسران و گاه والدین خود در امر خرید هستند, موضوعی که بعدتر به آن خواهیم پرداخت. دسته ای دیگر از تحقیقات اما معتقدند که زنان, بسیار بیشتر از مردان برای خود خرید می کنند و ریشۀ این امر را در تربیت و توقعات متفاوت اجتماع از زنان می دانند, بعضی از بزرگترین تجارتهای دنیا, همچون تجارتهای مربوط به لوازم آرایشی و بهداشتی منحصرا متمرکز بر زنان است و به این ترتیب این تحقیقات اثبات می کنند که در هر طبقۀ اجتماعی و فرهنگی زنان پول بیشتری صرف خرید می کنند و به این ترتیب مصرف را مقوله ای زنانه می دانند که مردان نقشی جنبی در آن دارند.

اما سوال دوم, موضوع تمرکز بسیاری از تحقیقات فمینیستی در سالهای اخیر بوده است. محققان فمینیستی همچون مارجوری دوالت, تلاش کرده اند به این پرسش پاسخ دهند که خرید و آماده کردن غذا برای خانواده, چه معنایی برای زنان دارد؟ (DeVault, 1991)  در کل نه تنها در ایران, بلکه در بسیاری دیگر از نقاط دنیا, زنان به خاطر موقعیت خاص خود در خانواده, صاحب وقت بیشتری هستند و به این ترتیب اولین قدم در راه تبدیل آنان به خریداران اصلی خانواده مهیا می شود. دوالت با انجام مصاحبه های عمیق فروان با زنان و با دیگر اعضای خانوادۀ آنان به این نتیجه می رسد که برای بسیاری از زنان مصرف چیزی بیشتر از یک عمل سطحی روزمره است. زنان از راه مصرف و تهیۀ مایحتاج روزمرۀ خانواده, بسیاری از احساسات خود را بروز می دهند. آنان خود را "ناجی" خانواده های خود در دنیای دشوار امروز می دانند و "مصرف" را نوعی کمک به دیگران می دانند نه انجام وظیفۀ روزمره. بسیاری از زنان از راه خرید و سبک مصرف, خشم خود نسبت به شرکای جنسی یا فرزندانشان را بروز می دهند. در واقع عرصۀ مصرف برای زنان مکانی برای بروز احساسات منفی و مثبت است.

مصرف جنسیتی در شهر: بررسی موردی زنان طبقۀ متوسط در شهر تهران

در تابستان 1388, این امکان را یافتم که با تعداد نوزده نفر از زنان خانه دار ساکن تهران, در مورد "خرید" به گفتگو بنشینم. این گفتگوها در قالب یک پژوهش فردی برای بررسی الگو و معنای خرید برای زنان طبقۀ متوسط ایرانی انجام شد. همۀ زنان مصاحبه شنده, خانه دار بوده اند, در منزل مسکونی متعلق به خانواده زندگی می کرده اند, همسران آنها در ماه بیش از چهار ملیون تومان درآمد داشته اند و هیچ کدام صاحب بیشتر از دو فرزند نبوده اند. کمترین مدرک تحصیلی در میان آنان دیپلم و بیشترین مدرک تحصیلی فوق لیسانس بوده است.

پژوهش در قابل مصاحبه های عمیق در دو نوبت دوساعته یا بیشتر با آنان صورت گرفته و حول محور تجربه ها, خاطرات و احساسات آنان در مورد خرید با محوریت خرید در شهر ( شهر تهران یا دیگر شهرها) شکل گرفته است. مصاحبه ها نیمه ساختار یافته بوده است و به این ترتیب طیف وسیعی از نظریات و احساسات را در برمی گیرند.

در زیر تلاش می کنم با استفاده از پاسخهای زنان, به دو سوال پاسخ دهم, اولا اینکه آیا خرید برای این زنان معنایی فراتر از فعالیتی روزمره دارد؟ آیا عناصری از احساسات و تفکرات در آن دخیل هستند؟ و ثانیا آیا خرید برای این زنان, مفهومی بوردیویی دارد؟ به این معنا که آیا آنان خرید را وسیله ای برای ایجاد تمایز اجتماعی و طبقاتی میان خود و همالان خود می دانند؟

در مورد سوال اول, توجه به پاره هایی از پاسخهای زنان, جالب توجه است:

" خرید, هیچ وقت برای من صرف خرید نبوده, یعنی وقتی من می رم شهروند, یا همین سوپرمارکت نزدیک, وقتی دارم بین ردیفهای خوراکی قدم می زنم, انگار تنها وقتی است که ذهنم آزاد است, یعنی واقعا خیال بافی می کنم, یا به خاطرات خوب گذشته فکر می کنم......"

" الان دیگه اینجوریه که من حتی اگر خرید هم نداشته باشم می رم برای خرید, یعنی همین بیرون رفتن, دور زدن تو مرکز خرید و خریدن یه تیکه لباس یا مثلا یه غذای آماده, یا حتی سبزی و میوه, روحیۀ منو خیلی عوض می کنه..."

" خوب, من هیچ وقت خرید رو تنها نمی رم, یعنی خیلی کم پیش می یاد که تنها برم, همیشه یا با دوستام می رم یا با خواهرم, یعنی فقط خرید نیست, آدم گپ هم می زنه, یه ذره هم خالی می شه....."

" من خرید کردن برای بقیه رو خیلی دوست دارم, بخصوص برای همسرم, یعنی می گم اون تموم زندگیش رو برای ما گذاشته و این کمترین کاریه که من می تونم براش بکنم..... ینی با پولی که اون به من داده, بهترین لباس رو براش بخرم...."

" خود خرید رو من خیلی دوست ندارم, ولی فکر خوشحالی شوهر و بچه هام از خریدهایی که براشون می کنم خیلی منو خوشحال می کنم, بخصوص دخترم خیلی خوشحال می شه حتی اگه براش یه سنجاق سر خریده باشی... از خوشی اونها من خیلی خوشم..."

" یعنی اگر بخوام یه چیز در مورد خرید بگم, می گم احساس استقلال به من می ده, با اینکه پولش پول خودم نیست, ولی می تونم انتخاب کنم, در صورتی که تو بقیۀ چیزها, حرف اول و آخر با شوهر و بچه هامه...."

" خرید, تنها کاریه که من توش متخصصم, اینو شوهرم می گه. یعنی تنها چیزیه که بقیه رو تو این خونه به من وابسته می کنه,..... دخترم الان که بزرگ شده گاهی با دوستاش می ره خرید ولی وقتی برمی گرده فوری {خریدش رو} به من نشون می ده و آخرش هم می گه تو اگه همراهم بودی بهتر خرید می کردم...."

" خرید حقیقتا برای من لذت بخشه, حتی اگر تنها باشم, باعث می شه احساس کنم زنده ام, روحیه رو خیلی بالا می بره, ... منظورم از خرید, حتی همین خرید شهروند است, یعنی نه فقط خرید لباس یا جواهرات...."

" من وقتی می رم تو مرکز خرید, انگار اصلا توی این دنیا نیستم, یعنی خیلی تو فکر و خیالم, حالا یا فکر و خیال زندگی ام یا فکر و خیال اینکه اگه اینو بخرم چطور می شه یا به من می یاد یا ...."

 

از مجموع این پاسخها چنین بر می آید که خرید, حتی خرید لوازم ابتدایی زندگی, فعالیتی روزمره نیست, بلکه می تواند معانی ضمنی زیر را برای این زنان به دنبال داشته باشد:1- "پرسه زنی" و فراهم شدن فرصتی برای تخیل به واسطۀ فراغت حاصل از آن.2- عوض دن فضا, دستیابی به سپهر عمومی از طریق راه یافتن به فضایی بغیر از فضای خانگی 3- همراهی و هم صحبتی با دوستان 4- احساس کمک به دیگر اعضای خانواده و خوشحال کردن آنان 5- احساس استقلال 6- احساس نیاز از جانب دیگران, احساس مفید بودن.

در مورد پرسش دوم, پاسخهای زیر قابل توجه اند:

" ببینید, من وقتی دارم مواد خوراکی هم می خرم همیشه دوست دارم بهترین ها رو بخرم, ولی به نظر من همیشه بهترین ها اونایی نیستن که بقیه استفاده می کنن, ممکنه گرونتر یا ارزونتر باشن, ولی بهترن..... وقتی مهمون دارم اینو می فهمم که مثلا یکی می گه این ماکارونی خیلی خوشمزه اس, خارجیه؟ می گم نه خارجی نیست, ولی.... هم نیست, یه مارک دیگه اس که خیلی از خانوما نمی خرن..."

" برای من تک بودن خیلی مهمه, توی جوونی ام من مجله های خارجی رو می گرفتم و از توش برای بچه هام لباس می دوختم, بعدتر سفارش می دادم براشون بدوزن, الان از خارج می خرم, ولی خیلی تک بودن برام مهمه...."

" ببینین, من کلا از خساست متنفرم, یعنی می گم کسی می یاد توی خونۀ آدم باید بفهمه آدم چقدر پول داره, نه اینکه تو ماهی بیست ملیون تومان درآمد داشته باشی ولی خونه ات مثل گداها باشه......"

" من عاشق اینم که بقیه بپرسن اینو از کجا گرفتی, اونو از کجا خریدی و خدا رو شکر همیشه هم همینطوری بوده, یعنی چیزایی که من می گیرم رو بعدن همه هم می رن می خرن, ولی تا اون موقع من یه چیز جدیدتر گرفتم... همیشه از بقیه جلوترم...."

" من مرتب جای خریدم رو عوض می کنم, دفعۀ دوم و سومی که همسایه هایم رو جایی ببینم, دیگه اونجا نمی رم, می رم یه جای دیگه..."

" من توی خرید, چشم و همچشمی ندارم ولی برایم مهم است که با پولم بهترین چیزی رو که می تونم بخرم, بخرم... بهترین چیز هم معمولن این است که انقدر بگردی تا یه چیز مارکدار خوب پیدا کنی نه از این بنجلهای ترک..."

" من همیشه به شوهرم می گم, بچه ها رو بافرهنگ بار بیاریم, یعنی از اول هم دوست داشتم بچه هام دهنشون رو که باز می کنن یه حرفی غیر از لباس و اسکی و خارج هم بلد باشن بزنن, ... الان همه راه می افتن می رن دوبی, راه به راه, من به شوهرم گفتم من دلم می خواد بچه هام دیوار چین رو ببینن, مهم نیست که نمی شه تو چین خرید کرد, من اگه سفر برم, اگه پول خرج بکنم, دوست دارم برم یه جای متفاوتی که بچه هام یه چیزی یاد بگیرن...."

" گاهی شوهرم با من دعوا می کنه که فلان چیز رو, مثلا یه پلیور برای پسرم, رو چرا انقدر گرون خریدی؟ من بهش می گم ببخشید این بچۀ تو است ها, فردا توی مدرسه, توی همین مجتمع نمی گن فلانی چیزی پوشیده, می گن پسر فلانی چیزی پوشیده و احترام خودت بالا می ره..."

" کلن شوهر من چون پزشکه, با خیلی از مردهای توی همین ساختمون هم فرق می کنه, بعضی از اینا یه روزنامه تو خونشون پیدا نمی شه, نمی دونن سینما پوشیدنیه یا خوردنی, ولی من خودم هر روز روزنامه می خرم, ممکنه خودم همش رو نخونم ولی می خرم که تو خونه باشه, که پرت نباشیم...."

" جالبه که همیشه این خانومای دور و برم به من می گن, چقدر اینو گرون خریدی, بعد از دو ماه می بینی عین همین رو همشون خریدن, فقط منتظر این هستن که کسی دست روی چیزی بزاره..."

" بله, من مرتب جای خریدم رو توی این سالها عوض کردم, اوایل ما نزدیک میدان هروی زندگی می کردیم و من همان جا خرید می کردم, بعد که آمدیم ولنجک, من بیشتر از میدون ونک خرید می کردم, حالا از تندیس و قائم, تو میدان تجریش خرید می کنم, دلیلش هم اینه که دیگه جنسای ونک به نظرم بنجل می یان..... تا کی بشه که همه بریزن تو تندیس و اونجا هم بشه مثل بازار بزرگ تهران...."

" من این سالا دیگه بیشتر از خارج خرید می کنم, توی تهران چیز پیدا کردن سخته.... در ضمن وقتی یه بار پات رو توی مالهای (بازارهای) دوبی بزاری دیگه امکان نداره بتونی شیک ترین بازار تهران رو هم تحمل کنی...."

نتیجه گیری

از مجموع این پاسخها می توان به این نتیجۀ ابتدایی رسید که خرید برای این زنان متضمن مفهومی بوردیویی برای ایجاد "تمایز" میان خود و دیگران هست. تاکیدی که از جانب آنان بر "بهترین بودن", "متفاوت بودن", "عدم پیروی از دیگران" و "تعویض مرتب مکانهای خرید" صورت می گیرد, می تواند مصداق این تلاش برای "تمایز" باشد. از سوی دیگر, تعدادی از آنان نیز بر ایجاد "تمایز فرهنگی" تاکید داشته اند, به این معنا که وجود عناصر فرهنگی – در قالب خرید روزنامه, رفتن به سینما یا سفر با کشورهایی با پیشینۀ فرهنگی -در طبقۀ آنان می تواند باعث ایجاد نوعی تمایز میان آنان و همالانشان شود.

در کل یافته های این تحقیق نیاز به تدقیق و تحلیل بیشتر و عمیق تر دارند اما در همین اندازه نیز به ما نشان می دهند که اولا مصرف-خرید- در شهر مفهومی ورای یک فعالیت روزمرۀ اقتصادی دارد و ثانیا, در طبقۀ متوسط شهری تهران, خرید ابزاری برای ایجاد تمایز میان خود و دیگران است.

 

منابع

  • فکوهی, ناصر, تاریخ اندیشه و نظریه های انسان شناسی, نشر نی, 1380
  • تورستاین, وبلن, نظریۀ طبقۀ مرفه, ترجمۀ فرهنگ ارشاد, نشر نی, 1383
  • DeVault, Marjorie, Feeding the Family, 1991, The university of Chicago Press

homamaddah@gmail.com

این مطلب متعلق به ویژه نامه شهر و فرهنگ است

http://anthropology.ir/publication/10240

تاریخ انتشار

يكشنبه, آبان 3, 1394 - 23:57

شاخه اصلی

جنسیت

بی قدرتی سیاسی؛ دلیل عدم مشارکت زنان بوشهر

بحث و گفت و گو در خصوص ماهیت و موقعیت پدیده ی "مشارکت سیاسی زنان" در جامعه ی ایران به یکی از مهم ترین مباحث فکری در زمینه ی تبیین مفهوم دموکراسی تبدیل شده است. از نشانه های وجود دموکراسی در یک جامعه، وجود مشارکت سیاسی هست. از جمله مواردی که باعث عدم مشارکت سیاسی زنان در جامعه ی جنوب گردیده، داشتن احساس "بی قدرتی سیاسی" در زنان می باشد. در کنار این مورد می توان به نبود آگاهی سیاسی در بین زنان، مذهبی بودن، میزان تحصیلات و طبقه ی اجتماعی اشاره کرد. حضور زنان در عرصه ی سیاسی جنوب، غالبن شکلی توده ای و تماشاگرانه دارد که در این مقاله جهت برون رفت از این وضعیت بی قدرتی سیاسی؛ راه حل هایی مانند گفتمان سازی اجتماعی از طریق فعال نمودن احزاب و نهادهای مشارکت سیاسی برای زنان پیشنهاد می گردد.

احساس بی قدرتی در زنان

یکی از مواردی که باعث گردیده زنان درجامعه ی ایران فعالیت گسترده ای نداشته باشند؛ داشتن احساس بی قدرتی است. احساس بی قدرتی به حالتی گفته می شود که فرد احساس می کند در وضعیت های اجتماعی و کنش متقابل خود تاثیرگذار نیست و در واقع عمل خود را بی تاثیر می یابد، به گونه ای که نتایج مورد انتظار را برآورده نمی سازد. در این حالت، فرد به این باور رسیده است که جامعه به وسیله گروه کوچکی از افراد واجد ثروت و قدرت اداره می شود که این گروه نخبگان در نظر دارند به هر ترتیبی قدرت خود را حفظ کنند. فردی که چنین احساسی دارد، در مواردی کل فرآیند سیاسی را نوعی توطئه مخفیانه می داند که هدف از آن فقط بهره برداری از مردم و بازی کردن با سرنوشت آنهاست. دوایت دین؛ بی قدرتی سیاسی را عاملی می داند که می تواند مانع از مشارکت سیاسی گردد. وی در تلاش برای تحلیل رفتار رای دهندگان سه مفهوم بی قدرتی، بی هنجاری و انزوای اجتماعی را بکار می‏برد. دوایت دین در پژوهش خود نشان می‏دهد که بین این سه مفهوم و رفتار سیاسی رابطه وجود دارد؛ لیکن با کنترل متغیر پایگاه اجتماعی، این رابطه پایدار نمی ماند (رابینسون و شارر، 1976: 529). از جمله مواردی که باعث داشتن احساس بی قدرتی سیاسی می شود، عدم مشارکت سیاسی هست.

شرط لازم و اساسی برای تقویت دموکراسی؛ مشارکت، حضور و نمایندگی زنان در تمامی سطوح دولت در کنار مردان می باشد. مشارکت سیاسی زنان تنها به معنی شرکت آنان درانتخابات و رای دادن نیست. مشارکت بدین معنا می باشد که زنان در تمامی نهادهای دموکراتیک نقشی فعال، تعیین کننده و اثرگذار داشته باشند. در قالب رویکرد مدرنیزاسیون، به اعتقاد هانتینگتون و نلسون، مشارکت سیاسی و اجتماعی تابعی از فرآیند توسعه اقتصادی و اجتماعی است. این فرایند از دو طریق بر گسترش مشارکت اثر می‏گذارد. نخست از طریق تحرک اجتماعی است. کسب منزلت‏های بالاتر اجتماعی، احساس توانایی را در فرد تقویت کرده و نگرش او را نسبت به توانایی‏اش در تاثیر نهادن بر تصمیم‏گیری مساعد می‏سازد. این نگرش‏ها، زمینه مشارکت در سیاست و فعالیت‏های اجتماعی را تقویت می‏کند. در این حالت، منزلت اجتماعی نهایتن از طریق اثری که بر احساس توانایی و یا بی‏قدرتی می‏گذارد، بر مشارکت موثر می‏افتد(ربیعی،1380: 73). از دیگر مواردی که بر مشارکت سیاسی زنان تاثیرگذار می باشند شامل طبقه اجتماعی، تحصیلات، داشتن شغل، کنشگری در نهادهای مدنی و ...... می باشد.

بی قدرتی سیاسی در زنان جنوب

زنان در جامعه ی در حال گذار جنوب ایران؛ به دلیل وجود کلیشه های جنسیتی، سکسیزم(خشونت پنهان در خصوص زنان)و جنسیت زدگی، وجود مردسالاری و.... دارای احساس بی قدرتی سیاسی می باشند. هرچند که این احساس همواره در بین اکثر زنان در تمامی مناطق وجود دارد، اما در این نوشته بیشتر به زنان جنوب خصوصن زنان در استان بوشهر اشاره می گردد.

زنان استان بوشهر به دلیل وجود کلیشه های جنسیتی، حضور آنها در مکان های قابل فعالیت در حوزه های سیاسی در اغلب موارد با موانع اجتماعی و فرهنگی روبه رو می شود و در اکثر آنها این تفکر غالب است که در رفتارهای سیاسی باید تابع شوهران یا به طور کلی مردان خود باشند و نمی توانند مستقل از مردان تصمیمی اتحاذ نمایند. در این حالت زنان، مردان خود را قدرتمندانی می پندارند که نتایج مسایل سیاسی با تصمیمات آنها رقم می خورد و کنش زن در جهت داشتن نظری مخالف با شوهر یا پدر یا برادر تغییری ایحاد نمی کند. داشتن احساس بی قدرتی سیاسی در زنان استان بوشهر به گونه ای هست که آنها را معتقد نموده که اگر بخواهند حتا تصمیمی برای حضور فعال شان در عرصه ی سیاسی بگیرند، خواه ناخواه با برخی انگ های اجتماعی مواجه می شوند. به طور کلی داشتن این احساس در بین زنان در جوامع در حال گذار با دیدگاه های بسته ی اجتماعی بیشتر می باشد.

مشارکت سیاسی در دو سطح توده (مانند شرکت در انتخابات، عضویت در احزاب و انجمن‏ها و تجربه‏های اجتماعی) و نخبگان (حضور در مجلس، قوه مجریه وداشتن مناصب عالی (کاظمی پور،1383: 217) معنا می یابد. زنان استان بوشهر در جامعه ی در حال گذار که از جامعه ای پیشامدرن به سوی جامعه ای مدرن در حال تغییر هست،  همچنان دارای مشارکت سیاسی با کیفیت توده ای و تماشاگرانه هستند. وجود مشارکت توده ای زنان در استان بوشهر به نبود آگاهی سیاسی، میزان تحصیلات، طبقه ی اجتماعی و احساس بی قدرتی سیاسی مرتبط می باشد. هرچه میزان طبقه ی اجتماعی زنان بالاتر باشد، شدت و اهمیت مشارکت سیاسی آنها نیز بیشتر می گردد. همچنین هر چه میزان تحصیلات زنان بالاتر رود، میزان مشارکت سیاسی آنها نیز افزایش می یابد و بالطبع میزان دسترسی به اطلاعات نیز گسترش می یابد و منزلت اجتماعی بالاتر می رود و و این امر، زمینه مساعد تری برای مشارکت سیاسی زنان در عرصه ی عمومی و از بین بردن بی قدرتی سیاسی زنان را ایجاد می‏نماید.

برای مشارکت سیاسی زنان در استان بوشهر باید ضرورت به وجود آمدن یک "گفتمان سازی اجتماعی" در میان زنان گسترش و درک شود. بدین معنا که مشارکت سیاسی زنان از حالت برانگیخته و توده ای به حالتی خودانگیخته به همراه عقلانیت سیاسی تغییر یابد و بتواند مولفه های فرهنگ سیاسی مشارکتی را شکل دهد. دادن آموزش های سیاسی به زنان و تقویت روحیه ی مشارکتی در بین آنها باعث می شود که با افزایش تمایل به مشارکت سیاسی (که رابطه ی مستقیمی با کاهش بی قدرتی سیاسی دارد) در ایشان روبه رو گردیم. تشکیل و راه اندازی احزاب خاص زنان، تشکل های سیاسی مدنی، تریبون های عمومی و..... ازجمله مواردی می باشند که جهت گیری ها و گرایش های سیاسی-اجتماعی زنان را تقویت می کند و احساس بی قدرتی سیاسی را به مشارکت سیاسی فعالانه سوق می دهد. در این مشارکت، زنان با تصمیمی اگاهانه و داوطلبانه به عضویت در تشکل ها و احزاب سیاسی، رای دادن، کاندیداتوری و نامزد شدن در می آیند.

تاریخ انتشار

يكشنبه, شهريور 1, 1394 - 01:39

شاخه اصلی

جنسیت
اشتراک در RSS - جنسیت و فضای شهری